تبیین نظری دشواره مشروطه سازی قدرت سیاسی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
95 - 131
حوزههای تخصصی:
ایرانیان، در شکل دهی به نظام حقوقی سیاسی مدرن، تلاش های زیادی انجام دادند تا قدرت را محدود و قانونی سازند؛ اما در مشروطه سازی با شکست مواجه بوده اند. با وقوع انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی و تحدید قدرت پادشاه، چنین انتظار می رفت که دولت و حکومت در ایران «کنستیتوسیونل» گردد؛ ولی آشوب ناشی از انقلاب باعث تعلیق مشروطیت شد. با روی کار آمدن رضاخان و فرونشستن هرج ومرج در ولایات و ایجاد نظم مبتنی بر مطلقه گرایی نیز، دشواره بنیادین مشروطه سازی قدرت همچنان لاینحل ماند. سؤال تحقیق بدین ترتیب صورت بندی می شود که چرا فرآیند مشروطه سازی قدرت سیاسی (محدود و مشروط ساختن آن) در ایران معاصر، علی رغم تلاش های اولیه مانند انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی، با شکست مواجه شد و به تعلیق انجامید؟ هدف این پژوهش واکاوی علل تعلیق مشروطیت و تداوم استثنا در تاریخ سیاسی ایران معاصر، از پایان دوره قاجار تا عصر پهلوی اول، با استفاده از دستگاه مفهومی «استثنا و تعلیق» است. فرضیه پژوهش بدین ترتیب صورت بندی می شود که سازه های درونی مفهوم «تعلیق» و دستگاه مفهومی «وضعیت استثنا» می تواند پاسخ گوی تئوریک مناسبی برای مسئله امتناع مشروطه سازی قدرت سیاسی در ایران باشد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تعارض ذاتی بین دو وضعیت «آشوب» (هرج ومرج پساانقلابی) و «مطلقه گرایی» (نظم استبدادی) در ایران معاصر، منجر به تعلیق مداوم مشروطیت و چیرگی وضعیت استثنا (حکومت فراقانونی/مطلقه) گردید. تحلیل علّی وقایع دوره پایانی قاجار و پهلوی اول، با به کارگیری چارچوب نظری وضعیت استثنا، تبیین کننده ناتوانی پایدار در نهادینه سازی حکومت قانون و محدودیت دائم قدرت سیاسی است.