مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۶۱.
۶۶۲.
۶۶۳.
۶۶۴.
۶۶۵.
۶۶۶.
۶۶۷.
۶۶۸.
۶۶۹.
۶۷۰.
۶۷۱.
۶۷۲.
۶۷۳.
۶۷۴.
۶۷۵.
۶۷۶.
۶۷۷.
۶۷۸.
۶۷۹.
۶۸۰.
فراترکیب
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
309 - 348
هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر دولت همراه از طریق رویکرد فراترکیب است. رویکرد پژوهش، کیفی است و از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. به این ترتیب که با مراجعه به همه منابع مرتبط با حکمرانی هوشمند و عوامل ضروری وابسته به آن، مشتمل بر 1354 مقاله، کتاب و پایان نامه از منابع معتبر داخلی و خارجی منتشر شده از پایگاه اطلاعات علمی در بازه زمانی 1401-1390 خورشیدی و 2010 تا 2022 میلادی صورت گرفته است. سپس با در نظر گرفتن میزان ارتباط با موضوع پژوهش، منابع اولیه غربال و تعداد 118 منبع انتخاب و کدگذاری روی مفاهیم مستخرج از آنها انجام شد. درمجموع، براساس نتایج مرور نظام مند و رویکرد فراترکیب، مدل پژوهش در قالب پنج بُعد یا کد انتخابی عوامل اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی، سیاسی و فرهنگی و ۱۰ کد محوری شامل خدمات الکترونیک، مشارکت الکترونیک، بهره وری، سیاستگذاری و خط مشی، سرمایه انسانی، توانمندسازی کارکنان، قانونگذاری، زیرساخت ها، پشتیبانی و حمایت و آموزش به دست آمد. به منظور سنجش پایایی و کنترل کیفیت، از روش کاپا استفاده شده است. مقدار شاخص کاپا برای عوامل دولت همراه در سطح توافق عالی قرار گرفت. نتایج این پژوهش براساس نظریات مدیریت دولتی به سمت افزایش شفافیت فعالیت های دولتی و نیز پاسخگویی بیشتر دولت مردان پیش رفت. چنانچه بتوان با پیاده سازی دولت همراه، جریان اطلاعات سریع تر به شهروندان برقرار شود و با چابکی و از میان برداشتن مرزهای زمانی و مکانی، خدمات مورد نیاز ایشان عرضه شود؛به طوری که ارائه خدمات دولتی بر بستر دولت همراه می تواند به یکپارچگی بین سازمان های دولتی و نتیجه برد-برد برای دولت و شهروندان منجر شود.
اعتبارسنجی پژوهش های فراترکیب با تأکید بر روش اعتبارسنجی کانکوال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۳
57 - 81
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: پژوهش های کیفی در سال های اخیر با رشد و اقبال چشمگیری از سوی محققان حوزه های مختلف به ویژه حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی مواجه شده است. هم زمان با استقبال از روش های کیفی، انتقادات و خلأهای مهمی نیز درخصوص فرایند انجام روش های کیفی و میزان اعتماد به آنها مطرح شده است. روایی و پایایی اگرچه در بین پژوهشگران کمی رسمیت و برجستگی زیادی داشته و دارد، اما در بین محققان کیفی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و البته چالش های این حوزه در پژوهش های کیفی بیشتر بوده است. با توجه به اینکه پژوهش های کیفی از عمق و معنای بیشتری نسبت به پژوهش های کمّی برخوردارند، پتانسیل بیشتری برای جلب اعتماد مخاطب داشته و همین موضوع اهمیت ارزیابی اعتبار پژوهش های کیفی را مضاعف می نماید. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی روشمند و فرایندگرا برای ارزیابی روایی و پایایی تحقیقات کیفی با عنوان کانکوال انجام شده است. کانکوال با تدوین یک نظام مشخص و شفاف، از طرح سلسله سؤالاتی آغاز شده و پژوهش را براساس قوت پاسخ به این سؤالات شروع به ارزیابی می نماید. هر میزان پژوهش کیفی انجام شده، سؤالات بیشتری را به شکل دقیق تر پاسخ دهد، آن پژوهش روایی و پایایی بیشتری خواهد داشت. به منظور تحقق این هدف به صورت عملیاتی، فرایند کانکوال گام به گام روی یکی از روش های فراترکیب یعنی فراقوم نگاری نیز پیاده سازی شده است. از این طریق خواننده درک بهتری نسبت به فرایند کانکوال پیدا خواهد کرد.
روش شناسی: تحقیق حاضر به لحاظ فلسفه پژوهش متأثر از پارادایم تفسیرگرایی است. در این پارادایم محقق پدیده ها را از زوایای مختلف بررسی و احساس می کند و دلیل انجام مطالعه در این پارادایم، درک و تشریح عمل اجتماعی معنادار است. به لحاظ منطق پژوهش، استفهامی است؛ زیرا به استنباط یک چهارچوب، الگو، نظریه، مدل یا مفهوم جدید از مجموعه ای از داده ها پرداخته است. جهت گیری این پژوهش از نوع بنیادی با هدف ایجاد یا کشف یک الگوی جدید است. صبغه این پژوهش کیفی است؛ زیرا به دنبال فهم و درک و کشف پدیده و معانی مرتبط با آن است. نوع این پژوهش کتابخانه ای است؛ زیرا از اسناد و مدارک مکتوب و معتبر اعم از کتاب و مقاله بهره برده است. هدف این پژوهش تبیین است؛ زیرا به دنبال نوع ارتباطات اجزای پدیده با یکدیگر است. در پژوهش های تبیینی تأثیر و تأثرات عوامل و اجزای یک پدیده بر یکدیگر و از یکدیگر بررسی و کاوش می شود. سرانجام، راهبرد این پژوهش تحلیل اسنادی است. تحلیل اسنادی از این لحاظ که پژوهشگر داده های پژوهشی خود را از میان اسناد و منابع گردآوری می کند. رجوع به آثار جدید و اصلی برای تبیین و ترسیم فرایند کانکوال وجهه همت پژوهشگران بوده است. ضمن اینکه کانکوال در روش فراقوم نگاری پیاده شده است.
نتایج: کانکوال روشی است نظام مند به منظور بررسی ابعاد و مؤلفه هایی که اعتبار نتایج مطالعات کیفی را افزایش یا کاهش می دهد. از چهار مؤلفه ای که از آنها به عنوان معیارهای ارزیابی میزان اعتماد به پژوهش های کیفی یاد می شود؛ یعنی قابلیت ثبات، قابلیت انتقال، قابلیت اعتبار و قابلیت تأیید، در این پژوهش به دو معیار یعنی قابلیت ثبات و قابلیت اعتبار به صورت تفصیلی پرداخته می شود. تجزیه وتحلیل پژوهش کیفی به منظور ارزیابی نتایج آن از مرحله پیشرتبه بندی شروع می شود. پیش رتبه بندی نتایج پژوهش کیفی خود به چهار دسته قوی، متوسط، ضعیف و خیلی ضعیف تقسیم می شود. در این پیشرتبه بندی، پژوهش های کیفی را در رتبه زیاد و مقالاتی که صرفاً یک ایده یا متن را بدون اثبات و بدون متدولوژی مشخص ارائه داده اند، در دسته ضعیف قرار داده اند. پس از این مرحله هرکدام از مقالات و پژوهش ها به منظور تعیین میزان ثبات و اعتبار نمره دهی می شود. قابلیت ثبات از طریق پرسش یک سلسله سؤالات از پژوهش و درخصوص میزان تناسب حرکت پژوهش به سمت نتایج مطلوب سنجیده می شود. این سلسله سؤالات که در قالب یک چک لیست ارزیابی پژوهش را انجام می دهد. قابلیت اعتبار نیز در کانکوال بدین صورت ارزیابی می شود که چه تعداد از یافته های پژوهش کیفی در هرکدام از سطوح صریح، مبهم و پشتیبانی نشده براساس داده ها قرار می گیرند.
بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش چندین نکته کلیدی را برجسته می نماید: نخست، تمایز بین دنیای پژوهش های کمّی و کیفی است؛ پژوهش های کمّی را می توان با تکنیک ها و تاکتیک های علم مرسوم و روش های کمّی و محاسباتی و بدون دخالت چشمگیر محقق ارزیابی کرد. اصطلاحاً این پژوهش را می توان به صورت ماشینی و مکانیکی و بدون مداخله عمیق محقق قضاوت نمود؛ اما پژوهش های کیفی پژوهش هایی هستند که با درگیری عمیق محقق و مورد مطالعه پیش رفته و به سرانجام می رسد. به دیگرسخن، قوت پژوهش های کیفی به میزان مداخله محقق و مخاطب پژوهش وابسته است. بنابراین، در پژوهش های کیفی نباید صرفاً به ساختارهای قابل مشاهده و اعداد و ارقام سنت اثبات گرایی بسنده کرد. این تحقیق نشان دهنده آن است که انتخاب ابزار مناسب برای ارزیابی پژوهش های کیفی براساس نوع داده ها و سؤال های پژوهش، می تواند به قدرت و البته درک بهتر پژوهش ازسوی مخاطب و در نتیجه پیاده سازی آن کمک نماید؛ چیزی که در پژوهش های کمی روند، روش و ابزار مشخص و مدون و شفافی دارد. به عبارت دیگر، آنچه که در تحقیقات کمّی به عنوان نقطه قوت محسوب می شود، همانا روایی و پایایی است؛ اما در پژوهش های کیفی این نقطه قوت به یک نقطه ابهام و ضعف تبدیل شده است. پژوهش حاضر به منظور رفع این ضعف برآمده و با طراحی و تدوین یک فرایند روشن و مشخص به حیطه ارزیابی و اعتبارسنجی تحقیقات کیفی وارد شده است.
ارائه الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالش های بین المللی با رویکرد آینده نگارانه (بایسته های هوشمندی مدیریت مدرن در راهبری شایسته چالش های بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقق اهداف انقلاب اسلامی در راستای رشد و پیشرفت مطلوب در بستر عدالت و معنویت که رفاه عمومی و اخلاق اسلامی را به ارمغان آورد منوط به استقرار الگوی مدیریتی فوق هوشمند و تحلیل گری زیرک و زبر دست و پیش بین خلاقی است که امروز در ایران توسط آیت الله خامنه ای پیاده شده است و تمامی معادلات ویرانگر چالشی فرموله و مهندسی شده علیه ایران و بسیاری از کشورهای جهان را کنترل و خنثی می کند. بنایراین هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالشهای بین المللی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر براساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت از پژوهش های کیفی است. جامعه ی اطلاعات، مقالات و پژوهش های انجام شده است که با روش نمونه گیری هدفمند در خصوص موضوع مطالعه حاضر شناسایی شدند. عدم وجود الگوی فوق هوشمند مدیریت در فاز بین الملل که راهنما و هدایت گر سیستم های مدیریت عالی کشور باشد به عنوان خلا نظری در شرایط موجود شناسایی شد. لذا برای رفع این خلا و فقدان نظری کاملاً ملموس، پژوهش حاضر، از تحلیل فراترکیبِ تفسیری-کیفی پژوهش های انجام شده که یکی از انواع روش های فرامطالعه تمرکز کرد. یافته ها: پس از جستجوی اولیه و پایش منابع و پژوهش های مرتبط با موضوع، تعداد 41 مقاله شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. در پژوهش حاضر بعد از پایش و بررسی مجدد کدهای اولیه، 61 کد، 23 مقوله و 10 بعد شناسایی شد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با روش اظهار نظرخواهی از صاحب نظران اعتبار سنجی شد. انتظار می رود الگوی استحصا شده در زمینه مدیریت بخصوص در فاز بین المللی، راهگشای مدیران در جوامع اسلامی باشد.
مروری بر مراحل جنبش های انقلابی در رویکردی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
1 - 30
حوزههای تخصصی:
به دلیل پیچیده بودن پدیده انقلاب، کم تر نظریه ای را می توان سراغ گرفت که توانایی تبیین همه وجوه آن را داشته باشد. عمدتاً چرایی انقلاب در قالب نظریات و چگونگی آن در قالب الگوها بیان می شود. در اغلب آثاری که به مراحل انقلاب ها اشاره دارند یا این مراحل چندان کامل ترسیم نشده و یا عنصر پیچیدگی انقلاب ها و از جمله نقش کنشگران، کم تر مورد توجه بوده و یا رابطه نظام مند بین مراحل برقرار نبوده است. این پژوهش درصدد است از طریق بازخوانی و واکاوی نظریه های مختلف انقلاب، الگویی نظام مند از چگونگی شکل گیری انقلاب استخراج نماید. در این پژوهش به منظور تبیین موضوع، از رویکرد ساختار کارگزار و روش فراترکیب استفاده شده است. سؤال اصلی این است که با نگاه ترکیبی بین نظریه های مختلف انقلاب، به چه الگویی از مراحل انقلاب می توان دست یافت؟ یافته پژوهش نشان می دهد می توان برای جنبش انقلابی، پنج مرحله متصور شد که در هر مرحله، پنج سطح از کنشگری شامل عموم مردم، کنشگران (رهبران انقلابی، کارگزاران انقلابی و کنشگران انقلابی) و ساختار سیاسی، قابل مشاهده خواهد بود.
مرور نظام مند چالش های تحقق پذیری بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری ایران از منظر حکمروایی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
49 - 64
حوزههای تخصصی:
امروزه رویکرد بازآفرینی شهری به عنوان متأخرترین سیاست برای مداخله در بافت های ناکارآمد شهری ایران و جهان معرفی شده است. با برخورداری این رویکرد، از فرآیندهای تصمیم گیری، تنوع و تعدد بازیگران، مشارکت، چنانچه با ساختار و چارچوب حکمروایی موضوعیت و کاربست یابد، به بهبود و موفقیت دست می یابد. ولیکن همچنان این سیاست در ایران، با چالش هایی برای تحقق پذیری مناسب و مطلوب مواجهه است. هدف از این پژوهش، شناسایی «چالش های تحقق پذیری بازآفرینی شهری در کشور ایران از منظر حکمروایی شهری» و تلاش برای دستیابی به چارچوب جامعی از چالش ها است، که از روش فراترکیب و با مراجعه به مهم ترین پایگاه های داده در ایران برای دستیابی به هدف مذکور استفاده شده است. بنابراین تعداد 42 مقاله داخلی به صورت اصولی و پس از طی غربال گری ها انتخاب و با نرم افزار ATLAS.Ti9 کدگذاری شده و یافته های کیفی، پس از قرارگیری در عوامل کارآمدی حکمروایی شهری مورد تحلیل و ترکیب قرارگرفته اند. در طی فرآیندهای استخراج اطلاعات، تعداد 38 کد شناسایی شده در مرتبه اول، در 10 کد مرتبه دوم (زیر عامل های حکمروایی) و 4 کد مرتبه سوم (کدهای انتخابی- عوامل کارآمدی حکمروایی) دسته بندی شده اند. در حوزه قوانین و ضوابط مربوط به بازآفرینی، نگرش جامع به اقدامات بازآفرینی در مداخله و متناسب با هر نوع بافت ناکارآمد، حضور سازمان های مردم نهاد و چارچوب های انگیزشی و سودآور برای سرمایه گذاری بخش خصوصی به ترتیب بیشترین و مهم ترین چالش ها در ارتباط با تحقق پذیری سیاست بازآفرینی شهری در ایران گنجانده شده است. همچنین مهم ترین عامل کارآمدی حکمروایی بازآفرینی شهری در ایران، توجه به ظرفیت دولت های شهری است، که بیشترین چالش را در خود گنجانده است
ارائه مدل بازاریابی درون گرا با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
947 - 969
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوه های سنتی بازاریابی، به ویژه بازاریابی برون گرا، به دلایل مختلفی، از جمله اشباع تبلیغات و هزینه هنگفت جذب مخاطب در عصر دیجیتال کنونی اثربخش نیست و به شکل گیری رویکردهای نوینی همچون بازاریابی درون گرا منجر شده است. بازاریابی درون گرا به دلیل تطبیق با دنیای دیجیتال کنونی، در کانون توجه بسیاری از شرکت ها واقع شده است؛ اما با وجود هزینه های سنگین کسب وکارها در بازاریابی درون گرا، پیاده سازی آن با موفقیت چندانی روبه رو نبوده است. یکی از دلایل بسیار مهم شکست آن، نبود مدل مناسب در این حوزه است. در این راستا، پژوهش حاضر به دنبال ارائه مدل بازاریابی درون گرا با رویکرد فراترکیب است.
روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از منظر گردآوری داده ها توصیفی و از منظر رویکرد کیفی است. روش این پژوهش، کیفی فراترکیب است. فراترکیب دربرگیرنده مراحل جست وجو، ارزیابی، ترکیب، بیان و تفسیر جزئی هر دو گروه پژوهش های کمّی و کیفی است. روش های مختلفی برای اجرای فراترکیب وجود دارد که در پژوهش حاضر، از مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، اسناد و مدارک گذشته و دربرگیرنده ۳۸ مقاله و پایان نامه بوده است. شیوه تحلیل داده ها تحلیل محتوا است.
یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها، تعداد ۱۹۹ کد، ۶۲ مفهوم، ۱۲ مقوله فرعی و ۵ مقوله اصلی به دست آمد که در در دسته های عوامل مؤثر، ابعاد، ابزارها و پیامدهای بازاریابی درون گرا شناسایی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل مدل بازاریابی درون گرا عبارت اند از: عوامل علّی درون سازمانی (توانایی دیجیتال کارکنان، تعهد و حمایت مدیریت، مدیریت ارتباطات دیجیتال، رویکرد دیجیتال محور، زیرساخت دیجیتال شرکت، اعتمادسازی دیجیتال)، عوامل برون سازمانی (زیرساخت دیجیتال کشور، حریم شخصی و امنیت، قوانین و سیاست های دیجیتال، سواد دیجیتال مشتریان)؛ ابعاد بازاریابی درون گرا (جذب، تعامل، توجه)؛ ابزارهای بازاریابی درون گرا (بازاریابی محتوا، بازاریابی رسانه های اجتماعی، بازاریابی ویروسی، بازاریابی ایمیلی، سئو، تجزیه وتحلیل وب، تولید سرنخ؛ پیامدهای بازاریابی درون گرا)؛ پیامدهای مختص مشتریان (واکنش های عاطفی، شناختی و رفتاری)، پیامدهای مختص شرکت (جذب مشتری، برندینگ، افزایش درآمد و وفاداری مشتریان).
نتیجه گیری: پیاده سازی رویکرد بازاریابی درون گرا، از عواملی در درون و بیرون از سازمان تأثیر می پذیرد که بررسی، تعیین میزان اثرگذاری و کنترل آن ها، قبل از به کارگیری بازاریابی درون گرا لازم و ضروری است. عوامل علّی، مجموعه عواملی از درون و بیرون از شرکت هاست که تیم بازاریابی باید در خصوص آن ها دقت لازم را داشته باشد. بازاریابی درون گرا، به واسطه ابزارهای دیجیتال و اینترنتی در شرکت ها پیاده سازی می شود. پیشنهاد می شود، تیم های بازاریابی شرکت ها، از همه ابزارهای یادشده در قسمت یافته ها، به صورت هم زمان و در مواقع لازم با تأکید بیشتر بر ابزاری خاص استفاده کنند. بازاریابی محتوا، بازاریابی رسانه های اجتماعی، بازاریابی ویروسی، بازاریابی ایمیلی، سئو، تجزیه وتحلیل وب و تولید سرنخ، مجموعه شناسایی شده برای ابزارهای بازاریابی درون گراست که هر یک به پیش زمینه و مقدماتی نیاز دارد و تیم بازاریابی باید برای استفاده بهینه از تک تک این ابزارها، پیش زمینه لازم برای آن را ایجاد کند. استفاده درست از ابزارها، هم برای مشتریان و هم برای سازمان، پیامدهای مثبتی را به همراه خواهد آورد.
جمع سپاری خط مشی و جلب مشارکت عامه (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
767 - 804
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه فناوری اطلاعات، امکان استفاده از نظرهای افراد مختلف را با دیدگاه های متنوع فراهم آورده است و یکی از مواهب آن، پیدایش روش های آسان بهره گیری از نظرهای عموم است که جمع سپاری نامیده می شود. جمع سپاری به سرعت در حال تکامل است و در موقعیت هایی که به ایده ها، نیروی کار، نظر یا تخصص گروه های بزرگی از مردم نیاز باشد، استفاده می شود؛ از این رو هر جا که بهره گیری از مشارکت اجتماعی، به تسهیل در شناسایی و حل مسائل منجر شود، جمع سپاری ابزاری کارامد تلقی می شود. پژوهش پیش رو جمع سپاری را به عنوان فرایندی جدید برای درگیر کردن مردم در سیاست گذاری و خط مشی گذاری به بحث گذاشته و به شناسایی عوامل مؤثر بر آن و جلب مشارکت عامه پرداخته است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد کیفی (شیوه فراترکیب) محسوب می شود. بدین منظور از مراحل فراترکیب سندولوسکی و بارسو (۲۰۰۷) استفاده شده است. اسناد علمی خارجی یافت شده در بین سال های ۱۹۶۹ تا ۲۰۲۳، به تعداد ۸۵۴ و اسناد علمی داخلی یافت شده در بین سال های ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۲ به تعداد ۱۱۸، جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهند که در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکولار، امرالد، ریسرچ گیت، اس سی آی هاب، ساینس دیرکت، ویلی، اسپرینگر، جی استور، سیج پاب و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، ایرانداک، نورمگز، مگ ایران و سیویلیکا با کلیدواژه های مختلف و راهبردهای متنوع جست وجو و بررسی شدند. در نخستین گام از جست وجو ۹۷۲ منبع علمی در منابع یاد شده ب ه دست آمد که بر اساس غربالگری، در نهایت، ۷۵ سند علمی پس از واکاوی عناوین، چکیده و محتوا، گزینش و مطالعه شد. یافته ها: بر اساس یافته های مطالعه حاضر، عوامل مؤثر بر جمع سپاری خط مشی و جلب مشارکت عامه در یازده بعد بدین شرح دسته بندی شدند: استراتژی های خط مشی گذاری مشتمل بر ۸ مفهوم (ارزش نهادن به شهروندان، ویژگی های وظیفه، موضوع مشارکت، سازوکارهای مشارکت، درگیر کردن شهروندان، فرایندهای مشارکت، نقش مجریان، نتایج مشارکت)، عوامل سیاسی مشتمل بر ۳ مفهوم (اراده برای مشارکت، شرایط و وضعیت سیاسی حاکم، میزان باز بودن فضای سیاسی)، عوامل اجتماعی مشتمل بر ۴ مفهوم (موارد انگیزشی، سرمایه اجتماعی، متغیرهای جمعیت شناختی، ارتباطات و تعاملات)، عوامل اقتصادی مشتمل بر ۳ مفهوم (چالش های اقتصادی، وضعیت معیشتی، روند و تغییرات اقتصادی)، عوامل فرهنگی مشتمل بر ۴ مفهوم (ارزش ها و باورها، اطلاع رسانی و آگاهی و آموزش، فرهنگ ملی، نوع فرهنگ، هماهنگی و پیوستگی)، عوامل حقوقی و قانونی مشتمل بر ۴ مفهوم (نوع حکومت، آشنایی شهروندان با حقوق قانونی، محیط قانونی، حفظ امنیت)، عوامل مدیریتی مشتمل بر ۶ مفهوم (تخصص و مهارت مجریان، شراکت راهبردی، خلاقیت و نوآوری، عوامل رفتاری مجریان، حوزه اجرایی، جبران خدمات شهروندان)، عوامل فردی مشتمل بر ۳ مفهوم (انگیزه افراد، دانش و توانایی و تجربه شهروندان، نگرش)، فناوری و تکنولوژی مشتمل بر ۶ مفهوم (ابزارهای آنلاین، عدالت در توزیع امکان های فناورانه، استفاده از فناوری ها و میزان تأثیرگذاری آن ها، زیرساخت و ساختار و محیط های کاربری، سطح فناوری داخلی و میزان رشد و بروز بودن آن، قابلیت استفاده از تجارت الکترونیک و حاکمیت الکترونیک)، عوامل فنی مشتمل بر ۳ مفهوم (کیفیت داده ها، خدمات پشتیبانی، ساختاری) و عوامل محیطی مشتمل بر ۲ مفهوم (جغرافیای طبیعی، محیط خارجی) شناسایی شد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، می توان چنین نتیجه گیری کرد که موفقیت در فرایند جمع سپاری، وابسته به تعامل پیچیده و چندجانبه ای بین تمامی عوامل شناسایی شده است که به صورت تنگاتنگ با یکدیگر مرتبط هستند. در نتیجه، به منظور ایجاد بستری مناسب برای مشارکت شهروندان، توجه هم زمان به تمامی عوامل حائز اهمیت است.
توسعه فناوری نظارتی (سوپ تک) در صنعت مالی ایران با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ها و سیاست های اقتصادی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
100 - 162
حوزههای تخصصی:
استفاده از فناوری های پیشرفته در نظارت مالی، می تواند امکان شناسایی سریع تر و دقیق تر تخلفات و مخاطرات را فراهم آورد. در این راستا، فناوری نظارتی (سوپ تک) به عنوان یکی از مهم ترین نوآوری های فناورانه در صنعت مالی مطرح شده و انتظار می رود نقش کلیدی در بهبود کارایی و اثربخشی فرآیندهای نظارتی ایفا نماید. هدف این پژوهش شناسایی و مدلسازی عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه سوپ تک در صنعت مالی می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد ۹ عامل توسعه سوپ تک در پنج سطح قرار می گیرند؛ همچنین این عوامل با انجام تحلیل میک مک در چهار دسته اصلی تقسیم بندی شدند. بر این اساس به منظور تقویت توسعه سوپ تک در صنعت مالی ایران پیشنهاد می شود برنامه های حمایتی و انگیزشی برای نهادهای مالی و سرمایه گذاران خطرپذیر طراحی و اجرا گردد و صندوق های پشتیبان برای شرکت های نوپای این حوزه راه اندازی شود. توسعه زیرساخت های پردازش داده، تدوین برنامه های تربیت نیروی انسانی متخصص، و بازنگری مقررات برای انطباق با فناوری های نوین از دیگر الزامات کلیدی به حساب می آید. همچنین، ایجاد سازوکارهای هماهنگی میان نهادهای تنظیم گر، تقویت تعامل با بازیگران فناور و نوپا، و استفاده از ظرفیت دانشگاه ها و رسانه ها برای ارتقای آگاهی عمومی نسبت به ابزارهای نوین، باید در اولویت سیاست گذاران قرار گیرد.
شناسایی پیشایندهای مدرسه زندگی با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدرسه زندگی به عنوان یک سازمان یادگیرنده، محل رشد استعدادها و توانمندی های همه ی عناصر انسانی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق مدرسه زندگی در دوره ابتدایی تحت عنوان پیشایندهای مدرسه زندگی با روش فراترکیب انجام شد. روش ها: این پژوهش کیفی، از نظر هدف کاربردی و دارای رویکرد فراترکیب می باشد. برای گردآوری داده ها پژوهش های پیشین در زمینه مدرسه زندگی بین سال های 2021 -2000 جستجو شد. 136 مقاله در حوزه مدرسه زندگی مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت 48 مقاله انتخاب و با تحلیل محتوای آن ها ابعاد و کدهای مربوط استخراج شد. برای کنترل کیفیت مفاهیم استخراج شده از مقایسه نظر پژوهشگر با دو خبره استفاده شد و برای ارزیابی میزان توافق بین دو متخصص از شاخص کاپا استفاده شد. مقدار شاخص با استفاده از نرم افزار SPSS عدد 644/0 محاسبه گردید. یافته ها: یافته های پژوهش در 3 مقوله، 10 مفهوم و 106 کد شناسایی و دسته بندی شد که سه مقوله اصلی عبارتند از کیفیت منابع انسانی، عوامل درون سازمانی و معماری مدرسه. در نهایت پس از طی گام های پژوهش الگویی از پیشایندهای مدرسه زندگی ارائه شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر و الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند نقشه راه مناسبی در راستای ایجاد بستر مناسب برای استقرار اثربخش مدرسه زندگی باشد.
بازنمایی نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر آموزش و پرورش: مرور نظام مند فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
79 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گسترش فناوری های هوشمند، الگوهای تربیت اخلاقی کودکان را در خانواده، مدرسه، و جامعه دگرگون کرده و نظام آموزش و پرورش را با فرصت ها و کشاکش های تازه ای روبه رو ساخته است. این پژوهش با هدف مرور نظام مند و فراترکیب مطالعات مربوط به نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر ابعاد آموزشی، تربیتی، و ارائه چارچوبی تحلیلی در این حوزه انجام شد. روش: این پژوهش مطالعه مرور نظام مند از نوع فراترکیب بود که مطابق دستورالعمل پریزما و معیارهای ارتقای شفافیت در گزارش فراترکیب پژوهش های کیفی انجام شد. جست وجوی جامع در پایگاه هایScopus, Web of Science, PubMed, PsycINFO, Education Resources Information Center, Google Scholar از سال 2010 تا سال ۲۰۲۵ انجام شد. جست وجو با استفاده از واژگان کلیدی مرتبط با کودک، فناوری های هوشمند، هوش مصنوعی، مفاهیم اخلاقی، و روش های کیفی (به صورت ترکیبی با عملگرهای بولی) انجام گرفت. بر اساس معیارهای ورود و خروج در مجموع ۱۳ مقاله واجد شرایط انتخاب شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون توماس و هاردن در سه مرحله کدگذاری آزاد، توصیفی، و تحلیلی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA نسخه 2024 انجام شد. یافته ها: بر اساس کدهای شناسایی شده 3 مضمون تحلیلی و 11 مضمون توصیفی استخراج شد. مضمون تحلیلی نخست فرصت های یادگیری و تحول اخلاقی در تعامل با فناوری های هوشمند بود که مضامین توصیفی (1) انسان انگاری و نسبت دادن ذهن/ هیجان به فناوری های هوشمند، (2) مسئولیت اخلاقی و پاسخ گویی، (3) ابهام در مرز انسان_ فناوری های هوشمند، (4) عدالت، انصاف، و صداقت، (5) تحول اخلاقی و یادگیری ارزش ها، و (6) فرصت های مثبت و کارکردهای تربیتی فناوری های هوشمند را شامل می شد . مضمون تحلیلی دوم مخاطرات و تهدیدهای اخلاقی _ تربیتی فناوری های هوشمند شامل سه مضمون توصیفی (1) مخاطرات چندبعدی کودکان، (2) اعتماد، اتکا، و وابستگی به فناوری (3)، ابهام و کشاکش نقش های تربیتی والدین و مربیان را پوشش داد. مضمون تحلیلی سوم چارچوب ها و زمینه های کلان در سطح مضامین توصیفی بر تأثیر (1) زمینه های فرهنگی و تفاوت های تحولی و (2) چارچوب های نظری و سیاستی در اخلاق و فناوری های هوشمند تأکید داشت. نتیجه گیری: تعامل کودکان با فناوری های هوشمند ماهیتی دوگانه دارد و نیازمند روی آوردی انتقادی، بافت محور، و حساس به مرحله تحولی است. توسعه چارچوب های اخلاقی کودک محور، ارتقای سواد دیجیتال و اخلاقی، و مداخله فعال والدین و مربیان برای استفاده ایمن و سازنده از فناوری های هوشمند ضروری است. نتایج این پژوهش می تواند به تقویت تربیت اخلاقی در نظام آموزش و پرورش ایران یاری رساند؛ نظامی که امروزه بهره گیری از فناوری های هوشمند به بخشی جدایی ناپذیر از فرایندهای آموزشی و تربیتی آن تبدیل شده است.
ارائه مدل ارزیابی عملکرد مدیران بر پایه ابزار های شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی مدیران، همواره به عنوان یکی از فرایندهای کلیدی در سازمان ها مطرح بوده است. با این حال، این فرایند، با چالش ها و محدودیت هایی همراه است که می تواند بر میزان دقت و اثربخشی آن، تأثیر بگذارد. در بسیاری از موارد، ارزیابی ها، صرفا رویکرد خاصی از عملکرد مدیران را مورد توجه قرار می دهد و بعضی دیگر از رویکردها، کمتر مطرح می شود. در حالی که برخی از رویکردهایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، می توانند نقش تعیین کننده ای در ارزیابی جامع و دقیق داشته باشند. بنابراین هدف این پژوهش، ارائه مدل ارزیابی شایستگی مدیران بر پایه ابزار های شناختی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، آمیخته می باشد. این پژوهش، داده های خود از رویکرد کیفی را فراترکیب گردآوری، و برای تحلیل داده ها، از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو (2007) استفاده کرده است. و مطالعات نیز، با روش تحلیل محتوا، در نرم افزار 24MAXQDA کدگذاری شده است. در ادامه برای غربال و بومی سازی مدل از روش دلفی فازی بر پایه مثلث فازی با مشارکت خبرگان نظری و تجربی، به صورت هدفمند و با انتخاب 16 نفر در مجموع، استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهشگر شامل 6 بعد، 20 مؤلفه، و 115 شاخص است. نتایج در شش بعد تصمیم گیری، توانایی های شناختی، فرآیندهای شناختی، حل مسئله، تعاملی و شناختی رفتاری دسته بندی شد. ارزش / اصالت پژوهش: در زمینه بهره گیری از ابزارهای شناختی، عواملی همچون، تفکر تحلیلی و تواناییِ حل مسئله، مورد توجه قرار گرفته بود، اما از ویژگی های دیگر شناختی، مانند فراشناخت، شناخت اجتماعی، توانایی یادگیری، به خاطر سپردن، حفظ توجه، تصمیم گیری و... چشم پوشی شده بود. در این پژوهش، پژوهشگر تلاش نمود تا ابزارهای موجود را توسعه و گسترش دهد. پیشنهادهای اجرایی / پژوهشی: سازمان ها، با ادغام ابزارهای شناختی در مراکز ارزیابی، ارزیابی هایی جامع تر از عملکرد مدیران را مطابق با نیازهای فرهنگی و زمینه ای خاص خود، انجام دهند.
ویژگی ها و نقش های معلم دگرگون ساز: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
29 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگی ها و نقش های معلم دگرگون ساز بود. روش مطالعه، کاربردی و کیفی بود که با روش فراترکیب صورت پذیرفت. حوزه بررسی این مطالعه مقالات پژوهشی بین سال های 1998 تا 2025 بود. با استفاده از رویکرد هدفمند و تا رسیدن به اشباع و بهره گیری از نگرش یکپارچه سازی و مدل فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007)، تعداد 29 مقاله (از تعداد 134 مقاله اولیه بررسی شده) وارد مرحله نهایی تحلیل شدند. داده های کیفی در قالب کدهای اولیه و ثانویه، مقوله های میانی و اصلی با استفاده از نرم افزار اطلس تحلیل شدند. مقدار شاخص کاپا در این پژوهش 89/0 بود. نتایج نشان داد، معلم دگرگون ساز با مقوله های تسهیل گری (راهنمای موثر؛ سازماندهی یادگیری؛ بهینه سازی فرایند یادگیری و خالق فرصت یادگیری)؛ تفکر دگرگون ساز (انعطاف پذیری؛ تجربه محوری؛ دگرگون سازی؛ خودتغییری؛ عامل بودن؛ دگرتاثیری و عاملیت تغییر)؛ ساخت محیط دگرگون ساز (امنیت؛ اعتماد و آرامش؛ محرک یادگیری؛ مدیریت روابط؛ الگو بودن و انگیزه) و یادگیرنده محوری (ارتقای تفکر انتقادی؛ نوآوری محوری در یادگیری، مهارت محوری و توجه به یادگیرنده) تعریف می شود. در نتیجه با توجه به مقوله های اصلی و میانی بدست آمده، می توان به باز تعریف معلم در سطح عملیاتی و تغییر موثر در نظام آموزش معلمان اقدام نمود.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
75 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی و ارائه چارچوبی نظام مند، جهت ارتقای کارآمدی اقتصادی برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه منابع و پایگاه های علمی داخلی و خارجی در حوزه مدیریت اقتصادی و پیوست اقتصادی در اداره دانشگاه ها، در بازه زمانی 2025-2015 و 1404-1394 است. پس از مطالعات و بررسی های لازم 305 مقاله با استفاده از ابزار کاسب استخراج و درنهایت 82 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید. یافته ها: در این پژوهش ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاه ها با روش تحلیل محتوای کیفی در قالب 79 مفهوم کلیدی، 22 مفهوم ثانویه (مؤلفه) و 8 مقوله (ابعاد) اصلی استخراج شدند. ابعاد اصلی شناسایی شده عبارت اند از: مدیریت بهینه منابع مالی، تأمین، توسعه و پایداری مالی، توسعه سرمایه انسانی، توجه به مسئولیت اجتماعی دانشگاه، توجه به رویکردهای نوین اقتصادی، تقویت ارتباط و تعامل با صنعت و بازار، همسویی با برنامه ها و سیاست های کلان دانشگاه و حضور در عرصه بین الملل که در نهایت در قالب یک الگوی تلفیقی شامل ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی ارائه شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که در فرایند مدیریت دانشگاهی توجه به آموزه ها و ملاحظات اقتصاد آموزش، ضرورتی عقلانی و راهبردی است این جریان می تواند به واسطه پیوست اقتصادی، به ارتقای کارکردهای اقتصادی دانشگاه، از جمله بهبود مدیریت منابع، افزایش استقلال و پایداری مالی، ارتقای بهره وری در تخصیص منابع و توسعه فرهنگ و مسئولیت پذیری اقتصادی دانشگاه ها در سطح جامعه منجر شود.
شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی واحدهای آموزشی مهارتی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: مروری نظام مند با فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
107 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش هزینه های آموزش عالی طی سالیان اخیر و در عین حال نوسانات بودجه ای دولت ها و هزینه های رقیب آموزش عالی، نقصان در زیرساخت های کارگاهی به روز و مباحث مالی مرتبط با خدمات دانشجویی، وضعیت مالی آشفته و نابسامان واحدهای آموزشی مهارتی را متاثرخود نموده است. بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعات جامع در زمینه توسعه منابع مالی در سطح واحدهای آموزشی مهارتی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی و به منظور طراحی الگویی آینده نگر برای واحدهای آموزشی مهارتی، اجرا شده است. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع مطالعات اسنادی- کتابخانه ای می باشد. بدین منظور با استفاده از مرور نظام مند مطالعات پیشین و روش فراترکیب، در قدم اول و برای بازشناسی پیشران های الگو، کلیدواژه های مختلف در مهم ترین پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی جستجو و تعداد 107 اثر پژوهشی مرتبط در این زمینه شناسایی شدند. در قدم بعد و بر اساس شاخص های معین، تعداد 56 اثر علمی که به مطالعه پیشران های توسعه منابع مالی پرداخته اند، انتخاب و یافته های کلیدی آن ها با روش کدگذاری و تحلیل کیفی، تحلیل و فراترکیب شدند. یافته ها: دستاورد مرور نظام مند یافته های کیفی منابع کلیدی منتخب، استخراج و طبقه بندی314 مضمون کلیدی و پایه،34 مضمون سازمان دهنده فرعی در قالب 12 مضمون سازما ن دهنده اصلی می باشد؛ که مضامین سازمان دهنده اصلی شامل: توسعه راهبری و سکانداری آموزشی، توسعه مالیه و کارآمدسازی دانشگاهی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه، تجاری سازی دستاوردهای علمی و نوآوری دانشگاهی، توسعه تعاملات و همکاری های بین المللی، برنامه ریزی توسعه دانشگاهی، تعالی و توسعه فردی - سازمانی، توسعه کمک های خیرخواهانه و داوطلبانه، توسعه سازوکارهای قانونی و پیشران، توسعه سازوکارهای مالی، حمایتی و ترویجی، توسعه نهاد بازار و عوامل محیطی و بیرونی می شوند، که با استفاده از شاخص ضریب توافق کاپا، مورد تایید قرارگرفته است. نتیجه گیری: تمرکز زدایی و استقلال بخشی به تصمیمات واحدهای دانشگاهی مهارتی و محدود نمودن مداخلات دولتی در این زمینه باید از الویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. همچنین توجه به تعامل دوسویه و انطباق آموزش ها با نیازهای بازارکار و توجه به اصل رقابت پذیری و شبکه سازی منطقه ای در بخش های مختلف آموزش های مهارتی ضروری است. در این زمینه هم افزایی مستمر و سازنده با صنعت و گسترش شبکه حامیان دانشگاهی و هدایت آ ن به سمت و سوی توسعه منابع مالی در سطح واحدهای دانشگاهی مهارتی پیشنهاد می شود.
واکاوی عوامل مؤثر بر عملکرد ریاضی دانش آموزان: مطالعه ای به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد ریاضی دانش آموزان بود و از لحاظ نوع داده در زمره پژوهش های کیفی با روش فراترکیب قرار داشت. جامعه آماری شامل مقاله های علمی معتبر، رساله های دکتری و پایان نامه های مرتبط با موضوع در بازه زمانی پانزده سال اخیر (2010-2024) بود که در پایگاه های تخصصی و علمی داخل و خارج کشور ثبت شده بودند که از میان آنها پس از چند مرحله غربال گری با شاخص های بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش و معیار برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی (CASP)، 43 منبع به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل کیفی منابع از روش هفت مرحله ای مرسوم در پژوهش های فراترکیب استفاده شد. داده ها توسط پژوهشگران کدگذاری و تحلیل شدند و به منظور بررسی پایایی پژوهش از شاخص کاپا استفاده شد و مقدار آن 71/0 محاسبه شد. نتایج پژوهش نشان داد حوزه هایی وسیع بر عملکرد ریاضی دانش آموزان اثرگذار هستند که میان آنها ارتباطاتی برقرار است. مطابق یافته های پژوهش، 5 مقوله اصلی، 20 عامل و 186 کد نهایی شناسایی و استخراج شدند. مقوله های اصلی تأثیرگذار بر عملکرد ریاضی شامل عوامل مرتبط با دانش آموز، جامعه، خانواده، مسائل آموزشی و مسائل آسیب زا هستند که عواملی همچون زمینه دانش آموز، ارزش ها و نگرش ها، علایق و انگیزه ها، عوامل عاطفی و روان شناختی، عوامل شناختی، یادگیری، توانمندی ها و مهارت ها، مدرسه، معلم، مدیریت و کادر مدرسه، عوامل اجتماعی کلان، پیشینه خانواده، رفتار والدین و محیط خانه، امکانات موجود در خانه، فعالیت های آموزشی، امکانات آموزشی، نظام آموزشی، آسیب های انضباطی و اخلاقی دانش آموز و شرایط آسیب زا را در بر دارند. این یافته ها می توانند مورد استفاده پژوهشگران، معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار گیرند.
مؤلفه های سازنده دانشگاه اسلامی: یک پژوهش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
97 - 124
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های اسلامی به عنوان نهادهای کلیدی در جوامع اسلامی، نقشی محوری در تربیت نخبگان، ارتقای دانش علمی و تقویت ارزش های اخلاقی و فرهنگی ایفا می کنند. باوجود اهمیت این نهادها، فقدان چارچوبی جامع برای شناسایی مؤلفه های سازنده دانشگاه اسلامی وجود دارد. این پژوهش با هدف تدوین مدلی جامع و نظام مند برای شناسایی مؤلفه ها و مقوله های تشکیل دهنده دانشگاه اسلامی انجام شده است. مطالعه حاضر در دو مرحله اجرا شد: در مرحله نخست، با استفاده از روش فراترکیب، 63 مؤلفه کلیدی از مطالعات پیشین استخراج، و در 9 مقوله اصلی طبقه بندی شد. در مرحله دوم، با بهره گیری از تکنیک دلفی و مشارکت خبرگان دانشگاهی، مؤلفه ها اعتبارسنجی، اصلاح، و با افزودن 11 مؤلفه جدید تکمیل شدند. یافته ها نشان دادند مقوله های مدیریت و ساختار سازمانی، آموزش و پژوهش، اخلاق و عدالت، اجتماعی و فرهنگی، نظام های مالی و پاداش، توسعه و بهبود مداوم، ارتباطات و تعاملات بین المللی، دانشجویان و اساتید و فضای دانشگاه و محیط در شکل گیری دانشگاه اسلامی نقش مهمی دارند. یافته های پژوهش چارچوبی منسجم، مبتنی بر شواهد علمی و اجماع خبرگان ایرانی ارائه می دهد که می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاری، مدیریت و ارزیابی دانشگاه های اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. این چارچوب می تواند به برنامه ریزی راهبردی، توسعه دینی در دانشگاه ها و بهبود عملکرد دانشگاه های اسلامی کمک کند.
شناسایی مؤلفه های رهبری ناب در سازمان های آموزشی: یک مطالعه سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
108 - 133
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پزوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های رهبری ناب در سازمان های آموزشی انجام شده است. روش شناسی پژوهش : روش بکار گرفته شده در این پژوهش کیفی و از نوع «سنتزپژوهی» بوده است. گردآوری داده ها به شیوه ی اسنادی و با تحلیل تمامی منابع علمی مرتبط با موضوع رهبری ناب و سازمان های آموزشی ناب در بازه ی زمانی 1390 تا ۱۴۰۳ (داخلی) و 2013 تا ۲۰۲۴ (خارجی) صورت گرفت. در این راستا، کلیدواژه های مرتبط با دو دهه ی اخیر، از جمله «رهبری ناب»، «مدرسه ناب»، «دانشگاه ناب»، «رهبری مدرسه ناب» و «رهبری دانشگاه ناب» در پایگاه های علمی داخلی نظیر پایگاه اطلاعات علمی، اس.آی.دی و همچنین پایگاه های داده ی بین المللی مانند گوگل اسکولار، اسکوپوس، امرالد، الزویر، پروکوئست و اشپرینگر مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها : با بررسی کامل 34 منبع از 309 منبع اولیه، 8 مؤلفه اصلی؛ فرهنگ بهبود مستمر، چشم انداز و هدف، ارتباطات موثر، مربی گری و توانمندسازی، حمایت از افراد، جریان ارزش (ارزش آفرینی و حذف اتلاف)، شایسته سالاری و یادگیرنده محوری به عنوان مولفه های رهبری ناب در سازمان های آموزشی شناسایی و طبقه بندی شد بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که 8 مولفه حاصل از این مطالعه فراترکیب می تواند الگویی برای رهبری ناب در سازمان های اموزشی به منظور ارتقای کیفیت آموزش باشد.
طراحی و اعتباربخشی الگوی مفهومی برنامه کارورزی برای توسعه حرفه ای دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
125 - 148
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: برنامه کارآموزی در آموزش معلمان از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا آمادگی حرفه ای معلمان آینده را تضمین می کند. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی مفهومی برنامه کارورزی برای توسعه حرفه ای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش: روش پژوهش، کیفی و از نوع فراترکیب است. جامعه پژوهش در مرحله فراترکیب شامل اسناد مرتبط با موضوع پژوهش طی سال های 2010 تا 2024 به تعداد 2852 سند بود که بر اساس سنتز نهایی 43 سند به روش تحلیل تم بررسی شد. جهت اعتبارسنجی الگوی طراحی شده با 17 نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش مهم ترین مؤلفه ها و زیرمؤلفه های برنامه کارورزی برای توسعه حرفه ای دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان عبارتند از: مهارت های رهبری/مدیریتی (مهارت رهبری کلاس درس، مهارت مدیریت دانایی محور و مهارت مدیریت نظارت و ارزشیابی )، مهارت های دانشگری (مهارت مدیریت دانش، مهارت پداگوژی و کارآفرینی علمی)، مهارت های پژوهشگری (مهارت اقدام پژوهی، مهارت درس پژوهی، مهارت روایت پژوهی و آینده پژوهی)، مهارت های نرم ( مهارت اخلاق حرفه ای، مهارت ارتباطی و مهارت تاب آوری) و مهارت های فردی (مهارت خودتوسعه ای، مهارت استقلال حرفه ای، مهارت سواد دیجیتالی و مهارت شبکه سازی). نتیجه گیری: پنج مؤلفه اصلی و هفده زیرمؤلفه حاصل از این پژوهش می تواند الگویی اثربخش برای طراحی برنامه کارورزی توسعه حرفه ای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان باشد و باعث آمادگی بیشتر آن ها برای حرفه معلمی شود.
شناسایی و تحلیل سناریوهای بهبود توانمندسازی کارکنان در دانشگاه های نسل چهارم: رویکرد تلفیقی فراترکیب و IPA-G-FGAHP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
171 - 194
حوزههای تخصصی:
کارکنان توانمند یکی از ارکان کلیدی تحقق دانشگاه های نسل چهارم به شمار می آیند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل سناریوهای بهبود توانمندسازی کارکنان در دانشگاه های نسل چهارم است. از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر روش شناسی، دارای رویکرد تلفیقی کیفی–کمی است. در بخش کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، ۵۹ مقاله مرتبط شناسایی و پس از غربالگری، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شد. در بخش کمی، شاخص های نهایی با نظر ۹ نفر از مدیران عالی و میانی دانشگاه مورد مطالعه، ارزیابی شد. برای تحلیل داده ها از مدل تلفیقی IPA–G–FGAHP استفاده شد. ۱۴ شاخص کلیدی در سه بعد فردی، گروهی و سازمانی شناسایی شدند. طبق نتایج، شاخص های «نگرش»، «تفویض اختیار»، «روابط سازمانی» و «تعهد» در اولویت اول بهبود قرار گرفتند. مقادیر به دست آمده از مدل نشان داد که این شاخص ها بیشترین شکاف موزون و بالاترین توانمندی بهبود را دارند. در مقابل، شاخص هایی نظیر «شایستگی» و «چالشی بودن شغل» در ناحیه چهارم ماتریس قرار گرفتند و نیاز فوری به اقدام ندارند. نتیجه گیری نشان می دهد که برای تحقق دانشگاه های نسل چهارم، تمرکز بر توسعه توانمندسازی کارکنان در ابعاد نگرشی، ارتباطی و تعهد سازمانی ضروری است. همچنین، نتایج تأکید می کند که ارتقای فرهنگ اعتماد، آموزش هدفمند و سبک رهبری مشارکتی می تواند مسیر دستیابی به دانشگاه نسل چهارم را هموار سازد.
ارزیابی عملکرد حسابرسی داخلی با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسابرسی داخلی نقش مهم و حیاتی در حاکمیت و عملیات سازمان دارد. زمانیکه فعالیت این واحد در سازمان به شکل موثر و تاثیرگذار باشد و در خدمت عملیات و مدیریت سازمان باشد، کمک بزرگی به سازمان در دستیابی به هدفهایش خواهد بود. لذا، سازمانهایی که دارای واحد حسابرسی داخلی اثربخش هستند، ارزیابی کامل تری نسبت به شناسایی خطرهای محیط کسب و کار، فرآیندها و سیستم تجاری خود دارند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد فراترکیب به بررسی مولفه های تاثیرگذار بر عملکرد حسابرسی داخلی می پردازد. بر اساس نتایج تحلیل، 4 بعد و 8 مفهوم و 50 کد شناسایی و آزمون کیفیت آنها تایید شد. حسابرسی داخلی با به کارگیری رویکرد منظم و سیستماتیک به منظور ارزیابی و بهبود اثربخشی فرآیندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل های داخلی به سازمان برای دستیابی به اهدافش کمک می کند. به این ترتیب استقرار واحد حسابرسی داخلی در هر سازمانی لازمه بقاء و تداوم فعالیت در محیط پویا و همواره در حال تغییر است.