مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گسترش حضور و مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، ریشه در انگیزه های متنوعی دارد. این روند نه تنها به پویایی و تقویت چرخه های اجتماعی و اقتصادی کمک می کند، بلکه فرصتی فراهم می کند تا بانوان با بهره گیری از تمامی توانمندیهای خود، قابلیتها و شایستگیهایشان را به جامعه نشان دهند. در این مسیر، زنان می کوشند با اثبات تواناییهای فردی و جمعی، توجه جامعه را به حقوق و جایگاههایی که کمتر موردتوجه قرار گرفته، جلب کنند. روش: پژوهش حاضر با استفاده از تحلیل ثانویه داده های تابلویی 12 کشور منتخب خاورمیانه در بازه زمانی 2011 تا 2021 و با به کارگیری آزمونهای اقتصادسنجی (هاسمن، بروش- پاگان و...) و مدل اثرات ثابت در نرم افزار Eviews12 انجام شده است. متغیر وابسته میزان مشارکت زنان در نیروی کار و متغیرهای مستقل شامل دسترسی به دانش پایه، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دسترسی به عدالت، حقوق مالکیت برای زنان، تولید ناخالص داخلی سرانه و سهم ارزش افزوده بخش صنعت بوده اند. یافته ها: تمامی متغیرهای موردمطالعه اثر مثبت و معناداری بر میزان مشارکت زنان داشتند. در این میان، تولید ناخالص داخلی سرانه بیشترین تأثیر را بر مشارکت زنان داشته است. هم چنین حقوق مالکیت برای زنان، سهم ارزش افزوده صنعت، دسترسی به عدالت، دسترسی به دانش پایه و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات به ترتیب و به طور معنادار میزان مشارکت زنان در نیروی کار را افزایش داده اند. بحث: میزان مشارکت زنان در نیروی کار از دسترسی به دانش پایه، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دسترسی به عدالت، حقوق مالکیت برای زنان، تولید ناخالص داخلی سرانه و سهم ارزش افزوده بخش صنعت تأثیرپذیری دارد و بنابراین برای مشارکت بیشتر زنان لازم است به این عوامل اجتماعی و اقتصادی کرد.
رتبه بندی و خوشه بندی استانهای ایران بر پایه شاخصهای اشتغال و کارآفرینی: تحلیل نابرابری اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اشتغال از ارکان اساسی توسعه و رفاه هر جامعه ای است و تحلیل توزیع مکان محور به شناخت بسترهای فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی آن کمک می کند؛ بنابراین هدف این پژوهش خوشه بندی و رتبه بندی استانهای کشور بر اساس مؤلفه ها و شاخصهای اشتغال و کارآفرینی است. روش: داده های این مطالعه به روش تحلیل ثانویه و از منابع رسمی و معتبر همچون سرشماری عمومی نفوس و مسکن و آخرین سالنامه های آماری (1401 تا 1403)، وزارت کار و داده های سایت مرکز آمار ایران در سال 1403 جمع آوری شده و به وسیله تکنیک تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. یافته: استانهای گیلان، کردستان، قزوین و آذربایجان غربی بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال بخش خصوصی را دارند؛ درحالی که استانهای سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد با کمترین میزان مشارکت و موفقیت کاریابی، در زمره استانهای محروم دسته بندی می شوند. همچنین، استانهای تهران، البرز و قم به دلیل تراکم بالای جمعیت، سهم بیشتری از اشتغال در بخش خدمات دارند. تحلیل خوشه ای، استانها را در چهار خوشه اصلی دسته بندی کرده که این خوشه بندی می تواند مبنای سیاست گذاریهای منطقه ای هدفمند قرار گیرد. بحث: بر اساس یافته ها، تمرکز بر توسعه بخش خصوصی، ایجاد زیرساختهای صنعتی و خدماتی در استانهای کم برخوردار و تقویت مهارت آموزی و کاریابی پیشنهاد شده است. همچنین، بهبود شرایط اقتصادی در استانهای جنوبی کشور به واسطه دسترسی به آبهای آزاد و توسعه اقتصاد دریامحور توصیه می شود. این پژوهش به سیاست گذاران کمک می کند تا با بهره گیری از تفاوتهای منطقه ای، راهبردهای مؤثرتری برای توسعه اقتصادی و کارآفرینی ارائه دهند.
