مقالات
حوزههای تخصصی:
در سوم شهریور 1320، پس از اشغال شمال و جنوب ایران توسط قدرت های متفقین، شمال غربی ایران (منطقه آذربایجان) به دست روس ها افتاد و تحت اشغال قرار گرفت. در تاریخ 24/9/1942، دولت ترکیه، علیرغم مشکلات اقتصادی، تصمیمی مبنی بر اعطای بورس تحصیلی به 114 دانشجوی ایرانی گرفت. وزارت امور خارجه در نامه ای به نخست وزیر اشاره کرده بود که این دانشجویان در مدارس شبانه روزی تحت نظر «حزب خلق» تحصیل خواهند کرد. دکتر جواد هیئت جوان نیز جزو این 114 دانشجو بود. در این مقاله، همراه با فهرست دانشجویان بورسیه ترکیه، اسناد مربوط به این دانشجویان که در آرشیو ترکیه یافت شده، ارائه گردیده است.
“QORQUD”, “QORQUT”, or …?
حوزههای تخصصی:
At the moment, there are two known manuscripts of the Book of Dede Korkut in the world. The book’s title on the first page of the Dresden manuscript and the name of Dede Korkut are the controversial topic of this essay. Since the title on the first page is written in Arabic, the scholars around the world who have worked on this monument have translated it differently. Even the calligraphers of the title and the text are not the same. The scholars around the world have translated the Arabic text of the title into their own language and therefore, they are correct. While the native scholars in Azerbaijan have considered the first three words of the title in Farsi and the rest of it in Arabic. So their translation of the title into Türki has become somehow incorrect. On the other side, the name of Korkut is also a matter of controversy. Some native scholars have tried to analyze it by separating the two syllables of it and interpret it through their own deductions. However, the author of this paper thinks that the words in any language are the black boxes of each language. Then they stand so strongly for themselves that you do not need to break them down to analyze the broken parts. The word “Korkut” is not an exception then. You do not need to separate it into two parts and then interpret each part separately to achieve its meaning. The meaning of the word is easily achievable by itself and, especially through the contexts of the book’s both manuscripts. The aim of this essay is to illustrate the two misunderstandings about both the title and the precise meaning of “Korkut”. ****
Halhazırda dünya kitabxanalarında “Dədə Qorqut” kitabının iki tanınmış əlyazma nüsxəsi var. Drezden nüsxəsinin ilk səhifəsində yazılmış kitabın ünvanı və “Qorqut” sözü bu məqalənin mübahisəli mövzusudur. Kitabın ünvanı ərəbcə yazıldığına görə bu abidəni araşdıran dünya bilginləri buna fərqli yanaşıblar. Kitabın ünvanını yazan xəttat ilə əlyazmanın mətnini yazan katibin xətləri açıqca bir-birindən ayrı görünür. Buna baxmayaraq, kitabın başqa dillərə çevrildiyi ünvan ərəbcədən çevrildiyinə görə düz olduğu halda, Azərbaycan Türkcəsinə çevrilmiş ünvan fərqli alınıb. Bu abidənin öz vətənindəki alimlər kitabın ünvanının üç başdakı sözünü farsca, qalanını isə ərəbcə hesab edib çevirdikləri üçün kitabın ünvanı bu dildə düz alınmayıb. Bundan başqa, “Qorqut” sözünün öz anlamı da yerli elm adamlarının araşdırmalarında mübahisəli bir durum yaradıb. Bəzi yerli bilginlər “Qorqut” sözünün iki hecasını bir-birindən ayırıb bu sözü mürəkkəb bir ad hesab edərək araşdırıblar. Amma bu məqalənin yazarı dünya dillərindəki sözləri hər dilin öz qara qutusu hesab edir. Ona görə zamanın sərt durumlarından üzü ağ çıxıb dilimizi qoruyan bu qara qutuları sındırıb tikələrini ayrı-ayrı araşdırmağı düzgün bir yanaşma olaraq görmür. “Qorqut” sözü də bu prinsipdən müstəsna deyil. Onun anlamını açıqlamaq üçün onu ikiyə bölmək lazım deyil. Bu sözün anlamını birincisi, özündən, ikincisi də əlyazmaların mətnindən aydın şəkildə izah etmək olar. Bu məqalənin məqsədi həm kitabın ünvanını, həm də “Qorqut” sözünün dəqiq anlamını aydınlaşdırmaqdır. ****
Günümüzde dünya kütüphanelerinde Dede Korkut kitabının iki meşhur elyazma nushası vardır. Dresden nushasının ilk sayfasında yazılmış kitabın unvanı ve “Qorqut” sözcüğü bu makalenin tartışmalı konusudur. Kitabın unvanı Arapça yazıldığına göre bu yapıtı araştıran dünya bilginleri kitabın unvanına farklı bakmışlar. Kitabın unvanını yazan hattat ile elyazmanın metnini yazan katibin el yazıları açıkca bir birinden farklı görünür. Buna rağmen, kitabın başka dillere çevrildiği unvan Arapçadan çevrildiğine göre doğru olduğu halde, Azerbaycan Türkçesine çevrilmiş unvan değişik gösterilmiştir. Bu yapıtın kendi vatanındaki bilim insanları kitabın unvanının başdaki üç sözcüğünü Farsca, geri kalanını ise Arapça olarak düşünüp çevirdikleri için kitabın unvanı bu dilde doğru alınmamıştır. Bundan başka, “Qorqut” sözcüğünün kendi anlamı da yerli bilim adamlarının araştırmalarında tartışılmalı bir durum yaratmıştır. Bazı yerli bilginler “Qorqut” sözcüğünün iki hecesini birbirinden ayırıp bu sözcüğü bileşik bir ad olarak görerek araştırmışlar. Ama bu makalenin yazarı dünya dillerindeki sözcükleri her dilin kendi kara kutusu gibi görmektedir. O yüzden de zamanın sert durumlarından yüzü ak çıkıp dilimizi koruyan bu kara kutuları kırarak parçalarını ayrı ayrı araştırmayı doğru bir yaklaşım olarak görmez. “Qorqut” sözcüğü de bu prensipten müstesna değil. Onun anlamını açıklamak için onu ikiye bölmek gerek değil. Bu sözcüğün anlamını birincisi, kendisnden, ikincisi de elyazmaların metninden açıklamak mümkündür. Bu makalenin amacı hem kitabın unvanı hem de “Qorqut” sözcüğünün kesin anlamını açıklamaktır.
اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون حسن و سلطان یعقوب
حوزههای تخصصی:
دوره حکمرانی ترکمانان آق قویونلو در ایران و دوران بسط قدرت این اتحادیه و خاندان حاکم بر آن از دیاربکر و سپس آذربایجان تا منتهی الیه کویر کرمان و سایر مناطق، یکی از مقاطع برجسته تاریخی از نظر تلاقی سیاست و دیانت در ساختار حکومتی و اجتماعی به شمار می رود. این پژوهش با اتکا به منابع اصلی و دست اولی چون آثار خواندمیر، طهرانی، خنجی، سفرنامه های ونیزی و دیگر مورخان آن عصر و یا نزدیک بدان، به بررسی جایگاه مذهب در ساختار قدرت آق قویونلوها می پردازد. تحلیل روایات تاریخی موجود نشان می دهد که سلاطین آق قویونلو، به ویژه اوزون حسن و یعقوب بیگ که به نسبت سایر سلاطین این دودمان با اقتدار و ثبات زمانی بیشتری به کار حکومت پرداخته اند، نه تنها در تقویت شریعت و حمایت از علمای اهل سنت کوشا بوده اند، بلکه دیانت را ابزار مشروعیت بخشی به حکومت خود قلمداد کرده اند. از سوی دیگر، تداخل باورهای مذهبی با ساختار اجتماعی و حقوقی جامعه، بروز جلوه هایی از خرافه گرایی، تصوف، و تعصبات مذهبی را نیز به همراه داشته است، که این مسئله نیز به نوبه خود نه تنها در این دوره، بلکه در سایر دوره های این چنینی امری مشهود بوده است و حتی در بخش تصوف و روی آوردن به صوفی گری، این دوره بعدها پایه گذار روی کار آمدن جریان قدرتمند تر نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی در ایران و آذربایجان شد. هدف این مقاله، ارائه تحلیلی جامع از بستر دینی آن عصر و تبیین نسبت میان دین، قدرت، و جامعه در قلمرو آق قویونلو و در طول حکمرانی سلاطین مقتدر آق قویونلو، یعنی اوزون حسن(حسن پادشاه) و فرزند وی سلطان یعقوب می باشد.
دورهای ایقاعی در رسالات موسیقی صفی الدین اورموی
حوزههای تخصصی:
صفی الدین اورموی که با تالیف آثار ارزشمند، ارایه ی نظریات جدید و نوآوری ها در نظریه ی موسیقی شرق ، به عنوان بنیانگذار دوره جدیدی در تاریخ نظریه موسیقی شرق شناخته می شود، در مدرسه مستنصریه بغداد به فراگیری علوم ریاضیات و موسیقی و همچنین در علوم عقلی، ادبیات، تاریخ، نجوم، خوشنویسی و فقه پرداخت. او در دوره ای که زندگی می کرد با جلب توجه مقامات دولتی، در دوران مستعصم بالله به عنوان مستنسخ کتابخانه ی دربار عباسی و در دوران ایلخانان به عنوان رئیس دیوان انشا برگزیده شد. او که با لقب "صاحب الادوار" شناخته می شود، به واسطه ی ارایه ی نظریات جدید و نوآوری در دو اثر ارزشمندش با عنوان های الأدوار فی الموسیقی ( کتاب الادوار ) و الرساله الشرفیه فی النسب التألیفیه ( الرساله الشرفیه ) به عنوان منبعی معتبر در بسیاری از آثار تاریخ موسیقی و نظریه ی موسیقی که به زبان هایی نظیر عربی، ترکی و فارسی نوشته شده اند مورد استناد قرار گرفته است. بررسی محتوای آثار اورموی نشان می دهد که او اطلاعات دقیقی در مورد موضوعاتی مانند تعریف نغمه و خصوصیات آن، دساتین (پرده ها)، ابعاد و نسبت های آنها، اجناس و نسبت های آنها، ادواره مشهوره، کوک های عود و دورهای ایقاعی ارائه داده است. هدف این مقاله، که ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد و داده های آن از طریق روش های کتابخانه ای و تحلیل موسیقایی گردآوری شده، بررسی دورهای ایقاعی و روش های توصیف این دورها در دو اثر اورموی، یعنی کتاب الادوار و الرساله الشرفیه و تبیین آن ها با سیستم نت نویسی امروزی است. در نتیجه این تحقیق، مشخص شده است که اورموی، دورهای ایقاعی ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، ثقیل رمل، رمل، خفیف رمل، مضاعف رمل، هزج، فاختی و فاختی زاید که در کتاب الادوار و الرساله الشرفیه مورد بحث قرار گرفته اند را به دو روش مختلف، با استفاده از روش اتانین و افعال عروضی توضیح داده است. نکته مهم دیگر این است که بین برخی ازدورهای ایقاعی که در دو اثر اورموی شرح داده شده اند، تفاوت هایی از حیث ارزش واحد زمانی در هر میزانِ یک دور و تفاوت هایی در چینش و یا الگوی دورهای ایقاعی با ارزش واحد زمانی مشترک وجود دارد. دورهای ایقاعی حفیف ثقیل، خفیف رمل وهزج در دو اثر فوق با ارزش های زمانی متفاوتی توضیح داده شده اند، در حالی که دورهای ایقاعی رمل، هزج (شکل دوم) و فاختی، با وجود داشتن ارزش های زمانی یکسان، با الگوهای متفاوتی توصیف شده اند. علاوه بر این تفاوت ها، مشخص شده است که دور ایقاعی ثقیل اول در هر دو اثر دارای ارزش زمانی و الگوی یکسانی می باشد. همچنین، دور ایقاعی ثقیل که در الرساله الشرفیه برابر با ارزش 8 واحد زمانی توضیح داده شده است، در کتاب الادوار نیز با همان الگو اما مساوی با دو دور از آن برابر با ارزش 16 واحد زمانی شرح داده شده است.
«من بیر اسیر ایدیم، آزاد اولماق ایسته دیم!» احمد آغااوغلونون مدینه فاضله سی و یا آزادلیق اتوپیاسیندا کؤله لیکدن قورتولوش پروسئسی نین تحلیلی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل اثر احمد آقااوغلو با عنوان «در سرزمین انسان های آزاد» می پردازد که در آن مفاهیمی چون آزادی و رهایی از بردگی ذهنی بررسی شده اند. آقااوغلو اتوپیای خود را بر پایه ی دیالکتیک آزادی و بردگی بنا نهاده و فلسفه ی آزادی خود را بر این مبنا تبیین و ترویج نموده است. در این اثر، مفاهیمی چون هویت، آزادی، عدالت، اخلاق و حقوق بشر در مقایسه با تجربیات تاریخی ترک ها به شکلی تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. آقااوغلو در این اثر اتوپیایی، جامعه ای آرمانی را ترسیم می کند که در آن ارزش های شرقی و غربی با هم ترکیب شده اند. او بر نقش اخلاقیات فردی (همچون صداقت، شجاعت، و فداکاری) در ایجاد یک نظم اجتماعی عادلانه تاکید دارد. این اثر نه تنها بازتاب دهنده ی آرمان های روشنفکری دوره ی گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه است، بلکه امروزه نیز به عنوان متنی انتقادی علیه استبداد و بیانیه ای در دفاع از آزادی و دموکراسی مورد توجه است. در تحلیل این اثر، به منظور تقویت چارچوب نظری و درک بهتر دیدگاه های آقااوغلو، در مواقع لزوم به نقدهای پژوهشگران مختلف درباره ی این اثر و همچنین به دیگر آثار نویسنده، از جمله «سه تمدن»، استناد شده است.***** بو مقاله احمد آغااوغلونون «آزاد اینسانلارین اؤلکه سینده» اثرینین تحلیلینه اختصاص وئریلمیشدیر کی، بو اثرده آزادلیق و ذهنی کؤله لیکدن قورتولوش کیمی مفاهیم بحث اولونموشدور. آغااوغلو اؤز اتوپیاسینی آزادلیق و کؤله لیک دیالکتیکی اساسیندا قورموش و فلسفه ی آزادلیغینی بونا گؤره تشریح و تبلیغ ائتمیشدیر. بو اثرده، هویت، آزادلیق، عدالت، اخلاق و اینسان حاقلاری کیمی مفاهیم تاریخی تورک تجربه لری ایله موقایسه لی شکیلده تحلیل اولونموشدور. آغااوغلو بو اتوپیک اثریده شرق و غرب دئیَرلرینی بیرلشدیرن آرمان بیر جامعه تصویر ائدیر. او، عدالتلی بیر اجتماعی نظارین یارانماسیندا فردی اخلاقیاتین (دوروستلوک، جسارت و فداکارلیق کیمی) رولونون اوزرینه دَییر چکیر. بو اثر نه جه عثمانلی ایمپیراتورلوغوندان تورکیه جومهوریتینه کئچید دؤورونون اینتیلجوئل آرمانلارینی اکس ائتدیریر، بلکه بوگون ده استبدادا قارشی تنقیدی بیر متن و آزادلیق و دموکراسی دفعه سینده بیر بیاننامه کیمی اهمیتینی قورویور. بو اثرین تحلیلنده، نظری چرچیوه نی گوجلندیرمک و آغااوغلونون گؤروشلرینی دها یاخشی آنلاماق مقصدیله، لازیم اولدوغو حاللاردا موختلیف آراشدیرماچیلارین بو اثرله باغلی تنقیدلرینه و همینده مؤلیفین «اوچ مدنیت» کیمی دیگر اثرلرینه ایستیناد ائدیلمیشدیر.
سلجوقیان پاسخ به تحریفات در باره ی آنان
حوزههای تخصصی:
دوره ی سلجوقیان دوران طلایی تمدن تورکی(ایران) – اسلامی است زیرا سلجوقیان توانستند در کشوری وسیع و قدرتمند، نظم و امنیت برقرار کرده و تغییر و تحولی پدید آورند و خشونت و کشتارهای جمعی را به حداقل خود برسانند؛ هرچند که رقابت های درون دربار همچنان وجود داشته است. تأمین رفاه مردم، تشویق عالمان، صنعتگران، هنرمندان و شاعران نشانگر قدرت و توانمندی این سلسله در اداره ی کشور شمرده می شود. آثاری که از سلجوقیان تا زمان ما باقی مانده است بیش از صدهاست در حالی که در صد سال گذشته شاید تعداد انگشت شماری عمارت و بنایی ساخته شده است که بتواند هزار سال بعد اثری از آنها باقی بماند. امروز مساجد، مدارس، پلها و کاروانسراها و... از آثار سلجوقیان همچنان مورد استفاده قرار می گیرند. دربار آنان مرکز تجمع عالمان، اندیشمندان و هنرمندان بود و صدها تن به فعالیتهای علمی – ادبی و هنری می پرداختند. علوم مختلف زمان: طب، نجوم، فلسفه و حکمت، ریاضیات، طبیعیات، شرعیات رونق گرفته و صدها کتاب نوشته شد. شهرها آباد می شد و پیشه وری و کشاورزی رونق می یافت. صنعتگران به تولید و صنعت پرداخته و مایحتاج مردم را تامین می کردند. دوران طلائی ایران و اسلام با نام سلجوقیان پیوند خورده است. اصول اصلی هنر معماری، خطاطی، نقاشی، موسیقی، هنر و ادبیات تدوین و تثبیت گردید و هنر سلجوقی امروز همچون مانیفستی در انواع گوناگون هنر بعنوان اصول هنر اسلامی در تمام جهان ساری و جاری است. با آغاز سلسله ی پهلوی تاریخ ایران با روندی متفاوت روبرو شد؛ جعل و تحریف تاریخ به نفع یک سلسله ی برآمده توسط انگلیس آغاز شد. تمام دستاوردهای انقلاب مشروطه زیر پا نهاده شد و بدستور انگلیس و بوسیله ی ۷ ماسون و دست نشاندگان آنان، تاریخ ما ایرانیان مورد تحریف قرار گرفت و جعل تاریخ ایران به نفع یک قوم و علیه دیگران (غیرفارس ها) در برنامه نهاده شد. عرب ستیزی و ترک ستیزی باب شد. این دست نشاندگان غرب، ترکان را مهاجم، مهاجر و وحشی معرفی کردند. آنان حتی با ۵ دقیقه آموزش زبان ترکی مخالفت کردند. تمام مطالب کتابهای درسی با این سیاستها نوشته شد. امروز برای حل مسأله راهی جز این نیست که این کتابها از مدارس جمع گردد و تاریخ واقعی مردم ایران به دانش آموزان آموخته شود. این مقاله نشان دادن برخی از دروغهای این مورخان تحریفگر و جعّال را برملا خواهد کرد. همچنین اشاره ای به ادبیات ترکی در این بازه ی زمانی خواهد داشت.
از اوروک تا دشت های قفقاز سفر به دنیای حماسه های فراموش نشدنی مقایسه سفر" قیلقمش" و "بامسی بیرک" در پرتو نظریات یونگ؛ الیاده و کمبل نگاهی اساطیری به دو شاهکار ادبی جهان
حوزههای تخصصی:
حماسه های کهن، آیینه ای از ترس ها، آرزوها و جهان بینی تمدن های باستانی هستند. در این میان، دو اثر حماسی قیلقمش و دده قورقود، هر کدام به ترتیب متعلق به تمدن بین النهرین و فرهنگ ترکی اوغوز، از جایگاهی ویژه برخوردارند. قیلقمش، کهن ترین حماسه مکتوب بشری، روایتی از جستجوی انسان برای غلبه بر مرگ است، در حالی که دده قورقود مجموعه ای از داستان های شفاهی است که روح جمعی و ارزش های قبیله ای ترک های اوغوز را بازتاب می دهد. این مقاله با بررسی جنبه های اساطیری این دو اثر، تلاش می کند تا هم نقاط مشترک و هم تفاوت های فرهنگی آن ها را تحلیل کند.
ادبیات حماسی هر تمدن، آیینه ای است که روح جمعی، آرمان ها و ترس های یک ملت را در خود منعکس می سازد. در این میان، دو اثر سترگ «حماسه قیلقمش» و «کتاب دده قورقود» به عنوان دو ستون استوار ادبیات حماسی جهان، حامل پیام های عمیق انسانی و اساطیری هستند که گذر سده ها نتوانسته از شکوه و اهمیت آنها بکاهد.
Muhammed Iqbal and Ahmed Midhat Efendi: Intellectual and Philosophical Transformations Following the European Travels **** Məhəmməd İqbal və Əhməd Mithat Əfəndi: Avropa səyahətlərindən sonra fikir və fəlsəfi dəyişikliklər **** Muhammed Ikbal ve Ahmet Midhat Efendi: Avrupa Seyahatleri Sonrası Düşünce Ve Felsefi Değişimler
حوزههای تخصصی:
This study focuses on the intellectual journeys of Allama Iqbal and Ahmet Mithat by concentrating on the significant changes in their thought and philosophy following their travels to Europe. Allama Iqbal (1877-1938), a prominent philosopher-poet from undivided India, and the famous Ottoman writer Ahmet Mithat Efendi (1844-1912), represent important figures in Turkey's intellectual world. Their journeys to Europe, a prime example of encounter with modern ideas and political currents, marked a transformative period in their lives and profoundly influenced their subsequent literary and philosophical works. The aim of this study is to conduct an in-depth comparative analysis of their writings before and after their residence in Europe. It seeks to uncover how exposure to Europe's socio-political and intellectual climate triggered a shift in their perspectives on culture, religion, and politics. This research will utilize primary sources such as personal diaries, letters, and literary works, alongside secondary analyses, to construct a comprehensive picture of their evolving ideologies. This research is not only about tracing the intellectual metamorphosis of these two figures but also about understanding the broader implications of such transformations within the context of Islamic renaissance and modern thought. By analyzing the intercultural exchange and the resulting intellectual fermentation, it aims to make a significant contribution to the discourse on how cross-cultural experiences shape philosophical and ideological narratives. This study, by offering a nuanced understanding of the legacy and lasting impact of Iqbal and Mithat Efendi's European experience, seeks to build a bridge between historical understandings and contemporary interest. ****
Bu araşdırma Məhəmməd İqbal və Əhməd Mithatın Avropa səyahətlərindən sonra fikir və fəlsəfələrində baş verən mühüm dəyişikliklərə diqqət yetirərək onların intellektual səyahətlərini təhlil edir. Bölünməmiş Hindistanın görkəmli filosof-şairlərindən olan Məhəmməd İqbal (1877 1938) və məşhur Osmanlı yazıçısı Əhməd Mithat Əfəndi (1844-1912) Türkiyənin intellektual dünyasının mühüm simvolarındandırlar. Müasir fikirlər və siyasi axınlarla qarşılaşmanın əlamətdar bir nümunəsi olan Avropa səfərləri onların həyatında transformativ bir dövr açmış və sonrakı ədəbi və fəlsəfi əsərlərini dərin şəkildə təsirləndirmişdir. Bu tədqiqatın məqsədi onların Avropada qalmalarından əvvəl və sonra yazdıqlarının dərindən müqayisəli təhlilini aparmaqdır. Avropanın sosio-politik və intellektual mühitinə məruz qalmağın onların mədəniyyət, din və siyasətə baxışlarında necə dəyişikliklərə səbəb olduğunu ortaya çıxarmağı hədəfləyir. Bu araşdırma şəxsi gündəliklər, məktublar və ədəbi əsərlər kimi birinci dərəcəli mənbələrin yanında ikinci dərəcəli təhlillərdən də istifadə edərək, onların inkişaf edən ideologiyalarının hərtərəfli bir şəklini quracaqdır. Bu tədqiqat təkcə bu iki şəxsin intellektual çevrilişinin izini verməklə kifayətlənmir, həm də belə dəyişikliklərin İslam intibahı və müasir düşüncə kontekstindəki daha geniş nəticələrini başa düşməklə məşğul olur. Mədəniyyətlərarası mübadiləni və nəticədə ortaya çıxan intellektual mayalanmanı təhlil edərək, təcrübələrin fəlsəfi və ideoloji hekayələri necə formalaşdırdığı mövzusundakı diskurslara mühüm bir töhfə verməyi məqsəd qoyur. İqbal və Mithat Əfəndinin Avropa təcrübəsinin irsini və davamlı təsirini incə bir şəkildə anlayaraq, tarixi anlayışlarla müasir maraq arasında körpü qurmağa çalışır. ****
Bu araştırma, Muhammed İkbal ve Ahmet Mithat’ın Avrupa seyahatlerinin ardından düşünce ve felsefelerinde yaşanan önemli değişimlere odaklanarak entelektüel yolculuklarını ele alıyor. Bölünmemiş Hindistan’ın önde gelen filozof-şairlerinden Muhammed İkbal (1877-1938) ve ünlü Osmanlı yazarı Ahmet Mithat Efendi (1844-1912), Türkiye’nin entelektüel dünyasının önemli isimlerini temsil ediyor. Modern fikirlerin ve siyasi akımların önemli bir örneği olan Avrupa’ya yolculukları, hayatlarında dönüştürücü bir döneme işaret etmiş ve daha sonraki edebi ve felsefi çalışmalarını derinden etkilemiştir. Bu çalışmanın amacı onların Avrupa’daki ikametlerinden önce ve sonra yazdıklarının derinlemesine karşılaştırmalı bir analizini yapmaktır. Avrupa’nın sosyo-politik ve entelektüel iklimine maruz kalmanın kültür, din ve siyasete bakış açılarında nasıl bir değişimi tetiklediğini ortaya çıkarmayı amaçlıyor. Bu araştırma, gelişen ideolojilerinin kapsamlı bir resmini oluşturmak için ikincil analizlerin yanı sıra kişisel günlükler, mektuplar ve edebi eserler gibi birincil kaynaklardan yararlanacaktır. Bu araştırma, yalnızca bu iki figürün entelektüel başkalaşımının izini sürmekle ilgili değil, aynı zamanda bu tür değişimlerin İslami rönesans ve modern düşünce bağlamındaki daha geniş sonuçlarını anlamakla da ilgilidir. Kültürlerarası alışverişi ve bunun sonucunda ortaya çıkan entelektüel mayalanmayı analiz ederek, deneyimlerin felsefi ve ideolojik anlatıları nasıl şekillendirdiği konusundaki söylemlere önemli katkı sağlamayı amaçlamaktadır. Bu araştırma, İkbal ve Mithat Efendi'nin Avrupa deneyimlerinin mirasına ve kalıcı etkisine ilişkin incelikli bir anlayış sunarak, tarihsel anlayışlarla çağdaş ilgi arasında köprü kurmaya çalışmaktadır.
شاعران قشقایی که به زبان مادری نوشته اند
حوزههای تخصصی:
دریایی که در منابع مختلف تاریخی با نام های خلیج ایران، خلیج فارس، خلیج عرب، خلیج کنگر و خلیج بصره آمده است، میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد.مردم ایل قشقایی نیز در زمستان به پیرامون این دریا می آیند و در تابستان به ییلاق های زاگرس کوچ می کنند. درباره تاریخ ترکان ساکن این ناحیه دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. پیش تر نوشته می شد که آمدن آنان به این سرزمین ها به دوران حکومت قزلباشان مربوط است؛ اما در سال های اخیر، مطالعه تامغاها (علائم فرهنگی ترکان) بر سنگ ها و تخته سنگ های اطراف سکونتگاه ها و نیز بازخوانی دیگر منابع مکتوب، پژوهشگران را به این باور رسانده است که ترکان پیش از میلاد در اینجا می زیسته اند.
با آن که درباره ترکان اطلاعات کافی وجود دارد، پژوهشگران ادبیات قشقایی به هر دلیل بیشتر توجه خود را به شاعرانی چون میرزا ماذون، خسرو بیگ، یوسفعلی بیگ، محمدابراهیم، غول اوروج و حسینعلی بیگ از قرن نوزدهم معطوف کرده اند. در حالی که نویسندگان ترکی نویس سده های میانه، چون حاجی بن محمد اردستانی، محمد بن الحاج دولتشاه شیرازی، محمد بن حسین کاتب نیشاطی، شیخ الوان شیرازی، ولی شیرازی، یوسف قره باغی و دیگران کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
میان طایفه ها و تیره هایی که در سده های هجده و نوزده مجموعه ایل قشقایی را شکل داده اند، نام هایی چون بَیات، دوگَر، چوبانکارا، اویغور (اوغور)، چگینی، قره چورلو، قره کچیلی، قرخلو، گویجالی (گویجه لی)، لک، موصولو، آق قویونلو، آغاجرلی، گنجه ای، آرخلو، ترکمان (ترا کمه)، شاملو، قاجار، تووا، دوغانلی، شیبانی، یاغمورلو و دیگران دیده می شود. در میان این تیره ها، نام خانواده هایی چون خلج، افشار، اویغور، قره قویونلو، بیگدلی، قره گُوزلو، قره چایلی، صفی خانی و رحیمی (رحیملی) نیز وجود دارد. ادامه حیات بازمانده های طایفه هایی که زمانی دولت های نیرومند بنا کرده اند، امروز در شکل طایفه و اویماق[مترجم : در ایران بنکو واوبا استفاده می شود] میان قشقایی ها، نشان دهنده فراز و نشیب های تاریخ است.
گرچه در گفتار طایفه ها و تیره های قشقایی لهجه اوغوز غالب است، عناصر قبچاقی و قارلوقی نیز دیده می شود؛ امری که در متن های فولکلور نمود آشکارتری دارد. زبان و ادبیات قشقایی، ادامه ای از ادبیات ترکی، بیش از یک قرن است که در محیط ادبی فارسی رو به تحلیل دارد؛ با این همه، چون ریشه ای استوار داشته، به طور کامل از میان نرفته است. با وجود ممنوعیت ها و محدودیت ها، روشنفکران ملی گرا از شرایط زمان بهره برده و از راه شبکه های اجتماعی در پی اعتلای ادبیات قشقایی برآمده اند.
نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی
حوزههای تخصصی:
میرزا محمود غنی زاده دیلمقانی/ سلماسی یکی از بزرگان تاریخ ادبیات معاصر و در عین حال یکی از گمنامان تاریخ معاصر است. وی در دو عرصه مطبوعات و ادبیات فعالیت داشت. در کارنامه مطبوعاتی وی همکاری با نشریه های بسیار عصر مشروطیت دیده می شود. وی آثاری نیز از زبانهای خارجی به فارسی ترجمه کرده است. این مقاله به بررسی آثار میرزا محمود غنی زاده سلماسی می پردازد.