پیام باستان شناس

پیام باستان شناس

پیام باستان شناس سال 17 پاییز و زمستان 1404 شماره 33 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

مقالات

۱.

بررسی روشمند نواحی جنوبی استان قم: الگوی استقراری محوطه های باستانی دوران تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۴
بررسی روشمند باستان شناسی با هدف تحلیل محوطه ها و محیط پیرامون آن ها می تواند در حصول درک و شناختی جامع از توالی فرهنگی و روند جمعیتی یک ناحیه ثمربخش باشد. این پژوهش، حاصل تحلیل داده های حاصل از یک بررسی میدانی روشمند در نواحی جنوبی دشت قم است که با هدف شناسایی الگوهای استقراری دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) انجام شده است. در این پروژه، محدوده ای به وسعت تقریبی ۳۳۰ کیلومتر مربع مورد پیمایش قرار گرفت که به شناسایی ۵۴ محوطه باستانی منجر شد؛ از این میان، ۴۱ محوطه دارای شواهد فرهنگی متعلق به دوران اشکانی و ساسانی بودند. نتایج نشان می دهد که به دلیل محدودیت های محیطی و آسیب پذیری زیست محیطی منطقه، الگوی استقراری غالب بر یک نظام معیشتی نیمه یکجانشین مبتنی بر دامداری و کشاورزی محدود استوار بوده است. تحلیل گاه نگاری محوطه ها آشکار می سازد که اوج تراکم استقراری و شکوفایی فرهنگی در این ناحیه، در اواخر دوره اشکانی و اوایل دوره ساسانی رخ داده است. این بازه زمانی با دوره بهینه اقلیمی رومی هم پوشانی دارد که نشان دهنده نقش تعیین کننده شرایط اقلیمی در شکل گیری و تداوم الگوهای استقراری در جنوب دشت قم است.
۲.

آشور.بانی پال و پایانِ شاهنشاهی ایلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۸۹
آشور و ایلام - که می توان از آن ها با نامِ مهم ترین شاهنشاهی های هزاره ی سوم تا ۶۰۰پ.م، یاد کرد - با اندکی پیش و پس، با هم زاده شده و باهم براُفتادند. آنان در دراززمانی حدود دوهزار ساله، بارها در ستیزِ با یکدیگر بودند که البته هیچ کدام نتوانستند دیگری را از تختِ شاهنشاهی براندازند تا اینکه آشور.بانی پال (پادشاهِ نامدار و نیرومند آشور) با رویارویی های مختلف با ایلام - از ۶۶۵ تا حدود۶۴۰پ.م- و انجام شش جنگِ تمام عیار، پایانِ شاهنشاهی ایلام را در تاریخ به نامِ خویش نوشت. بنابراین مهم ترین مناسبات سیاسی - نظامی آشور و ایلام، بی گمان باید به دوره ی آشور.بانی پال، نسبت داده شود. پادشاهِ آشور ابتدا در نخستین جنگ خود با ایلام با پادشاهیِ اورتَکی. اینشوشینک ، شرکت کرد، سپس جنگِ تِل.توبا(تولّیز) را بر ایلام به را ه انداخت. جنگِ سوم او با ایلام، جنگِ دِر(بدره) نام گرفت و نیز با ایجاد مناسبات سیاسی- نظامی با تَمَّریتوی دوم و ایندَبی بی (پادشاهان ایلام)، چهارمین جنگ هم روی داد. وی در جنگِ مَدَکتو(جنگِ پنجم) و نیز آخرین جنگ یعنی نبردِ شوش، توانست کارِ شاهنشاهی ایلام را یکسره نموده و در یک اقدامِ شاید بی سایقه، پایتخت شهرِ شوش، مَدَکتو و دیگر شهرهای ایلام را ویران ساخت، پادشاه و جمعی از اشراف ایلام اسیر شدند و شاهنشاهِ آشور بر اریکه پیروزی نشست، ولی زمانی نگذشت که امپراتوری آشور نیز در رویارویی با اتحادیه ای به سرکردگی مادها - که ایلامی ها نیز در آن نقش داشتند - شکست خورد و به پایان رسید.
۳.

روند شکل گیری حکومت مادها بر اساس کتیبه های آشورنو در سده های نهم و هشتم پیش از میلاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
چالش برانگیزترین پژوهش ها در تاریخ ایران باستان، مربوط به پژوهش در دوره ماد و ریشه های آن می باشد. محقق تاریخ، ناگزیر استفاده از منابع و گزارش های هم عصر غیر مستقیم و در بیشتر موارد دشمن، که تقریبا منحصر به کتیبه های آشورنو هست، می باشد. احتیاجات بازرگانی و تجارت مردمان دنیای شرق و غرب در آن روزگار از جاده خراسان بزرگ تامین می شده است و این مهم، خود عامل اصلی یورش آشوریان برای تسلط بر شاهراه های تجاری می باشد. در سالیان اخیر توسط برخی پژوهشگر، به وجود اقوام حکومتگر مادها تشکیک گردیده است. این پژوهش با بررسی مجدد کتیبه های آشوری، به دنبال حضور و گستره اقوام ماد و روند شکل گیری حکومت ایشان در این دو سده می باشد. تدقیق در این منابع به لحاظ اهمیت موضوع و تاباندن روشنایی به دانش تاریخی خود در این برهه، ایجاب می نماید، از زوایای مختلف منابع در دسترس را بررسی نموده تا بتواند حکومت مادها و سیر تحول ایشان را به عنوان پایه گذار شاهنشاهی ایرانی، مورد ارزیابی قرار داده و بر دانش خود در این مقطع از تاریخ مملو از ابهام ماد، بیافزاید. به جهت نوع داده های اشاره شده، روش پژوهش در این مقاله، توصیفی و تحلیلی و در جمع آوری اطلاعات نیز بر روش کتابخانه ای تکیه گردیده است.
۴.

مطالعه باستان شناختی محوطه مراشِ(6): شواهدی از استقرار اشکانی در ماه نشانِ زنجان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
محوطه باستانی مراشِ۶ نخستین بار در سال ۱۳۹۳ در جریان برنامه بررسی و شناسایی باستان شناسی حوضه آبگیر سد مراش در شهرستان ماه نشان از توابع استان استان زنجان، شناسایی شد. این محوطه به عنوان یکی از شانزده محوطه باستانی مجموعه مراش توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان شناسایی و بر اساس شواهد سطحی به عصر آهن و نیز دوره اشکانی نسبت داده شده بود. در سال ۱۳۹۸ پس از وقف ه ای پنج ساله، پژوهش های باستان شناسی در این منطقه با انجام کاوش نجات بخشی در محوطه مراش۶ توسط نگارنده پیگیری شد. این محوطه با توجه به موقعیت آن نسبت به تراز نرمال دریاچه سد، دوره فرهنگی و امکان دسترسی به آن در فصل زمستان برای کاوش انتخاب شد. در این راستا در مجموع سه ترانشه و یک گمانه در این محوطه ایجاد شد که به دنبال آن، بقایای معماری متعلق به دوره اشکانی در سطحی به مساحت حدود ۱۳۲ مترمربع آشکار و مستندنگاری شد. این یافته ها شامل چهار فضای معماری ساخته شده از قلوه سنگ و ملات گل، کف های کوبیده و سنگ فرش شده و دو اجاق بود. همچنین یافته های فرهنگی به دست آمده از این محوطه شامل قطعات سفال های مصرفی روزمره، ابزارهای سنگی نظیر سنگ ساب و هاون و بقایای استخوان های حیوانات اهلی است. انتساب این داده ه ها به دوره اشکانی بر پایه مطالعات گونه شناختی سفال ها و نتایج آزمایش ترمولومینسانس انجام شده بر روی نمونه های سفالی به دست آمده از محوطه، تایید شده است.
۵.

بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۷
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
۶.

تأملی بر شناسایی امپراتوران رومی بر نقش برجسته های پیروزی شاپور اوّل ساسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
نقش برجسته های برجای مانده از دوره ساسانیان، به ویژه نقوش پیروزی شاپور اول بر رومیان، در کنار کتیبه ها و منابع تاریخی از مهم ترین آثار برای تحلیل رخدادهای تاریخی و مناسبات ایران و روم در این دوران هستند. پنج نقش برجسته بزرگ صخره ای در پی پیروزی های شاپور اول بر رومیان در فاصله سال های ۲۴۴ تا ۲۶۰میلادی در استان فارس ایجاد شدند. این نقوش شامل سه نقش برجسته در بیشاپور(بیشاپور ۱، ۲ و ۳)، دارابگرد/ داراب و نقش برجسته نقش رستم است. تعیین هویت امپراتوران رومی نمایش داده شده بر این نقش برجسته ها همواره با اختلاف نظرهایی بین پژوهشگران همراه بوده است. در دیدگاه های مختلف امپراتوران رومی بر نقش برجسته ها شامل: گردیانوس سوم، فیلیپ عرب، والریانوس، ماریادس یا سیریادس انطاکیه ای، بالبینوس و پوپینوس معرفی شده اند. در پژوهش حاضر تلاش شده، ضمن معرفی دیدگاه های مختلف پژوهشگران درباره امپراتوران رومی بر این پنج نقش برجسته شاپور اول، با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شواهد سکه شناختی، داده های باستان شناختی و اطلاعات منابع تاریخی نسبت به تعیین هویت امپراتوران رومی نمایش داده شده بر این نقوش تلاش شود و نظرات نهایی که مورد توافق بیشتری است ارایه گردد.
۷.

مناقشات سیاسی و نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و استراتژیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۲۰۳
روابط سیاسی شاپور دوم ساسانی و رومیان با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹م) برای احیای اقتدار سیاسی ایران در برابر امپراتوری مقتدر روم، اقدام به یک سری جنگ های متوالی کرد و موفق به دست یابی به اهداف مورد نظر شاهنشاهی ساسانی شد. سوال اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که چه عواملی در ایجاد و تداوم مناقشات سیاسی، نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان در بازه زمانی ۳۰۹ تا ۳۷۹م تاثیرگذار بود؟ که این فرضیه مطرح شده است که مولفه های دینی، اختلافات مرزی و رقابت های تاریخی که به عنوان میراثی از دوره اشکانیان ریشه در مسأله سلطه بر سرزمین ارمنستان بوده، از اصلی ترین عوامل مناقشات سیاسی، نظامی با رومیان در دوران شاپور دوم ساسانی بوده است. رقابت تاریخی این دو قدرت جهانی در سده چهارم میلادی رنگ مناقشات دینی هم به خود گرفت. عواملی چون سیاست توسعه سرزمینی، افزایش قدرت نظامی ساسانیان با اتحاد با خیون ها در شدت بخشیدن به درگیرهای نظامی تاثیرگذار بود. یافته های مقاله نشان می دهد که در دوران شاپور دوم ساسانی عامل ایدئولوژی و دینی نقش برجسته ای را در مناسبات سیاسی و نظامی ایرانیان و رومیان ایفا کرده است. از سوی دیگر، به واسطه این که این دو کشور از قدرت های مهم قرن چهارم بوده اند همواره رقابت های تاریخی بسیاری میان این دو شکل گرفت که باعث شد تا درگیری های نظامی و سیاسی دو طرف گسترده شود.
۸.

شماره گذاری نوین و تحلیل یازده نقش برجسته ساسانی در محوطه «نقش رستم»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
محوطه «نقش رستم»، با دارا بودن بیشترین تعداد نقش برجسته های صخره ای از دوره ساسانی (۲۲۴- ۶۵۱م.)، یکی از مهم ترین مکان های آیینی-سلطنتی این دوره به شمار می آید. تنوع موضوعی نقش ها و تعدد شاهان ساسانی به تصویر درآمده در این محوطه، اهمیت آن را در مطالعات هنر و «ایدئولوژی» دوره ساسانی دو چندان کرده است. مطالعه دقیق نقش برجسته های این محوطه، حاکی از آن است که تقسیم بندی کلاسیک مبتنی بر هشت نقش برجسته دیگر نمی تواند جوابگوی پژوهش های پیش رو باشد. نتیجه مطالعات بر مبنای دو چهارچوب: میدانی و نظری و تحلیل داده ها براساس دو روش «رهیافت تاریخی» و «رهیافت باستان شناسی» نشان می دهد که یازده نقش برجسته کاملاً جداگانه در این محوطه حجاری شده اند.«نقش رستم I»: دیهیم ستانی «اردشیر پاپکان» (۲۲۴-۲۴۲ م.) به شکل سواره از مظهر «اهورامزدا»/ «نقش رستم II»: نقش برجسته «بهرام دوم» (۲۷۶-۲۹۳ م.) در کنار خاندان سلطنتی و سه تن از ساتراپ های حکومتی/ «نقش رستم III»: نقش برجسته شماره یک جنگ سواران «بهرام چهارم» (۳۸۸-۳۹۹ م.)/ «نقش رستم IV»: نقش برجسته جنگ سواران «هرمزد دوم» (۳۰۲-۳۰۹ م.)،«نقش رستم V»: نقش برجسته محو شده/ «نقش رستم VI»: نقش برجسته پیروزی «شاهپور یکم» (۲۴۲-۲۷۲ م.)؛«نقش رستم VII»: نقش برجسته نیم تنه «موبد کرتیر»/ «نقش رستم VIII»: نقش برجسته جنگ سواران «بهرام دوم»؛«نقش رستم IX»: نقش برجسته شماره دو جنگ سواران «بهرام چهارم»/ «نقش رستم X»: دیهیم ستانی «نرسه» از «بانوی سلطنتی»/«نقش رستم XI»: نقش برجسته نیمه تمام. بیشترین تعداد نقش برجسته های صخره ای به صورت متمرکز از دوره ساسانی و استحکاماتی برای حفظ و حراست آنان اثبات می کند محوطه «نقش رستم» به همراه محوطه های «نقش رجب»و شهر تاریخی «اصطخر» مهم ترین اماکن آیینی- سلطنتی ساسانیان در منطقه مذکور هستند؛ نقش برجسته های «نقش رستم»، برای القای مشروعیت زمینی و تقدس آسمانی شاهان ساسانی به شکل دیهیم ستانی و بازنمایی پیروزی های شکوهمند شاهان ساسانی در قالب صحنه های نبرد و جنگ سواران، همراه با حضور آنان در کنار اعضای خاندان سلطنتی، تجسمی تصویری از بازآفرینی ساختار پادشاهی و مشروعیت سلطنت در دوره ساسانی است.
۹.

پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۵
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
۱۰.

مطالعه و گونه شناسی عناصر اصلی معماری کاروانسراهای برون شهری مناطق مرکزی ایران براساس مورفولوژی عناصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۹۲
معماری کاروانسراها همانند دیگر معماری بناهای سنتی ایرانی با سپری شدن زمان، تحول معماری، تحول دانش معماری و ساختمان سازی و به روز شدن شیوه ها و تکنیک های رایج متحول شد. توانمندی و مهارت معماران و نیاز کاروانسراها از عوامل اصلی تحول در معماری کاروانسراهای ایرانی بودند. هدف این پژوهش گونه شناسی و معرفی الگوهای معماری عناصر اصلی کاروانسراها است. پرسش اصلی این نوشتار آن است که شناخت و دسته بندی عناصر و اجزای معماری کاروانسراها چگونه سبب شناسایی الگوها و گونه های معماری می شود؟ روش تحقیق این پژوهش به صورت توسعه ای و کاربردی و روش دستیابی به اطلاعات به صورت استقرایی و با رویکرد تفسیری، تاریخی و مقایسه ای است. روش گردآوری اطلاعات هم بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی است. در این پژوهش عناصر اصلی معماری نظیر ورودی، هشتی، ایوان، حیاط، اتاق، شترخان و برج ارزیابی و گونه شناسی شده اند. گونه شناسی عناصر معماری در این پژوهش بر اساس ریخت شناسی عناصر معماری است. در پژوهش حاضر در بازخوانی ریخت شناسی عناصر مولفه های نظیر هندسه و تناسبات، شکل و فرم کلی، ترکیب فضایی در نقشه معماری مطالعه و ارزیابی شده است. همچنین این پژوهش مشخص ساخت که عناصر معماری کاروانسراها تابع سنت ها و روش های ساخت رایج زمان خود و زمان پیش از خود و نیز یک الگو و چارچوب واحد و مشترک در بین کاروانسراها بوده که توسط معماران توانمند آن روزگار و سازمانی اداره کننده و هماهنگ کننده امور کاروانسراها تبیین و طراحی می شده است.
۱۱.

بازشناسی هویت تاریخی و راه های ارتباطی استقرارِ تاریخیِ درّام در طارم علیا بر اساس شواهد باستان شناختی و متون تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۰
درّام، نام دهستانی در شهرستان طارم علیا است که مرکز آن دهی تاریخی به همین نام می باشد. این نام در متون متعددی از دوران میانی اسلامی و پس از آن ذکر شده است. پژوهش حاضر به بررسی پیشینهٔ تاریخی درّام و تبیین ابعاد استقرار کهن این مکان، موسوم به «قلعه درّام»، بر پایهٔ شواهد باستان شناختی و متون تاریخی می پردازد. برای دستیابی به این هدف، مواد فرهنگی قلعه، از جمله سفال ها و ویژگی های معماری بقایای سازه، مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. افزون بر این، با بهره گیری از متون تاریخی، به ویژه سفرنامه پیتر دلاواله، سیاح ایتالیایی قرن هفدهم، مسیر راه قدیمی که در دوره صفوی و پیش از آن از درّام عبور می کرد، شناسایی و بر روی نقشه بازسازی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که قلعه درّام در دوران پیش از اسلام، به ویژه عصر اشکانی، و نیز در قرون میانی و متأخر اسلامی، یک استقرار مرکزی و مهم در منطقه طارم علیا بوده و از گسترده ترین محوطه ها در میان دهستان های آب بر و درّام به شمار می رفته است. همچنین نتایج تحقیق حاکی است که راه ارتباطی قدیم منطقه، که از دهکده کنونی درّام و دره رود قزل اوزن عبور می کرد، تا حد زیادی با مسیر جاده امروزی منطبق بوده است.
۱۲.

بازنمایی دیو در ساختار روایت تصویری آثار سلطان محمد نگارگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
بازنمایی دیو در نگارگری ایرانی، به ویژه در آثار نگارگران دوره صفوی، بازتابی از تلفیق اسطوره، تخیل و جهان بینی فرهنگی دوران است. در این میان، سلطان محمد نگارگر، به عنوان یکی از چهره های شاخص مکتب دوم تبریز، تصویرگری دیو را از سطح تکرار روایت های بصری گذشته فراتر برده و به بازآفرینی خلاقانه ای از این موجودات اسطوره ای دست زده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل ساختار بصری و مفهومی بازنمایی دیو در آثار سلطان محمد، به این پرسش پاسخ می دهد که ویژگی های تصویری دیوها در آثار وی چگونه با لایه های اسطوره ای، زیبایی شناختی و گاه عرفانی گره خورده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و نمونه نگاری از نگاره های شاهنامه تهماسبی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دیوها در آثار سلطان محمد واجد فرم هایی ترکیبی، آناتومی های اغراق آمیز، رنگ پردازی های نمادین و حرکاتی پویای انسانی اند؛ عناصری که در کنار طنز، خشونت، و فانتزی، دلالت های چندلایه ای از نگرش نگارگر به مفهوم شر، تقابل نیروهای متافیزیکی و خیال پردازی تصویری ارائه می دهند. این بازنمایی نه تنها جنبه ای تزئینی یا داستان پردازانه، بلکه بُعدی اندیشمندانه و خلاق در پیوند سنت و نوآوری در نگارگری صفوی دارد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۲