مطالب مرتبط با کلیدواژه

نوسنگی گرایی


۱.

نخستین استقرارهای دوره نوسنگی بی سفال در منطقه کُهگیلویه: شواهدی از تپهل بی بی زلیخایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تپه بی بی زلیخایی نوسنگی بی سفال نوسنگی گرایی کهگیلویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
منطقه زاگرس و کوه پایه های آن، به ویژه بخش های مرکزی و در مناطقی مانند کرمانشاه، لرستان و ایلام، بیشترین شواهد مربوط به دوره نوسنگی و گذار از سیستم معیشتی مبتنی بر شکار و گردآوری خوراک به یکجانشینی و اهلی کردن گیاهان و حیوانات را به دست داده است. در مقایسه با زاگرس مرکزی، بخش های جنوبی زاگرس کمتر موردتوجه پژوهشگران بوده و دانسته های ما اندک. تپه بی بی زلیخایی نخستین محوطه کاوش شده دوره نوسنگی در منطقه کُهگیلویه در بخش های جنوبی زاگرس است که آگاهی های جدیدی را به دست می دهد. پی بردن به جوانب گوناگون زندگی دوره نوسنگی بی سفال در محوطه، به دست آوردن بقایای گیاهی و جانوری برای بازسازی معیشت اقتصادی مردمان دوره نوسنگی و از طرفی بازسازی زیست بوم باستانی منطقه در اوایل دوره هُولوسِن و به دست آوردن نمونه هایی برای تاریخ گذاری مطلق جهت تعیین قدمت محوطه از مهم ترین اهداف این پژوهش است. مهم ترین پرسش های پژوهش شامل: آیا استقرار در تپه بی بی زلیخایی فقط مربوط به نوسنگی بی سفال است؟ نوع استقرار و طول مدت آن در این محوطه چقدر است؟ و معیشت اقتصادی مردمان بی بی زلیخایی تا چه اندازه براساس گردآوری و شکار و چه اندازه براساس کِشت آگاهانه و پرورش و نگه داری حیوانات بوده است؟ مهم ترین فرضیات این پژوهش عبارتند از: براساس مجموعه دست ابزارهای سنگی گردآوری شده و یافت نشدن سفال های قدیمیِ هم زمان، فرض ما این است که این تپه متعلق به دوره نوسنگی بی سفال بوده و با توجه به ویژگی های بوم شناختی محوطه فرض دیگر ما این است که نظام معیشتی ساکنان بی بی زلیخایی ترکیبی از دامداری، گردآوری دانه های گیاهی و غلات وحشی، شکار پستانداران کوچک جثه و در مقیاس کوچک ماهیگیری بوده است. روش پژوهش در این نوشتار توصیفی- تحلیلی است؛ به این معنا بخشی هایی که مرتبط با یافته های کاوشِ محوطه است را تا حد امکان توصیف نموده و سپس آن ها را در بستر مناسب خود ارزیابی و تحلیل می کنیم. نتایج آزمایش های کربن 14 نشان می دهد که محوطه بی بی زلیخایی و منطقه کُهگیلویه دست کم از نیمه اول هزاره هشتم پیش ازمیلاد مورد سکونت قرار گرفته است.
۲.

بررسی پیکرک های T شکل دوره نوسنگی در فلات ایران و منطقه های همجوار آن در بال شرقی هلال حاصلخیز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره نوسنگی نوسنگی گرایی پیکرک سازی پیکرک های T شکل زاگرس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۴
هلال حاصلخیز منطقه ای است که برای اولین بار تغییرات اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیک به شالوده و عناصر تشکیل دهنده دوره نوسنگی در آن ظاهر شد. یکی از مؤلفه های نوسنگی گرایی آن چیزی است که باستان شناسان از آن به عنوان انقلاب نمادها یاد می کنند که به طور برجسته در هنر پیکرک سازی نوسنگی تجلی یافت. به طورکلی، پیکرک سازی یکی از ویژگی های مهم نوسنگی گرایی محسوب می شود و ساخت پیکرک ها دارای سابقه ای قدیمی تر از دوران نوسنگی است. از اواسط هزاره نهم پیش ازمیلاد در کنار پیکرک های حیوانی، تعداد محدودی پیکرک های انسانی با خطوط شماتیک نیز مستند شده است. در پایان هزاره هشتم پ م، دگرگونی اساسی، شامل ساخت پیکرک های انسانی در بیشتر محوطه های دوره نوسنگی دیده شده است. پیکرک های T شکل به عنوان یکی از فرم های انتزاعی انسان در عصر نوسنگی است و رواج آنها به عنوان یکی از مهم ترین مشخصه های دوره نوسنگی باسفال در برخی محوطه های نوسنگی شمال میان رودان، غرب و جنوب غربی ایران بوده است. پیکرک های Tشکل به عنوان یکی از شکل های اصلی پیکرک های نوسنگی است که در محوطه های تپه شیخی آباد، تپه سراب، تپه علی کش، تپه سبز، تپه چغاسفید، تپه تولایی، چغابنوت، چغاسفید، تپه سنگ چخماق، جارمو و چای اونو به دست آمده است. در این مقاله با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تلاش دارد که پرسش هایی را ارزیابی کند که پیکرک های T شکل در چه بازه زمانی از دوره نوسنگی بیشترین رواج را داشته است و شواهد آنها در چه محوطه هایی قابل ردیابی است؟ خاستگاه پیکرک های T شکل در چه منطقه یا مناطقی از هلال حاصلخیزی دیده می شود؟ پیکرک های T شکل، همسو با گسترش روابط فرامنطقه ای در عصر نوسنگی باسفال از اوایل هزاره هفتم تا هزاره ششم پ م در کنار مواردی چون سفال منقوش و ابسیدین در زاگرس گسترش داشته است که احتمال ارتباط آنها با جوامع دام دار و کوچ رو وجود دارد.