فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
87 - 110
حوزههای تخصصی:
در طول دوره های تاریخی تغییرات اجتماعی، سیاسی و مذهبی به بهترین نحو در هنر و معماری آن دوره تجلی یافته است. این مسئله به وضوح در هنر دوره ایلخانی قابل پیگیری است. بعد از سقوط حکومت عباسی و آزادی اندیشه و مذهب، فرقه های عرفان، تصوف و تشیع نیروی تازه ای گرفتند. اصول و آموزه های جهان بینی جدید به خوبی در هنر و معماری این دوره نمود یافته است. هدف از این پژوهش بازشناسی اندیشه های عرفانی-شیعی در تزیینات کتیبه ای محراب های شاخص این دوره به عنوان مقدس ترین عناصر بناهای مذهبی است. تاکنون اکثر مطالعات در مورد محراب های گچی ایلخانی از منظر درونی و پیرامون زیبایی شناسی عناصر تزئینی و دسته بندی آنها بوده و کمتر از منظر بیرونی و به علت های پدیداری و ریشه ای این مضامین بر محرا ب ها پرداخته شده است. ازاین رو، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و تفسیری و گردآوری اطلاعات به شیوه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و میدانی-پیمایشی به دنبال نشان دادن نمود اندیشه های عرفانی-شیعی در محراب های دوره ایلخانی است. نتایج تحقیق نشان می دهد اندیشه های جدید این دوره در محراب ها که اوج جلوه گاه رمزی هنر معماران است ظهور و تبلور یافته است. کتیبه هایی با مضامین «توحید»، «ذکر و تسبیح خداوند»، «خداشناسی و انسان شناسی»، «تقرب» و امتزاج با عناوین و اسامی مبارکه «حضرت محمد (ص)» و «حضرت علی (ع)» و آیاتی که در شأن و منزلت «اهل بیت (ع)» است و اجرایشان درزمینه لاجوردی و فیرزوه ای و سبز که هم در عرفان و هم در تشیّع دارای جایگاه ویژه ای است و ترکیب با نقوش پرپیچ و خم و بی انتهای اسلیمی نشانگر تجلی اندیشه های عرفانی-شیعی در کتیبه های محراب ها پس از شکل گیری جهان بینی جدید عرفانی-شیعی در این دوره است. درواقع تزیینات کتیبه ای محراب های گچی ایلخانی پیش زمینه ای برای ظهور آرایه های پرحجم و سرتاسر معنویت محراب های کاشی کاری تیموری و صفوی است که اوج تفکر شیعی عرفانی است.
مطالعه باستان شناختی محوطه مراشِ(6): شواهدی از استقرار اشکانی در ماه نشانِ زنجان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
53 - 64
حوزههای تخصصی:
محوطه باستانی مراشِ۶ نخستین بار در سال ۱۳۹۳ در جریان برنامه بررسی و شناسایی باستان شناسی حوضه آبگیر سد مراش در شهرستان ماه نشان از توابع استان استان زنجان، شناسایی شد. این محوطه به عنوان یکی از شانزده محوطه باستانی مجموعه مراش توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان شناسایی و بر اساس شواهد سطحی به عصر آهن و نیز دوره اشکانی نسبت داده شده بود. در سال ۱۳۹۸ پس از وقف ه ای پنج ساله، پژوهش های باستان شناسی در این منطقه با انجام کاوش نجات بخشی در محوطه مراش۶ توسط نگارنده پیگیری شد. این محوطه با توجه به موقعیت آن نسبت به تراز نرمال دریاچه سد، دوره فرهنگی و امکان دسترسی به آن در فصل زمستان برای کاوش انتخاب شد. در این راستا در مجموع سه ترانشه و یک گمانه در این محوطه ایجاد شد که به دنبال آن، بقایای معماری متعلق به دوره اشکانی در سطحی به مساحت حدود ۱۳۲ مترمربع آشکار و مستندنگاری شد. این یافته ها شامل چهار فضای معماری ساخته شده از قلوه سنگ و ملات گل، کف های کوبیده و سنگ فرش شده و دو اجاق بود. همچنین یافته های فرهنگی به دست آمده از این محوطه شامل قطعات سفال های مصرفی روزمره، ابزارهای سنگی نظیر سنگ ساب و هاون و بقایای استخوان های حیوانات اهلی است. انتساب این داده ه ها به دوره اشکانی بر پایه مطالعات گونه شناختی سفال ها و نتایج آزمایش ترمولومینسانس انجام شده بر روی نمونه های سفالی به دست آمده از محوطه، تایید شده است.
مناقشات سیاسی و نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و استراتژیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
103 - 119
حوزههای تخصصی:
روابط سیاسی شاپور دوم ساسانی و رومیان با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹م) برای احیای اقتدار سیاسی ایران در برابر امپراتوری مقتدر روم، اقدام به یک سری جنگ های متوالی کرد و موفق به دست یابی به اهداف مورد نظر شاهنشاهی ساسانی شد. سوال اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که چه عواملی در ایجاد و تداوم مناقشات سیاسی، نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان در بازه زمانی ۳۰۹ تا ۳۷۹م تاثیرگذار بود؟ که این فرضیه مطرح شده است که مولفه های دینی، اختلافات مرزی و رقابت های تاریخی که به عنوان میراثی از دوره اشکانیان ریشه در مسأله سلطه بر سرزمین ارمنستان بوده، از اصلی ترین عوامل مناقشات سیاسی، نظامی با رومیان در دوران شاپور دوم ساسانی بوده است. رقابت تاریخی این دو قدرت جهانی در سده چهارم میلادی رنگ مناقشات دینی هم به خود گرفت. عواملی چون سیاست توسعه سرزمینی، افزایش قدرت نظامی ساسانیان با اتحاد با خیون ها در شدت بخشیدن به درگیرهای نظامی تاثیرگذار بود. یافته های مقاله نشان می دهد که در دوران شاپور دوم ساسانی عامل ایدئولوژی و دینی نقش برجسته ای را در مناسبات سیاسی و نظامی ایرانیان و رومیان ایفا کرده است. از سوی دیگر، به واسطه این که این دو کشور از قدرت های مهم قرن چهارم بوده اند همواره رقابت های تاریخی بسیاری میان این دو شکل گرفت که باعث شد تا درگیری های نظامی و سیاسی دو طرف گسترده شود.
زمینه ها و پیامدهای نبرد زلاقه در عهد یوسف بن تاشفین (454-500 ه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
50 - 61
حوزههای تخصصی:
نبرد زلاقه (479 ه ) یکی از مهمترین رخدادهای تاریخی اندلس در قرون میانه اسلامی است. زیرا که این نبرد اولین چالش جدی هلال و صلیب در اندلس میان دو قدرت نوپای اسلامی مرابطین به رهبری یوسف بن تاشفین و مسیحیان بوده که مسیر سیاسی مسیحیان و مسلمانان را در سده های آینده تعیین کرد. با عطف نظر به این اهمیت، پژوهش حاضر درصدد است تا به این پرسش که چرا نبرد زلاقه در میان جنگهای مسلمانان و مسیحیان اهمیت تاریخی فراوانی دارد؟ و چه پیامدهایی را برای مسلمانان رقم زده است؟ براساس روش «توصیفی – تحلیلی» پاسخی مستدل ارائه نماید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نبرد زلاقه را می توان اولین نبرد صلیبی قلمداد کرد و مرابطین با پیروزی در این نبرد ضمن تقویت عصبیت دینی مسلمانان، به استقرار وحدت درون منطقه ای از طریق حذف نظام دولت شهر در اندلس و وحدت فرامنطقه ای از طریق پیوند مجدد سرزمین اندلس با خلافت عباسی بعد از سالها جدایی نائل آمدند و سقوط اندلس به دست قوای مسیحی را تا چند قرن به تأخیر انداختند.
Categorization, Taxonomy, and Analysis of Bony Faunal Remains of Qara Tepe of Sagzabad, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
27 - 50
حوزههای تخصصی:
The collection of faunal remains considered in this study was obtained from excavations at Qara Tepe, Sagzabad, in 2013, 2014, and 2015, with a particular focus on the Iron Age II and III. A large part of the faunal assemblages was successfully identified. The collection is formed by a range of species, among them being small ruminants (Capra aegagrus, Ovis Aries, Gazella subgutturosa), large ruminants (Bos Taurus, Cervidae, Equidae (Equus caballus, Equus africanus asinus), Carnivora (Canis lupus familiaris, Sus scrofa), Rodentia, Muridae, Lagomorpha, Aves, and Camelidae (Camelus dromedarius). The total of 1200 identifiable pieces belongs to 16 discrete species. The most frequent category is small ruminants, i.e., goats and sheep, a fact indicating that a climate favorable for the breeding of these species characterized the region during the Iron II‒III. The observation also highlights the significant role these animals played in the local subsistence economy during the relevant period. Related remains are profusely associated with human skeletal remains and cemetery burials at Sagzabad. Some are pretty complete, lacking any indications of cutting or butchery. Potential reasons for the abundance of these species were their adaptation to the landscape and their ease of breeding.
روایتی دیگر برای سرانجام لشکرکشی سلطان محمد خوارزمشاه به بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
77 - 91
حوزههای تخصصی:
درباره لشکرکشی سلطان محمد خوارزمشاه به بغداد روایت مشهوری در دست است که مطابق آن خوارزمشاه در «گردنه اسدآباد» گرفتار برف و سرما شد و ازاین رو، در برانداختن خلافت ناکام ماند. درباره اصل ناکامی خوارزمشاه تردیدی وجود ندارد؛ اما بررسی دقیق متون تاریخی برجای مانده نشان می دهد که درباره جزئیات آن و به ویژه «محل» گرفتاری لشکر خوارزمشاه، شماری از مورخان با روایت «مشهور» همسویی نداشته، برخی موضوع را «مسکوت» گذاشته و گروهی هم «محل» دیگری برای رویداد یادشده تعیین کرده اند که نزد پژوهش گران تاریخ مغفول مانده است. حال پرسش این پژوهش آن است که «روایت دوم» یا «روایت مغفول مانده» از سوی پژوهش گران، در مقایسه با «روایت نخست» یا «روایت مشهور»، تا چه اندازه دارای اعتبار تاریخی است؟ به نظر می رسد کهن ترین منبع نزدیک به رویداد و گروه دیگری از متون تاریخی پس از آن، «محل» رویداد را مسکوت و مبهم گذاشته و شواهد ارائه شده نیز با «محل» مشهور مطابقت ندارد؛ افزون بر آن در متون معتبر تاریخی هم «روایت دیگری» درباره آن عرضه شده است. این پژوهش نشان می دهد پذیرش «روایت مشهور» به عنوان گزاره قطعی از آن رویداد، پرسش برانگیز است و در بیان آن رویداد دست کم اذعان به «محتمل» بودن «روایت دوم» ضرورت پیدا می کند.
مطالعۀ تطبیقی ساختار معماری آرامگاه های با گنبد مضرسی دورۀ ایلخانی-تیموری (نمونۀ موردی: آرامگاه های دوگنبدان کوخرد بستک هرمزگان، میرمحمد خارگ و بابامنیر نورآباد فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
291 - 316
حوزههای تخصصی:
بناهای آرامگاهی با گنبد مضرسی از شاخصه های معماری مذهبی مناطق جنوبی ایران از دوره ایلخانی تا صفوی است. فرم اصلی گنبد مضرس، مخروطی است که چیدمان اجزای مکعبی آن با اشکال هندسی متفاوت و متنوع، حالت دندانه و یا پله ای دارند. پژوهش هایی که تاکنون انجام شده بیشتر توصیفی و کلی نگرانه است؛ از این رو،مهم ترین هدف پژوهش حاضر مطالعه تفاوت ها و مشابهت های معمارانه چهار آرامگاه در مناطق جنوبی ایران از عصر ایلخانی-تیموری و تأثیرپذیری شان از سبک های گوناگون معماری دوره های یاد شده با عنوان سبک حکومتی (شامل حوزه مرکزی حاکمیت ایلخانان) و محلی (شامل: ویژگی های معماری و هنری خاص مناطق جنوبی ایران است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که، چه رابطه شکلی و تزئینات معناداری در بناهای آرامگاهی با گنبد مضرس مردم نهاد/بومی و سازه های حکومتی وجود دارد؟ نتیجه پژوهش حاکی است که آرایه های معماری به کار رفته در آرامگاه «میرمحمد حنفی»، به ویژه طاق نماهای بلند و عمیق در گنبدخانه و استفاده از آجر در تارک نار خیاره دار گنبد آن از تأثیرات سبک حکومتی است. ساده تر بودن فرم آرامگاه و کاربرد مصالح محلی، ساخت تارک نار مخروطی در بناهای بابامنیر و دوگنبدان و بنا نهادن گنبدهای مضرسی متقارن در آرامگاه های مطالعه شده، متأثر از معماری بومی مناطق مذکور است. در برخی از آرامگاه های مطالعه شده، نوعی هم زیستی بین سبک معماری بومی و حکومتی نیز دیده می شود. رویکرد نظری پژوهش حاضر مطالعات تاریخ فرهنگی با ابزار گردآوری اطلاعات به شیوه میدانی و اسنادی (مطالعات کتابخانه ای) و به روش توصیفی-تحلیلی است.
بررسی و تحلیل فعالیت های آموزشی انجمن تبلیغی کلیسا در کرمان از مشروطه تا پایان پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
6 - 31
حوزههای تخصصی:
نهضت مشروطه موجب تحولات چشمگیری در تاریخ معاصر ایران گردید و توانست جامعه سنتی عصر قاجار را به سمت مدرنیته سوق دهد و توجه دولت را به مسائل آموزشی جلب نماید. آموزش های نوین و احساس نیاز به بنیادهای جدید تمدن مدرن مقارن با ورود هیات های مبلغان تبشیری از غرب و به خصوص انجمن تبلیغی کلیسا همراه بود. اقدامات این گروه ها در ظاهر ارائه خدمات آموزشی، فرهنگی و پزشکی، اما در نهان برای تبلیغ و ترویج مسیحیت انجام گرفت. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی با تکیه بر منابع و اسناد داخلی و خارجی، به بررسی فعالیت های آموزشی انجمن تبلیغی کلیسا در شهر کرمان می پردازد و درصدد پاسخ به این سوال است که نقش و اهداف انجمن تبلیغی کلیسا از گسترش آموزش در شهر کرمان چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه اقدامات انجمن تبلیغی کلیسا از جمله تاسیس مدارس نوین نقش مهمی در اعتلای آموزش در شهر کرمان داشت اما با مقاومت مردم، مخالفت حکومت و علماء نتوانست در رسیدن به مقصود اصلی خود جهت گسترش مسیحیت کامیاب شود.
زنان در افسانه های بومی و محلی شمال ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
17 - 21
حوزههای تخصصی:
افسانه های بومی و محلی، دربر گیرنده تجارب فردی و اجتماعی یک قوم است. تمامی اندیشه ها و باورهای جمعی در یک منطقه، از طریق افسانه ها و انتقال آن ها به نسل دیگر زنده می ماند. روحیات یک قوم، از طریق بازخوانی افسانه ها با درک بیش تری امکان پذیر است. این افسانه ها طی قرن های متوالی با نقل شفاهی میان مردم ماندگار شده و گاه به روایات محلی، به صورت داستانی از مردم این مناطق درآمده است. افسانه های گیلانی و مازندرانی مملو از داستان هایی است که به شکل روایی جای ماندگاری در داستان های حماسی و عاشقانه به خود اختصاص دادند. نوشتار حاضر که به روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری گردیده، در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که، «چگونه افسانه های شمال ایران، موجب حفظ و انتقال فرهنگ بومی و محلی و ارزش های اجتماعی یک قوم شده است»؟ این نوشتار همچنین، افسانه هایی را که زنان قهرمان اصلی آن هستند مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، مردم شمال ایران ضمن باور به افسانه ها، از طریق نقل سینه به سینه و روایات شفاهی و بهره گیری از قالب های ادبی از جمله شعر در جهت حفظ آنها، تلاش کردند.بر اساس درون مایه های افسانه های موجود در این نواحی، زنان مظهر صفاتی همچون، نجابت، زیبایی، قدرت، استقلال، گذشت و جاودانگی به شمار می آمدند. زن در نگاه افسانه ه ای مردم این مناطق، پیوندی ناگسستنی با طبیعت دارد.
رویکرد انتقادی در تاریخ نگاری عصر ایلخانی (مطالعه موردی واقعه سقوط بغداد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
22 - 24
حوزههای تخصصی:
واقعه ی سقوط بغداد از مهم ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای قرن هفتم هجری به شمار می رود که پیامدهای عمیق سیاسی، فرهنگی و فکری در سراسر جهان اسلام برجای گذاشت. هر یک از مورخان این دوره، این حادثه را از دیدگاه و منظر خاص خود، متأثر از زمینه های فکری و روش شناختی خویش روایت کرده اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تاریخی و بر پایه ی رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی شناسایی و واکاوی مؤلفه های گفتمان انتقادی در تاریخ نگاری عصر ایلخانی است. این پژوهش با تمرکز بر آثار چهار مورخ برجسته ی این دوره عطاملک جوینی، منهاج سراج، رشیدالدین فضل الله و وصاف الحضره به بررسی نحوه ی روایت و تحلیل آنان از واقعه ی سقوط بغداد می پردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که شاخص ها و معیارهای گفتمان انتقادی در آثار این مورخان چیست. فرضیه ی پژوهش بر این مبناست که تأکید بر نقش اراده و مسئولیت انسان در تاریخ، تحلیل علل و عوامل مادی، تبیین روابط علّی و پرهیز از نگرش مشیت گرایانه، زمینه ساز شکل گیری گفتمان انتقادی و گذار به تاریخ نگاری تحلیلی در دوره ی ایلخانی بوده است.
کاربری کوشک های عصر غزنوی با تکیه بر تاریخ بیهقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
1 - 19
حوزههای تخصصی:
بناها و ساختمان های هر دوره تاریخی، بازتابی از هنر، دانش، فناوری، مهارت و سبک زندگی مردمان آن دوره به شمار می روند. در این میان بناهای سلطنتی از قبیل کاخ ها، کوشک ها و ارگ ها جایگاه ویژه ای دارند، زیرا صاحبان قدرت تلاش می کردند تا با بهره گیری از آخرین دستاوردهای فناورانه، علمی و هنری، این بناها را به نمادهایی برای نمایش عظمت، شکوه و ماندگاری خود در تاریخ و ذهن ها تبدیل کنند. محور کلیدی و مسئله اصلی مقاله حاضر، شناسایی کوشک های دوران حکومت سلطان محمود (421-387 ه.ق) و سلطان مسعود اول غزنوی (432-421 ه.ق) است که با تکیه بر «تاریخ بیهقی»، به بررسی کاربری های مختلف آنها پرداخته شود. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که کوشک های عصرغزنوی دارای چه کاربری هایی بودند؟ مقاله با استفاده از روش تاریخی مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است،. یافته ها نشان می دهد که کوشک های مورد نظر هم نمادی از شکوه سلاطین و دستگاه حکومتی و هم دارای کاربری های مختلف اداری (تشکیل دیوان)، سیاسی (همانند مراسم به تخت نشینی سلطان، بار عام و برپایی خوان)، نظامی (سان دیدن از سپاهیان)، اجتماعی – فرهنگی (برگزاری جشن ها)، مذهبی (اقامت سلطان در ماه های شعبان و رمضان، برگزاری مراسم اعیاد فطر و اضحی)، ورزشی (مراسم شکار) و تفریحی (باده نوشی) بودند.
نقش غزالی در گسترش و تطور جریان اشعری در عصر سلجوقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
105 - 127
حوزههای تخصصی:
به استناد یافته های تحقیق با ظهور غزالی در قلمرو علوم اسلامی، کلام اشعری نیز دچار تحول گردید و تفکرات غزالی نقطه محوری در بحث تحولات اشعریان شد. غزالی تمام توان خود را صرف دفاع از مکتب عقل ستیز اشاعره کرد. او با شهرت و موقعیت دینی و دنیوی که داشت با طرفداری از این مکتب، بزرگترین ضربه را بر علوم عقلی و خردورزی وارد کرد. او در رأس کسانی قرار دارد که با ترویج کلام اشعری از طرفی و تصوف از طرف دیگر، اسلام را از جهت خرد ستیزی و عقل گریزی در سطح پایینی تنزل داد. سیطره تفکر غزالی و تبعیت پیروان او از افکار اشعری باعث شد تا نوآوری و حرکت در نسلهای بعدی حالت سنت و جمود یابد و جامعه از اندیشه های عقلی و فلسفی دور ماند. غزالی در سه محور بنیادی یعنی نقش راهبردی، نقش گسترشی و نقش تطوری در راستای پیشبرد اهداف جریان اشعری گام برداشته و با استفاده از ابزارهای علمی باعث گسترش و تطور این جریان گردید. هدف اصلی این پژوهش دستیابی و پاسخ به این پرسش است که نقش غزالی در گسترش و تطور جریان اشعری در عصر سلجوقی چگونه بوده است؟ یافته های تحقیق مبتنی بر روش تاریخی است و تلاش خواهد شد با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای به بررسی مباحث پرداخته خواهد شد.
تحلیل انطباق پذیری اقلیمی و تمهیدات گرمایشی و سرمایشی معماری هخامنشی (مطالعۀ موردی: مجموعۀ تخت جمشید)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
115 - 140
حوزههای تخصصی:
مطالعه انطباق پذیری اقلیمی معماری حال و گذشته با بهره مندی از علوم باستان شناسی، معماری، جغرافیا، اقلیم شناسی کاربردی و دیرین اقلیم شناسی امکان پذیر است. انجام چنین مطالعاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید در دشت مرودشت متعلق به دوره هخامنشی، اطلاعات نوینی به گستره دانسته هایمان از معماری دوره مذکور می افزاید. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی سه پرسش اصلی است؛ 1) مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه تخت جمشید به منظور انطباق پذیری آن با شرایط اقلیمی چه بوده است؟ 2) میزان اثربخشی این مؤلفه ها در راستای موضوع مذکور در چه حد بوده است؟ و 3) تمهیدات گرمایشی یا سرمایشی غیرکالبدی مجموعه چه بوده است؟ اطلاعات لازم به روش های کتابخانه ای و میدانی و تحلیل های چهار نرم افزار اتوکد، کلایمت کنسالتنت، اکوتکت و دیزاین بیلدر در حوزه انرژی و معماری گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه شامل جهت گیری آن به سمت جنوب با کشیدگی شمال غربی-جنوب شرقی، تراکم و ارتفاع زیاد بناها و ایجاد معابر با عرض کم، استفاده از خشت در ساخت دیوارها و ایجاد پوشش مسطح تیر چوبی، تعبیه درگاه ها و پنجره های جانبی در دیوارهای جنوبی در اغلب بناها، ساخت ایوان ستون دار در ورودی اغلب بناها است. این مؤلفه ها در استفاده از حرارت تابشی خورشید جهت گرمایش ساکنان در برخی ساعات در محدوده زمانی اواسط مهر تا اواسط فروردین مؤثر است. اما به کارگیری این راهکارها از اواسط آبان تا اواسط اسفند (درمجموع 1632 ساعت) کافی نیست و به تولید گرما نیاز بوده است. به احتمال، ساکنان جهت دست یابی به آسایش حرارتی، در برگزاری گردهمایی ها مدیریت زمانی داشته و از تمهیدات گرمایشی غیرکالبدی مشابه منقل های آتش قابل حمل مکشوف از کاخ های امپراتوری آشور استفاده می کرده اند؛ درنهایت، انطباق پذیری اقلیمی مجموعه با دشت مرودشت و اتخاذ تمهیدات گرمایشی و سرمایشی مناسب در آن باعث تأمین آسایش حرارتی ساکنان می شده است.
بورژوازی کمپرادور و دولت ملی گرا: رشیدیان ها علیه مصدّق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
267 - 296
حوزههای تخصصی:
این مقاله با نگاهی به رابطه میان خانواده رشیدیان با دولت مصدق، ابتدا به صورت گذرا تحرّکات خانواده مزبور علیه محمد مصدق را مورد توجه قرار داده، سپس به طور مفصل با تمرکز بر ویژگی های طبقاتی رشیدیان ها، دلایل مخالفت آنان با دولت مصدق را تبیین کرده است؛ چنان که در چارچوب یک نظریه جامعه شناسی و بر مبنای قشربندی اجتماعی، مواضع و اقدامات خانواده رشیدیان به مثابه بخشی از قشر بورژوازی کمپرادور ایران را در دو حوزه سیاسی و اقتصادی در قِبال دولت مصدق تجزیه و تحلیل کرده است. یافته ها حکایت از این دارد که ماهیت رشیدیان ها به عنوان بورژواکمپرادور که از بُعد سیاسی مبتنی بر دو ممیّزه عمده، وابستگی به دولت خارجی و محافظه کاری و از منظر اقتصادی نیز بر مبنای دو خصیصه رانت خواری و دلّالی بود، با مشی سیاسی و اقتصادی دولت مصدق نه تنها همسویی نداشت، بلکه در تضاد قرار داشت. با این اوصاف، دور از انتظار نبود که رشیدیان ها از هیچ گونه اقدامی علیه دولت مصدق فروگذاری نکنند و در کودتای 28 مرداد 1332 نقش مهمی ایفا کنند.
خزرلر - تورک امپراتورلوغو
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
94 - 134
حوزههای تخصصی:
آذربایجان ۶جی یوزیلده گؤی تورکلرین باتی بؤلگه لری ایچینده یئر آلیر. بو زامان آذربایجاندا کنفدراسیون کیمی بیری-بیری نین یانیندا یاشایان تورک بویلاری: هونلار، سابیرلر، قیپچاقلار، پئچئنئق لر، آوارلار، خزرلر و اوغوزلار موجود-ایدی. بونلارین ایچیندن گؤی تورکلره داها یاخین اولان بوی خزرلریدی. اونلار تاریخ بویو هونلارلا ایش بیرلیک لر ائتمیش، گؤی تورکلر ضعیفله دیگی زامان خزرلر باشا کئچیرلر و گؤی تورکلرین یئرینی آلیرلار. اونلارین دیلی تورکجه اولاراق حکومت بایراغینی اوجا ساخلاییرلار. اونلار باشقا قبیله لرله دوزگون داورانیب، عینی حالدا بیر سیرا قبیله لری -بولقارلار، ماجارلاری- سیخینتی آلتینا آلاراق آذربایجاندان کؤچمه لرینه سبب اولورلار. اؤزلری ده باشقا قبیله لر طرفیندن سیخینتی یا دوچار اولوب، عربلرین کسیلمز ساواشلارینا گؤره آذربایجاندان اوزاقلاشما مجبوریتینده اولورلار. خزر دنیزی اونلارین آدینا قویولموشدو. اونلارین خزر دنیزی ایله قارادنیز آراسیندا یاشایاراق بؤلگه لری آذربایجانا قدر اوزانمیشدیر؛ آنجاق دفعه لرله عرب قوشونویلا آذربایجاندا توققوشوب، ساواشی گاه اودوب، گاهدان دا اودوزموشلار: بونونلا بئله نئچه اون ایللیکلر آذربایجاندان(قاراباغ-اردبیل دن) توتوب موصل ه قدر استیلالارینی ساخلامیشلار. خزرلر آذربایجان تورکجه سی نین عیارلانماسیندا و یازی دیلی نین زنگینلشمه سینده بؤیوک ائتکی لر بیراخمیشلار. کئچمیشده خزرلردن اثر قالماییب سؤیلنسه ده، بوگون خزرلرین موزه لرده سرگیله نن قیزیل، گوموش بزک آلت لری، قاب-قاجاقلاری، اکینچی لیک آلت لری و حیوان بسله مک وسائلی گؤز قاباغیندادیر. هابئله چوخلو عمارتلر و معمارلیق نمونه لری ده اوزه چیخمیشدیر. بیر زامانلار خزرلردن هئچ بیر اثر قالماییب دئین لر بوگون یازیلی اثرلرین خزینه سی قارشیندا حیرتده قالیرلار. نئچه-نئچه ۱۰۰مین سؤزجویه مالیک اولان خزرلرین نئچه بؤیوک حجمده یازیلی کتابلاری: داستانلار، دوعالار و مکتوبلاری الیمیزده دیر. بورادا خزرلرین تاریخی ایله برابر اونلارین ادبی اثرلرینین ده تانیتیمینی اوخویاجاقسانیز. مقاله کتابخانا آختاریشلاری سویّه سینده داوام ائده رک عالیملرین اثرلریندن یارارلانمیشدیر.
«سلطنت مطلقه منتظم» ایده اصلی برای عبور از الگوی حکمرانی سنتی در ایران پیشامشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
297 - 332
حوزههای تخصصی:
در ایران سنتی، تلقی نخبگان از حکمرانی کارآمد بنا بر الگوی کهن حکمرانی در ایران شکل گرفته بود و راهبرد دستیابی به حکمرانی کارآمد، برقراری سلطنت مطلقه قوی بود. میثاق های زبانی که برای بیان ایده دولت قوی در زمانه تأسیس و تثبیت سلسله قاجاریه به کار رفتند، در افق فکری سنتی تمدن ایران قرار داشتند و به توضیح و اثبات ایده برقراری سلطنت مطلقه قوی می پرداختند. این پژوهش با تکیه بر روش تحقیق تاریخی و تحلیل علّی و عقلانی در پی یافتن پاسخ این پرسش است که چگونه ایده سلطنت مطلقه منتظم به عنوان راهبردی جایگزین برای ایجاد سلطنت مطلقه قوی برای الگوی حکمرانی کارآمد در ایران دوره پیشامشروطه درآمد.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که مواجهه ایرانیان با تمدن مدرن، نخبگان را با این مسئله اساسی روبه رو کرد که الگوی کهن حکمرانی در ایران، در برابر چالش های جدیدی که ناشی از مواجهه با تمدن مدرن بود، قادر به پاسخ گویی نیست و دولت قاجاری با تکیه بر ایده سلطنت قوی به معنای قدیم آن، نمی تواند بر این چالش های جدید فائق آید. شکست ایده اصلاحات از بالا با حفظ سلطنت مطلقه غیرمنتظم، فضایی را برای استفاده از ایده جایگزین «سلطنت مطلقه منتظم» فراهم کرد که اصلاحات از بالا ممکن می شد. دریافت واضعان ایده سلطنت مطلقه منتظم از این ایده، دریافتی انعکاسی از افق فکری مدرن بود و تلاش می کرد مفاهیم دولت مدرن را به شکلی در جامعه سنتی بیان کند که با چارچوب های فکری و فرهنگی جامعه در تضاد نباشد و موجد تحول در نظام حکمرانی سنتی ایران شود، اما شاه همچنان در رأس قدرت قرار داشته باشد.
هفتالیان از چین تا ایفای نقش در تبادلات میان شرق و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۲۳۲-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «یاندا» در زبان چینی که برای نخستین بار در کتاب وی ثبت شده است، بر نام قوم «هفتالی» دلالت دارد. هفتالی ها یک گروه قومی بودند که بیشتر در سده پنجم تا هفتم میلادی در آسیای میانه می زیستند. بنابر منابع نوشتاری چینی، هفتالی ها اغلب در بازده زمانی از 456 تا 586م. به چین آمدند. با شکست هفتالی ها از اتحاد ترک ها، شاهان ساسانی به میانه سده ششم (میلادی)، روابط چین با هفتالی ها نیز به تدریج کم رنگ شد تا این که دگرباره و به دوره «دایه» از دودمان «سویی» (608-618م.) سر و کله آن ها پیدا شد. دودمان های «شمالی» و «جنوبی» چین با هفتالی ها در چین آشنا بودند؛ منابع چینی به تعامل آن ها با گروه های قومی مختلفی مانند «هان» در چین، سغدی ها و ایرانی (پارس) ها اشاره کرده اند. منابع نوشتاری چینی، سکه های هفتالی، سکه ها و کتیبه های ایرانی، زمینه ای سترگ برای شناخت فعالیت های هفتالی ها در چین در قرون وسطی و پیوند آن ها با گروه های قومی مختلف در چین و نیز در مسیر راه ابریشم را ایجاد می کنند. بنابراین منابع، هفتالیان نقشی بسیار مثبت، اثرگذار و سازنده در گسترش تبادلات میان شرق و غرب داشته اند. هفتالیان در پیوندهای میان چین و ایران و نیز با کران دریای مدیترانه نقشی کلیدی داشتند؛ بنابر متون چینی، نمایندگان بیزانس، خراج های را به دودمان وی شمالی پرداخت کرده اند؛ این منابع از همراهی نمایندگان هفتالی و بیزانس به دربار چین خبر می دهند. بنابر منابع مکتوب چینی، سغدی ها از سال 419 تا 564م.، 20بار به چین خراج پرداختند و در این مدت هفتالی ها مکرراً با چین تماس داشتند. باوجود این، سغدی ها و هفتالی ها پس از شکست سغدیان توسط هفتالی ها، از رابطه ای نسبتاً پایدار، اما سست برخوردار بودند.
واکاوی تطبیقی طرح و رنگ قالی دوره قاجاریه محفوظ در موزه فرش ایران، با کاشی های محوطه کاخ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
71 - 93
حوزههای تخصصی:
همانندی ساختار نقش مایه ها، در گونه های مختلف صنایع یک دوره خاص، از ویژگی های مهم مکاتب هنری است. در پژوهش پیشرو جهت تبیین خصوصیات هنری دوره قاجاریه، از میان آثار صنایع دستی که همواره مرکز توجه بوده اند؛ مطالعه و تطبیق طرح و نقش مایه های یکی از قالی های تهران دوره قاجاریه با نقوش کاشی های محوطه کاخ گلستان مدنظر قرار گرفته است. هدف بررسی تطبیقی الگوی رنگی و طرح نقش مایه ها در نمونه های یاد شده است. این جستار، در پی پاسخگویی به این پرسش ها است: وجوه تشابه ویژگی های ظاهری میان قالی مذکور و کاشی کاری های کاخ گلستان، چه عناصری هستند؟ ساختار نقشه این قالی تا چه میزانی تأثیرپذیرفته از نقش کاشی های نامبرده است؟ گردآوری مطالب به روش کتابخانه ای و با رویکردی تاریخی انجام شده و داده ها به شیوه توصیفی تحلیلی مورد تطبیق قرار گرفته است. در نتیجه در این پژوهش برخی ویژگی های ساختاری نقش مایه های مورد استفاده در آثار قاجاریه، روشن شده است؛ آبی، زرد و صورتی به عنوان رنگ های غالب در قالی و کاشی ها استفاده شده است. طرح و رنگ در نمونه های مورد مطالعه در عین تفاوت کاربردی، در ویژگی ظاهری همگون هستند که وام گرفته از سنت تصویری رایج در دوره قاجاریه و اشتراکات هنری زمانه است. در میان این نقش مایه ها، عناصری که از غرب به ترکیب های ایرانی وارد شدند، مانند گل رز صورتی، ضمن آمیختن با سنت های بصری پیشین ایرانی، توانستند با تغییراتی جای خود را در آثار بیابند. قالی به عنوان یک دست بافته، اگرچه ماهیت متفاوتی از کاشی به عنوان بخشی از تزیینات معماری دارد، اما اجزای تصویری آن، می تواند همانندی سبکی با کاشی داشته باشد؛ که نتیجه بارز هم دوره بودن آن ها و روح هنری زمانه است.
ظهور و تکوین گفتمان تکنوکراسی در حکومت محمدرضا شاه پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
101 - 124
حوزههای تخصصی:
نخستین رویارویی جدی ایرانیان با دستاوردهای صنعتی غرب در خلال جنگ های ایران و روسیه اتفاق افتاد و از همان زمان، تلاش برای درک زمینه های فکری رسیدن به این دستاوردها در ایران آغاز شد. اما این تلاش منجر به آشنایی ایرانیان با مفهوم تکنوکراسی نشد. تکنوکراسی که در قرن نوزدهم مطرح و در قرن بیستم به یک گفتمان غالب میان جامعه شناسان غربی مبدل شد، از لزوم واگذاری اختیارات مدیریتی به متخصصان فنی سخن می گفت. این در حالی بود که در ایران نه تنها بستر فکری لازم برای تفویض اختیارات به چنین نیروهایی وجود نداشت، بلکه در تلاش برای صنعتی کردن کشور، نقش دولت رو ز به روز پررنگ تر می شد. بااین همه، منابع تاریخی نشان از آن دارند که این گفتمان در حکومت محمدرضاشاه به واسطه فعالیت فار غ التحصیلان رشته های فنی در غرب، به ایران راه یافت و سپس در دو مقطع زمانی (اوایل دهه 1330 و اوایل دهه 13۴0) موردپذیرش قرار گرفت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ گویی به چگونگی مطرح شدن و چرایی پذیرش این گفتمان در این دو مقطع است. با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای این نتیجه به دست آمد که در مقطع اول، تکنوکرات ها به واسطه فعالیت های حزبی و سیاسی، به دولت مصدق راه یافتند. در مقابل دولت با پذیرش تفکرات مدیریتی آن ها، درصدد مقابله با تحریم های نفتی برآمد. در مقطع دوم نیروهای تکنوکرات بار دیگر از طریق فعالیت های حزبی و این بار با حمایت نیروهای خارجی (امریکا) موفق به کسب سمت های مدیریتی شدند. در مقابل نهاد سلطنت از حضور آن ها برای خروج از رکود اقتصادی و حفظ بقای سلطنت بهره برد.
Daštān (Bīnamāzi), the Related Rules in Sasanian and Post-Sasanian Texts(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
115 - 126
حوزههای تخصصی:
Daštān is a Persian word meaning the menstrual cycle that happens to every girl after puberty. In Zoroastrianism, the menstrual cycle is tied to mythology so that they believed it occurred after the Ahriman’s kiss on the forehead of Jahī (Demoness of lasciviousness). The consequence of this belief about menstruation (Daštān) resulted in strict rules to prevent pollution and impurities of sacred elements. Most rules were written in post-Sasanian texts. The obligations of a woman in time of Daštān were stated in those texts. This research describes and analyzes the issue of Daštān in texts based on literary evidence. It examines whether the strict laws surrounding Daštān originated from religious laws or were rooted in myth, and what attitude towards women they created. Studies show that Daštān was considered filthy. Since the menstrual cycle is a periodical condition, a set of rules were conducted for women to obey in order to prevent the spread of pollution. In spite of negative ideas in some texts including Bundahišn and Zādspram about this issue, there were no negative approaches towards women.