فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳
99 - 112
حوزههای تخصصی:
کتاب واپسین شاهنشاهی ایران اثر مایکل بانر تحلیل جامعی از ساختار سیاسی و نظامی شاهنشاهی ساسانی ارائه می دهد. بانر با تمرکز بر دوره هایی چون حکومت شاپور اول و خسرو اول، نقش شخصیت های کلیدی و چالش های داخلی و خارجی را بررسی کرده و مجموعه ای از عوامل مانند بحران های داخلی و حملات خارجی را به عنوان دلایل فروپاشی شاهنشاهی مطرح می کند. نپرداختن نویسنده به مسائل فرهنگی، هنری و اجتماعی را میتوان از نقاط ضعف کتاب به حساب آورد. بانر در این کتاب سعی کرده است تا با پرداختن به برخی نکات مهم و برجسته تاریخ ساسانیان و در نظر آوردن برخی نظرات و آرای محققان دیگر، روایتی مختصر، سودمند و دقیق از تاریخ ساسانیان عرضه نماید. ما نیز در این یادداشت تلاش داریم تا نگاهی به جزئیات آنچه که او بیان نموده است بیاندازیم.
A Comparative Study of the Structural and Functional Characteristics of Sasanian Chahār Tāqis in the Isfahan Region(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
15 - 29
حوزههای تخصصی:
Among the significant and yet controversial archaeological remains of the Sasanian period are the Chahār Tāqis and fire temples of this era. Chahār Tāqis reflect historical and architectural engineering points that, despite their simplicity in construction, have managed to endure for many years. Although the primary function of Chahār Tāqis was mainly religious, in some cases, they could also serve as commemorative monuments or guideposts. Despite being constructed over a long period and scattered across a vast geographical area throughout the Iranian plateau, Chahār Tāqis exhibit very similar characteristics in construction techniques and spatial positioning. The abundance, distribution, and expansion of Chahār Tāqis in the studied region necessitate multiple research topics from architectural, functional, and religious perspectives. Given the prevalence and spread of Chahār Tāqis in the Isfahan region, this study adopts a descriptive-analytical approach to compare the architectural elements of Sasanian fire temples and Chahār Tāqis in Isfahan province, as well as the metric dimensions of each architectural element. In addition to studying the architectural and decorative elements used in prominent Chahār Tāqis of the region, such as those in Niasar, Shirkuh, Nakhlak, and Qal'eh Dar, the reasons for their abundance in this region compared to other areas during the Sasanian period and their potential uses in the early Islamic period are also explored. Furthermore, the positioning of these structures in relation to nearby natural and unnatural phenomena has been carefully examined. Based on the dimensions and surface distribution of the mentioned Chahār Tāqis, it can be concluded that these structures were likely sites for the Aduran or Dadgah fires.
مرید و مراد انقلاب آذربایجان (به روایت اسناد تاریخی)
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
153 - 174
حوزههای تخصصی:
شهید میرزا علی ثق هالاسلام تبریزی و شهید ستارخان سردار ملی جزو رجال باشخصیت و از مفاخر ملی ما هستند که صفات پسندیده و مبارزات قهرمانانه آن بزرگواران، بهترین الگوی وطن پرستی و آزادی خواهی محسوب می شوند. آن دو بزرگوار هر دو شیخی و هر دو مشروطه خواه و آزادیخواه بوده اند و رابطه معنوی مرید و مرادی با هم داشته اند. اینکه ستارخان به علت شیخی بودن ارادت خاصی به ثق هالاسلام داشته و مرید او بوده است جای بحث نیست ولی ستارخان بنابه نوشته اکثر تاریخ نگاران استقلال فکری داشته و کورکورانه تحت تأثیر هیچ کس قرار نمی گرفت. ستارخان علاوه بر ثق هالاسلام، نسبت به انجمن آذربایجان، مرکز غیبی تبریز و برخی از سران آزادی احترام خاصی قائل بود. این مقاله به بررسی ارتباط معنوی دو شهید مشروطیت، ستارخان و ثقه الاسلام می پردازد.
گاه شماری و گاه نگاری ساسانی از زبان نوشته های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
57 - 82
حوزههای تخصصی:
در این گفتار نگارنده کوشیده است پدیده گاه شماری را در زمان ساسانیان برپایه متون زبان پهلوی (سده سوم تا دهم میلادی) بررسی و واکاوی کند. آن دسته از متون پهلوی را که به گزاره ها و جُستارهای گاه شماری، گرچه پراکنده، پرداخته اند، معرفی کند. همراه با برخی از آن داده ها، پرسش و پیشینه و فرآیند پژوهشی را روشن کند و برآیند به دست آمده را در پایان سخن بازگو کند. این گفتار با الگوی متن پژوهی دستاوردی را به نمایش می گذارد که ایرانیان باستان از آغاز تاکنون در نگاه داشتِ گاه نامه ها و سال شماری (حساب و کتاب روز و ماه و سال) با پدید آوردن جشن ها و آیین ها در هم سویی با سنجه (رصد) اخترشناسی و ستاره شناسی (نجوم) و پدیده هایِ آسمانی، نیز هماهنگی با دگرگونی و چرخش زمین و زیست بوم کوشا بوده اند و تا جایی که در توان داشتند در راستایِ بهبودیِ زندگانی و کشورداری، با برگزاریِ آیین های دینی و ملی آن را به کار می گرفتند و به درستی از آنها بهره می بردند. پرسش هایی که در این پژوهش می توان طرح کرد عبات اند از: آیا اثر یا کتابِ مستقلی درباره گاه شماری به زبان پهلوی برجای مانده است؟ آیا ردِّ پا و یا نشانی از گاه شماری زمانِ ساسانیان در آثارِ بازمانده متون پهلوی می توان یافت؟ چنان چه نشانه هایی از گاه شماری در متن های یادشده دیده شود، آیا با گردآوری گزاره ها و واژگان وابسته به آن، آگاهی درخوری را از گاه شماری و گاه نگاری در زمان ساسانیان می توان به دست آورد؟
جایگاه کتاب "دراویش طریقت بکتاشی" از کینگزلی بیرج در مطالعات علوی بکتاشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
101 - 112
حوزههای تخصصی:
کتاب " دراویش طریقت بکتاشی" نوشته ی جان کینگزلی بیرج، اثری بنیادین در حوزه ی تاریخ و الهیات طریقت بکتاشیه است که شرحی جامع از منشأ، آموزه ها، آیین ها و تاریخ نهادی این طریقت به ویژه در دوران امپراتوری عثمانی و اوایل قرن بیستم ارائه می دهد. از نقاط قوت این اثر می توان به بهره گیری گسترده از منابع دست اول ، بررسی دقیق زمینه های سیاسی و اجتماعی و نیز رویکرد متعادل نویسنده در تحلیل باورها و آیین های بکتاشی، از جمله بررسی ابعاد اخلاقی، جشن ها و پیوندهای این طریقت با تشیع و تسنن، اشاره کرد. با این حال، محدودیت هایی نیز در اثر مشاهده می شود؛ از جمله دامنه ی زمانی و جغرافیایی محدود، که تحولات پس از اوایل قرن بیستم مانند دگرگونی های طریقت در آلبانی، جوامع مهاجر و واقعیت های سیاسی معاصر را در بر نمی گیرد. از منظر روش شناختی نیز کتاب بازتاب دهنده ی رویکردهای علمی زمان خود است و از دیدگاه های مردم نگارانه، جنسیتی و پسااستعماریِ معاصر بی بهره مانده است. در مجموع، اثر بیرج همچنان منبعی بی بدیل و پایه ای برای مطالعات تاریخی و تطبیقی درباره ی بکتاشیه محسوب می شود، اما برای درک جامع تر از پیچیدگی های بکتاشیه ی معاصر، باید پژوهش های جدیدتر هم مطالعه گردد.
بررسی ساختار و کارکرد موقوفات بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
77 - 92
حوزههای تخصصی:
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز مذهبی و فرهنگی ایران، دارای موقوفات متعددی است که نقش کلیدی در پایداری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن ایفا کرده اند. اهمیت و قداست این بقعه، موجب شد هدایا و نذورات مختلفی در طی سال ها در این مجموعه جمع آوری شود. پس از به قدرت رسیدن سلسله صفویه، ارزش و اهمیت این بقعه افزون تر شد، اما با سقوط صفویه از توجه و رسیدگی پادشاهان ایران به این بقعه کاسته شد. این مقاله با هدف بررسی ساختار و کارکرد این موقوفات، به بررسی انواع موقوفات، نقش مرشدان و متولیان در اداره و بهره برداری از موقوفات و همچنین تأثیرات این موقوفات بر جامعه می پردازد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه داده های کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که موقوفات بقعه شیخ صفی، نه تنها از جنبه اقتصادی و تأمین منابع مالی تأثیرگذار بوده اند، بلکه از جنبه اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر بوده اند و اداره صحیح موقوفات توسط مرشدان و متولیان، باعث تداوم فعالیت های بقعه و حفظ جایگاه آن در جامعه شده است.
زندانیان و مجازات های آنان در عصر اول و دوم عباسی: مورد بررسی، زندانیان عقیدتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
63 - 83
حوزههای تخصصی:
زندان یکی از سخت ترین مجازات هایی بود که در عصر اول و دوم عباسی برای مخالفان از هر گونه و گروهی در نظر گرفته می شد. گروه های سیاسی، عقیدتی، کارگزاران حکومتی، شورشیان و سایر گروه های اجتماعی و اعضای خاندان عباسی که به دلیل عدم همراهی با خلیفه و یا آنان که نسبت به منصب خلافت چشم طمع داشتند، در زمره مخالفان حکومت قلمداد می شدند و مورد خشم خلیفه قرار گرفته و دستگیر، زندانی، شکنجه و بسیاری هم به قتل می رسیدند. این مقاله از میان گروه های مخالف مذکور در صدد است تا به زندانیان عقیدتی بپردازد و معلوم سازد که این زندانیان چه گروه یا فرقه هایی بودند، دلایل زندانی شدن آنان چه بود، چه مجازات هایی در مورد آنان اعمال گردید و رفتار با این زندانیان چه تناسبی با فتاوای فقهای مذاهب مختلف اسلامی داشت. این پژوهش به شیوه توصیفی - تحلیلی و به صورت کتابخانه ای با استفاده از منابع معتبر تاریخی انجام شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که زندانیان عقیدتی متشکل از اسماعیلیان، حنابله، خوارج، راوندیه، زنادقه، معتزله و... بودند. دلیل اصلی زندانی شدن آنان تضاد عقیدتی با حکومت عباسیان بود. این زندانیان پس از دستگیری و زندانی شدن، بدون رعایت حقوق انسانی آن ها شکنجه های طاقت فرسا متحمل شدند و تعداد زیادی از آنان به قتل رسیدند. رفتار حکومت با این زندانیان نه تنها تناسبی با احکام فقهی نداشت؛ بلکه در تضاد با فتاوای فقهای مذاهب مختلف اسلامی بود.
Tappeh Shah Qoli Beygi: Lapui Phase Settlement (4th Millennium BC) in Shiraz(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۴ - Serial Number ۱۲, March ۲۰۲۴
96 - 116
حوزههای تخصصی:
This study analyzes 26 pottery fragments from the Shah Qoli Beygi archaeological site, focusing on their typology, technology, and chronological significance within the Lapui phase of prehistoric Fars in the Shiraz Plain. The assemblage, dominated by red fine wares, also includes common wares and evidence of different from the preceding Middle and Late Fars (Bakun) Phase. Variations in color, texture, and manufacturing techniques, including both hand-made and wheel-made forms, are examined. Comparative analysis with other Lapui sites reveals regional trends in pottery production, including the shift towards red fine wares and the prevalence of specific vessel forms. The study highlights the transition and continuity of ceramic traditions during the Lapui phase, emphasizing the site's contribution to understanding the cultural dynamics of the fourth millennium BC in southern Iran.
واکاوی نقش تجربه زیسته و عاملیت در حیات سیاسی مریم فیروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه زیسته صرفاً واقعیتی نیست که بتوان آن را به امری زیست شناسی فروکاست، بلکه خصلتی متمایز و یگانه دارد که از فردی به فرد دیگر و از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت و منحصر به فرد است. به عبارت دیگر تجربه زیسته برخاسته از واقعیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است و از آنجا که این واقعیت ها برای هر فردی به یک شکل خاص بروز و ظهور می یابد، از این روست که تجربه زیسته امری منحصر به فرد می شود. تاکنون نقش و تأثیرگذاری زنان در حوزه قدرت سیاسی بررسی شده است؛ اما کمتر به رابطه میان عاملیت و تجربه زیسته و تأثیر متقابل این دو بر حیات سیاسی زنان پرداخته شده است. تصور بر آن است که ساختار و فضای غالب می تواند به کنشگری زنان شکل دهد؛ اما تجربه زیسته مریم فیروز این تصور را زیر سؤال برد و نشان داد درک او از هویت و نقش خود، چندان مقید به تعاریف متداول نیست.. پرسش اصلی این مقاله این است: عاملیت فردی و تجربه زیسته در حیات سیاسی مریم فیروز چه تأثیری داشت؟ چگونه عاملیت فردی باعث تخطی او از دوگانگی مفروض خصوصی/عمومی شد و آن را به چالش کشید؟ نقش ساختارهای جنسیتی در تجربه زیسته او چه بود ؟ این مقاله با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و روش تاریخی، به بررسی نقش عاملیت و تجربه زیسته در حیات سیاسی فیروز می پردازد. در ادامه به شرح مختصری از زندگی نامه و برخی از محدودیت ها و اثر آنها بر کنشگری سیاسی او پرداخته خواهد شد.
تأثیر هنر یونانی مآبی بر تزیینات سنگی در آرایه های معماری ناحیه بلخ از 323 پ م تا 240 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
83 - 113
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به پژوهش درباره تأثیرات هنر یونانی مآبی در آرایه های معماری ناحیه بلخ شامل بخش هایی از شمال افغانستان، جنوب ازبکستان و جنوب تاجیکستان (در شرق ایران) در طول دوره های سلوکی، یونانی-بلخی، پیشاکوشانی (پساهلنیستی) و کوشانی می پردازد با تکیه بر یافته های شاخص که از بررسی ها و کاوش های باستان شناسی به دست آمدند. بر این اساس، با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای تلاش می شود تا ضمن معرفی تزیینات سنگی به کار رفته در آرایه های معماری این ناحیه به ویژه بناهای حکومتی و آیینی تا حد امکان قدمت آنها را تعیین کرده و با استناد به موقعیت جغرافیایی و بستر باستان شناختی این آثار، کارکرد و سبک به کار رفته در آنها ارزیابی شود. درنهایت تلاش می شود تا به این پرسش کلیدی پاسخ داده شود که چه عنصرهای هنری متأثر از هنر هلنی در تزیینات سنگی این ناحیه به کار رفته و کدام عنصرها در گذر زمان دچار دگرگونی شده یا حذف شده اند؟ اگرچه به دلیل منتشر نشدن جزیی یا کامل نتایج کاوش ها یا بررسی ها در بعضی از محوطه های مورد مطالعه، درک ماهیت بناها و بستر باستان شناختی یافته های سنگی بر ما پوشیده مانده است، با استناد به نتایج حاصل از مطالعه محوطه های شاخص ناحیه بلخ به واسطه مطالعه تطبیقی با سایر نمونه ها در ایران و میان رودان می توان گفت که بناهای حکومتی و آیینی به ویژه در 5 محوطه تخت سنگین، آی خانم، بلخ، ترمذ و سرخ کتل نقش مهمی در حفظ و گسترش هنر هلنی در ناحیه بلخ داشته اند.
بازشناسی نام و مفهوم ایران در متون ادبی عصر صفوی؛ مطالعه موردی دیوان صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
32 - 57
حوزههای تخصصی:
عصر صفوی یکی از مهمترین ادوار تاریخی ایران به شمار میرود؛ چرا که صفویان پس از گذشت قرنها توانستند ایران را از زیر لوای حکومت بیگانگان خارج و وحدت ملی را در این سرزمین برقرار کنند. تأسیس دولتی ملی، متمرکز، مستقل و فراگیر در کنار رسمیت یافتن مذهب تشیع، به تقویت و رشد فرهنگ عمومی مشترک انجامید و موجب بازآفرینی نام، مفهوم و هویت ایرانی گردید. نیک میدانیم که هیچ ملتی بینیاز از دانستن گذشته تاریخی و هویت خویش نیست و ادبیات گستردهترین افقی است که در لابهلای گزارشهای آن میتوان عناصر و مؤلفههای اصلی هویت هر قوم و ملت را بازشناخت. پژوهش حاضر به منظور بازشناسی نام، مفهوم و هویت ایرانی و عناصر و مؤلفههای آن در دیوان اشعار صائب تبریزی صورت گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دیوان اشعار صائب سرشار از مضامین و مفاهیم ایران و هویت ملی ایرانی است به گونهای که شاید بتوان ادعا کرد اشعار صائب آیینه تمام نمای جامعه ایران عصر صفوی محسوب میشود. صائب با بیانی بلیغ و فصیح توانسته ایران و مفهوم ایران یا به عبارتی دیگر مؤلفههای هویت ملی ایرانی را که در واقع معماری جامعه ایرانی-اسلامی عصر صفوی است را بنمایاند. صائب به عنوان ادیبی میهن پرست همواره بر هویت ایرانی و ملی خود وفادار مانده است. ایران گرایی، عشق به ایران و آرزوی دیدار وطن از اندیشههای صائب بوده است. پژوهش حاضر به صورت موردی و با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تاریخی و بهرهگیری از ابزار کتابخانهای و منابع و مآخذ مکتوب صورت گرفته است.
کاربرد عبارت «اهل بیت» در جاهلیت با تاکید بر بحث از نهادینه سازی انگاره «خاندان محترم»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
116 - 137
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ عرب جاهلی، واژگان و عبارات مرتبط با «بیت» نقشی فراتر از معناهای مکانی ایفا می کردند و در پیوند با ساختار قبیله ای و روابط خویشاوندی، دلالت های هویتی و اجتماعی می یافتند. عبارت «اهل بیت» گرچه در جاهلیت به شکل مصطلح و تثبیت شده ای مانند دوره اسلامی به کار نمی رفت، اما همان کاربردهای اولیه و بعضا بسیط از آن عبارت نیز نیاز به پژوهش تاریخی دارد. سؤال اصلی این پژوهش آن است که: عبارت یا مفهوم «اهل بیت» در دوره جاهلی چگونه به کار می رفته و آیا این مفهوم نقش نمادینی در تثبیت منزلت اجتماعی برخی خاندان ها داشته است؟ روش تحقیق این مقاله، توصیفی تحلیلی است و با بهره گیری از منابع ادبی مانند اشعار جاهلی، آثار تاریخی، متون انساب و واژه نامه های مرتبط انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که عرب جاهلی گرچه همیشه از تعبیر لفظی «اهل بیت» استفاده نمی کرد، اما در زبان و ذهنیت خود، انگاره ای در جهت اهتمام به برخی از خاندان های برتر را می پروراند. این مفهوم در آغاز بیشتر جنبه خونی و قبیله ای داشت، اما در سیر تحولی تدریجی، به عنصری در ساختار منزلت اجتماعی و گاه فرهنگی بدل شد؛ عنصری که بعدها در فضای وحیانی اسلام، معنایی جدید و دینی پیدا کرد. از این رو، بررسی تحولات مفهومیِ «اهل بیت» از جاهلیت تا صدر اسلام، در فهم جایگاه اهل بیت پیامبر(ص) نقش مهمی ایفا می کند.
معناشناسی واژگان هنرهای بصری در سده های نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
164 - 184
حوزههای تخصصی:
مسلمانان در سده های نخستین اسلامی واژگان متعددی را برای توصیف هنرهای بصری به کار برده اند که در منابع لغوی متقدم برشمرده اند و معمولا از واژه های هم معنا برای توصیف معنای واژه ها استفاده کرده اند بدون آن که هیچ توضیح روشن کننده ای درباره ی تفاوت میان معنای آن ها ارائه دهند. تحلیل معنای این واژه ها و توجه به تفاوت معنایشان می تواند تصویر روشنی از نحوه ی نگرش مسلمانان در سده های نخستین اسلامی نسبت به هنرهای بصری در اختیار بگذارد. پژوهش پیش رو به این مسئله می پردازد که مسلمانان در سده های نخستین چه واژگانی را در ارتباط با هنرهای بصری به کار برده اند و این واژگان در منابع لغوی متقدم در چه معنایی به کار رفته اند؟ این واژگان چه تفاوت معنایی با یکدیگر دارند؟ به نظر می رسد واژه های بَرقَش، تَزوِیق، رَقش، رَقط، رَقم، رَقن، زُخرُف، قَرمَطَ، نَقش، نَمش، نَمق، نَمنَمَه، وَشی در معنای بازنمایی تصویر جانداران به کار رفته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد برخی از این واژگان در اصل به معنای تصویر و برخی دیگر در اصل به معنای غیر تصویر هستند اما در معنای تصویر نیز به کار رفته اند. این واژگان در نسبت با مفهوم تصویر به چندین دسته معنایی تقسیم می شوند که در شماری از آن ها معنای بازنمایی تصویر جانداران اصالت و غلبه دارد و در برخی دیگر معنایی غیر از بازنمایی تصویر جانداران مانند آرایه ی پر زرق و برق یا چگونگی ایجاد نقوش و کیفیت رنگ و ظرافت آن ها غلبه و اهمیت دارد. این واژگان معمولا در معنای آراستن و تزیین کردن استفاده شده اند و از آنجا که برخی از انواع تزیینات نقوش جاندران بوده، به مرور در معنای بازنمایی تصویر جانداران به کار رفته اند.
تکامل شمشیرهای منحنی: مطالعه سنجشی میان شمشیرهای چینی و ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی صنعت تکامل شمشیرها با سنجش در چین و ایران می پردازد. این یادداشت با بررسی پیدایش و چگونگی تکامل انواع شمشیر در چین آغاز و بر چگونگی تغییرات آن ها به عنوان مقدمه تمرکز خواهد کرد؛ از این روی به نوع شمشیرهای چینی معروف دولبه «جیان» و انواع مختلف مشهور به «دائو» به دلیل طراحی خاص خود می پردازد. سپس موضوع بحث به برابر ایرانی آن با اصطلاح شناخته شده اش، یعنی «شمشیر» گسترش می یابد؛ این ادعا از آن جهت است تا اثبات شود که اصطلاح «شمشیر»، برخلاف تصور غلط رایج بسیاری از پژوهشگران و مجموعه داران غربی، تنها در مفهوم گونه «خمیده» (دارای تیغه منحنی) آن نیست. درست در برابر این دیدگاه، شمشیر در زبان فارسی برای اشاره به هر نوع شمشیر صرف نظر از شکل آن استفاده می شده است. درحقیقت، این پژوهش با تمرکز بر دوره های تاریخی به بحث پیدایی شمشیرهای منحنی شکل در چین و ایران می پردازد.
گنج دکتر جواد هیئت استانبول یولوندا ( بلگه لر اساسیندا)
حوزههای تخصصی:
در سوم شهریور 1320، پس از اشغال شمال و جنوب ایران توسط قدرت های متفقین، شمال غربی ایران (منطقه آذربایجان) به دست روس ها افتاد و تحت اشغال قرار گرفت. در تاریخ 24/9/1942، دولت ترکیه، علیرغم مشکلات اقتصادی، تصمیمی مبنی بر اعطای بورس تحصیلی به 114 دانشجوی ایرانی گرفت. وزارت امور خارجه در نامه ای به نخست وزیر اشاره کرده بود که این دانشجویان در مدارس شبانه روزی تحت نظر «حزب خلق» تحصیل خواهند کرد. دکتر جواد هیئت جوان نیز جزو این 114 دانشجو بود. در این مقاله، همراه با فهرست دانشجویان بورسیه ترکیه، اسناد مربوط به این دانشجویان که در آرشیو ترکیه یافت شده، ارائه گردیده است.
بررسی پیکرک های T شکل دوره نوسنگی در فلات ایران و منطقه های همجوار آن در بال شرقی هلال حاصلخیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
3 - 33
حوزههای تخصصی:
هلال حاصلخیز منطقه ای است که برای اولین بار تغییرات اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیک به شالوده و عناصر تشکیل دهنده دوره نوسنگی در آن ظاهر شد. یکی از مؤلفه های نوسنگی گرایی آن چیزی است که باستان شناسان از آن به عنوان انقلاب نمادها یاد می کنند که به طور برجسته در هنر پیکرک سازی نوسنگی تجلی یافت. به طورکلی، پیکرک سازی یکی از ویژگی های مهم نوسنگی گرایی محسوب می شود و ساخت پیکرک ها دارای سابقه ای قدیمی تر از دوران نوسنگی است. از اواسط هزاره نهم پیش ازمیلاد در کنار پیکرک های حیوانی، تعداد محدودی پیکرک های انسانی با خطوط شماتیک نیز مستند شده است. در پایان هزاره هشتم پ م، دگرگونی اساسی، شامل ساخت پیکرک های انسانی در بیشتر محوطه های دوره نوسنگی دیده شده است. پیکرک های T شکل به عنوان یکی از فرم های انتزاعی انسان در عصر نوسنگی است و رواج آنها به عنوان یکی از مهم ترین مشخصه های دوره نوسنگی باسفال در برخی محوطه های نوسنگی شمال میان رودان، غرب و جنوب غربی ایران بوده است. پیکرک های Tشکل به عنوان یکی از شکل های اصلی پیکرک های نوسنگی است که در محوطه های تپه شیخی آباد، تپه سراب، تپه علی کش، تپه سبز، تپه چغاسفید، تپه تولایی، چغابنوت، چغاسفید، تپه سنگ چخماق، جارمو و چای اونو به دست آمده است. در این مقاله با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تلاش دارد که پرسش هایی را ارزیابی کند که پیکرک های T شکل در چه بازه زمانی از دوره نوسنگی بیشترین رواج را داشته است و شواهد آنها در چه محوطه هایی قابل ردیابی است؟ خاستگاه پیکرک های T شکل در چه منطقه یا مناطقی از هلال حاصلخیزی دیده می شود؟ پیکرک های T شکل، همسو با گسترش روابط فرامنطقه ای در عصر نوسنگی باسفال از اوایل هزاره هفتم تا هزاره ششم پ م در کنار مواردی چون سفال منقوش و ابسیدین در زاگرس گسترش داشته است که احتمال ارتباط آنها با جوامع دام دار و کوچ رو وجود دارد.
چرخش های دورانی و هویت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
53 - 77
حوزههای تخصصی:
هویت فردی و اجتماعی انسان ها در تاریخ و جامعه ساخته میشود و در گذر زمان به تدریج تغییر می یابد. این تغییر البته آهنگ و حرکت مشخصی ندارد، اما روشن است که برخی عناصر و مؤلفه های هویتی کهن جای خود را به عناصر جدید می دهند و بدین ترتیب، هویت انسانی همواره بازسازی و بازنگری می شود. با این همه، در تاریخ بشر زمان های خاصی وجود دارد که حرکت و آهنگ تغییرات شتاب می گیرد؛ یعنی دامنه تغییرات در هویت فردی و جمعی عمیق، گسترده و معنادار می شود. نگارنده این زمان های خاص را «چرخش دورانی» نامیده است. در تاریخ بشر چرخش های دورانی اندکی رخ داده است. مسئله این مقاله ارزیابی نسبت میان هویت ایرانی و چرخش های دورانی در تاریخ است. مقاله می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که چرخش های دورانی در تاریخ ایران کدام اند و چرا هویت ایرانی را دچار بحران و سرانجام تغییرات ژرف و معنادار کرده اند؟ نگارنده برای پاسخ به این مسئله از روش توصیفی–تحلیلی بر پایه رهیافت کلان نگر تاریخی/ جامعه شناسی تاریخی بهره گرفته است؛ زیرا اقتضای چنین بحث هایی کلی نگری است که در اینجا جایگزین نگرش های جزئی نگر (مورخانه) شده است. مقاله سرانجام به این نتیجه می رسد که در تاریخ ایران سه چرخش دورانی رخ داده است: نخست، فرایند همبستگی و انسجام اقوام پراکنده بومی، مهاجمان و مهاجران در قالب تمدن باستانی ایران بر بنیاد ایرانشهر که موضوع این نوشتار نیست. دوم، فرایندی است که از سقوط ساسانیان آغاز و تا تثبیت حکومت سامانیان تداوم می یابد و سوم، فرایندی است که از جنگ های ایران و روسیه آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. در هر دو چرخش دورانی، هم گسست تاریخی و هم تغییرات هویتی-تمدنی بزرگی رخ داد و هم راه تازه ای آغاز شد. پیامد طبیعی این چرخش ها پدیدار شدن بحران هویت بود. اکنون آثار عمیق هر سه چرخش دورانی در هویت اکنونی ایرانیان هویدا و پابرجاست.
جایگاه مردم در اندیشه محمدعلی فروغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مردم در معنایی جدید که دال بر تعیین جایگاه و نقش آنان در عرصه هایی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در مواجهه با تمدن جدید غرب است، ظهور و بروز متفاوتی یافت. فهم جدید از جایگاه، نقش و تغییر مفاهیم (از رعیت به شهروند)، ابتدا در نگاه روشنفکران به فعلیت رسید و آنان بر اساس خاستگاه فکری خود به تأملاتی جدید در این زمینه پرداختند. یکی از روشنفکرانی که در این موضوع نوشته های تأمل پذیری دارد، محمدعلی فروغی است. او در یک روند اندیشه ای منظم توانست نظریه های خود را به خوبی تبیین کند. مسئله اصلی این پژوهش که در قالب دو سؤال، راستی آزمایی شدنی است، این است که نخست مردم در اندیشه فروغی چه جایگاهی دارند؟ دوم اینکه فروغی چگونه و با چه رویکردی به تبیین جایگاه مردم می پردازد؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که فروغی با مبنا قرار دادن لیبرالیسم و کاپیتالیسم (تفسیری و ترجمه ای) و عبور از اندیشه دینی و سوسیالیسم، به ارائه دیدگاه مطلوب خود که در آن مردم به عنوان عنصر مشروعیت بخش نظام سیاسی اند، می پردازد. با توجه به اینکه پژوهش حاضر از نوع اکتشافی و توصیفی است، نمی توان انتظار بیان فرضیه ای را داشت؛ بنابراین در این تحقیق بنیادین، تلاش شده با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به جمع آوری اطلاعات پرداخته و با توصیف، تحلیل و مقایسه داده ها، آرای فروغی درباره نقش و جایگاه مردم بررسی شود.
تبیین نظری دشواره مشروطه سازی قدرت سیاسی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
95 - 131
حوزههای تخصصی:
ایرانیان، در شکل دهی به نظام حقوقی سیاسی مدرن، تلاش های زیادی انجام دادند تا قدرت را محدود و قانونی سازند؛ اما در مشروطه سازی با شکست مواجه بوده اند. با وقوع انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی و تحدید قدرت پادشاه، چنین انتظار می رفت که دولت و حکومت در ایران «کنستیتوسیونل» گردد؛ ولی آشوب ناشی از انقلاب باعث تعلیق مشروطیت شد. با روی کار آمدن رضاخان و فرونشستن هرج ومرج در ولایات و ایجاد نظم مبتنی بر مطلقه گرایی نیز، دشواره بنیادین مشروطه سازی قدرت همچنان لاینحل ماند. سؤال تحقیق بدین ترتیب صورت بندی می شود که چرا فرآیند مشروطه سازی قدرت سیاسی (محدود و مشروط ساختن آن) در ایران معاصر، علی رغم تلاش های اولیه مانند انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی، با شکست مواجه شد و به تعلیق انجامید؟ هدف این پژوهش واکاوی علل تعلیق مشروطیت و تداوم استثنا در تاریخ سیاسی ایران معاصر، از پایان دوره قاجار تا عصر پهلوی اول، با استفاده از دستگاه مفهومی «استثنا و تعلیق» است. فرضیه پژوهش بدین ترتیب صورت بندی می شود که سازه های درونی مفهوم «تعلیق» و دستگاه مفهومی «وضعیت استثنا» می تواند پاسخ گوی تئوریک مناسبی برای مسئله امتناع مشروطه سازی قدرت سیاسی در ایران باشد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تعارض ذاتی بین دو وضعیت «آشوب» (هرج ومرج پساانقلابی) و «مطلقه گرایی» (نظم استبدادی) در ایران معاصر، منجر به تعلیق مداوم مشروطیت و چیرگی وضعیت استثنا (حکومت فراقانونی/مطلقه) گردید. تحلیل علّی وقایع دوره پایانی قاجار و پهلوی اول، با به کارگیری چارچوب نظری وضعیت استثنا، تبیین کننده ناتوانی پایدار در نهادینه سازی حکومت قانون و محدودیت دائم قدرت سیاسی است.
دلایل و زمینه های تأثیرگذار بر اخبار سیف بن عمر تمیمی در مطالعات شرق شناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
128 - 155
حوزههای تخصصی:
روایت های تاریخی منسوب به سیف بن عمر تمیمی، به ویژه آن دسته که به صدر اسلام مربوط است، در مطالعات شرق شناسی مدرن با داوری های متنوعی مواجه شده که از طرد کامل تا استفاده مشروط و بازسازی گفتمانی نوسان دارند. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی و تطبیقی، تلاش کرده است دلایل و زمینه های اثرگذار بر روایت های سیف و ارزیابی مستشرقان را در پنج محور اصلی بررسی کند: بستر مکانی و زمانی روایت پردازی سیف، عوامل اجتماعی و فرهنگی، زمینه های دینی و فرقه ای و جریان های اثرگذار، نهاد خلافت و ساختار سیاسی و در نهایت فرآیند تاریخ نگاری اسلامی و منابع تأثیرگذار. ارزیابی های شرق شناسان با بهره گیری از ابزارهای تحلیل ساختاری، تطبیقی و زمینه محور، روایت های سیف را نه داده هایی خنثی بلکه محصول بازتولید تاریخی ایدئولوژیک تلقی کرده اند. ارزیابی نهایی مقاله با ارائه یک مدل پنج مرحله ای، روایت های سیف را در پنج سطح اسنادی، محتوایی، ایدئولوژیک، تطبیقی و سیاسی بازخوانی می کند. تحلیل تطبیقی دیدگاه پژوهشگرانی چون ولهاوزن، ناث، دونر، کرون، مادلونگ و دیگران نشان می دهد که اعتبار این منابع جز با تحلیل چندلایه در بستر تاریخی و ساختار قدرت ممکن نیست. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که ارزیابی روایت های سیف باید با نگاهی انتقادی، زمینه محور و منصفانه صورت گیرد و در بستر تاریخی و ساختار گفتمانی خود تحلیل شود.