مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۴۱.
۶۴۲.
۶۴۳.
۶۴۴.
۶۴۵.
۶۴۶.
۶۴۷.
۶۴۸.
۶۴۹.
۶۵۰.
۶۵۱.
۶۵۲.
۶۵۳.
۶۵۴.
۶۵۵.
۶۵۶.
۶۵۷.
۶۵۸.
۶۵۹.
۶۶۰.
فراترکیب
حوزههای تخصصی:
پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب مرور شده، به دو جمع بندی دست یافتیم؛ در وهله نخست: چارچوب چابکی مدیریت منابع انسانی از مولفه های پیشران های چابکی و هوشیاری کارافرینانه به عنوان بسترهای اولیه تاثیرگذار بر قابلیت سازهای چابکی و تواناسازهای چابکی می باشند. اکوسیستم مدیریت منابع انسانی و زیرمولفه های آن به صورت غیرمستقیم با سایر مولفه های مطرح شده بر فرایندهای مدیریت منابع انسانی تاثیر می گذارد. نتایج مرحله دوم که مرتبط و همراستا با نتایج مرحله اول می باشد؛ به شناسایی معماری چابکی مدیریت منابع انسانی دست یافت. بدین ترتیب، منابع انسانی در سازمان های چابک به چهار گروه؛ دانشگران، عملیات گرا، فرایندگرا و خدمت گرا تقسیم می شود. متناسب با انواع معماران چابکی منابع انسانی؛ فرایندهای مدیریت منابع انسانی از نتایج مرحله اول تعریف شد. نتیجه گیری: عملکرد مطلوب واحدها و کل سازمان در گرو این است که اقدامات منابع انسانی به نحو احسن عملیاتی شده و رضایت کارکنان و مشتریان حاصل گردد. بنابراین، فقط مدیران و کارشناسان منابع انسانی در این زمینه مسئولیت ندارند، بلکه تمام مدیران و اعضای سازمان باید در اقدامات منابع انسانی مشارکت داشته باشند. برای رقابت در جهان امروز، صرفاً کیفیت محصولات و فناوری جدید کفایت نمی-کند و منابع انسانی به عنوان مزیت رقابتی پایدار مطرح است. این چارچوب می تواند مبنایی برای برنامه ریزی سازمان ها باشد تا بتوانند متناسب با معماری منابع انسانی خود؛ فرایندهای مدیریت منابع انسانی خود چابک سازی نمایند.
شناسایی مولفه های پیاده سازی نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد در بخش عمومی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیاده سازی نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد در بخش عمومی در ایران رویکردی است که در دهه اخیر با رواج استقرار نظام بودجه ریزی مبتنی برعملکرد در دستگاههای اجرایی و ظرفیت قانونی ایجاد شده در بودجه سنواتی، از سوی دستگاههای اجرایی مورد توجه قرار گرفته است که بواسطه نو بودن این تجربه در کشور اثربخشی این شیوه از پرداخت در بخش عمومی با ابهام مواجه است و نیاز است برای حل چالش ها و موانع استقرار آن و همچنین پیاده سازی کارا و اثر بخش این شیوه از پرداخت در بخش عمومی مولفه های کلیدی آن شناسایی شود. در این مقاله مستخرج از نتایج یک پژوهش کیفی در دو گام نسبت به شناسایی مولفه های مذکور اقدام شد.در گام نخست با بهره گیری از رویکرد کیفی فراترکیب مؤلفه های نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد شناسایی و در گام بعدی مؤلفه های شناسایی شده مبتنی بر نظرات پانزده نفر از متخصصان و خبرگان و بهره گیری از شیوه دلفی نهایی شد. خبرگان و متخصصان انتخاب شده از میان مدیران ارشد حوزه ICT بوده و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در نهایت با برآیند دو فاز و سنجش پایایی مؤلفه های به دست آمده با نظرات متخصصان و خبرگان و بهره گیری از شاخص کاپا شش مولفه شامل مؤلفه های "آمادگی سازمان"، "تعامل و ارتباط موثر"، "رویه های قانونی"، "رویه های شفاف" ، "رویه های مستند" و "طراحی سیستم منصفانه" بعنوان مولفه های اصلی در طراحی نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد شناسایی گردید.
رهبری تاب آور: تحلیلی بر مطالعات و پژوهش ها با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
65 - 105
حوزههای تخصصی:
هدف غایی این پژوهش، ارائه مدلی برای رهبری تاب آور مبتنی بر فراترکیب نتایج و یافته های پژوهش ها و مطالعات انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب انجام گرفت. اطلاعات پژوهش حاضر، پژوهش های معتبر در بازه زمانی سال های 2000 تا 2024، شامل 32 مقاله بود. پس از شناسایی، تحلیل و بررسی نتایج و یافته های پژوهش های مذکور، 169 تم فرعی در 6 تم اصلی شامل پیش آیندها، چیستی (تعاریف)، ویژگی های رهبر تاب آور (ویژگی های شخصی، ویژگی های مثبت و منفی در نسبت با پیروان)، عوامل و پیش برنده های رهبری تاب آور (ناظر به رهبر، ناظر به بستر و محیط )، موانع و چالش ها (ناظر به رهبر، ناظر به پیروان) و درنهایت، پیامدهای آن (پیامدهای مثبت کوتاه مدت، پیامدهای مثبت بلندمدت، پیامدهای منفی) استخراج شد. ورود پژوهش های داخلی به تحلیل، بررسی و فهم مفهوم رهبری تاب آور در بستر سازمان ها و کسب وکارها، توجه به پیروان به عنوان یکی از ارکان اصلی مفهوم رهبری تاب آور، پرداختن به پژوهش هایی که لبه تاریک رهبری تاب آور و راهکارهای مقتضی را مورد بررسی قرار می دهد.
فراترکیب مطالعات هوش مصنوعی در سازمان ها با تأکید بر چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
119 - 142
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هوش مصنوعی در سازمان ها، ابزاری نوظهور برای بهبود عملکرد و تصمیم گیری است؛ اما با چالش هایی مانند محدودیت های فنی، داده ای و انسانی مواجه است. این مطالعه به بررسی و شناسایی این چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در سازمان ها می پردازد.
روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب به مرور مطالعات پرداخت. مقاله های مرتبط از پایگاه های معتبر داخلی و خارجی بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ شناسایی شدند. نتایج استخراج شده از تحلیل ها، در قالب ۴ تم اصلی و ۲۹ تم فرعی و در دسته های فرصت ها، چالش ها، کاتالیزورها و بازدارنده ها ارائه شده است.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، کاتالیزور مشتمل است بر شش گروه اصلی که عبارت اند از: کاتالیزورهای فناوری، عملکردی، هوشمندی، اخلاقی، کاربردی و عوامل غیرساختاری. این کاتالیزورها در تسهیل پذیرش و به کارگیری هوش مصنوعی در سازمان ها نقش مهمی دارند. همچنین، چالش های شناسایی شده در چهار دسته عمده طبقه بندی شدند که عبارت اند از: چالش های سازمانی، اخلاقی حقوقی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و منابع انسانی. از سوی دیگر، فرصت های استفاده از هوش مصنوعی مشتمل است بر: توسعه استراتژی های سازمانی، بهینه سازی فرایندها و زنجیره تأمین، مدیریت بحران و ریسک و افزایش دقت و کاهش خطاها. در نهایت، بازدارنده های اصلی عبارت اند از: نیاز به سرمایه گذاری، محدودیت های فناوری و زیرساخت و شکاف مهارتی میان نیروی انسانی و نیازهای جدید.
نتیجه گیری: این مطالعه بر پتانسیل هوش مصنوعی در بهبود کارایی سازمانی و کاهش هزینه ها تأکید می کند؛ اما همچنین نیاز به برنامه ریزی استراتژیک، حمایت مالی و توسعه زیرساخت های فناوری را نیز در کانون توجه قرار می دهد.
شناسایی و تحلیل فراترکیب چالش های اخلاقی هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی: ارائۀ چارچوب مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
143 - 166
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحول دیجیتال و ظهور انقلاب صنعتی ۴.۰، محیط کسب وکار را دگرگون کرده است و هوش مصنوعی، در این تحول نقش مهمی ایفا می کند. با توجه به کاربرد فزاینده هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نظام مند چالش های اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی اجرا شده است.
روش: این مطالعه از رویکرد فراترکیب استفاده کرده و با بررسی نظام مند مطالعات منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ انجام شده است. طی فرایند پژوهش، ۱۰۷ مقاله اولیه استخراج و در چهار مرحله پالایش شد. در نهایت، ۲۷ مقاله با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی با کسب امتیاز بالای ۳۵، برای تحلیل نهایی انتخاب شد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، سه مضمون اصلی چالش های اخلاقی شناسایی و طبقه بندی شد: ۱. چالش های ساختاری – عملیاتی کاربست هوش مصنوعی؛ ۲. چالش های عدالت محور و حقوق بنیادین؛ ۳. چالش های حکمرانی الگوریتمی در تصمیم گیری های منابع انسانی. مهم ترین چالش، سوگیری های سیستماتیک در الگوریتم های تصمیم گیری منابع انسانی با ۳۳ فراوانی بود. پس از آن، اثرهای اتوماسیون بر اشتغال و مسائل حریم خصوصی با ۲۲ فراوانی در رتبه های بعدی قرار گرفتند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بازشناسی و طبقه بندی نظام مند چالش های اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی، نشان داد که این حوزه با چالش های اخلاقی پیچیده ای روبه روست که طیف گسترده ای از مسائل فنی تا اجتماعی را دربرمی گیرد. این بازشناسی می تواند زمینه ساز پژوهش های آتی در جهت ارائه چارچوب های مدیریتی برای مواجهه با این چالش ها باشد.
ارائۀ مدل حکمرانی منابع انسانی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 34
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از رویکردهای نوین اداره منابع انسانی منطبق با شرایط کنونی، حکمرانی منابع انسانی است. حکمرانی منابع انسانی یک الگوی مدیریتی است که برای بهینه سازی کارکنان به کار می رود. یکی از دلایل اصلیِ عدم موفقیت وظایف مدیریت منابع انسانی، فقدان حکمرانی منابع انسانی در این حوزه است. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به تدوین و طراحی مدل حکمرانی منابع انسانی پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع کیفی، تفسیری و استقرایی است که با رویکرد فراترکیب و تحلیل محتوای کیفی اجرا شده است. منابع اطلاعاتی را مقاله های منتشر شده در پایگاه های اطلاعاتی مختلف خارجی و داخلی تشکیل می دهد. بعد از گردآوری مقاله های منتشر شده، بر اساس شاخص مد نظر پژوهشگر، مقاله های منتخب برای بررسی انتخاب شدند. یافته ها: پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب، ۷۵ کد توصیفی به دست آمد که این کدها در ۲۲ مقوله اولیه، ۷ مقوله سازمان دهنده و ۳ مقوله فراگیر طبقه بندی شدند. پیشران های حکمرانی منابع انسانی، مشتمل بر عوامل فردی (اعتقادها و باورهای ذهنی و تفکر تحولی)، عوامل سازمانی (فرهنگ سازمانی انطباق پذیر، عوامل ساختاری، تعاملات پویا، شایستگی منابع انسانی، شبکه سازی ذی نفعان و عوامل اطلاعاتی) و عوامل محیطی (فرهنگ ارزش مدار، تعامل محیطی و قوانین مرتبط با نیروی کار) هستند. مقوله اصلی بُعد عملیاتی و بُعد استراتژیک را شامل می شود و پیامدها عبارت اند از: پیامدهای فردی (خویشتن پروری و ارتقای قابلیت ها)، سازمانی (شفافیت و پاسخ گویی، منابع انسانی پایدار، سازمان انطباق پذیر و تأمین منافع ذی نفعان) و پیامد برای جامعه (رضایت ارباب رجوع، حکمرانی قانون و پویایی سازمانی). نتیجه گیری: با توجه به شرایط متغیر امروزی، اجرای حکمرانی منابع انسانی در سازمان ها، می تواند برای پاسخ به شرایط محیطی اقدام مناسبی باشد و این ساختار جدید، زمینه بهره وری فزاینده سازمان ها را مهیا سازد. به کارگیری ساختارهای تخت و غیربوروکراتیک، مدیریت تیمی و دموکراتیک و سبک رهبری تحول آفرین، برای تحقق حکمرانی منابع انسانی مطلوب توان بیشتری دارند. حکمرانی منابع انسانی، فقط مدیریتی درون سازمانی نیست، بلکه ابزاری برای خلق سرمایه های انسانی و اجتماعی در مقیاس وسیع تر است.
فراترکیب محدودیت های سفر: طبقه بندی و تأثیرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در دنیای امروز، صنعت گردشگری به شدت تحت تأثیر بحران های جهانی همچون پاندمی ها، تحریم ها و بحران های اقتصادی قرار گرفته است. مطالعه و شناسایی محدودیت های سفر می تواند تصمیم گیرندگان این صنعت را در مواجهه با بحران های احتمالی آینده یاری کند. بر اساس این، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و دسته بندی انواع محدودیت های سفر از طریق روش فراترکیب مطالعات گذشته است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع فراترکیب است. در این راستا، مقالات مرتبط با محدودیت های سفر از پایگاه های معتبر علمی مانند Google Scholar،Scopus و Web of Science در بازه زمانی 2008 تا 2024 جمع آوری گردید. پس از غربال گری، 52 مقاله استخراج و درنهایت 25 مقاله به صورت عمیق مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل کیفی مقالات منتخب منجر به استخراج و دسته بندی هفت مضمون اصلی از محدودیت های سفر شد که عبارت اند از: محدودیت های مالی و اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زمانی، فیزیکی و سلامتی، روان شناختی و ادراکی، سیاسی و قانونی و درنهایت تأثیر این محدودیت ها بر تصویر مقصد و رفتار مسافران. نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج پژوهش نشان می دهد که محدودیت های متنوع سفر نه تنها به کاهش تمایل افراد برای مسافرت منجر می شوند، بلکه درک و نگرش آن ها را نسبت به مقصد نیز تحت تأثیر قرار می دهند. بر اساس این، پیشنهاد می شود سیاست گذاران گردشگری با شناسایی دقیق این محدودیت ها، اقدامات پیشگیرانه و مداخله ای مناسب را طراحی و اجرا کنند. نوآوری و اصالت: با توجه به اینکه تاکنون در زمینه شناسایی جامع و نظام مند محدودیت های سفر با رویکرد فراترکیب پژوهشی در ایران انجام نشده است، این مطالعه دارای نوآوری بوده و می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های آتی در مدیریت بحران های گردشگری باشد.
طراحی مدل آسیب شناسی ارگونومی سازمانی با استفاده از فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
355 - 380
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب، شاخص های آسیب شناسی ارگونومی سازمانی در بخش دولتی را شناسایی و تحلیل کرده است. هدف پژوهش، استخراج مولفه های اصلی موانع ارگونومی از طریق تحلیل محتوای اسناد بالادستی، مقالات علمی، کتب و دستورالعمل های مرتبط بود. برای انجام این پژوهش ابتدا با استفاده از پایگاه داده های فارسی و لاتین به استخراج مقالات مرتبط پرداخته شد، در ادامه با غربال و جمع آوری 29 مقاله انگلیسی و 23 مقاله فارسی به تدوین مدل پرداخته شد. یافته ها با بررسی همه این منابع لاتین و فارسی، چهار معیار اصلی ارگونومیکی شامل فیزیکی، شناختی، سازمانی و رفتاری را شناسایی کرد. در بعد فیزیکی، عواملی نظیر شدت نور نامناسب، کیفیت پایین نور، سطح بالای فشار صوت، دما و رطوبت نامناسب، تهویه ناکافی، چیدمان نامناسب فضا، و تجهیزات غیرارگونومیک (مانند صندلی و میز غیراستاندارد) به عنوان موانع کلیدی تشخیص داده شدند که به اختلالات اسکلتی عضلانی و کاهش راحتی کارکنان منجر می شوند. در بعد شناختی، طراحی نامناسب رابط کاربری نرم افزارها، فشار کاری بالا، استرس و اضطراب، خستگی روانی، و ناکارآمدی فرآیندهای تصمیم گیری و حل مسئله از جمله موانع برجسته بودند. در بعد سازمانی، ارزیابی غیرعادلانه عملکرد، شیفت های کاری نامناسب، ساعات کار طولانی، عدم انعطاف پذیری برنامه ریزی، کمبود زمان استراحت، و فقدان حمایت مدیریتی و بودجه برای آموزش ارگونومی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند. در بعد رفتاری، عدم رضایت شغلی، فرسودگی شغلی، تعاملات اجتماعی ضعیف، و نرخ پایین مشارکت کارکنان در برنامه های ارگونومیک از موانع مهم بودند. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA انجام شد و برای اعتبارسنجی کدگذاری از شاخص کاپای کوهن استفاده گردید که با مقدار 0.772 در سطح توافق معتبر قرار گرفت. این پژوهش نسبت به مطالعات پیشین، با پوشش جامع تر موانع ارگونومی در بخش دولتی، مدل یکپارچه ای ارائه داد که می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری و بهبود شرایط کاری مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهادات پژوهش شامل طراحی ارگونومیک محیط کار، تأمین تجهیزات استاندارد، اجرای برنامه های آموزشی ارگونومی، تقویت حمایت مدیریتی، و افزایش مشارکت کارکنان از طریق جلسات مشارکتی و بهبود تعاملات اجتماعی است. این اقدامات می توانند به ارتقای بهره وری، رضایت شغلی، و سلامت جسمی و روانی کارکنان کمک کنند و از پیامدهای منفی مانند فرسودگی شغلی و اختلالات اسکلتی عضلانی پیشگیری نمایند.
طراحی مدل نیمه تاریک رفتارهای شهروندی سازمانی در صنعت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
69 - 120
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی مدل نیمه تاریک رفتارهای شهروندی سازمانی (OCB) در صنعت بیمه ایران با استفاده از رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون انجام شد. در بخش فراترکیب، مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با OCB و جنبه های تاریک آن از پایگاه های داده معتبر استخراج و با استفاده از روش فراترکیب تحلیل شدند. برای استخراج کدها در نهایت پس از غربال مقالات استخراج شده، از 35 مقاله خارجی و 27 مقاله داخلی استفاده شد. در گام دوم، با بهره گیری از نتایج فراترکیب پرسشنامه ای نیمه ساختارمند استخراج شد و با استفاده از تحلیل مضمون به تحلیل یافته های آن پرداخته شد. در بخش تحلیل مضمون، داده های کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان صنعت بیمه ایران (10 نفر) جمع آوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. پس از ادغام و تکمیل یافته های فراترکیب، با استفاده از روش تحلیل مضمون نتایج این بخش چهار مضمون فراگیر (سازمانی، شغلی، محیطی- اجتماعی و فردی) و 19 مؤلفه (کاهش سرعت فرایندها، بروز رفتارهای مخرب سازمانی، نتیجه منفی بر مقولات سازمانی، ساختار سازمانی، رهبری ناکارآمد، نظام های پاداش ناکارآمد، عدم تطابق سیستم های فناوری، امنیت داده ها، اختلال در ایفای نقش شغلی، اختلال در بازده نقش، تعاملات حرفه ای و ارتباطات سازمانی، بروز احساس و ادراک منفی، فرهنگ، مشتری مداری و تعاملات نامناسب با مشتریان، انتظارات محیطی، تأثیرات ادراکی و روانی بر فرد، تأثیرات بر سلامت و رفاه فردی، شخصیت منفی کارکنان، انگیزش منفی) را شناسایی کرد. مدل پیشنهادی با تلفیق یافته های فراترکیب و تحلیل مضمون، چارچوبی جامع ارائه داد که بر ضرورت تمرکز بر شناسایی جنبه های نیمه تاریک OCB تأکید دارد.
تبیین عوامل مؤثر بر سرمایه فکری جهت تسهیل بهره وری در کسب و کارهای دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵)
149 - 174
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای دانش بنیان، با تکیه بر سرمایه فکری خود، نقش کلیدی در توسعه اقتصادی دارند. شناسایی عوامل مؤثر بر سرمایه فکری این شرکت ها برای موفقیت، رقابت پذیری و درنتیجه بهره وری آن ها ضروری است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار بر سرمایه فکری در کسب وکارهای دانش بنیان انجام شده است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، یک مطالعه فراترکیب انجام شده است. در این راستا، کلیه تحقیقات مرتبط با سرمایه فکری که در بازه زمانی بین سال های 2000 تا 2024 میلادی و 1389 تا 1402 شمسی منتشر شده بودند، موردبررسی قرار گرفتند. فرآیند تحلیل داده ها بر اساس گام های هفت گانه روش ساندلوسکی و باروسو و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد. ابتدا با جستجوی واژگان کلیدی در پایگاه های علمی داخلی و خارجی، 1343 منبع مرتبط شناسایی گردید. پس از حذف موارد تکراری و غربالگری منابع بر اساس معیارهای مرتبط با اهداف پژوهش، 154 مقاله به عنوان مقالات نهایی در فراترکیب مورداستفاده قرار گرفتند. به منظور سنجش پایایی و اعتبار مدل از ضریب کاپا استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل مؤثر در چهار مقوله اصلی شامل 20 مفهوم و 53 کد شناسایی شده اند. ضریب کاپا برابر با 746/0 محاسبه شد که نشان دهنده سطح توافق عالی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مؤلفه هایی نظیر آموزش کارکنان، دانش، تجارب و سوابق کارکنان، زیرساخت فناوری و سیستم های اطلاعاتی دارای بیشترین ضریب اهمیت هستند. به عبارت دیگر، این عوامل در پژوهش های انجام شده در حوزه سرمایه فکری بیشتر موردتوجه و بررسی قرار گرفته اند.
شایستگی های اخلاقی-رفتاری مدیران در محیط های متلاطم (مطالعه ای فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
127 - 154
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ارائه مدل شایستگی های اخلاقی-رفتاری مدیران در محیط های متلاطم صورت گرفته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور، روش هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو (2007) اتخاذ گردیده است. براین اساس، کلیه اسناد علمی یافت شده از سال 2009 تا 2024، به تعداد 257 سند علمی که در 7 پایگاه خارجی و 3 پایگاه داخلی یافت شدند مورد تحلیل قرار گرفتند، این پایگاه ها شامل: گوگل اسکالر، اشپرینگر؛ امرالد؛ ساینس دارکت؛ پاب مد؛ سیج؛ نورمگز؛ ایرانداک؛ اس آی دی و نورمگز می باشند که جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهند. درنهایت، 20 سند علمی پس از واکاوی عناوین، روش پژوهش و یافته ها، گزینش و تحلیل شد. تحلیل یافته ها با روش تحلیل تم انجام گرفته و به منظور کنترل کیفیت پژوهش از بازخوردهای خبرگان در گام های پژوهش استفاده شده است. علاوه بر این، از ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP)، به منظور کنترل کیفیت اسناد علمی برگزیده جهت تجزیه وتحلیل و همچنین تامین کیفیت یافته های مطالعه حاضر استفاده گردید. براساس یافته ها، شایستگی های اخلاقی-رفتاری، ابعاد اقتصادی، زیست محیطی، امنیتی، فرهنگی، فردی، سازمانی، مدیریتی/ رهبری، حقوقی-قانونی، انسانی (بشر) و سیاسی-اجتماعی را که به طور کلی شامل 58 مضمون اولیه می باشند، در برمی گیرد.
فراترکیب مطالعات فقرزدایی سازمانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دهه 1990 به بعد، موضوعات فقر، فقرزدایی و حکمرانی بیش از سایر مفاهیم در اسناد سازمان های جهانی اهمیت یافته است. به همین منوال، یکی از محورهای مهم حوزه عمل سازمانی در ایران بعد از انقلاب فقر و فقرزدایی است. مقاله حاضر با روش فراترکیب، سازمان های فقرزدا و چالش های پیش روی آن ها را در زمینه حل مسئله فقر مطالعه می کند.ملاحظات نظری تحقیق معطوف به فقرزدایی قابلیتی و فقرزدایی پایدار است. واحد مشاهده تمام مقالات، پایان نامه ها، رساله ها و طرح های سازمانی مرتبط با موضوع است. با توجه به ملاک ها، از 403 پژوهش دیده شده 23 مطالعه در فراترکیب حاضر انتخاب شدند.در این مقاله، فعالیت های سازمان های مختلف برای فقرزدایی، گروه های هدف این سازمان ها و نیز تجارب موفق برای کاهش فقر در این سازمان ها توضیح داده شده است. توجه ویژه به گروه های به شدت آسیب پذیر، چالش توانمندسازی و برنامه های آموزشی، تقلیل گرایی فقر و محدودیت های مالی-فیزیکی سازمان، کمبود منابع انسانی متخصص، نبود چشم اندازهای آینده نگرانه و بلندمدت، بوروکراسی ناکارآمد، ناپویایی سازمانی، اقتدارگرایی سازمانی و نبود بانک اطلاعاتی جامع و شاخص سازی دقیق، از مهم ترین مضامین استخراج شده از مطالعات هستند.پیشنهاد های تحقیق توجه به تمام ابعاد فقر و چندبعدی دیدن فقر در سازمان های دخیل در فقرزدایی، تقویت نیروی انسانی متخصص و آگاه به مسئله فقر، زندگی فقرا و تجارب جهانی و داخلی توانمندسازی، تدوین برنامه های بلندمدت و جامع برای فقرزدایی، همکاری و پویایی بین سازمانی میان سازمان های درگیر در مسئله فقر، کاهش بوروکراسی و چابک سازی ساختار سازمانی و درنهایت جلب مشارکت و نظرخواهی واقعی از فقرا است.
شناسایی مؤلفه های حکمرانی داده در بافت سازمانی: فراترکیب متون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
101 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی داده، تشریح کننده فرایندهایی برای تعریف سیاست های حوزه داده درسازمان، فرایندهای مشخص کننده روش های بهره برداری ازسیاست های مزبور، نوع ساختار سازمانی دربرگیرنده کنسول های حکمرانی داده و ناظران داده جهت نظارت و اطمینان از انطباق بین سیاست ها و داده ها است. حاکمیت داده یک برنامه مدیریتی چندین وظیفه ای است که مهم ترین هدف آن برخورد با داده به عنوان یک سرمایه سازمانی است. این کار از طریق به کارگیری مجموعه ای از سیاست ها، استانداردها، فرآیندها، افراد و فناوری که برای مدیریت داده حیاتی است، دنبال می شود. بسیاری از سازمان ها در اجرای یک برنامه حکمرانی داده موفق و پایدار، مشکل دارند. وجود یک برنامه حکمرانی داده متناسب با اهداف و رسالت های سازمان، اولین گام در بهبود شرایط سازمان محسوب می شود. آن چه به عنوان حکمرانی داده وجود دارد، مفهومی انتزاعی است که انتزاعی بودن آن مانع از اجرای درست آن می شود بنابراین لازم است براساس متون، ابتدا تعریف درست و مؤثری از آن ارائه شود تا بتوان با شناسایی مؤلفه های مختلف این مفهوم، به اجرایی شدن آن کمک کرد. روش: این پژوهش با روش فراترکیب به تحلیل محتوای متون در حوزه حکمرانی داده پرداخته است. انتخاب منابع اطلاعاتی در حوزه حکمرانی داده، به صورت هدفمند و براساس میزان ربط منبع با هدف پژوهش انجام شد. پژوهش های بین سال های 2000 تا 2021 شدند. 68 مقاله و پایان نامه مرتبط با این حوزه با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر امرالد، اسکوپوس، سیج، پروکوئست، اشپرینگر، وب آوساینس، و گوگل اسکالر و در بخش فارسی در پایگاه های اطلاعاتی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران، پایگاه اطلاعات نشریات کشور (مگ ایران)، پورتال علوم انسانی، پایگاه مجله های تخصصی نور (نورمگز)، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و اپک کتابخانه های دانشگاه های مختلف (شامل دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، الزهرا، تربیت مدرس، دانشگاه خوارزمی) انتخاب شدند. در نهایت مقالات به صورت هدفمند و براساس مدل ساندوسکی و باروسو انتخاب شدند و با تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش 5 مؤلفه اصلی حکمرانی داده شامل «برنامه ریزی»، «سازماندهی و مدیریت»، «عملکرد»، «اجرا» و «ارزیابی» را شناسایی کرد. این مؤلفه های اصلی هر یک دارای مؤلفه های فرعی هستند که در نهایت 32 مؤلفه برای حکمرانی داده با فراترکیب متون مشخص شد. این مؤلفه ها به تعریف حکمرانی داده و اجرای آن برای سازمان های مختلف کمک زیادی می کند. براساس نتایج این پژوهش مفهوم حکمرانی داده برنامه ریزی، سازماندهی و مدیریت، تعیین عملکرد، اجرا و نظارت و ارزیابی مربوط به داده در سازمان های مختلف است. حکمرانی داده باید منطبق بر رسالت، استراتژی، هنجارها و فرهنگ سازمانی باشد که ی تواند آن داده را به عنوان یک دارایی استراتژیک مدیریت کند، کنترل کیفیت را فراهم کند و دسترسی، مدیریت، نظارت و نگهداری آن را با هدف ارزش دادن بیشتر به داده های شرکت و تبدیل کردن آن به مزیت رقابتی محافظت کند. نتیجه گیری: هر سازمان می تواند با به کارگیری این مؤلفه ها، برنامه حکمرانی داده متناسب با بافت خود را طراحی کند و به کارگیرد. سازمان ها با تخصص و بافت های متفاوت می توانند این مؤلفه ها را مطابق با بافت خود تغییر داده و آنها را با اهداف و استراتژی های خود انطباق دهند و از مزایای حکمرانی داده در سازمان خود بهره برند. در مورد کاربرد مؤلفه های اصلی و فرعی برگرفته از پژوهش جاری توجه سازمان ها به اهمیت هر یک از آنها مهم است. لازم است که سازمان ها برای اجرای حکمرانی داده اهداف و استراتژی های برنامه را درنظر بگیرند و اصولی را برای پشتیبانی از ساختار، فرهنگ و اهداف طراحی کنند.
چارچوب مفهومی تعاملات اجتماعی در فضاهای باز شهری: تحلیل فراترکیب مفاهیم حضورپذیری، اجتماع پذیری و کیفیت محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
23 - 18
حوزههای تخصصی:
فضاهای باز شهری نقش حیاتی در تسهیل و تقویت تعاملات اجتماعی میان افراد دارند. این فضاها نه تنها به عنوان مکان هایی برای فعالیت های تفریحی و استراحت عمل می کنند، بلکه بسترهایی مؤثر برای تقویت روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم می آورند. بررسی پیشینه پژوهش های داخلی نشان می دهد تعاملات اجتماعی در حوزه معماری و شهرسازی عمدتاً با سه مفهوم کلیدی «حضورپذیری»، «اجتماع پذیری» و «کیفیت محیط» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بررسی شده اند، بی آن که رابطه مفهومی و ساختاری این مفاهیم با یکدیگر و با چارچوب های نظری جهانی به روشنی تبیین شده باشد. این پژوهش با هدف بازخوانی و تبیین این مفاهیم در بستری مفهومی، ابتدا با بهره گیری از تحلیل واژگان کلیدی و مرور نظریات جهانی، مؤلفه های تعاملات اجتماعی را در پنج دسته کالبدی_محیطی، فعالیتی_رفتاری، ادراکی_روانی، زمینه ای_فرهنگی و فناورانه_دیجیتال طبقه بندی کرده و آنها را در چارچوب مدل مکان دیوید کانتر سامان داده است. در مرحله بعد، به منظور یافتن ارتباط میان مفاهیم اصلی تحقیقات داخلی و نظریات جهانی، با استفاده از دستورالعمل PRISMA و روش فراترکیب، ۳۲ مقاله داخلی منتخب، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تحلیل و کدگذاری شده اند. یافته ها نشان می دهد حضورپذیری ، بیشتر تحت تأثیر عوامل کالبدی_محیطی مانند تسهیلات محیطی و سازماندهی فضایی قرار دارد. اجتماع پذیری به عوامل فعالیتی_رفتاری وابسته است که شامل فعالیت های گروهی و فضاهای جمعی می شود. کیفیت محیط نیز به عوامل ادراکی_روانی مانند جذابیت، احساس راحتی و معنای محیط مرتبط است. مؤلفه های زمینه ای و فناورانه نیز نقش تعدیل گر دارند. این سه مفهوم نه تنها به صورت مستقل، بلکه به شکل متقابل بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تعاملات اجتماعی را در فضاهای باز شهری تقویت می کنند. یافته های این تحقیق، چارچوبی کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری ارائه می دهد و به توسعه محیط هایی اجتماعی تر و جذاب تر کمک می کند.
شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در آموزش دانشجویان طراحی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
71 - 86
حوزههای تخصصی:
ذهنیت کارآفرینی، مجموعه ای از نگرش ها و مهارت هایی است که افراد را قادر می سازد که به طور مداوم فرصت های جدید را شناسایی کرده، ایده های نوآورانه را تولید کنند و کسب وکارهای پایدار را ایجاد نمایند. این نگرش برای موفقیت در عرصه کارآفرینی ضروری بوده و افراد را برای مواجهه با پیچیدگی های آن آماده می سازد. تفکر طراحی و کارآفرینی، فرآیندهای مکمل یکدیگر هستند و ذهنیت کارآفرینی می تواند دانشجویان طراحی را قادر سازد پس از فارغ التحصیلی، فرصت های تجاری را دنبال کنند. پرورش این ذهنیت در محیط های آموزشی، به ویژه برای طراحان از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند فراتر از انتقال دانش فنی، باعث توسعه قابلیت های نرم شود. ازاین رو سؤال اصلی این پژوهش در رابطه با شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در دانشجویان طراحی است پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، از نوع سنتزی است. با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل نظام مند مطالعات مرتبط، پنج مؤلفه اصلی برای پرورش این ذهنیت شناسایی شد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی نشان داد که پرورش ذهنیت کارآفرینانه در طراحان، فرآیندی تک بعدی و محدود به ارائه مهارت های کارآفرینی نیست؛ بلکه تحول در مسیر رشد و تکاملی چندبعدی است. همچنین درک عمیقی از ادبیات موجود درباره عناصر این ذهنیت در دانشجویان طراحی را ارائه می نماید که می تواند راهبردی عملیاتی برای بازنگری در برنامه های درسی و توانمندسازی نسل جدید طراحان کارآفرین در ایران فراهم کند.
عوامل تأخیر در سن ازدواج با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل تأخیر در سن ازدواج بود که با روش فراترکیب انجام شد. برای گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، تمام نشریات علمی- پژوهشی معتبر داخلی مرتبط با موضوع از سال 1380 تا 1402 ش بود. برای انجام پژوهش، پس از طراحی سؤالات تحقیق، از پایگاه های معتبر، جست وجویی نظام مند بر اساس کلیدواژه هایی نظیر ازدواج دیررس، ازدواج دیرهنگام و سن ازدواج صورت گرفت. از میان 139 پژوهش، 69 پژوهش، انتخاب شدند و مورد تجزیه وتحلیل و کدگذاری قرار گرفتند. کدهای محوری و انتخابی بر اساس نظر کارشناسان، مورد بررسی و روایی سنجی چندمرحله ای و بازنگری قرار گرفت. نتایج حاصل، در 87 کد باز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی طبقه بندی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: الف) کدهای انتخابی فردی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی، به ترتیب مهم ترین عوامل تأخیر در ازدواج هستند؛ ب) همچنین عوامل فردی با ده عامل محوری، دارای بیشترین فراوانی و عاملیت است؛ ج) عوامل اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نیز هرکدام با سه عامل محوری، در رتبه دوم تا پنجم اهمیت و عاملیت قرار دارند؛ د) از میان 87 عامل مرتبط با ازدواج دیرهنگام، به ترتیب فراوانی، پنج عامل پرتکرار، شامل ادامه تحصیل دختران، بیکاری پسران، نگرانی شغلی پسران، مشکلات اقتصادی دختران و مشکلات اقتصادی پسران، دارای اهمیت و عاملیت بیشتری هستند؛ ه) عوامل استخراج شده می تواند توسط دستگاه های سیاست گذاری کشور و خانواده ها مورد توجه قرار گیرد. نتایج این فراترکیب نشان می دهد که برای بررسی عوامل تأخیر در ازدواج، باید همزمان به عوامل فردی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی توجه گردد؛ هرچند که مهم ترین عامل، مربوط به عوامل فردی است.
شناسایی شاخص های کیفیت داده برای حکمرانی داده با رویکرد فراترکیب و دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
د اد ه ها در سازمان ها به عنوان دارایی هستند و کیفیت آن ها، اصلی مهم بر ای ر سید ن به بهر ه و ر ی ساز ما ن هاست. بر ای مد یر یت بهینه این د ار ایی های ساز مانی، به نو عی حکمر انی نیاز است تا به کمک آن، داده ها ر ا با اهد اف ر اهبر د ی ساز مان همر استا کرد. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد کیفیت داده برای حکمرانی داده است. برای تحقق این هدف از یک رویکرد دو مرحله ای کیفی استفاده شد. د ر مر حله او ل، ر و ش فر اتر کیب با جست وجو ی کلید و اژه ها ی کیفیت د اد ه، مد یر یت د اد ه، حکمر انی د اد ه و مد یر یت کیفیت د اد ه د ر پایگاه های ایر اند اک، Science Direct ،Google Scholar،Springer ،IEEE و ACMد ر بین سال های (1995-2022) انجام و 268 مقاله مر تبط تشخیص د اد ه شد و د ر مر احل مطالعه و ار ز یابی د قیق 62 مقاله مو ر د تأیید قر ار گر فت. با بررسی و مطالعه کامل این مقالات 8 مفهوم شناسایی شد. بعد از اعمال نظر اساتید و سه نفر از متخصصان داده سرانجام، 55 مؤلفه برای سؤال پژوهش استخراج گردید. در مرحله دوم، به منظور دریافت نظر خبرگان از روش دلفی فازی استفاده شد. به همین منظور از خروجی فراترکیب، گویه های لازم برای طراحی پرسشنامه دلفی فازی تأمین شد و این فرایند تا جایی ادامه یافت که نظرات خبرگان در مورد پاسخ به سؤالات به اجماع رسید. 21 نفر از خبرگان که حداقل دارای یک مقاله پژوهشی در حوزه کیفیت داده بودند، انتخاب شدند و سرانجام، 14 پرسشنامه تکمیل شده برگردانیده شد. در پاسخ به سؤالاتِ ابعاد کیفیت داده برای حکمرانی داده، تعداد 46 شاخص شامل کامل بودن، زمان مند بودن، ارتباط، دسترس پذیری، مطابقت با قوانین و استانداردها، محرمانه بودن، تفسیرپذیری، افزونگی (قابلیت اضافه کردن)، شهرت و اعتماد پذیری، قابلیت ردیابی، ارزش (مقدار)، سادگی، به روزرسانی، مفهوم، نظم پذیری، پیوند پذیری، یکپارچگی مرجع، یکتایی، عینیت، امکان ممیزی، صحت، مقایسه پذیری، ثبات، امنیت دسترسی، رایج و شایع بودن، تمامیت، انطباق فراداده، مقبولیت، اعتبار، موجز بودن، کاربردپذیری (قابلیت استفاده)، باورپذیری، قابلیت درک، قابلیت اطمینان، منطقی بودن، سازگاری، قابلیت بازیابی، تکرارپذیری، قابلیت نمایش مقادیر پوچ، تناسب، وضوح، ارزش افزوده، جامعیت، توسعه پذیری، الگوپذیری، و تغییرپذیری شناسایی شدند. بیش از80 د ر صد شاخص ها ی حاصل از فر اتر کیب از نظر خبر گان پذیر فته شد ند. بنابر این، ساز مان ها و کسب وکار ها ی داده محور می توانند این شاخص ها ر ا د ر او لو یت سنجش کیفی د اد ه های خو د قر ار د هند.
شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیأت علمی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریتِ ایده یک رویکرد ساختاریافته برای تولید، ارزیابی و سازماندهی ایده هاست که می تواند به بهبود دستاوردهای سازمان کمک کند. هدف این پژوهش کیفی شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی بود که با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب و با استفاده از روش هفت-مرحله ای «ساندلوسکی و باروسو» انجام گرفت. تیم فراترکیب، متشکل از سه متخصص در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش و یک متخصص در حوزه روش پژوهش فراترکیب بود. گردآوری داده ها با استفاده از هفت گام فراترکیب شامل تنظیم سؤال پژوهش، بررسی نظام مند منابع، جست وجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیه وتحلیل و ترکیب یافته های کیفی، کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها صورت گرفت؛ بدین شکل که با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط در هفت پایگاه اطلاعاتی و موتور جست وجو، مقاله های منتشرشده بین سال های 2000 تا2023 انتخاب گردید و بر اساس سیستم غربال گری برای ورود یا خروج مقالات، سرانجام 55 منبع پژوهشی مرتبط که همگی به زبان انگلیسی بودند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی را می توان در چهار مضمون سازمان دهنده شامل جامعه و مشارکت اعضا، مدیریت سامانه، مدیریت نوآوری، و مدیریت مالی قرار داد. هر یک از این مضامین خود شامل تعدادی مضمون پایه بود و سرانجام، 58 مضمون پایه به دست آمد. اعتبار مضامین یافت شده با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها انجام شد. اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تأیید گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، سامانه مدیریت ایده های پژوهشی سودمند سامانه ای است که افزون بر دارا بودن مشخصات یک سامانه معمول مدیریتی، ویژگی هایی همچون ارتباط با کارشناسان موضوعی، ترسیم نقشه ذهنی، امکان بارش فکری، ثبت، ضبط، ویرایش و اصلاح ایده ها، انتخاب بهترین ایده ها، همچنین پیگیری وضعیت ایده و پیشرفت آن و غیره را داشته باشد. این پژوهش افزون بر اینکه برای نخستین بار به موضوع ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی پرداخت، یک رویکرد فراترکیب را در این حوزه به کار برد که پیش از آن تحت سلطه روش های علم طراحی قرار داشت. طراحی چنین سامانه ای به عنوان ابزاری سودمند جهت ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، ردیابی سیر فکری پژوهشگران در طول زمان و پی بردن به علایق پژوهشی آن ها مطرح است. همچنین، مدیران می توانند بر اساس گزارش های موجود در سامانه، برنامه ریزی دقیقی از پروژه های آینده سازمان خود و نیازهای فناورانه، مالی، نیروی انسانی مورد نیاز و غیره داشته باشند و از پیشرفت اجرای ایده ها مطلع شده و چالش ها و مشکلات پیش روی اجرای ایده ها را بشناسند.
شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار خواندن دیجیتال: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با گسترش فناوریهای دیجیتال، روشهای خواندن و تعامل کاربران با منابع اطلاعاتی تغییر کرده است. خواندن دیجیتال به عنوان یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، فرصتها و چالشهای جدیدی را به همراه داشته است. در حالی که ابزارهای دیجیتال امکان دسترسی سریعتر و تعامل بیشتر با محتوا را فراهم میکنند، عواملی مانند: حواسپرتی، خواندن سطحی و چالشهای ادراکی نیز بر این فرآیند تأثیر میگذارد. درک این عوامل برای بهینهسازی تجربه خواندن دیجیتال و بهبود کیفیت پردازش اطلاعات ضروری است. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار خواندن دیجیتالی، به دنبال پیشرفت فناوریهای دیجیتال، به منظور شناخت بهتر و جامع ابعاد فردی، محیطی، فنی و محتوایی این رفتار انجام شد.
روش پژوهش: در این پژوهش از روش فراترکیب استفاده شد. در این راستا، مقالات مرتبط با استفاده از مدل هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو شناسایی، ارزیابی و در نهایت تحلیل شدند. برای استخراج یافتهها از مرور سیستماتیک ادبیات علمی، کدگذاری مفاهیم کلیدی و تحلیل محتوا استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فردی (مانند: انگیزه، سواد دیجیتال و ویژگیهای شناختی)، عوامل محیطی و فنی (مانند: کیفیت اینترنت، طراحی رابط کاربری و امنیت دادهها)، عوامل روانی و اجتماعی (مانند: اضطراب اطلاعات، انگیزههای اجتماعی و حمایت خانواده) و عوامل محتوایی (مانند: ساختار متن، تعامل و حجم اطلاعات) تأثیر قابل توجهی بر رفتار خواندن دیجیتال دارند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، بهبود طراحی فناوریهای خواندن دیجیتال، آموزش سواد دیجیتال، توسعه ابزارهای کاهش حواسپرتی و ایجاد محتوای کاربرپسند میتواند تجربه خواندن دیجیتالی را افزایش دهد. همچنین سیاستگذاران و طراحان فناوری باید به تعامل این عوامل برای بهینهسازی محیطهای دیجیتال توجه کنند. علاوه بر این، نتایج پژوهش حاکی از آن است که با توسعه سیاستهای آموزشی و ارتقای مهارتهای پردازش اطلاعات میتوان به بهبود درک عمیقتر مطالب دیجیتالی و افزایش کیفیت تجربه خواندن کابران کمک کرد.
آینده پژوهی سیاستگذاری هنر در نهادهای حاکمیتی ایران در افق 1420 ه. ش. با روش تحلیل ساختاری اثرات متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۱
285 - 316
آینده پژوهی با ژرف اندیشی سهم بزرگی در کاهش خطاهای تخمینی در ساحت های گوناگون و کاهش غافلگیری های استراتژیک نهادهای حاکمیتی در آینده دارد. در عرصه سیاستگذاری هنر نیز عدم قطعیت ها در شبکه ای از رویدادها، روندها و متغیرها، محیطی مملو از حلقه های بازخورد پیچیده و بغرنج ایجاد می کند که روش های برنامه ریزی سنتی مبتنی بر پیش بینی های قطعی تصمیم سازان را نسبت به آنچه در واقعیت رخ می دهد به چالش می کشد. در این مقاله تلاش می شود با تحلیل تأثیرات متقابل، احتمال تأثیر یک رویداد بر رویدادی دیگر پیش نگری شده و به این پرسش محوری پاسخ داده شود که اصلی ترین پیشران ها و عدم قطعیت های کلیدی در تحلیل آینده پژوهی سیاستگذاری هنر در نهادهای حاکمیتی ایران در افق 1420 ه. ش. چیست؟ پژوهش حاضر از نوع هدف، کاربردی بوده و به شیوه کمّی انجام شده است. اطلاعات لازم به شیوه کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و با روش نظریه داده بنیاد چندگانه برپایه فراترکیب و بهره گیری از تحلیل اثرات متقابل در نرم افزار میک مک با تشکیل ماتریس 15 در 15 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اصلی ترین پیشران ها که بالاترین تأثیرگذاری را بر سایر متغیرها دارد؛ «کنشگری هنرمندان»، «نظارت و مداخله گری و لغزندگی سیاستگذاری ارزشی»، «آموزش هنر»، «هنر و فناوری های نوین» و «هنر مورد حمایت دولت» است که از میان آنها دو مورد «کنشگری هنرمندان» و «نظارت و مداخله گری» به علت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بالا، عدم قطعیت کلیدی است و به عنوان شاخص ناپایداری بر دیگر مؤلفه های ماتریس تأثیر می گذارد. همچنین «آموزش هنر» به عنوان تسهیلگر قرار دارد.