نسیم خرد

نسیم خرد

نسیم خرد سال 11 بهار و تابستان 1404 شماره 1 (پیاپی 20) (مقاله پژوهشی حوزه)

مقالات

۱.

تأملی بر دیدگاه علامه طباطبایی در فرآیند صدور عمل اختیاری(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عمل اختیاری اعتباریات شکاف نظر و عمل عوامل شناختی عوامل غیرشناختی علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
تحلیل فرآیند عمل اختیاری انسان از مباحث جدید فلسفه عمل است. مسأله اصلی این مقاله آن است که سخنان پراکنده علامه طباطبایی در این موضوع را به گونه ای سامان دهد که نسبت آن اولاً با نظریه اعتباریات و ثانیاً با رویکرد وجودی علامه که برآمده از حکمت متعالیه است، روشن شود. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به سراغ آثار مکتوب علامه رفته است. نوآوری مقاله عبارتست از :1. دیدگاه علامه منطبق با مبانی دیگر او تنظیم شده است. 2. با توجه به این نظریه، به برخی پرسش های جدی عرصه «عمل» پاسخ هایی نوین ارائه شده است. 3. شکاف بین نظر و عمل، با استناد به نظریه اعتباریات و چگونگی جمع میان عوامل شناختی و غیرشناختی در فرآیند تحقق عمل، تبیین شده است. 4. نقدهایی به دیدگاه علامه وارد شده است. یافته های پژوهش: علامه با دخالت دادن حقیقت اعتبار در فرآیند تحقق فعل اختیاری، توانست شکاف بین نظر و عمل را با شیوه ای نوین مرتفع سازد. همچنین مفهوم «التفات» نقش محوری در اتصال بین مبادی غیرمعرفتی و معرفتی عمل دارد. با این حال به نظریه علامه دو اشکال وارد است: نخست آنکه باید به جای اعتبار ضرورت وجود از اعتبار ضرورت ایجاد استفاده کرد و دیگر آنکه اعتبار حسن بر اعتبار وجوب مقدم است.
۲.

نقدی بر نگاه فیزیکالیستی در علم بر اساس تلقی کواین و امکان فرض وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کواین فیزیکالیسم خدا الحاد عدم تعین نظریات کل گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
طبق تلقی کواین، پیش فرض علم فیزیکالیسم است؛ یعنی علم نیازی به فرض وجود عناصر ماورآءطبیعی نمی بیند. اگر معرفت را به معرفت علمی منحصر کنیم، آیا راهی برای فرض وجود خدا وجود دارد؟ چند مدعا در علم شناسی کواین وجود دارد که راه را برای ورود عناصر ماوراءطبیعی در علم باز می گذارد. اول این که، هر نظریه که از محکمه پیش بینی موفق بیرون آید ممکن است که در درون خود اموری را مفروض گرفته باشد که قابل بررسی با ابزار حسی نباشد. دوم "کل گرایی" و سوم عدم تعین نظریات است. عدم تعین نظریات زمینه حضور نظریات رقیبِ نظریات فیزیکالستی را فراهم می کند. "کل گرایی" امکان تعدیل مختارانه را در نظام معرفتی در صورتی که یک نظریه نتواند از محکمه پیش بینی موفق بیرون بیاید، فراهم می کند؛ یعنی؛ قاعده دقیق علمی وجود ندارد که معین کند کدام بخش از معرفت را باید جرح و تعدیل کرد. بر اساس همین نظریات، راه همزبانی خداباوران و ملحدان در التزام/عدم التزام به وجود خدا بسته می ماند، زیرا هر گروه بنا به عواطف و علائق و زمینه های فرهنگی می تواند ترجیحات اختیاری خود را بکار بگیرد حتی اگر قرائن معرفتی به نفع تبیین رقیب باشد. در این نوشته با استفاد از نمونه پژوهیِ رؤیای صادقه اولا امکان حضور ماوراءطبیعت در علم نشان داده شود، اما هم زمان بیان خواهد شد که به دلیل ترجیحات غیر معرفتی راه برای ورود این سنخ نظریات برای خداناباوران در دنیای علم بسته می ماند.
۳.

واکاوی تحلیلی تقریر نوین علامه حسن زاده آملی از برهان صدیقین و پیامدهای نقلی آن(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: برهان صدیقین فاطر انفطار توحید فطری حسن زاده آملی حکمت متعالیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
برهان صدیقین به عنوان یکی از استوارترین براهین اثبات وجود خدا، همواره مورد توجه فلاسفه و متکلمان اسلامی بوده است. علامه حسن زاده با رویکردی نوگرایانه و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تقریری بدیع و عمیق از این برهان ارائه کرده است. ایشان با تحلیل معناشناسانه و هستی شناسانه ی ماده «فطر» معتقد است که رابطه میان فاطر و منفطر، رابطه ظاهر و مظهر است و همه موجودات هستی از متن ذات خداوند متعال ظهور یافته و مشتق شده اند. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی، ابتدا مبانی فلسفی و عرفانی این خوانش بیان شده و در ادامه، پیامدهای نقلی و سازگاری آن با آیات قرآن و روایات، مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که تقریر علامه حسن زاده نه تنها از نظر فلسفی و عرفانی مستحکم است، بلکه با متون نقلی نیز هماهنگی عمیقی دارد و می تواند به شایستگی نمایان گرِ پیوند جدایی ناپذیر قرآن و عرفان و برهان باشد. از جمله ملازمات نقلی این دیدگاه، «شهودی بودن توحید فطری، شناخت خدا با خدا، و اشتقاق موجودات از ذات واجب تعالی» می باشد.
۴.

روش شناسی تولید علم دینی از نگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: علوم انسانی علم مدرن علم دینی اسلامی سازی علوم انسانی روش شناسی آیت الله مصباح

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۹
به باور آیت الله مصباح مسئله تولید علم دینی یکی از ضروری ترین مسائل پیش روی نظام اسلامی و عنصر تأمین کننده اسلامیت نظام و زمینه ساز اداره آن بر اساس نرم افزارهای دینی است. این مقاله درصدد کشف و صورت بندی روش شناسی تولید علم دینی از دیدگاه آیت الله مصباح است. وی علم دینی را در حوزه علوم انسانیِ توصیه ای که مبتنی بر نظام ارزشی و هستی شناسی است، ممکن و تولید آن را ضروری می داند. چه آنکه علوم توصیه ای ارتباط تنگاتنگی با نگرش های هستی شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی دارند و اسلام در این زمینه دارای طرح متمایزی است. وی فرآیند دست یابی به علوم انسانی اسلامی را فرآیندی مدیریت پذیر می دانند، تحول فرد، ساختارهای اجتماعی را در این فرآیند ضروری برشمرده و رویکردهای معرفتی تهذیب و تکمیل علوم موجود و استنباطی و مبناگروی به اشکال گوناگون در نظریه وی به کار رفته است. روش شناسی تولید علم دینی از منظر وی در سه مرحله نقد مبانی و دستاوردهای علوم موجود، تأسیس مبانی چهارگانه علوم انسانی اسلامی و تأسیس فلسفه های مضاف به علوم طرح ریزی می شود.
۵.

چرایی و چیستی اجتهاد در فلسفه(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: فلسفه اسلامی فیلسوفان معاصر روش شناسی اجتهاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۷
موفقیت در فلسفه آموزی منوط به رعایت ضوابطی است که تنقیح آنها - در واقع - ترسیم نوعی روش شناسی در حوزه فلسفه ورزی است. گرچه فیلسوفان مسلمان خود به هنجارهای فلسفه آموزی پرداخته اند، امّا کلام ایشان، معمولاً ناظر به شرایط معنوی فلسفه-آموزی بوده و در آن به ضوابط آموزشی کمتر پرداخته شده است. علاوه براین، به اقتضاء شرایط کنونی، معیارهای آموزشی گذشتگان نیازمند بروزرسانی است. این مقاله تلاشی است برای تنقیح روش شناسی فلسفه آموزی در حوزه فلسفه اسلامی. بدین منظور، مقاله پیش رو، نخست به ضرورت فلسفه آموزی توجه داده و نشان داده است که با توجه به فضای حاکم بر دانش فلسفه، این ضرورت جز با نیل به اجتهاد تأمین نخواهد شد و سپس، کوشیده است با تتبع در آثار گفتاری و نوشتاری برخی از برجسته ترین فیلسوفان مسلمان معاصر، تصویر روشنی از چیستی اجتهاد در فلسفه ارائه دهد که در آن، اجتهاد را به مهارت های پنجگانه ای تحویل برده شده است، که عبارت اند از: 1) نگاه منطقی خُرد و کلان، 2) منبع شناسی، 3) تسلط بر منابع، 4) نگاه تاریخی/تحلیلی و 5) نوآوری و خلاقیت. در نهایت، پس از بازشناسی اجتهاد بر اساس این شاخصه ها، تمرکز بر ویژگی سوم را به عنوان راهکار نیل به اجتهاد معرفی شده و به اختصار توضیح داده شده است که چگونه می توان از این طریق به اجتهاد نائل شد.
۶.

ارزیابی وجودشناختی تقریر فارابی از برهان طرف و وسط ارسطو در اثبات وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: فارابی علت معلول طرف وسط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
برهان طرف و وسط، یکی از براهین مشهور ارسطو در امتناع تسلسل است که فارابی برای اثبات وجود خدا از آن بهره گرفته است. در برهان طرف و وسط، خصوصیتی که تاثیرگذاری عمده و غیر قابل انکار دارد، مساله علیت است.  پرسش اصلی ما در این نوشتار و جهت مغفول مانده در این برهان، این است که سلسله معالیل در برهان طرف و وسط از چه جهتی محتاج علت مافوق خود هستند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده های کتابخانه ای می کوشد ساختار وجودشناختی برهان را تجزیه و تحلیل نماید و به این نتیجه رسیده است که می توان این برهان را همچون موجودی خارجی و صاحب تاثیر در نظر گرفت که دارای ماده و صورتی است. ماده این برهان مولفه های سه گانه-طرف اولی، واسط و طرف اخیر- و صورت برهان، اصل علیت است و از آنجا که هویت اشیا به صورت آنها است، هویت برهان طرف و وسط هم به اصل علیت است. نتیجه ای که در پایان حاصل شده این است که پاسخ به مساله علیت در برهان طرف و وسط را باید در نظام هستی شناختی فارابی پیدا کرد. در جهانبینی فارابی نظام هستی متشکل از وجود و ماهیت است و او برای هر دوی آنها شیئیت قائل است اما عینیت، خارجیت و تاثیر برای وجود است و به همین خاطر باید گفت که علیت در برهان طرف و وسط به وجود است. وجودی که از علت العلل منشا گرفته و انتظام بخش سلسله علل و معالیل است.
۷.

تحلیل رابطه ی ابتنایی-تلازمیِ «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» از منظر علامه طباطبایی و شاگردان ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: اصالت وجود حرکت حرکت جوهری اشتداد وجود اصالت ماهیت علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
طرح و اثبات «اصالت وجود» در حکمت متعالیه حاوی آثار متعددی است. ملاصدرا بسیاری از این آثار را استخراج و به آن ها تصریح نموده لکن استخراج پاره ای از این آثار و تبیین روابط آن ها بر عهده پیروان مکتبش بوده است. کشف ارتباط بین برخی از این آثار با «اصالت وجود» وظیفه ایست که علامه طباطبایی و شاگردان ایشان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. «حرکت جوهری» از جمله مسائلی است که در کلام صدرا و پیروان او مفصلا ایضاح گشته است؛ لکن ابعاد ارتباط و سازگاری آن با «اصالت وجود» در بابی مستقل مورد بررسی واقع نشده است. این پژوهش با بهره گیری از تصریحات و تلویحات علامه طباطبایی و شاگردان او، به دنبال تصویرسازی روشنی از ارتباط مبنایی بین «حرکت جوهری» و «اصالت وجود» می باشد. ابتدا در برهان خلفی بر «اصالت وجود» نشان خواهیم داد که تنها با چنین فرضی است که تصویر صدرایی از حرکت در جوهر توجیه پذیر است. سپس به چرایی ادبیات ماهویِ نهفته در «حرکت جوهری» می پردازیم و اصطلاح «اشتداد وجودی» را اَنسب به حکمت متعالیه می دانیم. آنگاه با طرح شواهدی، از ناسازگاری حرکت و اشتداد با «اصالت ماهیت» پرده برداشته ایم. در نهایت، با بررسی وجوه سازگاری «اصالت وجود» با «اشتداد وجود» و «حرکت جوهری»، ابتنا و تلازم مابین آن ها را نتیجه خواهیم گرفت. پژوهش حاضر -با نظر به اقتضائات فلسفه به عنوان موضوعِ کلی اش- با گردآوری کتابخانه ایِ اطلاعات از منابع و اسناد نوشتاری، به پردازش آن ها از روشی تحلیلی-توصیفی پرداخته است.
۸.

بازخوانی روش تفکر سقراطی براساس مبانی حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سقراط روش تفکر گفتگو حکمت متعالیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
برای دستابی به واقع، انتخاب روش خردورزی مناسب، همواره مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. از این رو مدل های مختلفی از خردورزی ارائه گردیده است که هر کدام برای دسترسی عقلانی به واقعیت، روشی را ارائه نموده اند. در این  میان، سقراط حکیم به عنوان پایه گذار فلسفه آکادمیک، برای خردورزی روشی که مبتنی بر گفتگو و دیالوگ، انسجام پیدا می کند را ارائه کرده است. در این نوشتار سعی می گردد تا براساسِ مبانیِ موجود در فلسفه ملاصدرا، این روشِ خردورزی و فلسفه آموزی سقراطی، بازخوانی شود. این مُهم به روش تحلیلی – اسنادی، براساس استناد به مبانیِ معرفت شناسی و هستی شناسیِ حکمت متعالیه و تحلیلِ این مبانی، ناظر به روش خردورزیِ صحیح، انجام می گیرد. با بررسی انجام شده روشن می شود که اساساً خردورزی، با کشف خلأ معرفتی شروع گشته و  پرسشگری نیز، باعث برون ریزیِ این خلأ می شود. بنابراین روش صحیح خردورزی، می بایست در قالب گفتگویی پرسش محور، صورت پذیرد. در این راستا می بایست پرسشگری مبتنی بر روش تفکر انتقادی و پاسخگویی نیز براساس روش تفکر خلّاق تحقق پیدا کند. این تحلیل به نوعی همان روشِ خردورزیِ سقراطی را تأیید می کند. بنابراین روش تفکر سقراطی نه تنها مغایرتی با مبانیِ حکمت صدرایی ندارد؛ بلکه صحیح ترین نوعِ خردورزی خواهد بود.  
۹.

پاسخ بر اشکالات نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: اعتباریات ادراکات حقیقی ادراکات اعتباری اشکالات اعتباریات علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۱
تحلیل ادراکات اعتباری از مباحث بنیادین معرفت شناسی و فلسفه علم شمرده می شوند. علامه طباطبایی به جهت خلط نشدن این نوع ادراکات با ادراکات حقیقی و پاسخ به مغالطات در این زمینه به تحلیل و تبیین ویژگی های ادراکات اعتباری پرداخته و نحوه شکل گیری آن ها را بر اساس نظریه سکاکی در بحث حقیقت و مجاز توضیح داده است. نگارندگان در ابتدا با روش توصیفی-تحلیلی به ارائه تصویری روشن -و به دور از پیچیدگی های پژوهش های مرتبط- از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی پرداخته اند؛ در مرحله بعدی، به تحلیل و پاسخ چهار اشکال اصلی پرداخته شد که به ترتیب عبارتند از: مستدل نبودن و نداشتن منطق لازم و ریشه ای یک نظریه؛ تایید نسبیت مطلق گزاره های اخلاقی توسط عبارات ایشان در مقاله ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ انکار رابطه هست ها و باید ها به سبب اعتباری دانستن مطلق بایدها و نبایدهای میان نفس و افعال آدمی و متزلزل شدن پایه های اخلاق، فقه و... ؛ عدم علم نفوس در ظرف توجه به این اعتبارات که فعل نفس هستند. نوآوری مقاله حاضر اولاً در آن است که نشان دهد بدون رجوع به سایر آثار علامه طباطبایی و با تاکید بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز می توان به اشکالات پاسخ داد؛ ثانیاً تاکید و تحلیل بر اقسام سه گانه اعتباریات کرده و روشن می سازد در برخی از اشکالات وارد بر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی مغالطه اشتراک لفظی صورت گرفته است.
۱۰.

پیشگیری و درمان شناختی چالش های هویتی انسان معاصر؛ برپایه مبانی فلسفی حکمت متعالیه (با تأکید بر آثار علامه طباطبایی)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: بی هویتی هویت علامه طباطبایی مبانی حکمت متعالیه درمان فلسفی پیشگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۰
مسأله مقاله حاضر، ارائه راهکار برای پیشگیری و درمان بی هویتی در انسان معاصر است که براساس مبانی فلسفی حکمت متعالیه، با تأکید بر آثار علامه طباطبایی (ره) پیگیری می نماید. براین اساس راهکارهای ارائه شونده در حیطه درمان و مشاوره فلسفی و یا به زبان قدیم طب روحانی است. روش مطالعه نیز عقلی-تحلیلی است یعنی به تحلیل سیستمی، گزاره ای و مفهومی آراء علامه طباطبایی  می پردازیم و براساس اصول و مبانی ذکر شده در آثار ایشان، به ارائه راهکارهایی نائل می شویم. براساس یافته های تحلیلی از آثار علامه، مبانی ذیل رفع کننده عوامل و عوارض بی هویتی در انسان معاصر است که برخی دارای خاصیت پیشگیری و برخی درمانی است. از جمله: 1) اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری ؛ 2) امکان فقری؛ 3) بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیء منها؛ 4) اعتدال در ترسیم فضایل و رذایل؛ 5) آموزه نظام احسن؛ 6) امکان وقوعی و ذاتی؛ 7) حاجت معلول به علت در بقا؛ 8) غایتمندی جمیع مبادی فعل اختیاری؛ 9) عنایت خداوند، علم و سایر صفات او؛ 10) معنای زندگی، 11) غایت انسان (سعادت و استکمال) و ... . این مبانی منجر به آگاهی فرد از  حقیقت خویش، سعادت و غایت و استکمال واقعی خویش گردد. همچنین سبب پیشگیری و درمان عوامل و عوارض ناشی از بی هویتی است: از جمله غفلت، هدف نادرست، احتیاجات ساختگی، مشغولیت های بی هدف، احساس پوچی، فقر معنوی،  پیشگیری از عدم شکوفایی امیال فطری، احساس بی ملاکی، آرمان های طولانی مدت کاذب، فاقد برنامه بودن در حیات، بی مسئولیتی، اضطراب، یاس و تنبلی و... .
۱۱.

تقابل فلسفه اسلامی با حس گرایان در فلسفه تحلیلی با تآکید بر تمایز تجربه حسی از ادراک حسی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ادراک حسی تجربه حسی دلالت طبیعی دلالت حکایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۲
انسان از بعضی موجودات فیزیکی پیرامون خویش تأثیر می پذیرد. این تأثرات در درون انسان تجربه شده و به طور مستقیم و بدون نیاز به مفاهیم مورد ادراک قرار می گیرد. برخی حس گرایان در فلسفه تحلیلی همچون راسل این تأثرات را امور فیزیکی تلقی نموده ، لذا به این نتیجه رسیده اند که انسان می تواند بدون نیاز به عقل و مفاهیم عقلی دست کم از برخی از موجودات فیزیکی (تجارب حسی) آگاه گردد. از طرف دیگر در نگاه برخی دیگر از حس گرایان همچون پوزیتویست های منطقی، آگاهی مزبور پایه هر نوع آگاهی به عالم خارج است. از اینرو از یک طرف نقش عقل و مفاهیم عقلی (مفاهیم کلی) را در شناخت موجودات فیزیکی نفی می کنند و از طرف دیگر بر بی معنی بودن گزاره های متافیزیکی تأکید دارند؛ مطابق با این رویکرد باید روش برهانی در هستی شناسی فلسفی کنار گذارده شود و این وظیفه خطیر را تنها به علوم حسی واگذار نمود. در این مقاله برآنیم با روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به ماهیت تجربه حسی و تمایز آن از ادراک حسی پرداخته و سپس با بیانی اجمالی اثبات نماییم که نه تنها تجارب حسی، فیزیکی نیستند بلکه اساسا آگاهی مستقیم به موجود فیزیکی امکان پذیر نمی باشد. اما مسئله اصلی این است که فارغ از مادی یا مجرد بودن تجربه حسی، با اتکا و اکتفا به این تجارب، بدون نیاز به عقل و مفاهیم و استدلال های ذهنی، حتی نمی توان به تحقق هیچ امر فیزیکی در وراء این تأثرات واقف گردید، چه رسد بخواهیم آنها را پایه آگاهی از هر نوع حقیقتی در عالم خارج تلقی نماییم.
۱۲.

بازخوانی تشکیک در عشق از دیدگاه ابن سینا (تبیین نقش قوای نفس در پیوستار بیماری تا تعالی)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا تشکیک عشق قوای ادراکی نفس عشق بیمارگونه عشق متعالی روانشناسی فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
این نوشتار به عشق از دیدگاه ابن سینا به عنوان یک بیماری تا عالی ترین مرتبه تعالی انسانی می پردازد و هدف آن این است که نشان دهد میان تعابیر به ظاهر متعارض ابن سینا از عشق – در مقام یک عارضه نفسانی (بیماری) در آثار طبی و در مقام یک سیر تعالی بخش در آثار فلسفی – وحدت وجود دارد. این مقاله با مطالعه مروری و کتابخانه ای و به روش تحلیلی-تفسیری، استدلال می کند که عشق در نظام فکری ابن سینا مفهومی مشکک است که بر یک پیوستار واحد قرار دارد، یافته ها پژوهش نشان می دهد، در یک سر این پیوستار، «عشق در معنای عام» به عنوان میل ذاتی و فطری هر موجود ممکن برای نیل به کمال و گریز از نقصان تعریف می شود و در سر دیگر، «عشق در معنای خاص»، تجلی این میل کلی در سطوح مختلف وجود انسان است که کیفیت و جهت آن توسط قوای نفس تعیین می گردد. هنگامی که عشق تحت سیطره قوای پایین تر نفس، به ویژه قوه واهمه، قرار گیرد و از هدایت عقل جدا افتد، به صورت بیمارگونه ظاهر می شود و در مقابل، هنگامی که قوه ناطقه، به عنوان اشرف قوا، جهت دهنده این شوق فطری باشد، عشق به صورت محرکی برای تعالی و رسیدن به کمال غایی، یعنی اتصال به معشوق حقیقی (خداوند)، درمی آید. بنابراین، تفاوت مصادیق گوناگون عشق – از زمینی تا الهی – نه ناشی از اختلاف در ماهیت عشق، بلکه برآمده از درجه کمال و نقصان قوای نفسانی و نسبت سنجی آن ها با یکدیگر است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۲۰