ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۳۸٬۱۷۶ مورد.
۸۱.

نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی با پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد بود که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره صلاحیت دار مراجعه می کردند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مقیاس مثلث سازی یوسفی و بهرامی (1394)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2002) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو-20 (1994) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری به روش همزمان استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد. در نتیجه با افزایش مثلث سازی، ناگویی خلقی افزایش و در نهایت منجر به افزایش پریشانی روانشناختی و پیشروی بیشتر به سمت طلاق می شود. بنابراین پیشنهاد شد که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در حین طلاق، بر روی کاهش مثلث سازی و ناگویی خلقی آن ها تمرکز شود.
۸۲.

تبیین پدیدارشناسانه تجارب زیسته ی والدین فرزندپذیر ازچالش های والدگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
والدین فرزندپذیر تجارب و چالش های بسیاری را پیرامون ایجاد ارتباط موثر و تطبیق خود با نیازهای عاطفی، روانی واجتماعی فرزندخواندگان خود تجربه می کنند. این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه والدین فرزندپذیر مراجعه کننده به سازمان بهزیستی استان اصفهان، در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش دی ماه تا اسفندماه بود. حجم نمونه دوازده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند خوانده و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 3 مضمون اصلی واکنش های هیجانی اولیه، تغییرات سبک زندگی و چالش های دوران فرزندخواندگی وضرورت های والدگری و 20 مضمون فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین فرزندپذیر نشان داد آنها از ابعاد مختلف ارتباطی، رفتاری، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی تحت تاثیر قرار می گیرند. بنابراین از این مضمون ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای فرزندخوانده استفاده کرد.
۸۳.

پیش بینی خودخاموشی در زنان بر اساس ظرفیت ذهنی سازی و حساسیت به طرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی خودخاموشی در زنان بر اساس ظرفیت ذهنی سازی و حساسیت به طرد انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری پژوهش زنان شهر تهران در سال 1404 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 227 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خود خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، پرسشنامه ذهنی سازی (MQ، فوناگی و همکاران، 1998) و پرسشنامه حساسیت به طرد (RSQ، داونی و فلدمن، 1996) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین مولفه قطعیت و حساسیت به طرد با خودخاموشی در زنان رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/۰p‹). از سوی دیگر بین مولفه عدم قطعیت با خودخاموشی رابطه منفی معناداری وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر متغیرهای ذهنی سازی و حساسیت به طرد در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 33 درصد از تغییرات خودخاموشی در زنان را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که متغیرهای ذهنی سازی و حساسیت به طرد به طور معناداری خودخاموشی در زنان را پیش بینی می کنند، به گونه ای که عدم قطعیت با کاهش و حساسیت به طرد با افزایش خودخاموشی همراه بود. این یافته ها نقش مهم عوامل شناختی-هیجانی در شکل گیری خودخاموشی را برجسته می سازد.
۸۴.

والدگری موفق نسل z از منظر متخصصان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۳۴۸
زمینه: با توجه به اینکه یکی از ابعاد والدگری در عصر حاضر، والدگری در مواجهه با نوجوانان نسل z است، توجه به زندگی دیجیتال نوجوانان و نقش مدیریتی و نظارتی والدین در عصر تکنولوژی و فناوری ارتباطی ضروری است که در مطالعات گذشته در زمینه الگوهای والدگری مغفول مانده است. هدف: هدف این مطالعه شناسایی و مفهوم پردازی مقوله های اصلی والدگری موفق برای نوجوانان نسل Z، بر اساس دیدگاه های متخصصان بوده است. روش: روش پژهش حاضر کیفی از نوع اکتشافی که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان حوزه تعلیم و تربیت خانواده (روانشناسان و مشاوران خانواده) شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 18 نفر از متخصصان که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران تدوین شده بود، استفاده شد. یافته ها: داده ها از طریق تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی قرار گرفت. به طوری که بعد از کدگذاری، مضامین اصلی به دست آمد. این فرآیند به شناسایی هشت مضامین اصلی و ۵۳ طبقه مضامین فرعی منجر شد. نتایج نشان داد که والدگری موفق برای نسل Z شامل مضامین اصلی؛ داشتن نگرشی مثبت به نوجوانی، برقراری ارتباط مؤثر، هدایت سازنده و متعادل، استفاده راهبردی از فناوری، تقویت استقلال و مهارت آموزی، و اصلاح باورهای محدودکننده والدینی است. نتیجه گیری: والدگری مؤثر در عصر دیجیتال مستلزم آگاهی از تفاوت های نسلی، حمایت عاطفی، انعطاف پذیری، و توانایی ایجاد روابطی محترمانه و باز با نوجوانان است. کاربرد نظری پژوهش در توسعه مدل های بومی والدگری نسل z در بافت فرهنگی ایران و کاربرد عملی نتایج نیز در طراحی برنامه های آموزشی و مداخله ای برای والدین، مشاوران، مربیان و سیاست گذاران است.
۸۵.

هوش مصنوعی و روان درمانی: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۰
در سال های اخیر استفاده از هوش مصنوعی در زمینه روان درمانی به میزان چشمگیری افزایش یافته است؛ به گونه ای که تعداد قابل توجهی از افراد، پلتفرم های مبتنی بر هوش مصنوعی را به عنوان درمانگر خود انتخاب می کنند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از فرصت ها و محدودیت های روان درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی و شناسایی عوامل موثر بر انتخاب این شیوه درمانی، صورت گرفت. برای دستیابی به این هدف از روش مرور نظام مند استفاده شد. در این راستا، فرایند جستجو با استفاده از کلیدواژه های هوش مصنوعی(Artificial intelligence)، روان درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI-based psychotherapy)، چت جی بی تی (ChatGPT)، روان درمانی (Psychotherapy)، مشاوره (Counseling)، سلامت روان (Mental health)، اختلالات روانی (Mental disorders)، در پایگاه های علمی مگ ایران، نورمگز، گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پابمد و اشپرینگر صورت گرفت که در جستجوی اولیه ۸۵ مقاله یافت شد. سپس مقالات براساس معیارهای ورود و خروج تعیین شده، دستورالعمل پریزما و چک لیست مهارت های ارزیابی انتقادی، مورد بررسی و غربالگری قرار گرفتند که در نهایت ۱۲ مقاله، انتخاب شدند. براساس بررسی و تحلیل نتایج، هوش مصنوعی به دلیل محدودیت هایی مانند ضعف در برقراری رابطه درمانی، ناتوانی در ابراز همدلی و نگرانی های موجود در زمینه حفظ حریم خصوصی مراجعان، نمی تواند در نقش درمانگر به صورت موثری عمل کند اما به عنوان دستیار درمانگر از پتاسیل قابل توجهی در جهت ارتقا کیفیت و اثربخشی مداخلات روان درمانی برخوردار است. پیشنهاد می شود، درمانگران و سایر متخصصان در حوزه سلامت روان با استفاده از نتایج این مقاله به برنامه ریزی و اقدام در جهت بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در فرآیند روان درمانی اقدام کنند که این امر می تواند در بهبود نتایج درمان، نقش قابل ملاحظه ای ایفا کند.
۸۶.

تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۳
این پژوهش با هدف تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش زنان متاهل شهر اصفهان در سال 1404 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به تعداد 253 نفر انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مقیاس خود-خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، مقیاس زناشویی انریچ (EMS، فاورز و السون، 1989)، مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که رضایت زناشویی هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق ابعاد ارزیابی مجدد و سرکوبی متغیر تنظیم هیجان قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند. همچنین ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک ماکیاولیسم و جامعه ستیزی به صورت غیر مستقیم و از طریق سرکوبی، قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک، با نقش کلیدی تنظیم هیجان، می توانند خود-خاموشی در زنان متأهل را تبیین کنند و بنابراین درک این مکانیسم ها می تواند به توسعه مداخلات روان شناختی برای بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک شایانی کند.
۸۷.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۱۹
زمینه: عدم دسترسی به منبع ایمن از جمله مراقب اصلی زمینه را برای آسیب پذیری در برابر اختلالات روانشناختی و کاهش کیفیت زندگی در افراد فراهم می کند. بنابراین زمانی که دسترسی به مادر به عنوان مراقب اصلی امکانپذیر نیست؛ جهت تعدیل آسیب پذیری روانشناختی افراد آموزش و بکارگیری مهارت های روانشناختی می تواند زمینه را برای بهبودکیفیت زندگی فراهم سازد. هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه شبه آزمایشی که با استفاده از یک طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران در حال تحصیل فاقد مادر شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 45 نفر از دختران نوجوان فاقد مادر شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش واقعیت درمانی (15 نفر)، آموز راه حل محور (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه های آزمایشی واقعیت درمانی را با توجه به راهنمایی آموزش (گلاسر، 2010) و آموزش راه حل محور را با توجه به راهنمایی آموزش (کورمان و همکاران، 2013) دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (ریونز-سیبرر و همکاران، 2008) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.28 و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی نوجوانان دختر فاقد مادر اثربخش است (05/0 >P). مداخلات آموزشی بعد از 2 ماه بر روی گروه های آزمایشی از پایداری و ثبات برخوردار بود. نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی با گروه گواه تفاوت وجود دارد (05/0 >P)، اما بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی تفاوت وجود نداشت (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج استفاده از واقعیت درمانی و درمان راه حل محور به عنوان مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد جهت بهبود کیفیت زندگی نوجوانان که مراقبین اصلی خود را از دست داده اند؛ می تواند بخش مهمی از آسیب پذیری روانشناختی آن ها را در برابر اختلالات روانشناختی کاهش دهد. همچنین به هر میزان این مداخلات در سنین پایین تر انجام شود میزان تأثیرگذاری آن در آینده نیز بیشتر خواهد بود.
۸۸.

نگارش تأملی به مثابه ابزار پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی در مواجهه با بحران های بشری: مطالعه موردی جنگ ۱۲روزه ایران و اسراییل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۵
این پژوهش با هدف واکاوی نقش نوشتار تأملی در پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی دانشجویان ایرانی در مواجهه با بحران بشری جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل انجام شده است. با بهره گیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA)، تجربه ی زیسته ی ۱۴ دانشجوی مقاطع مختلف علوم انسانی و روان شناسی از طریق نوشتارهای تأملی تحلیل گردید. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هشت مضمون اصلی شد که ابعاد هیجانی، شناختی، اجتماعی، معنایی و عملکردی مواجهه با جنگ را بازتاب می دهند. یافته ها نشان داد که نوشتار تأملی نقشی مؤثر در تخلیه هیجانی، معنا بخشی به تجربه، نظم دهی ذهنی و بازسازی هویت پس از بحران ایفا کرده است. هم چنین، ابعاد مختلف یادگیری انتقادی از جمله خودآگاهی وجودی، تحلیل اجتماعی، مسئولیت پذیری جمعی و بلوغ هیجانی در نوشتارها قابل ردیابی بود. تفاوت های فردی و فرهنگی مشارکت کنندگان، به ویژه در زمینه تحصیلات، جنسیت، تجربه زیسته و باورهای دینی، بر نوع واکنش و سطح تحلیل تأثیرگذار بوده اند. این مطالعه تأکید می کند که نوشتار تأملی می تواند ابزاری مؤثر برای مواجهه با بحران های انسانی، تقویت سلامت روانی و ارتقاء بینش انتقادی در محیط های آموزشی باشد.
۸۹.

بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۴
زمینه: مسمومیت یارداری، شایع ترین عارضه بالینی دوران بارداری است و از عوارض مهم آن، آسیب به آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب است. علی رغم وجود درمان های متعدد جهت کاهش عوارض زیستی و روانی مسمومیت بارداری، در مورد بررسی اثربخشی آموزش ترکیبی سبک زندگی سالم و ذهن آگاهی در اصلاح عوارض زیستی و روانی زنان مبتلا به این بیماری شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به مسمومیت بارداری در سال 1403 بود که بعد از فراخوان مرکز طلوع سلامت تهران به این کلینیک مراجعه کرده و تمایل خود را برای همکاری اعلام کرده بودند. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری هدفمند از بین آن ها، ۳۰ نفر انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارده شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه اضطراب سلامت (سالکوسیس و وارویک، 2002) جمع آوری شدند. هم چنین سطح آنزیم های کبدی از طریق آزمایش خون ناشتا و فشار خون نیز با استفاده از دستگاه فشارسنج جیوه ای یا دیجیتال زیر نظر دکتر متخصص زنان انجام شد. گروه آزمایش، تحت برنامه آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی (یک برنامه 8 جلسه ای، هر جلسه 90 دقیقه) قرار گرفتند. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و کاهش اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری مؤثر بود (05/0 P<). هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اثر مداخله آموزشی مورد استفاده در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده بود (05/0 P<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش سبک زندگی به همراه ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی و روانی بر زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. با توجه به یافته های مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی به عنوان بخشی از مراقبت های روانشناختی برای زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری در نظر گرفته شود.
۹۰.

مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه: همه گیری ویروس کرونا موجب ایجاد یکی از بزرگ ترین بحران ها در زمینه سلامت عمومی گردید. علی رغم نقش مرکزی باورهای ناکارآمد درباره سلامتی، چگونگی تأثیر و نقش سطوح چندگانه اضطراب و کانون چندگانه آن در کاهش سلامتی تقریباً نامشخص است. بنابراین انجام مطالعات در خصوص سطوح چندگان اضطراب در دوران همه گیری کووید-19 ضروری بود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا در دانشجویان زن بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در طول همه گیری کرونا انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دانشگاه های استان گیلان در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1401 بود. با روش نمونه گیری در دسترس، 319 دانشجو از طریق فراخوان اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب کرونا (علیپور و همکاران، 2020)، باورهای غیرمنطقی سلامت (کریستینسن و وارویک، 1999)، کانون چندوجهی کنترل سلامت (والتسون و همکاران، 1978) و نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه اضطراب سلامتی (سالکوسکیس و همکاران، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS.26 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که کنترل سلامت درونی، کنترل سلامت شانس، پیامد منفی ابتلا به بیماری و اضطراب سلامت کلی در گروه دارای باورغیرمنطقی سلامت بالا، بصورت معناداری بیشتر است (05/0 >P) و میانگین اضطراب کرونا در افراد دارای باور غیرمنطقی پایین بیشتر است (05/0 >P). نتیجه گیری: به طورکلی نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای نمرات بالا در مقیاس باورهای غیرمنطقی سلامت، منبع کنترل سلامت درونی و مربوط به شانس بیشتر، اضطراب سلامتی بیشتر، و اضطراب کرونای کمتری را گزارش می کنند. لذا مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد در جهت چندبعدی اضطراب برای این افراد پیشنهاد می شود.
۹۱.

مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۲۲۵
زمینه: ذهن آگاهی، به عنوان رویکردی از موج سوم روانشناسی، با تمرکز بر آگاهی لحظه ای و پذیرش تجربه های ذهنی، نقش مهمی در بهبود عملکرد روانشناختی و کیفیت زندگی دارد. در ورزش حرفه ای، به ویژه میان ورزشکاران ملی، این رویکرد می تواند اضطراب رقابتی را کاهش داده و آمادگی ذهنی را تقویت کند. با وجود شواهد موجود، مرور نظام مند مطالعات اخیر برای بررسی جامع اثرات ذهن آگاهی بر عملکرد و سلامت روان ورزشکاران ضروری است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی بود. روش: این پژوهش به صورت مرور سیستماتیک با هدف بررسی اثرات ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran، Springer، Scopus، PubMed، ScienceDirect و Google Scholar بود. جستجوی مطالعات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط همچون «ذهن آگاهی»، «عملکرد روانشناختی»، «کیفیت زندگی»، «بهزیستی روانی»، «ورزشکاران ملی»، «ورزشکاران نخبه»، «درمان پذیرش و تعهد»، «پروتکل ذهن آگاهی-پذیرش-تعهد»، «کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی» و «ارتقاء عملکرد ورزشی مبتنی بر ذهن آگاهی» انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از پیش تعریف شده صورت گرفت و در نهایت 15 مقاله واجد شرایط وارد مطالعه شدند. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار اکسل طبقه بندی، خلاصه سازی و به صورت تحلیل توصیفی گزارش گردید. یافته ها: نتایج نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود معنادار عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی (جریان ذهنی، استحکام و خودکارآمدی، تاب آوری)، کاهش اضطراب رقابتی، افسردگی، استرس و خستگی روانی شدند. این اثرات در ورزشکاران سطح بالا و برنامه های بیش از ۷ هفته پایدارتر بود. همچنین، تغییرات مثبت در شاخص های عصبی (افزایش امواج تتا، آلفا، SMR و بتا و بهبود تمرکز و تنظیم هیجان) گزارش شد، هرچند اثرات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی کمتر پایدار بودند. کیفیت شواهد متوسط تا پایین و تنوع پروتکل ها، فقدان استانداردسازی و وابستگی به ابزارهای خودسنجی از چالش های اصلی بودند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام مند نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی، به ویژه برنامه های طولانی مدت و ساختارمند، موجب بهبود عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی و کاهش اضطراب رقابتی در ورزشکاران ملی و نخبه می شوند. این رویکرد با تقویت تمرکز، خودتنظیمی و تاب آوری روانی، به ارتقاء کیفیت زندگی ورزشکاران کمک می کند. با این حال، محدودیت های روش شناختی و تنوع پروتکل ها، ضرورت انجام مطالعات آینده با طراحی دقیق تر و استفاده از شاخص های عینی را برجسته می سازد.
۹۲.

تدوین بسته روانی آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری و تعیین اثربخشی آن بر بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته روانی- آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری به منظور بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض بود. روش تحقیق از نوع آمیخته بود که بخش کیفی به روش دلفی و بخش کمی یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه پژوهش بخش کیفی کلیه متخصصان خبره در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده بود که 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره زنجان بود که 50 زوج که نمرات شان در پرسشنامه رفتارهای کنترل گرایانه کوان و آرچر (2003) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بالا بود به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 25 نفره آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی نه جلسه دوساعته تحت آموزش بر اساس پروتکل بسته تدوین شده قرار گرفت؛ در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در بخش کیفی داده ها با استفاده از ضریب توافق کندال و در بخش کمی با آزمون کوواریانس تحلیل شدند. روایی محتوایی بسته مطلوب بود و پانل تخصصی در دور چهارم دلفی به توافق نهایی و قوی رسیدند. در بخش کمی نیز یافته ها حاکی از آن بود که بسته تدوین شده توانسته کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشد (05/0>p) که این تفاوت در مرحله پیگیری نیز معنی دار بود. نتایج حاکی از آن است که بسته تدوین شده می تواند در بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض اثربخش واقع شود.
۹۳.

حمایت اجتماعی و سلامت روان: مطالعه ای در میان نابینایان و کم بینایان شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۷
سلامت روان نابینایان و کم بینایان، به وضعیت عمومی و عاطفی اشاره دارد که فرد را به واسطه آسیب بینایی در معرض افزایش استرس و اضطراب، احساس تنهایی و احساس ناتوانی قرار می دهد. در این شرایط، برخورداری از حمایت های اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین تعیین کننده های اجتماعی سلامت روان به شمار می رود. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت روان نابینایان و کم بینایان شهر کاشان است. روش این پژوهش از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن شامل اعضای جامعه نابینایان و کم بینایان شهر کاشان (برابر با 652 نفر) است، که از این میان تعداد 211 نفر به عنوان حجم نمونه آماری انتخاب شده اند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد که بین متغیرهای «حمایت خانواده»، «حمایت دوستان»، «حمایت دیگران مهم» و «حمایت اجتماعی (مجموع ابعاد)» با متغیر «سلامت روان» ارتباط مستقیمی در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل چندمتغیره رگرسیونی، بیان گر تأثیر مستقیم «حمایت دوستان»، «حمایت خانواده» و «حمایت دیگران مهم» بر متغیر سلامت روان بود که به طور کلی توانسته اند 34 درصد از واریانس مغیر وابسته را تبیین نمایند. به علاوه، نتایج مدل یابی معادله ساختاری واریانس محور بیان گر آن است که حجم اثر متغیر «حمایت دوستان» در حد متوسط و سایر متغیرها در حد کم است. در مجموع، توان پیش بینی کنندگی مدل در سطح متوسط ارزیابی شده است. این مقاله با ارائه پیشنهادهایی جهت تقویت حمایت های اجتماعی از نابینایان و کم بینایان و نیز ارتقاء سطح سلامت روان آن ها به پایان می رسد.
۹۴.

اثرات روانی-اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان ایران: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
زمینه: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایع ترین عفونت های منتقله از راه جنسی در جهان است و زگیل تناسلی از تظاهرات اصلی آن به شمار می رود. درحالی که جنبه های پزشکی این عفونت به طور گسترده بررسی شده است، پیامدهای روانی–اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی پیامدهای روانی–اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل زنان مبتلا به زگیل تناسلی مراجعه کننده به کلینیک های زنان در سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ در ایران بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع داده ها ۲۵ نفر انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری، سپس پیاده سازی و با روش کلایزی تحلیل گردید. یافته ها: شش مضمون اصلی از تحلیل داده ها استخراج شد. 1) واکنش های عاطفی کوتاه مدت شامل بهت زدگی، اضطراب، خشم، شرم، حس تنهایی و احساسات دوگانه بود. 2) اختلال در رابطه زوجی به صورت تضعیف پیوند عاطفی و اختلال در رابطه جنسی بروز یافت. 3) اثرات در زندگی اجتماعی شامل ترس از فاش شدن بیماری، انگ اجتماعی، احساس ناامنی، خشم نسبت به اجتماع، پرهیز از اقدامات درمانی و در برخی موارد ترک شغل بود. 4) نگرانی های ادراک شده درباره آینده بیشتر در زمینه رابطه زوجی در آینده و پیامدهای بلندمدت بیماری مطرح شد. 5) مشکلات روانشناختی شامل عذاب وجدان، افکار و رفتارهای وسواسی، فرافکنی، اضطراب اجتماعی، انزوای اجتماعی و آسیب به خودپنداره گزارش شد. 6) در نهایت، مشارکت کنندگان به راهبردهای سازگاری مانند جستجوی اطلاعات بیشتر، تغییر در سبک زندگی، تمرین شفقت به خود و توسل به معنویت و مذهب روی آوردند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد ابتلا به زگیل تناسلی پیامدهای روانی–اجتماعی متعددی برای زنان به همراه دارد. بر این اساس، ارائه حمایت اجتماعی و روانشناختی همراه با آموزش راهبردهای سازگاری و آموزش با اطلاعات دقیق می تواند در کاهش انگ اجتماعی و آثار روانی–اجتماعی این بیماری نقش مؤثری ایفا کند.
۹۵.

مدل ساختاری وابستگی به اینترنت بر اساس انسجام خانواده از طریق نقش میانجی حل مسئله اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری وابستگی به اینترنت بر اساس انسجام خانواده از طریق نقش میانجی حل مسئله اجتماعی در نوجوانان شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه نوجوانان دختر و پسر مقطع متوسط دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، نمونه ای به تعداد 270 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به اینترنت ( IAT، یانگ، 1998)، پرسشنامه انسجام خانواده ( FCQ، سامانی، 1381) و پرسشنامه حل مسئله (PSI، هپنر، 1988) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که بین انسجام خانواده و حل مسئله اجتماعی با وابستگی به اینترنت، همبستگی منفی و معنادار وجود دارد (01/۰p‹). همچنین متغیر انسجام خانواده به صورت غیر مستقیم و از طریق حل مسئله اجتماعی قادر به پیش بینی وابستگی به اینترنت در بین نوجوانان بود (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انسجام خانواده با تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی می تواند به کاهش وابستگی نوجوانان به اینترنت کمک کند. این نتایج بر اهمیت مداخلات خانوادگی همراه با آموزش مهارت های حل مسئله در پیشگیری از وابستگی به اینترنت تأکید دارد.
۹۶.

Investigating the relationship between parental abuse and adolescent antisocial behaviors with the moderating role of effortful control(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
Objective: The present study was conducted to investigate the relationship between parental abuse and adolescent antisocial behaviors, with the moderating role of effortful control behavior in students. Methods:  This study was a descriptive-correlation type. The research population included the students of KhorramAbad city in the academic year of 2023-2024, of which 171 people were selected by a multi-stage cluster sampling method. Data collection tools included the Demare Parental Abuse Questionnaire (2000), Donnellan and Burt's Antisocial Behavior Questionnaire (2009), and Ellis and Rothbart's Effortful Control Questionnaire (2001). Pearson's correlation coefficient and hierarchical regression were used to analyze the data. Results: The results of structural equations showed that there is a significant relationship between parental maltreatment and students' antisocial behavior. Also, effortful control has a moderating role in the relationship between parental abuse and antisocial behavior. Conclusion: Based on the results, it can be said that parental abuse significantly increases students' tendency toward antisocial behavior. Meanwhile, high effortful control can reduce the negative effects of this misbehavior, while low effortful control leads to the strengthening of these effects.
۹۷.

Predicting internet addiction in teenagers according to the parenting styles, the family emotional atmosphere, and marital conflict between parents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
Objective: The aim of this study was to predict Internet addiction in teenagers based on parenting styles, family emotional atmosphere, and marital conflict of parents. Methods: The research method was descriptive-correlational. The statistical population of the present study included all second-year high school students in public high schools in the city of Ardabil during the academic year of 2021-2022. 375 students were selected by a multi-stage cluster sampling method. Data were collected using the Internet Addiction Questionnaire (2010), Parenting Styles Questionnaire (2002), Affective Family Atmosphere Questionnaire (2013), and Marital Conflict Scale (1986). Data analysis was done using SPSS- 25 software, the Pearson correlation coefficient, and multiple regression. Results: The results showed that there is a negative and meaningful relationship between Internet addiction, authoritative and autocratic parenting styles, and the emotional atmosphere of the family (P<0.05). Also, there is a positive and significant relationship between marital conflict, neglectful parenting style, and internet addiction (P<0.05). Conclusion: The results showed that parenting styles, family emotional atmosphere, and marital conflict of parents play an important role in predicting teenagers' internet addiction. Therefore, it is recommended that psychologists and school counselors hold workshops with the aim of reducing and preventing internet addiction among teenagers.
۹۸.

The pattern of Structural Relationships of Quality of Life based on Health-Promoting Lifestyle with the Mediation of Helplessness Tolerance in Mothers with Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
Objective: The present study was conducted with the aim of examining the pattern of structural relationships of quality of life based on a health-promoting lifestyle with the mediation of helplessness tolerance in mothers with children with autism spectrum disorder. Methods: The research method was descriptive and correlation-based on structural equations. The statistical population was all the mothers of children with autism in Bushehr who enrolled their children in exceptional schools and also had a case in the Bushehr Autism Association in 2023. From this community, a sample of 200 people was selected by available sampling method and completed the questionnaires on quality of life, health-promoting lifestyle, and tolerance of helplessness. SPSS25 and SmartPLS3 were used to analyze the collected data. Results: The results of the structural equations showed that the health-promoting lifestyle (p<0.005; β=0.24) has a direct and positive effect on the quality of life and a direct and positive effect on tolerance of helplessness (p<0.005; β=0). Also, the health-promoting lifestyle (p<0.005; β=0.18) has a significant effect on the quality of life through the mediation of helplessness tolerance (P=0.05). Conclusion: The findings of this study can provide evidence for the development of appropriate intervention programs to increase the quality of life among mothers of children with autism through specific health-promoting behaviors.
۹۹.

The Effectiveness of Moral Intelligence Training on Students' Academic Conscience and Academic Competence

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
This study examined the effect of moral intelligence training on the academic conscience and academic competence of female students in Zahedan. A quasi-experimental study was conducted using a pretest-posttest design and a control group. The statistical population consisted of all eleventh-grade female students of empirical science in Zahedan during the 2024-2025 academic year. Sixty students were picked via purposive sampling and subsequently assigned to either a control group or an experimental group at random. Data collection tools included the Moral Intelligence Training Program (Borba, 2005), the Academic Conscientiousness Questionnaire (McIlroy & Bunting, 2002), and the Academic Competence Evaluation Scale (DiPerna & Elliott, 1999). This study established content validity and estimated reliability using Cronbach's alpha coefficient, resulting in values of 0.83 for the Academic Conscientiousness Questionnaire and 0.88 for the Academic Competence Evaluation Scale. Statistical analysis of the data was conducted using univariate and multivariate analysis of covariance. The results demonstrated that moral intelligence training significantly improved the academic conscience of eleventh-grade female students in empirical science, explaining 51% of the variance and indicating its potential for enhancement. Moral intelligence training positively and significantly enhanced the academic competence of students. The results demonstrated that moral intelligence training significantly enhanced the academic conscience of the students, explaining 51% of the variance. Lastly, the findings demonstrated that moral intelligence training significantly enhanced academic conscience by 55% and academic competence by 64%.
۱۰۰.

The Effectiveness of Life Skills Training in Reducing High-Risk Behaviors and Improving Distress Tolerance among Female Prisoners in Kerman(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
Objective: High-risk behaviors represent a growing concern with important adverse consequences for women. Therefore, this study aimed to determine the effectiveness of life skills training in high-risk behaviors and distress tolerance among female prisoners. Methods:  This study employed a quasi-experimental design with a control group. The population comprised all female prisoners in Kerman in 2022. 40 participants were selected via random sampling and randomly assigned to experimental and control groups. Data were collected using the High-Risk Behavior Questionnaire (Rajaee & Shafiei, 2011) and the Distress Tolerance Scale (Simons, J. S., & Gaher, 2005). The data were analyzed using analysis of covariance (ANCOVA) in SPSS 26. Results: The results showed that life skills training significantly reduced a wide range of high-risk behaviors, including drug abuse, HIV/AIDS-related risk behaviors, violence, alcohol use, and unhealthy eating habits; however, it had no significant effect on smoking (p = 0.25). Additionally, the intervention significantly increased distress tolerance (p = 0.01). Conclusion: Although life skills training was associated with a significant reduction in high-risk behaviors in the present study, evaluating the findings and achieving generalizable results require conducting multiple clinical trials under diverse conditions.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان