فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
سلامت جنسی حالت و وضعیتی فیزیکی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی مرتبط با جنسیت و امور جنسی تعریف می شود و صرفا ً به معنای نبود بیماری، اختلال و یا ضعف در آن امور نیست. این رفتار همانند سایر رفتارهای انسان متاثر از دانش و نگرش وی نسبت به مسایل جنسیتی و جنسی است. لازمه رفتار جنس ی س الم، برخ ورداری از دانش جنسی صحیح، برخورداری از نگرش مناسب است چراکه افکار، نگرش و ارزش های افراد بخشی از مولفه های مهم رفتار جنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخ دهی جنسی محسوب می شوند. هدف این پژوهش بررسی سیر تحول باورهای کلیشه ای جنسی در طول 5 دهه گذشته بود و تاثیر تحصیلات بر میزان باورهای کلیشه ای جنسی زنان در طول 50 سال گذشته را مورد مطالعه قرار داد. جامعه آماری تحقیق، شامل 5 دهه از زنان متاهلی بود که در سال های 1400-1401 در استان فارس ساکن بودند. به روش نمونه-گیری دردسترس 500 نفر از زنان متاهل ساکن فارس به تکمیل پرسشنامه های جمعیت شناختی و کلیشه های جنسی پرداختند. تحلیل داده ها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون، آزمون مانوا و واریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون مشخص کرد، بین باورهای کلیشه ای جنسی زنان با تحصیلات رابطه منفی وجود دارد و نتیجه تحلیل رگرسیون به صورت کلی نشان داد، مدل رگرسیون 23 درصد، میزان باورهای کلیشه-ای جنسی را تبیین می کند و تحصیلات به صورت معناداری قادر به پیش بینی میزان باورهای کلیشه ای است. در آخر بر اساس نتایج آزمون آماری مانوا مشخص شد، سیر تحول باورهای کلیشه ای جنسی در طول 50 سال گذشته نزولی بوده است. با توجه به نتایج پژوهش یک بازاندیشی نسبت به تفکرات و تابوهای جنسی در بین زنان دیده می شود. در حالی که سطح تحصیلات و سواد زنان در طی 50 سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است اما شاهد افزایش بسیار کم دانش جنسی زنان هستیم.
الگوی حل تعارض در روابط بین فردی مبتنی بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
243 - 275
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به جهت دستیابی به الگوی حل تعارض در روابط بین فردی بر اساس منابع اسلامی به روش آمیخته (کیفی و کمی) انجام شد. جامعه متنی پژوهش، کلیه مستندات قرآنی و روایی از کتب درجه «الف» و «ب» از نرم افزار جامعه الاحادیث است داده ها بر اساس ضعف کتب و عدم ارتباط مفهومی طی دو مرحله غربال شدند. بدین منظور در بخش کیفی پژوهش، ابتدا با استفاده از روش تحلیل محتوا و بر اساس تحلیل معنایی، منابع اسلامی موردبررسی و از میان 63648 گزاره، با توجه به اصل اشباع و غربال داده ها (ضعف کتب و عدم ارتباط مفهومی) 8134 گزاره انتخاب شد که با تحلیل گزاره ها، 512 کدباز، 80 کد محوری و 23 کد انتخابی به دست آمد. در بخش کمی با استفاده از روش دلفی، میزان مطابقت کدهای انتخابی و محوری با کدهای باز و یافته ها، میزان ارتباط مفاهیم در سه سطح توسط متخصصان (cvi=0.90) تائید شد. نسبت سنجی میان مقوله های هسته ای و عرضه آن ها به مستندات نشان داد، حل تعارض در روابط بین فردی از چهار مقوله تشکیل شده است. روایی الگوی حل تعارض نیز توسط کارشناسان (cvi=1) مطلوب ارزیابی شد. یافته های پژوهش نشان داد الگوی حل تعارض متشکل از چهار سطح مبانی، زمینه سازها، راهبردها و پیامدها سامان یافته و روابط فرضی میان آن ها بررسی شد. الگوی به دست آمده قابلیت تبدیل به پروتکل های آموزشی و روان شناختی را خواهد داشت.
اثربخشی آموزش حجاب و عفاف در بستر سوره نور بر نگرش به حجاب و خودمهارگری دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش برسی اثربخشی آموزش حجاب و عفاف در بستر سوره نور بر نگرش به حجاب و خودمهارگری دانش آموزان دختر متوسطه شهر مشهد بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش انجام آن شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. از میان جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در ۲ گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، پروتکل آموزش حجاب و عفاف در بستر سوره نور را در هشت جلسه 60 دقیقه ای دریافت و گروه کنترل آموزش ها را دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خود مهارگری تانجی و پرسشنامه نگرش به حجاب کریم زاده استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش حجاب و عفاف مبتنی بر سوره نور بر خود مهارگری و ابعاد نگرش به حجاب دانش آموزان تاثیر مثبت دارد. لذا آموزش های مبتنی بر قرآن می تواند در این زمینه حائز اهمیت بوده و با ایجاد بینش و شناخت دانش آموزان را به زیست عفیفانه فارغ از هرگونه اجباری سوق دهد. از این رو لازم است توام با قانونگذاری تلاشهایی در جهت آموزش و ارتقا آگاهی انجام شود.
بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری
حوزههای تخصصی:
کاهش تمایل به فرزندآوری در دهه های اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکت کننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود می دانند. بسیاری از آنان دغدغه هایی چون ناتوانی در تأمین هزینه های فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانه تر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی می تواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، به ویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
بازتاب هویت جنسیتی در آثار سه هنرمند زن معاصر جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
171 - 194
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخصه های عمده شناختی انسان، خصوصاً در عصر مدرن و پس از آن، هویت جنسیتی است که از طریق آن مرز میان خود و دیگری قابل ادراک می شود و قلمرو تعریف و تحدید ماهوی شخص معین می شود. بازتاب این مسئله در آثار هنرمندان معاصر، به ویژه هنرمندان زن مسلمان، به عنوان یک دغدغه ای جدی قابل مطالعه و تحلیل است. پژوهش حاضر با مبنا قراردادن آثار سه هنرمند زن معاصر در جهان اسلام، مونا حاتوم (هنرمند فلسطینی تبار، متولد 1952)، للا السعیدی (هنرمند مراکشی، متولد 1956) و بشری المتوکل (هنرمند یمنی، متولد 1969)، درصدد پاسخ به این پرسش است که کدام عوامل موجب بازتاب هویت جنسیتی در آثار این سه هنرمند شده و هرکدام، چگونه آن را در آثار خود انعکاس داده اند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و گردآوری اطلاعات از طریق اسناد کتابخانه ای صورت گرفته است. شیوه تجزیه و تحلیل کیفی است و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، از روش استقرایی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که هویت جنسیتی زنان، وضعیت افراط گرایی های مذهبی در کنار هویت های قومی و دلالت های زبانی، محور اصلی آثار مورد مطالعه را تشکیل می دهند. سیالیت هویت و نمایش روابط خلاقانه و دگرگون شده زنان، گاه در قیاس با مردان و گاه به صورت مستقل، نمودی از دغدغه های هویت جنسیتی نزد این هنرمندان است و آنان از طریق عکاسی، ویدیو و بهره گیری از عنصر نوشتار، این عوامل را در آثار خود انعکاس داده اند.
تحلیل جرم شناختی از بازنمایی بزه دیدگی زن در پرتو سبک زندگی در فیلم سینمایی رگ خواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
215 - 234
حوزههای تخصصی:
سینما به مثابه عنصری فرهنگی و به عنوان یکی از عرصه های بازنمایی مسائل اجتماعی، نقش مؤثری در افزایش سطح آگاهی جامعه و در پی آن کاهش سوگیری شناختی در این قلمرو دارد. یکی از این بازنمایی ها، خشونت علیه زنان و در پی آن بزه دیدگی این قشر آسیب پذیر است. تحقیق حاضر با هدف بررسی جرم شناختی بازنمایی بزه دیدگی زنان در آثار سینمایی، به مطالعه موردی فیلم سینمایی رگ خواب به روش تحلیل محتوایی پرداخته است. یافته های تحقیق بیانگر این امر است که شخصیت اصلی فیلم، مینا، به عنوان بزه دیده ایدئال ناشی از ساختارهای اجتماعی، با انتخاب سبک زندگی ریسک پذیر موجب شتاب دهندگی در بزه دیدگی خود شده و در یک جامعه سنتی و ایدئولوژیک و در نبود حمایت های اجتماعی و قانونی، بزه دیدگی مکرر و ثانویه او را به همراه داشته که بازنمایی گوشه ای از واقعیت است. همچنین واقعیت اجتماع در قلمرو بزه دیدگی زنان به مراتب جدی تر از بازنمایی آن در آثار سینمایی است و بی توجهی به این مقوله می تواند تأثیرات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه بر جای گذارد. به عنوان نتیجه این تحقیق، به ضرورت ساخت آثاری سینمایی بدون سانسورهای فرهنگی برای حساس سازی، آگاهی بخشی و ایمن سازی افراد و در راستای اثرگذاری بر سیاست گذاری ها و قانون گذاری های هدفمند و حمایتی، به ویژه در زمینه رفع تبعیض علیه زنان، و دسترسی همه زنان بزه دیده در هر شکل و قالبی به نظام عدالت کیفری در جهت اهداف جرم شناسی کاربردی و برای پیشگیری از خشونت علیه زنان در جامعه تأکید شده است.
تدوین مدل مفهومی غنی سازی روابط همسران با تأکید بر تأمین نیازهای روان شناختی براساس منتخب احادیث کتاب بحارالانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت روابط همسران در خانواده از اثرگذارترین عوامل سلامت و تعالی فرد و جامعه است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی غنی سازی روابط همسران با تأکید بر تأمین نیازهای روان شناختی با تأکید بر منابع اسلامی انجام شده است. بدین منظور مجلداتی از کتاب بحارالانوار که به طور مبسوط به بیان روایات مرتبط با روابط بین فردی و به طور خاص به روابط همسران اختصاص دارد و در هر باب، آیات مرتبط با موضوع پژوهش حاضر را نیز شامل می شود انتخاب شد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کمی-کیفی تجزیه و تحلیل شده است. در پایان و پس از روایی سنجی نتایج به دست آمده، ۳ مؤلفه زمینه ساز سلبی، ۱5 مؤلفه زمینه ساز ایجابی، 3 مؤلفه هسته ای و 7 مؤلفه پیامدی در مورد غنی سازی روابط همسران به تأیید کارشناسان رسید که مبتنی بر آن مدل مفهومی غنی سازی روابط همسران با تأکید بر تأمین نیازهای روان شناختی و براساس روایات کتاب بحارالانوار طراحی شد.
آزمون مدل ساختاری رابطه بین ترومای کودکی با اضطراب مرگ و میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان زن از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
95 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، آزمون مدل ساختاری رابطه بین ترومای کودکی با اضطراب مرگ و میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان زن از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان زن دانشگاه آزاد کرج در سال 1403 بود که 249 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. شرکت کنندگان به پرسشنامه های اضطراب مرگ کالت-لستر (1969)، عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994)، و ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS برای سنجش همبستگی بین متغیرها و نرم افزار Amos برای تحلیل متغیر میانجی استفاده شد. نتایج نشان داد ترومای کودکی به طور مستقیم بر عملکرد عدم تحمل بلاتکلیفی تاثیر دارد. و عدم تحمل بلاتکلیفی نیز به طور مستقیم بر اضطراب مرگ تاثیر دارد. ترومای کودکی بر اضطراب مرگ از طریق متغیر عدم تحمل بلاتکلیفی تاثیر غیرمستقیم دارد. عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه مثبتی با هر دو متغیر دیگر دارد. هم چنین نتایج نشان داد که کاهش تجربیات تروماتیک دوران کودکی، به کاهش غیرمستقیم اضطراب مرگ منجر می شود. و عدم تحمل بلاتکلیفی نقش مهمی در این رابطه ایفا کرد. بنابراین مداخلات روان شناختی مبتنی بر فرهنگ بر بهبود تحمل بلاتکلیفی و کاهش تاثیرات ترومای کودکی و کاهش اضطراب مرگ تاثیردارد.
نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و بررسی عوامل تأثیرگذار در آن (مطالعه موردی: دختران و زنان 20 تا 40 سال شهر تهران در سال 1400-1401)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
77 - 98
حوزههای تخصصی:
پوشاک زنان در نقش پدیده ای اجتماعی پس از انقلاب، تغییرات فراوانی پیدا کرد و سبک خیابانی پوشش روزمره تنوع یافت. با توجه به آنکه تیپ هنری یکی از سبک های رایج پوشش دهه های اخیر و از خرده فرهنگ های شکل دهنده فرهنگ ایرانی است، پژوهش حاضر با هدف شناخت تیپ هنری به گروش پوشاک دختران و زنان شهر تهران صورت گرفته و نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و عوامل اثرگذار در آن را بررسی می کند. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری آن شامل دختران و زنان 20 تا 40 ساله هنری پوش است. حجم نمونه 123 نفر از بین گروه های هنری و غیرهنری انتخاب شد و جمع آوری داده ها با پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. براساس یافته ها، رشته تحصیلی و شغل هنری با گروش به تیپ هنری ارتباط دارد. بین تنوع و آزادی در طرح و رنگ، اکسسوری ها، جذابیت، به کارگیری و تلفیق نقوش سنتی، مدرن و دست دوز، ارتباط معنادار وجود دارد. گسترش تبلیغات در شبکه های اجتماعی، افزایش هنرمندان دانشگاهی و غیردانشگاهی، بازاندیشی هویت زنان در جامعه ایران با گروش به تیپ هنری ارتباط معناداری دارد. طبق نتایج، تیپ هنری در بین هنرمندان، فراوانی بیشتری دارد. خاستگاه خانوادگی تأثیری در گروش به این سبک ندارد. گروش رشته ها و مشاغل غیرهنری نشان داد تیپ هنری به عنوان یکی از سبک های خرده فرهنگ خاص بر سایر افراد جامعه تأثیرگذار است. طیف وسیع طرح، رنگ و مدل بیشترین تأثیر را در گروش به تیپ هنری نشان داد
بررسی وضعیت توانمندسازی زنان در نواحی روستایی دارای دهیار زن شهرستان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان با اینکه نیمی از جمعیت روستایی را تشکیل داده و از پتانسیل های زیادی برای مشارکت در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی برخوردار هستند؛ اما بی توجهی به ارتقای ظرفیت و توانمندسازی آنها، چالش های فراوانی برای زنان روستایی و توانمندی آنها ایجاد نموده است. هدف این پژوهش تحلیل نقش دهیاران زن در ارتقای توانمندسازی زنان در نواحی روستایی شهرستان اصفهان است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع مطالعه توصیفی _تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات نیز پیمایشی است. جامعه مطالعاتی شامل 171 نفر از روستاییان زن (اعم از دهیار، کارمند و روستاییان) است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در تکمیل پرسشنامه ها مشارکت نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از SPSS و روش معادلات ساختاری (Smart PLS) بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج آزمون معادلات ساختاری PLS متغیر توانمندی بهداشتی با ضریب تاثیر کل (523/1) بیشترین تاثیر را داشته است و سپس به ترتیب مولفه های توانمندی اقتصادی (256/1)، توانمندی فرهنگی (895/0)، توانمندتوانمندی کالبدی (687/0)، توانمندی اجتماعی (622/0) و توانمندی روان شناختی (160/0) موثر بر توانمندسازی زنان می باشند.
بررسی و تحلیل کهن الگوی مادر مثالی در اشعار سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
یونگ، روان پزشک سوئیسی، در روان شناسی تحلیلی خود کهن الگوهای بسیاری را مطرح کرده است که می توانند معیارها و ملاک های مفیدی در سنجش، بررسی و تحلیل آثار ادبی در نقد روان شناختی باشند. تمرکز یونگ بر روی کهن الگوها بوده است. یکی از مهم ترین و حیاتی ترین این کهن الگوها، کهن الگوی «مادر مثالی» است که تصویری ذهنی و جهان شمول در شخصیت و فردیّت بشر است و به دو صورت مثبت و منفی جلوه می کند. سیمین بهبهانی از جمله شاعران معاصر ادبیات فارسی است که نمودهای مادر مثالی در اشعار او بازتاب داشته است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر جزئیات مد نظر یونگ انجام گرفته است، به دنبال کشف نمودهای کهن الگویی مادر مثالی در مفاهیم و سازه های شعری سیمین بهبهانی و شناسایی نمودهای مثبت و منفی آن با نگرش نقد اسطوره ای-روان شناختی است. نتایج پژوهش نشان از بازتاب 60 درصدی نمود مثبت و 40 درصدی نمود منفی مادر مثالی در شعر سیمین بهبهانی دارد؛ به گونه ای که در شکل مثبت به ترتیب بسامد، همذات پنداری با گیاهان، مادر زمینی، زایش و پرورش، شوق و شفقت، فصل بهار، آفتاب و وطن بیشترین نمود را دارند و در بعد منفی بیشترین بسامد مربوط به فصل های منفی (تابستان، پاییز و زمستان)، مرگ اندیشی، شب، مرداب، زمین سترون و شهر است.
مسئله بی حجابی: ستیز فرهنگی و کنشی سیاسی و امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مسئله شناسی بی حجابی در جامعه ایران انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی زمینه ای و با بکارگیری تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از اساتید (14 مرد و 6 زن) رشته های علوم اجتماعی و آینده پژوهی از دانشگاه های تهران، علامه طباطبائی و شهید بهشتی به عنوان جامعه نخبگانی مصاحبه شد. روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری بود. متن مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار 10MAXQDA کدگذاری شد. نتایج نشان داد ستیز فرهنگی و کنش سیاسی و امنیتی بی حجابی در ایران به عنوان مقوله هسته پژوهش در دو قالب عدم پذیرش حجاب به عنوان یک تکلیف قانونی و شکل گیری اعتراض در قالب نافرمانی مدنی به شکل عادی سازی پوشش های ناهنجار نمایان شده است. همچنین مقوله هایی چون تغییر تدریجی فضای گفتمانی جامعه زنان به ازای افزایش بهره مندی علمی و شکل دهی به جنبش های اجتماعی، کم رنگ شدن فضا-مکان های زنانه و محوری شدن فضا-مکان خیابان به عرصه کنشگری زنانه و همراهی مرجعیت الگویی در قالب سلبریتی ها در باورمندی به پدیده بی حجابی به عنوان عوامل ستیز فرهنگی جامعه شناسایی شد که در مواجهه با آنها، راهکارهایی نظیر ِفعال کردن مکانیسم و شیوه های بازدارندگی بدحجابی و بی حجابی از مسیر تقویت بنیان خانواده، اجتناب از دوگانه سازی گفتمان شرعی -الزام قانونی، کثرت گرایی فرهنگی-سیاسی سبک زندگی مطابق با قواعد نظام و اتخاذ سیاستگذاری مناسب در محیط های کسب و کار خصوصی و غیر خصوصی از طریق ارائه دستورالعمل های خاص مربوط به نوع پوشش در محیط های کسب وکار و تقویت گفتمان اقناع سازی ارائه شد. با توجه به نتایج پژوهش، برای جلوگیری از نافرمانی مدنی به کنش سیاسی توجّه همزمان به دو بعد فرهنگی و سیاسی حجاب به صورت توأمان پیشنهاد می گردد.
مؤلفه های تأثیرگذار بر پایداری ازدواج مجدد: پژوهش کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته افرادی بود که تجربه ازدواج مجدد پایدار داشتند. رویکرد مورد مطالعه در این پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جمعیت مورد مطالعه شامل کلیه افرادی بود که تجربه ازدواج مجدد داشتند. با استفاده از شیوه نمونه گیری نظری 12 نفر انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته موردبررسی قرار گرفتند. داده ها به شیوه استراوس و کوربین تحلیل شد. در مجموع 81 مفهوم، 24 مقوله اولیه و 10 مقوله ثانویه، استخراج شد. این مقوله ها عبارت اند از: شرایط علی (حل وفصل مشکلات ازدواج قبلی، طرح ریزی برای ازدواج مجدد، سست شدن موقعیت بیگانه و خودی)، راهبردها (به رسمیت شناختن اختلاف نظرها، حل مشکل در سطح واحد زوجی، راهبردهای مقابله ای مناسب)، شرایط مداخله گر (تائید خانواده اصلی و توجه به ارزش های اخلاقی و مذهبی)، شرایط زمینه ای (درک چالش های زندگی و انعطاف پذیری در مواجه با آن ها، مدیریت اوقات دو نفره، به اشتراک گذاری صمیمیت و بیان احساسات) و پیامدها (تعهد به ازدواج مجدد)، این عوامل را می توان در سه طبقه مسائل قبل، حین و بعد از ازدواج مجدد طبقه بندی کرد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر طرح ریزی و آمادگی برای ازدواج و اتخاذ راهبردهای مقابله ای مناسب در مواجهه با چالش های زندگی، پایداری ازدواج مجدد را باعث می شود.
تجربه زیسته زنان زندانی در یزد؛ مواجهه با انگ، انزوا و چالش های بازاجتماعی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
289 - 312
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان زندانی شدن زنان در سال های اخیر، مطالعه تجربه زیسته آنان به عنوان موضوعی اساسی در حوزه جرم شناسی و جامعه شناسی مطرح شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و روش نظریه زمینه ای به دنبال درک تجربه زیسته زنان زندانی است. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده است. نمونه مورد بررسی ۲۱ زن زندانی گروه سنی 19-65 سال هستند. نمونه حاضر از میان زنان زندانی شهر یزد به صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند و داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد زیست در چرخه انحراف ساختاری به منزله پدیده اصلی حضور یافته است. این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند خرده فرهنگ بزه آفرین، بحران عاطفی و انحراف ثانویه در زنان و نیز با مداخله شرایطی مانند حاشیه نشینی اقتصادی و فرهنگی، کودکی سرکوب شده و پاره ای عوامل زمینه ای مانند عواطف مخاطره آمیز، انسداد مهارتی و فقر قابلیتی به ورود زنان به فضای بزه و جرم و زیستن در چرخه انحراف ساختاری منجر می شود. مطابق نتایج، زنان زندانی پیامدهای انزوا تدافعی، فرسایش روانی و هویت تعلیقی را به دوش کشیده اند و درنهایت کنش زنان زندانی در مقابل مشکلات، به صورت بازآفرینی هویت، احیای معنوی و پالایش روانی رخ داده است.
بررسی تأثیر تقسیم کار جنسیتی در منزل بر رفتار باروری زنان با استفاده از شبیه سازی عامل بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
891 - 915
حوزههای تخصصی:
با کاهش باروری به زیر سطح جانشینی، نحوه تقسیم کار جنسیتی در منزل به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده تصمیمات و رفتارهای باروری مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر، بررسی و پیش بینی نحوه تقسیم کار جنسیتی در منزل بر رفتار باروری زنان استان تهران با استفاده از ابزار مدلسازی عامل بنیان است. برای این منظور، از بخشی از داده های طرح تحولات باروری در استان تهران (سال 1396) استفاده شد. نتایج شبیه سازی حاکی از روند تند کاهش باروری در ده سال آینده در استان تهران است. براساس این نتایج، پیش بینی می شود میزان باروری کل در استان تهران در سال 1408 به 06/1 فرزند برسد. در ادامه، سناریوهای کاهش و افزایش مشارکت مردان در تقسیم کار جنسیتی در منزل در نرم افزار انی لاجیک اجرا شد و براساس این سناریوها، به پیش بینی میزان باروری کل استان تهران تا سال 1408 پرداخته شد. نتایج شبیه سازی عامل بنیان نشان داد در صورت کاهش 15 درصدی مشارکت مردان در تقسیم کار جنسیتی در منزل، میزان باروری کل در استان تهران به 03/1 فرزند خواهد رسید. در مقابل، در صورت افزایش 15 درصدی مشارکت مردان در تقسیم کار جنسیتی در منزل، میزان باروری کل به 09/1 فرزند در سال 1408 خواهد رسید. در بخش پیشنهادها، براساس نتایج مهم است که سیاست های افزایش جمعیت و سیاست های دوستدار خانواده، شامل مجموعه ای از ارزش های فرهنگی و اجتماعی در زمینه مشارکت مردان در امور منزل باشد تا بتوان روند کاهش نابرابری جنسیتی را با هدف افزایش باروری تقویت کرد.
تاثیر شاخص توسعه انسانی بر نرخ ازدواج در کشورهای منتخب عضو OECD و غیر OECD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
159 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر شاخص توسعه انسانی بر نرخ ازدواج در کشورهای منتخب عضو OECD و غیر OECD انجام گرفته است.
روش : روش این پژوهش از نوع پانل دیتا و جامعه آماری شامل 66 کشور طی دوره زمانی 2000-2018 بوده است. با توجه به هدف پژوهش، کشورها به2 گروه کشورهای عضو OECD و غیر OECD تقسیم شده اند. تحلیل داده ها و برآورد ضرایب با استفاده از روش «گشتاور تعمیم یافته سیستمی دو مرحله ای» و نرم افزار STATA16 انجام گرفته است. سازگاری تخمین زن GMM به فرض معتبر بودن متغیرهای ابزاری و عدم همبستگی جملات خطا بستگی دارد که در این تحقیق از آزمون هانسن-جی و آرلانو-باند به منظور بررسی این دو فرض استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد شاخص توسعه انسانی تاثیر منفی و معناداری بر نرخ ازدواج در دو گروه کشورهای مورد مطالعه طی دوره زمانی 2018-2000 داشته است. همچنین ضرایب زیرشاخص های درآمد و امید به زندگی نیز در هر دو گروه منفی و معنادار بوده است. نتایج تکمیلی نیز حاکی از تاثیر منفی و معنادار زیر شاخص آموزش در گروه کشورهای غیرOECD می باشد؛ اما معناداری این زیرشاخص در گروه کشورهای عضو OECD تأیید نشده است.
جمع بندی: تصمیم به ازدواج تنها زمانی اتفاق می افتد که از نظر اقتصادی، اجتماعی و یا حتی فرهنگی منطقی به نظر برسد. با توجه به نتایج این تحقیق، شاخص توسعه انسانی و زیرشاخص های آن تاثیر منفی و معناداری بر نرخ ازدواج در هر دو گروه کشورهای مورد مطالعه داشته است و تفاوت معناداری از این منظر بین دو گروه کشور وجود ندارد.
بررسی میزان آسیب پذیری زنان در مقایسه با مردان در دوران کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
539 - 563
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر با استفاده از مدل رگرسیون پروبیت تأثیر عوامل جمعیت شناختی بر وضعیت درآمد، پس انداز و اشتغال بعد از دوران کرونا نسبت به قبل از آن در مشهد براساس تفکیک جنسیتی، بین دو گروه زنان و مردان سنجش شد. داده ها به روش پرسشنامه ای و به صورت آنلاین جمع آوری و رگرسیون های مربوط به وضعیت درآمد، پس انداز و اشتغال با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل شدند. حجم نمونه شامل 1093 نفر بود که از این تعداد 523 نفر زن و 570 نفر مرد بودند. نتایج پس از تحلیل رگرسیون در سطح اطمینان 95 درصد، حاکی از آن است که افراد با سن بالاتر، مستأجران و خانوارهایی که تعداد اعضای بیشتری دارند دچار کاهش درآمد و پس انداز بیشتری شدند که در این بین مردان بیش از زنان آسیب دیدند. با بهبود طبقه درآمدی، تحصیلات و موقعیت اقتصادی اجتماعی می توان از آسیب های ناشی از کرونا کاست که در این زمینه، میزان کاهش در آسیب زنان نسبت به مردان مقدار بیشتری است. مشاغل آزاد و حقوق بگیران بخش خصوصی کاهش بیشتری در درآمد، پس انداز و بدترشدن وضعیت شغلی خود مشاهده کردند که در بین شاغلان، زنان شاغل بیش از مردان شاغل دچار زیان ناشی از کرونا شدند. همچنین براساس نتایج مطالعه با ارتقای طبقه درآمدی، تحصیلات و بهبود موقعیت اقتصادی-اجتماعی، زنان نسبت به مردان، بهبود بیشتری در وضعیت شغلی، درآمدی و پس اندازی خود مشاهده می کنند.
ارائه الگوی تبیینی نگرش زنان به سمت های مدیریتی با نقش تعارض کار - خانواده و فرهنگ سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
149 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی تبیینی نگرش زنان به سمت های مدیریتی با نقش تعارض کار - خانواده و فرهنگ سازمانی است. این پژوهش از نظر ماهیت و روش، توصیفی – علی و از لحاظ جهت گیری های پژوهش، بنیادی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد است. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان زن متأهل شاغل در اداره آموزش وپرورش شهرستان بوکان است که با استفاده از قواعد خاص تعیین حجم نمونه برای مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی، 170 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی و برای محاسبه ضرایب مسیر از تحلیل مسیر معادلات ساختاری Smart PLS 3 استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل مسیر، بین تعارض کار - خانواده با نگرش زنان به سمت های مدیریتی و فرهنگ سازمانی رابطه معکوس و معنادار وجود دارد و بین فرهنگ سازمانی با نگرش زنان به سمت های مدیریتی رابطه مستقیم معنادار به دست آمد. همچنین فرهنگ سازمانی توانست در رابطه علی بین تعارض کار - خانواده با نگرش زنان به سمت های مدیریتی نقش میانجی ایفا نماید.
بدن نوجوان در آینه اجتماع: مطالعه ی تجربه زیسته دختران نوجوان در نحوه پوشش و آرایش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
171 - 192
حوزههای تخصصی:
بدن و مدیریت بدن یک پدیدار زیست شناختی و روان شناختی صرف نیست، بلکه یک محصول اجتماعی است که با عرصه پوشش و آرایش نیز بسیار موضوعیت می یابد. مدیریت بدن در بین دختران نوجوان نیز از این امر مستثنی نیست و تنظیم بدن در بین آنان با نوع پوشش اجتماعی گره خورده و نمود یافته است. بر این اساس پژوهش حاضر به مطالعه نحوه پوشش و آرایش نوجوانان دختر به مثابه جلوه ای از تنظیم بدن در آنان پرداخته است. این مطالعه با مشارکت 26 دختر نوجوان در گروه سنی 12 تا 18 سال و با مصاحبه عمیق انجام شده است و داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل تماتیک واکاوی شد. یافته های این پژوهش نشان داد نحوه پوشش و آرایش نوجوانان در بستر اجتماع از مؤلفه هایی چون؛ تنوع پوشش و آرایش های در خیابان ها و مدهای جذاب در مراکز تجاری، افزایش و جاذبه فرهنگ باشگاه های تناسب اندام، نگرش خود شی انگاری و اصرار بر تناسب اندام، پرداختن به بدن به مثابه سرگرمی و فرار از دل مشغله ذهنی، تنظیم بدن با تمایل به مصرف گرایی، تنظیم بدن و مدیریت تأثیرگذاری و تنظیم بدن و کسب تمایز، متأثر است که در سه مفهوم اصلی بنگاه های تجاری و بازتولید بدن، رویکردهای چالشی و بازتولید بدن، معیارهای ارزشی و بازتولید بدن، نمایان شده است. مقوله اصلی به دست آمده نیز گویای آن است که مدیریت بدن نوجوانان متأثر از زمینه های اجتماعی و ساختاری است که هدایت آن توجهات بنیادی را می طلبد.
مطالعه ی تجربه زیسته ی مصرف نمایشی در بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
119 - 140
حوزههای تخصصی:
رفتارهای مصرفی انسان ها می تواند بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی هم تأثیر بگذارد و هم تأثیر بپذیرد و میزان و نوع مصرف می تواند نشان دهنده مسائلی همچون سبک زندگی، طبقه و یا حتی نوع نگرش افراد باشد. گاهی انسان ها از طریق مصرف گرایی یا مصرف نمایشی بین خود و گروه های جامعه شکافی می سازند که از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خودشان استفاده می کنند. بر این اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش نظریه زمینه ای به مطالعه ی تجربه ی مصرف نمایشی در بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در شهر مشهد پرداخته است. مشارکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند و از بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر مشهد که در محدوده سنی 25 تا 40 سال بودند انتخاب شدند که بعد از انجام 20 مصاحبه یافته ها به اشباع نظری رسید. در نهایت متن مصاحبه ها در قالب بیش از 70 مفهوم، 10 مقوله عمده فرعی و یک مقوله هسته ای کدگذاری شد. یافته ها نشان داد که 10 مقوله محوری «ترس از طرد شدن»، «دید منفی به فقرا»، «پاداش های مصرف نمایشی»، «مجبور شدن خانواده ها برای تن دادن به مصرف نمایشی»، «احساس کمبود و حقارت »، «هم نوایی و همرنگ شدن»، «ارزش بیش از حد به ظاهر در گرو از بین بردن عزت نفس»، «ناتوانی مالی»، «مصرف نمایشی ابزاری برای رسیدن به آرزوها»، «فشارهای روحی و روانی» در شکل گیری مصرف نمایشی نقش دارند و مقوله ی هسته «مصرف نمایشی مکانیزمی برای مورد تأیید قرار گرفتن در جامعه» در بر گیرنده کل فرایند مصرف نمایشی است.