فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانی یک دوره رشد منحصر به فرد است که با تغییرات و چالش های قابل توجهی همراه است. به این ترتیب، حفظ سازگاری هیجانی برای نوجوانان بسیار مهم است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی با میانجی گری مهارت های اجتماعی و شایستگی رابطه بود.
روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان نوجوان متوسطه اول و دوم شهرستان شهرکرد بودند که 380 نفر از آنان به روش خوشه ای تصادفی و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه های ادراک نوجوان از تعارض والدینی گریچ و همکاران ( 1992)؛ مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983)؛ مقیاس شایستگی اجتماعی اسمارت و سانسون (2003) و مقیاس سازگاری هیجانی رابیو و همکاران (2007) پاسخ دادند. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS, SPSS26 انجام گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که اثر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر شایستگی رابطه (212/0-=β)، مهارت های اجتماعی(397/0-=β) و سازگاری هیجانی (237/0-=β)؛ همچنین رابطه شایستگی بر سازگاری هیجانی (09/0=β) و مهارت های اجتماعی بر سازگاری هیجانی (486/0=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. اثر غیر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر سازگاری هیجانی (213/0-=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 482/0 بود
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت سازگاری هیجانی در دوران نوجوانی توجه به نقش متغیرهایی همچون تعارض والدینی، مهارت های اجتماعی و شایستگی رابطه در این دوران حائز اهمیت است.
پیش بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجیگری تکانش گری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تنوع طلبی جنسی یک اختلال است که معمولاً زمانی رخ می دهد که عشق در روابط کم رنگ شود و ارضای جنسی مطلوبی در آن رابطه اتفاق نیافتد. هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری در بین زوجین دانشجو دانشگاه های آزاد اسلامی استان تهران بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بر اساس معادلات ساختاری بود. کلیه زوجین دانشجوی دانشگاه های آزاد اسلامی استان تهران در سال تحصیلی 1402-1403که افراد پاسخ دهنده 181 نفر زن و 119 نفر مرد بودند. حجم نمونه، 287 نفر تعیین شد. اما در نهایت 300 نفر پرسشنامه ها را تکمیل کردند. این افراد به روش نمونه گیری غیر تصادفی و هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه های سبک های دلبستگی بارتولومیو و هوروتیز (1991)، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی) واتلی (2008) وتکانشگری بارت و همکاران (1995) جمع آوری شد. داده ها از طریق روش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون تی- استیودنت تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بر اساس یافته ها، سبک های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری، تنوع طلبی جنسی زوجین را پیش بینی کردند. این یافته نشان می دهد که شاخص های سبک های دلبستگی و تکانشگری به صورت معناداری قادر به پیش بینی تنوع طلبی جنسی بودند (05/0p <).
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها سبک های دلبستگی با میانجی گری تکانشگری، بر تنوع طلبی جنسی زوجین تأثیر می گذارند. به طور کلی می توان ذکر نمود که ویژگی های شخصیتی و روان شناختی، مانند تکانشگری و سبک های دلبستگی، می توانند بر جنبه های مختلف روابط زناشویی، از جمله تنوع طلبی جنسی تأثیر بگذارند.
Psychological Profile Comparison of Teachers: Job Burnout, Resilience, and Altruism in Regular vs. Special Education Settings
حوزههای تخصصی:
This comparative study aimed to examine the differences in job burnout, psychological resilience, and altruism between teachers in regular and special education schools in Kerman Province, as well as to explore the relationships among these variables. The research employed a causal-comparative design and included a sample of 80 teachers—40 from special education schools and 40 from regular schools. Data were collected using three standardized instruments: the Maslach Burnout Inventory (MBI), which assesses emotional exhaustion, depersonalization, and reduced personal accomplishment; the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC), a 25-item measure of psychological resilience; and the Rashin Altruism Scale, a 5-item instrument assessing an individual’s tendency to help others. Multivariate analysis of variance (MANOVA) was conducted to evaluate group differences across the three variables, and Pearson correlation was used to assess relationships among them. MANOVA results revealed significant multivariate differences between the two groups (p < 0.05). Univariate analyses indicated that special education teachers reported higher levels of burnout and lower psychological resilience compared to regular school teachers. No significant difference was observed in altruism. Additionally, correlation analysis showed significant associations among burnout, resilience, and altruism across the total sample. These findings highlight the psychological challenges faced by special education teachers and underscore the need for targeted interventions to enhance resilience and reduce burnout in this population.
اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون به معلمان بر کاهش اختلال های هیجانی، رفتاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
53 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف اثر بخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون به معلمان بر کاهش اختلال های هیجانی، رفتاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی بود. روش: طرح کلی پژوهش حاضر، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان 7 تا 12ساله مقطع ابتدایی منطقه 6-5-4 مدارس خودگردان افغانستانی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1402در نظر گرفته شد که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند، سپس 30 نفر بر اساس ملاک های ورود و با روش نمونه گیری هدفمند ( 15 نفر) در گروه آزمایش و (15 نفر) در گروه کنترل قرار گرفتند. اب زار م ورد اس تفاده در پژوهش، پرسشنامه ارزیابی رفتاری راتر فرم معلم به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخلات مربوط به آموزش پیگمالیون به مدت 8 جلسه آموزشی یک ساعته طی 2 جلسه در هفته بر روی معلمان گروه آزمایش انجام گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش پس آزمون اجرا شد؛ سپس پیگیری (دوماه پس ازاجرای پس آزمون) بعمل آمد. برای تحلیل داده ها از ن رم اف زار SPSS در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معی ار) و اس تنباطی (تحلیل اندازه گیری های مکرر) استفاده شد. یافته ها: نتایج میانگین نمرات اختلال های رفتاری درونی شده، اختلال های رفتاری برونی شده، اختلال های رفتاری (نمره کل) دانش آموزان، گروه های آزمایش طی مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون روند کاهشی داشته است که در بین نمرات پیش آزمون اختلال های رفتاری برونی شده با نمرات پس آزمون و پیگیری اختلال های رفتاری برونی شده تفاوت معنی داری (001/0p<) و جود دارد. به عبارت دیگر هم تاثیر آموزش و هم تاثیر زمان، معنی دار می باشد. نتیجه گیری: در بافت آموزشی دانش آموزان افغانستانی مقیم اصفهان، ادراک معلم یکی از عوامل اثر گذار برکاهش اختلال های هیجانی- رفتاری دانش آموزان اس ت و لذا مداخلات مبتنی بر اثر پیگمالیون را می توان در برنامه های آموزشی قرار داد و استفاده از آن را به درمانگران، مربیان، روانشناسان و مشاوران پیشنهاد نمود.
نقش الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های فرزندپروری در پیش بینی خودکشی با میانجی گری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
102 - 114
حوزههای تخصصی:
خانواده یک کانون فرهنگی- اجتماعی مهم به شمار می آید و نقش مهمی در پیشگیری از مسائل آسیب زای افراد در آینده دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ساختاری گرایش به خودکشی، الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های فرزندپروری با میانجی گری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۲۳۷ نفر از زنان قربانی خشونت خانگی که به ۳ مرکز بهزیستی، اورژانس اجتماعی و اورژانس اجتماعی صدرا در استان فارس مراجعه کرده بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک های فرزندپروری (PSI)، الگوی های ارتباطی خانواده تجدید نظر شده (RFCP)، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) پاسخ دادند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و AMOS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. طبق نتایج الگوی ارتباطی همنوایی، سبک های فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه از طریق افزایش افسردگی منجر به افزایش گرایش به خودکشی، و الگوی ارتباطی گفت وشنود، سبک فرزندپروری مقتدرانه از طریق کاهش افسردگی منجر به کاهش گرایش به خودکشی می شود. به نظر می رسد تعامل و روش های تربیت ناسازگاری که والدین برای فرزندانشان در نظر می گیرند اثرات مخربی را بر رفتار، انتظارات و افزایش ریسک گرایش به خودکشی در آینده می گذارد.