الگوی اشتغال پایدار افراد دچار ناتوانی روستایی: تحلیل زمینه های مرتبط و پیشنهادهای شغلی بر اساس نوع ناتوانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف شناسایی زمینه های مرتبط با ایجاد الگوی اشتغال پایدار افراد دچار ناتوانی ساکن در مناطق روستایی استان کرمانشاه زیر پوشش برنامه توان بخشی اجتماع محور و ارائه الگوهای شغلی متناسب با نوع ناتوانی انجام شد. روش: پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، کیفی و از نوع اکتشافی بود که با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. جامعه موردمطالعه را خبرگان دانشگاهی، خبرگان اداره بهزیستی و افراد کارآفرین دچار ناتوانی تشکیل دادند. نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی تا حصول قاعده اشباع نظری ادامه یافت. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق، داده های پژوهش گردآوری شدند. قابلیت اعتبار پژوهش از طریق روشهای درگیری طولانی مدت و مشاهده مداوم، انتخاب نمونه های مناسب، گردآوری و تحلیل هم زمان داده ها و بازنگری توسط مشارکت کنندگان موردتأیید قرار گرفت. قابلیت اعتماد پژوهش، از طریق روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: مقولات شبکه سازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسب وکار، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع ناتوانی، ظرفیت سازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی و شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغال آفرینی به عنوان مقولات اصلی الگوی توان بخشی اجتماع محور برای اشتغال پایدار افراد دارای ناتوانی، با توجه به نوع ناتوانی گروههای مختلف افراد دچار ناتوانی شناسایی شدند. بحث: ایجاد الگوهای اشتغال پایدار، همکاری همه جانبه خانواده های افراد دچار ناتوانی، جامعه، نهادهای دولتی و غیردولتی را می طلبد. در این راستا، توجه به نیازهای خاص هر فرد ناتوان و شناخت استعدادها و توانمندیهای او، نقش به سزایی در موفقیت برنامه های اشتغال و توان بخشی ایفا می کند.
راهبردهای زنان شاغل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی در شهر سنندج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف کشف و شناخت راهبردهای زنان شاغل متأهل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی انجام شده است. روش: روش پژوهش کیفی و مشارکت کنندگان آن زنان شاغل متأهل ساکن و متولد شهر سنندج بودند. با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 20 نفر از آنها با استراتژی حداکثر تنوع از طریق اشباع نظری موردتحقیق قرار گرفتند. در جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون مطابق روش براون و کلارک انجام شد. یافته ها: راهبردهای زنان شاغل متأهل در برقراری تعادل بین کار و زندگی در قالب 5 مضمون اصلی (واقع بینی، مدیریت زمان، مراقبت از سلامت جسمی و روانی، احقاق حق، دقت در آداب معاشرت) و 14 مضمون فرعی (انتظار متعادل از خود، پرهیز از چشم وهم چشمی، تلاش و سخت کوشی، برنامه ریزی، اولویت بندی، تقسیم کار، پرهیز از اتلاف وقت، اجرای به موقع کارها، مراقبت جسمانی، مراقبت روانی، احقاق حق، نزاکت اجتماعی، عفاف و پاک دامنی، رعایت حریم خصوصی) دسته بندی شد. بحث: زنان شاغل با واقع بینی و مراقبت از سلامت جسمی و روانی خویش، همچنین با مدیریت زمان فعالیتها و رعایت آداب معاشرت اجتماعی به احقاق حقوق خود پرداخته و تلاش رضایت بخشی را برای برقراری تعادل بین کار و زندگی خود به کار برده اند. (این مقاله برگرفته از رساله دکتری رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، با عنوان «مطالعه تعادل بین کار و زندگی در میان زنان شاغل متأهل شهر سنندج» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد است)
تحلیل مشارکت اجتماعی در بین جوانان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با عنایت به ضرورت مشارکت اجتماعی جوانان در تحقق توسعه، مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مشارکت اجتماعی در بین جوانان کشور می پردازد. روش: روش شناسی تحقیق حاضر، کمّی و روش آن پیمایش بود. حجم نمونه شامل 4000 نفر از جوانان 18 تا 35 سال ساکن در نقاط شهری مراکز 15 استان کشور بود که برای دسترسی به آنها در سطح پهنه ها و استان های منتخب، از ترکیبی از روش های نمونه گیری های خوشه ای چندمرحله ای، طبقه بندی شده متناسب با حجم و دردسترس استفاده شد. یافته ها: میزان مشارکت اجتماعی کل در بین جوانان در سطح پایین است. بطوریکه حدود نیمی از آنها از مشارکت اجتماعی پایین برخوردار بوده و مشارکت اجتماعی در بین یک سوم آنها بالا بود. البته بخشی از میزان بالای مشارکت اجتماعی کل، بخاطر میزان نسبتاً بالاتر مشارکت اجتماعی ذهنی جوانان از مشارکت اجتماعی عینی آنهاست که منجر شد تا نسبت کل مشارکت اجتماعی آنها نیز افزایش یابد. در بین ابعاد مشارکت اجتماعی، میزان ابعادِ ارزیابی از اعتماد جامعه به جوانان برای مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی و نگرش به کار مشارکتی بیشتر از بقیه ابعاد است و کمترین میزان مربوط به ابعاد مشارکت اجتماعی رسمی، داوطلبانه گرایی و درگیری مدنی رسمی می باشد. بحث: یافته ها دلالت بر آن دارد که علیرغم یکسانی سطح پایین مشارکت اجتماعی در بین اقشار مختلف جوانان، دامنه این مشارکت الگوی متکثری دارد و متغیرهایی چون جنسیت، وضعیت اشتغال، نوع اشتغال، طبقه و سطح توسعه استان، دامنه آن را متعیّن می سازند.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی تفاوتی اجتماعی، پدیده ای است که به عنوان نوعی آسیب اجتماعی شناخته می شود، همان گونه که در نقطه مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوع دوستی در حیات فردی و اجتماعی، نشانه پویایی و سلامت اجتماعی است. سرمایه ی فرهنگی : صورت های آگاهی ؛ مهارت ؛ آموزش ؛ و به طورکلی هر امتیازی که ب ه ش خص منزلت بالایی در جامعه می دهد و دربرگیرنده انتظارات بالا می باشد. سرمایه ی اجتماعی ، مجموعه ای از منابع مادی یا معنوی ک ه ب ه ی ک فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری از روابط کم وبیش نهادینه شده آش نایی و ش ناخت متقابل را در اختیار داشته باشد. هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع اول متوسطه در شهر لالی شامل 193 نفر بود که از روش تمام شماری استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه های سرمایه اجتماعی و فرهنگی بوردیو و پرسشنامه محقق ساخته بی تفاوتی اجتماعی بود. یافته ها: بین سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و مولفه های آنها با بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی رابطه منفی و معناداری وجود داشت. هم چنین رابطه سن و بی تفاوتی اجتماعی معلمان معنادار بود؛ اما جنسیت در تعیین بی تفاوتی اجتماعی معلمان، تاثیر معناداری نداشت. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و مولفه های آنان به طور معناداری قادر بودند تا بی تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهر لالی را پیش بینی نمایند. بحث: افزایش سرمایه اجتماعی و فرهنگی معلمان می تواند بی تفاوتی اجتماعی را کاهش دهد، بنابراین سیاست های کلان در آموزش و پرورش باید به شیوه ای طراحی شود که معلمان بتوانند به بهترین شکل ممکن به رشد و توسعه ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی خود بپردازند.
کانون صنفی معلمان و منازعه برای شناسایی: تحلیلی انتقادی از ساختار قدرت در میدان آموزش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این مقاله با رجوع به روایت نمونه ای از فعالان صنفی در خصوص جایگاه خود در میدان آموزش تلاش شد تا مناسبات قدرت در میدان آموزش، فرهنگ مدرسه، ارزشهای بدیل و اشکال منازعه کانون صنفی معلمان شناسایی شود. روش: روش پژوهش حاضر اتنوگرافی انتقادی و میدان موردمطالعه اعضای کانون صنفی معلمان شهر سنندج است که به روش نمونه گیری هدفمند و حداکثر تنوع، با 33 عضو مصاحبه نیمه ساخت یافته به عمل آمد. یافته ها: بر مبنای روایت نمونه ای از فعالان صنفی، قدرت در ساختار اجتماعی و تعاملات میدان آموزش رخنه کرده است و برای هم نواسازی معلمان، قدرت در شیوه های «انضباطی»، «پاداش دهنده» و «شرطی» به کارگرفته می شود و فرهنگ مدرسه با برساخت «معلم هم نوا و متعهد» و «ساده زیست و قناعت پیشه»، هویت فردی و اجتماعی معلمان را مخدوش ساخته است. معلمان به دلیل غیاب در نظام تصمیم سازی و چگونگی مدیریت میدان آموزش، احساس نادیده انگاشتن می کنند. در چنین بستری، «عاملیت بخشی در میدان آموزش و اجتماع»، «استیفای حقوق مدنی» و «برابری فرصتها» به ارزشهای بدیل کانون صنفی معلمان تبدیل شده است و «آگاهی بخشی»، «ایدئولوژی زدایی از میدان آموزش»، «نفی کالایی شدن آموزش» و «مقاومت خاموش»، اشکال منازعه کانون صنفی معلمان را شکل داده است. بحث: با وجود اعمال قدرت، کنشگران میدان آموزش در برابر سازوکارهای همنواساز مقاومت می کنند و کانون صنفی معلمان جلوه ای از مقاومت و منازعه در میدان آموزش است؛ نزاعی که به تأسی از اکسل هونت، با هدف شناسایی و تصدیق نهادی و ضرورت بازتعریف و بازسازی قواعد میدان آموزش و بازتعریف جایگاه معلمی در میدان آموزش ساری و جاری است.
نقش سرمایه اجتماعی در رفتارهای حامی محیط زیست در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی می تواند بر جهت گیریهای زیست محیطی تأثیر داشته باشد. بنابراین این مطالعه به بررسی رابطه بین متغیر سرمایه اجتماعی و متغیر رفتارهای زیست محیطی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداخته است. روش: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر به صورت مقطعی در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شده است. نمونه گیری به روش تصادفی به تفکیک دانشکده های مختلف و متناسب با حجم نمونه انجام گرفت. تعداد 600 دانشجو وارد مطالعه شدند. دانشجوی شاغل به تحصیل دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در یکی از مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای حرفه ای و دکترای تخصصی معیار ورود به مطالعه بود. ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه سرمایه اجتماعی اربن هارت-1 و پرسشنامه رواشده رفتارهای حامی محیط زیست بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون کروسکال والیس در نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: وضعیت دو متغیر «سرمایه اجتماعی» و «رفتارهای حامی محیط زیست» به ترتیب ضعیف (49/24± 96/156) و متوسط (77/13 ± 92/102) ارزیابی شد و رابطه بین آنها مثبت و معنی دار بود. نتایج، رابطه مثبت و معنی داری بین دو مؤلفه «اعتماد فردی» و «همبستگی- حمایت اجتماعی» با متغیر «رفتارهای حامی محیط زیست» نشان دادند. همچنین، تمامی مؤلفه های رفتارهای زیست محیطی در سطح متوسط قرار داشته و تنها مؤلفه مصرف برق در محدوده قوی قرار داشته است. بحث: رابطه مثبت و معنادار بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای زیست محیطی بیان کننده پتانسیل افزایش سرمایه اجتماعی برای ترویج رفتارهای زیست محیطی پایدارتر است. بنابراین تدوین یک برنامه جامع و کامل به منظور ارتقای جایگاه رفتارهای حامی محیط زیست در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کشور، از طریق آشناسازی دانشجویان با مفاهیم جدید توسعه پایدار و حفظ محیط زیست کمک رسان خواهد بود.
مؤلفه های مدل گزارشگری یکپارچه در صندوق بازنشستگی سازمان تأمین اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های مؤثر در طراحی مدل گزارشگری یکپارچه در صندوقهای بازنشستگی، به ویژه سازمان تأمین اجتماعی است. این پژوهش به دنبال شناسایی شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای مدل گزارشگری یکپارچه در این صندوقها است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و دارای ماهیتی ترکیبی (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، با بهره گیری از رویکرد نظریه داده بنیاد، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان گردآوری و با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای تحلیل شدند که منجر به استخراج پنج مقوله اصلی شد. در بخش کمی، پرسشنامه ای محقق ساخته براساس یافته های کیفی طراحی و در بین ۲۱۰ نفر از کارکنان و ذی نفعان صندوقهای بازنشستگی توزیع شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنف ارزیابی شد. نهایتاً، مدل نظری پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در قالب نرم افزار لیزرل اعتبارسنجی شد. یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، پنج مقوله اصلی شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها به عنوان ابعاد بنیادین مدل گزارشگری یکپارچه در صندوقهای بازنشستگی شناسایی شدند. نتایج حاصل از آزمون آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی برای ارزیابی پایایی ابزار پژوهش ارائه شده است. این جدول شامل شش مؤلفه اصلی مدل پارادایمی است؛ که مشاهده خواهد شد تمامی مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به دست آمده برای هر یک از شرایط، بیش از مقدار آستانه موردقبول است. این موضوع بیانگر آن است که ابزار مورداستفاده در پژوهش از پایایی و اعتبار مناسبی برای سنجش متغیرهای پژوهش برخوردار است. بر اساس این نتایج، می توان اطمینان داشت که سازه های پژوهش به درستی اندازه گیری شده اند و نتایج حاصل از تحلیلها قابل اتکا خواهند بود. همچنین مهم ترین مؤلفه های اثرگذار در این زمینه شامل شفاف سازی اطلاعات، ارتقای اعتماد عمومی و انطباق با انتظارات ذی نفعان بودند. بحث: یافته ها حاکی است که طراحی و استقرار گزارشگری یکپارچه می تواند نقشی مؤثر در بهبود پاسخگویی، افزایش مشروعیت و ارتقای اعتبار صندوقهای بازنشستگی ایفا کند.
نقش میانجی همدلی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار با شخصیت جامعه ستیزی در نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جامعه ستیزی به عنوان یک سازه شخصیتی پیچیده، بر تعاملات فرد و درک احساسات تأثیر گذاشته و می تواند به رفتارهای آسیب رسان منجر شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار با شخصیت جامعه ستیز در نوجوانان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه مقطعی با طرح همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 382 دانش آموز پایه های دهم و یازدهم بود که به صورت نمونه گیری در دسترس از میان همه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر رشت در نیمسال دوم تحصیلی 2023 انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه خودگزارشی جامعه ستیزی لوینسون (1995)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده (برن، 1964)، پرسشنامه هم نشینی با همسالان بزهکار (پاسکال و همکاران، 2003) و پرسشنامه همدلی و همدردی نوجوانان (ووزن و همکاران، 2015) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از روش مدل یابی مبتنی بر تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: هر دو متغیر جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار، هم به صورت بی واسطه و هم به واسطه اثر میانجی همدلی، با جامعه ستیزی نوجوانان در ارتباط بودند. به طورکلی، در نمونه موردبررسی سطح جامعه ستیزی در حد متوسط، جو عاطفی خانواده نسبتاً مطلوب، هم نشینی با همسالان بزهکار پایین تا متوسط و همدلی در سطح متوسط گزارش شد بحث: همدلی به عنوان عامل میانجی در رابطه جو عاطفی خانواده و هم نشینی با همسالان بزهکار با شخصیت جامعه ستیز در نوجوانان نقش مهمی ایفا می کنند. این یافته ها اهمیت توجه به عوامل میانجی در فرآیندهای روان شناختی نوجوانان را برجسته کرده و می تواند راهکارهایی برای مداخله و پیشگیری از رفتارهای جامعه ستیزانه در این گروه سنی ارائه دهد.