ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۴۹ مورد.
۴۱.

بررسی ارتباط مدارای اجتماعی و دینداری در میان دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف پژوهش: یکی از پیش نیازهای شکل گیری جامعه مدنی، وجود مدارای اجتماعی در آن جامعه است. نهادینه شدن مدارای اجتماعی در یک جامعه می تواند در برطرف کردن تعارضات مختلف تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت مدارای اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز و ارتباط آن با دینداری انجام گرفت. روش پژوهش: روش استفاده شده در این پژوهش پیمایشی بوده و دانشجویان دانشگاه تبریز جامعه آماری این تحقیق در سال 1403 می باشند. با استفاده از فرمول کوکران 172 نفر از این دانشجویان به شیوه نمونه گیری طبقه ای مورد بررسی قرار گرفتند. برای سنجش مدارای اجتماعی از پرسشنامه استاندارد مدارای اجتماعی به کار رفته در پژوهش زالی زاده و همکاران (1397) و برای سنجش دینداری از پرسشنامه استاندارد گلاک و استارک استفاده شده است. یافته ها: حسب یافته های پژوهش، میانگین مدارای اجتماعی در بین افراد مورد بررسی برابر با 79/59 درصد است بدین معنی که دانشجویان مورد نظر دارای مدارای اجتماعی متوسط به بالایی می باشند. در میان ابعاد مدارای اجتماعی، بعد مدارای جنسیتی حائز بیشترین میانگین درصدی و بعد مدارای مذهبی دارای پایین ترین میانگین درصدی در میان ابعاد متغیر مدارای اجتماعی بوده است. همچنین، میانگین دینداری برای پاسخگویان 54/75 درصد به دست آمده که نشان می دهد میزان دینداری دانشجویان دانشگاه تبریز در حد بالا می باشد. نتیجه گیری: نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که، مدارای اجتماعی با دینداری رابطه مثبت و معنی داری دارد. همچنین، ابعاد اعتقادی، مذهبی، ملیتی و رفتاری مدارای اجتماعی رابطه معنی داری با دینداری داشته در حالیکه ابعاد قومیتی، جنسیتی و اخلاقی مدارای اجتماعی رابطه معنی داری با دینداری دانشجویان نداشته است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که، ابعاد چهارگانه دینداری حدود 18 درصد واریانس متغیر مدارای اجتماعی را تبیین می کنند. 
۴۲.

تحلیل جامعه شناختی مولفه های فرهنگی «گفتمان فرزندآوری» در جامعه کاربران فارسی زبان شبکه اجتماعی ایکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۸
فرزندآوری، موضوعی کلیدی در هر جامعه است که با موضوعات جمعیت شناسی، جامعه شناسی، مطالعات خانواده، سیاستگذاری های فرهنگی و توسعه ای و اقتصادی پیوند محکمی دارد. آنچه که در مطالعات آماری تحت عنوان نرخ باروری بررسی می شود، هم می تواند متأثر از شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جامعه باشد و هم می تواند برآنها اثرگذار باشد. ازاین رو در مطالعات و شناخت هرجامعه موضوع فرزندآوری، از دریچه فرهنگی، به منظور آگاهی به شرایط، برای ترسیم برنامه های آینده، ضروری و بااهمیت است. در این پژوهش، هدف، استخراج نگرش ها و ارزش ها و درنهایت تحلیل جامعه شناختی مؤلفه های فرهنگی «گفتمان فرزندآوری» در خانواده ایرانی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی و چهارچوب نظری تحقیق بر پایه «پروژه فرزندآوری» بک وبک می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد فرزندآوری در جامعه امروز ایرانی، از امری طبیعی و وظیفه اجتماعیِ تولید نسل برای جامعه، خارج شده و در انحصار نظر شخصی افراد و منوط به رضایت قلبی و عقلی آنان است. در نتیجه تحلیل محتوای کیفی توئیت ها، ۳ مقوله اصلی در گفتمان فرزندآوری شناسایی شد: مهارت های فرزند پروری، فردگرایی و ارزش های فرزندآوری. بر اساس چهارچوب نظری تحلیل ها صورت گرفت و مؤلفه های فرهنگی «پروژه ای شدن فرزندآوری»، «فن سالاری»، «کیفیت»، «مصرف گرایی»، «فردیت»، «حب به خود» ، «لذت گرایی» و «آنیّت»، «هویت شخصی»، «آزادی انتخاب» و «قداست خانواده» در گفتمان فرزندآوری (کاربران فارسی زبان شبکه اجتماعی ایکس) شناسایی شدند.
۴۳.

