ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۴۹ مورد.
۱۲۱.

مطالعه پدیدارشناختی مهاجرت بین المللی دختران تحصیل کرده ایرانی (مورد مطالعه دختران مراجعه کننده به اداریه تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۴
مهاجرت بین المللی افراد پدیده ای کهن است. امروزه الگو، روند و میزان این نوع مهاجرت تغییر یافته است، تا جائی که زنان تحصیل کردیه جویای کار بیشتر از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته تر مهاجرت می کنند. الگویی که با نام زنانه شدن مهاجرت شناخته می شود؛ ویژگی های خاص خود را دارد و کمتر درباریه آن مطالعه و تحقیق شده است. متناسب با اهمیت موضوع و کمبود مطالعات کیفی مربوط، هدف این مقاله تحلیلِ پدیدارشناسانیه دلایل و زمینه های مرتبط با مهاجرتِ دختران تحصیل کردیه ایرانی با کمکِ رویکرد پدیدارشناسی تفسیری اسمیت بوده است. شیویه نمونه گیری هدفمند و غیرتصادفی بوده است و از روش مصاحبیه نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها براساس مراحل و شاخص های پیشنهادی اسمیت صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد نوعی «ناهم زمانی خواست با اقدام به مهاجرت» ویژگی تجربیه مشترک میل به مهاجرت مشارکت کنندگان بوده است و اینکه واحدهای جامع تجربیه این دختران از مهاجرت را می توان ذیل شبکیه درهم تنیدیه مجموعه مضامین توصیف و تفسیر کرد؛ ازجمله: 1- فرار از تنگناهای چندگانه و تحققِ آرزوها در آرمان شهر غرب؛ 2- خودشکوفایی در پرتوی قدرشناسی و کسب سرماییه اجتماعی؛ 3- احساس تبعیض و محرومیت چندگانه؛ 4- تحقق حداقل های اقتصادی برآورده نشده؛ 5- رهایی از احساس ناامنی چندجانبه و 6- مشوق های بی قیدوشرط شبکیه ارتباطی.
۱۲۲.

JCPOA’s Online Discourse: A Meta-Analysis

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۲
Background: Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) signed in 2015, limited Iran’s nuclear program in exchange for sanctions relief. The U.S. withdrew in 2018, but talks continue to revive the deal.Aim: This meta-analysis examines how academic research from 2017 to 2024 has analyzed the JCPOA through the lens of critical discourse studies, revealing the interplay of language, power, and identity in constructing meaning around the agreement.Methodology: This meta-analysis synthesizes 27 peer-reviewed studies (2017–2024) to examine the discursive construction of JCPOA through critical discourse analysis (CDA) frameworks.Discussion: The study reveals how competing narratives shaped the agreement’s trajectory, focusing on three key dimensions: (1) transatlantic policy divergences, where EU multilateralist discourses clashed with U.S. unilateralist "America First" rhetoric under Trump, exacerbating diplomatic rifts; (2) domestic Iranian narrative battles, where reformist and conservative factions framed the JCPOA as either pragmatic diplomacy or ideological betrayal, leveraging media and social media to delegitimize opponents; and (3) diplomatic communication strategies, where translational asymmetries and linguistic negotiation underscored the politicized nature of interstate dialogue.Conclusions: The study demonstrates how discourse not only reflected but actively produced geopolitical realities, generating new identities (e.g., Iran as "resistant"), policies (e.g., maximum pressure), and material outcomes (e.g., renewed uranium enrichment).
۱۲۳.

ارائه الگوی بومی استراتژی های بازاریابی در موسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
استراتژی های بازاریابی در صنایع فرهنگی و هنری نقشی کلیدی در توسعه ی بازار و ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان دارند. با توجه به کمبود منابع بومی در این زمینه، هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی بومی استراتژی های بازاریابی برای مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد است. این پژوهش با رویکرد کیفی و در دو مرحله انجام شد: در مرحله ی نخست، مقالات ده سال اخیر از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی هدفمند انتخاب شدند. این مقالات با استفاده از ابزار ارزیابی مهارت های حیاتی (CASP) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند و در نهایت ۷۵ مقاله واجد شرایط تأیید شد. سپس، با روش تحلیل محتوا، ۴۰۸ کد اولیه استخراج گردید که در قالب ۳۳ کد محوری و ۷ مقوله ی اصلی دسته بندی شد. در مرحله ی دوم، به منظور بومی سازی یافته ها، با ۱۲ نفر از خبرگان مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد، که به صورت هدفمند انتخاب شده اند، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های حاصل از این مصاحبه ها، با روش تحلیل مضمون، کدگذاری گردید. الگوی مفهومی طراحی شده شامل مؤلفه هایی در محورهای تحلیل محیطی، هدف گذاری، تقسیم بندی بازار، موقعیت یابی در حوزه ی فرهنگ و هنر، محصول فرهنگی و هنری، قیمت گذاری و تبلیغات است. این الگو می تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای بهینه سازی فعالیت های بازاریابی در مؤسسات فرهنگی و هنری شهر مشهد، و ایجاد مزیت رقابتی در مواجهه با بازار رقابتی عصر حاضر مورد استفاده قرار گیرد.  
۱۲۴.

بررسی زمینه های همگرایی راهبردی کردهای فیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۱
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تبیین زمینه های همگرایی کردهای فیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. تمرکز اصلی مطالعه، کشف و تحلیل مؤلفه هایی است که در سطوح فرهنگی، مذهبی، ژئوپلیتیکی و تاریخی، باعث پیوند میان این گروه قومی با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران شده و پیامدهای آن بر امنیت ملی، قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران را شکل داده اند. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف شامل نخبگان و صاحب نظران حوزه مسائل کردهای فیلی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود. از طریق نمونه گیری هدفمند، ۵۳ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. اعتبار داده ها با استفاده از بازبینی مشارکت کنندگان و کدگذاری مضاعف ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مضامین بنیادین همگرایی کردهای فیلی با ایران، در سه سطح برجسته شکل گرفته اند: اشاعه گفتمان انقلاب اسلامی و ارزش های آن، تعمیق شعائر و پیوندهای مذهبی و بازتولید هویت فرهنگی از طریق زبان، آیین و حافظه جمعی. همچنین، نقش این جامعه در افزایش عمق استراتژیک ایران، اجرای عملیات ایذایی، تسهیل دیپلماسی مردمی و کاهش مخاطرات اقتصادی در میادین نفتی مشترک، به اثبات رسیده است. نتیجه گیری : نتایج تحقیق بیانگر آن است که همگرایی کردهای فیلی، فقط در سطحی فرهنگی یا قومی محدود نمی ماند، بلکه به عنوان یک ظرفیت راهبردی امنیتی در خدمت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران عمل می کند. این همگرایی با تقویت قدرت نرم، گسترش نفوذ فرامرزی، و افزایش قابلیت های امنیتی و اقتصادی ایران در غرب کشور همراه بوده است. با وجود این، تهدیداتی چون رقابت های منطقه ای، نفوذ بازیگران خارجی و تنش های مرزی، ضرورت طراحی یک سیاست جامع، نهادینه و آینده نگر برای حفظ و توسعه این پیوند راهبردی را آشکار می کند.
۱۲۵.

ارزیابی سیاست های کلی فرهنگی برنامه های توسعه در دوره چشم انداز 1404(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
یکی از مهم ترین ضعف های قوانین برنامه های پنج ساله توسعه، عدم تحقق سیاست های کلی فرادست این برنامه ها در اغلب بخش ها به ویژه در بخش فرهنگ است. میزان انطباق بین این دو سطح از سیاست گذاری و برنامه ریزی را می توان در مفاد، مختصات و منطوق سیاست های کلی جستجو نمود. هدفی که این مطالعه در پی بررسی آن بوده، ارزیابی سیاست های کلی برنامه های توسعه در بخش فرهنگ است. این مطالعه به روش ترکیبی شامل مطالعه کیفی با تکنیک تحلیل مضمونی سیاست ها و استخراج مقولات اساسی آنها و سپس مطالعه کمی به روش مصاحبه ساختاریافته با 14 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی فرهنگی که به صورت هدفدار انتخاب شدند، صورت پذیرفته است. نتایج حاصله نشان داد که سیاست های کلی برنامه پنجم بالاترین نمره ارزیابی و سیاست های کلی برنامه چهارم در رتبه دوم و سیاست های کلی برنامه ششم در جایگاه سوم قرارگرفته و هر سه مجموعه دارای نمره بالاتر از متوسط و در حد مطلوب ارزیابی شده است. همچنین در بین مؤلفه های مختلف، انطباق با مبانی فرادستی و قانون اساسی بالاترین نمره و زمانمندی و انطباق با منابع بودجه ای در کمترین حد انطباق ارزیابی شده است. به علاوه سیاست های کلی برنامه چهارم دارای کمترین و سیاست های کلی برنامه ششم دارای بیشتری اثربخشی در اجرا بوده است. در خصوص اثربخشی و نفوذ سیاست های کلی در مرحله تقنین، بالاترین اثربخشی از آن برنامه پنجم و کمترین اثربخشی مربوط به برنامه چهارم ارزیابی شده است.
۱۲۶.

تحلیل جامعه شناسی اقتصاد شهرت و کنش های مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
با گسترش شبکه های اجتماعی، اینفلوئنسرها به کنشگرانی کلیدی در عرصه عمومی ایران تبدیل شده اند. این پژوهش به تحلیل جامعه شناختی اقتصاد شهرت می پردازد؛ پدیده ای که در آن دیده شدن در فضای دیجیتال به سرمایه ای نمادین و فرهنگی بدل شده و زمینه تبدیل آن به سرمایه های اقتصادی و اجتماعی را فراهم می سازد. هدف تحقیق بررسی چگونگی به کارگیری استراتژیک این سرمایه ها از سوی اینفلوئنسرها و نقش کنش هایی چون مسئولیت اجتماعی و فعالیت های خیریه در مشروعیت بخشی به کنش دیجیتال آن هاست. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)، فعالیت های ۱۲ اینفلوئنسر مطرح ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. چارچوب نظری این تحقیق بر مبنای نظریه سرمایه های بوردیو، مدل نمایشی گافمن، و مفهوم «اقتصاد توجه» فرانک شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد کنش های خیریه اینفلوئنسرها ماهیتی پیچیده و دوگانه دارند. برخی واقعاً تعهد اجتماعی دارند، اما اکثریت از استراتژی های نمایشی برای ساخت برند شخصی و بازاریابی فضیلت بهره می گیرند؛ به طوری که مرز میان کنش اخلاقی و خودنمایی محو می شود. در نهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که اقتصاد شهرت در ایران به اکوسیستمی بدل شده است که در آن کنش اجتماعی در هم تنیدگی با منافع شخصی و اقتصادی عمل می کند. بهره برداری از مسئولیت اجتماعی اغلب نه از سر تعهد اخلاقی، بلکه به مثابه ابزاری برای انباشت توجه و تبدیل آن به منافع ملموس به کار گرفته می شود. این وضعیت، لزوم شکل گیری نهادهایی برای تدوین و اجرای چارچوب های اخلاقی و شفافیت را برجسته می سازد. ارتقای سواد رسانه ای و تدوین دستورالعمل های روشن اخلاقی، گام هایی ضروری برای هدایت این پدیده به سمت تحولی واقعی در عرصه اجتماعی است.
۱۲۷.

تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۵
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
۱۲۸.

راهبردهای مقابله با چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه: دانش و نوآوری، اساسی­ترین عامل پیشرفت در عرصه ­های صنعتی و اقتصادی محسوب می­گردد. شرکت ­های دانش ­بنیان به ‌منظور تحقق بخشیدن به این هدف و به ‌منظور عملیاتی‌کردن آموخته ­های نظری و دانشگاهی در صنعت ایجاد شده­اند. ظهور شرکت­ های دانش ­بنیان در دهه ­های اخیر به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد دانش­ محور، جایگاه ویژه­ ای در ارتقای تولید، خلق ارزش افزوده و افزایش رفاه اجتماعی یافته است. با این حال، شرکت ­ها در مسیر توسعه با چالش ­های متعددی مواجه هستند که در بستر استان خوزستان این مشکلات نمود بیشتری یافته ­اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای غلبه بر چالش ­های توسعه شرکت ­های دانش ­بنیان در این استان صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده­ بنیاد صورت گرفت. مشارکت کنندگان، نخبگان استان شامل 44 نفر از استادان دانشگاه مرتبط با فعالیت ­های دانش­ بنیانی و مدیران شرکت­ های دانش­ بنیان و واحدهای فناور بودند. نمونه‌گیری تحقیق، نمونه ­گیری نظری و تکنیک جمع‌آوری داده­ ها مصاحبه عمیق و نیمه­ ساختاریافته بود. یافته‌ها: تحلیل یافته ها منجر به استخراج راهبردها در دو سطح گردید. در سطح شرکت ­های دانش­ بنیان، «داشتن برنامه تخصصی منطبق با شرایط اقتصادی کشور»، «تعریف پلن ­های مختلف درآمدی»، «تأمین مالی غیر تسهیلاتی»، «ساخت محصول تقاضامند»، «تنوع بخشیدن به سبد تولیدی و تولید محصولات جانبی»، «تولید محصول با محوریت فروش به مردم»، «ایجاد فضای کارگاهی»، «ایجاد تعاونی دانش». در سطح نهادی سازمان­ های متولی شرکت ­های دانش ­بنیان و واحد­های فناور، «ایجاد رده ­بندی شرکت ­های دانش‌بنیان»، «وجود مراکز بلا استفاده دولتی در سطح شهرستان­ها»، «رده‌بندی اقتصادی شرکت­ها»، «فراهم‌کردن فرصت برای ورود سرمایه­ گذار به شرکت». نتیجه‌گیری: براساس یافته ها، به ‌کارگیری راهبردها باید در دو سطح انجام شود. برخی را خود شرکت­ها و برخی دیگر را سازمان ­های مرتبط با شرکت‌‌های دانش ­بنیان یعنی پارک های علم‌ و فناوری و مراکز رشد دانشگاه­ها باید انجام دهند. این اقدامات نه ­تنها ریسک شکست شرکت­های دانش ­بنیان و واحدهای فناور را کاهش می­دهد بلکه انعطاف پذیری و تاب آوری شرکت­ها را نیز افزایش می­بخشد. توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان نه صرفاً با اتکا به ایده‌های فناورانه، بلکه با طراحی راهبرد های جامع مدیریتی، مالی و نهادی و تعامل سازنده میان شرکت‌ها و نهادهای پشتیبان امکان‌پذیر است.
۱۲۹.

تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با رویکرد مهندسی ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
رسانه ها مهمترین وسیله جهت رسیدن به اهداف فرهنگی و اجتماعی قلمداد می شوند و به تبع آن سازمان های رسانه ای نقطه اتصال محتوای رسانه ها با نظام های سیاسی، فرهنگی و اجتما عی هستند که توسعه آنها به توسعه همه جانبه در کشور کمک می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با استفاده از فرآیند مهندسی ارزش است. پژوهش حاضر به شکل کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. با 9 نفر از مدیران سازمان های رسانه ای(خبرگزاری بین المللی قرآن؛ رادیو معارف، رادیو قرآن، شبکه قرآن و روزنامه جام جم) مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و سپس سه مرحله کدگذاری (استخراج مفاهیم اساسی، مقوله ها، و گزاره ها) جهت تحلیل داده ها انجام شد. نتایج نشان داد به کارگیری نیروی انسانی متخصص، خوش فکر؛ تشکیل کارگروه توسعه؛ توسعه مهارت مدیران میانی؛ و برقراری ارتباط مستمر با سازمان ها در حوزه توسعه منابع انسانی کاربردی ترین ایده است. در حوزه توسعه امکانات و تجهیزات مهمترین ایده، بهره گیری از سیاست های بودجه بندی صحیح و توسعه فناوری های جدید است؛ لزوم استفاده از فناوری های جدید جهت ارتقای سایت و سئو، پخش برنامه ها از تلویبیون و ایران صدا، استفاده از تکنیک های پوشش خبری، تکنیک های اقناع مخاطب، مخاطب سنجی و تولید محتوا بر مبنای نظرات مخاطبان داخلی و بین المللی؛ پژوهش محور نمودن فرآیندهای سازمانی، پرهیز از سانسور، اغراق، شایعه و عدم شفافیت؛ اهمیت به خلاقیت و حمایت مادی و معنوی از کارمندان خلاق؛ پیگیری امور تا اجرایی شدن ایده ها؛ از مهمترین یافته های پژوهش است. در راستای توسعه سازمان های رسانه ای، می بایست منابع انسانی به خلاقیت مجهز شوند تا با استفاده از تکنیک هایی مثل مهندسی ارزش، امکانات سازمان را در جهت حصول توسعه به کار بگیرند و مدیران به جنبه های اساسی توسعه توجه داشته باشند.
۱۳۰.

نقش هوش مصنوعی در شکل دهی آگاهی و مشارکت سیاسی کاربران دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
مقدمه: هوش مصنوعی در سال های اخیر به عنوان یکی از فناوری های تحول آفرین، تأثیر بسزایی بر سیاست و مشارکت مدنی داشته است. این فناوری از طریق ابزارهایی مانند سیستم های توصیه گر، پردازش کلان داده ها، چت بات های سیاسی و کمپین های دیجیتال، نحوه دسترسی شهروندان به اطلاعات، فرایند تصمیم گیری و میزان مشارکت در امور سیاسی را دستخوش تغییر کرده است. کاربران دیجیتال، به عنوان یکی از فعال ترین گروه های اجتماعی در فضای دیجیتال، بیشترین تعامل را با این فناوری ها دارند و به طور مستقیم و غیرمستقیم از مزایا و چالش های آن تأثیر می پذیرند. با وجود پژوهش های گسترده ای در سطح بین المللی در زمینه نقش هوش مصنوعی در سیاست، این مطالعات در ایران محدود بوده اند. هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش هوش مصنوعی در شکل دهی و مشارکت سیاسی کاربران دیجیتال است.روش: پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل کیفی انجام شده است. این روش با تحلیل و تفسیر نظام مند یافته های پژوهش های پیشین، امکان شناسایی الگوها، روندها و خلأهای موجود در ادبیات موضوعی را فراهم می سازد. هدف اصلی، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر شکل گیری آگاهی و مشارکت سیاسی کاربران دیجیتال از خلال مطالعات معتبر بین المللی است. این رویکرد امکان تحلیل عمیق تر روابط میان فناوری های هوشمند و رفتارهای سیاسی را فراهم کرده و درک جامع تری از پیامدهای سیاسی عصر دیجیتال ارائه می دهد.یافته ها: نتایج نشان می دهد هوش مصنوعی از طریق تحلیل داده های کاربران، استخراج الگوهای رفتاری و ارائه اطلاعات شخصی سازی شده، سطح آگاهی سیاسی کاربران را افزایش داده است. ابزارهای هوش مصنوعی همچون سیستم های توصیه گر و موتورهای جستجو، امکان دسترسی سریع تر به اطلاعات و تحلیل های سیاسی را فراهم کرده اند. این فناوری، همچنین از طریق چت بات های سیاسی و ابزارهای تعاملی، امکان افزایش میزان مشارکت کاربران دیجیتال در فرایندهای دموکراتیک را فراهم کرده و آنان را به کنشگری فعال تر در عرصه سیاست ترغیب نموده است. بااین حال، برخی چالش های مهم نیز در این زمینه شناسایی شده اند. قطبی سازی اطلاعات، ایجاد اتاق های پژواک، انتشار اخبار جعلی و تبلیغات هدفمند، مسائلی هستند که می توانند کیفیت مشارکت سیاسی را تحت تأثیر قرار دهند و بر شکل گیری دیدگاه های سیاسی اثر بگذارند. در مواردی، سیستم های هوش مصنوعی اطلاعاتی را نمایش می دهند که تنها تأییدکننده دیدگاه های پیشین کاربران است و این موضوع می تواند منجر به کاهش تعامل بین گروه های سیاسی مختلف و تشدید دوقطبی های اجتماعی شود.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی در صورت استفاده صحیح و همراه با سیاست گذاری های مناسب، می تواند به افزایش آگاهی سیاسی و تقویت مشارکت دموکراتیک کمک کند. با این حال، استفاده بدون ضابطه از این فناوری ممکن است خطراتی همچون دست کاری افکار عمومی و انتشار اطلاعات نادرست را به دنبال داشته باشد.
۱۳۱.

تسلّط مجدد طالبان و مهاجرت به ایران: مطالعه کیفی ابعاد و بسترهای تصمیم به مهاجرت در میان اتباع افغانستانی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
این مقاله به دنبال واکاوی ابعاد و فرایند موج اخیر مهاجرتی از افغانستان به شهر تهران بعد از روی کار آمدن مجدد طالبان است. مطالعه با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد برساخت گرا این مقاله می خواهد درک و تجربه مهاجران افغانستانی ساکن در تهران را از تصمیم گیری به مهاجرت در زمان قدرت گرفتن مجدد طالبان در افغانستان کندوکاو کند. برای این منظور، اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 25 مشارکت کننده در شهر تهران گردآوری شد. برپایه نتایج تحلیل داده ها، 11 مقوله استخراج شد که عبارتند از: هراس جمعی، محدودیت ها و تعصبات اجتماعی، فقر و بیکاری، همجواری با ایران، ورود آسان تر به ایران، امکانات آموزشی ایران، نبود جنگ و ناامنی در ایران، دین و زبان مشترک، و مضیقه اقتصادی. در نهایت مقوله مرکزی"مهاجرت غیرارادی" به دست آمد. از اینرو، مهاجران اخیر افغانستانی به ایران بعد از قدرت گرفتن طالبان عمدتاً به دلیل ناامنی و هراس جمعی، تعصبات اجتماعی و قومی، فقر و بیکاری، نداشتن قابلیت مهاجرت به کشورهای دیگر، مجبور به مهاجرت به ایران شده اند. برقراری امنیت پایدار در افغانستان، بازگشت داوطلبانه و بازادغام مهاجران موج اخیر و در نهایت اعطای اقامت گزینشی به برخی از مهاجران در جهت مدیریت جریان اخیر مهاجرتی پیشنهاد می شود.
۱۳۲.

توسعه سبز در بستر رهاشدگی ساختاری مطالعه برساخت کشاورزی سبز در میان گلخانه دارهای شهرستان اشکذر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
شهرستان اشکذر به دلیل شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آبی، از مراکز اصلی کشاورزی گلخانه داری در ایران است. کشاورزی گلخانه داری به عنوان روش مواجهه با محدودیت های کشاورزی سنتی در این شهرستان مطرح شده است که می تواند گامی مؤثر برای نیل به توسعه سبز کشاورزی باشد. این پژوهش به دنبال بررسی شیوه برساخت توسعه سبز کشاورزی در میان گلخانه دارهای شهر اشکذر است و در تلاش است چالش های کشاورزی سبز و استراتژی های مواجهه با آن را بررسی کند. روش پژوهش، نظریه زمینه ای برساختی است. مشارکت کنندگان، کشاورزان گلخانه دار شهرستان اشکذر هستند که حداقل 3 سال سابقه گلخانه داری داشته اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (حداکثر تنوع) با 45 نفر از آن ها مصاحبه متمرکز انجام شده است. داده ها با رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای برساختی (کدگذاری اولیه، کدگذاری متمرکز و کدگذاری نظری) تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر این بود که رهاشدگی نهادی، بی سامانی اقتصادی و عقب ماندگی فناورانه سه چالش کلیدی کشاورزی سبز در شهرستان اشکذر هستند. این عوامل سبب رهاشدگی ساختاری شده اند. رهایی از این وضعیت، نیازمند تحولات نهادی-ساختاری است؛ تحولاتی که به مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی منجر می شوند؛ علاوه براین، تحولات نهادی-ساختاری در پیوند متقابل با مدرن سازی دانش سبز، توانمندسازی سبز اجتماعی و بهینه سازی سازوکارهای نهادی قرار دارد. این سه عامل، بر مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی تأثیر می گذارند؛ درنهایت تحولات نهادی-ساختاری به توسعه سبز کشاورزی منجر می شود. همان طور که مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی نیز توسعه سبز کشاورزی را به دنبال خواهد داشت.
۱۳۳.

چگونگی ورود مدرنیته به فضای خانگی ایرانیان دورهناصری تا پایان قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
اهداف: از مدرن شدن ایران، تاکنون روایت های مختلفی ارائه شده که عمدتاً مبتنی بر فضای عمومی و نهادهای آن بوده اند؛ درحالی-که از دریچه خانه و فضاهای خصوصی نیز می توان مواجهه ایرانیان را با مدرنیته تحلیل کرد. این مقاله قصد دارد چنین روایتی را با تأکید بر نقش اشیا و کنش گران غیرانسانی ارائه دهد؛ روایتی که تمرکز خود را بر تجربه اعیان و اشراف پایتخت، در 77 سال پایانی از دوره 130 ساله قاجار قرار داده است. روش مطالعه: این پژوهش با استفاده از نظریه کنش گر- شبکه برونو لاتور و نیز روش مطالعات اسنادی و تحلیل تماتیک به بررسی این مسأله پرداخته است. قابلیت نرم افزار کیفی اطلس تی آی این امکان را به ما داده که حجم بسیاری از داده های استخراج شده از چهل سند دست اول مربوط به دوره مذکور را (شامل زندگی نامه، سفرنامه، روزنامه و رساله) خط به خط خوانده و با ارجاع به آن ها نشان دهیم که چطور کنش گر- شبکه جدید فضای خانگی، حول تجربیات طبقه نوظهور «ممتاز نو» شکل می گیرد. یافته ها: این کنش گر- شبکه، جعبه سیاه فضای خانگی پیشامدرن ایرانیان را به چالش کشیده و از این طریق، پیوندهای بین اجزاء خود را قوی تر می کند. در گام نهایی نیز، با رفتن به حاشیه شهر و ساخت عمارت های جدید و پناه گرفتن در آن ها به عنوان اندرونی هایی جدید، از آزمون های استحکام رقبا که قشر سنتیِ محافظه کار جامعه بودند، در امان می ماند. کنش گر- شبکه جدید، به این وسیله می تواند تجربه خود را از یک زندگی خانگی نو و مدرن ساخته، تثبیت کرده و به دست آیندگانی که ما باشیم، برساند؛ زندگی ای که شامل معماری، اشیا، رفتارها و روابط جدیدی است. نتیجه گیری: مقاله درنهایت نشان می دهد که ما در کنار فضای عمومی، در فضاهای خصوصی خود و نهاد خانواده نیز به شکلی محرمانه تر و عمیق تر، تجربیاتی از مدرنیته را داشته ایم که بعدها در فضاها و نهادهای عمومی جامعه به طوری جدی تری ظاهر شده اند.
۱۳۴.

تأثیر عرف اجتماعی بر نگرش مفسران و فقها در زمینه «عدالت جنسیتی» با تأکید بر نظر کارن بائر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
با گذر زمان و تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی هر دوره، تغییر نگرش مفسران و فقها اجتناب ناپذیر خواهد بود و دخالت دادن عرف و اقتضائات عصری در رویکرد تفسیری و استنباط های فقهی عالمان امری مسلم و حتی لازم به نظر می رسد. مباحث مربوط به «عدالت جنسیتی» و «سلسه مراتب جنسیتی» از مباحث چالش برانگیزی است که عالمان در هر دوره رویکرد خاصی را نسبت به آن اتخاذ کرده اند و بی تردید عرف جامعه می تواند بر نگرش عالمان به این مسائل اثرگذار باشد. کارن بائر در کتاب سلسله مراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخ های نو با اتخاذ این مبنا که برخی از آیات قرآن کریم مفهوم «سلسله مراتب جنسیتی» را دربردارند به بررسی تاریخی (درزمانی) تفاسیر مرتبط با آیات مذکور در منابع تفسیری سده های میانی تا مدرن پرداخته و ادعا می کند عرف اجتماعی بر شکل گیری نظریات تفسیری و فقهی مؤثر بوده است. در این پژوهش، ضمن ترجمه و دسته بندی اظهارنظرهای بائر، ادعای او در مورد تأثیر عرف اجتماعی بر تفسیر مفسران و استنباط های فقها به روش توصیفی-تحلیلی تبیین و نگرش عالمان نسبت به «عدالت جنسیتی» بررسی می شود. بر اساس نتایج مبتنی بر این تحقیق، در سده های میانی که عرف جامعه به برتری مردان متمایل بود، «سلسله مراتب جنسیتی» عین عدالت محسوب می شد؛ اما در دوره معاصر که عرف مقبول جامعه، تساوی زن و مرد است، «سلسله مراتب جنسیتی» ناقض عدالت در نظر گرفته می شود. در این میان، برخی عالمان تجدیدنظرطلب معتقدند در راستای عدالت جنسیتی، باید آیات ناظر بر سلسله مراتب جنسیتی بازتفسیر و احکام سنتی زنان با احکامی متناسب با عصر حاضر جایگزین شود. بی تردید، عرف اجتماعی می تواند به تفسیر دوباره آیات و تحول احکام منتهی شود؛ اما باید توجه داشت «عدالت جنسیتی» از منظر اسلام آن است که زن و مرد، با پذیرش تفاوت های طبیعی خود در نقش هایی متناسب با توانمندی های جسمی و روحی خویش قرار گیرند تا زمینه ساز سلامت خانواده و پویایی جامعه باشند.
۱۳۵.

سقفِ معیشت، بوروکراسی و ایدئولوژی بر علوم انسانی و اجتماعی در ایران مطالعه تجربه زیسته اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
دانشگاه در ایران وضعیتی پروبلماتیک و مسئله مند دارد و پژوهش گران تاکنون به شیوه های مختلف این مسئله مندی را بیان و صورت بندی کرده اند. این وضع برای علوم انسانی و اجتماعی آشکارتر است برای این که این علوم بیش از دیگر علوم زمینه مند هستند. هدف این تحقیق آن است که با واکاوی تجربه زیسته اعضای هیأت علمی علوم انسانی و اجتماعی، تصویری نزدیک و میدانی از وضع این علوم در ایران به دست دهیم. به این منظور، از راهبرد نظریه زمینه ای با ره یافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. جامعه مشارکت کنندگان تحقیق را کلیه اعضای هیأت علمی رشته های مختلف علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه یزد تشکیل می دهندکه از میان آن ها 20 نفر به صورت هدف مند و نظری انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت و مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. داده ها با استفاده از تکنیک کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اعضای هیأت علمی علوم انسانی و اجتماعی خود را ذیل سقفی تصور می کنند که یک بُعد آن را تنگنای معیشت، یک بعد آن را محدودیت ها و ملاحظات ایدئولوژییک و بعد دیگر آن را محدودیت ها و فشارهای بوروکراسی تشکیل می دهد. دو راهبرد اعضای هیأت علمی در مواجهه با این پدیده عبارت بوده از «نگاه ابزاری به علم و دانشگاه» و «سکوت و بی تفاوتی در مورد مسائل کشور به ویژه در مورد دستور کارهای رسمی حاکمیت». حاصل این وضع عبارت است از اختلال در فرآیند اجتماعی شدن علمی دانشجویان، شکل نگرفتن فضای نقد و گفتگو و خلاقیت در این رشته ها و جزیره ای شدن و افتراق هر چه بیش تر رشته های مختلف علوم انسانی و اجتماعی در ایران. 
۱۳۶.

گرایش به ارزش های مدرن و رابطه آن با هویت ایرانی، اسلامی و انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
امروزه با گسترش فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و ظهور پدیده ای به نام فضای مجازی، از یک طرف شاهد ظهور ارزش ها و معانی جهانی در روابط جوامع هستیم، از طرف دیگر این ارزش ها و معانی ممکن است سبب شکل گیری تقاضاهای جدید، بدبینی نسبت به آموزه های ایدئولوژیک در بین شهروندان شود و نوعی شهروندی چندگانه (منظور شهروندانی که هم به ارزش ها، نمادها و معانی ملّی احساس تعلق می کنند و هم به معانی، نمادها و ارزش های جهانی) شکل گیرد، در نتیجه بین شهروندان شاهد تکثرگرایی ارزشی و هویتی هستیم. گسترش ارزش های مدرن به مدد فضای مجازی تاروپود جامعه جدید را درهم تنیده است. این احتمال وجود دارد که گرایش به این ارزش ها بر اولویت ها و جهت یابی افراد تأثیر داشته باشد. جوامع به دلیل فقدان کنترل همه جانبه بر وسایل ارتباطی نوین، توانایی اقناع احساس تعلق و تعهد به اهداف، ارزش ها و حفظ عناصر هویت بخش را از دست داده اند. مقاله حاضر که رهاورد یک تحقیق است با این هدف سازمان یافته که رابطه گرایش به ارزش های مدرن با هویت اجتماعی را بررسی نماید. الگوی نظری این تحقیق تلفیقی از نظریات گیبینز، گیدنز و جیمسون است. این پژوهش براساس این فرضیه شکل گرفته است که هر چه افراد بیشتر به ارزش های مدرن گرایش پیدا کنند، هویت ملی، دینی و انقلابی آنها بیشتر تضعیف خواهد شد. این تحقیق با روش پیمایش انجام شده است. جمعیت آماری تحقیق، شهروندان بالای 15 سال شهر تهران است. یافته های تحقیق نشان می دهد که گرایش به ارزش های مدرن رابطه ای معکوس و معنادار با هویت ایرانی، هویت اسلامی و هویت انقلابی دارد.  
۱۳۷.

نقش شبکه های محلی آنلاین در قدرت یابی زنان طبقۀ فرودست در استان تهران (مطالعه ای بر اساس داده کاوی کلان داده های اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۷۲
در این تحقیق که با داده کاوی بر روی کلان داده های اینستاگرام انجام شده است، با استفاده از روش اجتماع یابی بر روی شبکه روابط مابین 11 هزار و 515 صفحه پُرمخاطب محلی در استان تهران در سال 1403، تأثیرگذارترین شبکه ها و میدان های محلی در استان تهران شناسایی و پیکربندی شده اند. نتایج این تحقیق نشان داد که در سال های اخیر به واسطه فراگیرترشدن استفاده از اینترنت در زندگی روزمره شهروندان، زنان طبقه فرودست توانسته اند با تشکیل تدریجی شبکه های محلی آنلاین، به طور گسترده ای مشاغل خُرد و غیررسمی برای خود ایجاد کرده و همچنین به طور ناخواسته به نیروی اجتماعی جدیدی در تغییرات اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند. قطب های مسلط در میدان های محلی شناسایی شده به ترتیبِ وسعت شبکه عبارت اند از: زنان دارای مشاغل آنلاین، سلبریتی ها، محافظه کاران، مرکزنشین ها، لات ها، ترک زبان ها و کفتربازها. در بین این هفت میدان محلی آنلاین، بیش ترین مرجعیت صفحه های پُرمخاطب ملی، به ترتیب در میدان سلبریتی ها، زنان شاغل و محافظه کاران دیده می شود و ازاین جهت این سه میدان محلی آنلاین، قابلیت تأثیرگذاری مستقیم تری بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی شهروندان دارند. میدان های محلی زنانِ دارای مشاغل آنلاین به طور معناداری در مناطقی از استان تهران قدرت بیش تری دارند که مهاجرپذیرترند، در سال های اخیر در آن ها شهرک سازی انجام شده و نهادهای سنتی، مذهبی و حکومتیِ ضعیف تری دارند. بر اساس یافته های این تحقیق، الگوی متأخر پیش روی های آرام در استان تهران، به لحاظ بستر شکل گیری، موقعیت جغرافیایی، نیروی اجتماعی محوری و نوع مطالباتش، تفاوت های اساسی ای با پیش روی های آرام در دوران پیشااینترنتی پیدا کرده است.
۱۳۸.

تدوین و بومی سازی الگوی توسعه پایدار سواحل مکران بر مبنای رویکرد اجتماع محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف : هدف این پژوهش طراحی و بومی سازی الگویی برای توسعه پایدار سواحل مکران بر اساس رویکرد اجتماع محور و بهره برداری از ظرفیت های بومی جنوب شرق ایران است. این منطقه، به عنوان یکی از مناطق استراتژیک کشور، پتانسیل های فراوانی برای رشد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دارد که در صورت مدیریت صحیح، می تواند به عنوان محرکی برای توسعه پایدار عمل کند. پژوهش حاضر با هدف تلفیق ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان بومی، الگویی جامع ارائه می کند که نه تنها به بهره گیری از منابع طبیعی منطقه توجه دارد، بلکه بر نیازهای اجتماعی و مشارکت محلی تأکید دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و متخصصان توسعه مناطق ساحلی جمع آوری شدند. برای انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد که امکان دسته بندی و کدگذاری داده های کیفی را فراهم کرد. نتایج : نتایج تحقیق نشان داد برای دستیابی به الگویی بومی شده برای توسعه پایدار سواحل مکران، باید به مفاهیم کلیدی زیر توجه کرد: ظرفیت های انسانی دانش محلی، مهارت های سنتی و شبکه های اجتماعی، ظرفیت های طبیعی (تنوع زیستی، منابع آبی و انرژی های تجدیدپذیر)، مشارکت اجتماعی و اقتصادی (تصمیم گیری محلی، صنایع دستی و گردشگری پایدار)، چالش های توسعه (نابرابری های اجتماعی و وابستگی به کمک های دولتی).
۱۳۹.

الگوی جامعه شناختی ارتقا سلامت، صلح و سازش بین زوجین در خانواده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۸
خانواده یکی از مهم ترین ارکان جامعه است و نقش مهمی در سلامت افراد ایفا می کند. فرزندانی سالم در یک خانواده مستحکم رشد پیدا می کنند و به موفقیت های بزرگی می رسند. اهمیت خانواده به اندازه ای است که در همه ادیان و جوامع به آن پرداخته شده است بنابراین جامعه ای از سلامت برخوردار است که از خانواده های سالم برخوردار باشد. هدف پژوهش حاضر الگوی جامعه شناختی ارتقا سلامت، صلح و سازش بین زوجین در خانواده می باشد. روش پژوهش کیفی با رویکرد اکتشافی است. جامعه آماری متشکل از خبرگانی است که در زمینه پژوهش تخصص علمی، اجرایی و یا هر دو را دارند. برای این منظور 16 نفر از خبرگان به صورت هدفمند و براساس استراتژی گلوله برفی برای مصاحبه های عمیق بدون ساختار انتخاب شدند و داده ها به صورت هم زمان با استفاده از مجموعه ای از کدگذاری های باز، انتخابی و نظری، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که حاکمیت ارزش های دینی و اخلاقی در خانواده، ارتقای ارتباطات مؤثر سالم بین طرفین، آموزش و یادگیری مهارت های زندگی مشترک، تقویت حمایت اجتماعی، توسعه فردی و ترویج سبک زندگی سالم، رضایت زناشویی در زندگی، تعهد و وفاداری زوجین، اختیار عمل و آزادی در همسرگزینی، وضعیت اقتصادی مناسب، احترام متقابل، صمیمیت و محبت از مهم ترین مقوله های ارتقا سلامت، صلح و سازش در خانواده هستند. بر اساس این الگو توصیه می شود که نقش مقوله های مختلف در ارتقا سلامت، صلح و سازش در خانواده، مورد نظر قرار گیرد. توجه ویژه به بسترها و عوامل ارتقا دهنده سلامت در خانواده می تواند انگیزه های سلامت، صلح، سازش و تحکیم در خانواده را ارتقا داده و از فروپاشی خانواده ها پیشگیری نماید. خانواده، کانون شکل گیری خصوصیات شخصیتی فرزندان است و ارزش ها در خانواده شکل و پرورش می یابند. والدین می توانند محیط خانه و خانواده را به بهترین شکل، برای رشد روانی و جسمی فرزندان تأمین نمایند
۱۴۰.

بررسی تحلیلی و تطبیقی مفهوم قشربندی اجتماعی از منظر مارکس و قرآن؛ شباهت ها و تفاوت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم قشربندی اجتماعی از منظر قرآن و کارل مارکس پرداخته است. مارکس بر این باور است که ساختار اقتصادی جامعه، به ویژه مالکیت بر ابزار تولید، تعیین کننده اصلی روابط اجتماعی و شکل گیری طبقات مختلف است. در مقابل، قرآن کریم قشربندی اجتماعی را بر اساس معیارهای معنوی می سنجد. اهمیت این پژوهش در ارائه دیدگاهی انتقادی است که موجب شناخت بهتر از مبانی دینی در خصوص طبقات اجتماعی می شود. سؤال تحقیق آن است که معیارهای قشربندی اجتماعی از منظر مارکس و قرآن چیست و با توجه به ویژگی های هر دیدگاه، چه تأثیراتی بر جامعه دارند؟ فرضیه این پژوهش بر آن است که دیدگاه قرآن با تأکید بر عدالت اجتماعی و تفاوت های اکتسابی و غیر اکتسابی، در برخی موارد با قشربندی طبقاتی مارکس هم پوشانی دارد و در برخی دیگر، تفاوت های قابل توجهی وجود دارد. هدف تحقیق، دستیابی به درکی عمیق تر از تقابل یا تقارن دیدگاه های مارکسیستی و قرآنی درباره قشربندی اجتماعی است. روش تحقیق به صورت تحلیلی- تطبیقی و با استفاده از تفسیرهای قرآنی و منابع جامعه شناختی صورت می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مارکس و قرآن هر دو به وجود نابرابری اجتماعی اذعان دارند؛ اما ریشه های این نابرابری را متفاوت می بینند. مارکس بر نقش اقتصاد در شکل گیری طبقات تأکید دارد، درحالی که قرآن بر اهمیت ارزش های اخلاقی و معنوی در ایجاد جامعه ای عادلانه تأکید می کند. مارکس راه حل را در انقلاب اجتماعی می بیند، درحالی که قرآن بر عدالت اجتماعی، انصاف و مبارزه با ظلم به صورت فردی و جمعی تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان