فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
81 - 103
حوزههای تخصصی:
کاربست رهیافت بازآفرینی شهری پایدار در سکونتگاه های غیررسمی، به منظور تقویت قابلیت های سکونتگاه های غیررسمی و کاهش محدودیت-های آن می تواند منجر به معکوس شدن روند افت کیفیت زیست و زندگی ساکنان آن ها شود؛ اما تحقق این هدف در وهله اول نیازمند شناسایی قابلیت ها و محدودیت های محدوده های غیررسمی است تا در بستر آن بتوان به این امر نائل آمد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر در راستای تبیین قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار انجام گرفته است. این پژوهش با ماهیت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر چارچوب سنجشی نگاشته شده، با استفاده از روش اسنادی و پیمایشی، اطلاعات را گردآوری نموده است. حجم نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران، 367 نفر تعیین و برای تعیین روایی پرسشنامه پژوهش از اعتبار محتوایی و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرچند محلات باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد با محدودیت های پرشماری از منظر بازآفرینی شهری پایدار ازجمله پایین بودن سطح سواد، پایین بودن حس تعلق به مکان، تعدد فضاهای ناامن و بی دفاع، پایین بودن امنیت اجتماعی، سرانه پایین کاربری های خدماتی، تخصص ناکافی شاغلان، پایین بودن سطح توانمندی حرفه ای ساکنان، کیفیت نامناسب محیطی، پایین بودن تاب آوری کالبدی، حکمروایی پایین محلی و غیره روبرو هستند؛ اما در مقابل دارای قابلیت هایی نیز در این زمینه شامل بالا بودن سابقه سکونت ساکنان، پایین بودن بزهکاری اجتماعی، بالا بودن مراودات و همبستگی اجتماعی، بالا بودن سرمایه اجتماعی، وجود اراضی با قابلیت کشاورزی و احساس امنیت تصرف هستند که در صورت لزوم می تواند محرک بازآفرینی پایدار در سطح این محلات باشند.
راهکارهای طراحی فضای باز آموزشی کودکان بر مبنای ارزیابی و تحلیل نیازهای دختران و پسران 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
89 - 103
حوزههای تخصصی:
کودک از تولد پای در راهی می نهد که می تواند شخصیت و جسم او را تکمیل و خلاقیتش را پایه گذاری کند. یکی از روش های رشد خلاقیت، روش غیرمستقیم یا تأثیر محیط طبیعی و غیرطبیعی در بروز و افزایش خلاقیت در کودکان است. از این نظر فضاهای آموزشی ازلحاظ ساختار مکانی به عنوان بستری مناسب برای رشد کودک معنا می پذیرند. تحقیق پیش رو کاربردی و روش آن پیمایشی-اکتشافی با شیوه توصیفی است. در این پژوهش، جهت شناخت نیاز و انتظار کودکان از فضای باز آموزشی، تکنیک نقاشی، مشاهده و مصاحبه نیمه سازمان یافته مخصوص کودک استفاده شد تا اطلاعات لازم در مورد فضای باز دلخواه کودکان حاصل شود. جامعه موردتوجه، کودکان 3-6 سالِ مهدها و پیش دبستانی های شهر تهران و حجم نمونه، 25پسر و 35دختر که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. تمام اطلاعات موجود در نقاشی کودکان با تفکیک بر اساس جنسیت و مطابق با اهداف ادبیات موضوع به لحاظ آمار توصیفی طبقه بندی شدند و درنهایت بعد از تفسیر و تحلیل کیفی تصاویر، با کمک 5 نفر از مربیان کودک با سابقه بیش از 15سال و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد، دکتری روانشناسی و یا علوم تربیتی، با استفاده از روش دلفی نتایج به جمع بندی رسیدند. یافته ها نشان از تشابه ها و تفاوت هایی برای دختران و پسران بود. پیشنهاد می شود برای پسرهای 3-6 سال در حیاط، زمین چمن، درختان بلند و گیاهان خوش بو در کنار پیش بینی مکانی برای نمایش دوره ای چارپایان حتماً وجود داشته باشد. همچنین طراحی مسیر عبوری با خط کشی عابر پیاده و زمین بازی های توپی گروهی برای پسران در نظر گرفته شود. برای دخترهای 3-6 سال در حیاط، امکان کاشت درختچه و گیاهان رنگی میسر باشد و مکانی برای قفس ماکیان، خرگوش و یاگوسفند در نظر گرفته شود. بر وجود فضاهای سایه انداز و نیمه باز همراه با تزئینات برای دختران تاکید می شود و پیشنهاد می گردد وسایل بازی آن ها رنگارنگ همراه با تزئینات باشد.
بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
54 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.
تحلیل حساسیت مدل دوبعدی HEC-RAS نسبت به معادلات حاکم در پهنه بندی خطر سیل: مطالعه موردی رودخانه خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۶
125 - 146
حوزههای تخصصی:
علیرغم پیشرفت های قابل توجه در مدل های هیدرولیکی، عدم درک کامل فرآیندهای سیلاب و تغییرات مکانی-زمانی ورودی های مدل (مانند توپوگرافی و زبری سطح)، دقت پیش بینی سیلاب را محدود کرده است. در پژوهش حاضر، تأثیر معادلات محاسباتی بر دقت مدل HEC-RAS در تهیه نقشه خطر سیل بررسی شد. به همین منظور متغیرهای جریان آب برای دبی های 15، 34 و ۱۰۰۰ مترمکعب بر ثانیه در یک بازه ۳ کیلومتری از رودخانه پایین دست شهر خرم آباد شبیه سازی شدند. نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که این مدل به عواملی نظیر ضریب زبری مانینگ، ابعاد شبکه محاسباتی و روش حل معادلات حاکم بر جریان حساسیت بالایی دارد. در میان خصوصیات هیدرولیکی مختلف، تراز سطح آب کمترین حساسیت را نسبت به معادلات محاسباتی نشان داد. عملکرد مدل در شبیه سازی جریان اندازه گیری شده در ماه فروردین و آبان ۱۴۰۳، با استفاده از روش حل موج پخشیده، به مراتب بهتر بود. در مقابل، برای سیلاب فروردین ۱۳۹۸، روش حل معادلات موج دینامیک نتایج بهتری را ارائه داد. تحلیل های انجام شده از طریق ارزیابی پارامترهای اندازه گیری شده (عمق، سرعت و عرض گسترش جریان) و نتایج شبیه سازی چهار مقطع مشاهداتی، با استفاده از شاخص های آماری RMSE و MAPE، انجام گردید. نتایج نشان داد که در اکثر مقاطع، سیلاب به کرانه ها گسترش یافته و در مقطع پل (مقطع D) به دلیل محدودیت عرضی، عمق و سرعت بیشتری به ثبت رسیده است. به طور کلی، در شرایطی که کانال مقطع پر ظرفیت مناسبی برای دبی ورودی داشته باشد، روش حل موج پخشیده انتخاب بهتری است. در مقابل، برای دبی های با دوره بازگشت بالا و در شرایطی که جریان به سمت سیلاب دشت گسترش می یابد، انتخاب معادلات موج دینامیک برتر خواهد بود.
تحلیل و ارزیابی محتوایی تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات علم سنجی با بررسی مقالات علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر بین المللی، روندها، الگوها و زمینه های پژوهشی مرتبط با تأثیر تغییرات اقلیمی را شناسایی می کنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل علم سنجی تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی در پایگاه اطلاعاتی Web of Science است. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی و از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی انجام شده است. بازه زمانی موردمطالعه شامل متون منتشر شده در پایگاه اطلاعاتی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۴ است. برای تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی از نرم افزارهای اکسل، و آر استودیو و پکیج بیبلیومتریکس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد روند رشد سالیانه تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی بخصوص در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است. بررسی مجلات منتشرکننده مقالات پژوهشگران ایران نشان دهنده این است که نشریاتی که بر تحقیقات و مقالات علمی مرتبط با تغییرات آب وهوایی، ابعاد مختلف توسعه پایدار و مدیریت منابع آبی تمرکز داشته اند. بر اساس شاخص های H و G، مجله Journal of Hydrology با داشتن h-indexبرابر با ۲۷۴ و g-index برابر با ۶۵، در رتبه اول قرار دارد. همچنین، همکاری پژوهشگران ایران با سایر کشورها در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی قابل توجه بوده است. دانشگاه های تهران، کل واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک واحد متمرکز و تربیت مدرس به عنوان پرتولیدترین مؤسسات در تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی شناسایی شده اند. پژوهشگران ایرانی کلیدواژه های Climate-Change، Adaptation، Conservation Disease، Water، Emissions، Design، Model، Energy، Temperature و Plants به کاربرده اند. نتایج نشان می دهد ۵ خوشه موضوعی شامل: مدیریت تغییرات اقلیمی، مدل سازی اثر تغییرات بر منابع آب، تحلیل بارندگی، سیستم بهینه سازی منابع و حفاظت از الگوهای تنوع زیستی شناسایی شدند. این نتایج می تواند توسط محققان و سیاست گذاران برای بررسی اهداف تحقیقاتی آینده و توجه به جهت گیری های فعلی مطالعات تغییرات اقلیمی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی نقش مؤلفه های فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در فضاهای آموزشی مهد کودک
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش جدید، نحوه معماری فضاهای آموزشی است. به گونه ای که در طراحی یک فضای معماری، اصول معماری در ارتباط با کاربرد آن مکان مد نظر قرار می گیرد. در این راستا استفاده مناسب از برخی عناصر بصری از جمله فرم و رنگ است حایز اهمیت است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در محیط آموزشی مهدکودک انجام گرفته است روش شناسی : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانه ای و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش 100 نفر از مربیان مهد کودک و 30 نفر از کودکان مدارس شهر اردبیل می باشد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss بهره برده شد. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد کودکان علاقه ای زیادی به رنگ ها دارند و رنگ ها به خوبی در ذهنشان می مانند و می توانند در حالات روحی افراد و همچنین کودکان اثرگذار باشند. از این رو رنگ ها می توانند به عنوان یک متغیر وابسته در طراحی محیط مهدکودک در بهبود عملکرد روانی فضا و فرم ها به عنوان یک متغیر وابسته در بهبود عملکرد فیزیکی فضا تأثیرات بسزایی در کمک به افزایش ادراک حسی کودک و شناخت محیط عمل کنند. معماری فضای مهدکودک باید به گونه ای باشد که فضایی آرام و شادی بخش را برای رشد و افزایش خلاقیت کودکان فراهم کند و انگیزه نوآوری و عملی کردن تخیلاتشان را بیشتر کند. نتایج حاکی از پژوهش بیانگر این امر می باشد که شناخت ویژگی های فردی کودکان و عوامل مختلفی چون رنگ، فرم و فضاهای مختلف تاثیر بسزایی در ایجاد خلاقیت و تقویت هوش کودکان دارد.
اعتبار سنجی نقش الگوی بازاریابی محتوایی در توسعه بازاریابی گردشگری مبتنی بر بازاریابی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی محتوایی یکی از روش های پرکاربرد بازاریابی دیجیتال است که از منظر علمی و عملی با اقبال فراوانی همراه بوده است. هدف مطالعه حاضر، اعتبارسنجی نقش الگوی بازاریابی محتوایی در توسعه بازاریابی گردشگری مبتنی بر بازاریابی دیجیتال است. این مطالعه از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایشی- مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مشتریان فروشگاه های اینترنتی و کانال های فروش آنلاین است که در زمینه بازاریابی دیجیتال دارای تجربه می باشند. حجم نمونه 400 نفر برآورد گردید و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام گرفت. برای اعتبارسنجی الگوی بازاریابی محتوایی از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. شاخص های بازاریابی محتوایی نیز با روش سوارا اولویت بندی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که با روش روایی سازه، روایی همگرا و روایی واگرا اعتبارسنجی گردید. همچنین با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز قابلیت اعتماد پرسشنامه مطلوب ارزیابی شد. نتایج نشان داده است که استراتژی بازاریابی دیجیتال عاملی زیربنایی است که بر استراتژی بازاریابی محتوا اثر می گذارند. همچنین استراتژی بازاریابی محتوا خود بر مدیریت دانش مصرف کنندگان و کیفیت ارائه و توسعه خدمات اثر گذاشته و در نهایت به درگیری مشتریان منجر می شوند. در نهایت از طریق ایجاد ارزش برند و افزایش رقابت پذیری آن می توان قصد خرید مصرف کنندگان را افزایش داد.
تحلیل نقش زنان کارآفرین در توسعه روستایی، مطالعه موردی: شهرستان صومعه سرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
207 - 222
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از راهبردهای مؤثر در توسعه روستایی، بهره مندی از مشارکت و توانمندی های زنان کارآفرین است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش زنان کارآفرین در توسعه روستایی شهرستان صومعه سرا انجام شده است. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی از نوع توصیفی- تحلیلی است که در گردآوری اطلاعات پژوهش از روش اسنادی و میدانی استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر را زنان کارآفرین شهرستان صومعه سرا در سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱ تشکیل داده اند که از تعداد ۱۵۱ روستای شهرستان صومعه سرا، تعداد ۲۷ روستا و تعداد ۵۱ نفر زن کارآفرین و تعداد ۳۶ نفر مدیر روستا به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسش نامه و مصاحبه بوده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss و مدل های تلفیقی (FARAS+FCOPRAS) و مدل فازی WASTPAS، تجزیه وتحلیل شدند. یافته های حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که در فعالیت های زنان کارآفرین در توسعه روستا، شاخص توسعه درآمد به میزان ۷/۶۶ و شاخص مشارکت اجتماعی به میزان ۷/۴۴ بیشترین سهم و شاخص تسهیلات به میزان ۷/۳۱ و اعتماد اجتماعی به میزان ۷/۱۱ کمترین مقدار اثرپذیری از نقش زنان کارآفرین در توسعه روستایی شهرستان صومعه سرا را به خود اختصاص داده است. بنابراین زنان کارآفرین در روند توسعه روستا عملکرد قابل قبولی داشته و فعالیت های کارآفرینی زنان در روستا زمینه های لازم برای توسعه روستایی را فراهم نموده است. بر اساس یافته های پژوهش، به نظر می رسد کارآفرینی زنان بتواند در توسعه روستایی مؤثر باشد.
ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه پرنده نگری در تالاب صالحیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همسو با الزامات محیط زیستی طبیعت گردی، شناخت قابلیت های محیطی تالاب ها و ویژگی های جامعه پرنده نگرها، اثرگذار بر توسعه پایدار پرنده نگری است. تالاب صالحیه با گونه های متنوع پرندگان و موقعیت جغرافیایی خاص، از نظر توان های طبیعی و ظرفیت های پرنده نگری کمتر موردتوجه قرارگرفته است. بنابراین پژوهش پیش رو با دیدگاه پایداری اکولوژیکی و اقتصادی، عوامل مؤثر بر توسعه پرنده نگری در این تالاب را ارزیابی کرده که به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، تحلیلی و پیمایشی است. جمع آوری اطلاعات به روش میدانی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته با آلفای 852/0 انجام شد که شامل 4 شاخص دلایل پرنده نگری، رفاه و انتظارات پرنده نگرها، آگاهی و اطلاع رسانی، ریسک پذیری و رفتارهای پرخطر بوده و توسط 54 نفر از پرنده نگرها به روش نمونه گیری در دسترس تکمیل شد. داده ها از طریق آمار توصیفی، آزمون کولموگراف-اسمیرنوف، t تک نمونه ای، همبستگی و معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل اثرگذاری مثبت وجود ایستگاه نظاره گری، جذابیت نزدیک شدن به لانه پرندگان، اثر مثبت راه های ارتباطی مطلوب و دسترسی آسان در تمایل به پرنده نگری، رغبت به پرنده نگری به دلیل آگاهی علمی از گونه های پرندگان، ارجحیت نسبی نظاره گری سیار به ایستا، استفاده از تکنولوژی مدرن و دوربین، تأثیر راهنمای طبیعت گردی بر ترغیب به تکرار پرنده نگری، اثرگذاری مشاهده پرندگان نادر و کمیاب بر بازدید مجدد، و لذت مشاهده پرواز و حرکت دسته جمعی پرندگان بالاترین اهمیت را دارند. بنابراین افزایش شناخت علمی از پرندگان، ترویج رفتارهای همسو با زیست آن ها، ایجاد کمپ پرنده نگری، بهبود راه های دسترسی و افزایش امکانات رفاهی در تالاب صالحیه می تواند موجب توسعه اکوتوریسم پرنده نگری، حفاظت از میراث زیستی و ایجاد اشتغال طبیعت محور پایدار شود.
ارزیابی شاخص های کیفیت محیط شهری از منظر برندینگ شهری (مطالعه موردی:کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
20 - 1
حوزههای تخصصی:
رویکرد کیفیت محیط شهری به عنوان یکی از نوین ترین پارادایم های باززنده سازی نواحی شهری، تأثیر شگرفی در کیفیت زندگی و پایداری ساکنان آن دارد که تلفیق آن با رویکردهای خلاقانه ای نظیر برندسازی شهری، می تواند باعث رشد و تعالی نواحی شهری و افزایش ضریب رقابت پذیری شهر شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، تحلیل و ارزیابی کیفیت محیط شهری کلانشهر اصفهان از منظر برند سازی شهری است که برای این منظور، مناطق شهری کلان شهر اصفهان به عنوان مورد مطالعاتی انتخاب شد. پژوهش حاضر، بر مبنای هدف از نوع کاربردی و از لحاظ روش از نوع توصیفی-همبستگی و نحوه گردآوری داده ها بصورت اسنادی و میدانی می باشد. حجم نمونه آماری شامل شهروندان ساکن مناطق پانزده گانه کلان شهر اصفهان که حجم نمونه با توجه به جمعیت 3072642 سال 1395برابر 337 پرسشنامه برآورد و با توجه به جمعیت هر منطقه توزیع شده است. در پژوهش حاضر برای تحلیل داده ها از آزمون کولموگروف–اسمیرنف و نیز روش معادلات ساختاری در محیط نرم افزارSmart PLS استفاده گردید. نتایج بدست آمده از پژوهش، نشان از تأثیرگذاری مثبت، قوی و معنی دار متغیر برندسازی بر کیفیت محیط شهری با ضریب تأثیر (833/0) است، بدین معنی که با تغییر یک واحد در عوامل و شاخص های برندسازی شهری، متغیرهای کیفیت محیط شهری نیز به صورت زیادی در جهت موافق تغییر می کنند.
بررسی شاخص های رقابت پذیری گردشگری با رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر (مطالعه موردی: مراکز اقامتی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
312 - 290
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر رقابت پذیری به عنوان مفهوم اقتصادی تأثیرگذار بر توسعه پایدار صنعت گردشگری مطرح می شود. شاید تا چند سال پیش فقط ارائه خدماتی مثل اتاق های تمیز، سرویس حمل ونقل و غذای مناسب، مشتریان هتل ها را راضی نگه می داشت؛ ولی در حال حاضر مسافران هتل ها کل فرایند دریافت خدمات از مرحله ورود به اماکن اقامتی تا مرحله ترک آن را مورد ارزیابی قرار می دهند و انتظارات خود را با کیفیت خدمات ارائه شده مقایسه و این ارزیابی را مبنای مراجعات بعدی قرار می دهند. از مهم ترین ویژگی های خدمات اقامتی، ایجاد حس اطمینان و آسایش به مشتریان از طریق رابطه ای باکیفیت بالا و توجه به تأمین نیازهای روحی و جسمی مسافران هست. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی است. باتوجه به شاخص های مورد بررسی، برای جمع آوری داده ها از روش تحقیق کتابخانه ای و سپس میدانی (روش پرسش نامه - طیف لیکرت) از گردشگران مراکز اقامتی در تبریز استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تی تک نمونه ای (T-Test) به منظور ارزیابی شاخص های رقابت پذیری شهر تبریز استفاده شد. از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل واریانس (Anova) برای بررسی و مطالعه وجود رابطه بین شاخص های رقابت پذیری گردشگری شهر تبریز و مدیریت کیفیت فراگیر و مشخص کردن تأثیر هر یک از متغیرهای مدیریت کیفیت فراگیر بر رقابت پذیری گردشگری شهر تبریز استفاده شد. همچنین برای چگونگی روابط بین متغیرها در بازه سه ماهه تیرماه و مهرماه 1402، همبستگی آن هم مورد بررسی قرار گرفت که از نوع مثبت بود و نتایج پژوهش نشان داد که با اعمال مدیریت کیفیت فراگیر، اندازه شاخص های رقابت پذیری گردشگری نیز در طول زمان در مراکز اقامتی تبریز افزایش پیدا می کند.
تحلیل آمایشی پهنه های مستعد توسعه تفرج گسترده طبیعت گردی در پناهگاه حیات وحش عباس آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دوره ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
115 - 154
حوزههای تخصصی:
طبیعت گردی در مناطق حفاظت شده به عنوان یکی از زیربخش های مهم اکوتوریسم راهی برای حفاظت از چشم اندازها، تنوع زیستی و ذخایر طبیعی است؛ بنابراین توسعه تفرج گسترده در این نواحی لزوم برنامه ریزی برای آنها را دو چندان می کند. در پژوهش حاضر در راستای رویکرد توسعه پایدار طبعیت گردی سعی شد تا با بهره گیری از روش های تحلیل داده های مکانی توان اکوتوریسم در قالب شناسایی پهنه های مستعد توسعه تفرج گسترده در پناهگاه حیات وحش ارزیابی و درنهایت، ظرفیت تحمل با مدل ظرفیت پذیرش گردشگری (TCC) محاسبه شود. بدین منظور، پنج معیار سیمای سرزمین، اقلیمی، انسانی، زیستی و عوامل محدودکننده انتخاب شد که تلفیق لایه های بی بُعد آنها منجر به تهیه نقشه نهایی تفرج گسترده اکوتوریسم در دوره های گرم و سرد سال شد. نتایج نشان داد که برای تفرج طبیعت گردی در دوره گرم سال 117948 هکتار (%39) بسیار مناسب، 135137 هکتار (%44) مناسب، 52769 هکتار (%17) نامناسب و برای دوره سرد سال نیز 82347 هکتار (%27) بسیار مناسب، 128213 هکتار (%42) مناسب و 95294 هکتار (%31) نامناسب است که نشان می دهد بخش عمده ای از وسعت منطقه معادل 25/115911 هکتار (76%) قابلیت بالایی برای توسعه اکوتوریسم دارد. همچنین، ظرفیت پذیرش فیزیکی، واقعی و مؤثر این پناهگاه به ترتیب 8557، 4884 و 2665 نفر در سال محاسبه شد. این پهنه زیستی می تواند با تبیین ارزش های اکولوژیکی و طبیعی به یکی از مقاصد مهم طبیعت گردی مبدل شود. همچنین، ظرفیت پذیرش آن با برنامه ریزی مناسب برای ایجاد زیرساخت ها، تأمین تمهید های طبیعت گردی و نیروی انسانی مجرب می تواند افزایش یابد.
تاثیر ابعاد سرمایه انسانی بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه انسانی در نیروی پلیس نقشی کلیدی در تقویت هنجارهای اخلاقی ایفا می کند، به ویژه در مناطق گردشگری که تعاملات فرهنگی و اجتماعی پیچیده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های اخلاقی، روان شناختی، مهارت های حرفه ای و دانش نیروی پلیس بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران در شهرهای ساحلی استان مازندران انجام شده است. این پژوهش از نوع کمی و اثبات گرا بوده و جامعه هدف شامل 126 مدیر و افسر پلیس فرماندهی انتظامی استان مازندران بود که 100 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های صادق حسنی و همکاران (1402) و میرزاخانى و همکاران(1398) استفاده شد. با نظر استاد راهنما و سایر اساتید دانشگاه آشنا به موضوع پژوهش، اعتبار (روایی) پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. تحلیل داده ها نشان داد که ویژگی های اخلاقی پلیس، مهارت های حرفه ای و ویژگی های روان شناختی تأثیر معناداری بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران دارند. در مقابل، دانش پلیس تأثیر معناداری نداشت. سرمایه انسانی پلیس، به ویژه ویژگی های روان شناختی و مهارت های حرفه ای، می تواند نقش مهمی در ارتقای رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران ایفا کند. این تحقیق از اولین مطالعاتی است که به بررسی تأثیر سرمایه انسانی پلیس بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران در ایران می پردازد و بینشی نو برای ارتقای گردشگری اخلاقی و تعاملات مثبت میان گردشگران و جوامع میزبان فراهم می کند.
تجربه برند مقصد گردشگری: تحلیل علم سنجی و دستور کار پژوهش برای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
63 - 93
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طی دهه اخیر، تجربه برند مقصد گردشگری به عنوان یکی از اصلی ترین جنبه های برند در مقام نظریه و عمل برای ارتقای رقابت پذیری و پایداری شناخته می شود؛ لذا با توجه به وجود شکاف مقالات علم سنجی در زمینه تجربه برند مقصد، هدف کانونی مطالعه، سازمان دهی ادبیات در دسترس برای تجزیه و تحلیل مضامین مفهومی و شناسایی روندهای آینده پژوهش، در عرصه فوق است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع مروری و بر مبنای رویکرد علم سنجی استوار است و تکنیک های ارزیابی و رابطه ای هم تألیفی و هم رخدادی واژگان برای تحلیل اطلاعات اسنادی مبنا واقع شد. داده های جامعه آماری پژوهش از دو پایگاه وب آو ساینس و اسکوپس استخراج و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار وی او اس ویوور، استفاده گردید. یافته ها: تجربه برند مقصد مفهومی نوظهور بوده و به سرعت در میان نویسندگان تراز اول جهان، مجلات علمی و کشورهای پیشتاز در صنعت گردشگری در حال توسعه است. براساس تحلیل هم واژگانی مشخص شد که مفهوم تجربه برند مقصد، ماهیتی چندبعدی دارد و حوزه های مفهومی مدیریت و برندسازی، انسان شناختی، رفتاری و فناوری اطلاعات را هدف قرار داده است. نتیجه گیری و پیشنهادها: رسانه های اجتماعی، پیشران های تجربه برند، ارزش ویژه برند، وفاداری، رضایت، توسعه مقصد، ارزش تجربی ادراک شده، رفتار پایدار و هم آفرینی ارزش تجربه از جمله حوزه های مفهومی فراگیر در راستای باز جهت گیری مطالعات برای ارتقای تجربه برند مقصد در آینده به شمار می آیند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر به دلیل پوشش شکاف مطالعه مروری بر مبنای رویکرد علم سنجی در زمینه تجربه برند مقصد، دارای نوآوری بوده و بر غنای ادبیات مرتبط نیز افزوده است.
ارائه الگوی توانمندسازی جامعه محلی در توسعه اکوتوریسم منطقه سمیرم اصفهان بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
145 - 163
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه منطقه سمیرم جزو مناطق محروم استان اصفهان است و با توجه به ظرفیت فراوان اکوتوریسم در این منطقه، توسعه پایدار، حفظ منابع طبیعی، افزایش درآمد محلی، حفظ فرهنگ و هویت محلی، اشتغال زایی و توسعه اجتماعی ضروری است. هدف از انجام این پژوهش ارائه الگوی توانمندسازی جامعه محلی در توسعه اکوتوریسم منطقه سمیرم اصفهان در سال 1402 براساس نظریه داده بنیاد است. روش پژوهش، با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی، از نوع داده بنیاد و رهیافت سیستماتیک (نظریه اشتراوس و کوربین)، و از نظر ماهیت از نوع پژوهش های اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل 37 خبره حوزه گردشگری، مسئولان و مردم محلی است و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شده و مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشته است. برای تحلیل داده ها از رهیافت سیستماتیک و دسته بندی پنج گانه کدها استفاده شده است. در نتیجه این پژوهش، هشت خرده مقوله در شرایط زمینه ای، دو خرده مقوله در شرایط علّی، یک خرده مقوله در شرایط مداخله گر، شش خرده مقوله در کنش یا راهبردها و پنج خرده مقوله در پیامدها به دست آمده است. توانمندسازی جامعه محلی در توسعه اکوتوریسم به بهبود کیفیت زندگی و حفظ محیط زیست کمک می کند. در این راستا، باید در زیرساخت های لازم مانند جاده ها، اقامتگاه ها و امکانات بهداشتی که به جذب گردشگران کمک می کند سرمایه گذاری شود. همچنین، باید با فراهم کردن فرصت های شغلی در زمینه های مرتبط با اکوتوریسم، مانند راهنمایی گردشگران، خدمات اقامتی و رستوران ها بستر گردشگری فراهم شود و برنامه هایی طراحی شود که به حفظ فرهنگ محلی و محیط زیست کمک کند و از آسیب به منابع طبیعی جلوگیری کند.
ارزیابی شاخص های توسعه منطقه 9 شهر اصفهان از دیدگاه کارشناسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تعادل در ساختار فضایی شهرها از منظر توزیع متعادل امکانات و عملکردهای شهری به عنوان یک شاخص مهم برای بهبود کیفیت زندگی محسوب شده و از زیربناهای سیاست های عدالت توزیعی است؛ لذا دستیابی به تعادل در ساختار فضایی و توزیع عملکردهای شهری یکی از ضروریات در فرایند توسعه شهری بوده که ناشی از توجه به مسائل مختلف در شهرها است. پژوهش حاضر باهدف بررسی شاخص های عملکردی توسعه در منطقه 9 شهر اصفهان صورت گرفته است. پرسشنامه ای با طیف لیکرت تهیه و توسط 30 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی و طراحی شهری منطقه 9 تکمیل شد. شاخص های اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و خدمات شهری در پرسشنامه ها مدنظر قرار گرفتند. از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و همچنین آزمون t-test استفاده شد. در نهایت الگوی توسعه مناسب برای منطقه 9 شهر اصفهان ارائه شد. طبق نتایج تأثیر شاخص های مورد مطالعه در بهبود ساختار عملکردی شهر بیشتر از حد متوسط می باشد. خدمات شهری و محیط زیست، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و اقتصادی مهم ترین شاخص ها برای بهبود ساختار عملکردی منطقه هستند. در شاخص اقتصادی، دسترسی به مراکز خرید؛ در شاخص اجتماعی-فرهنگی، امنیت در منطقه؛ در شاخص کالبدی، کیفیت ساخت وسازها و در شاخص خدمات شهری، توسعه فضای سبز بیشترین تأثیر را در بهبود ساختار عملکردی مناطق شهری داشته اند. کمترین تأثیر را نیز در شاخص اقتصادی، ارتقاء اقتصاد محلی نسبت به شهر اصفهان؛ در شاخص اجتماعی- فرهنگی، مناسب سازی خدمات برای معلولین؛ در شاخص کالبدی، وجود پارکینگ های عمومی؛ در شاخص خدمات شهری، بهبود سرانه های خدمات شهری داشته اند.
بهبود دقت زمانی و مکانی نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) با استفاده از الگوریتم های تلفیق تصاویر ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست در محدوده های وسیع، امکان پوشش هم زمان کل منطقه را فراهم نمی کند. این مسئله زمانی که ارزیابی پوشش های گیاهی هم زمان و یا بررسی تغییرات پدیده های کوتاه مدت در یک منطقه وسیع مد نظر باشد، مطالعات را با چالش مواجه می سازد. ادغام داده های تصاویر ماهواره ای لندست با قدرت تفکیک پذیری مکانی مناسب، با اطلاعات تصاویر ماهواره ای مادیس با قدرت تفکیک پذیری زمانی مناسب، می تواند راه حلی برای پیوند بین داده های با وضوح زمانی و مکانی مناسب باشد. هدف از این تحقیق ارزیابی الگوریتم های مختلف ادغام تصاویر در تهیه نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) می باشد. بدین منظور از شش الگوریتم تلفیق، شامل NNDiffuse (انتشار نزدیک ترین همسایه)، PC (مؤلفه های اصلی)،Brovey، CN(رنگ نرمال شده)، Gram-Schmidt و SFIM (مدل مبتنی بر فیلتر هموارسازی) در یک محدوده آزمایشی در استان خوزستان استفاده شد. پس از ارزیابی نتایج الگوریتم ها و انتخاب مناسب ترین الگوریتم تلفیق، بر اساس محاسبه میزان خطاهای آماری و ارزیابی معیارهای طیفی (ضریب همبستگی) و مکانی (فیلتر لاپلاسین)، اطلاعات طیفی و مکانی بازتاب باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک هشت تصویر موزائیک شده لندست-8 (30 متر) با باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک یک تصویر مادیس (250 متر) تلفیق گردید. جهت بررسی پوشش های گیاهی، با تصویر ماهواره ای تلفیق شده، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، در محدوده استان خوزستان تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که الگوریتم NNDiffuse از دقت مطلوب تری جهت ادغام باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک لندست 8 و مادیس برخوردار است، به طوری که شاخص گیاهی NDVI به دست آمده از این الگوریتم در مقایسه با تصویر لندست- 8 اصلی، از کم ترین خطای آماری (1234/0) RMSE و (081/0)MAE برخوردار است.
کاربرد مدل HEC-RAS در ارزیابی الگوی تغییرات رسوب گذاری بخش هایی از رودخانه تالار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوضه آبریز رودخانه تالار در استان مازندران هرساله شاهد سیلاب های بزرگ با حجم رسوب انتقالی بسیار زیاد می باشد. برای بررسی انتقال رسوب از حوضه ی آبریز مذکور، 11 کیلومتر از رودخانه تالار در پنج بازه مکانی در فواصل 4/22- 7/24، 2/18 -5/20، 5/17- 00/18، 75/16- 5/17 و 5/11 – 75/16 کیلومتر از محدوده شهری از دریا ملاکلا- نجار کلا تا عرب روشن انتخاب شد تا الگوی تغییرات رسوب گذاری و فرسایش در بازه زمانی پنج ساله (1400- 1395) با توجه به قابلیت های مدل HEC-RAS، موردبررسی قرار گرفت. برهمین اساس از آمار بلندمدت ایستگاه هیدرومتری کیاکلا، در شرایط سیلاب با دوره ی بازگشت های 2، 10، 25، 50 و 100 ساله برای حوضه ی آبریز ایستگاه مذکور انتقال رسوب و حجم آورد رسوب تجزیه وتحلیل و بررسی شد. نتایج نشان داد مجموع رسوب ورودی در طول کل شبیه سازی در ابتدای دوره از مجموع رسوب در انتهای دوره شبیه سازی به میزان 9/0 میلیون تن کمتر و رودخانه در اکثر مواقع به صورت فرسایش پذیر است. همچنین متوسط ارتفاع رسوب در بازه مکانی اول (4/22- 7/24) 11 سانتیمتر و میزان رسوب گذاری 6 میلیون تن و رسوب گذاری قابل توجه می باشد. در بازه مکانی دوم (2/18 -5/20) میزان رسوب گذاری تقریباً 1 میلیون تن می باشد. در بازه مکانی سوم نیز نتایج کم وبیش مشابه وجود دارد. در بازه مکانی چهارم شرایط از نظر عمق و حجم فرسایش برای برداشت مناسب نیست. بازه مکانی پنجم (5/11 – 75/16) میزان فرسایش به طور تقریبی 3/8 میلیون تن به دست آمده است. دامنه تغییر ارتفاع فرسایش در بازه مکانی پنجم از 10 الی 20 سانتیمتر متغیر است.
ارزیابی کمربند سبز ارتفاعات جنوب شهر مشهد در جلوگیری از پراکنده روی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
45 - 64
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت و گسترش شهرها باعث ایجاد پراکنده روی شهری شده. کمربندهای سبز به عنوان راهکاری برای کنترل این پراکندگی مطرح شده اند. این پژوهش به بررسی نقش کمربند سبز ارتفاعات جنوبی مشهد در جلوگیری از پراکنده روی شهری می پردازد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده که برای جمع آوری اطلاعات میدانی از طریق تکنیک دلفی و با روش گلوله برفی نخبگان مرتبط با موضوع پژوهش مشخص در نهایت 20 نفر به عنوان نمونه آماری بدست آمدند که با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شدند، به طوریکه ابتدا روایی داده ها در محیط نرم افزار میک مک محاسبه شد که در سطح 70% تأیید شدند. نتایج بدست آمده نشان داد، سیستم کمربند سبز در مشهد ناپایدار بوده به طوریکه 5 متغیر با اثر-وابستگی بالا در محدوده متغیرهای ریسک، به عنوان پیشران های اصلی انتخاب شدند که از بین آن ها متغیر هماهنگی طرح های هادی با ضوابط کمربند سبز با امتیاز 36 در تأثیرگذاری و 33 در تأثیرپذیری دارای اهمیت بالا در هدایت سیستم کمربند سبز به سوی پایداری دارد و بر اساس نتایج نرم افزار سناریو ویزارد، تسهیل دسترسی روستاییان و توسعه گردشگری روستایی نقش مهمی در تحقق سناریوی مطلوب دارد. راهبردهای پیشنهادی برای تحقق این سناریو و کنترل پیامدهای منفی شامل اختصاص زمین های خصوصی و وقفی، سرمایه گذاری برای کاشت و نگهداری درختان، و توسعه فضای سبز به منظور مهار سیلاب است. همچنین همکاری شهرداری و فرمانداری با مدیران اجرایی برای تقویت گردشگری محور کمربند سبز و توسعه اقتصاد روستایی، در بهره برداری موفق از این طرح و جلوگیری از پراکنده روی شهری مؤثر است.
ارزیابی و سنجش شاخص های رفاه اجتماعی در فرآیند برنامه ریزی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
107 - 124
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف برنامه ریزی شهری تأمین رفاه اجتماعی شهروندان می باشد، زیرا رفاه در هر جامعه ای از اساسی ترین نیازهای اجتماعی است که افراد جامعه باید از آن برخوردار باشند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و سنجش شاخص های رفاه اجتماعی شهروندان در فرایند برنامه ریزی شهری انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی–توسعه ای و روش مطالعه اسنادی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان شهر ارومیه تشکیل می دهد و حجم نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی برای هرکدام از مناطق پنج گانه شهر ارومیه برآورد گردیده و جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه و جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از تحلیل های توصیفی و استنباطی ازجمله آزمون های T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه خطی و تحلیل مسیر در محیط نرم افزارهای آماری SPSS و Excel و جهت ترسیم نقشه ها نیز از نرم افزار GIS استفاده شده است. با توجه به بررسی های به عمل آمده از یافته های پژوهش، میزان تمام ابعاد بررسی شده در تبیین شاخص های رفاه اجتماعی یکسان و یک جهت نمی باشند و همان گونه که ضریب استانداردشده نشان داد، در بین ابعاد کیفیت محیط شهری، اقتصادی، سلامت روانی، سلامت جسمانی و نهایتاً بعد سلامت اجتماعی همبستگی مثبتی وجود دارد و بعد سلامت روانی با ضریب تأثیر ۵۱۵/۰ اثرگذاری، قدرت تبیین بیشتری نسبت به دیگر ابعاد بررسی شده در توسعه رفاه اجتماعی شهروندان دارد که در منطقه ۵ دارای رتبه اول و در منطقه ۴ دارای کمترین رتبه می باشد. نتایج این مطالعه نیز نشان داد که میانگین رضایت مندی شهروندان ارومیه از شاخص های رفاه اجتماعی کمتر از حد متوسط رضایت مندی بوده که نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای می باشد.