مطالب مرتبط با کلیدواژه

قدرت انضباطی


۱.

اراده به اداره کردن: حجاب و ابژه های آن پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عقلانیت سیاسی حکومت مندی ابژه های پوشش قدرت انضباطی قدرت سامان دهنده

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن در اسلام حجاب و عفاف
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی دین
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی انقلاب
تعداد بازدید : ۲۴۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۴۲
آن گاه که در پی وقوع انقلاب اسلامی، نگرانی حول نحوة پوشش زنان از دغدغه ای صرفاً دینی به موضوعی حکومتی بدل گشت، راه و رسم پوششی که پیش تر منحصر به بخش هایی خاص از جمعیت بود و تغییر در ابژه های آن کمتر صورت می گرفت به کل جمعیت گسترش یافت. اما از همان زمان که اراده ای برای ادارة زنان شکل گرفت تا نحوة پوشش آن ها را سامان دهد تصور می شد طبقه ای که کنترل نظم سیاسی را در اختیار دارد بر آن است تا دیگر طبقات اجتماعی به ویژه طبقات متوسط کم تر مذهبی را به سمت پذیرش پوششی سوق دهد که در هیئت پوشش همین طبقه باشد. اما نه سامانه پوششی که ابداع شد همان خصوصیات پوشش مورد نظر را داشت و نه طبقات متوسط آن گونه در این سامانه ادغام شدند که پنداشته می شد. گویا عقلانیت سیاسی و حاملان آن با تکوین و توسعه سامانه پوشش، نه تنها با انتشار ابژه های پوششی مواجه شدند که کمتر در چارچوب های مورد انتظار بودند بلکه از رهگذر این تلاش برای «ادارة دیگران»، امکانی برای «ادارة خود» نیز فراهم آوردند؛ شیوه ای از ادارة خود که با ملاحظات متنوع شرعی و عرفی گره خورده بود. به نظر می رسد آن چه تاکنون صرفاً دغدغه ای دینی برای محجبه کردن زنان تلقی شده، در عمل به شیوه پیچیده ای از گفتمان ها، ابژه ها، تکنولوژی ها، فضاها و ترتیبات راه برده که حاصل آن حکومت مند شدن دولت و زنان حول محور پوشش بوده است.
۲.

تحصیل منضبطانه و کنشگری منفعلانه: نشانه شناسی اجتماعی صف در تجربه تحصیلی دختران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه تحصیلی صف قدرت انضباطی مدرسه نشانه شناسی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۵۵۳
این پژوهش در نظر دارد با تحلیل نشانه شناختی اجتماعی صف، به عنوان یکی از منابع نشانه ای حاضر در تجربه تحصیلی دختران جوان، به بازنمایی نظام معنایی شکل گرفته در فضای بین الاذهانی عاملان اجتماعی مذکور بپردازد. در این راستا روایت های سیزده تن از دختران جوان مشهدی از صف، مبتنی بر رویکرد نشانه شناسی اجتماعی ون لیوون تجزیه و تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داد صف به منزله عرصه ای برای اعمال قدرت انضباطی، دانش آموزان را در فرایندی تربیتی وارد می سازد که مشتمل بر مجموعه ای از تعاملات نابرابر و عمدتا کلیشه ای، و با تمرکز بالا بر تداوم نشانه های صوری وابسته به آن است. به عبارت دیگر صف که ظاهرا، ابزار تربیت و آموزش قانون در مدرسه، به حساب می آید در عمل دانش آموزان را به سمت فرایندی انفعالی و قدرت زدا می کشاند، به گونه ای که آنان تحصیل را جدا از خود می بینند و نهایتا به عاملانی فرمانبردار مبدل می شوند
۴.

تبیین نقش قدرت-دانش در برنامه ریزی فضایی با تأکید بر قدرت انضباطی و زیست-قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قدرت - دانش قدرت انضباطی زیست-قدرت نظریه شهری انتقادی تحلیل گفتمان فوکویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۶ تعداد دانلود : ۵۳۳
بیان مسئله: با وجود چند دهه سابقه ی تهیه طرح های توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه و بهره مندی عمده از عقلانیت ابزاری در تهیه این طرح ها، مشاهده می شود که مسائل و مشکلات این شهرها از جمله سکونتگاه های غیررسمی، بافت فرسوده و اقتصاد شهرها نه تنها حل نشده است؛ بلکه روز به روز بر وسعت و شدت مشکلات آن ها افزوده می شود. بنابراین، به جای ردیابی ریشه این مسائل در نحوه ی تهیه و اجرای طرح ها، باید از دریچه ای دیگر به آن نگریست و به جنبه پنهان و کمتر توجه شده نظریه برنامه ریزی، یعنی قلمروی قدرت و اعمال آن بر فرآیند برنامه ریزی فضایی پرداخت که عمدتاً توسط برنامه ریزان شهری نادیده گرفته شده است. هدف: هدف اصلی این پژوهش تبیین نقش قدرت-دانش در برنامه ریزی فضایی با تأکید بر واکاوی دو مفهوم قدرت انضباطی و زیست-قدرت است. روش: این پژوهش با اتکا به معرفت شناسی برساخت گرایی اجتماعی و روش پژوهش تحلیل گفتمان فوکویی با پیش فرض پذیرش گذار نظام سرمایه داری از امپریالیسم به امپراتوری، به واکاوی دو مقوله قدرت-دانش یعنی قدرت انضباطی و زیست-قدرت پرداخته است و سپس با واکاوی نقش برنامه ریزی فضایی، سعی در تبیین نقش قدرت-دانش در برنامه ریزی فضایی دارد. یافته ها: از دیدگاه قدرت-دانش فوکویی تولید فضا صرفاً برآمده از قوانین و مقررات و نظام رسمی برنامه ریزی فضایی نمی باشد و عوامل متعددی از جمله دانش و گفتمان انضباطی، نهادهای انضباطی، وضعیت استثنایی دائمی و زیست-قدرت در برنامه ریزی فضایی مؤثر هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که برنامه ریزان فضایی در کنار رهیافت های برنامه ریزی که به طور مرسوم در محیط آکادمیک آموخته اند، باید به مباحث قدرت-دانش نیز بپردازند، تا در کنار نظام رسمی برنامه ریزی فضایی در نظام غیررسمی نیز قابلیت کنش و اثربخشی بیشتری داشته باشند.
۵.

مردم نگاری انتقادی طرد اجتماعی و خشونت ورزی در میدان مدرسه (مورد مطالعه: دانش آموزان مدارس متوسطه دوم پسرانه شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال در بازشناسی دانش آموزان خشونت ورزی طرد اجتماعی قدرت انضباطی مردم نگاری انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۴۶۷
در جامعه ایرانی با تغییرات شگرف اجتماعی اش، هویت و منابع هویت ساز افراد به ویژه جوانان، همیشه مطمح نظر سیاست گذارن فرهنگی و پژوهشگران بوده است. در این میان، تعارضات هنجاری به وجود آمده بین هنجارهای رسمی و غیررسمی از یک سو و هویت مدرن و دینی از سوی دیگر، ما را بر آن داشت که در پژوهش حاضر به مطالعه هویت مدرن و دینی دانشجویان به مثابه جوانان تأثیرگذار اجتماعی، پرداخته و به این پرسش اصلی پاسخ دهیم که بین هویت دینی و مدرن دانشجویان چه ارتباطی حاکم است؟ جامعه آماری تحقیق دانشجویان دانشگاه تهران با حجم نمونه 380 نفر است. تحلیل داده ها نشان می دهد که بین هویت مدرن و دینی رابطه معکوس وجود دارد و تمایل پسران به هویت مدرن بیش از دختران است. همچنین یافته ها نشان داد که بین رشته های دانشکده فنی و رشته های دانشکده هنر در گرایش به ارزش های مدرن اختلاف معنی دار وجود دارد و دانشجویان فنی در مقایسه با دو گروه دیگر و دانشجویان علوم اجتماعی در مقایسه با دانشجویان هنر گرایش بیشتری به ارزش های مدرن دارند؛ با بررسی ارزش های دینی نیز آشکار شد که دانشجویان رشته های فنی بیشترین تأثیرپذیری را دارند و همین امر نشان دهنده کیفیت سیال و تعامل گرایانه میان دو دسته از ارزش های مذکور است که در دانشجویان درونی شده و می تواند برهم زننده پیش بینی ها از رفتار دانشجویان در وضعیت های آتی باشد و هم نویدبخش تعاملی سازنده میان دو دسته از منابع هویت ساز سنتی و مدرن باشد.
۶.

سیاسی کردن رنج؛ واکاویِ گذار از قدرت آیینیِ قجری به قدرت انضباطیِ پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قدرت آئینی قدرت انضباطی تکنولوژی های بدن قاجار پهلوی اول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۴۰۷
بهره گیری از ابزارها و نهادهایِ «بهنجارسازی» در نتیجه آگاهی از شیوه های نوین سیاست ورزی در دوران قاجار موردتوجه قرار گرفت. با محوریت شاه در عرصه سیاست؛ این قدرت شاه، نگاه شاه، و تفسیر شاه از امور بود که با تکیه بر نوعی «قدرت آئینی» بر فراز تمام نیروها حکمرانی می کرد. با تلاش برای تشکیل دولت مدرن در دورانِ پهلوی اول، با ایجاد تکنیک های ویژه ای مبتنی بر «قدرت انضباطی» حکمرانی بر سوژه ها آغاز شد. در این تغییر و تحول، پنداشت «بدن» در حکم یکی از مؤلفه های اصلی عملکرد روابط قدرت، حائز اهمیت است چراکه تمامی این کردارها بر بدن سوژه اعمال می شود. بر پایه چنین مفروضی پرسش این نوشتار این است: چگونه رنجی که بر بدنِ رعایا تحمیل می شود، تبدیل به یک ابزار سیاسی شده و از رهگذر آن، تکنولوژی سیاسی در خدمتِ حکومت مند شدنِ سیاست قرارگرفته است؟ در پاسخ به پرسش پژوهش، این فرضیه مطرح است: در دوران حکومت قاجار و پهلوی اول، سوژه و بدنش در فرایند سازوبرگ هایِ قدرت آئینی و تحول آن به قدرت انضباطی متحول شده و به ابژه هایی مطیع و سربه راه تبدیل می شوند. این پژوهش با استفاده از روش پژوهش تبارشناسیِ خاطرات و گزارش هایِ سیاحان، دستورات حکومتی و ذی نفعان و روایات تاریخی درزمینهٔ شیوه حکومت مندی در این دوران انجام شده است و می کوشد با تأکید بر «سیاسی کردن رنج» رویکردهای حکومت قاجار و پهلوی اول را فراخوانَد و با پرداختن به این موضوع چگونگی تبدیل «رعیت» به ابژه هایی مطیع و سربه راه توضیح دهد.
۷.

مجسمه های میادین شهر تهران به منزله میراث ماندگار نوسازی (مطالعه موردی میدان حر (باغ شاه) شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تهران نوسازی برنامه ی حافظه مجسمه ی شهری قدرت انضباطی قدرت حاکمیت مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۳۷۳
حکومت های ناصری و پهلوی با تأسیس سازمان های حافظه، انجام برنامه های حافظه و ابداع سنت به اعمال قدرت در «حافظه شهری» دست زدند. از سوی دیگر، سیاست فرهنگی حکومت ناصری و پهلوی سبک های «نوسازانه» را در نقاشی، شهرسازی، معماری و مجسمه سازی شهری ایران حاکم کرده بود. در حقیقت گسترش نصب مجسمه های شهری در ایران با تثبیت نوسازی عجین است. از طرف دیگر، اقشار سنتی و مذهبی با نمایش و نصب مجسمه در انظار عموم مخالف بودند. مجسمه های ناصرالدین شاه و گرشاسب در باغشاه و میدان حر دو میراث گران بهای نوسازی است. نگارندگان در این مقاله با نشانه شناسی این مجسمه ها در جست وجوی فهم چگونگی روابط قدرت و حافظه حاکم بر آن ها هستند. مجسمه ناصرالدین شاه در روابط اجتماعی حاصل از ساز و کار قدرت «حاکمیت مند» خلق شده است. روابط قدرت حک شده در این مجسمه سیاست حافظه «تجددخواهی» را باز تولید کرده است. مجسمه گرشاسب در بستر روابط اجتماعی برساخته از ساز و کار قدرت «انضباطی» آفریده شده است. ساز و کار قدرت پنهان در این مجسمه سیاست حافظه «باستان گرایی» را بازسازی کرده است. با وجود سقوط حکومت پهلوی با انقلاب اسلامی و براندازی ساز و کار قدرت انضباطی با جهانی سازی این میراث ۸۵ ساله- مجسمه گرشاسب- با تغییر نام به «حر» به حیات خود ادامه داد. مجسمه گرشاسب پیوند میان حافظه باستانی و اسلامی را نمایش داده است. از طرفی، حصارکشی و مرزبندی های ساختگی ساز و کار قدرت انضباطی و سیاست حافظه باستان گرایی را آشکار کرده است. در حقیقت حافظه جمعی و شهری یک مجموعه به هم پیوسته است.
۸.

بنیان های فرهنگی اعمال قدرت در مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ مدرسه قدرت انضباطی تئوری های ضمنی معلمان مدرسه زدگی خانه اتنوگرافی انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۸۰
این پژوهش در پی آن است که شیوه های اعمال قدرت و مؤلفه های فرهنگ مدرسه را توصیف و تحلیل کند و نشان دهد چگونه این دو در تلاقی با هم معانی و دیدگاه های بدیل دانش آموزان را زمین گیر می نمایند. چارچوب نظری و روشی  پژوهش بر اتنوگرافی انتقادی استوار و جهت ارتقای حساسیت نظری از سازه های نظری فوکو، بوردیو، اپل و ایلیچ بهره گرفته شده است روش پژوهش، اتنوگرافی انتقادی و جامعه ی پژوهش، مدارس مقطع تحصیلی متوسطه ی دوم پسران در شهر سنندج بود. نمونه ها به روش هدفمند و از خلال مشاهده و کار اتنوگرافیک در میدان پژوهش انتخاب و داده ها از طریق یادداشت از رهگذر مشاهده ی غیرمشارکتی، گپ و گفت با سوژه ها و مطلعین کلیدی انتخاب شد و طی32 مصاحبه ی فردی با دانش آموزان، معلمان و اولیاء و 5 مصاحبه گروهی متمرکز  با دانش آموزان داده ها گردآوری، کدگذاری و تحلیل شد. بر اساس یافته ها، قدرت انضباطی، قدرت تعاملی، گروه معلمان، فشار به والدین و رویکرد اداره از شیوه های اعمال قدرت در مدرسه بود که از رهگذر فرهنگ مدرسه ممکن و بازتولید می شود. حفظ شأن مدرسه و حریم معلمان، ناهمنوائی هم چون آسیب، مدارا و نگهداری، بهره گیری از قدرت والدین و همچنین الگوها و فرایندهای سیطره ی امر انضباطی و امر درسی، ساخت دانش مدرسه و برساخت نوع دانش آموز از مؤلفه های فرهنگ مدرسه و ایده های مبنایی و تئوری های ضمنی معلمان به شمار می رود. مدرسه از رهگذر ارتباط نزدیک با  خانه و آموزش و پرورش، درگیر مجموعه ای از روابط سیستم است که ارجاع به آن، قدمی مؤثر برای فهم تم ها و رویه های فرهنگی است.
۹.

نگاه خیره نظارت کننده و شکل دهی به بدن مطیع مدرنیزه شده در فیلم بلوچ (1351)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بدن مطیع بلوچ پیکر منسجم اجتماعی قدرت انضباطی مدرنیزه کردن نگاه نظارت کننده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۵۶
بلوچ (1351) داستان انتقام مردی روستایی از دو مرد شهری قاچاقچی عتیقه جات است که به همسر وی تعرض کرده اند. در طول فیلم شخصیت امیر قدرت خود را از امکان نامرئی بودن و دیدن بدون دیده شدن، به دست می آورد. او ابتدا بلوچ را که در پی انتقام گیری است از طریق ساز و کارهایی به سوژه مرئی خود مبدل می سازد، و از این طریق وی را تحت نظارت خود قرار می دهد. با این حال نگاه نظارت کننده امیر، از ظرفیت تاثیرگذاری برخوردار است و می تواند با حکاکی اصول خود بر بدن بلوچ، وی را به بدنی مطیع و منضبط مبدل سازد. در انتهای فیلم اما چرخشی اساسی در جهت نگاه پدید می اید، و با واژگونی مدل سراسربینانه، بلوچ نیز از قدرت نگاه برخوردار می شود و جایگاه نظارتی امن و نامرئی امیر از بین می رود. پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، با بهره گیری از آرای میشل فوکو در رابطه با ساز و کار نظارتی قدرت انضباطی، می کوشد نگاه نظارت کننده امیر بر بلوچ و نقش این نگاه در تبدیل کرن بلوچ به بدن مطیع را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش این بحث را مطرح می سازد که تلاش امیر برای مطیع و مدرنیزه سازی بدن بلوچ، در ارتباط با نگاه انضباطی حکومت پهلوی و تلاش های این حکومت برای شکل دهی به پیکر اجتماعی منسجم قابل بررسی است. نگاه خیره همگن کننده ای که با نفی و از بین بردن تفاوت ها، در پی شکل دهی به پیکر مطیع و همگن اجتماعی است.
۱۰.

بررسی تاریخی- اجتماعی ارتباط عرفان متصوفه با سیاست و قدرت در ایران عصر مغول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تصوف و صوفی عرفان ایران عصر مغول قدرت روحانی قدرت انضباطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
پژوهش پیش رو، درصدد واکاوی نوع مناسبات سیاسی- اجتماعی عرفان متصوفه با سپهر سیاست و قدرت سیاسی در ایران تحت حاکمیت مغول است. در این چارچوب با روشی تحلیلی و تاریخی بازه زمانی میان سال های 1200م تا 1500م را مورد کنکاش قرارمی دهد. پرسش مهم این است که آیا عرفان متصوفه در شرایط دشوار تاریخی فوق، با سلاطین و امرای مغول وارد مناسبات همگرا و تعاملی شد یا به روابط واگرا و تقابلی، یا دست کم انزواگرایانه روی آورد؟ در پاسخ بیان می شود که روحیات متساهل مغولان، هم شکلی ساختاری میان جایگاه ساحران و بعضی باورهای مغول ها با منزلت عرفا و آموزه های متصوفه، و نیاز مغولان به تبدیل قدرت سخت به اقتدار از طریق مشروعیت بخشی به قدرت، مجموعاً باعث توجه، احترام، کمک های مالی و حتّی گاهی اخذ مشاوره سیاسی سلاطین مغول از پیران متصوفه گردید. در چنین موقعیتی، برخی طریقت های صوفی  به اتکای قدرت روحانی، قدرت انضباطی و دانش خود، به همکاری و مشروعیت بخشی به نظام سلطنت سکولار حاکم می پرداختند؛ امّا گروهی دیگر با زاویه نشینی از همگرایی با قدرت سیاسی روی گردان شدند. همچنین، قدرت سیاسی (حکومت) مغول، تحت تأثیر قدرت روحانی، قدرت انضباطی، و دانشی قرارگرفتند که در یَدِ عرفان متصوفه بود. بنابراین در شبکه روابط سلسله مراتبی قدرت، قدرت نه تنها از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالا هم (گرچه به صورت نابرابر) در جریان بود و خانقاه ها به منزله کانونی برای اعمال قدرت روحانی و قدرت انضباطی عرفان و صوفیان ظاهرمی شوند.
۱۱.

ارزیابی تطبیقی مجازات «حبس» در حقوق کیفری مدرن و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حبس زندان عقلانیت کیفری قدرت انضباطی تکنولوژی انضباطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۷۲۸
غفلت از عقلانیت کیفری حاکم بر مجازات ها، باعث پذیرش صورت مدرن و امروزی زندان در نظام حقوقی ایران شده است. زندان مدرن با تغییر در سازوکار قدرت بوجود آمده است؛ در دوران مدرن، قدرت شکل انضباطی به خود گرفته است و هدف آن تصرّف در روح و اراده فرد و بهنجار کردن وی برای زندگی اجتماعی است. در همین راستا آنچه در عقلانیت کیفری مدرن اصالت دارد، پیوند شخصیت و ساختار روانشناختی فرد بزهکار و جرم ارتکابی اوست، و زندان مجازات غالب و اصلی می شود تا به عنوان تکنولوژی انضباطی، محلی برای تصرّف در شخصیت بزهکار و اصلاح روانشناختی و بهنجارسازی وی باشد؛ زندان مدرن بستری برای تولید انسان است. امّا در دیگر سوی، در عقلانیت کیفری اسلام، قدرت شکل انضباطی ندارد، بلکه قدرت معطوف به سعادت اُخروی و هدف شریعت و قوانین کیفری، استکمال نفس انسانی است. اگرچه در عقلانیت کیفری اسلام نیز اصلاح گری مجرم اصالت دارد، امّا این امر تفاوت بنیادینی با بهنجارسازی در گفتمان مدرن دارد. در بهنجارسازی مدرن، بزهکار اُبژه تکنولوژی انضباطی می شود اما در رویکرد استکمال نفس، آزادی و اختیار بزهکار در اصلاح خویش اصالت جدی دارد و اصول کیفرزدای قابل توجهی برای این مهم فراهم می شود؛ اصل با عناصر کیفرزدا است و تنبیه و کیفر جنبه استثنایی خواهد داشت. همین رویکرد در فقه امامیه در خصوص مجازات حبس نیز وجود دارد و حبس صرفاً سالب حق آزادی است، بر خلاف زندان مدرن که آزادی سلب می شود تا در بستر زندان فرد بهنجار تولید شود. لذا حبس فقهی، زندان مدرن نیست. بر این اساس، حقوق کیفری ایران نیازمند بازخوانی مجدد عقلانیت کیفری حاکم بر مجازات ها است تا رویکرد متناسب با سنت فقهی اسلام را در مجازات حبس اعمال کند.
۱۲.

دامِ نامرئی (1357)؛ بازنمودی اُتوپیایی از جامع نظارتی در حکومت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فیلم دام نامرئی (1357) نظارت سراسربینانه میشل فوکو قدرت انضباطی جامعه نظارتی پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
مفهوم نظارت سراسربینانه در اندیشه ی میشل فوکو جایگاه ویژه ای داشته و در مطالعات اجتماعی به مثابه یکی از مولفه های اساسی برسازنده ی جوامع مدرن همواره مورد بررسی بوده است. فوکو معتقد بود قدرت های مدرن به منظور برقرار نظم در جامعه از سازوکارهای نظارتی سود می جویند. از طرفی این مفهوم اخیرا به حوزه مطالعات سینمایی نیز ورود کرده است و توجه قسمی از نظریه پردازان این حوزه را به نحوه بهره گیری از این مضمون در آثار سینمایی جلب کرده است. این مقاله می کوشد با تمرکز بر فیلم دام نامرئی نحوه ی بازنمایی نظارت را در این فیلم مورد مطالعه قرار دهد. دام نامرئی فیلم کمترشناخته شده ای در میان آثار سینمایی پیش از انقلاب است که به دستور نهاد امنیتی وقت در سال 1357 ساخته می شود. فیلم روایت گر ماجرای شناسایی و نظارت یکی از تیمساران ارتش شاه مخلوع به نام احمد مقربی است که سال ها با افسران ک.گ.ب همکاری محرمانه داشته است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام گرفته است این بحث را مطرح می سازد که درحالیکه ساواک می کوشد با انتفاع از مکانیسم های مراقبتیِ الگوی نظارت سراسربینانه، بازنمودی بی نقص از جامعه نظارتی به دست دهد، روایت مقربی از چگونگی پیشبرد فعالیت های جاسوسانه اش، تصویر ایده ال حکومت پهلوی را مخدوش می سازد.
۱۳.

فرمان برداری یا مقاومت؟ رازهای پنهان جشن تکلیف دختران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آیین گذار پدیدارشناسی جشن تکلیف قدرت انضباطی هویت اسلامی هویت مشروعیت بخش هویت مقاومت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دختران مذهبی از جشن تکلیف و چگونگی بازخوانی این تجربه توسط آنان پس از فاصله گرفتن از جشن، انجام شده است. با توجه به خلأ پژوهشی موجود در این حوزه، تفسیر تجربه زیسته دختران از این آیین گذار، حائز اهمیت است. دراین راستا، این پژوهش با رویکرد کیفی و به کارگیری روش پدیدارشناسی و با استفاده از نمونه گیری هدفمند با ۱۸ نفر از دختران خانواده های مذهبی که تجربه برگزاری جشن را داشته و پس از جشن به شکل جدی، تحت کنترل برای انجام واجبات دینی قرار گرفته اند، مصاحبه عمیق انجام شده و داده های به دست آمده با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شده است. یافته های پژوهش مرحله پساگذار در آیین گذار را نشان می دهد و دربردارنده دو مقوله اساسی، ازجمله هویت مشروعیت بخش و هویت مقاومت است. هویت مشروعیت بخش که از مسیرهایی چون خلق تغییر، اجتماعی کردن و ساخت هویت اسلامی، پرورش هویت فرمان بردار، قواعد منضبطانه، و کنترل اجتماعی ایجاد شده و در برابر آن، هویت مقاومت بروز و ظهور یافته است. نتایج به دست آمده در قسمت پساگذار نشان می دهد، هویت مشروعیت بخش با سازوکار های مختلف خود، پس از جشن تکلیف، از یک سو با تبدیل کردن دختران به سوژه های بهنجار، مطیع، و فرمان بردار و از سوی دیگر، با سیطره هویت اسلامی و ارائه آن، در پی استیلای هویت مشروعیت بخش در جامعه بوده است که سرانجام، خود را با مقاومت دختران و پس زدن موارد تأکیدشده ای همچون حجاب چادر، نشان داده است.
۱۴.

از تن مجازات شده تا روان نظارت شده: مطالعه ای بر بدن سیاسی در دوره ی قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاجار پهلوی قدرت آئینی قدرت انضباطی قدرت سراسربین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه و اهداف: از نظر  فوکو، سوژه سرشت و ماهیتی از پیش موجود و بنیادین ندارد، بلکه محصول و برساخته تحولات تاریخی است. او تلاش کرد نشان دهد که چگونه انسان ها، در نتیجه قرار گرفتن درون شبکه پیچیده ای از روابط قدرت، تحت سیطره این قدرت شکل می گیرند. بر همین اساس، این پرسش مطرح می شود که از منظر اندیشگانی فوکو، چه نسبتی میان تن، روان و قدرت در دوران قاجار و پهلوی برقرار بوده است؟ در اندیشه فوکو، سوژه و بدن او در فرایند تحول سازوبرگ های قدرت، از قدرت آئینی به قدرت انضباطی و در نهایت به مرحله حکومت مندی و تولد قدرت سراسربین متحول می شود. در این سیر تاریخی، بدن همچنان آماج اصلی سرکوب، تعذیب و مجازات باقی می ماند، اما به تدریج ابژه اصلی قدرت از بدن به سوی روان متمایل می شود. هدف این پژوهش تبیین چگونگیِ تحول ساختارهای اجتماعی برای بهنجارسازیِ مردم و تبدیل ساختکارهای رعیت محور (با تمرکز بر تن رعایا) به شهروندمحور (با تمرکز بر روان رعایا) در دوره قاجار و پهلوی است. روش: در این مقاله، به جنبه ای از نوشتارها و مطالعات فوکو توجه شده که در آن ها به «تنانگی» و «نظریه های مربوط به بدن» اشاره شده است. فوکو و نظرگاه ویژه او درباره بدنِ سیاسی شده شهروندان، به عنوان نقطه تمرکز این پژوهش؛ زمینه را برای ارائه یک الگوی نظریِ محقق ساخته فراهم می کند که با استفاده از آن می توان به تبارشناسیِ قدرتِ اعمال شده بر بدنِ هستی های سیاسی پرداخت. یافته ها: در دوره قاجار، قدرت شاه بر اساس الگوی قدرت آیینی شکل گرفت که در آن سلطه از طریق نمایش خشونت بر بدن اجتماعی تثبیت می شد. مجازات های سنگین، همچون اعدام و قطع اعضای بدن، ابزاری برای تحکیم سلطه مطلق شاه بودند. اصلاحات عباس میرزا در سده نوزدهم به تدریج الگوهای سلطه را تغییر داد و از خشونت فیزیکی به سیاست های جدید بدن و تربیت سوژه های مطیع گرایش یافت. این تغییرات در دوران پهلوی اول تکمیل شد و به ایجاد نظمی نوین منجر گردید که هدف آن کنترل دقیق و مستمر بر سوژه ها بود تا مشروعیت سیاسی جدیدی برای حکومت فراهم شود. در این دوره، دولت با استفاده از تکنیک های حکمرانی مدرن، همچون ارتش و دیوان سالاری، کنترل اجتماعی را تشدید کرد. تشکیل ارتش دائمی، تأسیس زندان قصر و تصویب قوانین محدودکننده، از ابزارهای تحمیل نظم و انضباط بودند. این تغییرات، با همراهی ایدئولوژی مدرنیته، فضایی از ترس و سرکوب ایجاد کردند و هرگونه مخالفت را سرکوب کردند. سقوط حکومت رضاشاه نشان داد که تکنولوژی های انضباطی به تنهایی کافی نیستند و قدرت متمرکز نمی تواند از واکنش جامعه جلوگیری کند. در دوران محمدرضا شاه، گفتمان جدیدی شکل گرفت که بر حکومت داری سراسری و مشروعیت بخشی به سلطه تأکید داشت. در این دوره، فردیت و آزادی های فردی تهدید می شدند و بدن ها و ذهن ها تحت نظارت های مستمر قرار می گرفتند. حکومت، از طریق گفتمان های مختلف و استفاده از تاریخ باستان، تلاش کرد مشروعیت خود را تقویت کند و به تحمیل قدرت بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بپردازد. در نهایت، این تحولات به ایجاد جامعه ای مراقبتی انجامید که در آن افراد به ابژه هایی تحت نظارت و کنترل تبدیل شدند و خشونت و سرکوب به ابزاری برای حفظ نظم و امنیت بدل گردید. Bottom of Form نتیجه گیری: گفتمان قدرت در دوران قاجار با سلطه خشونت بار بر بدن رعایا آغاز می شود که از طریق قدرت آئینی و اعمال مستقیم خشونت تثبیت می شود. در دوران پهلوی اول، قدرت انضباطی با سلطه ای باواسطه و خشونت بار بر بدن ها شکل می گیرد و زمینه ساز حکومتمندی جدید می شود. با پیچیده تر شدن تکنولوژی های قدرت، بدن ها و ذهن ها در معرض خشونت ساختاری و نهادی قرار می گیرند. در دوران پهلوی دوم، علاوه بر بدن، روح و روان شهروندان نیز به طور کامل در اختیار دولت قرار می گیرد. این تحول باعث گشوده شدن دروازه های ذهنی و جسمی به سوی سلطه بی حدومرز می شود.
۱۵.

کانون صنفی معلمان و منازعه برای شناسایی: تحلیلی انتقادی از ساختار قدرت در میدان آموزش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: بازیابی جایگاه معلمی تصدیق نهادی فرهنگ مدرسه قدرت انضباطی کانون صنفی معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
مقدمه: در این مقاله با رجوع به روایت نمونه ای از فعالان صنفی در خصوص جایگاه خود در میدان آموزش تلاش شد تا مناسبات قدرت در میدان آموزش، فرهنگ مدرسه، ارزشهای بدیل و اشکال منازعه کانون صنفی معلمان شناسایی شود. روش: روش پژوهش حاضر اتنوگرافی انتقادی و میدان موردمطالعه اعضای کانون صنفی معلمان شهر سنندج است که به روش نمونه گیری هدفمند و حداکثر تنوع، با 33 عضو مصاحبه نیمه ساخت یافته به عمل آمد. یافته ها: بر مبنای روایت نمونه ای از فعالان صنفی، قدرت در ساختار اجتماعی و تعاملات میدان آموزش رخنه کرده است و برای هم نواسازی معلمان، قدرت در شیوه های «انضباطی»، «پاداش دهنده» و «شرطی» به کارگرفته می شود و فرهنگ مدرسه با برساخت «معلم هم نوا و متعهد» و «ساده زیست و قناعت پیشه»، هویت فردی و اجتماعی معلمان را مخدوش ساخته است. معلمان به دلیل غیاب در نظام تصمیم سازی و چگونگی مدیریت میدان آموزش، احساس نادیده انگاشتن می کنند. در چنین بستری، «عاملیت بخشی در میدان آموزش و اجتماع»، «استیفای حقوق مدنی» و «برابری فرصتها» به ارزشهای بدیل کانون صنفی معلمان تبدیل شده است و «آگاهی بخشی»، «ایدئولوژی زدایی از میدان آموزش»، «نفی کالایی شدن آموزش» و «مقاومت خاموش»، اشکال منازعه کانون صنفی معلمان را شکل داده است. بحث: با وجود اعمال قدرت، کنشگران میدان آموزش در برابر سازوکارهای همنواساز مقاومت می کنند و کانون صنفی معلمان جلوه ای از مقاومت و منازعه در میدان آموزش است؛ نزاعی که به تأسی از اکسل هونت، با هدف شناسایی و تصدیق نهادی و ضرورت بازتعریف و بازسازی قواعد میدان آموزش و بازتعریف جایگاه معلمی در میدان آموزش ساری و جاری است.