ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۲۱.

مقایسه اثربخشی آموزش رفتار بی آلایش و درمان تصویرسازی ارتباطی بر گرایش به رابطه مثلثی در زنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه: از جمله عواملی که می تواند بر بنیان روابط زوجین تاثیر منفی و مخرب بگذارد، در هم شکستن تعهد و انحصار روابط عاطفی و جنسی و ایجاد روابط مثلثی است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش رفتار بی آلایش و درمان تصویرسازی ارتباطی بر گرایش به رابطه مثلثی در زنان بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع تحقیقات پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای رابطه مثلثی بوده که در سال 1404 به مراکز مشاوره خصوصی شهر همدان مراجعه کردند که از بین آنها تعداد (45 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رابطه مثلثی (Sedighi & Yaghoubi, 2020) بدست آمدند. پروتکل درمان تصویرسازی ارتباطی (Hendrix, 2008) در 10 جلسه 60 دقیقه ای و پروتکل رفتار بی آلایش (صدیقی و یعقوبی، 2020) در 12 جلسه 45 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد اما گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها روش تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی به کار رفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش رفتار بی آلایش و تصویرسازی ارتباطی بر مولفه ها و نمره کل گرایش به رابطه مثلثی اثر معناداری دارند (01/0p< ) اما بین اثربخشی دو روش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0p> ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت روش رفتار بی آلایش و تصویرسازی ارتباطی بر کاهش گرایش به رابطه مثلثی مؤثر بوده و پیشنهاد می شود این روشها جهت کاهش روابط فرازناشویی مورد استفاده قرار گیرند.
۱۲۲.

پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه در دختران نوجوان: یک مدل میانجی تعدیل گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۸
هدف این پژوهش، مدل یابی روابط علّی پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه همراه با مطالعه نقش میانجی گری احساس تنهایی و تعدیل گری رشته تحصیلی در دختران نوجوان بود. تعداد 349 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه شهر ارومیه (میانگین سنی 66/16، انحراف استاندارد 01/1) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس تعلق به مدرسه، پیوستگی اجتماعی، احساس تنهایی و دل بستگی به همسالان پاسخ دادند. داده ها به روش معادلات ساختاری و رگرسیون سلسله مراتبی به کمک نرم افزار Spss و ایموس نسخه 26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد در غیاب تعدیل گر، احساس تنهایی نقش میانجی دارد. همچنین شاخص های برازش این مدل مطلوب بودند و 8 درصد از واریانس احساس تعلق به مدرسه توسط ترکیب متغیرهای پیوستگی اجتماعی، دل بستگی به همسالان و احساس تنهایی تبیین می شد. در ادامه نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از این بود که در مدل مفهومی مقدار تبیین واریانس احساس تعلق به مدرسه در سطح معناداری کمتر از 05/0، برای رشته ریاضی- فیزیک و رشته علوم تجربی معنادار و مثبت و برای رشته علوم انسانی غیر معنادار بود. این نتیجه گویای آن است که رشته تحصیلی نقش تعدیل گری معناداری دارد. درمجموع، مدل میانجی– تعدیل گر در رشته های ریاضی-فیزیک و علوم تجربی برازش دارد. از این یافته ها نتیجه می شود که میزان پیوستگی اجتماعی و احساس تنهایی دختران نوجوان را می توان جهت پیش بینی احساس تعلق به مدرسه در آنان مطالعه و بررسی کرد. با این حال، لازم است در این مطالعه و حتی طراحی و برنامه ریزی مداخلات احتمالی آتی، رشته تحصیلی نیز مدنظر قرار گیرد.
۱۲۳.

تأثیر فرهنگ استفاده از رسانه های اجتماعی بر رضایت جنسی و طلاق عاطفی با نقش میانجی تصویر بدن و انتظارات جنسیتی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۰
هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر فرهنگ استفاده از رسانه های اجتماعی بر رضایت جنسی و طلاق عاطفی با نقش میانجی تصویر بدن و انتظارات جنسیتی در زنان متأهل شهر تهران بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل ساکن مناطق مختلف تهران بود که از میان آن ها ۳50 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد مقیاس یکپارجه استفاده از رسانه های اجتماعی(جنکینس-گوارنیر، رایت و جانسون 2013)، مقیاس ادراک بدن( تایلکا و وود- بارکالو 2015)، پرسشنامه انتظارات جنسیتی بم (1974)، شاخص رضایت جنسی هودسون (1992) و مقیاس طلاق عاطفی گاتمن (1994) بود. نتایج تحلیل مسیر و آزمون سوبل نشان داد که فرهنگ استفاده از رسانه های اجتماعی بر رضایت جنسی و طلاق عاطفی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معنادار دارد. هم چنین، استفاده بیشتر از رسانه های اجتماعی با افزایش تصویر بدنی منفی و تقویت انتظارات جنسیتی کلیشه ای همراه بود که به ترتیب با کاهش رضایت جنسی و افزایش طلاق عاطفی رابطه معنادار بود. یافته ها حاکی از آن است که فرهنگ رسانه ای می تواند از طریق درونی سازی الگوهای غیرواقع گرایانه، کیفیت روابط زناشویی را تضعیف کند. مدل نهایی از شاخص های برازندگی مطلوبی برخوردار بود.
۱۲۴.

ارائه مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس انتظارات زناشویی، خوش بینی و خودکارآمدی رابطه در زنان متأهل از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
هدف پژوهش حاضر، ارایه مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس انتظارات زناشویی، خوش بینی و خودکارآمدی رابطه در زنان متأهل از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری تمامی زنان متأهل با حداقل یک سال سابقه ازدواج در بازه اسفند ۱۴۰۲ تا مرداد ۱۴۰۳ شهر شیراز بود. نمونه پژوهش ۳۸۰ نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسش نامه استانداردهای رابطه ونجستی و دلی (1997)، پرسش نامه جهت گیری زندگی شییر و کارور (1994)، پرسش نامه خود کارآمدی رابطه لوپز و همکاران (2007) و پرسش نامه رضایت زناشویی کانزاس بود. تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد بین انتظارات زناشویی، خوش بینی و خودکارآمدی رابطه با رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (۰٫۰۱>p). تحلیل رگرسیون چندمتغیره تأثیر معنادار انتظارات زناشویی (338/0=β) و خودکارآمدی رابطه (129/0=β) را بر رضایت زناشویی تأیید کرد، اما خوش بینی به صورت اثرگذار نبود. هم چنین، زیرمقیاس های انتظارات زناشویی مانند آینده نگری (092/0=β) و دسترسی عاطفی (091/0=β) بیشترین سهم را در پیش بینی رضایت زناشوئی داشتند. شاخص های برازش مدل ساختاری نشان دهنده مناسب بودن مدل نهایی بود (36/0=GOF). درنتیجه انتظارات زناشویی واقع گرایانه و هماهنگ با بافت فرهنگی-اجتماعی (به ویژه در شیراز) و خودکارآمدی رابطه ای، از طریق تقویت مهارت های ارتباطی و حل تعارض، نقش تعیین کننده ای در افزایش رضایت زناشویی زنان متأهل دارد.
۱۲۵.

بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی با تاب آوری (مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی با تاب آوری؛ مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز طراحی و اجرا گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی بود که جمع آوری اطلاعات آن به صورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403؛ که تعداد آن ها بالغ بر 1362 نفر بود؛ که تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان برابر 300 نفر از دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز بود. ابزار گردآوری تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد بود. برای سنجش جهت گیری مذهبی از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1950)، برای سنجش تاب آوری، مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) به کار برده شد. برای تحلیل آن نیز از نرم افزار spss و  amosنسخه 23 استفاده کردیم؛ که در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. از آمار توصیفی نظیر میانگین و واریانس و انحراف معیار و... برای توصیف داده ها و برای تعیین رابطه بین متغیر داده ها از تعیین رابطه آزمون پیرسون استفاده شد. نتایج نشان می دهد که جهت گیری مذهبی بر تاب آوری با مقدار 58/0 اثر گذار است.
۱۲۶.

درک معنایی فرایند هویت یابی زنان شهر یاسوج با رویکرد پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
این مقاله به بررسی فرایند هویت یابی زنان در شهر یاسوج با رویکرد فمینیستی می پردازد است. با بهره گیری از روش زمینه ای اشتراوس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 27 نفر از زنان این شهر گردآوری و تحلیل شدند. نتایج در بخش شرایط علی نشان می دهد هویت زنان تحت تأثیر دیگری سازی جنسیتی، انسداد افق انتخاب ها، پدرسالاری هژمونیک، گفتمان اقتدار مذهبی و بازتولید اجتماعی جنسیتی شکل می گیرد. همچنین نظام هنجاری گفتمانی، نظم نمادین مذهبی، بدن مندی جنسیتی، نظام پوششی هژمونیک، و نظام خانواده جنسیت محور به عنوان شرایط زمینه ای، نقش مهمی در تثبیت هویت سنتی زنان ایفا می کنند. از سوی دیگر، تبعیض نهادی جنسیتی، بازدارندگی هنجاری، روابط قدرت درون خانوادگی، بازنمایی کنترل بدن و سرمایه داری پدرسالارانه به عنوان کدهای شرایط مداخله گر استخراج شدند. این مطالعه در بخش راهبرد های تحقیق، با ارائه تحلیلی از تأثیرات گفتمان های قدرت بر هویت زنان، به تبیین نقش مقاومت و پذیرش در شکل گیری هویت زنان پرداخت و مقوله های پیامدهای این پدیده به سه شکل پیامدهای منفی (گفتمان قدرت و نظارت اجتماعی، ازدست دادن خودمختاری، درونی سازی هنجارها)، پیامدهای ترکیبی (گفتمان مقاومت و پذیرش، دوگانگی نقش ها، تعارض سوژه و نظم اجتماعی) و پیامدهای مثبت (بازسازی هویت و بدن مندی، مقاومت علیه گفتمان های مسلط، خودمختاری و کنترل بدن) استخراج شدند.
۱۲۷.

پشت درهای شورا: تحلیل کیفی تجارب زنان پس از ورود به شوراهای اسلامی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان مجالس محلی، فضایی تازه برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم کرده اند، اما حضور آنان همچنان محدود و همراه با چالش های ساختاری است. این پژوهش به روش توصیف کیفی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ زن عضو شوراهای شهر استان اصفهان انجام گرفت که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با نرم افزار مکس کیودی ای به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: ۱. شورا به مثابه میدان چالش برانگیز؛ ۲. مواجهه با فشارهای نهادی در کنار اتکای هم زمان به شبکه های حمایتی؛ ۳. جهت یابی راهبردی از طریق سازگاری منفعلانه تا ایستادگی کنشگرانه؛ و ۴. قراردادن زنان در کانون توجهات. یافته ها نشان می دهد ترکیب مردانه شوراها و هنجارهای ریشه دار جنسیتی، محیطی ایجاد می کند که در آن، زنان با فشارهای نقشی، تردید در شایستگی آنان، کلیشه های جنسیتی و حاشیه رانی در تصمیم گیری مواجه اند. این شرایط تعارض میان مسئولیت های خانوادگی–سازمانی و نیاز مداوم به اثبات توانمندی را تشدید می کند و استرس و فرسودگی نقش را افزایش می دهد. با وجود این محدودیت ها، زنان با استفاده از راهبردهایی مانند شبکه سازی، مذاکره، ایستادگی تدریجی و تمرکز بر نیازهای عملی زنان می کوشند فضای تصمیم گیری را دگرگون و حساسیت جنسیتی را در سیاست ها تقویت کنند. بااین حال، اثرگذاری این عاملیت همچنان در چارچوب های مردسالارانه محدود است و تقویت مشارکت مؤثر زنان نیازمند اصلاحات نهادی و افزایش حضور آنان در سطوح بالاتر حکمرانی محلی است.
۱۲۸.

الگوهای جنگ شناختی در مواجهه با زنان ایرانی؛ چالش های هویتی و راهکارهای مقاومت اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۲۶۹
این مقاله به بررسی الگوهای شناختی و گفتمان های تأثیرگذار بر هویت زنان در جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در برخی از فضاهای رسانه ای و تبلیغاتی، تلاش هایی برای بازتعریف نقش های اجتماعی زنان مشاهده می شود که می تواند به شکل گیری چالش های هویتی منجر شود. این چالش ها عمدتاً در حوزه هایی مانند تحصیل، اشتغال، ورزش، کرامت اجتماعی و پوشش نمود پیدا می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی محتوای اسناد و داده های رسانه ای، به تحلیل این گفتمان ها و تأثیرات آن ها بر جامعه زنان ایران می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برخی روایت های مطرح شده در فضای رسانه ای با واقعیت های اجتماعی همخوانی کامل ندارند و واکنش های اجتماعی به این موضوعات دارای الگوهای متنوعی است. در این میان، فرصت هایی برای تقویت هویت اجتماعی زنان، افزایش آگاهی، ارائه الگوهای موفق و تأکید بر نقش های متنوع زنان در جامعه مطرح می شود که می تواند به پایداری اجتماعی کمک کند. این مقاله با تحلیل دقیق این روندها، راهکارهایی برای درک بهتر تحولات اجتماعی و مواجهه با چالش های مرتبط ارائه می دهد.
۱۲۹.

کارآفرینی زنان و بهزیستی: چالش ها و فرصت ها در مسیر خود اشتغالی (یک مطالعه کیفی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی، به بررسی تجربه ی بهزیستی شخصی زنان کارآفرین تبریزی می پردازد که مسیر خوداشتغالی را در پیش گرفته اند. هدف مطالعه، تحلیل نحوه ی مواجهه این زنان با چالش ها و فرصت های موجود در مسیر کارآفرینی، همراه با حفظ و ارتقای بهزیستی آنان است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن کارآفرین که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل شد. تحلیل داده ها در چارچوب نظریه ی خودتعیین گری  انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که دو عامل اصلی در تقویت بهزیستی این زنان نقش داشته اند: (۱) معنویت و ایمان به عنوان منابعی برای تاب آوری و هدفمندی و (۲) تعادل میان کار و زندگی و کیفیت روابط خانوادگی به عنوان عناصر کلیدی بهزیستی. ورود به عرصه ی خوداشتغالی باعث افزایش حس خودمختاری و انعطاف پذیری این زنان شده و بهزیستی آن ها را از طریق بهبود سلامت جسمی، روابط خانوادگی و رضایت فردی تقویت کرده است. با این حال، آنان با چالش هایی چون استرس ناشی از تلاش برای ایجاد تعادل میان مسئولیت های شغلی و شخصی روبه رو بوده اند. نتایج همچنین نشان می دهد که آموزش های کارآفرینی نقش مهمی در افزایش انگیزه و موفقیت این زنان ایفا کرده و هم راستایی آن با مؤلفه های نظریه ی SDT در زمینه های خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. این مطالعه با پرداختن به خلأهای موجود در درک بهزیستی زنان کارآفرین، به ادبیات پژوهشی این حوزه افزوده و بر اهمیت تاب آوری و لزوم حمایت های خاص، به ویژه از سوی همسر، تأکید می ورزد.
۱۳۰.

توانمندسازی حقوقی زنانه-مادرانه در گرایش به فرزندآوری؛ از حقوق اجتماعی-اداری تا حقوق کانونی-خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
زن به عنوان جنسی از بشر در نظام آفرینش محل ظرفیت پذیرش نقش های گوناگون است و همواره مبتلابه حق ها و مسئولیت های متناسب با ذات خویش در نگاره های متفاوت (همسری، مادری و ...) می باشد که هر کدام از این نقش ها واجد اقتضائات حقوقی خاصی هستند. دو گانه ی «زنانه- مادرانه» یا «همسرانه-مادرانه» از جمله نقش ها و ساحت هایی است که این جنس از بشر در دو سر طیف آن حضور می یابد. نقطه عزیمت این بحث، گذار به نقش همسرانه و سپس نگاره ی مادرانه در پرتو حمایت های ارفاقی (ایجابی و سلبی) از نوع هنجاری-قانونی است که در این مقاله سعی بر نقد و بازنمایی وضعیت نامطلوب موجود و شناسایی ظرفیت های موجود برای نیل به وضعیت بهینه در ارتقاء جایگاه وی به نقش-های دوگانه موصوف و تلاش برای ایجاد توانمندسازی در این راستا بوده است. از این رو با نگاهی به وجوه سه گانه اجتماعی، اخلاقی و خانوادگی، ضمن ارزیابی کاستی های حقوقی، با واکاویِ وثیق درصدد معرفی ظرفیت های قانونی برای ارتقاء و توانمندسازی زنان در جایگاه همسری و مادری برآمده و راهبردهایی برای تحول تصمیمی و تقنینی در سطوح سیاست گذاری تا تاکتیک های اجرائی، در هر حوزه ارائه می شود.
۱۳۱.

تبیین تلازم وجودشناختی عقل-عفت- فطرت بر اساس مبانی حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۶۸
نفس ناطقه انسانی از بدو موجودیت، دو وجه متلازم و متفاعل بالفعل بنام عقل نظری و عملی دارد که همان شاکله ی فطری مختص انسان می باشد. از اقتضائات این شاکله ی فطری، این است که در بستر تکوین، تدریجاً وجه خودآگاه (عقلانی) آن به فعلیت می رسد. با تحقیق در مبانی حکمت سینوی روشن شده است که از نظر شیخ الرییس ، اولاً غایت عقل عملی، تکامل عقل نظری و غایت عقل نظری، تحقق عملی سعادت انسان است؛ یعنی یک تفاعل دوسویه پلکانی اشتدادی. ثانیاً وی عفت را به عنوان رأس فضایل اخلاقی( شعبه ای از عقل عملی) مُلهَم از شریعت می داند که مبدأ آن حیاء است و حیاء را فضیلت قوه ی تمییزیه یعنی عقل می داند ؛ از مقدمات فوق نتیجه می شود که عفت از لوازم فطری دستگاه عاقله انسانی است که در بستر تکوین و تکامل قوه عاقله، در عین متعلَّق عقل نظری بودن، در وجه عقل عملی تحقق عینی یافته و در لباس حیاء و مصادیق آن در ساحت های مختلف رفتار انسان، به قصد ایصال انسان به سعادت، تجلی پیدا می کند. بنابراین، سه مؤلفه ی عقل، فطرت و عفت به مثابه وجوهی از شاکله ی وجودی انسان، متلازم و غیر قابل انفکاک هستند و تحقق وجودی هر یک از آنها مشروط است به تجلی و تحقق آن دوی دیگر! لذا صحت کنشگری عقل و فطرت مستلزم رفتار عفیفانه است که خود را در مصادیق عملی و عینی با حیاء بودن متجلی می سازد. همچنین به اقتضاء صحت عکس نقیض، عدم عفت و حیاء، بالضروره حاکی است از عدم صحت رأی عقل و فعلیت تام فطرت.
۱۳۲.

بررسی سیمای زنان ایرانی عصر صفوی بر پایه تصویرشناسی فرهنگی (مطالعه موردی: سفرنامه های سانسون و تاورنیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۰۳
هویت فرایند پاسخگویی آگاهانه فرد، قوم و ملت به «چیستی و کیستی» خود است و شناخت ارزش های هویت تاریخی هریک در تحقق اهداف مهم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن ها کارگشا است. تصویرشناسی فرهنگی فرهنگ جوامع بشری و ویژگی های آن را از رهگذر آثار ادبی و هنری بررسی می کند و موضوع آن، بیشتر بررسی بازتاب ذهنیت یا استدلال فرد، گروه و ملت و تصویر آن ها در سفرنامه ها است. سیاحان مستشرق، سیمای زنان ایرانی را در سفرنامه های خود آورده اند؛ چنان که جهانگردانی مانند تاورنیه و سانسون جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی را توصیف و گاهی بر پایه کلیشه های ذهنی قضاوت کرده اند. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی در سفرنامه های تاورنیه و سانسون بر پایه انگاره تصویرشناسی فرهنگی به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و نگاه واقعی و کلیشه های ذهنی این جهانگردان را به زنان ایرانی عصر صفوی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نگاه واقعی و کلیشه ای این سفرنامه نویسان را به زنان ایرانی نشان داده است؛ به طوری که زیبایی، ازدواج، پذیرش چندهمسری، باروری و پسرآوری، مهم ترین خواسته جامعه مردسالار این دوره از زنان منفعل جامعه بوده است. بااین حال برخورد جامعه مردسالار با زنان درباری متفاوت است؛ چنان که این زنان افزون بر ویژگی های مذکور، همواره برای کسب مهارت و حضور در عرصه های اجتماعی تلاش کرده و مهارت هایی مانند شکار، تیراندازی، اسب سواری، گل دوزی و... کسب کرده اند و سفرنامه نویسان این عدم انفعال را در کلیشه های ذهنی به زنان عامه نیز نسبت داده اند.
۱۳۳.

تبیین ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی با نقش واسطه گری مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
خودکشی یکی از مباحث مهم در زمینه سلامت روان می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای مکانیز م های دفاعی در ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی تدوین گردید. مطالعه حاضر از نوع کاربردی و طرح تحقیق در رده پژوهش های توصیفی-همبستگی انتخاب شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان اصفهان بود و گروه نمونه به روش نمونه گیری چندمرحله ای و تعداد 367 آزمودنی تعیین شد. ابزارهای مطالعه شامل پرسشنامه قدرت ایگو مارکستروم و همکاران، پرسشنامه ذهنیت های طرحواره ای یانگ و همکاران، پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک و پرسشنامه سبک های دفاعی آندرز و همکاران بود. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که میان ذهنیت های ناکارآمد، مکانیزم های دفاعی رشدنایافته و مکانیزم های دفاعی روان رنجور با گرایش به خودکشی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p). همچنین ارتباط میان ذهنیت های کارآمد، نیرومندی من و مکانیزم های دفاعی رشدیافته با گرایش به خودکشی منفی و معنادار به دست آمد (01/0>p). نتایج تحلیل مسیر نیز بیانگر نقش واسطه گری مکانیزم های دفاعی در رابطه بین نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی بود. لذا می توان بیان کرد که مکانیزم های دفاعی به عنوان یک متغیر واسطه گر بر ارتباط نیرومندی من و ذهنیت های طرحواره ای با گرایش به خودکشی نقشی قابل توجه دارد. وانگهی در راستای تبیین ارتباط میان نیرومندی من و گرایش به خودکشی می توان به مؤلفه های توانمندی ایگو که عبارت است از امید، اراده، هدف، شایستگی، وفاداری، عشق، مراقبت و خردمندی اشاره کرد. میکاییلی و مرادی کلارده (2021) در پژوهش خود نشان دادند که مؤلفه های امید، خواسته، شایستگی و هدف با رفتارهای خودآسیبی در ارتباط است. از دیگر سو، غدیری و همکاران (2023) به توان من برای ایجاد تعادل میان نهاد، فراخود و واقعیت بیرونی اشاره کردند. اگر من قادر به انجام وظایف خویش نباشد، مشکلات روانی و اضطراب ایجاد می شود. درنتیجه فرد زمان مواجهه با بحران، خودکنترلی و تاب آوری کمتری داشته، عواطف منفی بیشتری را تجربه نموده و به استفاده از راهبردها و مکانیزم های دفاعی ناسازگارانه مانند رفتارهای خودآسیب رسان ترغیب می شوند.
۱۳۴.

صداهای تاب آوری: بررسی تجربه زیسته زنان افغان در دوره دوم حکومت طالبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: امروزه، با قدرت گرفتن مجدد گروه طالبان، مردم افغانستان شرایط دشواری را تجربه می کنند و زنان افغان به دلیل دیدگاه خاص این گروه، وضعیت پیچیده تری دارند. از این نظر، ایجاب می کند که تجربه زیسته زنان افغان عمیق تر بررسی شود. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تجربیات زیسته زنان افغان در دوران حکومت دوم طالبان بود. روش: این تحقیق با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی، مصاحبه های آنلاین با ۱۶ زن که به صورت هدفمند بین سپتامبر و دسامبر ۲۰۲۳ انتخاب شده بودند، انجام داد. محققان داده ها را از طریق ضبط صدا ضبط، رونویسی و تأیید کردند. نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد موضوعی انجام شد. یافته ها ۱۳ مضمون را در پاسخ به پنج سوال اصلی تحقیق برجسته می کند. یافته ها اهمیت تجربه را برای حمایت از توانمندسازی و عاملیت آنها و همچنین مقاومت زنان افغان در تغییر سوء رفتار طالبان نشان داد. نتیجه گیری: در مجموع، این تحقیق به افزایش حجم ادبیات در مورد تجربیات و مشارکت های زنان افغان کمک می کند و پایه ای برای بررسی بیشتر خشونت و تبعیض علیه زنان در افغانستان فراهم می کند.
۱۳۵.

راهبردهای زنان در مواجهه با سقط جنین عمدی: از تصمیم تا تجربه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
تجربه سقط جنین عمدی، زنان را هم در مرحله تصمیم گیری و هم در دوره پس از آن با موقعیتی تنش زا مواجه می سازد. هدف این پژوهش، شناسایی راهبردهای زنان در مواجهه با تجربه سقط جنین عمدی است. به این منظور، با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی توصیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با 40 زن دارای سابقه سقط جنین عمدی در استان البرز در سال 1403 انجام گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد زنان در مواجهه با تجربه سقط جنین عمدی، از راهبردهای متنوعی با چهار رویکرد کلی «کنش های حفاظتی-ترمیمی»، «واگشت اخلاقی»، «بنیان سازی توجیه گرانه» و «گریز همه جانبه» بهره می گیرند. «بنیان سازی توجیه گرانه» از طریق تلفیق استدلال های عقلانی، مذهبی و اجتماعی، تصمیم سقط را از حیطه رفتارهای تابویی خارج می کند و به انتخابی مشروع و اجتناب ناپذیر در چارچوب شرایط خاص زندگی تبدیل می سازد. رویکرد «گریز همه جانبه» به عنوان سازوکار دفاعی، با راهبردهای شناختی-هیجانی، از بار روانی این تصمیم می کاهد. رویکرد «واگشت اخلاقی» نیز بازتاب فرایند بازاندیشی انتقادی زنان در ارزیابی مجدد این تجربه در پرتو نظام ارزشی شخصی است. درنهایت، «کنش های حفاظتی-ترمیمی» بیانگر تلاش نظام مند برای مدیریت پیامدهای این تجربه از طریق راهکارهای پیشگیرانه و جبرانی است. این مجموعه راهبردها در کلیت خود، نمایانگر کوشش زنان برای حفظ توازن روانی-اجتماعی در بستر فرهنگی، اجتماعی و دینی حاکم است. نتایج این پژوهش می تواند مبنای علمی برای طراحی سیاست های جامع باروری و مداخلات روان شناختی هدفمند در سطح استان البرز قرار گیرد؛ به گونه ای که هم از سقط های عمدی پیشگیری کند و هم با ارائه خدمات مشاوره ای مبتنی بر راهبردهای سازگارانه شناسایی شده، از پیامدهای منفی روانی-اجتماعی سقط بکاهد.
۱۳۶.

تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
هدف پژوهش حاضر، تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی متون علمی پژوهشی، گزارش های بین المللی و مقالات معتبر مرتبط با فرسودگی شغلی، زنان شاغل، هوش مصنوعی، و روان شناسی فرهنگی بود که از سال ۲۰۲۱ تا 2025 منتشر شدند. نمونه پژوهش به صورت هدفمند از میان متون مرتبط انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند متون علمی منتشرشده بود. گردآوری داده ها از طریق جستجو در پایگاه های علمی معتبر مانند اسکوپوس، وب اف ساینس و گوگل اسکولار انجام شد. یافته ها نشان داد فرسودگی شغلی زنان نتیجه تعامل پیچیده میان عوامل روان شناختی و فرهنگی است. همچنین ده عامل اصلی شناسایی شده شامل شکاف دسترسی به فناوری، نگرانی از امنیت شغلی، فشار یادگیری مستمر، نظارت الگوریتمی، اختلال توازن کار - زندگی، تبعیض الگوریتمی، طوفان داده ای، تنهایی دیجیتال، دام بهره وری مصنوعی، و شکاف جنسیتی در فرسودگی شغلی به دست آمد. در نهایت تحلیل یافته ها بر پایه نظریه حفظ منابع (هابفال، ۱۹۸۹) و مدل الزامات - منابع شغلی (بیکر و دمروتی، ۲۰۰۷) نشان داد افزایش الزامات فناورانه بدون منابع حمایتی کافی موجب تحلیل مستمر منابع روان شناختی زنان می شود. بر اساس نتایج، برای کاهش فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی، مداخلات چندسطحی در سطوح فردی، سازمانی و فرهنگی ضرورت دارد.
۱۳۷.

سنخ شناسی مصرف فرهنگی زنانه در فضاهای شهری (مطالعه ای درباره کافه کتاب ها، مؤسسات هنری و سالن های سینما در سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۰
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه پدیدارشناختی تجارب زیسته زنان از مصرف کالاها و فضاهای فرهنگی در شهر سنندج است. در این میان مشخصاً کافه کتابها، مؤسسات هنری و سالنهای سینما به شیوه هدفمند انتخاب شده اند. داده های گردآوری شده از مصاحبه با 30 نفر از زنان به شیوه تحلیل مضمونی تفسیر و تحلیل شده اند. تحلیل یافته های پژوهش در وهله نخست نشان می دهد که درک و تفسیر زنان از چیستی مصرف فرهنگی، بسته به این که به کدامیک از محلات شهری متعلق باشند و فراغت خویش را در چه نوع فضاهایی صرف کنند، با هم متفاوت است. همچنین تحلیل ارتباط بین مصرف و فضا بیانگر آن است که زنان مصرف کننده در پنج تیپ اجتماعی قابل دسته بندی هستند: مصرف کنندگان همه چیزخوار، مصرف کنندگان اتفاقی و بی هدف، مصرف کنندگان فراغت طلب، مصرف کنندگان هویت جو، و مصرف کنندگان تک چیزخوار و تمایزطلب. سرانجام این که فضاهای مصرفیِ شهری در سنندج بسته به نوع امکانات و زمینه هایی که برای زنان فراهم می سازند به سه نوع فضاهای پویا و کنشگرمحور، فضاهای بسته، فضاهای ناایمن قابل دسته بندی هستند که از حیث ظرفیت های مصرف فرهنگی تفاوتهای بنیادینی با هم دارند.
۱۳۸.

تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارت های رهبری (شامل مهارت های ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبه نفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیم گیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاه های مختلف بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. به ویژه مهارت های ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبه نفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قوی تری داشتند. همچنین مهارت های مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندی های فردی آنان در فرآیندهای تصمیم گیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. به طورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد می کند که این آموزش ها به طور جدی در برنامه های تربیت معلم گنجانده شود.
۱۳۹.

بازنمایی جامعه شناسانه تعاملات زنان در رمان های محمد حجازی (هما، زیبا، پریچهر) براساس رویکرد کرس و ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۴
هرچند مطالعات زیادی درباره زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هاله ای از ابهام مانده است. یکی از مهم ترین زمینه های شناخت چنین تعاملاتی، پهنه گسترده رمان ها است. هدف مطالعه حاضر، تحلیل نحوه بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمان های سه گانه محمد حجازی مربوط به دوره پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمان های مذکور است. یافته ها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل می توان گفت انواع بازنمایی های زنان بیانگر رابطه ای تخاصمی بین دال های سه گانه دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکل دهنده هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دسته بندی های ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شده اند و روابط درون جنسیتی و بین جنسیتی متفاوتی را تجربه می کنند. نتیجه گیری کلی تحقیق این است که زنان داستان های حجازی ابژه های صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیک هایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانه فراگیر اجرا می کنند؛ بنابراین همه زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژه ها و تعاملات آنان را نمی توان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر ساده سازی کرد.
۱۴۰.

بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل وسومین جشنواره بین المللی فیلم فجر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۱
جشنواره بین المللی فیلم فجر مهم ترین رویداد سالانه کشور در عرصه سینما به شمار می رود. در چهل وسومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست جهان جامعه ایرانی و به ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت ها در حوزه خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئله پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم ها به مقوله ها و سنجه ها است، ابتدا تمامی شاخص ها به صورت مقوله های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم ها نسبت به شاخص ها توسط بیست پژوهشگر حوزه های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می شود. در یک ارزیابی کلان نگر و اجمالی می توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنواره فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص های چهارده گانه ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان