فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
137 - 147
حوزههای تخصصی:
بندر بوشهر در خلیج فارس، گنجینه ای از تاریخ و تمدن است که در طول قرن ها شاهد رویدادهای مهمی بوده است. این مقاله به بررسی میراث باستانی این بندر و نقش آن در باستان شناسی می پردازد. کاوش های باستان شناسی در بوشهر، از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد و توسط محققان آلمانی، فرانسوی و ایرانی رهبری شد. این تحقیقات، به کشف لوح ها و کتیبه های ایلامی منجر شد که نگاه جدیدی به تاریخ و تمدن ایلام ارائه داد. هیئت های باستان شناسی فرانسوی، به رهبری موریس پزار، با کاوش در این منطقه، بخش های ناشناخته ای از تاریخ ایلام را در ساحل شمالی خلیج فارس آشکار کردند. این اکتشافات، اهمیت بوشهر را به عنوان یک مرکز مهم فرهنگی و تاریخی در منطقه نشان می دهد. در ادامه، مطالعات باستان شناسان ایرانی پس از انقلاب اسلامی، به ویژه اسماعیل یغمایی در دشتستان بررسی شده است. کاوش های یغمایی در کاخ های هخامنشی سنگ سیاه و بردک سیاه، نقش مهمی در آشکارسازی زوایای پنهان تاریخ هخامنشیان و احیای هویت ملی ایرانیان در مناطق جنوبی و ساحلی خلیج فارس داشته است. درمجموع، این مقاله نشان می دهد که بندر بوشهر به دلیل موقعیت راهبردی خود همواره در طول تاریخ مورد توجه قدرت های منطقه بوده و کاوش های باستان شناختی در این استان ازجمله دشتستان، اطلاعات ارزشمندی را درباره تمدن های باستانی ایران در اختیار قرار داده است.
Archaeology of the Persian Gulf(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۸, January ۲۰۲۵
93 - 99
حوزههای تخصصی:
For years, archaeologists have investigated and excavated the peripheral lands of the Persian Gulf and accomplished considerable achievements in this regard. The findings were published in the form of articles and books. Nevertheless, despite efforts by some historians to come up with works on this field, there lacks a comprehensive archaeological book on the Persian Gulf. In the present study, the author attempts to critically evaluate a book entitled Persian Gulf Archaeology in Parthian & Sasanian Periods.
مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
141 - 164
حوزههای تخصصی:
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
219 - 240
حوزههای تخصصی:
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
241 - 265
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
جغرافیای تاریخی شهر نراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
269 - 289
حوزههای تخصصی:
شهرهای تاریخی به عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره های گوناگون، همواره بستری برای مطالعه ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به شمار می آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی ، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است . موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به صورت جامع و نظام مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن روست که شناخت این عوامل، نه تنها در فهم روند توسعه شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست های حفاظتی و برنامه ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی -تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحله نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه ها، وقف نامه ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهده ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه های ارتباطی و بهره مندی از منابع آبی، به همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دوره معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هسته تاریخی و توسعه های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می کند.
بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
341 - 370
حوزههای تخصصی:
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
واکاوی عملکرد گارد شاهنشاهی در انقلاب اسلامی 1357، فروپاشی و سرانجام آن (به روایت اسناد تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
323 - 353
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ش. یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است که به تغییرات گسترده سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منجر شد. در سال های پایانی حکومت پهلوی، نهادهای امنیتی و نظامی از جمله گارد شاهنشاهی در سرکوب قیام مردمی و حمایت از حکومت نقش اساسی داشتند. بر این اساس پژوهش حاضر درصدد است تا با روشی تاریخی و بهره گیری از اسناد آرشیوی، خاطرات و مصاحبه ها، عملکرد گارد شاهنشاهی را مورد واکاوی قرار داده و با شیوه ای توصیفی- تحلیلی زوایای مختلف این امر را مورد بررسی قرار دهد. این مقاله در پی پاسخ گویی به این سوال است که گارد شاهنشاهی به عنوان یکی از ارکان امنیتی حکومت پهلوی چه نقشی را در تقابل با انقلاب اسلامی ایفا نمود و چه عواملی به فروپاشی و سرانجام آن انجامید؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که گارد شاهنشاهی علیرغم داشتن نیروهای آموزش دیده و تجهیزات پیشرفته، نقش پیشرویی در سرکوبی اعتراضات منجر به انقلاب اسلامی سال 57ش. نداشت. این نهاد عمدتاً به پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی از نیروهای امنیتی پرداخت. در روزهای پایانی انقلاب، عملکرد گارد بیشتر نمایشی بود و با خروج شاه از ایران، روحیه آنها تضعیف شد تا جایی که در روزها ی پایانی انقلاب بی طرفی اختیار نمود. پس از پیروزی انقلاب این نهاد منحل گردید و بسیاری از فرماندهان آن محاکمه، اعدام و یا از کشور فرار کردند و سایر افراد در قالب لشکر 21 حمزه ارتش ادغام گردیدند.
A Study of Stucco Decoration Techniques on the Tomb Tower of Semiran, Qazvin(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
43 - 54
حوزههای تخصصی:
Understanding the philosophy behind the stucco motifs in the tomb tower of Semiran, Qazvin, can provide insights into the cultural unknowns of northern Iran. This study examines these motifs through library-based and documentary evidence. It appears that the decorative stucco motifs of the Semiran tomb tower can be seen as a continuation of the stucco art styles from the Sasanian period and the early Islamic centuries. This research comparatively studies the remaining motifs and decorations in this tomb tower, seeking to revisit Iranian stucco art and its integration with religious and cultural concepts of northern Iran. Moreover, it aims to examine the artists’ decorative and functional techniques to meet the specific demands of rulers and the aristocracy. Findings indicate that the Semiran Citadel reached its peak of growth and prosperity between the fourth and eighth centuries of the Islamic era. The surviving structures, particularly the tomb towers, significantly reflect the historical prominence of this citadel city during the Islamic period. Additionally, archaeological evidence suggests a flourishing social and cultural life in the central part of the Semiran Citadel City during the Timurid and Safavid eras. Collectively, archaeological and historical evidence suggests the prosperity and expansion of the Semiran Citadel City during the early and middle Islamic periods, especially under the rule of the Musafirids, Seljuks, and Mongol Ilkhanates. Despite its historical significance, the Semiran Citadel gradually lost its vitality and eventually fell into decline and oblivion
Archaeological and Artistic Analysis of Shahrokhi's Merajnameh Miniatures(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۴ - Serial Number ۱۲, March ۲۰۲۴
81 - 95
حوزههای تخصصی:
The illustrated manuscripts of Iran in the Islamic period have various cultural, archaeological, social, historical, religious, artistic and other information, And this information is important for historians, archaeologists and scientists of various sciences. kings counted as the main supporters of creating illustrated manuscripts with different topics such as heroic, religious in the Taymurid period. So many books such as Khavaran Nameh, Shahnameh, Khamseh, rewritten and illustrated by same kings in the Taymurid period. Generally, Shahrokhi’s Merajnameh is one of the most important illustrated manuscripts in the Taymuird period and this book has almost 58 miniatures with illustrated pages that written in Turkish,Uighur and Arabic languages. Shahrokhi's Merajnameh has valuable miniatures that indicate us cultural and artistic and historical information about the Taymuird period. One of the main purpose of this article is to introduce the illustrated manuscripts in Merajnameh as one of the study sources in the field of history, art and archeology in the Taymurid period. Archaeological and artistic analysis of the miniatures of this book is another goal of this research.In this research, with fieldwork and library studies, a number of illustrated miniatures of Merajnameh have been studied with descriptive and analytical methods and sometimes with a comparative approach.The result of this research shows the importance of Merajnameh miniatures in the cultural reconstruction of the Taymurid period in Iran.
بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
65 - 85
حوزههای تخصصی:
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
143 - 156
حوزههای تخصصی:
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
سیاست قاجاری خرید و فروش ایالات (تغییرات مکرر سیاسی و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی در ولایت بهبهان و کهگیلویه در عصر ناصری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
1 - 26
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین و سودمندترین سیاست قاجارها، فروش ایالات و ولایات بود. در این نوع سیاست، به مزایده گذاشتن معمول بود. ولایت بهبهان و کهگیلویه از جمله مناطقی بود که در عصر ناصری (1264-1313ق) بارها خرید و فروش شد. به تبع این سیاست، حکمرانان ولایت به صورت مکرر تغییر داده می شدند؛ زیرا هر حاکمی که در مزایده مالی ولایت، رقم بیشتری را متقبل و متکفل می شد، به حکومت می رسید. به علاوه، هرگاه حاکم ولایت قادر به تأدیه مالیاتی نبود، خیلی زود معزول و منزوی می گشت. این سیاست نادرست در دوره های قبل، خاصه عصر صفوی، رایج نبود و همواره بیگلربیگی بهبهان و کهگیلویه در دوره صفوی از اهمیت فراوان اقتصادی و سیاسی برخوردار بود. با سقوط صفویان (1135ق) و نابسامانی های عصر افشار و زند، ولایت بهبهان و کهگیلویه دیگر دوران پیشین را تجربه نکرد.البته این ولایت از آغاز تا پایان عهد قاجار، از اهمیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار بود. هرچند عصر ناصری از لحاظ سیاسی-اجتماعی نقطه عطفی در ایران عهد قاجار به شمار می آید، اما همچنان شیوه مسبوق خرید و فروش ایالات و ولایات و به مزایده گذاشتن مناطق معمول بود و بهبهان و کهگیلویه نیز بدین طریق اداره می شد. حاکمان ولایت برای درآمد و عایدات بیشتر و مالیات افزون تر به هر شیوه ای دست می زدند و در فزودن آن کوشش می کردند. ساختار اجتماعی و اقتصادی ولایت بهبهان و کهگیلویه، عشیره ای و مبتنی بر اقتصاد شبانی بود و أخذ مالیات های سنگین از مردم، شورش ها و درگیری های متعددی در پی داشت. البته در میان حاکمان ولایت بهبهان و کهگیلویه در عهد ناصری، «سلطان اویس میرزا احتشام الدوله» نمونه ای متفاوت و استثناء محسوب می شود که با شیوه حکومت داری عادلانه و دلسوزانه توأم با عمران و آبادی، به اداره ولایت پرداخت. این پژوهش بر مبنای روش تحقیق تاریخی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع دست اول، در پی آن است به این پرسش ها پاسخ دهد که: رخدادهای سیاسی و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی حاکمیت فرمانروایان قاجاری در ولایت بهبهان و کهگیلویه چه بوده است؟ چرا برخی حاکمان ولایت -نظیر احتشام الدوله- از جانب مردم همراهی و حمایت شدند و بعضی دچار شورش و جنگ؟یافته های پژوهش نشان می دهد که گماشته شدن حکام نالایق و ناکارآمد و أخذ مالیات های سنگین، موجب جنگ و جدل مداوم مردم با حکومت و نیز مهاجرت های اجباری ایلات و طوایف به مناطق هم جوار و دوردست و قتل عام و کاهش جمعیت مناطق عشایری، روستایی و شهری می شد.
تحلیل کلیومتری از تأثیر عملکرد اقتصادی حکومت محمدرضا پهلوی بر تحولات جامعه از سال 1340 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدرضا پهلوی در طول 37 سلطنت، عملکرد اقتصادی خود را در قالب پنج برنامه عمرانی تدوین کرد. این برنامه ها از سال 1327 با جدیت آغاز شد و در سال 1356 پایان می یابد. در این برنامه ها، بیشترین تلاش دولت در جهت تحولات مهمی چون: امور کشاورزی، صنایع و معادن، حمل و نقل، ارتباطات و مخابرات، گاز و نفت، برق، آب، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، عمران شهرها و روستاها، ساختمان و مسکن، فرهنگ و گردشگری، بیمه و رفاه اجتماعی، محیط زیست، آمار و بررسی عمران ناحیه ای تأثیرگذار بود. ازاین رو، پیامدهای این برنامه ها مورد بررسی قرار می گیرد. بررسی عواید نفت که متغیر مستقل و اصلی کل بافت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران در عصر پهلوی دوم بود در پیشبرد این برنامه ها موضوع مهم پژوهش حاضر است. از طرفی، اختصاص دادن منابع مالی به ارتش که باعث شد کیفیت اقتصادی نامتوازن شود از مواردی است که در این پژوهش مورد تأکید قرار می گیرد. این مقاله در صدد است تا با رویکرد توصیفی- تحلیلی این موضوع را مورد ارزیابی قرار دهد.
نقش سکاها در نبرد ارشک دوم با آنتیوخوس سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
15 - 28
حوزههای تخصصی:
در سال 210 ق.م آنتیوخوس سوم، احتمالاً در واکنش به هجوم ارشک دوم به ماد، لشکرکشی خود به ایران را آغاز کرد؛ ارشک از مقابل او به تدریج به پارت و سپس گرگان عقب نشست و در یکی از شهرهای این سرزمین محاصره شد. درباره این نبرد دو دسته منبع با دو رویکرد متفاوت وجود دارند؛ نخست که تنها شامل پُلوبیوس می شود، هرچند به طور کامل به دست ما نرسیده، چنان که پیدا است با جانب داری از آنتیوخوس نتیجه را به سود او می نمایاند؛ و دیگری، که شامل روایات تروگوس/ یوستینوس و مالالاس می شود، نتیجه نبرد را پیمان دوستی میان ارشک و آنتیوخوس می داند. هرچند، جز گزارش پلوبیوس، در منابع نام برده در این جنگ سخنی از سکاها در میان نیست و گزارش پلوبیوس نیز مبهم است، با واکاوی منابع می توان به نقش تعیین کننده سکاها در این جنگ پی برد. بنابراین، پرسش اصلی این خواهد بود که سکاها در نبرد ارشک دوم و آنتیوخوس سوم چه نقشی داشتند؟ یافته های پژوهش نشان خواهد داد که اقوام سکایی آپاسیاک، داهه و احتمالاً آلان ها و دربیک ها در مرحله آخر نبرد از ارشک پشتیبانی کرده و نتیجه را به سود او تغییر داده اند.
تغییر کارویژه اطلاعات در جنگ پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
29 - 42
حوزههای تخصصی:
کارکرد اصلی اطلاعات شناخت تهدیدات و ارائه هشدارهای لازم است. ماهیت ایستای تهدیدات جنگ مدرن این امکان را به اطلاعات می داد که با استفاده از رویکرد حل المسائلی و با به کارگیری ابزارهای تحلیلی مناسب تهدیدات احتمالی را پیش بینی نماید. اما بعد از جنگ سرد ماهیت جنگ و بازیگران آن و راهبردهای نظامی دچار دگرگونی اساسی شد که از آن به عنوان جنگ پست مدرن یاد می شود؛ لذا، این سؤال مطرح می شود که این تحولات چه تأثیری بر کارکرد اصلی اطلاعات گذاشته است؟ مقاله حاضر استدلال می کند ماهیت سیال جنگ پست مدرن و بازیگران آن سبب شد که کارکرد اطلاعات به مثابه ی دانش یعنی دانشی هدفمند و قابل اقدام به مقدار زیاد تقلیل یابد و همانند جنگ مدرن مسئله اصلی اطلاعات، جمع آوری داده ها و رفع عدم قطعیت نیست؛ بلکه مسئله ی اصلی فهم انبوهی از داده های پراکنده و پیچیده است که به صورت راهبردی و عامدانه دچار ابهام هستند. یافته های این مقاله نشان می دهد در جنگ پست مدرن به عنوان نسل پنجم جنگ، رویکردهای هستی شناختی و معرفت شناختی عینی کارکرد خود را از دست داده است و اطلاعات برای مقابله با چالش های جنگ پست مدرن نیازمند ابزارهای تحلیلی و هستی شناسی نوین است.
بررسی احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار در سفالینه های نیشابور
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
53 - 86
حوزههای تخصصی:
ثبت نگاشته ها بر سفال علاوه بر تزیین، انتقال دهنده پیام و گزارشگر فرهنگ زمان تولید خود است. احادیث نیز ازجمله این نگاشته ها هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد به بررسی کتیبه ها با مضامین احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار (ع) بر سفالینه های نیشابور بپردازد. مضامین این کتیبه ها یا عیناً خود الفاظ حدیث معصومان بوده و یا اینکه برگرفته از معارف حدیثی معصوم هستند. وجود چنین مضامینی بر سفالینه ها بیانگر تأثیرگذاری احادیث معصومان و عالمان شیعی در قرن ۳ و ۴ در منطقه نیشابور است.
Sasanian Government Hall of Shushtar, Khuzestan, Iran
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
161 - 170
حوزههای تخصصی:
An archaeological survey in 2004 in Mianab of Shushtar in Khuzestan, as well as excavations in 2005, led to the discovery of a Sasanian government hall and valuable stucco carvings. This article examines this hall and compares it with sites such as Damghan Hesar Hill and Hajiabad Lord’s House, as well as Chaltarkhan and columned halls of Bandian Dergaz Hill C. The result of this research shows that given the Sasanian columned halls that have so far been identified not older than the time of Bahram V (420-438 AD), the Dastova government hall probably dates back to the middle to the end of the Sasanian period.
کنش ها و چالش های حاکمان زنجان در عصر قاجار؛ مورد مطالعه و تطبیق احتشام السلطنه و وزیرهمایون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ولایت خمسه با مرکزیت زنجان از اهمیت و جایگاه مهمی در دوره قاجار برخوردار بود و غالبا حاکمان برجسته ای به این منطقه فرستاده می شدند. در اوایل دوره قاجار، شاهزاده عبدالله دارا با احداث بناهای جدید، کارنامه نسبتا قابل قبولی بر جای گذاشت. در عصر ناصری و مظفری، به ترتیب احتشام السلطنه و وزیرهمایون به حکمرانی زنجان رسیدند که بر اساس اسناد، روزنامه ها و کتب خاطرات، عملکردشان نسبت به بیشتر حاکمان منطقه، مورد توجه و تحسین قرار گرفت. با توجه به ساختار و وضعیت جامعه زنجان، مشکلات و نیازهای حکومتی مانند قدرت و نفوذ خاندان های مهم، ناامنی و بی ثباتی و بحران غلات از مسائل همیشگی حاکمان و مردم بود. بنابراین با بررسی و تطبیق عملکرد و موانع حاکمان مورد نظر، به این سئوال می پردازیم که رویکرد احتشام السلطنه و وزیرهمایون در مقابل شاخص های برشمرده چگونه بود؟ و به چه سرانجامی رسید؟ به نظر می رسد با توجه به استبداد دوره ناصری، تلاش احتشام السلطنه بر نزدیکی به گروه-های سنتی، تغییر و گسترش بافت شهری و رونق صنایع محلی قرار گرفت. در مقابل وزیرهمایون، ضمن نزدیکی به گروه های تجددگرا، با ایجاد نهادهای آموزشی جدید، به دفع اشرار و مهار بحران غلات پرداخت. اقدامات وزیرهمایون با عنایت به قدرت گروه های سنتی، با موفقیت نسبی همراه بود و به جز فرهنگ روزنامه و کتابخوانی، از بین رفت؛ اما تلاش احتشام السلطنه در ایجاد فضاهای شهری و رونق صنایع محلی تا به امروز باقی مانده است. مقاله حاضر با گردآوری داده های کتابخانه ای، اسنادی و بهره مندی از منابع اصیلی مانند روزنامه، به شیوه توصیفی-تبیینی به موضوع پرداخته است.
بازتاب جنگ های سلطان ملکشاه سلجوقی در قصاید امیر معزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
80 - 95
حوزههای تخصصی:
ملکشاه سلجوقی که یکی از مقتدرترین سلاطین این سلسله حکومتی بوده، در تاریخ بیست ساله حکومت خود نبردهای پیروزمندانه متعددی داشته است. این جنگ ها و فتوحات از مضامینی است که مورد توجه امیرمعزی، ملک الشعرای دربار ملکشاه، قرار گرفته است. در این پژوهش بازتاب جنگ های ملکشاه در قصاید امیر معزی بررسی و با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد: 1. شیوه انعکاس جنگ های ملکشاه در قصاید معزی چگونه است؟ 2. معزی در توصیف جنگ های ملکشاه به چه جزئیاتی پرداخته است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که جنگ های ملکشاه در قصاید معزی به دو شیوه انعکاس یافته است: الف) قصاید مدحی که در آنها به جنگ ها و رشادت های ملکشاه نیز اشاره شده است؛ ب) قصایدی که به منظور تهنیت پیروزی ملکشاه در جنگ سروده شده است. برخی از جزئیاتی که از جنگ های ملکشاه در قصاید معزی انعکاس یافته عبارتست از: شجاعت و خصم ستیزی ملکشاه، پیروزی های پی درپی ملکشاه و بسط گستره حکومت سلجوقیان به دلیل این پیروزی ها. معزی با پرداختن به این جزئیات کوشیده است شجاعت ملکشاه و سپاهیان او در جنگ با دشمنان و مخالفان، سیاست سلطان سلجوقی در توجه به توان نظامی و استراتژی های او در مواجهه با دشمنان را ترسیم کند.