تأثیر احتمالی جامعه دوره ناصری بر تحوّل شبیه زینب در نسخ تعزیه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
چگونگی دگرگونی شبیه زینب در نسخِ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، تحت تاثیرِ شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان،هدف اصلی این مقاله است. بهره گیری از دست مایه های فرهنگیِ دوره ناصری در نسخ دست نوشتِ زمانه ناصری، سبب افزایش داستانک ها و بیان گر رشد شبیه زینب و عبور شبیه یادشده از ایستایی تمثیل وار به نمونه ای حقیقی از زنان جامعه خویش است. کارایی گوناگونِ شبیه زینب در لحظه های بحرانی و غم بار، چگونگی تاثیرپذیری احتمالی شبیه زینب را از اجتماع و فرهنگ دوره ناصری آشکار می کند. سندها و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه به جا مانده از آن زمان، منابعی با اعتبار در کشف چگونگی بازتاب شرایط یادشده و تحوّلِ شبیه زینب است. پرسش اصلی این مقاله به چگونگی روند تحوّل شبیه زینب از زنی خرافی به زنی مبارز، متناسب با رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی و هم چنین فرضیه اصلی به تاثیر قراردادهای اجتماعی و فرهنگی بر گوناگونی و پویایی کاراییِ شبیه زینب بر اساس ویژگی های درون و برون متنی در تعزیه نامه های دوره ناصری می پردازد. منظور از ویژگی های درون و برون متنی، شرایط جامعه و فرهنگ دوره ناصری است. یافته های این مقاله به روشِ تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، واکاوی خواهد گردید. گستره زمانی پژوهش به دوره ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و گستره مکانی، مربوط به نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» است.
۴۴.

راهبردهای گسترش و تعمیق پیاده روی اربعین با تأکید بر مقالات علمی ده سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
مراسم اربعین یکی از بزرگترین اجتماعات دینی معاصر است که دربرگیری بسیار زیادی در بین جامعه ایرانی داشته است. هدف این مقاله شناخت ابعاد مختلف این پدیده در پژوهش های انجام شده با هدف کمک به بهبود و توسعه کیفی و کمی آن است. این مقاله به بررسی پیاده روی اربعین و راهبردهای فرهنگی و اجتماعی آن از دیدگاه علوم اجتماعی می پردازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام مند و تحلیل مقالات علمی منتشرشده در بازه زمانی 1403-1393، به بررسی ابعاد مختلف اربعین و تأثیرات آن بر کنش های اجتماعی، فرهنگی و هویتی می پردازد. یافته های پژوهش که با روش مرور 32 مقاله منتشرشده در مجلات علمی وپژوهشی در حوزه علوم اجتماعی به دست آمده است، نشان می دهد که اغلب مطالعات بر رویکردهای کیفی و تفسیری متمرکز بوده و تأکید ویژه ای بر جهان خاص اجتماعی اربعین و تعلیق موقت عقلانیت ابزاری و قشربندی های اجتماعی در این مراسم داشته اند. همچنین، مقالات مختلف بر لزوم توسعه زیرساخت های حمل و نقل، تقویت همکاری های بین المللی و حفظ اصالت فرهنگی و مردمی اربعین تأکید دارند. پژوهشگران به اهمیت حفظ اصالت فرهنگی و مردمی مراسم اربعین تأکید داشته و هشدار داده اند که دخالت های دولتی و برپایی موکب های حاکمیتی می تواند به اصالت این مراسم آسیب بزند. حفظ اصالت پدیده اربعین، بهبود زیرساخت ها و مدیریت مناسب، و آگاهی بخشی به زائران از جمله اقدامات ضروری برای ارتقای کیفیت مراسم اربعین و بهره برداری بهتر از این رویداد عظیم دینی و اجتماعی است.
۴۵.

بازنمایی تهیدستان شهری در رسانه مدیریت شهری (همشهری آنلاین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
بازنمایی رسانه ای یکی از ابعاد بازنمایی است که در مطالعات فرهنگی اهمیت بسزایی دارد. مطابق اسناد بالادستی، شهرداری تهران مکلف شده است تا در راستای تحقق عدالت شهری عمل کند. براین اساس انتظار می رود رسانه شهرداری تهران نیز موضوع تهیدستان شهری را مورد بازنمایی قراردهد. هدف از این پژوهش تحلیل بازنمایی تهیدستان شهری در رسانه مدیریت شهری، همشهری آنلاین است. بدین منظور از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی استفاده شده است. دوره مورد بررسی دوره ششم مدیریت شهرداری از سال 1400 تا 1403 است. در این دوره تمامی گزارش های تحلیلی و خبری مرتبط با موضوع مطالعه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در یک سنخ شناسی از تهیدستان شهری، بیشترین بازنمایی در رسانه همشهری مربوط به گروه هایی است که از آنها به عنوان تهیدستان نیازمند یاد می شود. و رسانه مدیریت شهری سعی کرده تا در راستای اسناد بالادستی اقدامات شهرداری تهران را در این زمینه بازتاب دهد. پس از آن، مقولات تهیدستان شیاد و تهیدستان قابل ترحم قراردارند. این نتایج نشان می دهد. بازنمایی رسانه ای در چارچوب گفتمان و ایدئولوژی رایج ضمن تفکیک تهیدستان به گروه های واقعی و غیرواقعی و مستحق و غیرمستحق، بی آزاد و پرخطر، سعی نموده تا به نوعی واقعیت تهیدستی مدیریت شود. همچنین در این رسانه کمتر به علل ساختاری فقر پرداخته شده و نوع گزارشها بیشتر خبری است تا تحلیلی.
۴۶.

