ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۷۹ مورد.
۱۱۰۱.

ارتقای حس محلّه در فضاهای همگانی مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر؛ مطالعه موردی: مسکن مهر شهر جدید صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس محلّه فضای همگانی طراحی شهری شهر جدید صدرا مجتمع مسکونی مهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف: در روند شهرنشینی معاصر، مجتمع های مسکونی نقش غیرقابل انکاری در رفع نیاز سکونتی شهروندان ایفا می کنند. از این میان، بسیاری از مجموعه های مسکونی استطاعت پذیر به دلیل صرفه جویی در هزینه های ساخت، فاقد امکانات تفریحی و اجتماعی مناسب هستند که تأثیر منفی بر سرزندگی اجتماعی ساکنان خواهد داشت. کاهش چشم گیر روابط اجتماعی در دهه های اخیر درون جامعه و به طور ویژه میان همسایگان در مجتمع های مسکونی موجب کاهش تعاملات سازنده میان شهروندان شده است؛ ازاین رو حس محلّه جایگاه ویژه ای در بررسی های مرتبط با کیفیت زندگی شهری پیدا کرده است. با توجه به اینکه حس محلّه مفاهیمی همچون احساس رضایت از زندگی، احساس عضویت در یک گروه، پویایی اجتماعی، و نیز احساس مشترک بودن دغدغه های میان اعضای یک جامعه را در خود دارد، ارتقای حس محلّه در مجموعه های مسکونی جز از طریق طراحی و ارتقای کیفیت فضای همگانی جهت افزایش میزان تعاملات سازنده میان استفاده کنندگان از آن ها میسر نخواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش که به روش طراحی شهری شواهد محور صورت پذیرفته است و در آن مبانی نظری به روش مطالعه کتابخانه ای و نیز اطلاعات موردنیاز از طریق فن تحلیل انگاشت رفتاری و نیز پرسش نامه گردآوری شده اند، به دنبال شناسایی شاخص های طراحی مؤثر بر حس محلّه در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر است تا با توجه به نظرات و رفتار ساکنین در فضای همگانی مجتمع از طریق شاخص های تبیین شده به ارتقای حس محلّه بپردازد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ارتقای کیفیت فضاهای باز همگانی در مجتمع های مسکونی به تقویت حس محلّه و افزایش تعاملات اجتماعی و حضورپذیری منجر می شود. ساکنان این مجتمع ها رضایتی نسبی از فضاهای همگانی دارند، اما کمبودهای قابل توجهی نیز در محیط فیزیکی مشاهده می شود که در بسیاری از موارد، نظرات مشترک میان ساکنان به وضوح بیان شده است. نتیجه گیری: تقویت حس محلّه، متأثر از شرایط محیطی و طراحی شهری فضای همگانی، موجب افزایش تعامل اجتماعی و درنهایت کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر می شود.
۱۱۰۲.

شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر تحقق شهر فراگیر، پژوهش موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برابری تعادل فضایی توسعه پایدار شهر فراگیر کلان شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
افزایش فزاینده شهرنشینی و بروز عدم تعادل های فضایی در بیش تر شهرهای جهان، بحث کاهش نابرابری ها در دسترسی به انواع منابع، منافع و امکانات را در کانون توجه بیش تر صاحب نظران و سازمان های بین المللی قرار داده است. در این راستا، ماحصل دیدگاه های مختلف، ارائه رویکرد شهر فراگیر برای مواجهه با انواع نابرابری ها و عدم تعادل ها می باشد. با توجه به اهمیت برنامه ریزی شهرهای فراگیر، هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های تأثیرگذار بر تحقق شهر فراگیر در کلان شهر تبریز است. روش تحقیق در مطالعه حاضر آمیخته (کمی-کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Warp-PLS استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق نیز شامل مدیران، مسئولان و نخبگان دانشگاهی کلان شهر تبریز می باشد که تعداد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوهن 100 نفر تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیش ترین تأثیرگذاری بر تحقق شهر فراگیر تبریز مربوط به متغیرهای مدیریت واحد، دانش محوری، محتوای طرح ها و برنامه ها و هماهنگی و مشارکت می باشد که به ترتیب ضرایب استخراج شده براساس مدل ساختاری تحقیق برای هر کدام 71/0، 66/0، 63/0 و 59/0 محاسبه شده است. از مهم ترین دلایل اهمیت این متغیرها در تحقق شهر فراگیر تبریز می توان به تفرق عملکردی در سازمان های شهری و نبود دیدگاه همه جانبه نگر، عدم بهره مندی از متخصصان علوم مختلف و رویکردهای نوین در نظام مدیریت شهری، عدم بهره مندی از طرح های انعطاف پذیر و آینده نگر، حاکمیت رویکرد تکنوکرات گرا در نظام مدیریت شهری و عدم شکل گیری هماهنگی و مشارکت بین سازمان های اداره کننده شهر و بین سازمان های شهری با مردم اشاره کرد.
۱۱۰۳.

برآورد میزان فرسایش و رسوب حوضه آبریز زیمکان در استان کرمانشاه با تأکید بر متغیر های تأثیر گذار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حوضه آبریز زیمکان مدل سازی فرسایش خاک روش پتانسیل فرسایش (EPM) روش اصلاح شده PSIAC (MPSIAC) برآورد بار رسوب ارزیابی مبتنی بر GIS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۵
فرسایش خاک از مهمترین مشکلاتی است که طی سال های اخیر زندگی بشر را تحت الشعاع قرار داده است. نوع و شدت فرسایش خاک در یک منطقه، تابع شرایط اقلیمی، پستی بلندی زمین، خاک و کاربری اراضی است. که در این میان اهمیت کاربری اراضی به دلیل نقش مؤثر انسان بر آن نسبت به دیگر عوامل زیادتر است. در این پژوهش جهت برآورد میزان فرسایش و رسوب حوضه آبریز زیمکان با بکارگیری دو روش MPSIAC و EPM، که هرکدام به ترتیب نه عامل(زمین شناسی، خاک، آب و هوا، رواناب، توپوگرافی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، وضعیت فعلی فرسایش و فرسایش رودخانه ای) و چهارعامل (فرسایش، استفاده از زمین، حساسیت خاک و شیب متوسط حوضه) را مورد ارزیابی قرار می دهند. و در ادامه از نرم افزار ArcGIS و تصاویر سنجنده ماهواره Sentinel2 در محیطENVI 5.3  جهت تهیه لایه های مرتبط استفاده گردید. نتایج نشان داد که مقادیر فرسایش در دو مدل MPSIAC و EPM  به ترتیب 9/5142، 2/6401 تن در سال و میزان رسوب به ترتیب  63/2461 ،72/3624 تن در سال و کلاس و شدت فرسایش پذیری حوضه از لحاظ هدر رفت خاک در وضعیت شدید قرار دارد. بیشترین شدت فرسایش و تولید رسوب در بخش های جنوب و جنوب غرب حوضه مشاهده شد. لذا اعمال سیاست های مدیریتی و حفاظتی در سطح حوزه ضروری است و همچنین مشخص شد که نتایج روش MPSIAC نسبت به روش EPM به مشاهدات واقعی در حوضه نزدیک تر می باشد. 
۱۱۰۴.

بررسی نقش لندفرم ها در میزان فرسایش خاک با مدل RUSLE و سامانه GEE ، مطالعه موردی: حوضه های دامنه جنوبی توده کوهستان سهند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طبقه بندی اشکال زمین فرسایش خاک معادله بازنگری شده جهانی فرسایش خاک (RUSLE) گوگل ارث انجین (GEE) مدیریت حوضه آبخیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
این پژوهش با هدف بررسی نقش لندفرم ها در میزان فرسایش خاک در حوضه های دامنه جنوبی توده کوهستان سهند انجام شد. با استفاده از مدل اصلاح شده جهانی فرسایش خاک (RUSLE) و سامانه گوگل ارث انجین (Google Earth Engine)، عوامل مؤثر بر فرسایش شامل فرسایندگی بارش (R)، فرسایش پذیری خاک (K)، طول و شدت شیب (LS)، مدیریت پوشش گیاهی (C) و عملیات حفاظتی خاک (P) مورد ارزیابی قرار گرفت و طبقه بندی لندفرم ها نیز در این سامانه انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق با فرسایش خیلی زیاد و زیاد با مساحتی حدود 45/0 درصد معادل 33/17 کیلومترمربع را شامل می شود. این مناطق در بالادست حوضه که دارای ارتفاع بالا، میانگین بارندگی بیشتر و دارای پوشش گیاهی کمتری بوده رخ داده است. مناطق با فرسایش خیلی کم و کم مساحتی حدود 54/95 درصد معادل 11/3623 کیلومترمربع بوده است که در مناطق دارای پوشش گیاهی پر تراکم، بارندگی کم تر و در مناطق دشت ها و مسطح بوده است. علاوه بر این، تحلیل لندفرم های منطقه نشان داد که بیش ترین میزان فرسایش در لندفرم های آبراهه ها، پرتگاه ها و دره های باریک مشاهده می شود. در حالی که لندفرم های مسطح تر نظیر دشت ها و تراس های آبرفتی از فرسایش کمتری برخوردارند. استفاده از سامانه GEE در این پژوهش قابلیت بالای آن را در ترکیب و تحلیل داده های جغرافیایی مقیاس پذیر نشان داد و روشی مؤثر برای مدیریت پایدار اراضی و کاهش فرسایش خاک فراهم آورده شد. این یافته ها می توانند در برنامه ریزی های مدیریتی و اجرای عملیات حفاظتی در حوضه های آبخیز مشابه، توسط مسئولین و محققین مورد استفاده قرار گیرند.
۱۱۰۵.

بررسی و مدل سازی تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد با استفاده از مدل زنجیره مارکوف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پوشش زمین طبقه بندی نظارت شده سنجش ازدور ماتریس تغییرات مهاباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۶
در تحقیق حاضر به مطالعه و ارزیابی روند تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد در یک بازه زمانی بیست ساله از 2000 تا 2020 و پیش بینی روندهای احتمالی آن تا سال 2040 پرداخته شده است. در تحقیق حاضر، از تصاویر سنجنده های ETM و OLI ماهواره لندست در سه تاریخ 2000، 2010 و 2020 و تکنیک طبقه بندی نظارت شده برای تشخیص تغییرات رخ داده بهره گرفته شده است. همچنین، به منظور مدل سازی تغییرات کاربری اراضی از مدل زنجیره مارکوف و سلول های خودکار استفاده شده است. مطابق نتایج، اراضی ساخته شده بیشترین افزایش مساحت و پهنه های آبی بیشترین کاهش مساحت را نشان داده اند به نحوی که مساحت اراضی ساخته شده از 67/2367 هکتار به 08/71006 هکتار و مساحت پهنه های آبی از 63/9266 هکتار به 28/1164 هکتار رسیده است. علاوه بر این، نتایج مدل مارکوف چنین نشان می دهد که روند تغییرات کاربری اراضی منطقه موجب افزایش سطح اراضی بایر و اراضی ساخته شده و کاهش سطح دیگر اراضی شده و چنین انتظار می رود که مساحت اراضی زراعی به میزان 1/1473 هکتار، باغات و جنگل ها به میزان 11/810 هکتار، اراضی مرتعی به میزان 4/16455 هکتار و پهنه های آبی به میزان 69/545 با کاهش و در مقابل، مساحت اراضی بایر به میزان 72/11831 هکتار و اراضی ساخته شده به میزان 42/7448 هکتار افزایش خواهد یافت. به طور کلی، پیش بینی ها روند فزاینده گسترش اراضی ساخته شده و مسکونی و نیز کاهش روزافزون گستره پهنه های آبی منطقه را برجسته نموده است که این روند می تواند پیامدها و تبعات بسیاری بر توسعه پایدار شهرستان مهاباد به دنبال داشته باشد. بنابراین، نتایج تحقیق حاضر ضرورت توجه به مبحث تغییر کاربری اراضی در محدوده شهرستان مهاباد را برجسته نموده و می تواند شناخت مناسبی از ابعاد، روندها و الگوهای کاربری زمین در منطقه به مسئولان، محققان و مردم محلی ارائه دهد.
۱۱۰۶.

تبیین مدل ساختاری نقش فضای شهری در مشارکت پذیر نمودن شهروندان در شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری مشارکت پذیری شهروندان شهرکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۲
یکی از پیش نیازهای اساسی برای جلب مشارکت شهروندان، وجود فضاهای متناسب شهری می باشد که از ابعاد مختلف بتواند نیازهای شهروندان را برطرف کرده و میزان تعاملات آنها را نیز بهبود بخشد، این امر در شهرکرد با توجه به محدودیت توسعه افقی شهر و نیز به هم ریختگی کالبد شهری از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تبیین مدل ساختاری نقش فضای شهری در مشارکت پذیر نمودن شهروندان در شهرکرد بوده و از لحاظ هدف (نوع استفاده) یک تحقیق کاربردی است. روش مورد استفاده در این تحقیق یک روش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری مورد پژوهش در این تحقیق شامل ساکنان شهر شهرکرد با تعداد (190441) در نظر گرفته شده اند. تعداد نمونه برابر 383 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه تصادفی در دسترس تعیین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه 38 سؤالی می باشد داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرم افزار AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که به طور کلی فضای شهری بر میزان مشارکت پذیری شهروندان در شهرکرد تأثثر مثبت و معناداری داشته است به گونه ای که فضای شهری بر مشارکت پذیری با ضریب تأثیر 17/0، اثرگذار بوده است و رابطه بین ساختار کالبدی فضاهای عمومی بر مشارکت پذیری با ضریب تأثیر 45/0 بیشترین تأثیر و ساختار شبکه ارتباطی بر مشارکت پذیری با ضریب تأثیر 19/0 کمترین میزان می باشد.
۱۱۰۷.

بررسی جایگاه پردیس های تاریخی برای تحریک توسعه در بازآفرینی شهری ( مورد مطالعه: مجموعه مفخم بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی شهری بجنورد پردیس تاریخی دارالحکومه مفخم محرک توسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۲
آنچه که در اثر رشد شتابان شهرنشینی و تغییرات فضایی کالبدی قسمتی از محلات بافتهای تاریخی به خوبی مشهود است ناکارآمدی کارکردی آنهاست که علی رغم این افت ، هنوز ارزش هایی را در خود نهفته دارد. بافت قدیم شهر بجنورد دارای مشکلات و پتانسیل هایی در سیستم های مختلف مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی است. برخی از مشکلات و پتانسیل های مذکور نشأت گرفته ازحوزه فراگیر بافت قدیم شهر می باشد. وجود دو اثر باقیمانده عمارت و آیینه خانه از مجموعه دارالحکومه مفخم پتانسیلی است که می تواند در بازآفرینی بافت قدیم اثربخش باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر بر اساس نوع توصیفی – تحلیلی بوده و بر اساس هدف، توسعه ای – کاربردی است. علاوه بر اطلاعات جمع آوری شده کتابخانه ای، تعداد 30 پرسشنامه از سه نهاد اداری و به شکل نمونه طبقه بندی شده توسط مدیران تکمیل شد. نتایج حاصل از تحقیق بر مبنای مدل SWOT و  QSPMنشان می دهد که با توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی عناصر مجموعه و پتانسیل گردشگری بجنورد، میزان آگاهی مردم با 26/5 نمره از اهمیت خاصی برخوردار است. بر این اساس پیشنهاد می گردد اقدامات مدیریتی همچون توجه به مدیریت یکپارچه سازمانهای مختلف، اقدامات اجتماعی همچون جلوگیری از بوجود آمدن فضاهای ناامن و پنهان برای افزایش امنیت اجتماعی محله و برگزاری رویدادهای ملی و منطقه ای در عرصه فضای باز مجموعه و اقدامات کالبدی همچون ایجاد یک میدان عمومی برای اجرای رویدادها و تعریف محور پیاده در حدفاصل دو اثر تاریخی عمارت و آیینه خانه می تواند در بازآفرینی بافت بسیار موثر باشد.
۱۱۰۸.

Environmental Socialization: An Analysis of Meaning and Concept and an Assessment of the Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Environmental Attitude Environmental Awareness Environmental Behavior environmental socialization Socialization

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
One of the functions of environmental sociology is the creation and development of socio-environmental concepts. “Environmental socialization” is one such concept, addressing which can offer valuable insights for future research, policymaking, and intervention strategies. Accordingly, this article aims first to explore the meaning and conceptual dimensions of environmental socialization as thoroughly as possible, and second to identify the contexts influencing it through a review of the theoretical literature and empirical studies in the field. This research employs a document-based method using content analysis of relevant texts. In terms of data collection, it is a library-based study, and in terms of data analysis, it falls within the category of qualitative content research. Based on the most prominent and recurrent themes found in expert definitions of the broader concept of "socialization," “environmental socialization” can be defined as the process of learning and internalizing environmental attitudes and awareness, and their behavioral manifestation in everyday life. Furthermore, drawing on themes derived from empirical research, the primary contexts in which environmental socialization occurs include residential environments, family, peer groups, educational settings, and media.
۱۱۰۹.

تحلیل راهبردی بازیگران گردشگری شهری بافت تاریخی با رویکرد چند موضوع-چند بازیگر مطالعه موردی: بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری تحلیل ذینفعان رویکرد چند موضوع-چند بازیگر بافت تاریخی شهری یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
گردشگری تاریخی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی در شهرهای بافت تاریخی نظیر یزد، با پیچیدگی هایی در تعاملات و نقش های ذینفعان مواجه است. تعدد نهادهای دخیل در مدیریت شهری و به تبع آن تعدد در بازیگران مرتبط با بافت تاریخی و گردشگری شهری، یکی از عوامل دشواری و پیچیدگی سیاست گذاری گردشگری شهری است. بنابراین انبوه مسائل و موضوعات مرتبط گردشگری بافت تاریخی شهرها ازیک طرف و تعدد نهادها و بازیگران مرتبط، تبیین و تحلیل مسائل گردشگری بافت تاریخی را تبدیل به یک مسئله غامض و پیچیده کرده است. این پژوهش با روش مکتور (تحلیل چند موضوع-چند بازیگر) به تحلیل نقش ذینفعان مختلف در گردشگری بافت تاریخی یزد پرداخته است. روش مکتور (MACTOR) یک ابزار تحلیلی در مدیریت استراتژیک است که برای تحلیل مسائل پیچیده با محوریت چند موضوع و چند بازیگر به کار می رود. این روش با بررسی تأثیر متقابل بازیگران و موضوعات، هم گرایی و واگرایی اهداف آن ها را شناسایی کرده و برای طراحی استراتژی های هماهنگ و مؤثر کمک می کند. نتایج نشان می دهد که برخی بازیگران کلیدی مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، معاونت سیاسی و امنیتی استانداری، و نیروی انتظامی بیشترین تأثیر را در میان ذینفعان دارند. درعین حال، سه دسته ذینفعان شامل ساکنین بومی، کسبه، و فعالان بخش گردشگری، به عنوان بازیگران دو وجهی شناخته شده اند که ضمن تأثیرگذاری، تحت تأثیر سایر بازیگران نیز هستند و استقلال کمی در عملکرد خود دارند. نقش شهرداری، اداره کل میراث فرهنگی و خود گردشگران نیز به عنوان واسط تنظیمی در سیستم گردشگری بافت تاریخی تعریف شده است. تحلیل های همگرایی و واگرایی اهداف ذینفعان نشان می دهد که توافق بالایی بر اهدافی مانند جذب گردشگر و ارتقای امنیت وجود دارد، درحالی که اهداف اقتصادی کم تر موردتوافق قرارگرفته است. این یافته ها می تواند به سیاست گذاران در شناسایی ذینفعان همسو و طراحی استراتژی های مؤثر برای توسعه گردشگری پایدار کمک کند.  
۱۱۱۰.

تحلیل سلسله مراتبی عامل های اثر گذار بر کمیت و کیفیت شیر در استان کرمانشاه بر اساس حلقه های زنجیره ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کمیت و کیفیت شیر زنجیره ارزش تحلیل سلسله مراتبی کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۸
شیر از جایگاه ویژه ای در متنوع سازی منابع درآمدی روستاییان و بهبود کیفیت زندگی آنان هم زمان با تضمین امنیت غذایی و سلامت جامعه برخوردار است. بااین حال، مقدار کمّی و کیفی شیر تولیدی انتظارها را برآورده نکرده و نوعی نابسامانی در بازار درباره آن وجود دارد. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عامل های اثرگذار بر بهبود کمّی و کیفی شیر در استان کرمانشاه از طریق به کارگیری طرح پژوهشی آمیخته متوالی و از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی 11 تن از متخصصان موضوعی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع داده انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کیفی شامل مدیران 10 واحد فعال صنایع لبنی استان کرمانشاه و صاحبان 104 واحد گاوداری شیری در این استان بود که به صورت تمام شماری انتخاب شدند (114 =n). ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. داده ها در محیط نرم افزارهای Excel، SPSS و Expert Choice تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار بر بهبود کیفی و کمّی شیر در چهار معیار کلی بدین شرح قابل شناسایی هستند: اقدامات اولیه، سیاست گذاری ها، مسائل اقتصادی، و زیرساخت ها. این پژوهش با توجه به هر معیار، عامل های مختلفی را از دیدگاه متخصصان موضوعی و بهره برداران اصلی زنجیره (دامداران) شناسایی کرده است که می تواند به عاملان تغییر برای بهبود کمّی و کیفی شیر یاری رساند.
۱۱۱۱.

ارزیابی وضعیت زیست پذیری کلان شهرها بر اساس ادبیات جهانی زیست پذیری، مطالعه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست پذیری شهری ادبیات جهانی زیست پذیری کلان شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۵
زیست پذیری یکی از بزرگ ترین ایده های برنامه ریزی شهری در دوران معاصر است و تحقق آن در میان شهرهای جهان سوم مسئله ای نگران کننده می باشد. از همین رو، اهمیت مطالعه زیست پذیری شهری به عنوان یکی از وظایف جدید برنامه ریزی شهری، مسئولیت آن ارتقاء کیفیت زندگی است. پژوهش حاضر با رویکرد – توصیفی تحلیل در پی آن بوده که وضعیت زیست پذیری کلان شهر تبریز را در 3 بعد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی بر اساس ادبیات جهانی زیست پذیری بررسی نماید. جهت ارزیابی وضعیت زیست پذیری کلان شهر تبریز (در قالب 3 بعد، 15 شاخص و 158 گویه) ابتدا پرسشنامه مربوطه طراحی، پس از تعین نمونه آماری در سطح مناطق 10 گانه تبریز با استفاده از روش کوکران (383 نمونه) و تائید روایی و پایایی پرسشنامه، اطلاعات مربوطه جمع آوری شده است. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات مربوطه از روش آنتروپی شانون برای وزن دهی شاخص ها و گویه های پژوهش و از روش موریس اصلاحی برای تعیین وضعیت زیست پذیری مناطق بر اساس ادبیات جهانی در 5 سطح استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بعد اقتصادی با وزن 429/0 دارایی درجه اهمیت بیشتری نسبت به دو بعد اجتماعی و زیست محیطی می باشد. همچنین وضعیت زیست پذیری کلان شهر تبریز مناسب نمی باشد زیرا از 10 منطقه کلان شهر تبریز بیشترین تعداد مناطق یعنی 8 منطقه 4، 6، 10، 9، 7، 1، 3 و 8 در وضعیت زیست پذیری نامطلوب قرار دارند و تنها منطقه 2 در وضعیت قابل قبول قرار دارد. همچنین منطقه 5 نیز در وضعیت زیست پذیری متوسطی قرارگرفته است. بنابراین نتایج گویایی آن است که بیشتر مناطق شهری تبریز نیازمند توجه ویژه مدیران شهری هستند.
۱۱۱۲.

ارزیابی شدّت خشکسالی حوضه آبخیز «رضی چای» با استفاده از شاخص های VCI ،TCI ،VHI(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص های خشکسالی حوضه آبخیز «رضی چای» تصاویر ماهواره ای « MODIS» سامانه «GEE»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۶
خشکسالی به عنوان یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی، امنیت غذایی و منابع آبی را به شدت تهدید می کند. شناسایی و پایش مناطق مستعد خشکسالی با استفاده از روش های نوین، به ویژه در حوضه آبخیز «رضی چای»، از اهمیت زیادی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های محیطی شامل: دمای سطح زمین(LST) ، رطوبت خاک و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) در دوره 2016 تا 2022 و با بهره گیری از داده های ماهواره ای « MODIS » در سامانه گوگل ارث انجین انجام شد . در این مطالعه، شاخص های خشکسالی TCI ، VCI و VHI محاسبه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بیشترین دمای سطح زمین در جنوب غرب حوضه با 303 کلوین و کمترین دما در شمال شرق با 293 کلوین ثبت شده است. همچنین، رطوبت خاک در جنوب غرب به کمینه مقدار خود (73/6 میلی متر) و در شمال شرق به بیشینه مقدار (16 میلی متر) رسیده است. شاخص « NDVI » نیز بیشترین تراکم پوشش گیاهی را در جنوب غرب و شمال شرق حوضه با مقدار 15/0 نشان داد . بررسی شاخص های خشکسالی نشان داد که در بخش های مرکزی حوضه، شاخص « TCI » با مقدار 42/0 تنش گرمایی را افزایش داده است. همچنین، کاهش شاخص های VCI و VHI به ترتیب با مقادیر 16/0 و 03/0- ، نشان دهنده افت قابل توجه سلامت پوشش گیاهی در این مناطق بوده است . تحلیل همبستگی میان شاخص های خشکسالی و عوامل محیطی نشان داد که شاخص « VHI » بیشترین همبستگی معنی دار را با « NDVI » در حدود 34/0 داشته است. در نهایت، این نتایج نشان می دهد که با افزایش دمای سطح زمین و کاهش رطوبت خاک، خشکسالی تشدید شده و به سلامت پوشش گیاهی آسیب جدی وارد شده است.
۱۱۱۳.

شناسایی و اولویت بندی موانع امنیت و توسعه در شهرهای مرزی (نمونه موردی: شهر کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امنیت امنیت پایدار توسعه مدلسازی ساختاری–تفسیری(ISM) شهر کامیاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
شهرهای مرزی، از جمله کامیاران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود، با مجموعه ای پیچیده از چالش ها در حوزه امنیت و توسعه مواجه اند. این مسائل، نه تنها پایداری محلی را تهدید می کند بلکه می تواند تبعات گسترده تری بر امنیت ملی داشته باشد. درک دقیق و سلسله مراتبی این موانع، گام نخست برای برنامه ریزی استراتژیک و مداخلات مؤثر است. سؤال اصلی پژوهش این است که موانع اصلی مؤثر بر امنیت و توسعه در شهر مرزی کامیاران کدامند؟ و روابط ساختاری و میزان تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر چگونه است؟ این پژوهش کاربردی، با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی موانع امنیت و توسعه در کامیاران پرداخته است. داده ها از طریق نظرسنجی از ۳۰ نفر از خبرگان حوزه شهری و جامعه شناسان، با استفاده از روش «دلفی» جمع آوری شد. برای تحلیل عمیق ۱۸ مانع شناسایی شده و بررسی روابط علّی و معلولی و میزان تأثیرگذاری آن ها، از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و نرم افزار میک مک (MICMAC) استفاده گردید. نتایج مدل «ISM» نشان داد که موانع بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، در پنج سطح مختلف قرار می گیرند. بر خلاف تصور اولیه، قاچاق کالا و مواد مخدر، بیکاری و فقر و منابع مشترک مرزی، که در بالاترین سطح نمودار روابط قرار داشتند، بیشتر متغیرهای وابسته و پیامد عوامل ریشه ای تر محسوب می شوند. بیکاری و فقر با قدرت نفوذ ۵ و منابع مشترک مرزی با قدرت نفوذ ۱۳) در مقابل"توپوگرافی کوهستانی "کمبود زیرساخت های ارتباطی، ساختار ناهمگن  و عدم دسترسی عمومی با بالاترین قدرت نفوذ (۱۸)، به عنوان موانع زیرساختی و ساختاری و محرک های کلیدی شناسایی شدند. تحلیل «MICMAC» نیز حاکی از آن است که ۱۷ مورد از ۱۸ مانع شناسایی شده، در دسته متغیرهای پیوندی قرار می گیرند که هم قدرت نفوذ بالا و هم وابستگی بالایی دارند. این امر نشان دهنده پیچیدگی و درهم تنیدگی این موانع است که حل آن ها نیازمند رویکردی جامع و هم زمان است. این پژوهش به این استنتاج مفهومی دست یافت که مشکلات ظاهری امنیت و توسعه در کامیاران (نظیر قاچاق و بیکاری)، عمدتاً پیامدهای عوامل ریشه ای تر و ساختاری (مانند: ضعف زیرساخت ها، فساد اداری و ناهماهنگی های مدیریتی) هستند؛ بنابراین راه حل پایدار برای ارتقای امنیت و توسعه در شهر مرزی کامیاران، در گرو تمرکز بر موانع بنیادین و محرک با قدرت نفوذ بالاتر است که نیاز به اتخاذ راهبردهای جامع و یکپارچه توسط مسئولین و نهادهای ذی ربط دارد.
۱۱۱۴.

بررسی تغییرات کاربری اراضی شهر هرات با استفاده از تصاویرماهواره ای بین سال های 2015 تا 2022(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصاویر ماهواره ای لندست حداکثر احتمال شبکه عصبی مصنوعی کاربری اراضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
سابقه و هدف: در سال های اخیر، تغییرات کاربری اراضی به ویژه در مناطق شهری، از چالش های مهم در حوزه برنامه ریزی شهری، مدیریت منابع طبیعی و توسعه پایدار شناخته شده است. با افزایش جمعیت، گسترش ساخت وسازها و رشد فزاینده تقاضا برای اراضی شهری، نیاز بیش ازپیش به پایش و تحلیل دقیق تغییرات کاربری اراضی، به منظور مدیریت بهینه منابع و تدوین سیاست های کارآمد توسعه شهری، احساس می شود. در این راستا، تحقیق حاضر با هدف بررسی روند تغییرات کاربری اراضی در شهر هرات، طی سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ انجام شده است. برای این منظور، از تصاویر ماهواره ای لندست ۸ مربوط به سنجنده OLI استفاده شد که با توجه به ویژگی های طیفی و مکانی مناسب، قابلیت بالایی در تحلیل تغییرات کاربری اراضی دارد. مواد و روش ها: ابتدا پیش پردازش های لازم، ازجمله تصحیح رادیومتریکی، تصحیح هندسی و تصحیح اتمسفری، درمورد تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده متعلق به دو سال مورد نظر انجام شد تا دقت تحلیل های بعدی افزایش یابد. پس از مراحل پیش پردازش، چهار کلاس کاربری اراضی شامل اراضی خاکی، پوشش گیاهی، مناطق مسکونی و اراضی آبی در محدوده مورد مطالعه شناسایی شد. به منظور طبقه بندی این تصاویر و استخراج اطلاعات درزَمینه تغییرات کاربری، از دو الگوریتم طبقه بندی پرکاربرد، یعنی روش حداکثر احتمال (Maximum Likelihood Classification) و شبکه عصبی مصنوعی (Artificial Neural Network)، استفاده شد و دقت نتایج حاصل از این دو روش مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج تحلیل ها نشان داد که روش حداکثر احتمال، در طبقه بندی تصاویر ماهواره ای، عملکردی بهتر از روش شبکه عصبی مصنوعی داشته است. مقادیر ضریب کاپا و دقت کلی که برای ارزیابی صحت طبقه بندی به کار می روند، درمورد سال ۲۰۱۵، برابر با 75/0 و ۸۵% و برای سال ۲۰۲۲، برابر با 96/0 و ۹۷% به دست آمدند. این مقادیر حاکی از دقت بالا و قابلیت اعتماد روش حداکثر احتمال، در تفکیک کلاس های متفاوت کاربری اراضی، در منطقه مورد مطالعه است. تحلیل نتایج طبقه بندی در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ نشان دهنده تغییرات شایان توجه در ساختار فضایی کاربری اراضی شهر هرات است. براساس نتایج، طی این دوره زمانی، سطح اراضی خاکی به میزان 0/4 کیلومترمربع کاهش یافته و سطح اراضی آبی نیز با کاهش 62/1کیلومترمربعی مواجه بوده است. ازسوی دیگر، سطح اراضی مناطق مسکونی به میزان 39/1 کیلومترمربع و سطح پوشش گیاهی 59/4 کیلومترمربع افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تغییرات نشان دهنده روند توسعه شهری، در شهر هرات، طی این دوره زمانی است و به افزایش مداخلات انسانی در کاربری اراضی، به ویژه در قالب توسعه مناطق مسکونی و افزایش فضای سبز یا پوشش گیاهی، اشاره دارد. درمجموع، یافته های این پژوهش حاکی از آن است که توسعه شهری در شهر هرات باعث کاهش اراضی طبیعی، همانند زمین های خاکی و منابع آبی، شده و درمقابل، کاربری هایی با مداخلات انسانی، مانند مناطق مسکونی و پوشش گیاهی، افزایش یافته است. با توجه به کاهش منابع آبی و اراضی طبیعی، برنامه ریزی های آتی شهر باید با تمرکز بر توسعه پایدار، حفاظت از منابع طبیعی و به ویژه مدیریت مؤثر منابع آبی همراه باشد. این مدیریت می تواند ازطریق سیاست گذاری های دقیق، اعمال محدودیت در توسعه بی رویه شهری و ارتقای آگاهی عمومی درباره اهمیت منابع طبیعی تحقق یابد. این پژوهش، با بهره گیری از داده های سنجش از دور و تحلیل علمی تغییرات کاربری اراضی، اطلاعات ارزشمندی برای تصمیم گیران و برنامه ریزان شهری فراهم کرده است. نتایج این مطالعه را می توان به منزله مبنایی برای تدوین راهکارهای علمی درزَمینه مدیریت اراضی شهری، حفظ منابع طبیعی و توسعه پایدار در شهر هرات به کار برد؛ بنابراین استفاده از فنّاوری های نوین در پایش و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی باید از الزامات اساسی در فرایند تصمیم گیری و سیاست گذاری های شهری به شمار رود و پیشنهاد می شود توسعه شهری با مدیریت بهتر منابع آبی همراه باشد.
۱۱۱۵.

تحلیل روش ها، چالش ها و دیدگاه های موجود در زمینه شناسایی شبکه راه های روستایی با محوریت استفاده از تصاویر سنجش از دوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصاویر ماهواره ای حد تفکیک متوسط هوش مصنوعی شبکه ی راه ها سنجش ازدور سوپر رزولوشن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۹
سابقه و هدف: با پیشرفت فناوری های سنجش ازدوری و یادگیری عمیق، شناسایی خودکار شبکه ی راه ها به ویژه در مناطق روستایی و راه های فرعی، امکان پذیر شده است. همچنین، روش های سنتی نقشه برداری، به دلیل هزینه بر و زمان بر بودن، جای خود را به روش های مبتنی بر داده های سنجش ازدوری و یادگیری ماشین داده اند. بدین منظور هدف این تحقیق، بررسی جامعی از تحقیقات انجام شده در زمینه ی تهیه نقشه راه ها با استفاده از داده های سنجش ازدوری خصوصاً در سال های اخیر می باشد. به طورکلی تهیه ی نقشه از شبکه ی راه ها، روش های متفاوتی را دربر می گیرد که یکی از روش های قابل اعتماد و مقرون به صرفه، شناسایی اتوماتیک از طریق تصاویر سنجش ازدوری می باشددر نگاه کلی بنابر نوع مسیر موردمطالعه که شبکه ی راه های روستایی می باشد، تصاویر ماهواره ای با حد تفکیک مکانی متوسط و دسترسی رایگان نمی توانند گزینه ای جهت دستیابی به دقت های بالا باشند؛ از این رو، می توان از روش های تلفیق تصاویر ماهواره ای که منجر به افزایش حد تفکیک مکانی می شوند و نتایج الگوریتم های شناسایی را بهبود می بخشند، بهره گرفت. یکی از راه های تلفیق تصاویر ماهواره ای، الگوریتم های سوپر رزولوشن می باشند. این مطالعه می تواند مرجعی جهت مقایسه و انتخاب روشی جهت شناسایی شبکه ی راه ها به صورت خودکار و همچنین روش هایی جهت بهبود حد تفکیک مکانی تصاویر سنجش ازدوری برای کمک به شناسایی را ه هایی با عرض کم (مانند شبکه ی راه های روستایی) باشد، تا محققان با توجه به هدف و نوع شبکه ی راه مورد مطالعه، داده ها و الگوریتم مناسب را انتخاب نمایند. مواد و روش: هدف این پژوهش بررسی روش های موجود تشخیص شبکه ی راه ها و چگونگی استفاده از تصاویر ماهواره ای با حد تفکیک مکانی متوسط جهت این امر می باشد. در ابتدا داده ها و روش های قابل استفاده جهت تولید نقشه ی شبکه ی راه مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، اصول استفاده شده در حوزه ی تشخیص شبکه ی راه ها با استفاده از تصاویر سنجش-ازدوری تشریح شده و بر اساس این اصول دسته بندی بصورت روش های مبتنی بر کلاسه بندی، قطعه بندی، شاخص راه و یادگیری ماشین انجام پذیرفته است. جهت به کارگیری تصاویر ماهواره ای با حد تفکیک مکانی متوسط نیز روش های بهبود حد تفکیک مکانی مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت روش ها از نظر پارامتر های ورودی، نحوه سازوکار و خروجی قابل ارائه بررسی شده اند تا نقاط قوت و ضعف هر کدام شناسایی شود و بتوان از آنها در کاربردهای مختلف به بهترین نحو استفاده نمود. بحث و بررسی: با توجه به بررسی های انجام شده از مقاله های مورد بررسی از مجله های معتبر مختلف در زمینه ی تشخیص شبکه ی راه ها، روش های مبتنی بر کلاسه بندی، قطعه بندی، شاخص راه و یادگیری ماشین به ترتیب سهم هایی حدود 28 ، 31، 5 و 36 درصدی را دارا می باشند؛ شایان ذکر است که در سال های اخیر روش های مبتنی بر کلاسه بندی و قطعه بندی با شبکه-های عصبی توسعه یافته اندکه در حالت کلی روش های مبتنی بر یادگیری ماشین سهم بیشتری( حدود 60 درصد) را در بر بگیرد. همچنین در زمینه ی سوپر رزولوشن، بررسی های انجام شده نشان می دهد که روش های مبتنی بر روش های سنتی و یادگیری عمیق به ترتیب سهم هایی حدود 44 و 56 درصدی را دارا می باشند که در سال های اخیر اغلب رویکردهای مبتنی بر یادگیری عمیق در حال توسعه هستند. نتیجه گیری: بررسی ها نشان می دهد که استفاده از مدل های یادگیری عمیق در تشخیص شبکه ی راه ها نتایج بهتری نسبت به روش های سنتی ارائه می دهند و به تدریج جایگزین این روش ها شده اند. مدل های یادگیری عمیق با قابلیت استخراج ویژگی های پیچیده و کاهش نیاز به مداخله ی انسانی، دقت و کارایی فرایند تشخیص را بهبود بخشیده اند. از طرف دیگر، تکنیک های سوپر رزولوشن مبتنی بر یادگیری عمیق می توانند با افزایش حد تفکیک مکانی تصاویر، مشکلات ناشی از کمبود تصاویر با وضوح بالا را حل کنند. این تکنیک ها با حفظ ویژگی های طیفی و کاهش نویز، می توانند تصاویر با کیفیت تری برای تشخیص راه ها ارائه دهند. به طور کلی، ترکیب روش های سوپر رزولوشن و یادگیری عمیق برای شناسایی شبکه ی راه ها، رویکردی مقرون به صرفه و کارآمد برای به روزرسانی نقشه های راه ارائه می دهد. این رویکردها با کاهش هزینه ها و زمان مورد نیاز برای تشخیص، می توانند به طور گسترده ای توسط محققان و متخصصان در زمینه های مختلف مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، با توسعه ی بیشتر این تکنیک ها و بهبود دقت آن ها، می توان به راهکارهای جدیدی برای مدیریت و برنامه ریزی ساخت و نگهداری جاده ها دست یافت.
۱۱۱۶.

شیوه های جنگ نرم منطقه ای آمریکا در جغرافیای سیاسی ایران با تاکید بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ نرم آمریکا جمهوری اسلامی ایران بازی های دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
جنگ نرم با بکارگیری رسانه هایی همچون شبکه های ماهواره ای، پویانمایی، اسباب بازی، بازی های دیجیتال، نشریات و شبکه های اجتماعی .... و نیز با بهره گیری از شگردهای گوناگون احساسی، دینی، قومیتی، و تبلیغاتی- روانی اجرایی می شود. آمریکا همواره با استفاده از جذابیت های بصری و تعاملی در بازی های دیجیتال، ذهن بازی باز (گیمر) را از تحلیل منطقی و عقلانی باز داشته و محتوای القایی خود را پیاده سازی می کند. ساخت هزاران بازی دیجیتال با سوء بازنمایی از مسلمانان و سرزمین های اسلامی، موید این مطلب است. این پژوهش با هدف شناسایی چگونگی عملکرد آمریکا و با استفاده از روش کیفی از نوع اکتشافی به دنبال پاسخ این سوال است که: آمریکا با چه شیوه و روش هایی در بازی های دیجیتال به جنگ نرم می پردازد؟ آمریکا با انحصار اطلاعات و ارائه حجم زیادی از اطلاعات- ارائه اطلاعات نادرست- و ارائه اطلاعات مضر، هویت ملی و دینی گیمرها را به صورت تدریجی و نامحسوس تضعیف می کند. آمریکا با استفاده از روش هایی همچون تزیین (زینت بخشی کاذب)، تشویق و تقدیر، قبح زدایی و حساسیت زدایی در بازی های دیجیتال ضمن تزلزل در بنیادهای فرهنگی و دینی بازی باز و همچنین با ترویج ارزش های غربی، بصورتی هدفمند در حال جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران است تا به زعم خود از احیاء مجدد تمدن اسلامی جلوگیری کند.
۱۱۱۷.

تبیین الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکروایی حکمرایی شهری الگوی بهینه بعد فضایی- سیاسی تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
در فضای شهرها بسیاری از الگوهای مدیریتی دچار تغیرات اساسی شده است. به همین خاطر لازم است الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهرها تبیین شود. هدف از تحقیق حاضر، تبیین الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران در کلیه ابعاد می باشد. مقاله حاضر به عنوان یک ارزیابی تحلیلی و با ارائه رویکردهای متنوع بر اساس غنا و تنوع مفهومی در حوزه های علوم اجتماعی، اقتصادی، برنامه ریزی و توسعه شهری از رویکرد سیستمی بهره مند شده و سعی بر آن دارد، ضمن معرفی حکمرانی شهری و نظریات آن، الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران را تبیین کند. در همین راستا، مقاله حاضر که به لحاظ هدف کاربردی و اطلاعات آن به روش اسنادی فراهم آمده سعی در تبیین این موضوع دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که امروزه اداره کلان-شهر تهران با توجه به مقطع حساسی که در آن قرار گرفته است، عرصه آزمون و خطا نیست؛ زیرا مستقیماً با سرنوشت شهروندان سروکار دارد. بنابراین لازم است با نهایت دقت و ظرافت و محاسبات علمی الگوی حکمروایی شایسته در ابعاد فضایی– سیاسی کلان شهر تهران پیاده سازی شود. نتایج الگوی شهر تهران گویای آن بود که بهترین الگو برای شهر تهران الگویی است که مشارکت شهروندی را در نظر گرفته، عدالت فضایی و سیاسی شهر را مد نظر قرار دهد و ضمن توجه به کل نواحی شهری و محلات شهر تهران، دارای رویکردی پایین به بالا باشد. این الگو می تواند تا حدود زیادی از انواع هزینه های تحمیلی بر شهر حاصل از اجرای خط مشی های ناپخته و کژخط مشی های عمومی در عرصه مدیریت شهری، جلوگیری نماید.
۱۱۱۸.

سیری بر اثرپذیری معماری اسلامی در عصر صفوی از شکوفایی تشیع(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تشیع معماری معماری اسلامی دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
معماری اسلامی، به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های تمدن اسلامی، در طول قرون متمادی تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی متعددی قرار گرفته است. در این میان، معماری مساجد دوره صفوی که با رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران همزمان بود، جایگاه ویژه ای دارد. صفویان با اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی، نقشی کلیدی در توسعه و تغییر شکل معماری مساجد ایفا کردند. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات عمیق باورهای شیعی بر معماری مذهبی ایران در دوران صفویه است. این تأثیرات به ویژه در عناصر معماری مساجد همچون گنبد، مناره، محراب، و کتیبه ها به وضوح مشاهده می شود. با توجه به روش تحقیق در این پژوهش تلاش شده است تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و پژوهش های پیشین، نقش مذهب تشیع در توسعه معماری مذهبی مورد بررسی قرار گیرد. این مطالعه همچنین به تحلیل عناصر خاص معماری شیعی مانند گنبدهای دوپوسته، تزیینات کاشی کاری های قرآنی و حدیثی، و نقش عدد ۱۲ به عنوان نمادی از دوازده امام شیعه می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مساجد صفوی نه تنها به عنوان مراکز عبادی، بلکه به عنوان نمادهای سیاسی و مذهبی شیعه عمل کرده اند. مساجد این دوره، با تزیینات دقیق و هنرمندانه خود، بازتابی از قدرت و عظمت مذهب شیعه و دولت صفوی بوده و نقش مهمی در تثبیت هویت مذهبی و سیاسی این دوره داشته اند. این پژوهش با افزودن به دانش موجود در زمینه معماری مذهبی اسلامی، به ویژه از دیدگاه مطالعات شیعی، بر آن است تا تأثیرات مذهبی، هنری و فرهنگی تشیع را در ساختارهای معماری مساجد دوره صفوی برجسته سازد.
۱۱۱۹.

ارزیابی نوسانات قیمت مسکن در مناطق شهری (رویکرد مدلسازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مناطق شهری نوسانات قیمت مسکن VECM

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
بخش مسکن با توجه به جایگاه متفاوتی که در زمینه های مختلف اقتصادی و فنی دارد، از جهات مختلف مورد بررسی پژوهشگران قرار گرفته است. از میان زمینه های مختلف اقتصادی، مشکلات مربوط به تکانه های قیمت مسکن به خصوص در مناطق شهری، در 20 سال اخیر بیشتر از دیگر موارد بین افراد جامعه و سیاست گذاران کشور مورد توجه قرار گرفته است. ویژگی های بازار مسکن که در نهایت نقش آن را در فعالیت های اقتصادی و حتی سیاسی- اجتماعی متمایزساخته است، بر مهم بودن این مبحث می افزاید. لذا مسئله نوسانات قیمت مسکن در مناق شهری، طی دو دهه اخیر ( 1380-1400) با استفاده از الگوی VAR و VECM، در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مدل حاکی از این است که: عرضه مسکن نوساز در مناطق شهری، بر قیمت مسکن اثر منفی دارد یعنی با افزایش عرضه، قیمت مسکن کاهش یافته است اما در مورد نرخ سود مورد انتظار در بخش مسکن، هرگاه قیمت مسکن توسط دیگر عوامل موثر بالا رفته و به تبع آن نرخ سود در این بخش افزایش یافته، سبب جذب عاملان اقتصادی و افزایش عرضه مسکن گردیده که در کوتاه مدت کاهش قیمت مسکن را رقم زده و در نتیجه آن، سود در بخش مسکن کاهش یافته و سبب خروج سرمایه گذاران و نهایتا شاهد اثر مثبت این نرخ بر قیمت مسکن در مناطق شهری، در بلند مدت خواهیم بود. از طرفی هزینه مالکیت نیز اثر مثبت داشته یعنی با افزایش هزینه مالکیت قیمت مسکن افزایش خواهد یافت. متغیرهای خارجی مورد استفاده در تحقیق، یعنی نرخ سود بانکی اثر منفی و قیمت سکه اثر مثبت داشته است که می توان گفت که هرچه نرخ سود بانکی افزایش یافته است قیمت مسکن کاهشی بوده یعنی عملا باعث عدم رونق در بازار مسکن شده است. این امر بدلیل امکان جبران کاهش ارزش نقدینگی در بانک ها و عدم نیاز به خرید مسکن جهت حفظ ارزش دارایی هاست، از طرفی قیمت سکه همسو با قیمت مسکن تغییر داشته است به عبارت دیگر طلا نیز به عنوان یک کالای سرمایه ای هم جهت با تغییرات قیمت مسکن تغیر کرده است.
۱۱۲۰.

تحلیل فضایی و زمانی توزیع آلاینده متان در مناطق کلان شهری با استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آلاینده ی متان سنتینل5p سنجش ازدور کلان شهر اصفهان تحلیل فضایی و زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
سابقه و هدف: آلودگی هوا یکی از چالش های مهم زیست محیطی و بهداشتی است که با رشد صنعتی و افزایش فعالیت های انسانی به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی تشدید شده است. گاز متان به عنوان یکی از قوی ترین گازهای گلخانه ای نقش چشمگیری در گرمایش جهانی، تغییرات اقلیمی، و کاهش کیفیت هوا ایفا می کند. منابع انتشار این گاز شامل تالاب ها، دامداری ها، کشاورزی، و دفن زباله است که فعالیت های انسانی سهم قابل توجهی در افزایش آن دارند. اندازه گیری و پایش آلودگی هوا اغلب با محدودیت های مکانی و زمانی ایستگاه های سنجش زمینی مواجه است. در این راستا، داده های ماهواره ای به دلیل پوشش گسترده، هزینه بهینه و توانایی ارائه داده های با وضوح مکانی و زمانی بالا، به عنوان یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی برای مطالعه آلودگی هوا مورد استفاده قرار می گیرند. در این پژوهش، از داده های سنجنده TROPOMI بر روی ماهواره Sentinel-5P، که امکان اندازه گیری غلظت گاز متان در جو را فراهم می کند، به عنوان منبع اصلی داده استفاده شده است. این داده ها مبنای تحلیل فضایی و زمانی توزیع متان در محدوده کلان شهر اصفهان بوده و امکان بررسی دقیق الگوهای مکانی و زمانی این آلاینده را در سطح گسترده فراهم کرده اند. باوجود اهمیت بالای آلودگی متان، تاکنون مطالعه ای جامع در خصوص تحلیل توزیع مکانی و زمانی این آلاینده در کلان شهر اصفهان انجام نشده است. هدف این پژوهش، تحلیل جامع و سیستماتیک توزیع متان در شهر اصفهان با استفاده از داده های ماهواره ای و شناسایی ارتباط میان تغییرات عوامل جوی و تغییرات گاز متان است تا راهکارهایی موثر برای مدیریت آلودگی هوا و بهبود کیفیت زیست محیطی ارائه شود. مواد و روش ها: این پژوهش با هدف تحلیل مکانی و زمانی توزیع غلظت متان در کلان شهر اصفهان، از داده های سنجنده TROPOMI مستقر بر ماهواره Sentinel-5P در بازه زمانی 1398 تا 1402 استفاده کرده است. داده های ماهواره ای با بهره گیری از سامانه گوگل ارث انجین فراخوانی، پردازش و تحلیل شدند. برای بررسی الگوی توزیع مکانی غلظت متان، شاخص موران جهانی و آماره G به منظور تحلیل خوشه ها و تعیین نحوه پراکنش داده ها به کار رفت. علاوه بر این، از آماره Gi برای شناسایی مناطق دارای بیشترین (نقاط داغ) و کمترین (نقاط سرد) غلظت متان استفاده شد. همچنین، ارتباط میان غلظت متان و عوامل اقلیمی مانند دما، فشار هوا، میزان بارش و سرعت باد از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون ارزیابی گردید. در نهایت، روند تغییرات زمانی غلظت متان در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده نشان دهنده روند افزایشی غلظت گاز متان در کلان شهر اصفهان طی دوره زمانی مورد مطالعه بوده است. این گاز در فصول سرد سال به ویژه در نواحی صنعتی و کشاورزی بیشترین غلظت را تجربه کرده است. بررسی های مکانی نشان دهنده تشکیل خوشه های قابل توجهی از غلظت های بالا در مناطق شمالی، به ویژه مناطق 4 و 7، و همچنین مناطق شرقی، به ویژه مناطق 12 و 15، می باشد که به دلیل فعالیت های مرتبط با دامداری، کشاورزی و دفن زباله، غلظت های بالای متان را در این مناطق به دنبال داشته است. در مقابل، نواحی جنوبی، به ویژه مناطق 2 و 6، و همچنین بخش هایی از نواحی غربی به عنوان نقاط سرد با غلظت های پایین تر شناخته شدند. علاوه بر این، ارزیابی ارتباط پارامترهای اقلیمی نشان داد که دما و سرعت باد به طور معکوس با تغییرات غلظت متان در ارتباط بوده اند، در حالی که فشار هوا نشان دهنده رابطه ی مثبت و معناداری با تغییرات غلظت این گاز بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، که مبتنی بر تحلیل داده های ماهواره ای با دقت بالا و روش های پیشرفته سنجش مکانی است، اطلاعات ارزشمندی را در زمینه مدیریت آلودگی هوا و برنامه ریزی شهری فراهم می آورد. بر این اساس، پیشنهاد می شود پایش و کنترل انتشار متان با اولویت بندی فصول سرد سال و تمرکز بر مناطق شناسایی شده به عنوان نقاط داغ انجام گیرد. در این راستا، بهینه سازی فرآیندهای صنعتی، مدیریت کارآمد پسماندها در نواحی شرقی اصفهان و کنترل انتشار متان از دامداری های شمالی با بهره گیری از فناوری های نوین، ازجمله روش های تصفیه زیستی، می تواند به طور مؤثری در کاهش این آلاینده نقش ایفا کند. علاوه بر این، استفاده از داده های سنجش از دور و مدل های پیش بینی پیشرفته برای پایش مداوم غلظت متان و اجرای راهکارهای کنترل آلودگی به صورت هدفمند، به عنوان یک راهبرد مؤثر توصیه می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان