سازمان های مردم نهاد به مثابه رهیافتی راهبردی در توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی شهری و عرصه های روستایی محروم: واکاوی مفهومی با تأکید بر مکانیزم های عمل در بافت های جغرافیایی کلان شهری و منطقه سیستان
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۹ بهار ۱۴۰۵ شماره ۳۳
363 - 376
حوزههای تخصصی:
گسترش پرشتاب حاشیه نشینی در کلان شهرها و تداوم چرخه محرومیت در روستاهای کمتربرخوردار (با تأکید بر منطقه سیستان)، بازتابی از ناکارآمدی نظام برنامه ریزی فضایی در ایران است. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی تحلیلی از نقش سازمان های مردم نهاد به عنوان کنشگران میانی در توانمندسازی این دو عرصه جغرافیایی، با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعه اسنادی و کتابخانه ای عمیق، به واکاوی پیشینه، مکانیزم های عمل و چارچوب نظری این نهادها می پردازد. یافته ها نشان می دهد سازمان های مردم نهاد با وجود تفاوت در بافت های شهری و روستایی، عمدتاً از طریق سه مکانیزم کلیدی ظرفیت سازی اجتماعی، تسهیل گری نهادی و تولید و بازتوزیع سرمایه اجتماعی عمل می کنند. در سکونتگاه های غیررسمی شهری، تمرکز بر بازپیوند اجتماعی و ایجاد عاملیت جمعی برای تأثیرگذاری بر حکمروایی شهری است؛ حال آنکه در روستاهای محروم سیستان، نقش این نهادها معطوف به مدیریت یکپارچه منابع طبیعی در شرایط خشکسالی، تنوع بخشی به معیشت و افزایش تاب آوری اکولوژیک-اجتماعی است. مقاله با ترسیم یک مدل مفهومی یکپارچه با استفاده از نرم افزار NET DRAW))، تعامل پویا بین «ساختارهای کلان حمایت گر»، «سازمان مردم نهاد به عنوان هسته مرکزی»، «سرمایه های چهارگانه محلی» و «برون دادهای توسعه ای» را در قالب یک سیستم بازخوردی مثبت تبیین می کند. در نتیجه گیری تأکید می شود که گذار از رویکردهای بخشی و مقطعی به سمت «مدل توسعه یکپارچه محله محور» با تکیه بر پتانسیل سازمان های مردم نهاد، نه تنها امکان پذیر، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق عدالت فضایی و پایداری سرزمینی است.