فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۶٬۶۲۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
توجه به اصل حریم و محرمیت در طراحی مسکن پایدار، موضوعی است که به دلیل چالش های اجتماعی و فرهنگی متنوعی که جوامع امروزی با آن مواجه هستند، به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع به این دلیل است که مسکن نه تنها به عنوان یک فضای فیزیکی و پناهگاه، بلکه به عنوان محلی برای شکل گیری و تقویت هویت فردی و اجتماعی افراد، به ویژه زنان، عمل می کند. در جوامع اسلامی، محرمیت به عنوان یک اصل اساسی در روابط خانوادگی و اجتماعی مطرح شده و توجه به آن می تواند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش احساس امنیت، آرامش و سلامت روانی در خانواده ها منجر شود، از این رو توجه کافی به حریم خصوصی و محرمیت در طراحی مسکن و تأثیرات آن بر کیفیت زندگی افراد، به ویژه زنان، به عنوان ضرورت این پژوهش محسوب می شود. محرمیت به عنوان یک عنصر کلیدی در ایجاد جوامع سالم و متعادل، می تواند روابط خانوادگی را تقویت کند و تنش های اجتماعی را کاهش دهد. به همین دلیل، طراحی فضاهای مسکونی که به نیازهای شخصی با حفظ محرمیت توجه دارند، می تواند به زنان این امکان را بدهد که در محیطی امن و آرام زندگی کنند و در عین حال نقش های اجتماعی خود را به شکل مؤثری ایفا کنند.این تحقیق با ماهیت کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و از طریق بررسی جامع ادبیات پژوهش و تحلیل داده های نظری به این نتیجه رسیده است که؛رعایت اصول محرمیت در طراحی مسکن نه تنها تأثیرات مثبتی بر کیفیت زندگی افراد دارد، بلکه می تواند به تقویت تعاملات اجتماعی نیز منجر شود. با ایجاد فضاهای مسکونی که به نیازهای محرمیتی پاسخ می دهند، می توان به تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش مشکلات اجتماعی کمک کرد. همچنین نتایج گویای آن است که توجه به عرصه بندی، سلسله مراتب و غیره در مسکن می تواند به برآورده کردن هرچه بیشتر محرمیت در منزل کمک کند.لازم بذکر است، این تحقیق می تواند به عنوان پایه ای برای بهبود طراحی مسکن و افزایش کیفیت زندگی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد و به ایجاد محیط هایی سالم تر و پایدارتر برای تمامی افراد، به ویژه زنان، منجر شود.
رسانه های اجتماعی و بازنمایی بیماری انگاری سالخوردگی و ایده آلهای زیبایی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانههای اجتماعی که به سرعت در حال تبدیل شدن به بخشی جدایی ناپذیر از جامعه است؛ به طور کلی،نقش بسیار گسترده ای در گرایش به اعمال جراحی پلاستیک،ایفا می کند. این مقاله به تحلیل و بررسی صفحات اینستاگرام جراحان زیبایی می پردازد.هدف این پژوهش تحلیل نشانه شناختی رسانه های اجتماعی از منظر مدیریت بدن، بازنمایی ایده آلهای زیبایی و جوانی و ترغیب به جراحی زیبایی در میان زنان است. روش تحقیق از نوع کیفی نشانه شناسی جان فیسک است که از بین ۴۰ صفحه اینستاگرام پرطرفدار پزشکان جراح زیبایی،چهار نمونه از سه صفحه پزشکان جراح زیبایی انتخاب شدند و براساس نظریه جان فیسک در سه سطح توصیفی(رمزگان اجتماعی)، بازنمایی(رمزگان فنی) و ایدئولوژیک(رمزگان ایدئولوژیک) بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد که صفحات اینستاگرام پزشکان جراحی زیبایی متأثر از ایدئولوژی و گفتمان مردسالاری حاکم است. این روند به بیماری انگاری سالخوردگی،جوان ماندگاری،برساخت ابژه زیبایی و امر جوانی، دگردیسی هویتی، کالاانگاری زن ، بازنمایی کلیشه ای، و مهندسی ذائقه زیبایی و جوانی از طریق گفتمان رسانه ای وپزشکی سازی ظاهر و بدن، به ویژه بدن سالخورده یا طبیعی، یاری می رساند. با استفاده از صنعت فرهنگ و تبلیغات، فرهنگ مصرف گرایی را ترویج می دهد و بدین ترتیب نقش قابل توجهی در تشویق زنان به انجام جراحی های زیبایی وجوان سازی و تقویت انگیزه برای این اقدامات ایفا می کند.
شناسایی راهبردها و پیامدهای سبک زندگی ورزشی در بانوان (تحلیل موضوعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر شناسایی راهبردها و پیامدهای سبک زندگی ورزشی در بانوان ایران می باشد. تحقیق حاضر از منظر پارادایم از نوع تحقیقات تفسیری و از نظر هدف زمینه ای و از منظر رویکرد یک تحقیق کیفی با روش تماتیک می باشد. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان حوزه مدیریت و علوم ورزشی و همچنین زنان متخصص در حوزه فعالیت های بدنی و اوقات فراغت می باشند. در این میان 21 نفر از آنان به روش هدفمند و تاکتیک گلوله برفی به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از فرایند کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2022 صورت پذیرفت. نتایج تحلیل موضوعی داده ها نشان داد راهبردهای حامیان، فردی، ساختاری و زیرساختی، انگیزشی، آموزشی، فنی و تخصصی و ایدئولوژیکی به عنوان مضتمین اصلی و راهبردی سبک زندگی ورزشی بانوان اکتشاف گردید. همچنین در میان مفاهیم احصاء شده مفهوم تنظیم برنامه منظم، آگاهی از فوائد و نهادهای آموزشی، به ترتیب با ضریب اهمیت 29، 25 و 23 و در مجموع تمامی راهبردها با ضرایب اهمیت 565 استخراج شد. در مجموع این راهبردها می توانند به رفع موانع مشارکت ورزشی زنان و ارتقای محیط فراگیرتر و حمایت کننده تر برای ورزشکاران زن و ایجاد لحظات مشترک و خاطرات مثبت، کمک کنند. همچنین اختصاص دادن معنای مثبت و بهداشتی به فعالیت بدنی، و هدایت بانوان با ارائه برنامه های آموزشی جامع و فراگیر می تواند به سبک زندگی فعال و ورزشی در زنان منجر شود.
نقش اجتماعی زن و مرد در تحکیم روابط خانواده از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین نقش های اجتماعی زن و مرد در تحکیم روابط خانواده با استفاده از قرآن کریم به عنوان منبعی جامع و متقن است. روش مورد نظر، روش تدبر در قرآن به ویژه تدبر کلمه ای است. این روش با طرح سؤال از آیه 34 سوره نساء، بررسی برداشت های به دست آمده از ظاهر آیه ( با در نظر گرفتن تفسیر المیزان ) و تدبر در کلمات آ ن با استفاده از کتب لغت انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که ایفای مطلوب نقش های مردانه و زنانه با ابعاد تشخیصی اندیشه ای، باوری توجهی، صفتی شاکله ای و رفتاری، روابط متعادل زوجی و در نتیجه رشد و تعالی خانواده و جامعه را رقم می زند. با اختلال در هریک از ابعاد نقش های مردانه و زنانه سلامت رابطه زوجی و خانواده و در نتیجه جامعه مورد تهدید قرار می گیرد.
نقش سازمان زنان ایران در نوسازی فرهنگی جامعه زنان از طریق برنامه پیکار با بی سوادی در دهه چهل و پنجاه شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
325 - 342
حوزههای تخصصی:
با تهیه منشور انقلاب سفید در سال 1341 ش، دستیابی به توسعه راهبرد اصلی کشور تعیین شد. در این راهبرد، توسعه اقتصادی زیربنای جهش به توسعه متوازن در تمام عرصه ها قلمداد می شد. بی سوادی شمار بسیاری از مردم، بزرگترین مانع در کسب توسعه اقتصادی بود. از طرفی، این توسعه سبک جدیدی از زندگی را به دنبال داشت که نیازمند جهان بینی متفاوتی است. بنابراین، تغییر در بنیادهای فرهنگی جامعه که از طریق آموزش و پرورش سبک جدید زندگی صورت می گرفت، مکمل برنامه های توسعه اقتصادی در نظر گرفته شدند. زنان در این میان، رکن اصلی را در این تغییر فرهنگی ایفا می کردند و بی سوادی شمار بسیاری از آنان مانع اصلی در تحقق برنامه های توسعه توصیف شدند. از این رو سؤال اصلی مقاله این است که برنامه های سوادآموزی زنان بزرگسال چرا و چگونه سیاست گذاری و هدف گذاری شدند تا این تغییر فرهنگی را به وجود آورند؟ برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از مفهوم نوسازی فرهنگی و به روش توصیفی – تحلیلی، راهبردها و سیاست گذاری های تغییر فرهنگی تبیین و نقش و عملکرد سازمان زنان ایران به عنوان متولی این نوسازی در جامعه زنان بررسی شد. براساس یافته های پژوهش، «آزادی زنان» و «اعتلای مقام زن» دو کلان طرح در این گفتمان بودند تا از این طریق، در گام نخست با افزایش شمار زنان باسواد، تصویر جدید از زن را ذائقه-پذیر کنند تا در پی آن، فرایند تغییر نقش های سنتی زنان و بازتولید فرهنگ غربی توسط آنان آغاز شود.
راهبردهای شرکت های تعاونی در محرومیت زدایی زنان سرپرست خانوار با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
173 - 202
حوزههای تخصصی:
تعاونی ها از دیرباز در عرصه محرومیت زدایی مورد توجه سیاست گذاران و قادر به توانمندسازی زنان سرپرست خانوار به عنوان بخش مهمی از محرومیت در استان خوزستان هستند؛ بنابراین سؤال اصلی این پژوهش این است که مهم ترین راهبردهای توسعه تعاونی در مسیر محرومیت زدایی زنان سرپرست خانوار استان خوزستان کدام اند. پژوهش طبق مطالعات اسنادی و نظر خبرگان به دنبال بررسی عوامل مؤثر بر محرومیت زنان سرپرست از مسیر تعاونی ها است. مطالعه با رویکرد آینده پژوهی و روش سناریوسازی با نرم افزار سناریو ویزارد انجام گرفت. مصاحبه کنندگان و خبرگان، 40 نفر از کارشناسان اقتصادی، اجتماعی و مدیریت اجرایی، دانشگاهی و مدیران تعاونی های زنان استان خوزستان در سال 1403 بودند. نمونه گیری به شکل غیراحتمالی قضاوتی انجام گرفت. نتایج نشان دهنده وجود چهار سناریو بود. سناریوهای بخش اول (مطلوب)، شرایط مناسب اقتصادی با حمایت مسئولان و توسعه زیرساختی و شامل دو سناریوی مطلوب ترین سناریوی بخش اول (همه عوامل، دارای شرایط مطلوب) و سناریوی مطلوب بخش اول است. سناریوی دوم فقط در مؤلفه فرهنگ است که شرایط ایستا را درنظر می گیرد. سناریوی سوم (ایستا)، با شرایط ایستا رویکرد تقویت زیرساخت ها و توانمندسازی زنان با حفظ وضع موجود را مطرح می کند و سناریوی چهارم (بحران)، وضع نامطلوب تعاونی های زنان را نشان می دهد. مهم ترین ویژگی های این سناریوها تقویت توجه به بخش تعاون در اقتصاد و نظر مسئولان، افزایش حمایت از طریق زیرساخت های آموزش و حضور زنان، توجه به موضوعات فرهنگی متناسب با توسعه در حوزه کارکردن زنان و بهبود سطح تحصیلات زنان است.
تجارب زیسته زنان سرپرست خانوار در کسب وکارهای خانگی: یک کاوش پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
203 - 237
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای خانگی علاوه بر اینکه نقش قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی کشورها دارند، پیوندی میان فضای خانه و فعالیت اقتصادی ایجاد کرده اند. این کسب وکارها در کشورهای درحال توسعه برای زنان و به ویژه زنان سرپرست خانوار می توانند ابزار مهمی برای توانمندسازی و کسب استقلال اقتصادی باشند. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته زنان سرپرست خانوار در راه اندازی و اداره کسب وکارهای خانگی انجام گرفت. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. روش نمونه گیری، غیراحتمالی از نوع قضاوتی بود که طی آن، ۱۹ زن سرپرست خانوار در شهرستان اسلام آباد غرب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته به دست آمد. تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد تجارب مشارکت کنندگان در سه دسته اصلی شامل شناخت الزامات کسب وکار خانگی، مهارت در مدیریت فروش، و مواجهه با چالش های فردی، محیطی و جنسیتی قابل طبقه بندی است. یافته ها بیانگر آن است که ورود به عرصه کارآفرینی فرصت های ارزشمندی برای این زنان و خانواده هایشان فراهم کرده است، اما هم زمان با موانع متعددی همراه است. این امر ضرورت تدوین سیاست ها و برنامه های حمایتی مؤثر و متناسب با نیازهای این گروه از زنان را برجسته می سازد. همچنین ارائه آموزش های تخصصی و حمایت های مالی می تواند مسیر پایدارتری برای توسعه این نوع کسب وکارها توسط این زنان فراهم آورد.
بررسی پدیداری تجربه زندگی دختران نوجوان در خانواده های ناتنی و ارتباط بامادرخوانده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی پدیداری تجربه زندگی دختران نوجوان در خانواده های ناتنی و در ارتباط با مادرخوانده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جمعیت مورد مطالعه، 25 نفر از دختران نوجوان 11 تا 16 ساله منطقه 9 تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا سر حد اشباع اطلاعات، انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. کدگذاری داده ها، هم زمان با جمع آوری داده ها، انجام و ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از روش ون مانن (2016) در 6 مرحله انجام شد. مجموعاً از تعداد 25 مصاحبه، 368 کد اولیه، 92 مفهوم اولیه، 12 مضمون فرعی و 2 مضمون اصلی به دست آمد. مضامین اصلی شامل «چالش ها و موانع» با مضامین فرعی «پریشانی هیجانی – شناختی؛ فقدان های چندگانه؛ عدم اختصاص زمان و توجه؛ ادراک منفی از والد ناتنی؛ تضادهای وفاداری؛ تعارض فرسایشی؛ کنترل گری و اعمال قوانین شدید؛ و ابهام نقش» و «فرصت ها و منابع» شامل « اختصاص زمان و توجه کافی؛ حمایت و مراقبت گری؛ شبکه حمایتی گسترده تر و منابع بیشتر؛ و یادگیری و رشد شخصی» بود. نتایج نشان داد که سازگار شدن با تغییرات ناشی از ازدواج مجدد والدین و حضور در خانواده ناتنی، برای نوجوانان فرآیندی زمان بر است که با توجه به عوامل مختلف فردی و بین فردی، محدوده آن کم یا زیاد خواهد شد. همچنین در کنار آسیب های موجود در این گونه خانواده ها، راهبردهای مقابله ای موفقی از سوی برخی خانواده ها و نوجوانان، اتخاذ و استفاده می شود که می تواند در مشاوره های خانواده بدان توجه کرد.
عوامل مؤثر بر انتخاب لباس اجتماع زنان با رویکرد مدیریت بدن فوکو و گیدنز (مطالعه موردی: زنان 20 تا 30 ساله در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
57 - 75
حوزههای تخصصی:
مدیریت بدن و رابطه آن با قلمروهای اجتماعی و فرهنگی (جامعه شناسی بدن)، انسان را عاملی جسم مند تعریف می کند. به عبارتی بودن در جهان و آگاهی انسان توسط بدن معین می شود. لباس یک تمهید دلالت گرایانه و متأثر از رخدادهای اجتماعی است که روی بدن قرار می گیرد. با اجتماعی شدن انسان، بدن او به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی تعریف می شود و برخی کردارهای بدنی اهمیت می یابند. مدیریت بدن فرد به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی های ظاهری، رابطه مستقیمی با انتخاب نوع لباس دارد. سؤال پژوهش این است که عوامل مؤثر بر انتخاب انواع لباس اجتماع زنان، با رویکرد مدیریت بدن فوکو و گیدنز چیست. هدف پژوهش، شناخت عوامل انتخاب لباس اجتماع زنان برای نمایش اندام مطابق با رویکرد مدیریت بدن است. روش پژوهش تحلیلی، همبستگی و پیمایشی و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری شامل زنان 20 تا 30 ساله در شهر تهران و تعداد نمونه 384 نفر است. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته به روش تصادفی ساده جمع آوری شدند. یافته ها نشان داد مدیریت بدن در ساختارهای اجتماعی متغیر است. گاهی انتخاب لباس اجتماع برای متناسب سازی با تفکر سایرین در جامعه و ابزار قدرت است و گاهی برای دستیابی به پذیرش های مثبت و همسو با فعالیت های اجتماعی است
اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه زنان مطلقه تحت پوشش موسسه خیریه محبان الرضا (علیه السلام) و مرکز مشاوره هیمان مشهد در سال 1401 بود. از میان این زنان، 30 نفر که دارای اختلال در کنش اجرایی بودند به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه چشم انداز زمان طی 6 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد، ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه نارسایی ها در کنش وری اجرایی (بارکلی، 2012) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مداخله مبتنی بر چشم انداز های زمانی بر بهبود نارسایی در کنش وری اجرایی زنان مطلقه اثربخش بود (05/0>p). همچنین مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر مولفه های پنج گانه کنش وری اجرایی شامل خودسازماندهی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظم جویی هیجانی و خودمدیریتی زمان تاثیرگذار بود (05/0>p). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی با روشن نمودن فرایند تفکر در سه چشم انداز زمانی گذشته، حال و آینده، یعنی توجه بیشتر به گذشته مثبت، توجه به حال و مهم جلوه دادن آینده همراه با تمرین های متعدد موجب بهبود در کنش وری اجرایی و مولفه های آن می گردد.
سازوکارهای مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی (مورد مطالعه: زنان شهر ایوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 34
حوزههای تخصصی:
در شهرهای کم جمعیت، عرف نقش برجسته ای در امور زندگی ایفا می کند؛ زیرا همبستگی مکانیکی در این گونه مکان ها به وفور مشاهده می شود و هنجارها، ارزش ها و ارتباطات اجتماعی بین دو جنس را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر واکاوی سازوکارهای مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی از منظر زنان شهر ایوان در چارچوب خانواده است. این پژوهش براساس پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی و با استفاده از مدل اشتراوس و کربن انجام شده است. میدان مطالعه شامل زنان شهر ایوان است. نمونه یابی به روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انجام گرفت و نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. با 20 نفر مصاحبه به عمل آمد و از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. فرمت داده ها در قالب متن بود و در تحلیل داده ها کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی به کار گرفته شد. از عبارت های معنایی 233 مفهوم، 30 زیرمقوله و 13 مقوله اصلی به دست آمد. مقوله هسته «هم کناری گفتمان عرف و دین» نام گذاری شد. این مقوله به معنای همجواری دو نوع گفتمان عرف و دین است که وقتی در جامعه به عنوان مرجع تلقی می شوند می توانند مشروعیت بخشی قدرت جنسیتی را تحکیم و تقویت کنند. گرچه در همه جوامع این هم کناری به طور نسبی دیده می شود، با توجه به ایدئولوژیک شدن گفتمان دین در جامعه ایران (به مثابه ایدئولوژی سیاسی) این مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی دوچندان شده است.
الگوی شهر سالم و دوستدار فعالیت بدنی زنان در تعاملات برنامه ریزی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
239 - 265
حوزههای تخصصی:
نابرابری های جنسیتی در دسترسی به فضاهای شهری و ورزشی، از چالش های اساسی توسعه پایدار شهری و ارتقای سلامت زنان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی شهر سالم و دوستدار فعالیت بدنی زنان در تعاملات برنامه ریزی شهری است تا زمینه مشارکت فعال تر زنان در فضاهای عمومی فراهم شود. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر پارادایم تفسیری-برساختی، با بهره گیری از روش داده بنیاد گلیزر انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از زنان، کارشناسان و برنامه ریزان شهری و ورزشی به صورت هدفمند و تا اشباع نظری گردآوری شد. تحلیل داده ها با کدگذاری باز و محوری صورت گرفت و مدل مفهومی پژوهش استخراج شد. نتایج نشان داد تحقق شهر سالم و دوستدار فعالیت بدنی زنان، مستلزم توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی، اعتقادی، تاریخی و فناوری است. عوامل کلیدی شامل دسترس پذیری فضاهای ورزشی، تأمین امنیت، طراحی زیرساخت های شهری مناسب و حمایت های اجتماعی و فرهنگی شناسایی شد. این عوامل، مشارکت زنان در فعالیت های بدنی را افزایش می دهد و پیامدهایی مانند ارتقای سلامت جسمی و روانی، تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش هویت فردی و بهبود کیفیت زندگی شهری را به همراه دارد؛ بنابراین برنامه ریزی جامع شهری با محوریت عدالت جنسیتی، امنیت و دسترس پذیری می تواند مشارکت زنان در فعالیت های بدنی را ارتقا دهد و گامی مؤثر در جهت توسعه پایدار شهری باشد.
درک معنایی فرایند هویت یابی زنان شهر یاسوج با رویکرد پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
149 - 172
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرایند هویت یابی زنان در شهر یاسوج با رویکرد فمینیستی می پردازد است. با بهره گیری از روش زمینه ای اشتراوس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 27 نفر از زنان این شهر گردآوری و تحلیل شدند. نتایج در بخش شرایط علی نشان می دهد هویت زنان تحت تأثیر دیگری سازی جنسیتی، انسداد افق انتخاب ها، پدرسالاری هژمونیک، گفتمان اقتدار مذهبی و بازتولید اجتماعی جنسیتی شکل می گیرد. همچنین نظام هنجاری گفتمانی، نظم نمادین مذهبی، بدن مندی جنسیتی، نظام پوششی هژمونیک، و نظام خانواده جنسیت محور به عنوان شرایط زمینه ای، نقش مهمی در تثبیت هویت سنتی زنان ایفا می کنند. از سوی دیگر، تبعیض نهادی جنسیتی، بازدارندگی هنجاری، روابط قدرت درون خانوادگی، بازنمایی کنترل بدن و سرمایه داری پدرسالارانه به عنوان کدهای شرایط مداخله گر استخراج شدند. این مطالعه در بخش راهبرد های تحقیق، با ارائه تحلیلی از تأثیرات گفتمان های قدرت بر هویت زنان، به تبیین نقش مقاومت و پذیرش در شکل گیری هویت زنان پرداخت و مقوله های پیامدهای این پدیده به سه شکل پیامدهای منفی (گفتمان قدرت و نظارت اجتماعی، ازدست دادن خودمختاری، درونی سازی هنجارها)، پیامدهای ترکیبی (گفتمان مقاومت و پذیرش، دوگانگی نقش ها، تعارض سوژه و نظم اجتماعی) و پیامدهای مثبت (بازسازی هویت و بدن مندی، مقاومت علیه گفتمان های مسلط، خودمختاری و کنترل بدن) استخراج شدند.
ارائه مدل معادلات ساختاری روابط تعارضات زناشویی با دلزدگی زناشویی و میانجیگری تحمل پریشانی در زنان متأهل از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
31 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل معادلات ساختاری روابط تعارضات زناشویی بادلزدگی زناشویی و میانجی گری تحمل پریشانی در در زنان متاهل از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری شامل بانوان متاهل ساکن منطقه 4 شهر مشهد بود. حجم نمونه به روش نمونه گیری دسترس با درنظر گرفتن احتمال ریزش و به منظور افزایش اعتبار نمونه 228 نفر انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، ۲۰۰۵)، تعارضات زناشویی (ثنایی و همکاران، ۲۰۰۰) و دلزدگی زناشویی (پانیز، ۱۹۹۶) استفاده شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از نرم افزار آماریAMOSاستفاده گردید. نتایج نشان داد که تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیمی که در مدل نشان داده شده، معنادار است و بین تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی زنان متاهل از منظر فرهنگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از سوی دیگر بین تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد و تحمل پریشانی نقش میانجی را در رابطه تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی ایفا می کند. هم چنین یافته ها مشخص کرد که مدل از نیکویی برازش مطلوبی برخودار است.
کنش مندیِ نهاد خانواده در تناظر با پیشران های حکمرانی در تاریخ شیعیِ صفویه با تأکید بر نقش زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
401 - 422
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از راهبرد بینارشته ای و از طریق بارگذاری اسنادیِ داده های تاریخی در نظریه ماکس وبر، کنش های عقلانی زنان عصرصفوی را به مثابه عنصر کلیدیِ خانواده، مورد بررسی قرار داده و نسبت های احتمالی این کنش با پیشران های حکمرانی وقت را به صورت توصیفی-تحلیلی مطرح نموده است. فرضیه اصلی، وجود نسبت هایی میان کنش های زنان با پیشران های حکمرانی صفویه است. سؤال اصلی پژوهش آن است که آیا کنش های زنان عصرصفوی یکدست بوده است یا متنوع؟ و آیا نسبتی احتمالی میان این کنش ها با پیشران های حکمرانی صفویه وجود داشته است؟ نتایج پژوهش گویای وجود کنش زنانِ عصرصفوی به رغم برخی کلیشه های محدودکننده خانواده است. کنش عقلانی معطوف به ارزش شامل وقف، علم آموزی و برخی از مهارت ها همانند تألیف کتاب و جنگ آوری بوده است. این کنش ها متأثر از پیشران هایی چون تعیین مناصبی جهت اداره امور مربوط به وقف، چرخش از تشیع صوفیانه به تشیع فقاهتی و عدم تفکیک جنسیتی درباره کنش های عقلانی یادشده می باشد. کنش های عقلانی معطوف به هدف در میان زنان عصرصفوی نیز شامل مبادله کالا، سفر، طلاق و دریافت مهریه و تدبیر در اداره کشور توسط برخی زنان دربار بوده اند که خود، پیامدی از پیشران هایی چون نظام حقوقیِ فقه مبنای صفویه، چرخش صفویه از غالیه به امامیه، گسست صفویه از پایگاه قومی سلطنت و عدم اعمال محدودیت های حکومتی درباره برخی کنش های عقلانی بوده است.
راهکارهای سوره نور در نهادینه سازی عفت جنسی در جامعه ایمانی
حوزههای تخصصی:
عفت، نیرویی درونی کنترل نفس از امور ناشایست، همواره مورد توجه اسلام بوده است. خداوند متعال با طرح تدریجی سیاست های کلان خویش زیست عفیفانه را در جامعه اسلامی تقویت، تثبیت و نهادینه سازی کرده است. بدین شیوه که علی رغم طرح مباحث مرتبط با عفت در ابعاد گوناگون آن، در سور مکی، تقویت و تثبیت احکام عفت جنسی را به مدینه و در اوضاعى که جامعه اى با حاکمیت اسلام برپا شود، واگذار نمود. تحقیق پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که سوره مدنی نور چه راهکارهایی را جهت نهادینه سازی عفت جنسی در جامعه ایمانی پیش گرفته است. بررسی توصیفی تحلیلی سوره نور، بر اساس منابع کتابخانه ای نشان می دهد پروردگار در شرایط استقرار جامعه اسلامی مدنی، به منظور تقویت عفت جنسی در قلوب مؤمنان، ابتدا با طرح احکام پیشگیرانه از انحرافات جنسى، مانند تنبیه شدید زناکاران و شرایط سنگین اثبات قضایى آن، نهى از نگاه ها حرام، امر به ازدواج، لزوم عفت ورزى جوانان و... موضوع حجاب در جامعه ایمانی را پیش کشیده، تربیت روح عفاف را مطرح کرده است. سپس به منظور تثبیت احکام عفت جنسی در دو ساحت خانوادگی و اجتماعی، پایبندی به احکام عفاف الهى، رعایت آداب حریم خصوصی والدین، گذشتن از خواهش هاى نفسانى، تقویت خوف و خشیت از خدا، نفوذ نور احکام در دل مؤمنان، تبعیت محض از خدا و رسول ، و... را در راستای نهادینه سازی عفت جنسی در قلوب مؤمنان طرح داشته است که جز از طریق حفظ حریم های محرم و نامحرم، خانواده، والدین، رسول الله، میسر نخواهد بود.
بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل وسومین جشنواره بین المللی فیلم فجر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
259 - 285
حوزههای تخصصی:
جشنواره بین المللی فیلم فجر مهم ترین رویداد سالانه کشور در عرصه سینما به شمار می رود. در چهل وسومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست جهان جامعه ایرانی و به ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت ها در حوزه خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئله پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم ها به مقوله ها و سنجه ها است، ابتدا تمامی شاخص ها به صورت مقوله های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم ها نسبت به شاخص ها توسط بیست پژوهشگر حوزه های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می شود. در یک ارزیابی کلان نگر و اجمالی می توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنواره فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص های چهارده گانه ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.
ماهیت حکمی فرزند آوری با نظر به تعارضات والدین و علل انگیزشی امتناع زوجین از فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از چالش های مهم در حوزه خانواده، مسئله فرزند آوری است. اینکه آیا فرزندآوری یک حق یا حکم است، می تواند مبنای تصمیم گیری در موضوعات مختلف حقوقی وابسته به خانواده شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نظرات مشهور فقهای امامیه در ماهیت حکمی فرزندآوری و تعارض این حق با دیگر حقوق زوجین و علل انگیزشی امتناع زوجین از فرزندآوری روش تحلیلی – اسنادی انجام شد. بدین منظور منابع مکتوب فقهی- حقوقی در این مسئله مورد بررسی قرار گرفت و نتایج بررسی ها نشان داد فرزندآوری یک حق است. برخی فقها حق فرزند آوری را به زن و برخی دیگر به مرد اختصاص داده اند. هر کدام از فقها سعی کرده اند در اثبات نظر خود به ادله ای استناد کنند که ادله هر دو دیدگاه قابل نقد است.نداندا دیدگاهی که جامع به نظر می رسد این است که حق فرزندآوری یک حق مشترک میان زوجین است که می توان این نظر را با توجه به ثبوت دیه بر عزل کننده اعم از زن و مرد، مستحب بودن ازدواج با زن ولود، عدم ظهور آیات و روایات بر وجوب فرزندآوری تقویت کرد. این دیدگاه، باتوجه به عرف متشرعه و به مثابه یک حق طبیعی زن و مرد، اختلافات درباره ماهیت حکمی فرزندآوری را کاهش می دهد.
بررسی مسئله بلوغ و سبک زندگی عفاف محوردر دختران نوجوان دوره متوسطه اول ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی مسئله بلوغ و سبک زندگی دینی دختران در دوره نوجوانی است. نوجوان در این دوره صفات متفاوتی را از هیجان مثبت تا اضطراب، از خشونت تا پرسشگری را تجربه می کنند. در این دوران برخی از مسائل از جمله بلوغ مهم به نظر می رسد. بلوغ دربردارنده مسائل عمیق تری است. این مطالعه با رویکرد کیفی با روش پدیدارشناسی مسئله بلوغ را روی نوجوانان دختر دوره اول متوسطه از نظر مربیان بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد پس از تقلیل داده ها، 155 مقوله فرعی و 8 مقوله اصلی بدست آمد. مدیریت نیاز جنسی، ضعف بلوغ اجتماعی، ضعف بلوغ عاطفی، لزوم آگاه سازی برای مواجهه با بلوغ، ضعف مهارت های زندگی، لزوم تربیت فردی، آسیب پذیری سبک زندگی بانوان مربی و ضعف عملکرد مادران دست یافت. نتیجه این که برای کاهش بحران بلوغ در دختران نوجوان لازم است سبک زندگی مادران و مربیان اصلاح شود و این دو طیف باید عملکرد خود را تقویت کنند.. همچنین لازم است تا نسبت به شیوه مواجهه دختران نوجوان یا مسئله بلوغ آگاه سازی لازم و هدفمند انجام شود. در سبک زندگی اسلامی هویت زنانه نیز اهمیت بساری دارد هویت زنان به سه بعد تقسیم می شود. که عبارت اند از: هویت نقشی، هویت جنسیتی و هویت شخصی، که در آموزه های دین اسلام عفت در همه این ابعاد مولفه مبنایی و محوری است.. سبک زندگی عفیفانه یکی از انواع گوناگون سبک زندگی است که قلمرو گسترده ی پیامد محوری را دربردارد و به شاخصه های حوزه روابط میان فردی می پردازد و مشتمل بر اصول و قواعدی است که سبب تعالی و رشد همه جانبه فردی و اجتماعی همه آحاد بشر می پردازد..
تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارت های رهبری (شامل مهارت های ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبه نفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیم گیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاه های مختلف بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. به ویژه مهارت های ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبه نفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قوی تری داشتند. همچنین مهارت های مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندی های فردی آنان در فرآیندهای تصمیم گیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. به طورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد می کند که این آموزش ها به طور جدی در برنامه های تربیت معلم گنجانده شود.