پژوهش های تاریخی ایران و اسلام
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان 1404 شماره 36 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
تجربه تحرک اجتماعی جامعه شیعه در بغداد سده های چهارم و پنجم هجری نشانگر جابه جایی هایی در پایگاه اجتماعی است که علاوه بر دلایل جامعه شناختی می تواند ناشی از موقعیت های دیگر آنان نیز باشد. ترسیم چگونگی تحرک اجتماعی در جامعه شیعه بغداد این دو سده و نیز تغییرات ناشی از آن از مأموریت های مقاله حاضر است. این پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیل کیفی با فرض اینکه جامعه شیعه بغداد با حضور دانشمندان در مراکز فرهنگی و حضور وزرا و نقبا در دستگاه خلافت تحرک اجتماعی نسبتاً خوبی داشتند، باتوجه به گزارش های تاریخی مواردی مانند تغییرات شغلی، ارتباطات اجتماعی، منزلت و احترام اجتماعی، ارزش و اهمیت پایگاه اجتماعی محول و... را به عنوان عوامل تحرک اجتماعی و دستیابی به مناصب دولتی و حکومتی جهت ارتقای شغلی، پیوستن به جامعه علما و افزایش درآمد و ثروت و... را به عنوان روش های تحرک اجتماعی مورد بررسی قرار داد. مجاری تحرک اجتماعی ضمن آن مورد بررسی قرار گرفت. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که در این دوره تحرک اجتماعی به دو دلیل در میان علما بیشترین بسامد را داشت، 1:جامعه آماری بیشتر علما، 2:به سبب کسب علم و دانش از اعتبار و منزلت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند و تحرک صعودی داشتند. وزرا و نقبا در جایگاه بعدی قرار می گیرند که همه به واسطه کسب مقام دولتی و افزایش درآمد تحرک صعودی داشتند. تحرک نزولی نیز در میان طبقه پایین جامعه و چند تن از وزرا به واسطه بحران های اقتصادی و شغلی و همچنین درگیری های مذهبی و خصومت و دشمنی مشاهده شد. تحرک افقی نیز در میان علما بیشترین بسامد را داشت.
ازخوانی زمینه های برقراری رابطه اوزون حسن آق قویونلو با ونیز و فراز و فرود آن بر اساس منابع ترجمه نشده ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه اوزون حسن با ونیز و اتحاد دوجانبه علیه توسعه طلبی گسترده عثمانی از عوامل جهت دهنده سیاست خارجی ایران به شمار می آید. از دست رفتن بیزانس به عنوان یکی از پایگاه های مسیحیت، اذهان عمومی را در ایتالیا علیه عثمانی برانگیخت و دست اندازی ترک ها به مستملکات ونیز در دریای سیاه و مدیترانه سبب شد ونیزیان دست یاری به سوی اوزون حسن دراز کنند که در حال مجادله باعثمانی بود. اما زمینه و فرازوفرود این ارتباط چگونه بود. چرا باوجود عزم جدی طرفین نتیجه ای عاید ونیزیان و ایرانیان نشد. تاکنون پژوهش های چندی بر اساس سفرنامه های ونیزیان و تألیفات نویسندگان ترک انجام شده است اما فقدان پژوهش بر پایه منابعی که منظرگاه ونیزیان را به تصویر بکشد محسوس است. پژوهش پیش رو قصد دارد بر پایه منابع ترجمه نشده ایتالیایی به ویژه اسناد بایگانی دولت ونیز، گزارش های کنسولی و کتب متأخر قرن نوزدهم به بازخوانی این رابطه بپردازد و دانسته های گذشته را راستی آزمایی کند. بررسی مأموریت های محوله به سفیران نشان دهنده عزم جدی دو طرف در اتحاد دوجانبه است. ونیزیان قصد داشتند با رساندن تسلیحات به اوزون حسن و گشودن جبهه ای در غرب، ترک ها را زمین گیر کنند اما عمده این مهمات به دست ایرانیان نرسید. عوامل دیگری چون بعد مسافت، اشتباهات تاکتیکی اوزون حسن درنبرد اتلق بئلی(اوتلُق بِلی) و شورش فرزندش در ناکامی اتحاد مؤثر بود. اگرچه اتحاد دوجانبه به فرجام خوش نینجامید اما به گشودن دریچه ای جدید در روابط خارجی ایران تا انتهای حکومت صفویه منجر شد.
تحلیل تقابل فرهنگی و سیاسی مخترعه با مطرفیه در زیدیان یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذهب زیدیه از زمان تاسیس تا کنون جریان های فکری سیاسی متعددی را شامل شده است. تعاملات و تقابلات این جریان ها، به ویژه میان «مخترعه» و «مطرفیه»، نقشی تعیین کننده در تحولات فکری و تاریخی زیدیه یمن ایفا نموده است. «مطرفیه» جریانی کلامی سیاسی در زیدیه یمن در قرون پنجم و ششم هجری است که به دیدگاه های عقل گرایانه افراطی و برخی آراء مخالف اصول زیدی شهرت دارد ودر برابر، «مخترعه» عنوانی بود که به علمای زیدی مدافع سنت و مخالف با انحرافات فکری اطلاق می شد. هدف این پژوهش بررسی روش ها و اقدامات رهبران زیدیه یمن در مقابله با جریان مطرفیه است و قصد دارد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که: روش ها و برخورد امامان زیدیه یمن در مقابله با جریان مطرفیه چه بود و این تقابل چه آثار و پیامدهایی بر این جریان گذاشت؟ یافت پاسخ این پرسش بر اساس روش تاریخ، متکی بر منابع کتابخانه ای و اسنادی است و با بهره گیری از منابع کهن کلامی و تاریخی زیدیه و نیز پژوهش های معاصر گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که دو قرن تلاش مطرفیه برای ترویج اندیشه های خود در یمن، با اقدامات قاطع امامان زیدیه مواجه شد و سرانجام، بزرگان مخترعه با به کارگیری روش های گوناگون فرهنگی و سیاسی، موفق به سرکوب و نابودی این جریان انحرافی شدند. این تقابل، نمایانگر پویایی و تحول فکری زیدیان یمن و تعهد آنان به اصول و آموزه های این مذهب است.
مطالعه تطبیقی فناوری های آب کشی ( انباط المیاه )در کتاب الحیل فی الحروب ابن منکلی و کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فی صناعه الحیل جزری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرچه برخی از اندیشه های موجود در آثار مکانیکی و مهندسی ریشه در شرق دور و هند و ایران باستان داشت، اما فناوری و مکانیک در جهان اسلام بیشترین جان مایه خود را از یونان باستان می گرفت. با توجه به اهمیت و کارایی دستگاه های آبکشی، ترجمه آثار یونانی مؤثرترین مسیر برای دست یابی به چنین تجهیزاتی بود. با حمایت دستگاه های حاکم در اقصا نقاط جهان اسلام، صنعتگرانی که غالباً سواد آکادمیک نداشتند به ساخت و بکار گیری دستگاه ها پرداختند. همراه با گسترش و اوج گیری علم و فناوری در دوره طلایی اسلام، دانشمندان بزرگی همچون بنوموسی و جزری و اسفزاری و راصد دمشقی و ... اقدام به ارتقاء دستگاه های یونانی-رومی و ابداع تجهیزات باقدرت و کارایی بیشتر و با عملکرد اتومات و خودکار نمودند. برای فهم میزان تأثیرپذیری این دانشمندان از دانش فنی پیشینیان بهترین مسیر مقایسه تجهیزات آن ها با تجهیزات کتاب های یونانی ترجمه شده به عربی است. کتاب الحیل فی الحروب می تواند نمونه ای از ترجمه ی کتاب های فناوری یونانی باشد که در بخش یازدهم آن به ساخت و استفاده از تعدادی دستگاه آبکشی پرداخته شده است. در این نوشتار قصد داریم با مقایسه دستگاه های آبکشی نسخه الحیل فی الحروب ترجمه ابن منکلی (778 قمری/1376 میلادی) با دستگاه های آبکشی کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فى صناعه الحیل جزری، ضمن بررسی دستگاه های کتاب الحیل فی الحروب ، تأثیر متون فناورانه ی یونانی با آثار علم الحیل تمدن اسلامی را بررسی نمائیم.
دلایل و زمینه های تأثیرگذار بر اخبار سیف بن عمر تمیمی در مطالعات شرق شناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت های تاریخی منسوب به سیف بن عمر تمیمی، به ویژه آن دسته که به صدر اسلام مربوط است، در مطالعات شرق شناسی مدرن با داوری های متنوعی مواجه شده که از طرد کامل تا استفاده مشروط و بازسازی گفتمانی نوسان دارند. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی و تطبیقی، تلاش کرده است دلایل و زمینه های اثرگذار بر روایت های سیف و ارزیابی مستشرقان را در پنج محور اصلی بررسی کند: بستر مکانی و زمانی روایت پردازی سیف، عوامل اجتماعی و فرهنگی، زمینه های دینی و فرقه ای و جریان های اثرگذار، نهاد خلافت و ساختار سیاسی و در نهایت فرآیند تاریخ نگاری اسلامی و منابع تأثیرگذار. ارزیابی های شرق شناسان با بهره گیری از ابزارهای تحلیل ساختاری، تطبیقی و زمینه محور، روایت های سیف را نه داده هایی خنثی بلکه محصول بازتولید تاریخی ایدئولوژیک تلقی کرده اند. ارزیابی نهایی مقاله با ارائه یک مدل پنج مرحله ای، روایت های سیف را در پنج سطح اسنادی، محتوایی، ایدئولوژیک، تطبیقی و سیاسی بازخوانی می کند. تحلیل تطبیقی دیدگاه پژوهشگرانی چون ولهاوزن، ناث، دونر، کرون، مادلونگ و دیگران نشان می دهد که اعتبار این منابع جز با تحلیل چندلایه در بستر تاریخی و ساختار قدرت ممکن نیست. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که ارزیابی روایت های سیف باید با نگاهی انتقادی، زمینه محور و منصفانه صورت گیرد و در بستر تاریخی و ساختار گفتمانی خود تحلیل شود.
ارزیابی یک نظریه: بورژوازی کمپرادور در ایران معاصر (با تأکید بر خانواده رشیدیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قشربندی اجتماعی یکی از موضوعات مهم در حوزه جامعه شناسی تاریخی بشمار می رود چراکه ساختار قشربندی و نوع طبقات اجتماعی در هر جامعه ای نه تنها می تواند در حوزه واکاوی تاریخ اجتماعی یک کشور، بلکه در زمینه بررسی بخشی از تاریخ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن نیز به نوعی اثرگذار باشد. هدف این مقاله، شناخت و ارزیابی یکی از اقشار اجتماعی تاریخ سده اخیر ایران یعنی بورژوازی کمپرادور یا همان طبقه سرمایه دار وابسته با تمرکز بر عملکرد یکی از خاندان های متنفّذ دوره پهلوی و منتسب به این قشر به نام رشیدیان است، چنان که بر محور این سوال تدوین گردید که:آیا رشیدیان ها را می توان بعنوان یک نمونه از وجود قشر بورژوازی کمپرادور در ایرانِ معاصر دانست؟ بر این مبنا، ما با روش پژوهش کتابخانه ای بر اساس گردآوری داده ها از منابع و اسناد تاریخی، و شیوه پژوهش تحلیلی با تاکید بر واکاوی ویژگی های قشر بورژوازی کمپرادور و تطابق آن با خصایص خانواده رشیدیان سعی کردیم به سوال مزبور پاسخ دهیم. یافته ها دالِّ بر این است که رشیدیان ها تقریباً همه مشخصات طبقه سرمایه دار وابسته در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را داشتند چنان که همکاری وارتباط تنگاتنگ با دولت خارجی و مقابله با نیروهای ملّی گرا از یک سو و رویکرد محافظه کارانه و ارتجاعی در حوزه سیاست داخلی از سوی دیگر، بعلاوه وابستگی فرهنگی، نوکیسگی، لمپن مآبی و مشی فکری کاملا منفعت طلبانه، همچنین در حوزه اقتصادی نیز رانت خواری و انحصارطلبی از یک طرف و ایفای نقش پُررنگ در بازار واسطه گری، دلّالی و کارچاق کنی از طرف دیگر، همگی حکایت از ماهیّت بورژوازی کمپرادور رشیدیان ها داشت.
جایگاه و نقش خاندان نصیری اردوبادی در دیوانسالاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوان سالاران در گستره تاریخ ایران همواره در تثبیت، ماندگاری و پیوستگی حکومت ها سهم چشمگیری داشتند. آنان پس از هر جابجایی در قدرت سیاسی خواه ناخواه برای از سر گرفتن چرخه امور اداری و دیوانی دوباره به درگاه فراخوانده و به خدمت گرفته می شدند. بیشتر این دیوان سالاران آموزه ها و تجربه های کاری خود را به فرزندان آموخته و این شغل را در نسل های پسین خاندان تداوم می بخشیدند. ازجمله خاندان نصیری طوسی اردوبادی بیش از دو سده در تشکیلات دیوانی صفویان به خدمت پرداختند. پژوهش کیفی پیش رو بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی و با بررسی موردی آن خاندان و بر پایه نسخه های خطی و منابع دست اول برخی مسائل را در این رابطه تبیین نماید. نخست آنکه، اردوبادی ها در این دوره دارای چه جایگاه های دیوانی بوده و الگوهای حاکم بر شیوه های دستیابی آنان به آن مناصب دیوانی چه بود. دیگر آنکه سهم اردوبادی ها در تکوین ادبیات دیوانی آن عصر چه بوده است. یافته ها نشان داد که آنان توانستند در نظام سلسله مراتبی عصر صفوی هم با «استحقاق» و شایستگی های فردی و هم با وابستگی به شبکه خاندانی خود به این مناصب دست یازند. همچنین این خاندان با پیوستگی، انتقال و تداوم سنتهای دیوانی آموخته ها و تجربه های دیوانی خود را به نسل پس از خود انتقال و به گواه منابع و نسخه های خطی نقش و سهم چشمگیری در تکوین ادبیات دیوانی آن روزگار داشته و میراث گرانسنگ و ماندگاری از خود برجای نهد.
علل و پیامدهای تعصبات مذهبی حنفی (سمکی) و شافعی (صدقی) در سیستان دوره صفاریان از اسارت عمرو لیث تا سقوط حکومت آنان (393-287 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیستان پس از فرمانروایی یعقوب و عمرو لیث (حک: 287-247 ه.ق)، عرصه رواج و گسترش تعصبات مذهبی ازجمله فرقه های حنفی و شافعی بود که گاه از آن ها به نام های سمکی و صدقی نیز یادشده است. تعصباتی که ریشه در باورهای قومی و قبیله ای اعراب مسلمانی داشت که به سیستان مهاجرت کرده بودند. هرچند یعقوب و برادرش عمرو لیث توانستند تا حد زیادی از گسترش آن جلوگیری کنند، اما پس از اسارت عمرو لیث، در زمان جانشینانش، این امر شدت گرفت و تا سقوط حکومت صفاریان به عنوان یک پدیده غالب سیاسی و اجتماعی درآمد. به همین منظور در این پژوهش که با روش تاریخی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته، سعی گردید تا تعصبات مذهبی حنفی (سمکی) و شافعی (صدقی) موردبررسی قرارگرفته و آثار و پیامدهای آن در سیستان در دوره حکومت صفاریان بررسی و تحلیل شود. بی ثباتی سیاسی، ضعف و ناکارآمدی حکام، رقابت های سیاسی، نابرابری های اجتماعی، نقش علما و رهبران دینی در گسترش اختلافات مذهبی بین عوام و جهل و نادانی حاکم بر فضای جامعه، از مهم ترین علل سیاسی و اجتماعی تعصبات و منازعات این دو فرقه مذهبی در سیستان به شمار می آید که منجر به تضعیف قدرت سیاسی، تشدید ناامنی و آشوب، گسترش حملات خارجی، سقوط حکومت صفاری، گسترش عداوت و دشمنی بین عامه مردم، از بین رفتن وحدت و انسجام اجتماعی، تشدید جنگ و خونریزی، تخریب و نابودی زیرساخت های اقتصادی و درنهایت گسترش فقر و فلاکت مردم سیستان گردید.
بررسی حقوق و جایگاه زنان در ازدواج و طلاق دوران اشکانیان: تحلیل تاریخی-فمینیستی ساختارهای پدرسالارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران اشکانیان (۲47 ق.م تا 224 م) یکی از طولانی ترین حکومت های تاریخ ایران بوده که در آن، نظام خانوادگی و جایگاه زنان تحت تأثیر ساختارهای پدرسالارانه، قوانین حقوقی و تعاملات فرهنگی با تمدن های دیگر شکل گرفت. این پژوهش با بهره گیری از نظریه فمینیسم تاریخی متعلق به لیندا آلکاف و الیزابت پاتر، به بررسی فرهنگ ازدواج و مبانی حقوقی طلاق زنان در این دوره پرداخته و به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد: چگونه ساختارهای مردسالارانه و تعامل با تمدن های هلنی و رومی، حقوق و عاملیت زنان اشکانی را تحت تأثیر قرار داد؟ یافته ها نشان می دهد که نظام خانواده اشکانی مبتنی بر اقتدار مطلق مردان بود و زنان اغلب به عنوان ابزاری در مبادلات سیاسی و اقتصادی نقش داشتند. الگوهای ازدواجی مانند «خویدوده» (ازدواج درون خویشاوندی) و چندهمسری در میان اشراف برای حفظ منافع طبقاتی رواج داشت، درحالی که قوانین طلاق یک سویه و به نفع مردان تنظیم شده بود. بااین حال، شواهدی از مقاومت های زنان در برابر این ساختارها، ازجمله تلاش برای ازدواج مستقل یا جدایی از همسران، نشان دهنده عاملیت آنان در مواجهه با محدودیت های حقوقی است. این پژوهش تأکید دارد که علیرغم سلطه هنجارهای مردسالارانه، ردپای مقاومت زنان اشکانی را می توان در تاریخ مشاهده کرد.