نتنوگرافی تجربه انسان ها در مواجهه با فناوری بلاک چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۸
با رشد و گسترش حیرت انگیز فناوری در روزگار کنونی، رابطیه انسان و فناوری هر روز پیچیده تر می شود و این مسئله حیات اجتماعی انسان ها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. مسئلیه اصلی پژوهش پیش رو بررسی مردم نگارانیه روایت انسان ها از برداشتشان از زندگی تحت تأثیر این فناوری های نوظهور در قالب تجربیه شخصی خودشان است. منظور از فناوری های نوظهور در این پژوهش به طور مشخص فناوری های مرتبط با اقتصاد بلاک چینی است. ارتباط انسان ها با این فناوری تا حدی نامأنوس بررسی می شود تا از این طریق به تحلیلی از جهان جدید دست بیابیم و الزامات هستی شناختی و معرفت شناختی آن را کنکاش کنیم. در همین راستا به تحلیل نظرات کاربران فعال در حوزیه بلاک چین در اینستاگرام پرداختیم و با شناسایی 9 کاربر فعال و تأثیرگذار در این فضا، با روش نتنوگرافی صفحات مجازی آن ها را مورد تحلیل قرار دادیم. نظرات کاربران در سه دستیه مفهومی قرار گرفتند: 1. دیدگاه های انقلابی؛ 2. دیدگاه های خنثی؛ و 3. دیدگاه های هیبریدی؛ هرچند بلاک چین از ابتدا ادعای ارائیه نظم اقتصادی غیرمتمرکز جدید و جایگزینی این نظام اقتصادی با سیستم فعلی اقتصاد جهانی را داشته است. پس از تحلیل انسان شناختی این دسته های مفهومی، درنهایت به نظر می رسد پتانسیل انقلابی بلاک چین در حدی نیست که ساختارهای پهن دامنیه نظام سرمایه داری را به کلی تغییر دهد و نظام مالی جدیدی را مستقر کند، بلکه با جاگیری در همین ساختار کنونی می تواند سبب بهبود امور اجتماعی و حیات انسانی شود.
۴۷.

احساس گناه مادران شاغل و مشکلات رفتاری کودکان: نقش تعدیل گر کنش تأملی والدینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل گری کنش تأملی والدینی در رابطه میان احساس گناه والدینی مادران شاغل و مشکلات رفتاری کودکان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مادران شاغل با فرزندان 3 تا 6 سال ساکن شهر تهران در سال 1403 بودند. حجم نمونه 225 مادر تعیین و به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه کنش تأملی والدینی (PRFQ)، مقیاس احساس گناه درباره والدگری (GAPS) و بخش رفتاری سیستم رتبه بندی مهارت های اجتماعی-والد (SSRS-P) بودند. روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بود و داده ها با کمک نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند. پیش ذهنی سازی از کنش تأملی والدینی می تواند در رابطه احساس گناه والدینی و مشکلات رفتاری (رفتارهای درون زا و برون زا) در کودکان به عنوان تعدیل گر عمل کند. به این معنا که پیش ذهنی سازی بیشتر در مادران، موجب تشدید رابطه احساس گناه و مشکلات رفتاری در کودکان می شود؛ درحالی که پیش ذهنی سازی کمتر، مشکلات رفتاری مرتبط با احساس گناه والدینی را کمتر می کند.
۴۸.

هوش مصنوعی به مثابه فرصت یا تهدید برای روزنامه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۱۹
گسترش فزاینده فناوری هوش مصنوعی در سال های اخیر و سرعت و دقت آن در تهیه و تنظیم محتواهای خبری، موجب تردیدهایی درباره آینده حوزه روزنامه نگاری شده است. هدف این پژوهش، بررسی این مسئله است که آیا هوش مصنوعی می تواند جایگزین عوامل انسانی اتاق خبر شود یا همانند دستیار عمل خواهدکرد. این مقاله با روش کتابخانه ای و مطالعه تطیبقی انجام شده است. نخست، اخبار تنظیم شده توسط انسان، جهت بازتنظیم به هوش مصنوعی داده شد و سپس مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفت. سپس به منظور اتقان نتایج، نظرات کارشناسان مطالعه و مضامین مهم آن ها استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی می تواند مسئولیت هایی را که مستلزم خلاقیت زیادی نیستند، انجام دهد اما وظایف پیچیده تر همچون تنظیم گزارش های تحقیقی، سیاست گذاری، عملیات روانی و گفتمان سازی را نمی توان کاملا به هوش مصنوعی واگذاشت و همچنان حضور عامل انسانی برای اصلاح خطاهای آن ضروری است. زیرا ادراک هوش مصنوعی متأثر از مطالب وب است و انبوه اخبار جعلی و توزیع نامتوازن داده ها، ممکن است بر صحت و جهت گیری محتوای تولیدی آن اثر بگذارد. درنتیجه هوش مصنوعی می تواند مانند دستیار به روزنامه نگاران کمک کند؛ اما تا آینده نزدیک، نمی تواند جانشین نیروهای خلاق و متخصص رسانه ها شود. البته توانمندی های روزافزون هوش مصنوعی تغییراتی را در الگوهای شغلی اتاق های خبر ایجاد خواهدکرد و مشاغل کم اهمیت تر تدریجا جای خود را به هوش مصنوعی می دهند. بهره گیری آگاهانه از هوش مصنوعی به افزایش کمیّت و کیفیت تولیدات رسانه ای خواهد انجامید. درحالی که تساهل در مواجهه با آن می تواند، اعتبار و سرمایه اجتماعی رسانه ها را خدشه دار کند. روزنامه نگاران باید با اطلاع از محدودیت ها و مخاطرات این فناوری، نقش نوین خود را بازتعریف کنند.
۴۹.

نابرابری نشاط و ارتباط آن با میزان توسعه یافتگی در مناطق شهر تهران (مقایسه موردی مناطق 3، 13 و 17 شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۶
هدف:  شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط (IAH) شاخص جدید و مناسبی برای نشان دادن وضعیت نشاط در کشورها یا مناطق مختلف است که از ترکیب آماره های میانگین و انحراف استاندارد به دست می آید و علاوه بر میزان نشاط، نابرابری آن را نیز نشان می دهد. مقاله حاضر درصدد است با ترکیب رویکرد مساوات گرایان و مطلوبیت گرایان تصویری از "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط"در شهر تهران براساس میزان توسعه یافتگی مناطق ارائه و تفاوت آن ها را براساس سطوح توسعه یافتگی این مناطق تبیین کند. بدین منظور مناطق شهر تهران به سه خوشه با سطح توسعه یافتگی بالا، متوسط و پایین تقسیم و از هر خوشه یک منطقه برای مطالعه انتخاب شده است. آنچه در این مقاله از آن به عنوان نشاط یاد می شود ارزیابی سراسری افراد از زندگی خویش است. همین ارزیابی فردی وقتی به شکل جمعی تحلیل شود می تواند ایده بسیار خوبی برای تحلیل وضعیت توسعه و دستیابی به توسعه پایدار در یک محدوده را به دست دهد.روش: مقاله حاضر متکی بر داده های تحقیقی است که دو شاخص اصلی آن میزان و نابرابری نشاط در میان مناطق انتخاب شده با روش کمی از نوع پیمایش به صورت پهنانگر و مقطعی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش را جمعیت 18 سال و بالاتر در شهر تهران تشکیل می دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 600  نفر برآورد شده است. جمعیت نمونه براساس نسبت جمیعت بین مناطق مختلف بدین صورت تقسیم شد که منطقه 3 برابر با 230 نفر، منطقه 13 برابر با 177 و منطقه 17 نیز 193 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در حجم نمونه 600 نفری از سه منطقه شهر تهران با سطوح توسعه یافتگی متفاوت و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک استفاده شده است. دو نوع مقیاس پرکاربرد برای اندازه گیری نشاط به روش گذشته نگر در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. اول پرسشنامه آکسفورد است و فرم نهایی آن با 29 پرسش 4 گزینه ای آماده شده که در هر پرسش فرد درباره خود از احساس ناشادی تا احساس شادی بسیار زیاد، قضاوت می کند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار  spssو برای محاسبه شاخص IAH از فایل اکسل محاسبات این شاخص استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، همان طور که در سطح کلان و در بین کشورها میزان نشاط و نابرابری نشاط بر حسب میزان توسعه یافتگی متفاوت است، در سطح مناطق شهری نیز این امر صادق است؛ بدین معنا که در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند، وضعیت نشاط بهتری دارند. وضعیت بهتر هم بر حسب میزان و پراکندگی نشاط سنجش می شود؛ یعنی جایی که میزان نشاط بالاتر و نابرابری پایین تری دارد، وضعیت آن بهتر از مناطق دیگر است. برای نشان دادن سطح و میزان نابرابری نشاط از شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط استفاده شد. مناطقی که نمره IAH آن ها بالاتر است وضعیت نشاط آن ها بهتر است و این براساس سطح توسعه یافتگی متفاوت خواهد بود. در میان مناطق مورد مطالعه منطقه 3 با میانگین 6.85 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 13 و 17 نیز  به ترتیب دارای میانگین 6.33 و 5.59 هستند. نکته قابل توجه این است که در هر سه  منطقه میانگین نشاط بالاتر از حد متوسط (یعنی 5) است. از طرف دیگر بررسی انحراف استاندارد نشان می دهد که میزان نابرابری نشاط (یا ارزیابی کلی افراد از وضعیت زندگی خویش) در منطقه 17 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 3 نیز از منطقه 13 و 17 نابرابری کمتری دارد. بدین ترتیب، منطقه 3 با بالاترین میانگین و کمترین میزان نابرابری نشاط نسبت به دیگر مناطق از وضعیت نشاط بهتری برخوردار است. نمره نابرابری نشاط، که در یک طیف 0 تا 100 نمره ای محاسبه شده، در منطقه 3 برابر با 57.52، منطقه 13 برابر با 52.55 و منطقه 17 برابر با 42.45 و در شهر تهران، به طور کلی، معادل 50.32 است. مقایسه همین اعداد با یکدیگر کاملاً ارتباط بین نابرابری نشاط و سطح توسعه یافتگی مناطق را تایید می کند. همان گونه که در پژوهش های متعدد انجام شده بین کشورها، کشورهایی که از رتبه بالاتری از لحاظ سطح توسعه یافتگی برخوردار هستند از نظر نابرابری نشاط دارای شرایط بهتری هستند.نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح مناطق شهری "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط" با سطح توسعه یافتگی رابطه دارد؛ بدین معنا که در مناطق با توسعه یافتگی بالاتر میانگین نشاط بالاتر و نابرابری نشاط کمتر است. در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند به دلیل بهبود در شرایط زندگی اعم از برطرف شدن نیازها و خواسته ها افراد قضاوت بهتری نسبت به شرایط زندگی خود دارند. از آنجا که نشاط در اینجا به عنوان ارزیابی کلی فرد از شرایط زندگی سنجش شده، یافته ها نشان می دهد که بهبود شرایط زندگی اثر مستقیمی بر نشاط دارد.
۵۰.

