فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
104 - 123
حوزههای تخصصی:
عاشورا درشمار معدود رخدادهای تاریخی است، که از دیرباز در ادبیات شیعی از جایگاهی بلند برخوردار بوده و در فراز و فرود حوادث تاریخی نقش آفرینی کرده است. چنین کارکردی سبب شد تا اخبار عاشورایی به پیروی از تقاضاهای زمانی در دوره های مختلف تاریخ تشیع، با نگرش های گوناگونی نگاشته شود و درگذر زمان نگرش های تاریخی، کلامی، حدیثی، عاطفی، ماورایی، عرفانی، حماسی و اسطوره ای را در این شاخه از تاریخ نگاری شیعی پدید آورد. از این رو، شناخت فضاهای سیاسی_فکری ابزاری برای شناخت نگرش ها و نیز نگرش شناسیِ اخبار عاشورایی عاملی برای واکاوی لایه هایی از تاریخ سیاسی_فکری دوره های مختلف است. اخبار عاشورایی در دوره صفویه بنابر نیازهای اجتماعی، مانند رهایی از فشار چند صد ساله حاکمان غیرشیعی، بیشتر با نگرش عاطفی و یادکرد مصائب گوناگون تحریر شد و بر دوره های بعدی تأثیر گذارد. نوشتار روبرو، با طرح این پرسش که محتشم در اشعار عاشورایی خود چه نگرشی را ترسیم کرده با روش تحلیل محتوای کیفی، به تبیین خاستگاه تاریخی نگرش محتشم پرداخته و دریافته که بیشتر اشعار محتشم براساس نیازمندی ها و شرایط فکری سیاسی زمانه خود، نگرش عاطفی_احساسی را بیان کرده و آن را استادانه با نگرش ابتلایی و تقدیرگرایانه به واقعه عاشورا پیوند داده است.
میرزا علی اصغر خان امین السلطان و تحولات ولایت خمسه (زنجان) در اواخر عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
240 - 266
حوزههای تخصصی:
میرزا علی اصغرخان امین السلطان از نخبگان برجسته اواخر عصر ناصری ، جایگاه مهمی در ایجاد و اجرای سیاست ها و برنامه های حکومت قاجاریه داشت. با توجه به مناصب مهم و روابط میرزا ابراهیم خان با گروه های مختلف ولایت خمسه، امین السلطان به مانند پدرش نقش برجسته ای در تحولات این برهه ایفا کرد. او پس از مرگ پدر و دریافت مناصب مهم وزارتی، بازیگردان و رکن مهم و تأثیرگذار در اقتصاد، جامعه و سیاست ولایت خمسه بود؛ به گونه ای که رخدادها، نقش و جایگاه عناصر مهم این منطقه در اواخر عصر ناصری، به دور از دخالت و نفوذ او ممکن به نظر نمی رسید. پژوهش حاضر با رویکرد کتابخانه ای و بهره گیری از اسناد سازمان های دولتی و خصوصی، کتاب ها و مقالات، با رویکرد توصیفی-تبیینی، ضمن تعیین و بررسی مسائل بنیادین و مهم ولایت خمسه در اواخر عصر ناصری، به این پرسش پرداخته است که امین السلطان در این دوره چه جایگاه و تأثیری در مسائل جاری ولایت خمسه داشت؟ و نتایج سیاست ها و اقداماتش درباره مسائل و طبقات مختلف چه بود؟ مدعای نخستین پژوهش بر استبداد دوره ناصری تأکید دارد که تمامی اهداف و سیاست های امین السلطان و سایر کارگزاران را تحت تأثیر قرار داد. به عبارت دقیق تر، برآوردن نیازها، خواسته ها و امیال شاه، رکن اصلی و در مرحله نخست سیاست ها و برنامه های حکومتی در ولایت خمسه قرار داشت. امین السلطان سپس در حوزه های اقتصاد، امنیت و سیاست، با رعایت نسبی خواسته گروه های مختلف و صلاح و نیاز جامعه و دولت، تصمیم بر رفع چالش ها و رسیدگی به مسائل جاری گرفت. برکشیدن جهانشاه خان سرتیپ و ریاست بر ایل افشار، از جمله سیاست های امین السلطان بود که بعدها در عصر مشروطه مصایب و دشواری های جدی برای مردم ایجاد کرد.
شهر دماوند در دوره ساسانی (شناخت مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند، مرکز ناحیه و ساختارهای مهم آن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
165 - 186
حوزههای تخصصی:
شهر «دماوند» مرکز شهرستان دماوند، برروی تپه ای از شمال به جنوب (طولی) در میانِ دره ای حاصلخیز واقع شده است؛ این شهر یک بافت تاریخی دارد که به عنوان هسته اصلی در قسمت مرکزی آن واقع شده و چهار محله اصلی دارد. مسئله پژوهش این است که از مفهوم شهر و شهرستان برای نام دماوند، و نیز از هسته اصلی شهر، شناخت دقیقی در دست نیست. نوشتارهای مختصر منتشره، شهر دماوند را «شلنبه» یا «ویمه»، و نیز شهر «شلنبه» را مرکز ناحیه دماوند دانسته اند که با منابع هم خوانی ندارد. هدف این پژوهش روشن شدن مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند و نیز شناخت دقیق تر شهر دماوند و شناسایی مرکز ناحیه دماوند و ساختارهای احتمالی آن است. این نوشتار به روش تاریخی و تحلیلی براساس بررسی و شناسایی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی میدانی انجام شده است. پرسش ها: 1. مفهوم شهرستان و شهر برای نام دماوند در دوره ساسانی چگونه بوده است؟ 2. مرکز ناحیه دماوند چه نام داشته و با شلنبه چه تفاوتی دارد؟ 3. قدمت این مرکز به چه تاریخی بازمی گردد و ساختارهای احتمالی آن چه بوده است؟ نام دماوند در دوره ساسانی در جایگاه ناحیه و ازسویی دیگر، معرف شهر بوده است. اگرچه بنیادی اسطوره ای دارد، اما براساس منابع و شواهد قدمتی کهن تر از ساسانی دارد و مرکز ناحیه، در دوره ساسانی بوده و تا به امروز ادامه یافته است. دارای فضاهای مهم کهن دژ، شارِ درونی با بازار و میدان و محله ها و شارِ بیرونی بوده است. کهن دژ در مکان سرقلعه قرار داشته است. پذیرش دین اسلام، و بازگشت امنیت و آرامش که تا زمان ساخت مسجد در مکان سرقلعه طول کشید، باعث حفظ ساختارهای شهر شده بود.
روش قدیم شش انگشت گذاری و راه حل آوا نویسی برای پرده ها در توضیح موسیقی اورموی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
73 - 93
حوزههای تخصصی:
آوانویسی و بازنویسی یا ترانسکریپسیون (فرانسوی: Transcription ) از اصطلاحات موسیقی است و به معنای مکتوب کردنِ یک قطعه شنیداریِ موسیقی است. به عبارتی دیگر، بازنویسی به معنای نت نویسیِ یک قطعه شنیداری است که قبلاً نت نویسی نشده است. در نظریه ادوار، دستان بندی سازها (نحوه کوک ساز و موقعیت پرده های آن) به کمک تناسب های ریاضی توضیح داده می شد و برای هر نت موسیقی نامی با استفاده از ترکیب الفبای ابجد تعیین می گردید. به این ترتیب فاصله های موسیقایی دقیقاً مشخص می شدند. سپس با ترکیب این فواصل جنس هایی (دانگ هایی) درست می شد که ذی الاربع (دارای چهار نت) یا ذی الخمس (دارای پنج نت) نام می گرفتند و از ترکیب یک جنس ذی الاربع و یک جنس ذی الخمس یک اکتاو کامل به دست می آمد که به آن «دور» گفته می شد. لوح های سومری گواهی می دهند که تلاش برای نوشتن موسیقی از زمان های قدیم انجام می شده است. روندی که با خط میخی شروع شد با نت هایی که امروز استفاده می کنیم ادامه می یابد. پس از خط میخی ، تلاش هایی برای نوشتن موسیقی در فرهنگ خاورمیانه انجام شده که ما چگونگی همه اینها را نمی دانیم. تئوریسین موسیقی ه. گ. فارمر، در اثر خود صفی الدین اورموی را "بنیانگذار مکتب سیستماتیک در تاریخ موسیقی"معرفی کرده ، از سیستم ناشناخته نوشتن موسیقی صحبت می کند. مراغه ای[1] این سیستم را روش " شش انگشت گذاری" نامیده است. اورموی به طور مستقیم چگونگی درک این روش را نشان نداده است. او روش شش انگشت گذاری بر روی پرده های عود را در توضیح استفاده از 12دور و 6 آواز مانند سلمک، مایه و شهناز به کار برده است. برای تجزیه و تحلیل این موضوع، استفاده از جدول ابجد-حرف- موسیقی نگاری اورموی توسط برخی از محققانی مشاهده شده است. اما در مورد درستی یا نادرستی این راه حل بحث نشده است. این مقاله بر " چیستی روش شش انگشت گذاری و چگونگی درک آن " متمرکز است و با هدف حل نحوه درک مثالهای نوشته شده توسط صفی الدین ، "آوا نویسی" جدیدی را همراه با راستی آزمایی به عنوان راه حل پیشنهاد می کند. [1] عبدالقادر مراغه ای
بررسی روشمند نواحی جنوبی استان قم: الگوی استقراری محوطه های باستانی دوران تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
بررسی روشمند باستان شناسی با هدف تحلیل محوطه ها و محیط پیرامون آن ها می تواند در حصول درک و شناختی جامع از توالی فرهنگی و روند جمعیتی یک ناحیه ثمربخش باشد. این پژوهش، حاصل تحلیل داده های حاصل از یک بررسی میدانی روشمند در نواحی جنوبی دشت قم است که با هدف شناسایی الگوهای استقراری دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) انجام شده است. در این پروژه، محدوده ای به وسعت تقریبی ۳۳۰ کیلومتر مربع مورد پیمایش قرار گرفت که به شناسایی ۵۴ محوطه باستانی منجر شد؛ از این میان، ۴۱ محوطه دارای شواهد فرهنگی متعلق به دوران اشکانی و ساسانی بودند. نتایج نشان می دهد که به دلیل محدودیت های محیطی و آسیب پذیری زیست محیطی منطقه، الگوی استقراری غالب بر یک نظام معیشتی نیمه یکجانشین مبتنی بر دامداری و کشاورزی محدود استوار بوده است. تحلیل گاه نگاری محوطه ها آشکار می سازد که اوج تراکم استقراری و شکوفایی فرهنگی در این ناحیه، در اواخر دوره اشکانی و اوایل دوره ساسانی رخ داده است. این بازه زمانی با دوره بهینه اقلیمی رومی هم پوشانی دارد که نشان دهنده نقش تعیین کننده شرایط اقلیمی در شکل گیری و تداوم الگوهای استقراری در جنوب دشت قم است.
آغاز کنشگری حقوقی در ایران؛ اندیشه ورزی پیرامون مبانی حقوقی نظام مشروطه (1285-1288 ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
7 - 31
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطیت زمینه تبدیل ایده ها به واقعیت های عملی را فراهم کرد. تا پیش از انقلاب، مفهوم قانون بر مبنای اندیشه های متفکران غرب، در تفکر تعداد انگشت شماری از روشنفکران و طبقه متوسط شهری وجود داشت؛ اما واقعیت این است که فراخوانش این ایده در ذهنیت سوژه ها با موقعیت های مختلف اجتماعی متفاوت بود، کمااینکه فهم قشرهای فرودستان شهری و روستایی در این مورد مجهول بود. در این مسئله، طبقه متوسط شهری رو به بالا نظیر روشنفکران، روحانیون و بازاری ها نقش اصلی را ایفا کردند که در دو گفتمان مشروطه خواه و مشروعه خواه صورت بندی شدند. گفتمان نخست تعریف قانون و نظام سیاسی مبتنی بر غرب را ملاک ساختار حقوقی جدید برمیشمارد، درحالیکه دومی به دنبال صیانت از قانون مبتنی بر شریعت و کاربست آن در نظام سیاسی جدید بود. بنابراین آنچه که در انقلاب مناقشات زیادی آفرید، درگیری بر سر تعریف و جایگاه نظم حقوقی نوین و تحمیل آن بر ساختار سیاسی بود. در این جستار سه مولفه قانون اساسی، نوع نظام سیاسی و رهبری مردم با روش تحلیلی-تبیینی بررسی می شود.
بررسی سیر تاریخی حقابه ایران از هیرمند و عوامل تأثیرگذاربر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
58 - 77
حوزههای تخصصی:
رود هیرمند ، نقشی حیاتی در تامین آب شرب، کشاورزی و زیست محیطی در دو کشور ایران و افغانستان ایفا می کند. مناقشات بین ایران و افغانستان بر سر آب هیرمند به دوران تقسیم سیستان توسط دولت بریتانیا و ترسیم مرزهای جغرافیایی بین دوکشور باز می گردد. سیر تاریخی این مناقشه در این نوشتار در سه مرحله دوران قاجار، پهلوی و بعد از انقلاب اسلامی بررسی شده است. به نظر می رسد در استمرار این مناقشه و حل نشدن آن، علاوه بر عوامل طبیعی و تغییرات اقلیمی مانند خشکسالی یا تغییر بستر رود عوامل انسانی چندی وجود دارد که مهمتر هستند. دیپلماسی ضعیف ایران در هر سه دوره حکومتی، دخالت قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای، تحولات سیاسی اجتماعی روی داده در افغانستان و فقدان اراده جدی در دولت مردان این کشور برای حل مساله آب هیرمند از جمله این عوامل هستند.
رفتارشناسی حزب زحمتکشان ملت ایران-نیروی سوم از تأسیس تا کودتای 28 مرداد 1332 با تکیه بر روزنامه نیروی سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
31 - 54
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به رفتارشناسی «حزب زحمتکشان ملت ایران - نیروی سوم» از تأسیس این حزب در مهرماه 1331 تا وقوع کودتای 28 مرداد 1332، براساس نظریه بحران توماس اسپریگنز می پردازد. این نظریه متشکل از چهار مرحله است: 1. مشاهده بحران، 2. شناسایی عامل بحران، 3. ترسیم جامعه آرمانی و ۴. ارائه راه حل. هدف از این پژوهش، شناسایی گونه های رفتاری حزب زحمتکشان ملت ایران – نیروی سوم (با تکیه بر ارگان رسمی این حزب یعنی روزنامه نیروی سوم) در مواجهه با بحران هایی است که نهضت ملی از مهر 1331 تا مرداد 1332 با آن دست به گریبان بود. شیوه جمع آوری داده ها در این مقاله، کتابخانه ای و اسنادی و سیاق تجزیه وتحلیل داده ها، روش تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. براساس یافته های پژوهش، گردانندگان حزب نیروی سوم از بدو تأسیس حزب تا کودتای 28 مرداد، سه بحران اقتصادی، سیاسی و بین المللی را شناسایی کرده و در راستای حراست از نهضت ملی و حمایت از دولت مصدق، به کشف عوامل این آشفتگی و ارائه راه حل برای گذار از بحران پرداختند. ازنظر مؤسسان حزب، عامل بحران اقتصادی، محاصره اقتصادی توسط انگلیس و اتکای مطلق دولت به اقتصاد غیرنفتی، عامل بحران بین المللی، سیاست استعماری انگلیس، آمریکا و شوروی و عامل بحران سیاسی استبداد بود. ازاین رو حزب مزبور، چاره گذار از بحران اقتصادی را روی آوردن به بودجه بدون نفت، راه حل عبور از بحران بین المللی را اتکا به نیروی سوم و راه حل بحران سیاسی را تشکیل نظام جمهوری می دانست.
چالش های سازمان برنامه و بودجه در دستیابی به اهداف نوسازی در عصر محمدرضا شاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
251 - 279
حوزههای تخصصی:
سازمان برنامه در دوران پهلوی دوم به عنوان نهاد اصلی تدوین و اجرای سیاست های نوسازی اقتصادی و اجتماعی ایران نقش عمده ای ایفا می کرد. با این حال، بسیاری از اهداف این برنامه ها به ویژه در عرصه های صنعتی و اجتماعی، در عمل با چالش هایی روبه رو شد که ناشی از عوامل سیاسی، اقتصادی، و ساختاری بود. هدف این مقاله بررسی موانع درونی و بیرونی سازمان برنامه در دستیابی به سیاست ها و اهداف برنامه های نوسازی ایران در زمان پهلوی دوم است. سوال این مقاله این گونه مطرح شده است که چه موانعی باعث شدند که سازمان برنامه و تکنوکرات ها نتوانند به طور مؤثر به اهداف نوسازی کشور در دوره پهلوی دوم دست یابند؟ فرضیه ما این است که در دوران پهلوی دوم، سازمان برنامه و تکنوکرات ها به دلیل دخالت های سیاسی، ضعف هماهنگی نهادی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، و مقاومت های فرهنگی و اجتماعی، نتوانستند به اهداف نوسازی اقتصادی و اجتماعی کشور دست یابند. نتایج نشان می دهد که سازمان برنامه و تکنوکرات ها در دوران پهلوی دوم به رغم برخورداری از ایده های نوسازی، در عمل با چالش هایی چون دخالت های سیاسی و ضعف هماهنگی نهادی مواجه بودند . همچنین کمبود منابع مالی و زیرساختی، اجرای طرح های توسعه را ناقص و غیرپایدار ساخت. در نهایت، مقاومت های فرهنگی و اجتماعی در برابر سیاست های مدرنیزاسیون، موجب شد پروژه های نوسازی نه تنها ناکام بمانند، بلکه خود به تشدید نارضایتی ها و بحران های اجتماعی انجامیدند.این پژوهش به روش تبیینی-تاریخی و با استفاده از منابع مستند تاریخی، و مقالات علمی انجام شده است. تحلیل ما بر اساس مفاهیم نظری نوسازی و توسعه صورت گرفته است .
آنالیز پتروگرافی سفالینه های دورۀ ایلخانی دره شام در حاشیۀ رود ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
317 - 340
حوزههای تخصصی:
در سال 1398، به منظور شناسایی و مطالعه محوطه های دوره ایلخانی در حاشیه رود ارس، در محدوده استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، یک فصل بررسی و شناسایی با تمرکز بر منطقه دره شام در شهرستان جلفا انجام شد. نتایج این بررسی به شناسایی و ثبت 53 سایت باستانی منجر شد که شامل: محوطه، روستا، پل، کاروانسرا، گورستان و کلیسا از دوران پیش ازتاریخ تا دوران اسلامی بود. در این میان، 35 محوطه متعلق به دوره ایلخانی بود که محوطه هایی مانند گورستان ننه مریم و محوطه کلیسای چوپان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این محوطه ها تعداد بسیاری سفالینه های ساده و لعاب دار از سده های میانه اسلامی کشف شد. شناخت اجزای سازنده این سفال ها، بررسی تفاوت های ترکیبی میان نمونه ها، تعیین درصد هریک از اجزا، تخمین دمای پخت سفال براساس کانی های موجود و درنهایت، بررسی منشأ اولیه آن ها به لحاظ باستان شناسی (محل تولید) و شناخت ساختار اجتماعی منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. شناخت اجزای سازنده سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی درباره منشأ جغرافیایی و مصرف کنندگان آن ها ارائه دهد. بر این اساس، مطالعات پتروگرافی روی 12 قطعه سفال از دو محوطه گورستان ننه مریم و کلیسای چوپان انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمامی نمونه های سفال، تولید محلی بوده و از این رو، ازنظر ساختار شناسی شباهت های بسیاری به یک دیگر دارند. براساس آنالیزهای انجام گرفته، ترکیب همه سفال های مطالعه شده مربوط به منطقه جلفا است. باتوجه به رسوبات رودخانه ارس و رودخانه های فصلی و محلی، بیشتر سفال های بررسی شده دارای ترکیب رسوبی و کربناته هستند و تحت تأثیر آبرفت های منطقه قرار گرفته اند؛ هم چنین، پتروفابریک نمونه های مطالعه شده نشان می دهد که این سفال ها ازنظر ترکیب و منشأ تقریباً یکسان و مشابه هستند.
زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون)
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
337 - 417
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیشرو تلاش گردید خوانش مجددی از کهن ترین قانون مدنی جهان مشهور به قانون حمورابی با خوانش پرفسور هارپر با تکیه بر منابع زبان ترکی انجام گردد، پس در هر بخش ابتدا با آوردن اصل خوانش هارپر به همراه خطوط میخی مرتبط از کتاب وی شانس خوانش اصل مقاله به خواننده داده شد، سپس در ادامه ترجمه فارسی دکتر بادامچی را نیز آوردیم و در نهایت خوانش جدید را با مشخص نمودن جزئیات هر نشانه انجام داده و آوانویسی انجام شده رو با شرح کلمه به کلمه در سه قسمت فارسی، ترکی آذربایجانی با الفبای عربی و ترکی آذربایجانی با الفبای لاتین ارائه نمودیم. البته که به این کار بسنده ننموده و با آوردن نوشتار میخی سطور به شرح خوانش تک به تک میخ ها نموده و ارتباط آن را با زبان ترکی را بررسی نمودیم. لازم به ذکر است که در پاورقی ها آوانویسی ها، نکات فنی و... آورده شده و در ریشه یابی لغات و شرح آنها علاوه بر نظرات هارپر از منابع درجه یک باستانی همانند نظرات هلک، سایت های پنسیلوانیا، سایت های اکدی، منابع ایلامی و نیز منابع معتبر ترکی چون کتیبه اورخون، قوتادغوبیلیک، دیوان الغات الترک، کتاب ها و سایت های ریشه شناسی مشهور بهره بردیم. از نکات مهم بازخوانی ما اینست که مفهوم به دست آمده در بازخوانی از دریچه ترکی در بسیاری از موارد نه تنها تفاوت فاحشی با خوانش هارپر ندارد بلکه گاهی برای یک لغت دو یا چند خوانش قابل فهم در تورکی بدست آمده، برای مثال در خوانش رودخانه ما به خوانش های " آرکولار : رودها، سولار : آبها و دورولار : آبهای روان( محل عمیق رودخانه معمولا آب شفاف دارد) " دست یافتیم که خود نشانگر واقعیت فرضیه ما بوده و خوانش شانسی را به چالش می کشد به علاوه در مواردی اصطلاحات ترکی نیز به دست آمد و مورد دیگر اینست که هر کجا خوانش ما با هارپر فرق داشت نیز باز درراستای تکمیل خوانش او بوده برای مثال در قضیه عزل قاضی ما به عزل او توسط " قوم اولو: کاهن اعظم " رسیدیم که در خوانش هارپر خبری از آن نبود. نکته مهم آخر اینست که از منظر صرف افعال و پسوندها نیز همخوانی با منابع تورکی را مشاهده نمودیم. به هر حال تلاش گردید تا کاری در خور خوانندگان تقدیم گردد و امید است این کار چراغی برای راه سنگلاخی و تاریک پیش روی محققین باشد.
سیاست راه سازی روسیه در ایران و واکنش قاجاریه؛ مطالعه موردی راه های شوسه شمال غرب و مسیر دریاچه ارومیه (۱۳۴۰-۱۲۸۷. ق/ ۱۹۲۲- ۱۸۷۰. م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
58 - 85
حوزههای تخصصی:
ازنیمه دوم قرن۱۹ روسیه با اتکا به راه آهن و راه های شوسه، قدرت اقتصادی و سیاسی خود را درآسیای میانه و قفقاز گسترش داده بود و می خواست همان سیاست نفوذ تدریجی را درمرزهای ایران اجرا کند؛ که با مخالفت دولت های انگلیس و قاجار مواجه شد. این پژوهش با تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعاتی که به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآمده اند، درپی پاسخ به این سؤال است که نقش دولتین روسیه و ایران درفرآیند ساخت راه های ارتباطی- تجاری شمال غرب کشور دراواخر دوره قاجار(۱۳۴۰-۱۲۸۷.ق/۱۹۲۲-۱۸۷۰.م) چه بوده است؟ نتایج نشان می دهد مهم ترین ابزارنفوذ روسیه برایران ساخت«راه» بود اما ایران برای جلوگیری ازاین تسلط سال ها درمقابل پیشنهاد راه سازی روسیه مقاومت کرد ولی برای تسلط برکلیه نقاط کشور و نیاز به راه های نوین؛ امتیاز ساخت راه های شوسه شمال کشور به روسیه واگذار شد. توسعه طلبی قدرت های بزرگ کشتیرانی در دریاچه ارومیه را نیز درمعرض سیاست های آنان قرار داده بود. درپایان دوره قاجار کشور تقریباً بی بهره از ترابری مدرن داخلی بود و بااینکه ظواهر توسعه مانند راه های شوسه، خطوط تلگراف وبانک وجود داشت اما این توسعه نه درونی بلکه به دلیل نیاز نیروهای خارجی شکل گرفته بود تا اواسط جنگ جهانی اول (۱۳۲۶.ق/۱۹۱۷.م) درراه های ساخته شده وصول راهداری، عوارض و نظارت برعبور و مرور به دست روس ها بود. دراین دوره استفاده از راه های دریایی که وسیله ای ارزان و سریع در ترابری بود و ازنظر دفاعی نیز اهمیت راهبردی داشت، کمتر موردتوجه دولت ایران قرار گرفت.
بررسی مسائل اقتصادی و توسعه نیافتگی بلوچستان و سواحل مکران در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه بلوچستان و سواحل مکرانِ ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ازجمله دسترسی به بنادر کشورهای شرق و غرب آسیا، نزدیکی به منابع انرژیِ خلیج فارس و نیز پل ارتباطی با ممالک آسیای میانه، دارای ظرفیت های مهم اقتصادی و تجاری بوده است. نکته برجسته تر اینکه سواحل مکران دروازه ورود ایران به آب های آزاد دنیا محسوب می شود. نزدیکی بلوچستان به هندوستان به عنوان مستعمره انگلیسی ها و حضور مداخله جویانه آنان بر اهمیت بلوچستان و مکران و تأثیر سیاسی منطقه بر تحولات سرزمینی ایران می افزود. اما علی رغم این موقعیت و نقش مهم این منطقه در تحولات عصر قاجار، چندان موردتوجه دولت نبوده و زندگی مردم با چالش ها و نابسامانی های متعددی چون ناامنی، فقر، بی کاری و کشمکش های عشایر و طوایف روبرو بوده است. مسئله اصلی پژوهش، بررسی علل عدم توسعه اقتصادی بلوچستان و سواحل مکران در عصر قاجار است. به تبعِ آن، سؤال پژوهش این است که چه عواملی در توسعه نیافتگی این منطقه در عصر قاجار مؤثر بوده است؟ توسعه نیافتگی از منظر داخلی متأثر از سیاست ها و عملکرد ناکارآمد اقتصادی دولت، دوری جغرافیایی از مرکز، خلأ قدرت دولت و ناامنی و نیز بی توجهی دولت به منطقه بود. ازنظر خارجی نیز باید به ادغام ایران در اقتصاد جهانی قرن نوزدهم و تحمیل قراردادهای تجاری اشاره کرد که درنتیجه رقابت قدرت های استعماری بر اقتصاد ایران و منطقه تأثیر منفی گذاشت. هدف مقاله جستجو و شناختِ علل عقب ماندگی سواحل مکران و بلوچستان است که با تأکید بر منابع تاریخی و نشریات و به روش تاریخی و شیوه توصیفی- تاریخی، مسائل اقتصادی منطقه را مورد بررسی قرار داده است.
اهمیت منابع ارمنی در شناخت تاریخ خوارزمشاهی؛ مطالعه موردی «نبرد گارنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه تاریخ خوارزمشاهیان و واکاوی فتوحات سلطان جلال الدین خوارزمشاه در قفقاز، بدون بهره گیری از منابع ارمنی هم عصر، تصویری جامع و دقیق از رخدادهای این دوران مهم تاریخی را به دست نمی دهد. نبرد گارنی -برخورد سرنوشت ساز میان نیروهای متحد ارمنی گرجی و سپاه سلطان جلال الدین- ازجمله حوادث مهم سیاسی، نظامی پیش از سقوط تفلیس است که بازتابی ویژه در آثار مورخان ارمنی سده سیزدهم میلادی/هفتم هجری، به ویژه گیراگوس گنجه ای، استپانوس اوربلیان و وارطان آرِوِلتسی دارد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی، تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای منابع ارمنی، ایرانی و گرجی، ضمن بررسی این نبرد و سنجش تطبیقی میان این منابع، تلاش می کند امکان درک عمیق تری از رویدادهای آن دوران و نیز سرانجام سلطان جلال الدین را فراهم کند. یافته های پژوهش نشان می دهد منابع ارمنی با دقت و جزئیات، نه تنها روند و فرجام نبرد، بلکه دلایل پیروزی سلطان جلال الدین و عوامل شکست نیروهای متحد ارمنی گرجی و ابعاد سیاسی و نظامی مسئله را تبیین کرده اند؛ منابع ارمنی همچنین با پرداختن به نحوه جزئیات و اختلافات درباره مرگ سلطان جلال الدین، به رفع ابهام های موجود در منابع ایرانی، اسلامی کمک می کنند و نقاط تاریک تاریخ این عصر را روشن می سازد. این پژوهش اهمیت منابع غیرایرانی، به ویژه ارمنی را برای فهم دقیق تر و معتبرتر تحولات خوارزمشاهیان و قفقاز برجسته می سازد و ضرورت بهره گیری تطبیقی از همه منابع را یادآور می شود.
نقش یوسف بن علوی در ظهور و افول جنبش ظفار(1965-1975)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
1 - 19
حوزههای تخصصی:
یوسف بن علوی آغازگر جنبشی بود که با هدف براندازی سلطنت آل بوسعید و در امتداد مبارزات رهبر مذهبی عمان برعلیه سلطنت، شکل گرفت؛ بااین حال در ابتدای حاکمیت قابوس بن سعید به او پیوست و تا پایان حیات سلطان، (2020م/1398ش)، در سیاست خارجی عمان نقشی محوری ایفا کرد. تناقضی که درون الگوی سیاسی رفتار بن علوی در رابطه با جنبش ظفار وجود داشت مبین تلاش های حاکمیت عمان برای حفظ مشروعیت سیاسی و مذهبی در دوره حکومت سلطان قابوس بود؛ تبیین این امر تنها از طریق واکاوی نقش بن علوی در جنبش ظفار امکان پذیر خواهد بود. با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش بر محور دو پرسش شکل گرفت: یوسف بن علوی در جنبش ظفار چه نقشی داشت؟ تأثیر او بر ظهور و افول جنبش چه بود؟ این پژوهش با تکیه بر روش تاریخی، شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شد. یافته ها نشان داد بن علوی در ظهور جنبش، از طریق ایجاد پیوند میان رهبر مذهبی عمان با جنبش ملی گرای جمال عبدالناصر در مصر، نقش مؤثری داشت اما پیوستن او به سلطان قابوس در جایگاه یک چهره برجسته مردمی و روشنفکر مذهبی، به واسطه تفویض اختیار در ساختار حکومت، موجب تشدید شکاف و تقابل جدی میان جبهه کمونیست و اسلام شد و افول و شکست جنبش را تسریع نمود.
محدودیت ها و ظرفیت های جغرافیایی و اقلیمی منطقه حجاز و نجد قبل از اسلام در تهیه و تولید محصولات غذایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
41 - 61
حوزههای تخصصی:
حجاز پیش از اسلام به دلیل موقعیت جغرافیایی و ویژگی های اقلیمی با مجموعه ای از محدودیت ها و ظرفیت ها در عرصه تأمین و تولید مواد غذایی مواجه بود. اقلیم گرم و خشک، کمبود بارش های مستمر، فقدان رودخانه های دائمی و گستره های وسیع اراضی نامساعد برای کشت، از مهم ترین محدودیت های طبیعی این منطقه به شمار می آمدند که پیامد آن کمبود آب، کاهش تنوع محصولات و ناپایداری رویش های خوراکی، به ویژه در نواحی بادیه نشین بود. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از جمعیت بادیه نشین با کمبود جدی در تغذیه و وابستگی شدید به منابع محدود دامی چون شیر و خرما زیست می کردند. در مقابل، وجود وادی ها، چاه ها و زمین های حاصلخیز در مناطقی نظیر یثرب، طائف و خیبر امکان کشت و تولید محصولات کشاورزی، باغی و دامی را فراهم می ساخت و این نواحی را به مراکز مهم معیشتی و کشاورزی بدل کرده بود. همچنین موقعیت ممتاز مکه در مسیرهای تجاری شمال جنوب، زمینه واردات و مبادله کالاهای اساسی از یمن، شام و حتی مصر را مهیا می کرد و تا حدودی کمبودهای غذایی را جبران می نمود. این پژوهش با روش تحلیل تاریخی و استناد به منابع جغرافیایی و تاریخی متقدم، نشان می دهد که مجموعه این شرایط جغرافیایی و اقلیمی نه تنها الگوی تغذیه ای و نوع محصولات در دسترس را تعیین می کرد، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده ای نیز در پی داشت. از جمله می توان به ایجاد تفاوت های آشکار معیشتی میان حضرنشینان و بادیه نشینان، وابستگی بیشتر گروه های ضعیف به اشراف و تجار، و تعمیق شکاف های طبقاتی در جامعه حجاز اشاره کرد.
عوامل شکل گیری و تثبیت حکومت طالبان در افغانستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
63 - 83
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی و سیاسی در افغانستان طی دهه های اخیر، به ویژه در دوره ظهور و حاکمیت اولیه ی طالبان، ریشه های عمیقی در ساختارهای سنتی، قبیله ای و فرهنگی این جامعه دارد. ظهور طالبان به عنوان یک جنبش بنیادگرا، صرفاً یک پدیده سیاسی نبود، بلکه واکنشی پیچیده به تغییرات اجتماعی، ضعف دولت ملت سازی و ناکارآمدی مجاهدین پس از خروج شوروی محسوب می شد. این پژوهش به بررسی دقیق این تحولات اجتماعی و نقش عوامل مختلفی چون گفتمان های قبیله ای، دینی و سیاسی در شکل گیری و تثبیت حاکمیت طالبان می پردازد. پژوهش حاضر از روش تاریخی-تحلیلی بهره می گیرد. اطلاعات و داده های مورد نیاز به صورت اسنادی و کتابخانه ای، با استناد به متن مرجع، جمع آوری شده اند. سپس با تحلیل این داده ها، به تبیین روابط علّی میان پدیده های اجتماعی و سیاسی پرداخته شده است.تحولات اجتماعی افغانستان در دوره جهاد علیه شوروی، چگونه زمینه را برای ظهور و پذیرش گفتمان طالبان فراهم کرد؟به نظر می رسد ضعف نهادهای دولتی، تضعیف قدرت خان ها، افزایش نفوذ روحانیون در مناطق روستایی و ناامیدی مردم از عملکرد مجاهدین، زمینه را برای پذیرش گفتمانی فراهم ساخت که بر ارزش های سنتی، قبیله ای و دینی تأکید داشت و وعده امنیت و عدالت می داد.یافته های این مقاله نشان می دهد که گفتمان طالبان، برآیند مفصل بندی (articulation) دال های پراکنده اجتماعی بود که در نتیجه تحولات پیشین، به ویژه جهاد علیه شوروی، ایجاد شده بودند. این گفتمان با استفاده از مفاهیمی چون پشتونوالی، ارزش های قبیله ای و سنت های روستایی، توانست خلاء قدرت و مشروعیت را پس از ناکارآمدی مجاهدین پر کند و حمایت توده های مردم، به ویژه پشتون های روستایی، را به دست آورد.
تأثیر متقابل شرایط جغرافیایی و عوامل انسانی بر رشد اقتصادی بغداد در عصر اول عباسی (132 تا 232 ق)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
7 - 22
حوزههای تخصصی:
بغداد در عصر اول عباسی به عنوان یکی از برجسته ترین مراکز اقتصادی جهان اسلام، شاهد شکوفایی بی نظیری در حوزه های کشاورزی، صنعت و تجارت بود. این رونق چشمگیر پرسش از چرایی شکل گیری و توسعه اقتصادی این شهر را مطرح می سازد. از دیرباز، تأثیر شرایط جغرافیایی بر تمدن های انسانی مورد توجه اندیشمندان بوده است. موقعیت استراتژیک بغداد در میان دو رود دجله و فرات اهمیت این عامل را دوچندان می کند. با این حال، نمی توان نقش عوامل انسانی و سیاست های فعالانه خلفا در بهره برداری از این ظرفیت ها را نادیده گرفت. براساس این، پژوهش حاضر با نقد نظریه جغرافیامحور، که بر نقش تعیین کننده عوامل محیطی در شکل گیری تمدن ها و جوامع انسانی تأکید دارد، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که عوامل جغرافیایی در کنار عوامل انسانی، به ویژه سیاست های خلفا و توسعه تجارت، در تعامل با این شرایط جغرافیایی، چه تأثیری بر شکوفایی اقتصادی بغداد داشته است؟ این بررسی با رویکردی تبیینی-تحلیلی و به کمک روش تاریخی انجام شده است. داده های مورد نیاز با استناد به منابع دست اول تاریخی و جغرافیایی جمع آوری و تحلیل شدند تا چگونگی تأثیر متقابل شرایط طبیعی و اقدامات بشری بر رشد اقتصادی شهر بغداد در عصر مورد مطالعه تبیین شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رونق اقتصادی بغداد در عصر اول عباسی، حاصل تأثیر متقابل و پیچیده عوامل جغرافیایی و انسانی بوده است. به عبارت دیگر، بهره برداری هوشمندانه و هدفمند از ظرفیت های محیطی توسط خلفای عباسی و ساکنان شهر، عامل کلیدی در تبدیل بغداد به یکی از مهم ترین مراکز اقتصادی و تمدنی در تاریخ اسلام شد.
نقش فرقه اسماعیلیه در گسترش اندیشه های شیعی در هندوستان، با تأکید بر دولت شیعی اسماعیلی - علوی مولتان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
23 - 44
حوزههای تخصصی:
فرقه اسماعیلیه به عنوان یکی از شاخه های فعال تشیع، نقش مهمی در گسترش اندیشه های شیعی در هند داشت. در این میان، دولت اسماعیلی مذهب مولتان در قرون چهارم و پنجم هجری، با موقعیت جغرافیایی راهبردی و ارتباط نزدیک با شبکه دعوت اسماعیلی، به مرکز محوری نفوذ مذهبی و فرهنگی تبدیل شد. اسماعیلیان در این منطقه دولتی پایدار تأسیس کردند که چندین دهه دوام یافت و با وجود گستره محدود، تأثیر سیاسی و مذهبی گسترده ای بر مناطق اطراف داشت. از طریق داعیان سازمان یافته، آموزه های شیعی در سراسر شبه قاره هند ترویج شد و زمینه نفوذ فرهنگی اسماعیلیان فراهم گردید. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه منابع تاریخی و تحقیقات معاصر انجام شده است. پرسش اصلی آن است که اسماعیلیان از چه راهبردها و سازوکارهایی برای ترویج اندیشه های شیعی در هند بهره بردند و نقش حکومت مولتان در این فرایند چه بود؟ یافته ها نشان می دهد که سازمان منسجم دعوت اسماعیلی، تعامل با بافت اجتماعی هند و تسامح مذهبی حاکمان مولتان، زمینه نفوذ گسترده آموزه های شیعی را فراهم کرد. هرچند این دولت در نهایت به دست غزنویان سرکوب شد، اما میراث فکری و فرهنگی آن در تداوم تشیع و گسترش تمدن اسلامی در شبه قاره هند تأثیری پایدار بر جای نهاد.
ترجمه «اعراب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
153 - 162
حوزههای تخصصی:
این نوشته ترجمه ای است از فصلی با نام «اعراب»، به قلم آقای مایکل ک. ا. مکدانلد، پژوهشگر وابسته در دانشگاه آکسفورد و عضو فرهنگستان بریتانیا. وی متخصص در زبان ها، خطوط، کتبه ها و فرهنگ های باستانی شبه جزیره، به ویژه ناحیه شمالی عربستان است. این نوشتار، مقدمه ای است برای ورود پژوهشگران به شناخت پژوهش های زبانی و باستان شناختی دهه های اخیر، نوییسنده نگاهی دارد به مفهوم «اعراب». وی نشان می دهد در دوران باستان ، واژه «عرب» به مردمانی گوناگون، در مکان هایی گوناگون و با شیوه های گوناگون زندگی اشاره داشته است و در هنگام بررسی این واژه در دوره های هلنی و رومی، باید به دو نکته عنایت داشت.