جغرافیا و برنامه ریزی محیطی
جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دوره 36 بهار 1404 شماره 1 (پیاپی 97) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
زمین لرزه ها از مخرب ترین رویدادهای طبیعی است که همواره خسارت های زیادی را به جامعه بشری تحمیل می کند؛ بنابراین بررسی میزان آسیب پذیری لرزه ای و ارائه راهکارهای کاهش آسیب پذیری از موضوعات مهم روز است؛ در این میان شهرستان آبدانان واقع در جنوب استان ایلام با توجه به وجود گسل های متعدّد، سوابق زلزله های مخرب و رعایت نکردن استانداردها بسیار مستعد وقوع زمین لرزه است. بر این اساس، محققان در پژوهش حاضر به دنبال سنجش و ارزیابی آسیب پذیری این شهرستان در برابر خطر زلزله هستند. در این پژوهش پس از تهیه لایه های رقومی عوامل مؤثر بر وقوع این پدیده، استانداردسازی نقشه های معیار با استفاده از تابع عضویت فازی و وزن دهی معیارها با بهره گیری از روش کرتیک انجام شد. در نهایت، نقشه پهنه بندی در پنج طبقه با بهره گیری از روش تحلیل چند معیاره آراس تهیه شد. نتایج نشان می دهد که متغیرهای فاصله از کانون زلزله (وزن 153/0)، کاربری اراضی (133/0)، سازند زمین شناسی (وزن 130/0) و فاصله از گسل (با وزن 125/0) بیشترین میزان اهمیت را دارند. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش به ترتیب 20/22 و 35/30 درصد از کل مساحت شهرستان پتانسیل آسیب پذیری بسیار زیاد و زیاد را دارد. همچنین، بر اساس نتایج پژوهش شهرهای آبدانان، مورموری و سراب باغ به همراه 40 روستا در طبقه آسیب پذیری بسیار زیاد و 16 روستا در پهنه آسیب پذیری زیاد قرار دارد. به علاوه، با توجه به بهره گیری از روش منحنی راک و سطح زیرمنحنی، (80/0) دقت روش آراس در شناسایی و پهنه بندی مناطق آسیب پذیر شهرستان آبدانان در مقابل خطر زلزله خیلی خوب است.
حفاظت از میراث سبز در شهرهای کویری با انتقال حق توسعه (TDR) از محلات روستابنیان (مورد مطالعه: محله آبشاهی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت شهرها نیاز به استفاده از زمین شهری را مضاعف کرده و در پی آن گسترش افقی شهرها منجر به ادغام روستاهای اطراف در محدوده شهری و ایجاد عرصه های روستا-شهری شده که مملو از اغتشاش در کالبد، روابط اجتماعی و مسائل اقتصادی بوده است و در نهایت، دچار مسائل و تضادها بین مناطق شهری و روستایی شده است. محققان در پژوهش حاضر در پی آن هستند که با ارائه الگوی انتقال حق توسعه از عرصه های روستا-شهری به مناطق دیگر شهر که پتانسیل های توسعه را دارند، همراه با بارگذاری مناسب تراکم در این عرصه ها از اراضی کشاورزی و باغی و اراضی تاریخی_ فرهنگی در این عرصه ها حفاظت کنند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و با هدف حفاظت از اراضی باارزش محله آبشاهی یزد با استفاده از روش توصیفی و برمبنای مطالعات اسنادی انجام شده است. معیارهای تعیین مناطق ارسال و دریافت با استفاده از اسناد کتابخانه ای و مصاحبه با کارشناسان شناسایی و وزن دهی و سپس اهمیت معیارهای مشخص با آزمون فریدمن در نرم افزارSPSS و با روی هم گذاری اطلاعات در GIS اراضی ارسال و دریافت در انتقال حق توسعه مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که در بین 20 شاخص براساس مطالعات کتابخانه ای و اسنادی 7 شاخص اهمیت بیشتری دارد که شاخص های با اولویت در مناطق ارسال حق توسعه شامل برخورداری از اراضی کشاورزی، اراضی تاریخی و مساحت کاربری های حفاظتی و شاخص های مناطق دریافت شامل اراضی بایر، تراکم جمعیتی و ساختمانی مجاز است. افزایش جمعیت شهرها نیاز به استفاده از زمین شهری را مضاعف کرده و در پی آن گسترش افقی شهرها منجر به ادغام روستاهای اطراف در محدوده شهری و ایجاد عرصه های روستا-شهری شده که مملو از اغتشاش در کالبد، روابط اجتماعی و مسائل اقتصادی بوده است و در نهایت، دچار مسائل و تضادها بین مناطق شهری و روستایی شده است. محققان در پژوهش حاضر در پی آن هستند که با ارائه الگوی انتقال حق توسعه از عرصه های روستا-شهری به مناطق دیگر شهر که پتانسیل های توسعه را دارند، همراه با بارگذاری مناسب تراکم در این عرصه ها از اراضی کشاورزی و باغی و اراضی تاریخی_ فرهنگی در این عرصه ها حفاظت کنند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و با هدف حفاظت از اراضی باارزش محله آبشاهی یزد با استفاده از روش توصیفی و برمبنای مطالعات اسنادی انجام شده است. معیارهای تعیین مناطق ارسال و دریافت با استفاده از اسناد کتابخانه ای و مصاحبه با کارشناسان شناسایی و وزن دهی و سپس اهمیت معیارهای مشخص با آزمون فریدمن در نرم افزارSPSS و با روی هم گذاری اطلاعات در GIS اراضی ارسال و دریافت در انتقال حق توسعه مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که در بین 20 شاخص براساس مطالعات کتابخانه ای و اسنادی 7 شاخص اهمیت بیشتری دارد که شاخص های با اولویت در مناطق ارسال حق توسعه شامل برخورداری از اراضی کشاورزی، اراضی تاریخی و مساحت کاربری های حفاظتی و شاخص های مناطق دریافت شامل اراضی بایر، تراکم جمعیتی و ساختمانی مجاز است.
اثر کیفیت زندگی بر رفتارهای حامی محیط زیست (مطالعل موردی: نواحی روستایی شهرستان کوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آشکار شدن مشکلات محیط زیستی مختلف و افزایش نگرانی ها درزمینه تشدید مسائل محیط زیست در آینده به نقش اجتماعات انسانی در پایداری محیط زیست بیش از پیش توجه شده است. روستانشینان به عنوان بخش مهمی از اجتماعات انسانی که نظام زیست و فعالیت آنها پیوند تنگاتنگی با محیط طبیعی دارد، می توانند نقش مؤثری در راستای حفاظت از محیط زیست داشته باشند. با هدف گسترش مطالعات در زمینه عوامل اثرگذار بر رفتارهای حامی محیط زیست در پژوهش حاضر اثر کیفیت زندگی بر رفتارهای حامی محیط زیست در نواحی روستایی بررسی شده است. در این مطالعه کیفیت زندگی به صورت یک سازه چهاربُعدی شامل «سلامت جسمانی»، «سلامت روانی»، «روابط اجتماعی» و «محیط و امکانات» و رفتارهای حامی محیط زیست به عنوان یک سازه سه وجهی شامل «رفتارهای فردی»، «اجتماعی» و «مدنی» مفهوم پردازی شد. محدوده جغرافیایی مطالعه شده نقاط روستایی شهرستان کوار واقع در استان فارس و جامعه آماری روستانشینان 18 ساله و بزرگ تر است. داده های لازم پژوهش بیشتر با پرسشنامه گردآوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون با بهره گیری از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه کیفیت زندگی بر رفتارهای حامی محیط زیست اثر مثبت و معناداری دارد. ضریب تعیین تعدیل شده برای اثر کیفیت زندگی بر رفتارهای حامی محیط زیست در ابعاد فردی، اجتماعی و مدنی به ترتیب 607/0، 387/0 و 432/0 (p-value < 0.001) است. این یافته ها حاکی از آن است که بخش چشمگیری از واریانس رفتارهای حامی محیط زیست با واریانس کیفیت زندگی تبیین می شود. با توجه به اهمیت و ضرورت حفظ محیط زیست پیشنهاد می شود که مطالعات بیشتر و پژوهش های گسترده تر برای شناسایی سایر عوامل مؤثر بر انجام دادن رفتارهای حامی محیط زیست انجام شود.
بررسی خشکی زایی و احتمال ایجاد کانون های ریزگردی در سواحل جنوب شرقی دریای خزر دوره زمانی 1995 لغایت 2022(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دریای خزر بزرگ ترین دریاچه بسته جهان، در سال های اخیر با نوسانات شدیدی در سطح آب مواجه شده است که عمدتاً به دلیل تغییرات اقلیمی و بهره برداری بی رویه از منابع آبی است. این تغییرات به کاهش سطح آب و پسروی چشمگیر خط ساحلی، به ویژه در سواحل جنوب شرقی و گسترش مناطق خشک منجر شده است. این پژوهش روند خشکی زایی و احتمال شکل گیری کانون های گرد و غبار در این منطقه را بین سال های 1995 تا 2022 تحلیل می کند. برای این منظور، داده های ماهواره ای لندست و شاخص های پوشش گیاهی (NDVI) و پوشش آبی (NDWI) استفاده شد. تحلیل های آماری نشان می دهند که سطح آب دریای خزر از سال 1995 به طور مداوم کاهش یافته و به ویژه بین سال های 2020 تا 2022 به پایین ترین سطح خود در دوره 185ساله ثبت ابزاری تراز دریا رسیده است. نتایج نشان می دهد که این کاهش سطح آب باعث تغییرات عمده در پوشش گیاهی منطقه شده است. در مناطقی مانند خلیج گرگان، پیشروی پوشش گیاهی مانع از تشکیل کانون های گرد و غبار شده است، درحالی که در تالاب گمیشان به دلیل کمبود پوشش گیاهی، احتمال ایجاد کانون های ریزگرد بیشتر است. تحلیل ها همچنین نشان می دهد که از سال 2011 روند خشکی زایی تسریع یافته و پوشش گیاهی به ویژه در مناطق علفی و بوته ای افزایش درخور توجهی داشته است. به طورکلی، نتایج حاکی ازآن است که درصورت ادامه روند کاهش تراز آب دریای خزر، خشکی زایی در مناطق ساحلی افزایش خواهد یافت و مناطق بیشتری از تالاب گمیشان با خطر تبدیل شدن به کانون های ریزگرد روبه رو خواهند شد.
تحلیل آمایشی پهنه های مستعد توسعه تفرج گسترده طبیعت گردی در پناهگاه حیات وحش عباس آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعت گردی در مناطق حفاظت شده به عنوان یکی از زیربخش های مهم اکوتوریسم راهی برای حفاظت از چشم اندازها، تنوع زیستی و ذخایر طبیعی است؛ بنابراین توسعه تفرج گسترده در این نواحی لزوم برنامه ریزی برای آنها را دو چندان می کند. در پژوهش حاضر در راستای رویکرد توسعه پایدار طبعیت گردی سعی شد تا با بهره گیری از روش های تحلیل داده های مکانی توان اکوتوریسم در قالب شناسایی پهنه های مستعد توسعه تفرج گسترده در پناهگاه حیات وحش ارزیابی و درنهایت، ظرفیت تحمل با مدل ظرفیت پذیرش گردشگری (TCC) محاسبه شود. بدین منظور، پنج معیار سیمای سرزمین، اقلیمی، انسانی، زیستی و عوامل محدودکننده انتخاب شد که تلفیق لایه های بی بُعد آنها منجر به تهیه نقشه نهایی تفرج گسترده اکوتوریسم در دوره های گرم و سرد سال شد. نتایج نشان داد که برای تفرج طبیعت گردی در دوره گرم سال 117948 هکتار (%39) بسیار مناسب، 135137 هکتار (%44) مناسب، 52769 هکتار (%17) نامناسب و برای دوره سرد سال نیز 82347 هکتار (%27) بسیار مناسب، 128213 هکتار (%42) مناسب و 95294 هکتار (%31) نامناسب است که نشان می دهد بخش عمده ای از وسعت منطقه معادل 25/115911 هکتار (76%) قابلیت بالایی برای توسعه اکوتوریسم دارد. همچنین، ظرفیت پذیرش فیزیکی، واقعی و مؤثر این پناهگاه به ترتیب 8557، 4884 و 2665 نفر در سال محاسبه شد. این پهنه زیستی می تواند با تبیین ارزش های اکولوژیکی و طبیعی به یکی از مقاصد مهم طبیعت گردی مبدل شود. همچنین، ظرفیت پذیرش آن با برنامه ریزی مناسب برای ایجاد زیرساخت ها، تأمین تمهید های طبیعت گردی و نیروی انسانی مجرب می تواند افزایش یابد.
جهانی سازی مکان و برندسازی شهری؛ درس هایی برای شهر اصفهان براساس تجربیات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند جهانی شدن در ابعاد و سطوح مختلفی درحال پیشروی است و در این فرایند، مفهوم فضا و مکان نیز تغییراتی را تجربه می کنند. همگام با جهانی شدن، هویت مکانی شهرها نیز تغییر می یابد و همسو با این فرایند بازتعریف می شود. یکی از مهم ترین استراتژی ها برای جهانی سازی مکان، برندسازی شهری است که به معنای ارائه هویتی ویژه برای شهر است تا بتواند در فرایند جذب انواع سرمایه مالی، انسانی در بازار جهانی رقابت کند. یکی از مهم ترین ابعاد برندسازی شهری، توجه به هویت اجتماعی-فرهنگی شهرها است. پژوهش حاضر در تلاش است تا با تأکید بر سویه های اجتماعی-فرهنگی در کنار عوامل فضایی، نمونه های موفق برندسازی شهری را مرور کند و درنهایت، براساس آن تجربیات، ظرفیت های شهر اصفهان را برای برندسازی شناسایی و براساس آن تجربیات الگوسازی کند. روش تحقیق، روش توصیفی-تحلیلی بوده و 5 شهر بوداپست، دوحه، بارسلونا، آمستردام و هلسینکی به عنوان نمونه های موفق برندسازی جهانی مرور شده اند که می توانند الگوهای مناسبی برای شهر اصفهان باشند. مقایسه شهر اصفهان با نمونه های جهانی مشابه نشان می دهد که این شهر می تواند از چندگانه سازی های هویتی دوحه، پتانسیل تکثرگرایی فرهنگی آمستردام، سیاست توسعه شهری بارسلونا و ظرفیت های تاریخی و طبیعی مشابه بوداپست و هلسینکی برای جهانی سازی خودش بهره ببرد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که باوجود ظرفیت های متعدد برای برندسازی در شهر اصفهان، مانع اصلی ارائه تصویری جهانی از این ظرفیت ها است. شهر اصفهان با ظرفیت های فعلی نیز از بسیاری از شهرهای مذکور بستر مناسب تری برای برندسازی دارد؛ هرچند که بازنمایی جهانی از آن صورت نمی گیرد.
شناسایی کانال های گیسوییِ پخشِ سیلاب روی مخروط افکنه اسلام آباد در حوضه یزد اردکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کانال های گیسویی به شاخه های فرعی جریان های رودخانه ای اطلاق می شوند که عمدتاً روی سطوح مخروط افکنه ها و در مواردی نیز در گستره دشت سرها شکل می گیرند. این کانال ها به عنوان مسیرهای اصلی توزیع سیلاب در مخروط افکنه ها عمل می کنند و شناسایی دقیق آن ها در پیش بینی مخاطرات طبیعی سیل، فرسایش و مدیریت زیست محیطی حائز اهمیت است. در مخروط افکنه اسلام آباد یزد، گسترش سیلاب به تشکیل لندفرم های فرسایشی ناشی از جریان های سطحی مثل آبکندها منجر شده که درصورت عدم مهار، خطری جدی برای زیرساخت های حیاتی مانند شبکه های حمل ونقل محسوب می شوند که مهم ترین مسئله این تحقیق است. هدف اصلی این پژوهش، تهیه نقشه مکانی این کانال های سیلابی با دقت بالا است. در این مطالعه با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای GeoEye (چشم زمین) و الگوریتم تشخیص اختلاف کنتراست که روشی مبتنی بر قطعه بندی تصاویر است، توزیع فضایی کانال های گیسویی به صورت نیمه خودکار استخراج شد. نتایج پیاده سازی این روش در پلتفرم نرم افزاری E-Cognition با رویکرد پردازش شیءگرا نشان داد که خطوط چندضلعی یا پلی گون ترسیم شده، همسو با ریخت شناسی سطح مخروط افکنه است و جزئیاتی مانند الگوی آبکندها، شبکه کانال های گیسویی و مسیرهای پخش سیلاب را با دقت بالایی آشکار می سازند. همچنین بخش فعال مخروط افکنه اسلام آباد شناسایی و در قالب تصویر آورده شد. این یافته ها گامی مؤثر در مدیریت ریسک سیلاب و حفاظت از اکوسیستم های مناطق خشک محسوب می شود. براساس یافته های این تحقیق، می توان نتیجه گرفت که استفاده از روش قطعه بندی مبتنی بر اختلاف تباین، کارآیی بالایی در تشخیص فرم مخروط افکنه ها نشان داده است. این روش توانسته است علاوه بر تشخیص فرم واقعی تقریباً مخروطیِ مخروط افکنه اسلام آباد که با اریب به سمت چپ است، کانال های گیسویی سطح مخروط افکنه مذکور را هم به صورت نیمه خودکار با ترسیم خطوط پلی لاین به خوبی شناسایی کند. دلیل موفقیت این روش در تشخیص فرم و عوارض سطح مخروط افکنه اسلام آباد، بهره گیری هم زمان از اطلاعات طیفی و ویژگی های مورفولوژیکی مثل اندازه، شیب و شکل این لندفرم است.