رابطه بین ابعاد دلبستگی مادر و تنظیم هیجان کودک: نقش واسطه ای باورهای غیر منطقی و عملکرد تأملی مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
77 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ابعاد دلبستگی مادر و تنظیم هیجان کودک و نقش واسطه ای باور های غیرمنطقی و عملکرد تأملی مادر بود. روش: این پژوهش بر حسب روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی و همبستگی بود. شرکت کنندگان این پژوهش را کلیه مادران کودکان دبستانی شهر مشهد، در سال تحصیلی ۱۴۰۰ - ۱۳۹۹ تشکیل دادند. در نهایت ۳۰۸ مادر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش چک لیست تنظیم هیجانی (ERC)، پرسش نامه عملکرد تأملی والدینی (PRFQ)، پرسش نامه دلبستگی بزرگسال (RAAS) و پرسش نامه باور های منطقی و غیرمنطقی والدین (P-RIBS) مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیل های آماری از نرم افزار SPSS. ۲۷ و AMOS. ۲۴ استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دلبستگی اضطرابی و اجتنابی و باور های غیرمنطقی اثر مستقیم و منفی بر تنظیم هیجانی کودک دارند. دلبستگی اجتنابی در مقایسه با دلبستگی اضطرابی اثر مستقیم بیشتری بر تنظیم هیجانی کودک دارد. عملکرد تأملی نیز اثر مستقیم مثبت بر تنظیم هیجان کودک دارد. بررسی اثرات غیرمستقیم نیز نشان می دهد که اثر غیرمستقیم دلبستگی اضطرابی بر تنظیم هیجان کودک به واسطه باور های غیرمنطقی صورت گرفته و منفی است. اثر غیرمستقیم دلبستگی اجتنابی بر تنظیم هیجان کودک نیز به واسطه عملکرد تأملی مادر و به صورت منفی است. نتیجه گیری: دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادر با ایجاد بستری برای شکل گیری باور های شناختی ناکارآمد و ظرفیت تأملی پایین در او می تواند منجر به بد تنظیمی هیجانی در کودک شود؛ بنابراین نتایج پژوهش حاضر می تواند در آموزش والدین و روابط با فرزندان کاربرد داشته باشد.
آزمون مدل ساختاری بی صداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانش آموزان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
199 - 227
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی مدل یابی معادلات ساختاری بی صداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانش آموزان شهر تهران انجام شده است. طرح پژوهش توصیفی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. این پژوهش با حضور 500 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بین دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به روش آنلاین انجام شد. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس بی صداقتی تحصیلی (ویترسپون و همکاران، 2010)، مقیاس نظریه تلویحی هوش (عبدالفتاح و یاتس، 2006) و پرسشنامه هویت اخلاقی (بلک و رینودلدز، 2016) استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین باورهای ضمنی هوش و هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نتایج یافته ها نشان داد مسیرهای مستقیم این پژوهش معنادار شدند و مسیرهای غیرمستقیم باورهای ضمنی هوش از طریق نقش میانجی هویت اخلاقی بر بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان معنادار بود. بر اساس یافته های این پژوهش، مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (073/0=RMSEA و 05/0>P-value) و مدل نهایی ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر بی صداقتی تحصیلی در بین دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران است.
پیشایندها و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
24 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین پیشایندها (خودکنترلی، خودکارآمدی و عزت نفس) و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت (کیفیت خواب، پریشانی روان شناختی و بهزیستی روان شناختی) بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کاربران دانشجویی شبکه های اجتماعی دانشگاه دامغان در سال ۱۴۰۲ بود. با استفاده از نمونه گیری دردسترس ۲۹۸ نفر انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ، شاخص کیفیت خواب پترزبورگ، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، مقیاس خودکنترلی تنگی، پریشانی روان شناختی کسلر و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف پاسخ دادند. داده ها با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS 3/0 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین خودکنترلی و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس وجود دارد. اعتیاد به اینترنت به صورت مستقیم بر کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی و به صورت غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی اثرگذار بود. براساس نتایج حاصله می توان گفت ضعف خودکنترلی باعث اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به اینترنت باعث کاهش کیفیت خواب، افزایش پریشانی روان شناختی و درنهایت کاهش بهزیستی روان شناختی می شود. مبتنی بر یافته های حاصله می توان به آماده سازی و ارایه بهتر برنامه های پیشگیری و درمان ازطریق تقویت خودکنترلی برای افراد درمعرض اعتیاد به اینترنت پرداخت و از این طریق به کاهش اعتیاد به اینترنت و به تبع آن بهبود کیفیت خواب، کاهش پریشانی روان شناختی و ارتقا بهزیستی روان شناختی کمک نمود.
درمان تعارضات هیجانی زوجین بر اساس معیارهای حوزه پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
97 - 105
حوزههای تخصصی:
مقایسه تأثیر نوروفیدبک و درمان شناختی-رفتاری بر افزایش تمرکز و توجه در کودکان با اختلال کم توجهی/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۲۳۹-۲۲۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال کم توجهی/فزون کنشی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در کودکان است که می تواند تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی آن ها داشته باشد. بسیاری از تحقیقات به بررسی اثربخشی نوروفیدبک یا درمان شناختی-رفتاری به صورت جداگانه پرداخته اند و مقایسه ای مستقیم بین این دو روش انجام نشده است. بنابراین، نیاز به انجام مطالعاتی وجود دارد که به طور همزمان اثرات این دو روش را بر روی توجه و تمرکز کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/بیش فعالی مقایسه کنند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی نورفیدبک و درمان شناختی- رفتاری بر افزایش توجه و تمرکز در کودکان دارای اختلال کم توجهی/فزون کنشی بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی، و از لحاظ روش شناسی نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 7 تا 11 ساله دارای اختلال کم توجهی/ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره طلوع، جوانه امید و طنین زندگی در شهرستان گچساران در سال 1403 بودند. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که با استفاده از روش تصادفی ساده 40 کودک پس از تشخیص اختلال انتخاب و وارد پژوهش شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه توجه و تمرکز (استروپ،1935) و آزمون کانرز معلمان (بروک و کلینتون،2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 بهره برداری شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اختلاف میانگین درمان های نوروفیدبک و درمان شناختی رفتاری در متغیر توجه و تمرکز در سطح معناداری قرار دارند به این صورت که درمان نوروفیدبک نسبت به درمان شناختی رفتاری تأثیر بیشتری بر توجه و تمرکز داشته است (001/0). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان های نوروفیدبک و درمان شناختی- رفتاری بر بهبود توجه و تمرکز کودکان دارای اختلال کم توجهی/ فزون کنشی تأثیر معناداری داشته است که می تواند مورد توجه مراکز آموزش و پرورش، مربیان، معلمان و والدین این کودکان قرار گیرد. با توجه به تأثیر مثبت هر دو روش، می توان برنامه های درمانی ترکیبی طراحی کرد که از مزایای نوروفیدبک و درمان شناختی-رفتاری بهره برداری کند.
اثربخشی آموزش گروهی شناختی-رفتاری بر مدیریت عواطف و خودارزشمندی دانش آموزان دختر تک والد دارای اضطراب اجتماعی
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
75 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی شناختی-رفتاری بر مدیریت عواطف و خودارزشمندی دانش آموزان دختر تک والد دارای اضطراب اجتماعی انجام شد. در یک طرح نیمه تجربی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل تعداد 40 نفر از دانش آموزان دختر تک والد دبیرستان های دخترانه متوسطه اول شهر بهشهر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با مقیاس کنترل عواطف (ACS)و مقیاس وابستگی های ارزش خود (CSWS) انجام شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش گروهی شناختی- رفتاری قرار گرفتند و شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس نشان داد که در مدیریت عواطف و خود ارزشمندی در شرکت کنندگان گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (0.001>P). این پژوهش نشان داد که می توان از آموزش گروهی شناختی رفتاری در افزایش مدیریت عواطف و خود ارزشمندی دانش آموزان دختر تک والد استفاده کرده و از بروز مشکلات رفتاری و آسیب های اجتماعی در این دختران پیشگیری کرد.
شناسایی ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد سنجش و اندازه گیری هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش به روش مرور نظام مند و با جستجوی منظم پایگاه های داده های علمی انجام شده است. از 670 مطالعه غربال شده، 42 اثر علمی انتخاب و مورد بررسی کامل قرار گرفته اند. کیفیت مقالات انتخاب شده با ابزار CASP ارزیابی گردیده و برای تحلیل محتوای آنها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. یافته ها: در مجموع، ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و حضوری از حیث اثربخشی، در دو بخش شامل مؤلفه های اثربخشی (با 32 نشانگر و 11 ملاک) و عوامل اثربخشی (با 52 نشانگر و 8 ملاک) و از حیث هزینه های آموزشی در دو دسته هزینه های جاری و سرمایه ای(با 65 نشانگر و 9 ملاک) شناسایی شده است. همچنین، پنج روش تحلیل هزینه-اثربخشی مشخص گردیده و عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزشی با 86 نشانگر و 11 ملاک، در چهار دسته (فردی، آموزشی، بودجه ای-پشتیبانی و فنی-زیرساختی) قرار گرفته اند. در نهایت، با دستاوردهای مذکور، چارچوب مفهومی-تحلیلی برای سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی ارائه شده که ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی را به صورت یکپارچه بازنمایی و چیستی (با تمرکز بر ستانده های آموزشی و دستاوردهای یادگیری) و چراییِ اثربخشی (با تمرکز بر عوامل و فرایندهای آموزشی) را تبیین می کند. نتیجه گیری: روند روبه رشد مقالات منتخب، حاکی از اقبال روز افزون به سنجش هزینه-اثربخشی در عرصه های مختلف علمی-آموزشی است که عمدتاً در کشورهای پیشرفته با کاربست روش های کمّی انجام شده است. با این حال، فقدان چارچوب مفهومی-تحلیلی مناسب در این رابطه بعنوان محدودیت اساسی پیشینه شناسایی شده است؛ پیشینه داخلی بیشتر بر سنجش اثربخشی از دیدگاه استادان و دانشجویان تمرکز داشته و به اندازه گیری اثربخشی به صورت کمّی کمتر توجه شده است. از حیث روش های تلفیق نتایجِ اثربخشی با هزینه ها، عمدتاً روش های ساده بکارگرفته شده و این در حالی است که روش تفصیلی هزینه-اثربخشی قابلیت های لازم را برای انجام تحقیقات تجربی تطبیقی مبتنی بر چارچوب مفهومی-تحلیلی پیشنهادی تحقیق حاضر دارد.