دلالت های بینش تمدنی در سیاست گذاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
نسبت سنجی دو مفهوم سیاستگذاری فرهنگی و بینش تمدنی، پرده از دلالت های مطالعات تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی برخواهد داشت. از این رو این پژوهش به دنبال پاسخ به این مساله است که «دلالت های بینش تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی چیست؟» و برای پاسخ به این پرسش به واکاوی دلالت های بینش تمدنی با استفاده از نظر صاحب نظران و روش شناسی داده بنیاد می پردازد. براساس یافته های پژوهش، بسط زمان – مکانی، معانی، مبانی معرفتی، عینیت، نظم، یکپارچگی و پویایی تمدنی مهم ترین شاخصه های بینش تمدنی به حساب می آیند. استفاده از بینش تمدنی در حوزه سیاستگذاری و مداخله گری دولت در عرصه فرهنگ، اشاره به کاربست نگاه کلان و فراگیر تمدنی در تحلیل مسائل فرهنگی دارد که هم به مبانی معرفتی در پس این مسائل توجه داشته باشد، هم نظامات اجتماعی مختلفی که پیرامون هر مساله به صورت هماهنگ و پویا عینیتی تو در تو می یابد را مورد توجه قرار بدهد و هم از هویت معنایی که مساله با خود خلق، اشاعه و ترویج می کند غافل نباشد. بر اساس نتایج پژوهش، تاکید بر این است که دولت تک صدا، متمرکز و تصدیگر از طرفی و دولت منفعل، بازدارنده و خنثی از طرف دیگر با رویکرد تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی که در عین دغدغه هدایت بستر زندگی جامعه، بر آگاهی، اختیار، گفت و گو و احترام به سلیقه های فرهنگی مختلف بنا می شود ناسازگار است.
۵۱.

تحولات مفهومی آرمان شهر در جامعه شناسی معاصر با تأکید بر رویکرد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۷۴
اندیشه ورزی پیرامون جامعه مطلوب سابقه طولانی در تاریخ تفکر بشری داراست و در بیشترصورتبندی های اجتماعی وجود داشته است. جامعه شناسی معاصر علیرغم تفاوت هایی که با اندیشه ها ی نظریه پردازان کلاسیک دارد غالباً شامل نوعی تصور صریح یا ضمنی از جامعه مطلوب بوده است. در دهه های اخیر تلاش های فکری جامعه شنا سان در باب وضعیت مطلوب جامعه، عمدتاً حول گفتمان های نظری و در قالب اصطلاحات و مفاهیم جدید دنبال می شود که نوشتار حاضر تلاش می کند با روش مروری تحلیلی به این سؤال بپردازد که در دهه های اخیر چه تغییراتی در مفهوم آرمان شهر نسبت به دیدگاه های کلاسیک جامعه شنا سی به وجود آمده است؟ در پاسخ می توان، توجه به رویکردهای نهادی در کنار پیچیدگی های فزاینده جامعه جدید را به عنوان فرضیه مطرح کرد. برای این منظور ادبیات نظری و مفهومی حاکم بر موضوع و ویژگی های نظم اجتماعی و جامعه مطلوب را در جامعه شنا سی کنونی مورد بحث قرارداد که حاصل آن ظهور مفاهیم جدید همچون جامعه خوب، جامعه مدنی، جامعه سالم، جامعه شایسته و بالاخره جامعه خلاق است. نقطه مشترک همه این مفاهیم علاوه بر نقد وضعیت های جاری ترسیم وضعیتی بهتر برای ارتقای شکوفایی انسان و رفاه اجتماعی است. آن ها همچنین به اهمیت نهادها و ساختارهای اجتماعی در شکل دادن به جامعه مطلوب پرداخته اند که تا قبل از آن مورد توجه نبوده است.
۵۲.

رتبه بندی و خوشه بندی استانهای ایران بر پایه شاخصهای اشتغال و کارآفرینی: تحلیل نابرابری اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: اشتغال از ارکان اساسی توسعه و رفاه هر جامعه ای است و تحلیل توزیع مکان محور به شناخت بسترهای فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی آن کمک می کند؛ بنابراین هدف این پژوهش خوشه بندی و رتبه بندی استانهای کشور بر اساس مؤلفه ها و شاخصهای اشتغال و کارآفرینی است. روش: داده های این مطالعه به روش تحلیل ثانویه و از منابع رسمی و معتبر همچون سرشماری عمومی نفوس و مسکن و آخرین سالنامه های آماری (1401 تا 1403)، وزارت کار و داده های سایت مرکز آمار ایران در سال 1403 جمع آوری شده و به وسیله تکنیک تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. یافته: استانهای گیلان، کردستان، قزوین و آذربایجان غربی بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال بخش خصوصی را دارند؛ درحالی که استانهای سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد با کمترین میزان مشارکت و موفقیت کاریابی، در زمره استانهای محروم دسته بندی می شوند. همچنین، استانهای تهران، البرز و قم به دلیل تراکم بالای جمعیت، سهم بیشتری از اشتغال در بخش خدمات دارند. تحلیل خوشه ای، استانها را در چهار خوشه اصلی دسته بندی کرده که این خوشه بندی می تواند مبنای سیاست گذاریهای منطقه ای هدفمند قرار گیرد. بحث: بر اساس یافته ها، تمرکز بر توسعه بخش خصوصی، ایجاد زیرساختهای صنعتی و خدماتی در استانهای کم برخوردار و تقویت مهارت آموزی و کاریابی پیشنهاد شده است. همچنین، بهبود شرایط اقتصادی در استانهای جنوبی کشور به واسطه دسترسی به آبهای آزاد و توسعه اقتصاد دریامحور توصیه می شود. این پژوهش به سیاست گذاران کمک می کند تا با بهره گیری از تفاوتهای منطقه ای، راهبردهای مؤثرتری برای توسعه اقتصادی و کارآفرینی ارائه دهند.
۵۳.

مقابله شخصیت اصلی رمان بوف کور با عارف ایرانیِ وصف شده در آثار گوبینو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
در داستان « بوف کور»، کمابیش شاهدِ حضور مایه های عرفانی هستیم؛ حضوری که گاه تلویحی و نهان است و گاه آشکار و عیان. در این مقاله کوشش کرده ایم نخست،در تأیید گرایش راوی داستان به عرفان شواهدی عرضه داریم و سپس تفاوت هایِ عارف کلاسیک ایرانی را با عارفی که صادق هدایت در بوف کور توصیف کرده، برجسته کنیم. بعد از این، نشان داده ایم که هدایت عامدانه و آگاهانه از الگویی ناآشنا برای ترسیم چهر ه اهل عرفان استفاده کرده است؛ الگویی که آن را در آثار گوبینو، متفکر و مستشرق فرانسوی، مشاهده می کنیم. درنهایت، بر مبنای گام های پیشین به توضیحی تازه درباره ارتباط بخش اول و دوم داستان رسیده ایم و راهی نو در تفسیر بوف کور گشوده ایم: نمایان ساخته ایم که صادق هدایت با نوشتن بوف کور به دنبال نقدِ شخصیتِ دل بسته به عرفان بوده است و راویِ عارفِ داستان را نباید با هدایت یکی گرفت. لازم است که بگوییم در این تحقیق از تحلیل مقایسه ای بهره برده ایم و شباهت ها را در سطح تم ها و مؤلفه های برسازنده پرسوناژ جستجو کرده ایم.
۵۴.

تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۸۹
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
۵۵.

Representation of the Iranian Family on Instagram: A Reception Analysis of Family Bloggers’ Pages

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۸
Background: In the digital age, the expansion of social media platforms has profoundly impacted various aspects of life, including family relationships.Aim: This article addresses the complex dynamics of family communication, particularly focusing on Iranian families. In this article, we study the perceptions of users and followers of family blogger pages regarding the representations of family life on Instagram.Methodology: Through interviews with users, we seek to understand their understanding of concepts such as love, intimacy, home, and marital relationships. To study how followers perceive and interpret family-oriented pages on Persian Instagram, approximately 29 qualitative interviews were conducted with three groups of respondents. These groups included users, informants, and family psychologists and counselors (couple therapists).Findings: The concept of family display helps us understand what practices are defined as "family practices" from the perspective of users and followers of family pages on Instagram. On the other hand, Hall’s theoretical model helps us understand the category of readings that users’ interpretations and perceptions of the family representation on these pages fall into. The findings reveal the evolving nature of family relationships in the digital age, particularly concerning Iranian families. The findings show that the readings of users following these pages are generally hegemonic and can be divided into three main axes: family rituals, marital relationship, and feminine power, each of which has its own sub-themes. In addition, some interviewees mentioned contrasting and negotiating perceptions.Conclusions: The results indicate that readings are complex processes shaped by the cultural contexts and lived experiences of the readers, leading to a combination of interpretations rather than a wholesale acceptance or rejection of media representations. Additionally, followers with preferred readings expressed dual emotions ranging from idealization and beautiful aspirations to feelings of alienation and dissatisfaction with their relationships.
۵۶.

بازخوانی آیه متعه (۲۴/ نساء) با رویکرد مفهوم ضرورت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
مسئله متعه، به‌ویژه در ارتباط با آیه ۲۴ سوره نساء، همواره از مباحث مناقشه‌برانگیز در تفسیر و فقه اسلامی بوده و توجه گسترده مفسران و فقیهان مسلمان، به‌ویژه میان امامیه و اهل سنت را برانگیخته است. اهمیت این پژوهش در آن است که با وجود پژوهش‌های فراوان درباره حکم متعه، تحلیل تفسیری-اجتماعی آیه یادشده با تمرکز بر مفهوم «ضرورت» در دو سطح فردی و اجتماعی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. هدف اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای تفسیری آیه استمتاع در چارچوب ضرورت‌های نوپدید انسانی و اجتماعی و بازخوانی مفهومی حکم متعه در بسترهای مختلف اجتماعی است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای تنظیم‌شده است. در این راستا، تحلیل واژگانی و تفسیری آیه، همراه با بررسی دیدگاه‌های عالمان فریقین و تفسیرهای مبتنی بر شرایط اجتماعی صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد در نگاه تفسیری امامیه، مشروعیت متعه مستند به ظاهر آیه، سنت نبوی و روایات اهل‌بیت (ع) است و تأکید بر واژه‌های «استمتاع» و «أُجورهن» دلالت بر ازدواج موقت دارد. همچنین مفهوم ضرورت در تبیین کارکرد اجتماعی متعه جایگاهی محوری دارد. نتایج بیانگر آن است که متعه در سطح فردی پاسخی به نیازهای غریزی و روانی به شمار می‌آید و در سطح اجتماعی می‌تواند ابزاری برای حفظ جامعه، به‌ویژه در شرایط بحرانی همچون جنگ یا کمبود امکانات باشد؛ ازاین‌رو ضرورت‌های جمعی می‌توانند ضرورت فردی ایجاد کنند. درنهایت، بازخوانی آیه استمتاع بر اساس نظریه ضرورت، افقی نوین برای فهم اجتماعی و تطبیقی احکام شرعی در دنیای معاصر می‌گشاید.
۵۷.

کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر باهدف کشف و توصیف تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از مفهوم اخلاق در فضای مجازی و شناسایی مؤلفه های شکل دهنده درک اخلاقی آنان در بستر دیجیتال انجام شده است. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 10 نوجوان 13 تا 19 ساله شهرستان ساری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته نیمه عمیق (20-30 دقیقه) تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید. تحلیل داده ها منجر به استخراج 21 مضمون اصلی در سه دسته کلی شد: (1) عوامل زمینه ساز شامل پنهان بودن هویت، فقدان محدودیت، نقش والدین و رقابت کاذب؛ (2) افعال اخلاقی/غیراخلاقی شامل تقلید بدون تأمل، عمل غرض ورزانه و توجه به قاعده طلایی اخلاق؛ (3) پیامدها شامل اعتیاد به فضای مجازی، آسیب های روانی و تضعیف بنیان خانواده. درک نوجوانان از اخلاق در فضای مجازی پدیده ای چندسطحی است که تحت تأثیر ویژگی های ساختاری فضای دیجیتال، فرآیندهای یادگیری اجتماعی و تصمیم گیری های موقعیتی شکل می گیرد. این یافته ها ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و تربیتی موجود و طراحی مداخلات چندبعدی متناسب با پیچیدگی های اخلاق دیجیتال را نشان می دهد.
۵۸.

نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند
۵۹.

جریان سازی رسانه ای سند محور در اخبار صداوسیما مطالعه موردی :قانون افزایش ظرفیت پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
قانون افزایش ظرفیت پزشکی، یکی از مهم ترین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که در دی ماه 1400 به امضای رئیس جمهور رسید. اخبار صداوسیما نیز با ماموریت پیگیری اسنادبالادستی به ماجرا وارد شد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی جریان سازی سند محور، با بررسی سه بخش خبری نیمروزی (14) و شبانگاهی (21) شبکه اول سیما و بخش خبری (20:30) شبکه دوم سیما در پیشبرد قانون افزایش ظرفیت پزشکی بوده است. در ابتدا تمامی فراورده های خبری منتشرشده تحلیل محتوای کمی شده اند و سپس به صورت هدفمند، اقدام به مصاحبه عمیق با سه دسته از سردبیران خبر، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان وقت وزارت بهداشت شده است. نتایج نشان می دهد از بازه زمانی آبان 1400 تا تیرماه 1401 از سه بخش خبری ذکر شده ۴۱ فراورده خبری پخش شده اند. بخش خبری 20:30 به دلیل لحن انتقادی، کوتاه بودن و مصاحبه های صریح با مسئولان بیشترین تأثیر را بر مخاطبان و مسئولان داشته و پس از آن، بخش خبری 21 شبکه اول سیما، مورد اقبال مصاحبه شوندگان و مسئولان قرارگرفته است. به عقیده مصاحبه شوندگان، برگزاری برنامه های زنده گفت وگو محور با حضور کارشناسان تراز اول در حوزه پزشکی، می تواند در انتقال پیام و آشنایی با ادله موافق و مخالف، موثر واقع شود. تحلیل محتوایی نشان داد که تمرکز اصلی این اخبار پیگیری اجرای یکی از سیاست های کلان نظام سلامت بوده است. صداوسیما در این فرایند توانسته است نقش واسط را در میان مردم، نخبگان و سیاستگذاران ایفا کند.
۶۰.

بررسی انتقادی انگاره «خدا» در اندیشه های فمینیستی آمنه ودود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
متفکرین دیدگاه زنانه نگر با ترسیم انگاره ای متفاوت از خداوند، نظام های الهیاتی جدیدی به وجود آورده اند. با توجه به شکل گیری جریان های فکری زنانه نگر در میان مسلمانان، این پژوهش «انگاره ی خدا» را در اندیشه «آمنه ودود» بررسی می کند. هدف از این پژوهش بررسی نقادانه ی برخی مبانی الهیات زنانه نگر اسلامی است. از نظر ودود الهیات سنتی به دلیل گرفتار شدن در محدودیت های «زبانی» انگاره ی «خدای مذکر» را برساخت کرده است؛ اما روش تفسیری هرمنوتیک توحیدی، با پیراستن وحی از محدودیت های زبانی، از انگاره ی خدای مذکر فراتر رفته و خدا را با «صفات زنانه و مردانه» درنظر می گیرد، این انگاره، در باب دو صفت «توحید» و «عدل» نیز «روابط معاوضه ای» و «پارادایم توحیدی» را پیشنهاد می کند. بر اساس یافته های پژوهش، دیدگاه ودود با نقدهایی همچون نقض کمال الهی، دوئیت انگاری ذات و صفات، ذوالوجهین دانستن ذات الهی، همه خداانگاری و... مواجه است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد انتقادی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان