فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
219 - 245
حوزههای تخصصی:
واژه «حنیف» یکی از واژگان غریب قرآن کریم است که تاکنون پژوهش های متعددی درباره آن سامان یافته است. دلیل غرابت معنایی این واژه آن است که معنای ریشه ای واژه «حنیف»، «منحرف» و «نجس» است، درحالی که در قرآن کریم این واژه به معنای «موحّد» به عنوان وصف حضرت ابراهیم(ع) به کار رفته است. روشن است این تحول معنایی عمیق، با توجه به مخاطب خاص و با هدف مشخصی رخ داده است. شناسایی این تحول معنایی و دلیل کاربرد «حنیف» در معنای «موحّد»، مسئله این پژوهش است. برای پاسخ به این پرسش، از روش معناشناسی تاریخی استفاده می شود. واژه «حنیف»، در برخی آیات در گفتمان جدلی بین قرآن و اهل کتاب برای انکار باورهای نژادپرستانه و خرافی بنی اسرائیل به کار رفته است. استفاده از دانش معناشناسی تاریخی می تواند دلایل تحول معنایی واژه «حنیف» را در ارتباط با دو مؤلفه معنایی «سلامت» و «ابراهیم»(ع) تبیین نماید. هدف از کاربرد واژه «حنیف» به جای واژه «موحّد»، در قرآن کریم به چالش کشاندن باورهای نژادپرستانه و خرافی اهل کتاب، ارزش های غیرواقعی و بنیان نهادن یک نظام اندیشه موحدانه و عقلانی، در اندیشه اسلامی بوده است. فهم معنای التزامی و تاریخی واژه «حنیف» به عنوان مهم ترین و اصلی ترین ارزش قرآنی، می تواند دلیل کاربرد این وصف را برای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن با توجه به بافت متنی تبیین نماید. معنای التزامی واژه «حنیف» می تواند ارزش های موهوم نژادپرستی، جنسیتی، مکانی و مادی را نفی کند و ارزش حقیقی توحید را اثبات نماید.
تطبيق مبادئ إداره المعلومات القرآنيه في الحوكمه الحديثه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ ربیع ۲۰۲۵ العدد ۱
27 - 52
حوزههای تخصصی:
تُعَدّ إداره المعلومات من المکوّنات الأساسیّه والاستراتیجیّه فی هندسه واستدامه أنظمه الحوکمه المعاصره. ففاعلیّه عملیات اتّخاذ القرار فی المستویات السیاسیّه العلیا، والاستقرار الاجتماعی، والأمن الوطنی ترتبط ارتباطًا وثیقًا بمنهجیّه تدفّق المعلومات وحُسن إدارتها. وفی إطار خطاب الحوکمه الحدیثه الذی یُؤکّد على التفاعلات المعقّده بین الدوله والمجتمع المدنی والقطاع الخاص فی إداره الشؤون العامّه، تتجاوز وظیفه إداره المعلومات حدود الآلیّات البیروقراطیّه البحته لتغدو عنصرًا حیویًّا فی تعزیز الشفافیّه والمساءله والمشارکه. ویُقدّم النظام القانونی والقیمی للإسلام مقاربه متمیّزه ومتعدّده الأبعاد لهذه القضیّه؛ بحیث إنّ إداره المعلومات لا تُعَدّ مجرّد أداه لزیاده کفاءه النظام، بل هی جزء لا یتجزّأ من فلسفه وأصول الحوکمه الإسلامیّه، وترتبط ارتباطًا عمیقًا بالأسس العقدیّه والأخلاقیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه. وتُشکّل الآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء نصًّا محوریًّا فی الأدبیّات القرآنیّه، إذ تتناول بصوره مباشره المتطلّبات الأساسیّه فی التعامل مع المعلومات الحسّاسه فی المجتمع الإسلامی، وتقدّم تعالیم قیّمه للتنظیر وتطبیق إداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. الهدف الرئیس من هذا البحث هو استکشاف وبیان تحلیلی- تفسیری لمبادئ ومتطلّبات إداره المعلومات فی نظام الحوکمه الإسلامی، مع الترکیز على تحلیل الآیه المبارکه ۸۳ من سوره النساء. ویسعى هذا البحث، من خلال التعمّق فی الطبقات الدلالیّه للآیه وآراء المفسّرین، إلى استنباط إطارٍ مفهومی لإداره المعلومات من منظور القرآن فی سیاق الحوکمه، وإبراز دلالاته العملیّه فی مواجهه التحدّیات المعلوماتیّه المعاصره. وبناءً على ذلک، صیغ السؤال الرئیس للبحث على النحو الآتی: ما هی المبادئ والأسس التی تقدّمها الآیه ۸۳ من سوره النساء لإداره المعلومات فی منظومه الحوکمه الإسلامیه؟ وکیف تتوافق هذه المبادئ مع الأبعاد العقدیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه للحوکمه، وتملک فی الوقت ذاته قابلیّه التکیّف مع ظروف وتحدّیات العصر الراهن؟ أُنجز هذا البحث باعتماد منهج نوعی وبطبیعه وصفیّه - تحلیلیّه. وقد ارتکزت منهجیّه الدراسه على تحلیل المحتوى التفسیری (Content Analysis) للآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء. تکشف النتائج الرئیسه للبحث عن إطار متعدّد الأبعاد ومنهجی قدّمته الآیه ۸۳ لإداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. ویُظهر البحث بوضوح أنّ هذه الآیه لم تقتصر على معالجه إداره المعلومات فی ظروف خاصّه بعصر صدر الإسلام، بل إنّها ترسم إطارًا شاملاً ودینامیکیًّا لإداره المعلومات فی مختلف أبعاد نظام الحوکمه الإسلامی عبر العصور. هذا الإطار الذی یقوم على مبادئ المرجعیّه الصالحه (عقدیّه وسیاسیّه)، والتحلیل التخصّصی (إداری)، والمسؤولیّه الجماعیّه (اجتماعیّه- تربویّه)، یوفّر نموذجًا نظریًّا وعملیًّا للحوکمه الرشیده. وتُبرز النتائج الطاقه الفریده للتعالیم القرآنیّه فی تقدیم حلول جذریّه لإشکالیّات إداره المعلومات والحوکمه فی المجتمعات الحدیثه، مؤکّدهً الحاجه إلى إعاده النظر فی المقاربات السائده، بالاستناد إلى الأسس الدینیّه ودمجها بالمعرفه المعاصره.
اصالت نقل عین الفاظ سخنان معصومان (ع) در روایات شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
30 - 57
حوزههای تخصصی:
احادیث از منابع اصلیِ تمام علومِ اسلامی است،برای پایه ریزی علوم طبق احادیث، چگونگی شیوه ی نقلِ احادیث اهمیت دارد؛ زیرا اگر قاعده ی اولیه نقل ِعین ِالفاظ احادیث باشد، درصورت تردید و عدم ِقرینه بر نقل ِمعنا، به صدور الفاظ احادیث ِ معتبر از معصوم حکم می شود و جزئیّات و ظرافت های عباراتِ آن احادیث، معتبرست. ائمه(ع)نقل ِمعنای روایات را درصورت عدم ِتوانایی راوی بر نقل ِعین ِالفاظ سخنانشان جایزدانسته اند، ولی جواز نقل ِمعنا به معنای رواج این شیوه بین اصحاب ِمعصومان(ع)و کثرت روایات نقل ِمعناشده در احادیث موجود نیست؛ زیرا جواز نقل ِمعنا مشروط به محدودیت هایی است و انتقال ِ تمام ِ معانیِ روایات ذو وجوه برای راویان دشوار است. با تأمل در روایات و تحلیل تاریخ ِحدیث ِشیعه، مشخص می شود که اصل ِاولیه در روایات معتبر شیعه، نقل ِعین ِالفاظ احادیث است؛ زیرا ائمه(ع)بر کتابت و نقل ِعین ِالفاظ سخنانشان تأکید داشته و این شیوه ی نقل را ارجح دانسته اند و درجلساتی سخنانشان را بر اصحاب املا می کردند و اصحاب معروفی که روایات آنان به کتب ِاربعه و دیگر کتب حدیثی ِمعتبرِمتقدّم راه یافته است، در مجالس صدورِحدیث، عین ِالفاظ احادیث را می نوشتند، درنتیجه غالباً عینِ الفاظ احادیث ثبت و نقل می شده است.
نظریه معنا در حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
114 - 93
حوزههای تخصصی:
در نیمه نخست قرن بیستم، رویکرد غالب در فلسفه غرب، از موضع هستی شناختی به تدریج به موضعی معرفت شناختی، و سپس به موضعی زبان شناختی تغییر یافت. فیلسوفان تحلیلی ازجمله فرگه، راسل، و کارنپ معتقد بودند که بسیاری از مسائل فلسفی سنتی ناشی از سوء فهم های زبانی هستند. بنابراین، به جای پرداختن به هستی، به بررسی زبان بیان کننده آن پرداختند. نظریه های معنا، به ویژه نظریه های ارجاعی، کاربردی و تصویری معنا، در تلاش بودند تا نشان دهند که گزاره ها چگونه می توانند دارای معنا و در نتیجه صادق یا کاذب باشند. این دگرگونی منجربه آن شد که بحث های سنتی درباره وجود و احکام آن جای خود را به بحث درباره معنا بدهد. امّا در سنت فلسفه اسلامی، به ویژه در حکمت متعالیه ملاصدرا، رویکرد متفاوتی مشاهده می شود. ملاصدرا با ارائه نظریه اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، اساساً وجود را اصل و ماهیت را اعتباری (بالعرض و المجاز) می داند. بر این مبنا، تحقق هر معنایی اعم از معنای لفظی و غیرلفظی در خارج، نه تنها غیرممکن، بلکه نادرست است. وی معتقد است که معنا صرفاً صورت ذهنی بوده و جایگاه آن نه در اشیای خارجی، بلکه در ذهن فاعل شناسا است. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است پس از تعریف نظریه معنا و طرح اجمالی نظریات معنا در غرب، به این پرسش پاسخ دهد که نظریه معنای حکمت متعالیه چیست؟ آیا این نظریه توان پاسخ به اشکالات نظریه معنا را دارد یا خیر؟ ملاصدرا در عین رد واقع نمایی مستقیم معانی، دست به تبیین دقیق تری از نحوه ادراک و تفهیم معانی می زند. او با تکیه بر اصولی مانند کاشفیت ذاتی علم، برگشت علم حصولی به علم حضوری و نیز رابطه اتحاد نفس و بدن، تصویری جامع و سازگار از فرایند معناافزایی ذهنی ارائه می دهد. به این ترتیب، نظریه او به نظریه «تصوری معنا» نزدیک می شود، با این تفاوت که اشکالات وارده به نظریه های تجربی و تحلیلی غربی، مانند جدایی ذهن و زبان، یا انتزاعی بودن معنا را ندارد. از این منظر، نظریه ملاصدرا نه تنها ریشه در یک هستی شناسی قوی دارد، بلکه توان تبیین معنای لفظی و معرفت بشری از طریق آن را نیز دارد. در واقع، رویکرد صدرایی با تکیه بر وحدت وجود، علم حضوری و ذهن مداری معنا، راهی متفاوت، اما عمیق برای فهم معنا پیش روی ما می گذارد که می تواند به عنوان مکمّل یا حتی نقدی بر نظریه های معنا در فلسفه تحلیلی مدرن تلقی شود.
بررسی فقرات تصدیق شدۀ کامل از عهد عتیق توسط قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
آیات قرآن در بیش از ده آیه با تعابیر «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ»، «مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ» و «مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ»، تورات را تصدیق کرده است. امروزه بیشتر دانشمندان قرآنی، نظیر علامه بلاغی، علامه طباطبائی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی می پذیرند که قرآن عهد عتیق یعنی تورات موجود نزد یهودیان را فی الجمله تصدیق می کند. تصدیق فی الجمله به این معناست که قرآن برخی از مطالب تورات موجود را تصدیق و تأیید و برخی را تکذیب و رد می کند. از میان مطالب تصدیق شده، بر اساس بررسی انجام شده توسط نگارنده، برخی فقرات کتاب مقدس کاملاً تصدیق شده اند و برخی با توجیه و تأویل قابل تصدیق اند. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با بررسی کل عهد عتیق و عرضه آن به آیات قرآن، فقراتی را که توسط آیات قرآن کاملاً قابلیت تصدیق دارند، با ذکر آیات تصدیق کننده بیان کرده و به این نتیجه رسیده است که حدود هشتاد فقره از آیات عهد عتیق توسط قرآن کاملاً تصدیق شده است.
کارکرد نظام نمادی در فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی: چارچوب تحلیلی مقاوم سازی اقتصادی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی این پرسش اصلی می پردازد که نمادسازی چگونه می تواند به عنوان یک مکانیسم فرهنگی، در خدمت ارتقای فرهنگ اقتصاد مقاومتی و افزایش مقاوم سازی اقتصادی جامعه قرار گیرد؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش تحلیل نظری مبتنی بر چارچوب های تعاملی و سلسله مراتبی استفاده شده است. در این چارچوب، تعامل پویای نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها در دو سطح ارتباطی و سلسله مراتبی تحلیل می شود. یافته اصلی مقاله نشان می دهد که نمادها از طریق مکانیسم های ارتباطی (انتقال ارزش ها) و مشارکتی (تقویت همبستگی اجتماعی)، نقش محوری در نهادینه سازی مؤلفه های کلیدی اقتصاد مقاومتی ایفا می کنند. بازطراحی نظام نمادین موجود با استفاده از راهبردهای سه سطحی شناختی (بنیادی)، ارزشی و هنجاری (میانی) و عملیاتی (رفتاری)، به ایجاد فرهنگ اقتصادی مطلوب و مقاوم در برابر چالش های داخلی (تقابل نمادهای غالب مانند مصرف گرایی با اهداف اقتصاد مقاومتی) و خارجی (تحریم) کمک می کند. این راهبردها با ایجاد چرخه های بازخوردی مثبت، همسویی نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها را تسهیل می کنند. در نهایت، مقاله با ارائه توصیه های سیاستی، بر لزوم مدیریت هوشمندانه نظام نمادین برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی تأکید می کند.
آموزۀ توبه در اسلام از دیدگاه علامه طباطبائی و شهید مطهری و مقایسه آن با آموزه های مسیحیت
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
155 - 187
حوزههای تخصصی:
موضوع توبه در نسبت با سعادت و کمال انسان به معنای بازگشت به مسیر هدایت است؛ بر همین اساس به عنوان یکی از آموزه های اساسی و اصلی ادیان الهی به مناسبت های مختلف و از دیدگاه ها و ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نگرش همسان یا ناهمسان ادیان الهی می تواند به فهم عمیق تر این مفهوم کمک کند؛ بر همین اساس در این نوشتار تلاش کردیم تا با استفاده از روش کیفی و با رویکرد تحلیل محتوا مفهوم توبه را در قرآن کریم و انجیل مقایسه کنیم. نتایج به دست آمده در این مقایسه حاکی از آن است که در هر دو کتاب مقدس قرآن و انجیل، توبه به عنوان بازگشت از عمل قبیح و گناه معرفی شده است و نتایج مترتب بر آن بخشش گناهان و نیل به سعادت و رستگاری و رسیدن به بهشت جاویدان است؛ اما تفاوت ها ضمن جامعیت بیان قرآن به چند موضوع اساسی مربوط است: مطابق آیات قرآن متعلق توبه گناهان آدمی است؛ اما مطابق انجیل، گذشته از گناهان، توبه مشمول گناه ذاتی و جبلی انسان نیز می شود. مطابق آیات قرآن توبه به دو نوع توبه عبد و معبود تقسیم می شود؛ اما چنین تقسیمی در اناجیل وجود ندارد. در قرآن و سنت اسلامی برای توبه و مغفرت الهی واسطه ای میان انسان و خداوند وجود ندارد؛ اما در سنت مسیحی، دستگاه کلیسا واسطه بخشش و فیض است. همچنین در وجوب و شرایط قبول توبه نیز تفاوت هایی میان قرآن و انجیل وجود دارد.
پاسداشت اجتماعی واجرای سنن الهی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
درطول تاریخ بشری، همواره سنتهای ثابت وهمیشگی یا قوانین دائمی وبدون تغییری وجود داشته ودارند که هریک به گونه ای همسو با حکمت خداوندی تحقق می یابند. در قرآن کریم به شماری چند از این سنت ها اشاره شده که از آن جمله می توان به: یاری مومنان از سوی حق تعالی، پاداش به نیکوکاران، آزمایش انسان ها وعذاب تبهکاران اشاره کرد. بدیهی است، شناخت وتوجه به این سنتها، نقش به سزایی در رشد وشکوفایی فرد وجامعه ایفا کرده،زمینه دستیابی به کمالات انسانی را فراهم می سازند. لذا مهمترین پرسش عبارت است از اینکه: اجرایی کردن سنت های الهی در نهادهای اجرایی نظام چگونه زمینه های لازم را برای گام دوم انقلاب اسلامی را فراهم می سازد؟ فرضیه اصلی نشان می دهد: تحقق سنت های الهی در نهاد های اجرایی نظام جمهوری اسلامی ایران موجب استحکام پایه های حاکمیت، رضایتمندی عمومی و افزایش اعتماد و مشارکت گردیده و به تحقق گام دوم انقلاب اسلامی کمک می کند. از روش توصیفی تحلیلی برای تجزیه و تحلیل مطالب در نگارش مقاله استفاده شده است.
شادکامی در غزلیّات سعدی از منظر روان شناسی مثبت نگر مارتین سلیگمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
423 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تطبیقی شادکامی در روان شناسی مثبت نگر با تأکید بر غزلیّات سعدی است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه: «آیا شادکامی به مفهومی که امروزه در روان شناسی مثبت نگر ارائه شده، در غزلیّات سعدی نیز جاری است یا خیر؟ و آیا مفهوم شادکامی در غزلیّات سعدی، با شادکامی در نظریه مثبت نگر قابل ارزیابی است؟» به منظور نیل به این هدف، بررسی غزلیّات سعدی از تصحیح محمدعلی فروغی (۱۳۷۱) صورت گرفته است. در این رابطه، نویسندگان در گام نخست و جهت بررسی مفهومی شادکامی به ابیاتی تمرکز نمودند که به صورت مشخص به مفاهیم شادکامی، خشنودی و شادی پرداخته و در گام دوم ابیاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفتند که به نحوی در ارتباط با شادی و خشنودی و رضایت قرار دارند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات تطبیقی از منابع کتابخانه ای و مقالات منتشرشده، به تبیین مفهوم شادکامی و تشابهات و تفاوت ها از منظر روان شناسی مثبت نگر در غزلیّات سعدی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد که شادکامی در غزلیّات سعدی با شادکامی در روان شناسی مثبت نگر ارتباط نزدیکی دارد و می توان مولفه هایی که در روان شناسی مثبت به عنوان عوامل مؤثر در شکل گیری شادکامی و خوشنودی معرفی شده اند، به وضوح در آثار سعدی مشاهده کرد. بر این اساس، مفاهیم امید، رضایت مندی، دوراندیشی وخرد، عشق و دوستی، مغتنم شمردن حال وطبیعت گرایی مهمترین مفاهیمی اند که در غزلیات سعدی تداعی گر شادکامی در روان شناسی مثبت نگر می باشند.
مفهوم شناسی دو واژه «إستَنکَفَ» و «إستَکبَر» در آیه 172 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به برخی از واژگان قرآن تصور می شود که آنها مترادف هستند و در جهت تاکید کلام خداوند بیان شده اند، اما با تحقیق و تفحص در کلام لغت شناسان این تصور منتفی می شود و معنای جدیدی از آیه فهمیده می شود.مقاله پیش رو در صدد است با تفحص و تدبر در مفاد و مضامین آیه 172 سوره نساء، لطائف نظم معنایی و اصطلاحی حاکم بر واژگان؛ استنکف و استکبر را به دقت مورد واکاوی و بررسی قرار دهد تا با بازبینی پس زمینه های ادب لسانی حاکم بر ظرافت این دو واژه، شائبه ترادف معنایی را از آنها بزداید. برای دستیابی به این منظور، مطالعه حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. دستاوردهای پژوهش نشان داده است که اکثر مفسران و مترجمان در معنای آنها اختلاف داشته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که استنکاف از «نکف» به معنای غده است و طبیعتاً هر غده ای تهی از ورم نیست، بنابراین در ترجمه فارسی نیز، باید لفظی مانند؛ باد به غبغب انداختن استفاده شود تا معنای کلام را به درستی منتقل کند و ارادی بودن این امر را نیز به شنونده برساند. استکبار نیز دعوی بزرگی داشتن می باشد، به همین دلیل برای بنده شایسته نیست که استکبار بورزد و خود در مقام کبریایی خالق در بیاورد.
بررسی چالش ها و ارائه راهکارهای آموزش کاربردیِ زبان عربی (با تکیه بر نمونه های آموزشیِ مدارس کشورهای خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان انسان، مهم ترین وسیله ی ارتباطی و انتقال معنا است. در دنیای امروز که ارتباطات به سرعت در حال تغییر و توسعه است، اهمیت یادگیری زبان های مختلف به ویژه زبان های غنی ای مانند زبان عربی، محسوس است. زبان عربی امروزه نه تنها به عنوان یک زبان ارتباطی، بلکه به عنوان یک پل فرهنگی و معرفتی میان ملت ها و فرهنگ ها مطرح است. یادگیری زبان عربی پیوندی عمیق با فهم تاریخ و تمدن غنی جهان عرب دارد و در این عصر جهانی سازی، مسلماً تسلط به این زبان می تواند دریچه ای به فرصت های جدید ایجاد کند. از این رو، پژوهش در زمینه کاربردی کردن زبان عربی در زندگی دانش آموزان/ زبان آموزان نه تنها ضرورتی آموزشی، بلکه یک نیاز فرهنگی و اجتماعی است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی راه کارهای آموزش کاربردی زبان عربی نسبت به زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل روش های نوین تدریس براساس نمونه های آموزشی مدارس کشورهای خارجی، کاربردی کردن زبان عربی در زندگی دانش آموزان/ زبان آموزان و فعالیت هایی است که می توانند به بهبود یادگیری زبان عربی کمک کنند. این روش ها شامل استفاده از فناوری های نوین، ایجاد فعالیت های کلاسیِ متنوع و فراهم سازی محیط های یادگیری انگیزشی و تعاملی است. یادگیری زبان عربی تأثیرات گسترده ای بر دانش آموزان ایرانی دارد که می تواند در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، تحصیلی، روان شناختی و اقتصادی ظهور پیدا کند. این تأثیرات نه تنها به توانمندی های زبانی و ارتباطی آن ها کمک می کند، بلکه می تواند به ارتقای هویت فرهنگی و معنوی، توسعه فردی و اجتماعی، منجر شود چراکه انگاشت های ما از یک بافت ارتباطی، حاصل رابطه تعاملی بین زبان و فرهنگ است.
نقد و بررسی فقهی و حقوقی ادله ضرورت غربالگری و نقش آن در سقط جنین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
31 - 47
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های مهم غربالگری در امر پزشکی، غربالگری جنین است. پژوهش حاضر با روشی توصیفی تحلیلی و با استفاده از ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی بهدنبال پاسخ این سؤال اساسی است که از منظر فقه امامیه و حقوق اسلامی حکم شرعی و قانونی غربالگری و ضرورت آن چیست و چه نقشی در سقط جنین دارد؟حکم اولیه غربالگری از منظر فقهی به دلیل تهاجمی بودن آزمایش هایآن و درصد بالای نتایج مثبت و منفی کاذب عدم جواز شرعی است و در شرایط ثانوی و اضطرار دارای حکم جواز خواهد بود. قانون حمایت از خانواده در سال 1400 تصویب شد و ماده واحده سقط درمانی را که ابهامات بسیاری داشت و نیز نوعی الزام غربالگری از آن برداشت می شد به طورکلی نسخ کرد و ضوابط و مصادیق انجام دادن غربالگری را در مواد مختلف ازجمله ماده 53 و56 و 71 بهصراحت بیان کردو هرگونه الزام را برای انجام دادن غربالگری یا سقط جنین به عنوان حکم اولی ممنوع دانست و مرتکبین را به مجازات محکوم کرد. اما براساس شرایط اضطرار، حکم عقل، درخواست والدین، تشخیص پزشک، و عدم ورود ضرر به جنین یا مادر یا هردو حکم ثانوی جواز را لحاظ کرده است.
سنت الهی دَفع در قرآن کریم؛ نقد آراء مفسران درباره دَفْعُ اللَهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (بقره/ 251)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بازخوانی و نقد آراء مفسران درباره آیه ۲۵۱ سوره بقره، با تأکید بر عبارت «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»، انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این است که با توجه به سیاق آیه و نقد دیدگاه های مفسران، مفهوم مناسب و صریح این آیه چیست. نویسندگان با پذیرش مبانی الهیات اسلامی و با اتکاء به روش تحلیلی انتقادی، آراء مختلف در زمینه چیستی دَفعُ الله، فاعلان و مفعولان «بَعْضَهُم بِبَعضٍ»، و مصادیق فَساد الأرض را بررسی می کنند. نتایج مطالعه نشان می دهد که با توجه به سیاق آیات مربوط به داستان طالوت و جالوت و هم چنین آیه ۴۰ سوره حج، مراد صریح آیه تقابل و رویارویی نظامیِ دو گروهِ حق و باطل است. بر این اساس، آرائی مانند دفع کافران و مشرکان به دست مسلمانان و مؤمنان تأیید، و دیدگاه هایی مانند دفع ظالم به دست ظالم دیگر رد می شود. هم چنین، اگرچه هر دو نوع فساد دنیوی و اخروی در تفسیر آیه قابل طرح است، با توجه به فضای نزول، مفاسد دنیوی و اجتماعی مورد تأکید بیش تری قرار دارد. درنهایت نویسنده نتیجه می گیرد که سنت الهی دفع از طریق این تقابل مانع سلطه فراگیر فساد در زمین می شود.
تحليل الأفعال الكلامية في سورة النور علی ضوء نظرية جان سيرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعد نظریه الفعل الکلامی من الاتجاهات التداولیه التی تضع السیاق الخارجی للنص فی خانه اهتماهها فی تحلیل الخطاب الذی یولّده المؤلف؛ وذلک للکشف عن مقصدیته التی أراد إیصالها إلی المتلقّی. وعلی المتلقی أنْ یأخذ هذا الأمر (السیاق الخارجی) بعین الاعتبار، لإدراک أحسن للنصّ. وهذا من إنجازات هذه النظریه التی قد أسّسها أوستین، وقد وسّعها ونظّهما جان سیرل؛ وذلک بتتبع دراسات أستاذه أوستین. المقال یعالج آیات سوره النور المبارکه التی تتناول عده موضوعات، أهمّها قضیه (الإفک) التی تحذّر منها؛ وذلک بسبب العقوبات التی تعقب الکاذبین فی هذا الأمر. هذا المقال منهجه الوصفی – التحلیلی، بحیث قد اتخذ نظریه الفعل الکلامی أسلوباً لتحلیل آیات سوره النور المبارکه. یهدف المقال إلی دراسه آیات سوره النور المبارکه، وفق النظریه المذکوره، للکشف عن المعانی الضمنیه للمتکّلم فی کلامه، ویییّن أن السیاق الخارجی للنصّ له تأثیر ملحوظ فی فهم المتلقی. من النتائج التی توصّل إلیها المقال، وذلک وفق تطبیقه نظریه الأفعال الکلامیه علی آیات السوره المذکوره، علی ضوء تقسیم سیرل للأفعال الکلامیه، أنّ المتکلّم وظّف فعلی الکلامی الإخباری والتوجیهی، حیث بیّن مکانه المفترین فی الآخره، والنظام الطبیعی للعالم، وخلق اللیل والنهار، وحاله الأشخاص المتظاهرین بالإیمان، وخصائص المؤمنین وإبلاغ الخبر للانسان من حیث علمه بأعمالهم، وذلک من خلال الفعل الکلامی الإخباری، والأمر بإقامه الصلاه، وأداء الزکاه، وإطاعه نبیّه (|)، ونهی المؤمنین عن الأفکار التی تسبّب الشک فی قدره اللّٰه تعالى. وأما وفقاً للموقف الخارجی، فالأهداف الکلامیه الضمنیه للمتکلّم تختزل فی الأفعال الکلامیه الالتزامیه والتوجیهیه والتعبیریه والإعلانیه، وهذا تمّ کشفه عن طریق مقام النصّ؛ فإنّ الآلیات اللغویه المستخدمه من جانب المتکلّم تتناسب تماماً مع أهدافه، وهذا مؤشّر على معرفته بالموقف الکلامی والبلاغه بأکمله. وفقاً لتحلیل الآیات، أنّ نسبه استخدام الفعل الکلامی التوجیهی هی الأکثر بالنسبه للأفعال الکلامیه الأخرى، کما أنَّ الموقف الکلامی للآیات المنوره قد ساعد بشکل ملحوظ فی الوصول إلى ما قاله المتکلّم ضمنیّاً، وهو الأمر الذی یُعدّ الأساس فی نظریه الفعل الکلامی.
گونه شناسی عوالم معنوی در احادیث معراجیه اسلامی و متون مکاشفه ای زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
47 - 62
حوزههای تخصصی:
معراج در ادیان مختلف، به ویژه اسلام و آیین زرتشت، مطرح است. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی به این سؤال پاسخ دهد که گونه شناسی عوالم معنوی در احادیث معراجیه اسلامی و متون مکاشفه ای زرتشتی چیست؟ در متون معراجی اسلام مباحثی مانند دوزخ، دیدار با فرشتگان، بهشت، مناجات با خداوند، عبور از دریاهای نور و ظلمت و دریاهایی از برف و یخ، و مشاهده ارواح پیامبران مطرح است. در متون زرتشتی نیز مباحثی چون دوزخ و صحنه هایی از زنان بدکار، هم سخنی ﺑﺎ اﻣﺸﺎﺳﭙﻨﺪان، بهشت، دیدار و صحبت با اهورامزدا، ﮔﺬﺷﺘﻦ از کوره یا کوهی از آتش، ریختن روی گداخته بر سینه و پاره کردن شکم با کارد، و دنیای ارواح آمده است. در متون زرتشتی از عروج چند نفر و حالات آنها صحبت به میان آمده است؛ حال آنکه در اسلام معراج از ویژگی های پیامبر(ص) است و در مورد افراد شاخص مانند امامان معصوم(ع) سخنی از معراج بیان نشده است. محتوای معراج زرتشت، در واقع پیشگویی از آینده و به دست آمدن حقیقت اشیا بوده و در معراج ارداویراف از مشاهدات وی در مورد بهشت و دوزخ و شرح مجازات بهشتیان و دوزخیان سخن رفته است. طبق آیات و روایات، معراج پیامبر اسلام(ص) جسمانی و روحانی بوده؛ ولی در دین زرتشت، افرادی که برایشان ادعای عروج به عوالم معنوی شده است، در عالم خواب و رؤیا این مسیر را طی کرده اند. تعداد معراج پیامبر اسلام(ص) در روایات، متفاوت و متعدد بیان شده است؛ اما در دین زرتشت در مورد افرادی که به این سفر معنوی رفته اند، به یک سفر اشاره شده است. مفسران و علمای شیعه معتقد به عروج آن حضرت در حالت بیداری اند؛ ولی عروج در دین زرتشت از نوع مکاشفه، خواب و رؤیاست.
معناشناسی و شاخصه های اسقاط ضمان با رویکرد مدنی و کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
131 - 144
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تبیین معنایی و مولفه های اسقاط ضمان با تأکید بر آموزه های حقوق اسلامی از موارد بسیار ضروری در حقوق موضوعه ایران به شمار می آید. از آنجایی که مسقطات ضمان در امور کیفری در قیاس با امور مدنی بالاخص در خصوصیت تحقق گرایی و کاربردپذیری با ابهام و عدم صراحت مواجه است، این پژوهش با هدف تشریح موارد مشترک آثار رفع مسئولیت مدنی و کیفری ضمان است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: ابهام زدایی مصادیق و آثاردرموضوع مسقطات ضمان علاوه بر کاربردپذیری در حقوق مدنی در قوانین با رویکرد کیفری مسکوت نمانده و دارای مقرره های خاص در مباحث سرقت، رفع ضمان پزشک، عدم قصاص قاتل و. . . است.
نتیجه: وحدت ملاک مسقطات ضمان در دو حوزه مدنی و کیفری تا حدودی برابر است و افتراق چندانی با یکدیگر ندارند. و مصادیق مسقطات ضمان(اذن، اقدام، تحذیر، احسان، استیمان)، یکسان سازی فرآیندی با متکی شدن مصادیق مشترک و هماهنگی شناختی در نگرش ها نسبت به مسقطات ضمان قابل تصوراست.
مؤلفه های بینشی و عناصر ساختاری موثر در زایش تمدن اسلامی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
جامعیت و ژرف نگری قرآن کریم به جهت ارائه راهبردهای مؤثر و با هدف معرفی و تقویت عناصر تمدن ساز، امری روشن و قابل تأمل می باشد. بطوریکه امروزه پس از گذشت قرن ها، تمدن پژوهان می بایست پایدارترین الزامات زایش در ساحت مطالعات تمدن اسلامی را در میان آیات الهی بررسی و جستجو نمایند. چنانچه لازم است بدین نکته تصریح نمود که به واسطه بازبینی آموزه های ناب وحیانی، ضمن شناسایی عناصر بینشی و نظامند قرآنی، معیارهای استوار جامعه مطلوب در دسترس متفکران و مصلحان جوامع اسلامی قرار خواهد گرفت. الگو هایی متعالی و ملاک هایی ارزشمند که می توانند جهت گیری جامعه اسلامی را به سمت نیل به اهداف تمدن اسلامی ترسیم نمایند. لذا این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ بدین سوأل اصلی است که از منظر قرآن کریم کدامیک از مولفه های بینشی و عناصر ساختاری، جزء عوامل مؤثر در زایش تمدن اسلامی به شمار می آیند؟ به استناد آیات الهی و مراجعه به منابع کتابخانه ای نتایج نشان می دهد؛ عواملی همچون ارتقاء فرهنگ خدامحوری، حصول امیدآفرینی به واسطه اتکاء امت اسلامی به شعائر قرآنی و نیز جهت گیری بر مدار انسجام آفرینی، به مثابه الزامات بینشی در تحقق تمدن اسلامی محسوب می گردند. ضمنا مؤلفه هایی نظیر تامین عزت ملی در ابعاد حکمرانی، تدوین قوانین در جهت تحقق عدالت محوری، ارتقاء سطح توانمندی در عرصه علم مدارانه، تلاش در جهت تأمین امنیت نظامی و اهتمام به تقویت بن مایه های سرمایه ای به منزله عوامل ساختاری به زایش تمدن اسلامی کمک خواهند نمود.
نقش اخلاق در سلوک عرفانی مکتب نجف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
63 - 78
حوزههای تخصصی:
علم اخلاق به معرفی و شناخت ارزش ها فضایل و رذایل در جهت اصلاح فرد و جامعه اهتمام دارد و برای اهداف متعدد دیگری نیز کارآیی دارد. از آنجا که عرفان به سیر و سلوک در جهت قرب الی الله نظر دارد از اخلاق نیز بهره برداری سلوکی می کند یعنی آن را در جهت تهذیب نفس در مقامات و احوال دنبال می کند. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و شیوه کتابخانه ای با مراجعه به اسناد موجود به جایگاه اخلاق در مکتب عرفانی نجف پرداخته می شود و در ابتدا معرفی مختصری از مکتب نجف ارائه داده است و سپس اهمیت اخلاق در رابطه انسان با خود و با خدا پرداخته و در نهایت به راهکار اختصاصی مکتب نجف در سیر و سلوک عرفانی می پردازد که از عبادات شرعی و تهذیب اخلاقی و معرفت نفس نظریه ای استنتاج می گردد که شیوه ای جدید در عرفان اسلامی و تعلیم و تربیت اخلاقی به شمار می آید. در این مکتب، سلوک در چهارچوب شریعت و با کسب فضایل اخلاقی امکان پذیر می شود.
بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در «طفلی به نام شادی» از شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
243 - 265
حوزههای تخصصی:
گیلبرت گوهر و ماهیت شفقت را، مهربانی بنیادین همراه با آگاهی عمیق از رنج بردن خود و دیگر موجودات به همراه آرزو و تلاش برای تسکین آن می داند. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در کتاب شعر «طفلی به نام شادی» اثر محمدرضا شفیعی کدکنی شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی به موضوع شفقت در کتاب طفلی به نام شادی بر اساس مؤلفه های روان شناسی گیلبرت پرداخته است. واکاوی این کتاب شعر نشان می دهد که مفاهیم مرتبط با شفقت از دیدگاه آرا و نظریات روان شناسی گیلبرت جایگاهی قابل اعتنا در این اثر مهم دارد. به بیان دیگر ابعاد و زیر مجموعه های دوازده گانه شفقت گیلبرت با غالب اشعار شفیعی کدکنی قابل انطباق است و با توجه به همزمانی شفیعی کدکنی با گیلبرت وجوه اشتراک معنایی زیادی در منظومه شفیعی کدکنی شایان تأمل و بررسی بیشتر و گسترده تر است. این مسئله حاکی از غنای فرهنگی و ادبی و روانشناسی شاعران معاصر است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته و در عوض علوم امروزه ی غربی و پیشرفته ی روان شناسی مؤید این نظریات است.
نسبت سنجی رابطه فقه و اخلاق با تأکید بر آموزه زکات در پرتوآیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
31 - 50
حوزههای تخصصی:
دین اسلام با دارا بودن آموزه هایی در حوزه عقاید، فقه واخلاق، رشد و سعادت انسان را رقم زده است. سازگاری میان این آموزه ها سبب فراهم نمودن زمینه ای برای تربیت انسان شده است. بنابراین در پیوند میان اخلاق و فقه، زمینه مناسبی برای اجرای تکالیف فقهی با زیربنای اخلاقی برای مسلمانان فراهم می آید. در این مقاله نگارنده به هدف پاسخ به این سؤال است که «رابطه فقه و اخلاق با تأکید بر آموزه زکات چگونه است؟»، و با استفاده از آیات و روایات معصومین(علیهم السّلام)، به تبیین این رابطه با محوریت زکات پرداخته است. یافته های این تحقیق در دو سطح مبانی و فضیلت های اخلاقی آموزه زکات بیان شده است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها، یک پژوهش کیفی مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. از نظر روش پژوهش نیز توصیفی، تحلیلی می باشد