رابطه اعتیاد به گوشی های هوشمند با اختلال تصویر بدنی ، اختلال خوردن و فعالیت بدنی در دختران دانشجو(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
179 - 191
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه استفاده از گوشی های هوشمند به طور چشمگیری در دختران دانشجو افزایش یافته است.کارشناسان معتقدند که این استفاده افراطی از گوشی های هوشمند، می تواند باعث اختلال تصویر بدنی، اختلال خوردن و کاهش فعالیت بدنی در دختران دانشجو شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اعتیاد به گوشی های هوشمند با اختلال تصویر بدنی، اختلال خوردن و فعالیت بدنی در دختران دانشجو انجام شد. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر تحلیلی و از نوع مدل های همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی دختران دانشجوی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس اعتیاد به تلفن همراه، پرسشنامه تصویر تن، پرسشنامه نگرش به تغذیه و مقیاس فعالیت بدنی پاسخ دادند.تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون خطی چندگانه،ضریب همبستگی پیرسون در سطح معناداری 05/0 در نرم افزارspss نسخه26 صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تحمل محرومیت(001/0>P) ، اختلال زندگی(001/0>P) و اجبار اصرار(001/0>P) ، اختلال تصویر بدنی را در دختران دانشجو پیش بینی کردند؛ از سوی دیگر تحمل محرومیت(05/0>P) ، اختلال زندگی(001/0>P و اجبار اصرار(04/0>P) ،اختلال خوردن را در دختران دانشجو پیش بینی کردند؛ از طرفی تحمل محرومیت(001/0>P) ، اختلال زندگی(001/0>P ،) و اجبار اصرار(001/0>P) ، فعالیت بدنی را در دختران دانشجو پیش بینی کردند، همچنین 62 درصد از واریانس اختلال تصویر بدنی، 44 درصد از واریانس اختلال خوردن و 57 درصد از واریانس فعالیت بدنی بر مبنای مولفه های اعتیاد به گوشی های هوشمند(تحمل محرومیت، اختلال زندگی، اجبار- اصرار) تببین شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مشخص کرد، اعتیاد به گوشی های هوشمند و مولفه های آن شامل(تحمل محرومیت، اختلال زندگی، اجبار- اصرار)، پیش بینی کننده اختلال تصویر بدنی ، اختلال خوردن و فعالیت بدنی در دختران دانشجو هستند.
اثربخشی ISTDP بر بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع ۱(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
61 - 77
حوزههای تخصصی:
زمینه: دیابت یک بیماری مزمن است که یا به دلیل کمبود انسولین یا به دلیل مقاومت سلول ها نسبت به انسولین به وجود می آید. ابتلا به این بیماری در دوره نوجوانی، فرد را با تهدیدهای گوناگونی مواجه می سازد؛ لذا، در پژوهش حاضر، جهت کاهش بار روانی- اجتماعی دیابت در نوجوانان از ISTDP بهره برده شد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ISTDP بر بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه و آزمایش بود. نمونه ی پژوهش حاضر شامل 40 نفر از نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 بود که در نیمه اول سال 1403 به انجمن دیابت ایران واقع در تهران مراجعه نمودند که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس از طریق جایگزینی تصادفی در هر گروه 20 نفر قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه ISTDP دریافت نمودند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ارزیابی سازگاری با دیابت (ابراهیمی و همکاران، 2016)، پرسشنامه تبعیت از درمان دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) و آزمایش خون FBS بود؛ همچنین جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: باتوجه به نتایج اثر زمان (01/0 P<)، اثر مداخله (05/0 P<)، و اثرثبات (01/0 >P) می توان بیان نمود که ISTDP موجب بهبود سازگاری با بیماری، تبعیت از درمان و FBS در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع ۱ گشته و این نتایج در دوره پیگیری نیز ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این درمان منجر به بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 می شود. پیشنهاد می گردد که از ISTDP جهت کاهش معضلات جسمی -روانی- اجتماعی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 استفاده شود.
تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با میانجی گری همجوشی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
201 - 217
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است که می تواند عملکرد تحصیلی، شغلی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. با وجود توجه فزاینده پژوهش ها به نقش متغیرهای درون روانی مانند ذهن آگاهی، نشخوار فکری و همجوشی شناختی در شکل گیری یا کاهش اضطراب اجتماعی، هنوز روابط میان این متغیرها به ویژه نقش میانجی گرانه همجوشی شناختی به طور کامل روشن نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با در نظر گرفتن نقش میانجی همجوشی شناختی در بین دانشجویان بود. روش: این مطالعه از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بود که نمونه ای به حجم ۳۰۸ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از سیاهه فوبیای اجتماعی (کونور و همکاران، 2000)، مقیاس ذهن آگاهی (براون و ریان، 2003)، مقیاس نشخوار فکری (نولن-هوکسیما و مورو، 1991) و پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران، 2014) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS نسخه 24 و از روش های ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل بوتسترپ انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی معنادار دارد و نشخوار فکری با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت معنادار (05/0 P<) دارد. همچنین، همجوشی شناختی نقش میانجی معناداری در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب اجتماعی و نیز در رابطه بین نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی (05/0 P<) ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش مهم فرایندهای شناختی و تنظیم هیجانی را در تجربه اضطراب اجتماعی برجسته می کند. تقویت ذهن آگاهی و کاهش همجوشی شناختی و نشخوار فکری می تواند به عنوان راهبردهایی مؤثر در مداخلات روانشناختی برای کاهش اضطراب اجتماعی به کار گرفته شود.
اثربخشی بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تنظیم هیجان در بهبود روابط بین فردی، سازگاری اجتماعی و افزایش ارتباط های سازنده تأثیر دارد، با توجه به استفاده روزافزون دانش آموزان از فضای مجازی به نظر می رسد خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان، اثر مخرب دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه بود. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی اکتشافی آمیخته ی متوالی و دارای دو مرحله کیفی و کمی بود. در مرحله کیفی به منظور تدوین بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی از روش کیفی تحلیل موضوعی(مضمون) استقرائی نیازمحور و در بخش کمی، از طرح نیمه آزمایشی دو گروهی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه استفاده شد. جامعه پژوهشی در بخش کیفی کتب و متخصصان حوزه خشونت مجازی و نمونه شامل 25 کتاب و 10 متخصص بود، جامعه آماری در بخش کمی کلیه دانش آموزان متوسطه شهر ایلام در سال 1403-1402 و نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز متوسطه که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند، شرکت کنندگان، پرسشنامه نظیم هیجان گروس و جان(2003) را در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و نرم افزارspss23 استفاده شد. یافته ها:یافته ها نشان داد بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه تأثیر داشت(P<0/05 ). اثربخشی این مداخله در مرحله پیگیری ماندگار بود. نتیجه گیری:آموزش بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی باعث تنظیم هیجان در دانش آموزان شد. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مؤثر برای تنظیم هیجان دانش آموزان در برابر خشونت مجازی از بسته توانمندسازی بهره برد.
مدل ساختاری خطرپذیری نوجوانان بر اساس باورهای اساسی، الگوهای ارتباطی خانواده و ابراز وجود با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانی با چالش ها، بحران ها و تنش هایی همراه است که می تواند به خطرپذیری در زندگی فرد و اطرافیان بینجامد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین برازش مدل ساختاری خطرپذیری نوجوانان بر اساس باورهای اساسی، ابراز وجود و الگوهای ارتباطی خانواده با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش: پژوهش حاضر کمی و با روش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1401 بودند، بدین منظور 229 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های باورهای اساسی (1992)، ابراز وجود (1975)، تنظیم شناختی هیجان (2007)، الگوی ارتباطی خانواده (1997) و خطرپذیری نوجوانان (2007) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری در نرم افزارهای Spss-26 و Amos-26 استفاده شد. یافته ها: تأثیر راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان بر خطرپذیری، منفی و معناداری(05/0>p و 396/0-=β)، در حالی که تأثیر راهبردهای منفی (05/0>p و 196/0=β) و هم نوایی (05/0>p و 439/0=β) بر خطرپذیری مثبت و معنادار بود. همچنین باورهای اساسی، ابراز وجود و تعامل گفت وشنود از طریق راهبردهای مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان به طور غیرمستقیم بر خطرپذیری تأثیرگذار بودند (05/0>p). نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش واسطه ای مهمی در تأثیر باورهای اساسی، الگوهای ارتباطی خانواده و ابراز وجود بر خطرپذیری نوجوانان دارند. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی مدرسه محور با هدف تقویت راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و مهارت های ارتباطی جهت کاهش خطرپذیری نوجوانان تدوین و اجرا شوند.
ارزیابی نسخه ایرانی پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده: ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در سال های اخیر تغییر پارادایم محسوسی در مورد تشخیص اختلالات شخصیت از رویکردهای طبقه بندی به سمت رویکردهای بعدی صورت گرفته است، به طوریکه مدل های جدید از رویکردهای بُعدی برای تشخیص اختلالات شخصیت استفاده کرده اند. هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه ایرانی پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده انجام شد. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی، توصیفی و از نوع روان سنجی بود. جامعه شامل کلیه افراد ساکن شهر سنندج در سال ۱۴۰۳ بودندکه از این میان ۴۷۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده(۲۰۰۸) پاسخ دادند. جهت بررسی پایایی داده ها ازآلفای کرونباخ به همراه امگای مک دونالد و جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عامل تأییدی و اکتشافی با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 24 وJASP استفاده شد. یافته ها: در تحلیل عاملی اکتشافی، ۲۲ عامل استخراج شد که درمجموع ۷۷٪ از واریانس ۹۵ گویه پرسشنامه را تبیین کردند. تحلیل عاملی تأییدی توسط شاخص های ۹۶/۰CFI =، ۹۷/۰GFI = و۰۹۶/۰RMSEA = به دست آمد که همگی بیانگر برازش قابل قبول مدل بودند. پایایی درونی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ ۹۷۳/۰ و امگای مک دونالد ۹۷۱/۰ برای کل پرسشنامه و برای خرده مقیاس ها، به ترتیب در دامنه ای از ۸۵۰/۰ تا ۹۱۳/۰ و ۸۵۸/۰ تا ۹۱۷/۰ بود،که مطلوب است. نتیجه گیری: یافته ها نشان دهنده کفایت ویژگی های روان سنجی نسخه ایرانی پرسشنامه تشخیصی ساختاری روان پویشی عملیاتی شده است. پیشنهاد می شود از این ابزار در زمینه های بالینی و پژوهشی، به ویژه برای تشخیص، تدوین اهداف درمانی و ارزیابی اثربخشی مداخلات روان درمانی، مورداستفاده قرار گیرد.
تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری مبتنی بر تجربه زیسته مادران با سابقه بد رفتاری در کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
171 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی، دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی والدگری (PSAM، دومکا و همکاران، 1996) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بسته آموزشی توانمندسازی والدگری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، باعث افزایش معنادار خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی در پس آزمون و پیگیری شد (001/0>p). همچنین تعامل معنادار گروه×زمان نشان دهنده اثربخشی پایدار مداخله بود. بنابراین می توان از این بسته آموزشی به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در قالب برنامه های ارتقاء سلامت خانواده استفاده کرد.
پیش بینی نگرش به ازدواج در دانشجویان براساس رضامندی زوجیت والدین و نشاط معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
81 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرش به ازدواج در دانشجویان براساس رضامندی زوجیت و نشاط معنوی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان 18 تا 30 ساله دانشگاه های شهر شیراز و والدین آنها در بهار 1403 بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 300 نفر از آنها انتخاب و توسط مقیاس رضامندی زوجیت افروز (1389، MSS)، مقیاس نشاط معنوی چپریان و افروز (1395، SVS)، و مقیاس نگرش به ازدواج رابیتین و روزن (1998، MAS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شد؛ یافته ها نشان داد بین مؤلفه های رضامندی زوجیت و نشاط معنوی با نگرش به ازدواج رابطه معنادار (05/0>p) وجود دارد. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نیز نشان داد سه مؤلفه احساس و رفتار، باور به نشاط معنوی و رفتارهای شخصی زوجین، در مجموع 8/23 درصد از تغییرات نگرش بدبینانه به ازدواج؛ مؤلفه های اوقات فراغت، احساس و رفتار به نشاط معنوی، و احساس و رفتار معنوی، 2/30 درصد از نگرش خوش بینانه، و رفتارهای ارتباطی و اجتماعی، احساس و رفتار، و حل مسأله، 6/35 درصد از تغییرات نگرش واقع گرایانه به ازدواج را پیش بینی نمودند. با توجه به نتایج، توجه به مولفه های رضامندی زوجیت والدین و نشاط معنوی دانش جویان برای افزایش نگرش خوش بینانه و واقع گرایانه به ازدواج تسهیل کننده است.