فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
31 - 42
حوزههای تخصصی:
مهارت های زندگی مولفه ای است که همه افراد با کم توان ذهنی برای دستیابی به آن با دشواری و چالش هایی مواجه هستند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، معرفی برنامه ریزی برای افراد با کم توانی دهنی براساس محوریت شخص جهت آموزش مهارت های زندگی به آنان می باشد. بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری نظام مند انجام گرفت. روش شناسی آن نیز مبتنی بر گردآوری، طبقه بندی و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی پژوهشی مرتبط با برنامه ریزی براساس محوریت شخصی از سالهای 1999 تا 2024 برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، الزویر، ابسکو، اسپرینگر، پروکواست، اریک، ایبوکی با کلید واژه های برنامه ریزی، آموزش، مهارت های زندگی، افراد کم توانی ذهنی بودند. که در جستجوی اولیه 31 مقاله قابل مرور و بررسی انتخاب شدند. که از بین آنها 8 مقاله به دلیل تکراری بودن و دارای همپوشانی با موضوع، 8 مقاله به دلیل غیرقابل استناد بودن و گزارش کوتاه حذف و در نهایت 15 مقاله انتخاب شدند. از بین 31 مقاله یافت شده براساس کلید واژه های مشخص شده تعداد 15 مقاله قابل مرور و بررسی بود که در زمینه علل و روش های ارزیابی و نحوه تدوین برنامه برنامه ریزی براساس محوریت شخص مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تجارب بالینی حا کی از آن است که تدوین پروتکل برنامه ریزی براساس محوریت شخص به عنوان شیوه نوین برای آموزش مهارت های زندگی به افراد با کم توانی ذهنی ضروری است.
مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دو زبانه با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
113 - 122
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دوزبانه با اختلال خواندن انجام شد. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه سوم دو زبانه دارای اختلال خواندن بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر اهواز مشغول به تحصیل بودند. به روش هدفمند نمونه ای 45 نفره انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه به طور تصادفی گمارده شدند. با استفاده از چک لیست نشانگان نارساخوانی (RLDL) سلیمی تیموری (1386)، آزمون خواندن و نارساخوانی «نما» (RDT-NEMA) کرمی نوری و مرادی (1384)، آزمون گام به گام جمع بندی توالی شنیداری (PASAT) دیری و همکاران (1991) و آزمون رنگ-واژه استروپ (Stroop Test) ریدلی استروپ (1935) اقدام به جمع آوری داده ها شد. در تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی تاثیر معنادار دارند و این تاثیر در طول زمان پابرجا است (01/0>p). بین اثربخشی مداخله توانبخشی شناختی و مداخله یکپارچگی حسی-حرکتی در عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). بنابراین، تقویت عوامل اساسی شناختی و حسی با استفاده از توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی- حرکتی در سال های اولیه تحصیل می تواند رویکردی موثر در بهبود کارکردهای اجرایی و اختلال خواندن دانش آموزان باشد.
مدل یابی علی علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد: نقش میانجی کنترل بازداری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی با ناپایداری هیجانی، تکانشگری و مشکلات بین فردی همراه است. حساسیت به طرد و ضعف کنترل بازداری از عوامل اصلی تداوم این علائم اند و بررسی آن ها به درک مکانیزم های زمینه ساز و طراحی مداخلات مؤثر کمک می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علی علائم شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد و با نقش میانجی کنترل بازداری انجام گرفت. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. نمونه ای به حجم ۱۵۳ نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. (طبق قاعده کلاین، نمونه ۱۵۳ نفری کفایت لازم برای انجام مدل یابی معادلات ساختاری را داراست). ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شخصیت مرزی (STB)، مقیاس حساسیت به طرد و آزمون برو/نرو بودند. داده ها با رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS 28 و SmartPLS 3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل کلی از برازش مطلوبی برخوردار است. حساسیت به طرد اثر مثبت و معناداری بر علائم مرزی داشت (β = 0.36)، در حالی که کنترل بازداری اثر منفی و معناداری بر این علائم نشان داد (β = −0.33). همچنین نقش میانجی گری کنترل بازداری در رابطه حساسیت به طرد و علائم مرزی تأیید شد (β = 0.12). نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد حساسیت به طرد در بروز و تداوم علائم شخصیت مرزی نقش دارد و کنترل بازداری به عنوان میانجی این ارتباط عمل می کند. بنابراین، کاهش حساسیت به طرد و تقویت بازداری شناختی می تواند از مؤلفه های اساسی در طراحی مداخلات درمانی برای بهبود علائم این اختلال باشد.
مقایسه کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی و افراد بدون اختلال: جست و جوی اطمینان بیش از حد روابط بین فردی ادراک شده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف اطمینان جویی افراطی و تظاهرات بین فردی، در اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) از موضوعاتی است که در سال های اخیر مورد توجه پژوهش ها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف مقایسه کیفیت روابط بین فردی در افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی و افراد غیر مبتلا به وسواس فکری-عملی (OCD) انجام شد. مواد و روش ها طرح این مطالعه علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به OCD مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر یزد در پاییز سال ۱۳۹۷ و افراد غیرمبتلا در این بازه زمانی بود. 204 نفر (102 نفر از افراد مبتلا به OCD) و (102 نفر از افراد غیرمبتلا) به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه وسواس فکری-عملی ییل براون، پرسش نامه اطمینان جویی افراطی کبری و سالکوسکیس و پرسش نامه کیفیت روابط بین فردی پیرس استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و همبستگی پیرسون تحلیل شد. یافته ها نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد کیفیت روابط بین فردی (9/633=P<0/05, df=1, F)، کیفیت روابط بین فردی با همسر (1=F=6/666 ,P<0/05, df) و کیفیت روابط بین فردی با والدین ( F=8/77 ,1=P<0/05, df) در افراد مبتلا به OCD و افراد غیرمبتلا دارای تفاوت معناداری است؛ به طوری که میانگین این متغیرها در افراد مبتلا به OCD بالاتر است. کیفیت روابط بین فردی با دوست در دو گروه دارای تفاوت معناداری نیست. همچنین یافته ها نشان داد کیفیت روابط بین فردی با منبع (P<0/001, r=0/343)، شدت (0/251=P<0/05, r) و دقت( 0/285=P<0/05, r) اطمینان جویی افراطی رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد کیفیت روابط بین فردی ادراک شده در مبتلایان به وسواس بالاتر از افراد غیرمبتلاست و رابطه آن با اطمینان جویی افراطی معنادار است. باتوجه به نقش اطمینان جویی افراطی و تطابق خانواده در تداوم نشانه های بیماری، شناسایی متغیرهای میانجی این رابطه می تواند موضوع پژوهش های آتی باشد.
پیش بینی نگرش به ازدواج در دانشجویان براساس رضامندی زوجیت والدین و نشاط معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
81 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرش به ازدواج در دانشجویان براساس رضامندی زوجیت و نشاط معنوی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان 18 تا 30 ساله دانشگاه های شهر شیراز و والدین آنها در بهار 1403 بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 300 نفر از آنها انتخاب و توسط مقیاس رضامندی زوجیت افروز (1389، MSS)، مقیاس نشاط معنوی چپریان و افروز (1395، SVS)، و مقیاس نگرش به ازدواج رابیتین و روزن (1998، MAS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شد؛ یافته ها نشان داد بین مؤلفه های رضامندی زوجیت و نشاط معنوی با نگرش به ازدواج رابطه معنادار (05/0>p) وجود دارد. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نیز نشان داد سه مؤلفه احساس و رفتار، باور به نشاط معنوی و رفتارهای شخصی زوجین، در مجموع 8/23 درصد از تغییرات نگرش بدبینانه به ازدواج؛ مؤلفه های اوقات فراغت، احساس و رفتار به نشاط معنوی، و احساس و رفتار معنوی، 2/30 درصد از نگرش خوش بینانه، و رفتارهای ارتباطی و اجتماعی، احساس و رفتار، و حل مسأله، 6/35 درصد از تغییرات نگرش واقع گرایانه به ازدواج را پیش بینی نمودند. با توجه به نتایج، توجه به مولفه های رضامندی زوجیت والدین و نشاط معنوی دانش جویان برای افزایش نگرش خوش بینانه و واقع گرایانه به ازدواج تسهیل کننده است.
کاربست فناوری های آموزشی در پرورش انواع تفکر انتقادی و خلاق: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
231 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ﻣﺮور ﻣﻄﺎﻟﻌه های انجام شده ﺣﻮزه کاربست فناوری های آموزشی در پرورش انواع تفکر انتقادی و خلاق در ایران و جهان از سال 2010 تا 2025 بوده است. بر این اساس، جستجوی مقاله ها در ﭘﺎیﮕﺎه ﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗی ﻣﻌﺘبر داخلی و خارجی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگ ایران، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، اریک، ساینس دایرکت، فرانسیس و تیلور، گوگل اسکولار) با جستجوی کﻠﻤﺎت کلیدی فناوری آموزشی، تفکر انتقادی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و تفکر خلاق و معادل انگلیسی آنها اﻧﺠﺎم شده است. ارزیابی کیفی مقاله ها با استفاده از چک لیست کارلسون و همکاران (2007) صورت پذیرفته است. در این مرور 60 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین، درنظرگرفتن معیار های ورود و خروج و بررسی کامل مقاله ها، در نهایت 20 مقاله وارد مطالعه شد. براساس مرور پژوهش های انجام شده، تجزیه وتحلیل این اسناد بر 27 محور پایه و سه محور فرعی تأکید داشت. محور های پای ه در قالب 3 محور فرعی مهارت های شناختی و فراشناختی، یادگیری و موفقیت تحصیلی و بُعد انگیزشی در زمین ه محور اصلی پژوهش، یعنی کاربست فناوری های آموزشی در پرورش انواع تفکر انتقادی و خلاق سازمان دهی شدن د. فناوری های آموزشی می تواند در تفکر انتقادی، تحول ایجاد کند اما باید توجه بیشتری به حوزه فناوری های آموزشی به ویژه واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و بازی وارسازی شود. برنامه های درسی باید براساس پیشرفت های فناوری های آموزشی طراحی و تدریس شوند تا بتوان تفکر انتقادی و خلاق دانش آموزان را به نحو بهتری پرورش داد.
اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر 7 تا 10 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
161 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر 7 تا 10 ساله بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کودکان دختر 7 تا 10 ساله شهر شیراز در سال 1403 بود. از بین جامعه ی آماری پژوهش تعداد 60 کودک به روش دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفر آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون خلاقیت تورنس (1998، TTCT) و پرسشنامه ی خودکارآمدی موریس (2001، SEQ-C) استفاده شد. بازی درمانی با رویکرد شناختی – رفتاری طی 6 جلسه 45 دقیقه ای و با توالی هر هفته یک جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خلاقیت و خودکار آمدی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود داشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری تأثیر قابل قبولی در خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر داشته است.
تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری مبتنی بر تجربه زیسته مادران با سابقه بد رفتاری در کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
171 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی، دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی والدگری (PSAM، دومکا و همکاران، 1996) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بسته آموزشی توانمندسازی والدگری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، باعث افزایش معنادار خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی در پس آزمون و پیگیری شد (001/0>p). همچنین تعامل معنادار گروه×زمان نشان دهنده اثربخشی پایدار مداخله بود. بنابراین می توان از این بسته آموزشی به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در قالب برنامه های ارتقاء سلامت خانواده استفاده کرد.
اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان متناوب (tACS) بر ولع مصرف و توان مطلق موج آلفای ناحیه ی پیشانی در افراد وابسته به نیکوتین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
149 - 163
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه اعتیاد به نیکوتین مشکلات زیادی در زمینه ی بازداری، فرایندهای شناختی و تغییر امواج مغزی افراد بوجود آورده است. با توجه اهمیت بالا بردن قدرت ترک افراد و شکاف تحقیقات در زمینه ی مداخلات از جنس تحریکات الکتریکی متناوب پژوهش های بیشتر در این زمینه، برای رسیدن به پروتکل درمانی، ضروری بنظر میرسد. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان متناوب (tACS)، بر فعالیت موج آلفای ناحیه ی پیشانی در افراد وابسته به نیکوتین بود. روش: طرح پژوهش در این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و شم بود. از جامعه آماری افراد وابسته به نیکوتین در شهر مشهد، ۳۰ نفر واجد شرایط و از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی به ۳ گروه ۱۰ نفره تقسیم شدند. گروه اول تحریک را در ۸ جلسه به مدت ۲۰ دقیقه و در ناحیه پیش پیشانی خلفی جانبی دریافت کردند. گروه دوم به شکل شم تحریک شده و گروه سوم به صورت گواه هیچ تحریکی دریافت نکردند. داده های این مطالعه توسط پرسشنامه فاگستروم (فاگستروم،1991)، سنجش وسوسه مواد (فرانکن،2008) و نقشه ی مغزی (QEEG) جمع آوری شدند. بعد از ۸ جلسه ولع مصرف و توان مطلق موج آلفا افراد ارزیابی شدند و نتایج توسط روش تحلیل کوواریانس چند متغیره ارزیابی شد. همچنین برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 و سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: اثربخشی مداخله ی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان متناوب بر ولع مصرف و توان مطلق موج آلفا در کوتاه مدت به طور معناداری در گروه آزمایش با گروه گواه و شم متفاوت بود (۰۰۱/۰ P=). نتیجه گیری: مداخله تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان متناوب بر کاهش ولع مصرف و افزایش توان مطلق موج آلفا در کوتاه مدت در افراد وابسته به نیکوتین موثر است. در نتیجه این روش ممکن است در آینده با پژوهش های بیشتر برای کاهش ولع مصرف و افزایش توان مطلق موج آلفا در ناحیه ی پیشانی افراد وابسته به نیکوتین مورد استفاده قرار بگیرد.
تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با میانجی گری همجوشی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
201 - 217
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است که می تواند عملکرد تحصیلی، شغلی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. با وجود توجه فزاینده پژوهش ها به نقش متغیرهای درون روانی مانند ذهن آگاهی، نشخوار فکری و همجوشی شناختی در شکل گیری یا کاهش اضطراب اجتماعی، هنوز روابط میان این متغیرها به ویژه نقش میانجی گرانه همجوشی شناختی به طور کامل روشن نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با در نظر گرفتن نقش میانجی همجوشی شناختی در بین دانشجویان بود. روش: این مطالعه از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بود که نمونه ای به حجم ۳۰۸ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از سیاهه فوبیای اجتماعی (کونور و همکاران، 2000)، مقیاس ذهن آگاهی (براون و ریان، 2003)، مقیاس نشخوار فکری (نولن-هوکسیما و مورو، 1991) و پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران، 2014) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS نسخه 24 و از روش های ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل بوتسترپ انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی معنادار دارد و نشخوار فکری با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت معنادار (05/0 P<) دارد. همچنین، همجوشی شناختی نقش میانجی معناداری در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب اجتماعی و نیز در رابطه بین نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی (05/0 P<) ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش مهم فرایندهای شناختی و تنظیم هیجانی را در تجربه اضطراب اجتماعی برجسته می کند. تقویت ذهن آگاهی و کاهش همجوشی شناختی و نشخوار فکری می تواند به عنوان راهبردهایی مؤثر در مداخلات روانشناختی برای کاهش اضطراب اجتماعی به کار گرفته شود.
راهبردهای جبران در نارساخوانان از دیدگاه تفاوت محور: پژوهش ها چه می گویند؟(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
117 - 132
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رویکرد تفاوت محور، نارساخوانی را پدیده ای مادام العمر با مجموعه ای از نقاط قوت و ضعف می بیند که آن را می توان جبران کرد. برخلاف مدل آسیب محور پزشکی که فقط بر رفع کمبودها متمرکز است، در این رویکرد، تاکید برای جبران، بر استفاده از راهبردهای جایگزین برای توانمندسازی افراد مبتلا به نارساخوانی است. با توجه به غلبه ی رویکرد پزشکی در پژوهش های تجربی و ضرورت توانمندکردن نارساخوانان به عنوان اقلیت به حاشیه رانده شده، هدف این پژوهش، مرور سازمان یافته ادبیات پژوهش، از دیدگاه تفاوت محور، برای شناسایی راهبردهای جبران نارساخوانان برای غلبه بر چالش های پیش روی شان بود. مواد و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و با روش اسنادی انجام شد. جستجوی گسترده از پایگاه های داده الکترونیکی مگیران، SID، پرتال جامع علوم دانشگاهی، سیویلیکا ، ScienceDirect، WOS، Scopus و ERIC از سال 1995 تا 2023 با کلیدواژه های نقاط قوت و ضعف، نارساخوانی، ناتوانی خواندن، اختلال خواندن، جبرانی، جبران، و راهبرد انجام گرفت. همچنین از موتور جستجوی Google Scholar برای بازیابی مقالات و سایر مطالعات مرتبط بالقوه که ممکن است از جستجوی نظامدار پایگاه داده نادیده گرفته شده باشند، استفاده شد. پس از بررسی و مطالعه 177 مقاله و حذف مقاله های نامرتبط، 38 مقاله با روش پریزما به تحلیل وارد شدند و به شیوه آتراید استرلینگ، تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: اطلاعات ثبت، کدگذاری و در قالب مضمون های پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شدند. سه راهبرد اصلی جبران در نارساخوانان شناسایی شد که عبارت بودند از: راهبردهای جبران شبکه ای شخصی ساز شامل سازماندهنده های ساختاری، کلیدی، پیش ران و تعاملی؛ راهبردهای جبران مکمل شامل سازمان دهنده های فناوری، آمادی و سنجشی؛ راهبردهای جبران دگراندیشی شامل سازمان دهنده های ماهیت و سیاست گذاری. نتیجه گیری: این مرور، از دیدگاه تفاوت محور، طیف متنوعی از راهبردهای جبران در نارساخوانان را برجسته می سازد. ماهیت و کاربردهای عملی هر راهبرد، در ارتقای استعدادهای نارساخوانان برای موفقیت در محیط های آموزشی، اجتماعی و حرفه ای بررسی می شود.
پیشایندها و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
24 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین پیشایندها (خودکنترلی، خودکارآمدی و عزت نفس) و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت (کیفیت خواب، پریشانی روان شناختی و بهزیستی روان شناختی) بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کاربران دانشجویی شبکه های اجتماعی دانشگاه دامغان در سال ۱۴۰۲ بود. با استفاده از نمونه گیری دردسترس ۲۹۸ نفر انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ، شاخص کیفیت خواب پترزبورگ، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، مقیاس خودکنترلی تنگی، پریشانی روان شناختی کسلر و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف پاسخ دادند. داده ها با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS 3/0 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین خودکنترلی و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس وجود دارد. اعتیاد به اینترنت به صورت مستقیم بر کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی و به صورت غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی اثرگذار بود. براساس نتایج حاصله می توان گفت ضعف خودکنترلی باعث اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به اینترنت باعث کاهش کیفیت خواب، افزایش پریشانی روان شناختی و درنهایت کاهش بهزیستی روان شناختی می شود. مبتنی بر یافته های حاصله می توان به آماده سازی و ارایه بهتر برنامه های پیشگیری و درمان ازطریق تقویت خودکنترلی برای افراد درمعرض اعتیاد به اینترنت پرداخت و از این طریق به کاهش اعتیاد به اینترنت و به تبع آن بهبود کیفیت خواب، کاهش پریشانی روان شناختی و ارتقا بهزیستی روان شناختی کمک نمود.
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند با اختلال رشد ذهنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی به اجرا درآمد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که فرزندان آنها در مدارس استثنایی حضور داشتند. نمونه پژوهش شامل 26 نفر از مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 13 نفر). گروه آزمایش مداخله ده جلسه ای رفتاردرمانی دیالکتیک را دریافت نمودند ولی گروه گواه هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده شامل انعطاف پذیری عاطفی (تقی زاده و محبی پور، 1396) بود. تجزیه و تحلیل توسط نرم افزار 23(SPSS) صورت گرفت. نتایج نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیک بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی تاثیر معنادار دارد(>p001/0). با توجه به یافته های پژوهش می توان برای بهبود انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی از رفتاردرمانی دیالکتیک سود جست.
درمان تعارضات هیجانی زوجین بر اساس معیارهای حوزه پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
97 - 105
حوزههای تخصصی:
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر تفکر ارجاعی و کیفیت روابط زناشویی در زنان متاهل شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تفکر ارجاعی و کیفیت روابط زناشویی در زنان متاهل شاغل بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شاغل شهر تهران در سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه تفکر ارجاعی اهرینگ و همکاران (PTQ،2010) و کیفیت روابط زناشویی باسبی و همکاران (RDAS، 1995) بود. گروه آزمایش تحت مداخله رفتار درمانی دیالکتیکی طی 10 جلسه، 90 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. جهت تجزیه وتحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تفکر ارجاعی و کیفیت روابط زناشویی در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. نتیجه گیری می شود که رفتار درمانی دیالکتیک در بهبود تفکر ارجاعی و کیفیت روابط زناشویی در زنان متأهل شاغل موثر است.
مقایسه ی اثربخشی واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر مهارت های ارتباطی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۱۲۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر مهارت های ارتباطی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شهر همدان در سال 1401 بود که از بین آن ها 48 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های ارتباطی (بارتون، 1990، CST) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین سه گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. همچنین میانگین نمره مهارت های ارتباطی در گروه واقعیت درمانی بطور معنی داری بیشتر از گروه درمان پذیرش و تعهد بود (05/0>p)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر واقعیت درمانی نسبت به درمان پذیرش و تعهد بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت واقعیت درمانی یک مداخله اثربخش تر از درمان پذیرش و تعهد بر بهبود مهارت های ارتباطی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است.
پیش بینی تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بر اساس ذهنی سازی، ادراک حمایت اجتماعی و مدیریت درد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۲۰۲-۱۹۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بر اساس ذهنی سازی، ادراک حمایت اجتماعی و مدیریت درد صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان در سال 1401 شهر تهران بود. حجم نمونه 150 نفر بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ذهنی سازی (RFQ) فوناگی و همکاران (1998)، پرسشنامه راهبردهای مدیریت درد (PMSS) روزنشتایل و کیف (1983)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) زیمت و همکاران (1988) و فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ-short) گارنفسکی و کرایج (2006) بود. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که تفسیر مجدد درد (03/0=P و 19/0=β)، گفتگو با خود (03/0=P و 17/0=β)، اطمینان (001/0=P و 35/0=β) و حمایت اجتماعی دیگران (05/0=P و 15/0=β) پیش بینی کننده معنادار تنظیم مثبت هیجان و توجه برگردانی (001/0=P و 19/0=β)، فاجعه آفرینی (009/0=P و 19/0=β) و حمایت اجتماعی دیگران (02/0=P و 17/0-=β) پیش بینی کننده معنادار تنظیم منفی هیجان بودند. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین به ترتیب قادر به پیش بینی 24/0 و 34/0 از واریانس تنظیم مثبت و منفی هیجان بودند. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به ذهنی سازی، ادراک حمایت اجتماعی و مدیریت درد توسط روان شناسان می تواند به تبیین تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان کمک نماید.
مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و مصاحبه انگیزشی بر نشانه های مرضی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و مصاحبه انگیزشی بر نشانه های مرضی زنان مطلقه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مطلقه شهرستان خدابنده در سال 1401-1402 بود. تعداد 39 زن مطلقه به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (هر گروه 13 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل چک لیست علائم روانی (SCL-90-R) درگوتیس و همکاران (1973) بود. هر یک از گروه های آزمایش 8 جلسه مداخله 2 ساعته دریافت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین اضطراب، پرخاشگری، ترس مرضی، افکارپارانوئیدی، روان پریشی، حساسیت در روابط متقابل درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و بین میانگین پرخاشگری، افکارپارانوئیدی و حساسیت در روابط متقابل گروه مصاحبه انگیزشی با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما برای نشانه های افسردگی، شکایات جسمانی، وسواس و اجبار تفاوت معناداری در سطح 05/0 مشاهده نشد. علاوه بر این بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). نتایج نشان داد که درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و مصاحبه انگیزشی برای بهبود برخی از نشانه های مرضی در زنان مطلقه مداخله های کارآمدی برای استفاده توسط مشاوران و روان شناسان هستند.
نقش میانجی اعتیاد به اینستاگرام در رابطه بین ترس از دست دادن و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۴۲-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین نقش میانجی اعتیاد به اینستاگرام در رابطه بین ترس از دست دادن و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود که در جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان در سال 1402 انجام شد. 260 نفر از این جامعه به شیوه نمونه گیری دردسترس در این مطالعه به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مقیاس اعتیاد به اینستاگرام (IAS، کرکابرون و گریفیث، 2018)، مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017) و پرسشنامه ی فرسودگی تحصیلی مسلش- فرم دانشجویان (MBI-SS؛ شوفلی و همکاران، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. همچنین ترس از دست دادن بر فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم داشت و اعتیاد به اینستاگرام بر فرسودگی تحصیلی اثر مستقیم داشت (05/0>P). علاوه براین، نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که اعتیاد به اینستاگرام در رابطه بین ترس از دست دادن و فرسودگی تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). از نتایج این مطالعه این گونه استنباط می شود که ترس از دست دادن یک عامل ناسازگار است که می تواند به صورت مستقیم و با ایجاد اعتیاد به اینستاگرام، موجب افزایش فرسودگی تحصیلی در دانشجویان شود.
ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش عفاف بانوان بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
29 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاس عفاف بانوان بر اساس آموزه های قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) بوده است. برای این منظور، ابتدا آیات و روایات مرتبط با موضوع عفاف بانوان استخراج و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت و پس از طی مراحل سنجه سازی سرانجام پرسش نامه ای 20 گویه ای تهیه و بین 385 نفر از دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهرستان رباط کریم که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. یافته ها نشان داد که مقیاس دارای چهار عامل (جلوه گری، پوشش و حجاب، نگرش و حریم ارتباطی) بوده و از همسانی درونی مطلوبی برخوردار است (آلفای کرونباخ برابر 86/0). اعتبار پرسش نامه از طریق دو نیمه کردن با روش اسپیرمن براون و گاتمن 86/0 به دست آمد. میانگین 95./0 موافقت کارشناسان در بررسی روایی محتوا نشان داد که پرسش نامه دارای روایی مناسبی است.