ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳۸٬۱۷۶ مورد.
۱۶۱.

اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان: نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان با در نظر گرفتن نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه انجام شد.   روش: این مطالعه همبستگی با 260 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان امید اصفهان در بهار و تابستان 1403 انجام شد. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مقیاس فرآیند درمان پذیرش و تعهد (Compact؛ فرانسیس و همکاران، 2016)، مقیاس تضعیف روحیه (DS-II؛ روبینسون و همکاران، 2016) و پرسشنامه رشد و افت پس از سانحه گسترده (PTGDI-X؛ تاکو و همکاران، 2021) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار 26- Amos تجزیه و تحلیل شدند.   یافته ها: تحلیل نشان داد که همبستگی منفی معناداری بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه وجود دارد (001/0P<). رشد پس از سانحه و افت پس از سانحه به طور معناداری واسطه رابطه ی بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه هستند (001/0P<). مدل نهایی برازش مناسبی با داده ها نشان داد (05/0P<).   نتیجه گیری: فرایندهای پذیرش و تعهد به طور مستقیم و بواسطه رشد و افت پس از سانحه در تضعیف روحیه نقش دارند. پیشنهاد می شود مداخلاتی که فرآیندهای پذیرش و تعهد را هدف قرار می دهند، و همچنین رشد پس از سانحه و کاهش افت پس از سانحه را تقویت می کنند، برای کاهش تضعیف روحیه در بیماران سرطانی توسعه داده شوند.
۱۶۲.

مقایسه اثربخشی بازآموزی سبک های اسناد وآموزش مهارت های حل مسئله بر خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بازآموزی سبک های اسناد وآموزش مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان انجام گرفت. روش: پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه با دو گروه آزمایشی گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ، 60 نفر از دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان بطور تصادفی انتخاب ودرسه گروه 20 نفری گمارش شدند. گروه اول بازآموزی سبک های اسناد و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس ( فرم الف) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P). همچنین بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت)000/1=p (. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود.  بین خلاقیت در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و بیشتر و پایدارتر از گروه بازآموزی سبک های اسناد است. نتیجه گیری: بازآموزی سبک های اسناد و آموزش مهارت های حل مسئله بر تمامی مؤلفه های خلاقیت دانش آموزان اثرگذار می باشد. نتیجه کاربردی اینکه این مداخله موجب بهبود خلاقیت می شود.
۱۶۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
هدف : تحمل پریشانی در پرستاران از عوامل محافظتی روان شناختی اساسی برای حرفه پرستاری به شمار می شود؛ لذا پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی انجام شد.   روش : این مطالعه یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و یک گروه کنترل  بود. از بین پرستاران شاغل در بیمارستان امام خمینی شهرستان فلاورجان 44 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) بود. دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.   یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد تفاوت بین میانگین در پس آزمون و پیگیری، نمرات گروه کنترل با دو گروه درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک معنی دار می باشد (05/0> p). تفاوت بین میانگین نمرات دو گروه درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک معنی دار نمی باشد (05/0<P).   نتیجه گیری : بنابراین می توان گفت هر دو روش درمانی مؤثر بوده و موجب افزایش تحمل پریشانی در پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی شده اند. در ضمن بین اثربخشی دو روش درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی تفاوت وجود ندارد.
۱۶۴.

شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه و هدف : رهبری دیجیتال به عنوان مهارت رهبران برای ایجاد چشم اندازی روشن و معنادار برای فرآیند دیجیتالی سازی و اجرای استراتژی هایی برای تحقق آن توصیف می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش مبتنی بر پارادایم عمل گرایی و با رویکرد استقرایی انجام شده و از طرح پژوهش آشیانه ای استفاده شده است. بدین منظور پایگاه های معتبر داخلی و خارجی شامل پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، جهاد دانشگاه، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست و امرالد مورد جست وجو قرار گرفت. در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ و ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در مجموع 53 مقاله شناسایی و پس از ارزیابی محتوایی، 50 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده ها با روش کیفی فراترکیب و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید یافته ها : بر اساس یافته ها، 71 مقوله فرعی در قالب ۱۲ مقوله اصلی شناسایی شد که شامل چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول، فرهنگ دیجیتال و چابکی سازمانی، تجربه مشتری در اکوسیستم دیجیتال، رهبری دیجیتال، زنجیره تأمین دیجیتال در بیمه، نوآوری و مدل های کسب وکار دیجیتال، مهارت های فناورانه مدیران، امنیت سایبری و حفاظت از داده ها، فناوری های نوظهور در بیمه دیجیتال، همکاری بین المللی و رقابت پذیری دیجیتال، مدیریت منابع انسانی در اکوسیستم دیجیتال، و سیاست گذاری و تنظیم مقررات دیجیتال است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران مفهومی چندبعدی و نظام مند است که بر پایه مجموعه ای از مؤلفه های راهبردی، فرهنگی، فناورانه و رفتاری استوار است. در این چارچوب، چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول به عنوان نقطه آغاز فرآیند دیجیتالی شدن سازمان های بیمه ای عمل می کند و جهت گیری کلان سازمان را در هماهنگی با اهداف تحول دیجیتال مشخص می سازد. این بعد، رهبران را ملزم می کند تا بین فناوری های نوین و مأموریت های اصلی سازمان پیوند برقرار کنند.
۱۶۵.

الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه و هدف : کاربرد گسترده هوش مصنوعی در آموزش، چالش های اخلاقی فراوانی به دنبال داشته است. شناسایی الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش برای مقابله با چنین چالش هایی اهمیت چشمگیری دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور از روش هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده گردید. میدان پژوهش شامل 351 سند علمی بود که پس از واکاوی و بررسی چکیده، محتوا و کیفیت یافته ها با کمک ابزار پریزما، 21 مقاله بر اساس ملاک های تعیین شده، جهت فراترکیب گزینش شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شده است. روایی توصیفی و تفسیری نیز مورد تایید قرار گرفتند. یافته ها : یافته ها نشان داد که الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش شامل الزامات اخلاقی نهادی و الزامات اخلاقی توسعه ای است. الزامات اخلاقی نهادی شامل اخلاق فناورانه و اخلاق سیاستگذاری و نظارت (سازمانی) است. الزامات اخلاقی توسعه ای نیز شامل اخلاق آموزش و یادگیری (پداگوژیک) و اخلاق انسانی (بشر) است. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که برای استقرار هوش مصنوعی در آموزش، ملحوظ کردن ملاحظات مختلف منجمله ملاحظات اخلاقی از اهمیت زیادی برخوردار است ولذا نتایج این مطالعه که ملاحظات اخلاقی را مورد مداقّه قرار داده است می تواند مورد توجه سیاست گذاران، مدیران آموزشی و معلمان جهت استقرار اخلاقی هوش مصنوعی در آموزش قرار گیرد تا با چالش های اخلاقی کاربست این فناوری مقابله شود.
۱۶۶.

کاربرد فناوری های اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش و مدیریت بوم سازگان های دریایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
بوم سازگان های دریایی در دهه های اخیر به دلیل تغییرات اقلیمی، آلودگی و فعالیت های انسانی تحت فشار فزاینده ای قرار گرفته اند. پایش مؤثر این اکوسیستم ها برای مدیریت پایدار منابع دریایی و کاهش پیامدهای منفی انسانی ضروری است. با پیشرفت فناوری، استفاده از اینترنت اشیا و هوش مصنوعی به عنوان ابزارهای نوین برای جمع آوری و تحلیل داده های محیطی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی کاربردهای اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش و مدیریت بوم سازگان های دریایی، توسعه چارچوبی یکپارچه و ارائه توصیه های عملی برای بهبود دقت و سرعت شناسایی تغییرات محیطی انجام شده است. پژوهش حاضر یک مرور نظام مند از مطالعات اخیر منتشرشده در 15 سال اخیر را انجام داده و بر منابع معتبر بین المللی تمرکز کرده است. داده ها با استفاده از تحلیل محتوا استخراج و چارچوبی شامل حسگرهای دریایی، شبکه های ارتباطی، الگوریتم های هوش مصنوعی و روش های پیش بینی ارائه شد. یافته ها نشان می دهد که ترکیب اینترنت اشیا و هوش مصنوعی امکان پایش لحظه ای پارامترهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی در گستره های جغرافیایی وسیع را فراهم می کند. استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی در تحلیل داده ها موجب پیش بینی بهتر تغییرات بوم سازگان و شناسایی نقاط بحرانی می شود. همچنین، این رویکرد باعث کاهش هزینه های نظارت و افزایش دقت تصمیم گیری مدیریتی می شود. ادغام اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش دریایی می تواند پایه ای برای توسعه اقیانوس هوشمند و مدیریت پایدار منابع دریایی فراهم کند. این فناوری ها علاوه بر بهبود کارایی پایش، امکان واکنش سریع در برابر تهدیدهای محیطی و افزایش آگاهی علمی از تغییرات اکوسیستم های دریایی را فراهم می سازند.
۱۶۷.

بررسی اثر آرژینین بر ترمیم زخم پوستی در موش صحرایی نر نژاد ویستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه: آرژینین یک آمینو اسید ضروری است که از سیترولین در انسان سالم تولید می شود و عملکرد ایمنی، ترشح هورمون و عملکرد اندوتلیال را تعدیل می کند. آرژینین و متابولیت های فعال آن می توانند بر تمام مراحل بهبود زخم شامل تولید کلاژن، تکثیر سلولی و بهبود ایمنی اثرگذار باشند. مواد و روش ها: در این مطالعه 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با وزن متوسط 200-250 گرم با تزریق مخلوطی از کتامین و زایلازین به صورت داخل عضلانی بیهوش شدند. سپس یک برش پوستی به قطر 15 میلیمتر داده شد. موش ها در چهار گروه کنترل، آرژینین موضعی 2 درصد، آرژینین موضعی 5 درصد و آرژینین تزریقی و هر گروه شامل 6 سر قرار گرفتند. بعد از 15 روز ، موش ها قربانی شده و نمونه بافتی در فرمالین 10 درصد فیکس شد. بعد از مراحل پردازش بافت، به وسیله میکروسکوپ نوری مطالعات استریولوژی انجام شد. یافته ها: در این مطالعه، تعداد سلول های فیبروبلاست در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه کنترل، آرژینین موضعی %2 و %5 کاهش داشته است. همچنین حجم درم در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه آرژینین موضعی %2 و %5 و کنترل کاهش معنی داری داشته است، اما حجم درم در گروه آرژینین موضعی %2 در مقایسه با گروه کنترل افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تحقیق تفاوت های معنی داری را در اثرات ترمیم زخم آرژینین موضعی در مقایسه با آرژینین تزریقی نشان می دهد.
۱۶۸.

مقایسه ی اثربخشی درمان های هیجان مدار و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی، افکارغیرمنطقی، بازداری هیجانی و ارزشمندی در زندگی در افراد افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
زمینه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی اثربخشی درمان های هیجان مدار و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی، افکار غیرمنطقی، بازداری هیجانی و ارزشمندی در زندگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و جامعه ی آماری شامل تمامی افرادی بود که به کلینیک های روانشناسی منطقه 5 تهران در بازه زمانی 1402 مراجعه کردند. نمونه گیری به روش در دسترس و پس از مصاحبه پژوهشگر با شرکت کنندگان و احراز ملاک های تشخیصی افسردگی اساسی بر اساس DSM-5 به عمل آمد. در مجموع، 60 نفر بیمار مبتلا به افسردگی اساسی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (IBQ-40)، افسردگی بک (ویرایش دوم)، بازداری هیجانی (ECQ) و ارزشمندی زندگی بود. یافته ها: یافته ها نشان داد هر دو درمان در مقایسه با گروه کنترل در بهبود نشانه های افسردگی، افکار غیر منطقی و بازداری هیجانی و ارزشمندی زندگی در سطح معناداری (0/001) مؤثر بوده اند. با وجود این، درمان هیجان مدار در بهبود نشانه های افسردگی با تفاوت میانگین (1/733) و افکار غیرمنطقی با تفاوت میانگین (10/167) و بازداری هیجانی با تفاوت میانگین (9/683) نسبت به درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش مؤثرتر بود و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تفاوت میانگین (13/983) نسبت به درمان هیجان مدار اثربخش تر بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دو رویکرد درمانی هیجان مدار و پذیرش و تعهد ابعاد متفاوتی از سلامت روانی را مورد هدف قرار می دهند و درمان پذیرش و تعهد، حداقل در کوتاه مدت اثرات کمتری بر نشانه شناسی افسردگی و افکار غیر منطقی و بازداری هیجانی داشته و همچنین اثرات بیشتری بر ارزشمندی زندگی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی دارد.
۱۶۹.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
زمینه: مبتلایان به اضطراب اجتماعی از دو ویژگی عمده حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد برخوردارند و برای کاهش رفتارهای مضطربانه خود در موقعیت های اجتماعی رفتارهای ایمنی بخش را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. حجم نمونه با استفاده از مدل کلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 303 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمنی بخش هراس اجتماعی (پینتگویا و همکاران، 2003)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کابالو و همکاران، 2010)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (فلوید و همکاران، 2005) و پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن،1996) جمع آوری شد. یافته ها: نتایج با استفاده از روش بوت استراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/21، p) و اثر غیرمستقیم حساسیت به طرد بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/41، p) از لحاظ آماری معنی دار می باشند و برازش مدل تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش رفتارهای ایمنی بخش در اختلال اضطراب اجتماعی و همچنین اهمیت حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد در ایجاد و تداوم این اختلال، یافته های پژوهش دارای تلحویاتی برای درمانگران برای طراحی مداخلات درمانی به منظور بهبود اضطراب اجتماعی می باشد.
۱۷۰.

روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : 0
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ بود. روش: این پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سمنان و تعداد نمونه 1084 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های رفتارهای پرخطر نوجوانان، شایستگی های اخلاقی، تجارب آسیب زا در دوران کودکی، نئو و ادراک آینده تاریک استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای نشانگر در متغیرهای پنهان رفتارهای پرخطر و ارزش های اخلاقی محافظ به طور همسو و معناداری بر این سازه های مکنون بار شده اند (1/96<t). اثر ارزش های اخلاقی محافظ بر رفتارهای پرخطر منفی و معنادار بود (0.54- = β). اثرات تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر رفتارهای پرخطر (0.11 = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر رفتارهای پرخطر (0.22 = γ) و ادراک آینده تاریک بر رفتارهای پرخطر (0.10 = γ) مثبت و معناداری بود (1/96<t). اثر تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر شایستگی های اخلاقی (0.27- = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر شایستگی های اخلاقی (0.42- = γ) و ادراک آینده تاریک بر شایستگی های اخلاقی (0.15- = γ) منفی و معنادار بود (1/96<t). نتیجه گیری: نتایج مورد بحث قرار گرفته است.
۱۷۱.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با رفتار خصمانه در بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
زمینه: تجارب آسیب زای دوران کودکی نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای ناسالم در بزرگسالی دارد؛ شناسایی مکانیزم های زیربنایی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتارهای خصمانه از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بر این اساس مطالعه حاضر با هدف نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه در بزرگسالان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت پایانه های نفتی ایران در سال 1403 بودند، در این پژوهش 280 نفر به روش نمونه گیری در دسترس مشارکت داشتند و به پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ)، پرسشنامه عملکرد بازتابی (RFQ) و پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم بر رفتار خصمانه (57/0=β) اثر مثبت و معنادار داشت؛ همچنین بر ذهنی سازی (58/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت؛ نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی به صورت مستقیم بر رفتار خصمانه (34/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه (20/0=β) نقش میانجی داشت. نتیجه گیری: در مجموع می توان نتیجه گرفت که تجارب آسیب زای دوران کودکی به صورت مستقیم و با نقش میانجی ذهنی سازی بر رفتار خصمانه بزرگسالان تاثیر دارد.
۱۷۲.

تأثیر معنویت درمانی بر نشخوار فکری و تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
اهداف مادران کودکان با فلج مغزی به دلیل وجود کودک مبتلا به فلج مغزی، مستعد فشارهای هیجانی مانند استرس و افسردگی هستند که به فعال شدن طرح واره های هیجانی مانند نشخوار فکری و احساس گناه منجر می شود. این باورهای منفی در مورد هیجانات سبب افکار ناکارآمد و کاهش تاب آوری در مادر می شود. در این صورت انجام مداخله هایی همچون معنویت درمانی می تواند تاب آوری و نشخوار فکری در مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی را بهبود بخشد. مواد و روش ها در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی دو گروه با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود که بر روی 60 نفر از مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مراجعه کننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله معنویت درمانی قرار گرفتند. مادران قبل و 1 ماه بعد از مداخله پرسش نامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو و پرسش نامه تاب آوری کانور دیویدسون را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در گروه مداخله بعد از معنویت درمانی، نشخوار فکری در همه ابعاد، کاهش و تاب آوری افزایش یافته بود که این تفاوت ازنظر آماری معنادار بود (001/P<0) اما در گروه کنترل تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد معنویت درمانی می تواند در کاهش نشخوار ذهنی و افزایش تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مؤثر باشد. بااین حال، به دلیل محدودیت های مطالعه، تعمیم این نتایج به سایر روش های معنویت درمانی یا جمعیت های دیگر مستلزم احتیاط است.
۱۷۳.

بررسی عوامل مؤثر بر خوش بینی تحصیلی: فراتحلیل مطالعات موجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در زمینه خوش بینی تحصیلی با استفاده از رویکرد فراتحلیل انجام شد. بدین منظور؛ تمامی مقالات منتشرشده مجلات مختلف درزمینه خوش بینی تحصیلی از فروردین سال 1392 تا تیرماه 1400 در پایگاه های اطلاعاتی جهاد دانشگاهی، مگ ایران و گوگل اسکولار گردآوری و بررسی شد. درنهایت، با استفاده از چک لیست بررسی مقالات از لحاظ فنی و روش شناختی 47 پژوهش انجام گرفته درزمینه خوش بینی تحصیلی با استفاده از نرم افزار CMA2 تحلیل شد. نتایج تحقیق منجر به شناسایی 11 عامل مؤثر بر خوش بینی تحصیلی شد که با دسته بندی صورت گرفته، 5 عامل اعتماد، تأکید علمی، خودکارآمدی، انگیزش و پیشرفت تحصیلی دارای شدت تأثیر بالاتری بر خوش بینی تحصیلی بودند و اثرگذاری آنها در سطح اطمینان 95 درصدی معنادار ارزیابی شده است. همچنین؛ یافته های پژوهش نشان داد که اندازه اثر عامل های اعتماد (77/0)، تأکید علمی (772/0)، خودکارآمدی (583/0)، انگیزش (58/0) و پیشرفت تحصیلی (56/0) گزارش شده که قابلیت تبیین و پیش بینی خوش بینی تحصیلی در بین جوامع هدف یعنی آموزش وپرورش و نیز نظام دانشگاهی را دارند. بر این اساس، به مدیران آموزشی پیشنهاد می شود که برای توسعه خوش بینی تحصیلی در نظام آموزشی می بایست در گام نخست، فرهنگ اعتماد را تقویت کرد.
۱۷۴.

تأثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی معلمان: تحلیل چالش ها و راهکارها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
این مقاله به بررسی رابطه بین اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی معلمان می پردازد. هدف اصلی، تحلیل تأثیر رعایت اصول اخلاقی بر بهبود عملکرد معلمان و در نهایت ارتقای کیفیت آموزش است. روش تحقیق مبتنی بر مرور سیستماتیک مقالات و مطالعات پیشین در این حوزه است که از منابع داخلی و خارجی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که اخلاق حرفه ای به عنوان یک عامل کلیدی، تأثیر مستقیمی بر عملکرد شغلی معلمان دارد و منجر به افزایش انگیزه، تعهد، و اثربخشی در فرایند یاددهی-یادگیری می شود. همچنین، رعایت اخلاق حرفه ای باعث ایجاد محیطی مبتنی بر اعتماد و همکاری در مدارس می شود که این امر به نوبه خود عملکرد دانش آموزان را بهبود می بخشد. نتیجه گیری کلی این است که توجه به اخلاق حرفه ای در نظام آموزشی نه تنها به عنوان یک ضرورت اخلاقی، بلکه به عنوان یک راهبرد مؤثر برای توسعه آموزشی و اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد.
۱۷۵.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر تاب آوری مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر تاب آوری مادران دارای کودک با نارسایی هوشی آموزش پذیر انجام شد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه ی آماری شامل مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهر فارسان در نیمه دوم سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 45 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفر در هر گروه) گمارده شدند. سپس گروه آزمایش اول تعداد 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهنی سازی را دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار اندازه گیری پژوهش پرسشنامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مصاحبه ی بالینی کوتاه بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو روش مداخله ذهنی سازی (001/0> P) و ذهن آگاهی (001/0> P) بر افزایش میانگین تاب آوری و زیر مقیاس های آن تاثیر پایدار داشتند، ضمن اینکه مشخص شد بین اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر تاب آوری و زیر مقیاس های آن تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0<P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، نتیجه گیری شد که می توان با استفاده از هر دو روش درمان، تاب آوری مادران دارای کودک با نارسایی هوشی آموزش پذیر را افزایش داد.
۱۷۶.

بررسی تفاوت های سنی و جنس مولفه به روز رسانی کارکردهای اجرایی در بزرگسالان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۵
مقدمه: کارکردهای اجرایی به عنوان مکانیسم تنظیم فرایندهای شناختی تعریف شده که خاص انسان هستند. یکی از مولفه های این کارکردها به روزرسانی است که به عنوان فرایند جایگزین کردن اطلاعات نامرتبط با اطلاعات جدید به منظور به روز نگه داشتن اطلاعات حافظه کاری، تعریف می شود. هدف: عوامل موثر برکارکردهای اجرایی، پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده اند. با این حال، تاکنون مطالعه ای عملکرد گروه های سنی مختلف زنان و مردان را بررسی نکرده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت های سن و جنس در مولفه به روزرسانی طراحی شد. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، کاربردی، از نظر روش پژوهش، توصیفی - پیمایشی و روش اجرا، به صورت فردی بود. جامعه آماری، افراد ساکن استان کرمان از سنین 16 تا 59 سال در سال 1401 بود. تعداد 479 نفر (51% خانم) با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب و در ده گروه سنی طبقه بندی شدند. ابزار پژوهش نسخه رایانه ای مولفه به روزرسانی از مجموعه تکالیف کارکردهای اجرایی بنیادی و روش تحلیل داده ها، تحلیل واریانس یک راهه بود. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس یک راهه برای تفاوت میانگین گره های سنی مولفه به روزرسانی نشان داد که تفاوت بین نمرات گروه های سنی ده گانه هر سه تکلیف در سطح 0001/0 P< معنادار است. همچنین، نتایج تحلیل واریانس یک راهه برای تفاوت میانگین جنس نشان داد که بین عملکرد زنان و مردان در این مولفه تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: عملکرد نوجوانان در مولفه به روزرسانی کارکردهای اجرایی رو به افزایش است به صورتی که در افراد 20 تا 24 سال به بیشترین حد خود می رسد و سپس با افت ملایمی تا انتهای میانسالی همراه است. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده جهت بالا بردن دقت نتایج مطالعات طولی را شامل شوند.
۱۷۷.

مقایسه اثربخشی تکنیک های تحمل آشفتگی و آموزش رفتاری والدین بر خودکارآمدپنداری مادران کودکان با نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۹۵
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از شایع ترین اختلالات رفتاری در کودکان است. مادران در بیشتر خانواده ها نقش مراقبتی و مسئولیت پذیری در برابر فرزندان دارند و با کشاکش بیشتری مواجه هستند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی تکنیک های تحمل آشفتگی و آموزش رفتاری والدین بر خودکارآمدپنداری مادران کودکان با نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش : این پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری 3 ماهه با گروه گواه بود. اندازه گیری ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون (پس از 8 هفته مداخله های تحمل آشفتگی و آموزش رفتاری والدین)، و پیگیری سه ماهه انجام شد. جامعه پژوهش، مادرانِ دارای کودکان 7 تا 12 سال با اختلال نافرمانی مقابله ای در اصفهان در سال 1402 بودند که از بین آنها 60 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در 3 گروه 20 نفری تحمل آشفتگی، آموزش رفتاری والدین و گواه جایدهی شدند. ابزار پژوهش شامل آخرین نسخه اهتباریابی شده سیاهه علائم مرضی کودکان (گادو و اسپرافکین، 1997) و خودکارآمدپنداری والدگری (دومکا و همکاران، 1996)در ایران بود. تحلیل ها توسط نسخه 26 نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که هر دو برنامه آموزش تحمل آشفتگی(989/79=F) و آموزش رفتاری والدی (278/387=F) تأثیر معناداری بر خودکارآمدپنداری مادران داشته اند و نمرات این متغیر در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری افزایش یافته است. همچنین خودکارآمدپنداری در دو نوبت پس آزمون و پیگیری در گروه های آموزش رفتاری والدین و تحمل آشفتگی نسبت به گروه گواه تفاوت معناداری داشته است. در مرحله پیگیری، تفاوت معناداری بین گروه های آموزش رفتاری والدین و تحمل آشفتگی مشاهده شد، اما در پس آزمون، این تفاوت معنادار نبود. نتیجه گیری: آموزش تحمل آشفتگی و رفتاری والدین هر دودر افزایش خودکارآمدپنداری مادران کودکان با نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر هستند؛ بنابراین بهتر است هر دو برنامه مداخله ای در بهبود سلامت روان مادارن بسته به شرایط مورد استفاده قرار گیرند.
۱۷۸.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک انجام شد. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد و جامعه آماری آن را بیماران مرد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک بیمارستان امام رضا شهر بجنورد در سال 1402 به تعداد 75 نفر تشکیل دادند. 30 نفر از بیماران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. پرسش نامه های مورد استفاده شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی گروهی دیالکتیکی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک تأثیر معناداری دارد (0.01˂P)، به طوری که نمرات تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت. با توجه به اینکه نتایج از اثربخشی این رویکرد بر متغیرهای مذکور حمایت می کند، توجه به این روش برای مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک می تواند کاربردی و مؤثر باشد.
۱۷۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۲۳۰
زمینه: با توجه به افزایش تعداد قربانیان خشونت خانگی و مشکلات عمده آن ها در زمینه سلامت معنوی و ناگویی خلقی، به نظر می رسد به کارگیری مداخله روانی مانند درمان مبتنی بر شفقت باهدف کاهش خشونت خانگی ضروری است. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز اورژانس اجتماعی و کلینیک های مشاور خانواده شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود. حجم نمونه 34 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر شفقت در طی 8 جلسه (90 دقیقه ای) قرار گرفتند، درحالی که گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های خشونت نسبت به زنان (حاج یحیی، 2001)، ناگویی خلقی (بگبی و همکاران، 1994) و سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، 1982) بود. اطلاعات به دست آمده بر اساس تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش ناگویی خلقی و افزایش سلامت معنوی در گروه آزمایش شده است. بنابراین درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی تأثیر دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه برای بهبود معنویت و کاهش ناگویی خلقی در زنان قربانی خشونت خانگی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت مطلوب است و به روانشناسان و متخصصان حیطه خانواده پیشنهاد می گردد از چنین یافته هایی به منظور ارتقای سطح کیفی خانواده ها استفاده شود.
۱۸۰.

A Comparison of Personality Characteristics, Perceived Social Support and Interpersonal Relationships in Prisoners who Successfully Return to Society and Prisoners who Reoffend

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
 Objective: The purpose of this study was to compare personality traits, Perceived Social Support, and interpersonal relationships between two groups of prisoners: those who successfully reintegrated into society and those who re-offended.Methods: This research employed a causal-comparative method. The statistical population consisted of all individuals with a prison record in the central prison of Tehran city within the last 10 years (from 2014 to 2024). The sample size was 159 individuals (88 recidivists and 71 successfully reintegrated individuals), selected through purposive sampling in two groups: recidivists and successfully reintegrated individuals. Participants were assessed using NEO-Five Factor Inventory (NEO-FFI), The Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS), and the Barton Communication Test Revised. The data were then entered into SPSS-22 statistical software for analysis and analyzed using analysis of variance and independent t-tests.Results: The findings revealed that among personality traits, significant differences between the two groups were observed only in the two dimensions of extraversion (P < 0.001) and conscientiousness (P < 0.001), as well as in the total score of Perceived Social Support (P < 0.003) and interpersonal relationships (P < 0.003). The comparison of means indicated that the meaning of these dimensions was higher in the successfully reintegrated group.Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that psychological variables such as extraversion and conscientiousness personality traits, as well as Perceived Social Support and appropriate interpersonal relationships, play a crucial role in successful reintegration into society and prevent re-offending.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان