فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
59 - 86
حوزههای تخصصی:
کتاب «تاریخ» خلیفه بن خیاط به عنوان یکی از نخستین نمونه های تاریخ نگاری عمومی در سنت اسلامی، واجد ارزشی دوگانه است؛ از یک سو سندی تاریخی در ثبت تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام و از سوی دیگر نمونه ای روش مند از تلفیق سنت حدیثی با تاریخ نگاری نگارشی. این پژوهش با رویکردی تحلیلی به واکاوی دقیق منابع و مآخذی می پردازد که خلیفه بن خیاط در تدوین اثر خود بدان ها تکیه داشته است. یافته ها نشان می دهد که وی با بهره گیری از طیف متنوعی از راویان حدیث، مورخان هم عصر، آثار مکتوب پیشین نظیر سیره، مغازی و انساب و نیز با التزام به نقل زنجیره ای و ساختار سال شمارانه توانسته است روایاتی مستند، منسجم و قابل اتکا ارائه کند. تحلیل آماری ساختار روایت ها و جغرافیای راویان، وابستگی چشم گیر او به حوزه های علمی بصره و کوفه را آشکار می سازد. این مقاله با برجسته سازی جایگاه خلیفه بن خیاط در زنجیره تحول تاریخ نگاری اسلامی نشان می دهد که اثر وی نه فقط منبعی کهن بلکه الگویی روشمند برای مورخان نسل های بعدی است. خلیفه در این اثر از گونه های مختلف منابع از جمله روایت های شفاهی برای غنای محتوایی بهره برده است اما بررسی آماری نشان می دهد تکیه او بر تک نگاری ها و منابع مکتوب چون سیره و مغازیِ اواخر قرن اول و دوم هجری بیش از استفاده اش از تاریخ شفاهی بوده است.
The Dramaturgy of Silence in the Quran A Case Study: The Story of Prophet Moses and Khiḍr and Joseph(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most important structural studies is the examination of narrative techniques in the Quranic stories with the aim of showing the quality of the visual layers. To achieve this type of research, various models and methods are used. One of the interdisciplinary models is dramaturgy. Dramaturgy, as a theatrical function, seeks synergy within the text and displays actions to influence the audience and answer their potential questions; likewise, the audience's confrontational or interactive feelings with the work and structured analyses of the artistic work aim to determine the impact of the narrative and the longevity of the work. In this research, the story of Prophet Moses and Khiḍr (al-Kahf: 60ff) and a part of the story of Joseph have been studied using a descriptive-analytical method. The results show that the quality of using the dramaturgy of silence encompasses ten different and novel types, from authorial silence to causal silence. In these narrative techniques, the Quranic images do not, on their own, draw the narrative lines of the text, but rather are reflected in the domains of certain insights, concepts, and epistemological, cosmological, ethical, and aesthetic assumptions. These seemingly fragmented images are multi-referential and in their echo also include silence, making it a part of such frames. The narrative essence in the story of Khiḍr and Moses and Joseph is the mention of the meta-narrative in two realms: "First, the compositional actions and functions based on reality, and the second part, the descriptive and interpretive actions that recount the paratexts."
بررسی و تبیین کاربرد آیات قرآن در روایت جنگ های دوره صفویه از 907 تا 1038ق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
113 - 129
حوزههای تخصصی:
سلسله صفویه در سال ۹۰۷ توسط شاه اسماعیل صفوی تشکیل شد. استقرار حکومت صفویه در ایران و در ادامه، تحکیم و ادامه حیات این سلسله، با جنگ های متعددی همراه شد. این جنگ ها هم در عرصه داخلی جهت مقابله با مخالفان داخلی و هم در عرصه خارجی جهت مقابله با تهدیدات خارجی رخ داد که گاهی با موفقیت صفویان و گاهی نیز با عدم کامیابی آن ها همراه بود. در این میان، مورخان صفوی موظف به روایت جنگ ها بدون توجه به نتایج آن ها بودند؛ اما این روایت نباید به گونه ای رخ می داد که سبب آزردگی شاهان صفوی می شد. بر این اساس مورخان صفوی در روایت جنگ های آن دوره سعی می کردند در راستای ایدئولوژی صفویان و باورهای اعتقادی آن ها گام بردارند. یکی از مهم ترین مولفه های روایت جنگ های صفویان، استفاده از آیات قرآن و دراصطلاح آیه نگاری بوده است. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد آیات قرآن در روایت جنگ های دوره صفوی توسط مورخان آن دوره به انجام رسیده است. به نظر می رسد مهم ترین هدف مورخان صفوی در استفاده از آیات قرآن در روایت جنگ های دوره صفوی، مشروعیت بخشی به اقدامات جنگی شاهان این سلسله بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مورخان صفوی در روایت آیه نگارانه از جنگ های دوره صفویان اهدافی مانند مشروعیت بخشیدن به جنگ های صفویان، توجیه اقدامات خشن صفویان در میادین جنگ ، توجیه شکست های صفویان و نسبت دادن پیروزی های آنان به خداوند (تشبیه شاهان به پیامبران الهی) داشته اند. مورخان صفوی در همین ارتباط، به گونه ای از آیات قرآن استفاده می کردند که تصدیق کننده منظور و هدف آن ها باشد. روش تحقیق در این پژوهش، تاریخی تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای است. ابزار اصلی پژوهش استناد به منابع آن دوره است که درنهایت بر پایه یافته های حاصل از منابع، استنتاج و تبیین و تحلیل به عمل آمده است.
حورالعین؛ همسران مردان بهشتی یا همنشینان بهشتیان؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
193 - 217
حوزههای تخصصی:
در عرف مسلمانان، «حورالعین» به عنوان همسران بهشتی بسیار زیبا و جوان مطرح است و در زمره نعمت هایی شمرده می شود که برخی آن را به عنوان جنس مؤنث و مخصوص مردان بهشتی دانسته اند و گروهی اعتقاد دارند، هم دارای جنس مؤنث بوده و هم مذکر، که هم مردان مؤمن و هم زنان مؤمن از آن متنعم می شوند و اختصاص آن به یک گروه از بهشتیان و محروم دانستن گروه دیگری از آن، دور از انتظار است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، از دریچه آیات و روایات به بررسی جنسیت حورالعین پرداخته و با نقد و بررسی چهار نظر موجود راجع به جنسیت حورالعین به این نتیجه رسیده که با توجه به واژه شناسی و کاربردهای قرآنی و روایی، سیاق و شواهد موجود، جنسیت در مورد حورالعین مطرح نیست و تزویج با حورالعین به معنای هم نشینی و قرین بودن با آن هاست و حورالعین پاداش همه مؤمنان اعم از زن و مرد است. همچنین در قرآن علاوه بر حورالعین، زنان بهشتی نیز هستند که ویژگی های منحصربه فردِ خود را دارند و مهم ترین نکته ای که در این راستا وجود دارد عدم دقت مفسران و مترجمان در تفاوت قائل نشدن بین حورالعین و زنان بهشتی است، چه این که اوصاف مطرح شده برای این زنان را برای حورالعین در نظر گرفته اند.
فقه اجتماعی، مبانی، رویکرد و قلمرو با تأکید بر اندیشه آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مبانی، رویکرد و قلمرو فقه اجتماعی از دیدگاه آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که آیت الله محمدجواد فاضل به عنوان یک صاحب نظر فقهی، تعریف خاصی از فقه اجتماعی ارائه می دهند که براساس آن، فقه اجتماعی شامل موضوعات اجتماعی و رویکرد اجتماعی نسبت به سایر موضوعات فقهی است. همچنین، ایشان علی رغم باور به روش اجتهادی فقه سنّتی و توانایی آن در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، فقه سنّتی را نیازمند به تکمیل دانسته و لذا، پرداختن به فقه اجتماعی را دارای ضرورت می دانند. ایشان خطابات اجتماعی فقه را به دو دسته، فقه الاجتماع خاص و فقه الاجتماع عام تقسیم کرده و مبتنی بر آن معتقدند برخی از این خطابات مختص به جامعه اسلامی است و برخی دیگر، خطاب به جامعه بشری است. به نظر می رسد پرداختن به فقه اجتماعی ازجمله ضرورت های فقه شیعی است. اما بدیهی است پرداختن به آن باید از حالت کلی گویی خارج شود. لذا، این پژوهش ازجمله متون مقدمه و مدخل فقه اجتماعی محسوب شده و به ثمر نشستن آن منوط به پرداختن به مسائل اجتماعی و ارائه راهکارهای فقهی مبتنی بر اصول فقه اجتماعی است.
بازتاب ایدئولوژی در ترجمه ادبی: تحلیل ترجمهه امیرحسین الهیاری از رمان «القندس» با کاربست رویکرد حاتم و میسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ترجمه ادبی، به ویژه رمان، انتقال صرفِ واژگان نمی تواند منعکس کننده ی تمام ظرفیت های معنایی متن مبدأ باشد؛ چراکه معنا در این متون در پیوندی تنگاتنگ با گفتمان، فرهنگ و ایدئولوژی شکل می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد تحلیلی حاتم و میسون به بررسی بازتاب ایدئولوژی در ترجمه امیرحسین الهیاری از رمان "القندس" نوشته محمدحسن علوان می پردازد. در این چارچوب، مؤلفه هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی سازی، تبدیل ساختار معلوم به مجهول و بالعکس، اسمی شدگی، تکرار و تغییر در عاملیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها با روش بسامدگیری و استقراء تام، از طریق نمونه گیری هدفمند از کل رمان و ترجمه فارسی آن گردآوری و تحلیل شده اند. در مجموع، 1255 نمونه از مؤلفه های گفتمانی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهند که الهیاری با بهره گیری از رویکردهایی نظیر عینی سازی و اسمی شدگی، گفتمان متن مبدأ را با حفظ هویت نحوی و معنایی به زبان مقصد منتقل کرده است. این یافته ها نشانگر آن است که ترجمه در چنین متونی نه یک بازتاب منفعل، بلکه کنشی فعال و ایدئولوژیک است.
دفاعیه ای بر واقع انگاری زمان: واکاوی و نقد نظریه ناواقع گرایی مک تاگرت در متافیزیک زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
استدلال مک تاگرت مشهورترین استدلالی است که در فلسفه معاصر به سود غیرواقعی بودن زمان مطرح شده است. وی دو مدل برای تبیین زمان مطرح می کند: سری آ و سری ب. سری آ مدلی است که زمان را بر اساس سه مفهوم گذشته، حال و آینده تبیین می کند. سری ب مدلی است که زمان را بر اساس الگویی دوگانه از مفهوم «قبل تر» و «بعدتر» تبیین می کند. مک تاگرت سری ب را در تبیین تغییر که شرط تحقق زمان است ناتوان می داند، و سری آ را واجد تناقضی درونی قلمداد می کند، بنابراین با رد امکان واقعی بودن هر دو مدل، غیرواقعی بودن زمان را نتیجه می گیرد. در این نوشتار، به واکاوی و نقد دیدگاه مک تاگرت می پردازیم و با الهام از روش تحلیل زبانی ویتگنشتاین متأخر نشان می دهیم که اولاً برخی از امور را نمی توان با یک مدل نظری تبیین کرد، و بنابراین زمان بر اساس تأملات نظری و شهودهای زبانی واقعیتی است که در چند قلمرو هستی شناختی تحقق دارد. ثانیاً سری «ب» تبیین گر تغییر است. همچنین سری آ متناقض نما نیست. در این دیدگاه، وجه عینی زمان را سری ب تبیین می کند و وجه ذهنی آن را سری آ. بنابراین زمان واقعیتی است که در سطوح مختلف هستی تحققی خاص دارد و نمی توان تنها با یک مدل مانند سری آ یا سری ب آن را تبیین کرد.
أثر التعليم عن بعد القائم على مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ في تطوير مةارة المحادثة العربية لطلبة البكالوريوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
21 - 36
حوزههای تخصصی:
الإقبال المتزاید على التعلیم فی البیئه الافتراضیه، یتطلب ضروره الاهتمام بها، على ضوء متطلبات التربیه والتعلیم الحالیه التی ترکز على تنمیه المهارات المیتامعرفیه والاهتمام بتعلم الدماغ الطبیعی وتفعیل کلا جانبی الدماغ، کعنصر مهم فی التعلیم والتعلم. انطلاقاً من ذلک، یستهدف هذا البحث توظیف مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ، والتی ترکز على عمل الدماغ والمؤثرات فی التعلم الطبیعی للدماغ، کالإستراتیجیات التعلیمیه والمناهج الدراسیه والمحتوى والعوامل البیئیه فی صفوف الأونلاین لمهاره المحادثه العربیه، لتکشف عن مدى فاعلیه هذه المبادئ فی تطویر مهاره المحادثه فی البیئه الافتراضه. استخدم البحث المنهج شبه التجریبی بالمجموعتین الضابطه والتجریبیه، وخطه الاختبار القبلی والبعدی. المجتمع الإحصائی تکوّن من طلبه اللغه العربیه وآدابها فی الفصل الجامعی الأول لماده المحادثه العربیه بجامعات طهران. تم سحب العینات من المجتمع عشوائیاً، فتکونت من 3۴ طالبه فی الفصل الأول لمرحله البکالوریوس، سنه 2022م، بجامعه الخوارزمی الحکومیه نموذجاً. تم تقسیم العینه إلى المجموعتین الضابطه 17 طالبه، والمجموعه التجریبیه 17 طالبه، على طریقه أخذ العینات العشوائیه، ترکیزاً على أرقامهم الطلابیه. تم تحلیل البیانات الحاصله من الاختبارین القبلی والبعدی عبر البرنامج الإحصائی (spss). من أجل تقدیر وتعمیم النتائج الحاصله من حجم العینه على المجتمع الإحصائی، وکذلک تقییم بیانات البحث ودراسه السؤال المطروح، تم استخدام تحلیل التباین المشترک أو اختبار المقاییس المتکرره (GLMRM). تشیر النتائج إلى التأثیر ذی المعنى لمبادئ وطرق ثلاثه التعلم المستند إلى الدماغ فی صفوف الأونلاین لمهاره التحدث العربی. نسبه تأثیر التعلم المستند إلى الدماغ لمهاره التحدث فی المجموعه التجریبیه، تساوی 80%، مما یعنی أنه هناک فروق کبیره بین المجموعتین، حیث لوحظ تطور کبیر فی مهارات التکلم بالعربی، والطلاقه، والمقدره التواصلیه، والمهارات الاجتماعیه التی تعد من مؤکدات التعلم المستند إلى الدماغ.
ارزیابی قاعده انگاری عدالت بر پایه قاعده ملازمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی پاسخ دادن به این پرسش مهمّ است که آیا قاعده ملازمه حکم عقل و شرع می تواند ما را در فرایند قانونگذاری و افتاء به فهمی خردپسند و راهگشا از عدالت برساند؟ در پاسخ به این پرسش نگارندگان در وهله نخست به پیشینه قاعده و معنای کلمات آن در بستر تفکّر فقهی شیعه می پردازند و سپس بیان می کنند که این قاعده صرفنظر از این که نصّ صریحی در مورد آن وجود ندارد و مورد اجماع فقها نیست، خود دچار دو مشکل اساسی ابهام در معنای کلمات و جملات از یک سو، و تعارض درونی جملات از سوی دیگر است. نگارندگان پس از ترسیم تناقض و ایرادات اساسی آن با تکیه بر روش تحقیق کتابخانه ای و تحلیل مباحث در بیانی جدید، ادعا نموده اند که قاعده ملازمه حتی در فرض صحّت نیز نمی تواند هیچ پشتوانه ای برای فهم عرفی عدالت در جهان معاصر باشد تا از این رهگذر بتواند به ما در فهم بهتر آن در فرایند افتاء یا قانونگذاری کمک کند، بنابراین برای دفاع از قاعده انگاری عدالت و مطرح نمودن فهم عرفی از آن لازم است در پی دلایل روشن تر و محکم تری بود.
دیجیتال سازی منابع حدیثی / گزارش آیین رونمایی نرم افزار «جامع الأحادیث - نسخه 4»
حوزههای تخصصی:
آیین رونمایی از نرم افزار «جامع الأحادیث - نسخه چهارم» در روز دوشنبه، هفدهم شهریور 1404ش در سالن اجتماعات مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، با حضور جمعی از طلّاب، فضلا و پژوهشگران حوزه و به ویژه با حضور محقّقان عرصه علوم حدیث و نیز با حضور برخی مسئولان مراکز فرهنگی و پژوهشی، در قم برگزار شد.
در این جلسه، ابتداء جناب حجّت الاسلام و المسلمین آقای باشتنی، مدیر گروه حدیث و رجال مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، به بیان انگیزه ها و اهداف تولید نسخه جدید نرم افزار جامع الأحادیث پرداخت و قابلیت ها و امکانات این برنامه را تشریح کرد.
در ادامه مراسم، جناب حجّت الاسلام و المسلمین بهرامی، مدیر مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، با اشاره به پیشینه فعّالیت های مرکز، بر اهمّیّت تولید نرم افزارهای تخصّصی در خدمت حوزه های علمیه تأکید نمود. وی گفت: «رسالت اصلی این مرکز، آسان سازی دسترسی محقّقان به منابع اصیل و ایجاد تحوّل در روش های پژوهش دینی است.» دکتر بهرامی ضمن معرّفی قابلیت های نرم افزار جدید حدیثی، آن را گامی مهم در ارتقاء پژوهش های اسلامی دانست و افزود: «این مرکز با بهره گیری از فنّاوری های نوین، درصدد است میراث حدیثی اهل بیت (ع) را به شیوه ای روزآمد در اختیار محقّقان و دانش پژوهان قرار دهد.»
سخنران و میهمان ویژه این مراسم، حضرت آیت الله اعرافی، مدیر حوزه های علمیه کشور بود که ضمن تبریک میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام صادق (ع)، به نقش بی بدیل حضرت رسول اکرم (ص) در بنیان گذاری تمدّنی نوین اشاره کرد و اظهار داشت که رسالت حوزه امروز، پیروی از سیره معرفتی و اخلاقی پیامبر است. وی در ادامه، با اشاره به تحوّلات فنّاوری و ظهور هوش مصنوعی، این پدیده را دارای ابعاد علمی، معرفتی، اجتماعی و اخلاقی دانست و تصریح کرد: «حوزه های علمیه باید هم زمان با بیم ها و امیدها، با ارائه نظریه و تدوین اسناد راهبردی، نقش فعّالی در هدایت این عرصه ایفا کنند.»
در پایان این جلسه، از نرم افزار جامع الأحادیث نسخه 4، با حضور میهمانان رونمایی شد. در این نوشتار، گزارش برگزاری این مراسم و گزیده بیانات سخنرانان برنامه، ارائه می شود.
سیاست جنایی تقنینی و اجرایی ایران در قبال مبارزه با پول شویی با تأکید بر قانون اصلاح مبارزه با پول شویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
51 - 63
حوزههای تخصصی:
پول شویی یک تهدید جدی برای سیستم مالی همه کشور ها محسوب شده و به حاکمیت دولت ها صدمه می رساند ؛ در اقتصاد ایران نیز چند سالی است که به مقابله با پدیده پول شویی توجهی خاص شده است . هدف مقاله حاضر بررسی سیاست جنایی تقنینی و اجرایی ایران در قبال مبارزه با پول شویی با تأکید بر قانون اصلاح قانون مبارزه با پول شویی است. مقاله حاضر نظری و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و به صورت کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که قانون گذار ایران پس از قانون گذاری در زمینه مبارزه با پول شویی در سال 1386، پس از گذشت چند سال، با مشاهده ایرادات قانون مورد اشاره و در راستای جهانی سازی قوانین خود در زمینه پول شویی و مبارزه کارآمد علیه این جرم، درجهت تبیین موضوع و ابهام زدایی و باتوجه به مقررات بین المللی در کنوانسیون های بین المللی، ازقبیل وین و پالرمو در تعریف جرم پول شویی و در مورد جرم منشأ، مال حاصل از جرم و عواید حاصل از جرم پول شویی و در رابطه با اصل برائت و اماره مجرمیت، با مقررات جهانی به روزرسانی شده است. می توان گفت که مهم ترین دستاورد در قانون اصلاحی سال 1397 در زمینه مبارزه با پول شویی در سیاست تقنینی ایران، وارونگی اصل برائت و ایجاد اماره مجرمیت علیه متهمین پول شویی می باشد . باتوجه به لزوم تناسب بین جرم و مجازات و لزوم بازدارندگی مجازات ها، قانون گذار کشور ما به وضع مجازات های حبس متناسب با جرم پول شویی و جزای نقدی متناسب با جرم پول شویی و مصادره اموال پرداخته است .
خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رویکردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابلتوجهی در گفتمانهای اسلامی پیدا کردهاند. در این مطالعه با روش توصیفیـتحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاههای دو تن از نظریهپردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن میپردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانشها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که علیٰرغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکافهای بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیشفرضهای الهیات شیعی پیش میرود، مهمترین این اختلافات نادیدهانگاری منشأ الهیِ نقشهای تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهرهگیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود رویکرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نهتنها راهکارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمیدهد، بلکه به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی میانجامد.
فرایند حضور دین در ساحت فرهنگ و تمدن (تمدن اسلامیکیت) بررسی و نقد دیدگاه مارشال هاجسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
31 - 50
حوزههای تخصصی:
برخی از مستشرقین با تحلیل واقع بینانه از تمدن اسلامی به دنبال برجسته کردن مهمترین عنصر تمدنی یعنی دین هستند. هاجسن به عنوان مؤسس مطالعات اسلامی در دانشگاه شیکاگو یکی از معدود مستشرقینی است که نگاه واقع بینانه به تمدن اسلامی دارد. در اندیشه هاجسن تمدن اسلامی مهم ترین تمدن در تاریخ بوده است که دین در آن نقش محوری داشته است لذا اندیشه درهم تنیدگی دین و فرهنگ شالوده فکر تمدنی هاجسن را تشکیل می دهد. هاجسن در مطالعات تاریخی، روش شناسی منحصربه فردی دارد که مبتنی بر ارتباط بین عناصر معنوی و مادی بشر است. در این روش دین به عنوان یک عنصر تمدنی نیاز به عینیت یافتن در سطح اجتماعی دارد. از این جهت هاجسن فرایند تمدن سازی دین را از مسیر تبدیل دین به فرهنگ می داند و در پی آن است که آنچه را به عنوان تمایز بین دین به عنوان امری الهی و فرهنگ به عنوان میراث بشری را به تصویر بکشد. در این مقاله از روش تحلیلی استفاده شده است.
طراحی و ساخت الگوی تحلیلی- تطبیقی تأمین اجتماعی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام های تأمین اجتماعی در کشورهای مختلف با بحران های جدی مواجه هستند که سؤالاتی مهم در مورد پایداری و ضرورت این نظام ها مطرح کرده است. پرسش اصلی این است که چگونه می توان یک نظام تأمین اجتماعی پایدار داشت و آیا چنین تمهیداتی لازم است؟ منابع مالی آن از کجا تأمین می شود و چه دامنه و شمولی باید داشته باشد؟ این بحران ها انگیزه هایی برای تحول این نظام ها ایجاد کرده است. اسلام به عنوان دینی جامع، الگویی متمایز از رفاه و تأمین اجتماعی ارائه می دهد که می تواند جایگزینی مناسب برای الگوهای موجود باشد. این تحقیق با تحلیل مضامین قرآنی و روایات معصومین(ع) به تبیین الگوی تأمین اجتماعی اسلام پرداخته است. بر اساس یافته ها، تأمین اجتماعی در اسلام به عنوان یک حق اجتماعی تلقی می شود که با تحقق آن، عدالت اجتماعی نیز محقق می شود. اسلام بر مسئولیت اجتماعی افراد شامل حمایت از نیازمندان، نوع دوستی و برادری تأکید دارد؛ همچنین احسان و نیکوکاری به عنوان یک ارزش مطرح است. منابع مالی تأمین اجتماعی در اسلام متنوع و فراگیر بوده و عمدتاً جنبه داوطلبانه دارد و به دولت وابسته نیست. شمول این نظام نیز گسترده تر از الگوهای رایج است و افراد غیرشاغل را نیز دربر می گیرد.
تحلیل نگره تاریخ مندی آیات پوشش شرعی زنان در قرآن با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پوشش زنان مسلمان به سبب ابعاد دینی، اجتماعی و اخلاقی، همواره مورد توجه محققان قرار دارد. مسئله محوری این پژوهش، تقابل دو خوانش متفاوت از آیات مرتبط با پوشش شرعی زنان بر مبنای نگره تاریخ مندی است. خوانش نخست بر فراتاریخی و عام بودن آیات تأکید دارد و خوانش دوم، آیات مذکور را متعلّق و وابسته به بستر تاریخی عصر نزول وحی تلقی می کند. این تقابل، به دلیل تبعات عملی متفاوت، چالش های گوناگونی را در عرصه اجتماعی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به واکاوی دلایل خوانش تاریخ مند و ارزیابی آنها در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین می پردازد. در سطح توصیف، ساختار نحوی و گزینش های زبانی کلام الهی، پوشش شرعی را به عنوان حکم واجب، عام و مستمر دینی نمایان می سازد. در سطح تفسیر نیز دلالت های ضمنی، بافت درون متنی و موقعیتی، احکام پوشش را واجد اصولی ثابت، فراگیر و قابل انطباق بر سایر بسترهای تاریخی معرفی می کند. تحلیل در سطح تبیین نیز آیات را بخشی از گفتمان کلان زندگی توحیدی و در تقابل با گفتمان مادی گرا مطرح می کند که ایدئولوژی نهفته در آن، مبین قدرت مطلق خداوند جهت بازتعریف هویت فردی و اجتماعی زنان، مبتنی بر مؤلفه دین داری است.
بازشناسی یک واژه فارسی در قرآن کریم؛ مطالعه موردی «هُدِّمَت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی خاستگاه واژه قرآنی تک بسامد «هُدِّمَت»، برساخته از ریشه «ه-د-م»، و واکاوی تطور صوری و معنایی آن انجام شده است. این واژه در تفاسیر و ترجمه های قرآنی، اساساً به مثابه یک واژه اصیل عربی و در پیوند با معنای جاافتاده «ویرانی یا تخریب» تلقی شده، بی آنکه بررسی ریشه شناختی مستقلی بر پایه تعاملات زبانی صورت گیرد. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخی یا درزمانی، ضمن اشاره به همزادهای واژه در دیگر زبان های سامی، کاربست های آن را در متون پیشاقرآنی شامل متون مقدس یهودی–مسیحی و اشعار کهن عربی بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «هُدِّمَت» وام واژه ای برگرفته از فارسی باستان (handāma) به معنای «اندام» است که از طریق زبان آرامی و در چارچوب تعاملات زبانی عصر هخامنشی وارد زبان های سامی و سپس عربی شده و در آیه چهلم سوره حج بر پاره پاره کردن و فروپاشی ساختمان پرستشگاه ها دلالت دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش پیش رو نشان می دهد که بازسازی ریشه ثلاثی «ه-د-م» بر پایه یک ریشه ثنائی، به سبب غفلت از وام واژه بودن آن اساساً گرفتار خطای روش شناختی است.
تورات علیه تلاویو: نقدی کتاب مقدسی بر کشتار ساکنان غزه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
121 - 150
حوزههای تخصصی:
دین پژوهی رشته ای دانشگاهی است و باید به بایسته های آن پایبند باشد، اما این تعهد را نباید مانع دین پژوه برای واکاوی دیدگاه های کتاب مقدس درباره مسائل عینی گذشته و امروز دانست. تفسیر پیش رو از قصه های کتاب مقدس مبتنی بر دو مدعاست: نخست، میان جهان امروز و جهان نویسندگان کتاب مقدس گسستی (معرفت شناسی یا هستی شناختی) واقع است، و دوم با روشی مناسب (اسطوره گشایی) می توان به آن جهان متفاوت ورود کرد. مطابق این خوانش، دیدگاه نویسندگان کتاب مقدس درباره خشونت و خون ریزی بر انسان شناسی آن ها استوار است که در قصه آدم به نحوی مجمل و استعاری بازگو شده است. مطابق آن، انسان (فارغ از جنسیت، موقعیت، قومیت، ملیت و نژاد) به «سیمای خدا» و «شبیه خدا» است، و خدا متوجه نیازهای مادی و عاطفی اوست، و کشتن او را منع کرده است، و بی تردید خاطیان عقاب خواهند شد. قصه هابیل و قابیل داستان «جنایات و مکافات» است و بیانگر آن که خدا خون خواه بی گناهان است و بی تردید مجرمان را مکافات خواهد کرد. قصه سیلاب نوح نفرت خدا از خشونت و خون ریزی (حَمَس) را بازگو می کند و تهدید این اعمال برای جان، جامعه و جهان را یادآور می شود. نتیجه اینکه خشونت و خون ریزی جنون آمیز صهیونیست ها علیه ساکنان غزه برخلاف تعالیم کتاب مقدس است و رویکرد نویسندگان کتاب مقدس نه دفاع و توجیه چنین رفتاری علیه انسان ها که محکومیت آن است.
مطالعه تحلیلی دو نگاره مرتبط با امام رضا (ع) در فالنامه طهماسبی (962-967ق) با رویکرد شمایل شناسی اروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
71 - 101
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین پژوهشگران رویکرد شمایل شناسی اروین پانوفسکی (1968-1892م) است. شمایل شناسی معنا و محتوای اثر هنری را بررسی می کند. پانوفسکی سه سطح معنایی (توصیف پیش شمایل نگارانه، تحلیل شمایل نگارانه و تفسیر شمایل شناسانه) را در خوانش آثار هنریاز هم متمایز کرد. دو نگاره قدمگاه امام رضا (ع) و نجات مردم در دریا توسط ایشان از فالنامه طهماسبی (962- 967 ق) به سفارش شاه طهماسب بوده است. صفویان نسب خود را به امام کاظم (ع) نسبت می دادند؛ بنابراین توجه ویژه به پسر ایشان، امام رضا (ع) داشتند که دارای نقش مهمی در نفوذ تشیع در ایران بودند. هدف این پژوهش چگونگی خوانش شمایل شناسی دو نگاره مرتبط با امام رضا (ع) در فالنامه طهماسبی با آرای پانوفسکی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سوالات است که تحلیل شمایل شناسی این دونگاره در فالنامه طهماسبی با آرای پانوفسکی چگونه است؟ با توجه به بافتار فرهنگی مذهبی دوره شاه طهماسب این دو نگاره چه ویژگی های ساختاری و بصری دارد؟ بررسی شمایل شناسانه این دو نگاره چه ارزش های بنیادینی از دوره شاه طهماسب را نمایان می کند؟ این پژوهش به شیوه کیفی و تطبیقی تحلیلی انجام شده و روش جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و با رویکرد شمایل شناسی بوده است. به نظر می رسد نگارگر در نگاره قدمگاه با استفاده از فرم جای پا در محراب، هم زمان یادآور سه قدمگاه مرتبط با قبله مسلمانان و در نتیجه اصول مسلمانی شیعی (توحید، نبوت و امامت) است. همچنین سندی است برای آنکه در آن دوره نیز جای پای موجود در نیشابور، بیانگر قدمگاه امام رضا (ع) بوده است. در نگاره نجات مردم از دریا نگارگر شاه طهماسب را در قالب امام رضا (ع) مروج شیعه در ایران آورده است و با رمزگانی به واقعه کمک خواهی همایون گورکانی از شاه طهماسب اشاره دارد؛ بنابراین ناخودآگاه به ارزش های بنیادی دوره شاه طهماسب که اصول مهم شیعی و تأکید بر مشروعیت شاه طهماسب است، اشاره می کند.
تأملی بر دیدگاه علامه طباطبایی در فرآیند صدور عمل اختیاری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
11 - 34
حوزههای تخصصی:
تحلیل فرآیند عمل اختیاری انسان از مباحث جدید فلسفه عمل است. مسأله اصلی این مقاله آن است که سخنان پراکنده علامه طباطبایی در این موضوع را به گونه ای سامان دهد که نسبت آن اولاً با نظریه اعتباریات و ثانیاً با رویکرد وجودی علامه که برآمده از حکمت متعالیه است، روشن شود. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به سراغ آثار مکتوب علامه رفته است. نوآوری مقاله عبارتست از :1. دیدگاه علامه منطبق با مبانی دیگر او تنظیم شده است. 2. با توجه به این نظریه، به برخی پرسش های جدی عرصه «عمل» پاسخ هایی نوین ارائه شده است. 3. شکاف بین نظر و عمل، با استناد به نظریه اعتباریات و چگونگی جمع میان عوامل شناختی و غیرشناختی در فرآیند تحقق عمل، تبیین شده است. 4. نقدهایی به دیدگاه علامه وارد شده است. یافته های پژوهش: علامه با دخالت دادن حقیقت اعتبار در فرآیند تحقق فعل اختیاری، توانست شکاف بین نظر و عمل را با شیوه ای نوین مرتفع سازد. همچنین مفهوم «التفات» نقش محوری در اتصال بین مبادی غیرمعرفتی و معرفتی عمل دارد. با این حال به نظریه علامه دو اشکال وارد است: نخست آنکه باید به جای اعتبار ضرورت وجود از اعتبار ضرورت ایجاد استفاده کرد و دیگر آنکه اعتبار حسن بر اعتبار وجوب مقدم است.
تحلیل فلسفی و کلامی نابرابری، عدالت و شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
151 - 175
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائلی که در جهان معاصر با آنها مواجه ایم، مقوله نابرابری است. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل نابرابری کدام است و راه های رفع نابرابری ها کدام است؟ یکی از مهم ترین متفکرانی که در این زمینه تأمل کرده است، تامس نیگل است. او علل نابرابری را به چهار مقوله مهم تقسیم کرده است: تبعیض، طبقه، استعداد و کوشش. در گام اول این چهار علت به دقت تحلیل شده است. در گام دوم برای اساس نظریه عدالت رالز برای هر کدام از این علل، راه های رفع پیشنهاد شده است. اصل آزادی های اساسی برابر برای رفع نابرابری حاصل از تبعیض و اصل برابری فرصت برای رفع نابرابری های حاصل از طبقه و اصل تفاوت برای رفع نابرابری های حاصل از استعداد و کوشش پیشنهاد شده است. البته با نگاه به اندیشه های اسلامی به ویژه اندیشه آیت اله مطهری سعی شده است نقد و زاویه نگاه دیگری نیز در کنار دیدگاه های این متفکران آورده شود؛ لذا شهید مطهری ضمن اشاره به تفاوت های طبیعی و تفاوت آن با نابرابری های اجتماعی، ایجاد یک مساوات مطلق را رد و برای نابرابری های اجتماعی توزیع مجدد مواهب و مضرات را پیشنهاد می کند.