فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
گردشگری یکی از عناصر اصلی توسعه و ژئوتوریسم به عنوان گونه ای از گردشگری پایدار اهمیت ویژه ای در توسعه گردشگری کشورها داشته است. ژئوتوریسم یکی از ارکان گردشگری است که بر چشم اندازها، فرم ها، و فرایندهای به وجود آورنده آن ها تأکیددارد و دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با توجه به شرایط محیطی متفاوت هستند. هدف از این پژوهش بررسی ظرفیت های ژئوتوریستی و قابلیت های جذب گردشگر در دامنه های شرقی سبلان می باشد. در پژوهش حاضر از روش توصیفی تحلیلی وکاربردی استفاده گردیده است. در روش کومانسکو هر لندفرم دارای پنج ارزش(علمی، زیبایی شناختی، مدیریت، اقتصادی، فرهنگی و کاربری) است. مدل کوبالیکوا بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد. نتایج حاصله نشان داد بر اساس مدل کوبالیکوا منطقه توریستی آلوارس با مقدار (43/10) بیش ترین امتیاز را نسبت به سایر مناطق توریستی کسب کرده است و هم چنین نتایج حاصله از مدل کومانسکو نشان داد که در بین مناطق مورد مطالعه روستای آلوارس با امتیاز(23/12) قابلیت بیش تری در جذب گردشگر نسبت به سایر مناطق دارد این منطقه از نظر شاخص ارزش اقتصادی و ارزش افزوده، بیش ترین امتیاز و از نظر شاخص آموزشی و حفاظتی، کم ترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. منطقه توریستی کله سر در نتایج مدل های کوبالیکوا و کومانسکو کم ترین امتیاز به ترتیب (43/7) و (۹۶/10) را به خود اختصاص داد. بر این اساس نتیجه گیری می شود منطقه توریستی آلوارس از نظر توانمندی ژئوتوریستی نسبت به مناطق مورد مطالعه قدرت جذب بیش تری در جهت توسعه ژئوتوریسم را به خود اختصاص داده است. بنابراین پیشنهاد می گردد در پژوهش های آتی برای شناساندن مناطق بکر ژئوتوریستی مطالعات متعددی بر اساس منابع ژئوتوریستی انجام گیرد و در این محدوده نگرشی تازه و نو ارائه گردد.
آینده پژوهی نقش پیشران های کلیدی گردشگری خلاق شهری در راستای توسعه ی پایدار (مورد مطالعه: کلان شهر اهواز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
627 - 646
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل کلیدی گردشگری خلاق شهری، به عنوان یک راهبرد نوین، برای توسعه پایدار کلان شهرهایی مانند اهواز ضروری است. این اقدام با هدف تنوع بخشیدن به اقتصاد، کاهش وابستگی به منابع ناپایدار و ایجاد فرصت های شغلی، به بهبود کیفیت زندگی شهری کمک می کند. تحلیل این عوامل، امکان برنامه ریزی هدفمند برای بهره برداری از پتانسیل های فرهنگی و هنری شهر و در نتیجه دستیابی به توسعه ای پایدار و فراگیر را فراهم می سازد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی نقش گردشگری خلاق شهری در راستای توسعه ی پایدار در کلان شهر اهواز است پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و ازحیث روش ترکیبی از روش های کتابخانه ای و پیمایشی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی می باشد. قلمرو پژوهش شهر اهواز بوده است.جامعه آماری این پژوهش 35 نفر از کارشناسان شهری، مدیران شهری و کارشناسان گردشگری شهری است.جهت تجزیه تحلیل دادها از روش دلفی، ماتریس اثرات متقاطع(میک مک) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که عواملی مانند آگاهی اجتماعی، مشارکت مردمی، و برندسازی نقش حیاتی در توسعه پایدار این صنعت دارند. در نهایت، با تأکید بر این پیشران ها، راهبردهایی برای برنامه ریزی و بهبود وضعیت گردشگری خلاق در این کلان شهر ارائه شده است.
تأثیر ورزش بر روابط اجتماعی گردشگری در فضاهای تفریحی شهری
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در سال های اخیر، توسعه فضاهای تفریحی و ترویج ورزش های عمومی به عنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت روان و تعاملات اجتماعی در جوامع شهری مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، در بسیاری از مناطق شهری ایران، نقش اجتماعی ورزش در فضاهای عمومی و گردشگری کمتر مورد بررسی قرار گرفته و خلأ سیاست گذاری مبتنی بر داده های تجربی احساس می شود. ازاین رو، هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر فعالیت های ورزشی بر روابط اجتماعی در فضاهای تفریحی و گردشگری است تا مشخص شود که چگونه مشارکت در ورزش می تواند بر ارتقای تعاملات اجتماعی، سلامت روان و هویت اجتماعی افراد تأثیرگذار باشد. روش شناسی: : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کاربران فضاهای ورزشی و تفریحی شهری بوده و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار GPower و با درنظر گرفتن سطح معناداری (0.05)، توان آزمون (0.80)، و اندازه اثر متوسط (0.50) برابر با ۱۰۶ نفر تعیین شد.. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته ای جمع آوری شد که شاخص هایی مانند مشارکت ورزشی، کیفیت فضاهای تفریحی، سلامت روانی، روابط اجتماعی، هویت اجتماعی، و تأثیر رسانه های اجتماعی را مورد سنجش قرار می داد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و آزمون های ناپارامتری مانند برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون شاپیرو-ویلک و مان ویتنی استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که مشارکت ورزشی در فضاهای تفریحی با سلامت روانی (r=0.56, p<0.01) و تمایل به شرکت در رویدادهای ورزشی (r=0.41, p<0.05) رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، تفاوت معناداری بین مردان و زنان در شاخص های "روابط اجتماعی و تعاملات انسانی" و "تأثیر ورزش بر هویت اجتماعی" مشاهده شد (p<0.05). به طور کلی، فعالیت های ورزشی در فضاهای تفریحی می توانند تأثیر مثبتی بر سلامت روان، تعاملات اجتماعی، و رضایت افراد داشته باشند. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده به بررسی عوامل مؤثر بر تعاملات اجتماعی و نقش رسانه ها در ترویج ورزش بپردازند.
شناسایی مشکلات محله با رویکرد برنامه ریزی محله محور (مطالعه موردی: محله 49 منطقه 2 شهرداری زاهدان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
39 - 52
حوزههای تخصصی:
درگذشته مرزهای یک محله شهری را تفاوتهای قومی، نژادی، طبقاتی، گروهی و گاه تقسیم بندی های طبیعی و تفاوت های ژئوموفولوژی (مثل وجود یک رودخانه، مسیل و ...) تعیین می کردند. محله های یک شهر هر کدام دارای یک هویت فرهنگی نیز بودند و با شنیدن اسم محله بلافاصله خصوصیات ساکنان آنها به لحاظ شغل، میزان ثروت و نیز خلق و خوی غالب در محله به ذهن متبادر می شد. اما در شهرهای کنونی با انفجار جمعیت بوجود آمده در قرن ماضی که سبب درهم ریختن نظام های سنتی زیستی قدیم شد، عملا مفهوم محله دستخوش تغییر شده و تعابیر جدیدی جای آن را گرفت. شکل گیری محله ها در عصر حاضر نه بر اساس تجانس های قومی، نژادی مذهبی و ... بلکه براساس توان اقتصادی افراد، تجانس شغلی (کوی های کارمندی و ...) قرار گرفته است لذا در مطالعات میدانی در محلات جدید اخلاف عقیده و سلیقه بسیاری مشاهده می شود و محله ها از یک نوع عدم وحدت نظر در بین ساکنان خود رنج می برند. در تحقیق حاضر که به روش اسنادی – میدانی انجام گرفته ضمن جمع آوری اطلاعاتی در خصوص محله 49 شهر زاهدان تعداد 380 پرسشنامه بین ساکنان این محله توزیع شد و پس از جمع آوری آنها اطلاعات حاصل به کمک نرم افزار SPSS و براساس آزمون رگرسیون تجزیه و تحلیل گردید. در محله مورد مطالعه علی رغم اینکه 61 درصد از ساکنان محله از زندگی در این محله رضایت داشتند اما مشکلات عدیده ای درون محله مشاهده شده مانند کمبود سطل های زباله و رها شدن زباله در سطح آسفالت، وضعیت نامناسب آسفالت، زمین های مخروبه که محل تجمع زباله و حشرات موذی می باشند. افزایش فضای سبز مهمترین مطالبه ساکنان این محله بوده و کمبود مراکز تفریحی و ورزشی، پیاده روهای نامناسب، عدم وجود شبکه حمل فاضلاب مناسب، جوی های مسدود شده نیز به ترتیب به عنوان بزرگترین مشکلات محله شناخته شدند.
بررسی اثرات آلاینده های جوی معیار و پارامترهای هواشناسی بر تغییر غلظت کربن سیاه در تهران و تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
35 - 58
حوزههای تخصصی:
کربن سیاه (BC) یکی از اجزای مهم ذرات ریز معلق در هواست که تأثیر قابل توجهی بر آب و هوا و سلامت انسان دارد و فعالیت های انسانی همراه با شرایط آب و هوایی بر تغییرپذیری آن در طولانی مدت تأثیر می گذارد. از این رو، مطالعه حاضر به بررسی روابط آماری بین پارامترهای هواشناسی (دما، بارش، سرعت باد، رطوبت نسبی، فشار هوا، ساعات آفتابی، تابش خورشیدی و ابرناکی)، آلاینده های معیار هوا (CO، NO2، SO2، O3، PM10 و PM2.5) و آلاینده کربن سیاه و همچنین ارزیابی و مقایسه کارایی پنج الگوریتم یادگیری ماشین (رگرسیون خطی چندگانه (MLR)، مدل جمعی تعمیم یافته (GAM)، درخت طبقه بندی و رگرسیون (CART)، جنگل تصادفی (RF) و تقویت گرادیان (GBM)) در مدلسازی آلاینده ها و عوامل آب و هوایی مؤثر در تغییرات سطح غلظت آلاینده کربن سیاه در تبریز و تهران (2021 -2004) با استفاده از نرم افزار R 4.3.2 پرداخته است. نتایج مطالعه ی حاضر بیانگر تفاوت آشکار تأثیر پارامترهای هواشناسی و آلاینده های جوی معیار بر سطح غلظت آلاینده کربن سیاه در تبریز و تهران به دلیل موقعیت جغرافیایی، شرایط آب و هوایی و ساختار منطقه ای متفاوت این شهرها است. ذرات کربن سیاه روند صعودی معناداری را با سرعت نسبتاً برابر در طول دوره آماری مورد مطالعه در شهرهای تبریز و تهران تجربه کرده اند. بر اساس یافته های حاصل از تحلیل همبستگی اسپیرمن، ذرات کربن سیاه دارای همبستگی مثبت با آلاینده های PM2.5، NO2، CO و SO2 و همبستگی منفی با O3 است. آلاینده کربن سیاه دارای بیشترین همبستگی با پارامترهای سرعت باد (منفی) و رطوبت نسبی (مثبت) در تبریز و پارامترهای دما (منفی) و فشار هوا (مثبت) در تهران است. بر اساس ارزیابی عملکرد مدل های پیشگو و با توجه به اصل صرفه جویی، در تبریز مدل GAM و در تهران مدل مبنای MLR از عملکرد بهتری در پیش بینی مقادیر کربن سیاه نسبت به سایر مدل ها برخوردار بودند.
تحلیلی ساختاری از روندهای تولید و بازتولید بافت های فرسوده شهرستان اسلامشهر به منظور شناسایی پیشران های کلیدی بازآفرینی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طرد شدن برخی از بافت های شهری از توسعه ها، موجب سامان یافتن روندهایی می شود که به مرورزمان این گونه بافت ها را دچار فرسودگی می کند. اسلامشهر به عنوان شهرستانی که در مقیاس شهر تهران قربانی نا عدالتی در توسعه های شهری بوده است، به تدریج میزبان لکه های نوظهور فرسوده شهری گردیده است. ازاین رو در سال های اخیر طرح های بازآفرینی شهری برای مقابله با گسترش این نوع بافت ها، در پیش گرفته شده، اما در طی این دوره بازآفرینی، روند فرسودگی بافت های این شهرستان هنوز متوقف نشده و با سرعت پیشین ادامه دارد؛روش بررسی: در پژوهش حاضر سعی گردید تا با تحلیل تفسیری ساختاریِ روندهای تولید و بازتولید بافت های فرسوده، پیشران های کلیدی تکامل سیستم در جهت بازآفرینی مشخص شود. بر این مبنا، با مطالعات کتابخانه ای و پویش محیطی، 24 متغیر به عنوان بازیگران اصلی این سیستم انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دلفی، ماتریس تأثیرات متقابل توسط 25 نفر از خبرگان این حوزه تشکیل و وارد نرم افزار میک مک گردید.یافته ها و نتیجه گیری: به عنوان نتیجه گیری حاصل از پژوهش، می توان بیان نمود که «قوانین و ضوابط» در کنار متغیر تأثیرگذارِ «تأمین مالی» توسط سه رکنِ دولت، مدیریت شهری و ساکنین، نیروی محرکه سیستم را تأمین کرده و متغیرهای «انگیزه بخش خصوصی برای سرمایه گذاری»، «تعلق خاطر اهالی» و نیز «مالکیت»، متغیرهای استراتژیک جهت تکامل سیستم می باشند که می توانند با تکامل سیستم به سمت وضعیت مطلوب و توقف روندهای بازتولید فرسودگی، بازآفرینی پایدار را در کنار امنیت اجتماعی مطلوب و ابقای ساکنین بومی برای این مناطق، ایجاد نمایند.
نقدی بر میراث ناملموس به عنوان یک مسئله شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
191 - 220
حوزههای تخصصی:
چرخش فرهنگی در گفتمان مطالعات شهری در سالهای اخیر، و توجه به حفظ تنوع فرهنگی در ساختار شهرها، مفهوم میراث فرهنگی ناملموس را به عنوان یک مسئله جدی در شهرهای جهان مطرح کرده است. مطابق تعریف کنوانسیون سال 2003 یونسکو، میراث فرهنگی ناملموس شامل دانش و مهارت ها، بازنمایی ها و اقداماتی که جوامع، گروه ها و افراد به عنوان بخشی از میراث فرهنگی خود می شناسند. این مسئله شامل سنت های موروثی، فعالیت ها و اعمال اجتماعی، آیین ها، دانش و اعمال کلی مربوط به طبیعت و جهان اطراف است که ارتباط تنگاتنگی با احساس هویت و تعلق، تنوع فرهنگی، حافظه، دانش فرهنگی، سبک زندگی در ساختار شهر دارد. مباحث نظری کمتری درباره مسئله میراث ناملموس شهری مطرح گردیده است. در این مقاله بحث در مورد آنچه را که میراث مشهود و ملموس می نامیم کنار می گذاریم، به منبع و منشأ آن می پردازیم، یعنی میراث ناملموس. مسئله اصلی این مقاله تلاشی نظری و مفهومی است برای رسیدن به تعریفی بسط یافته تر از ویژگی های ذاتی میراث ناملموس و توسعه آن به عنوان یک زبان فهم که به ابعاد متفاوت تری از شناخت و درک مسئله شهری اشاره دارد. علاوه بر این با تاسی از آرای گادامر درباره ابعاد فهم، که با سه مفهوم زبان و زبانمندی، زمان و سنت، و مکانمندی و محلیت مرتبط است، به ابعاد فهم میراث ناملموس در منظر شهری پرداخته شده است. با توجه به پتانسیل تطبیق پذیری و خود بازسازی میراث ناملموس، همچنین ظرفیت همراهی با جریان های معاصر و مدرن زندگی شهری، و ارتباط با فرهنگ عامه و زندگی روزمره، می توان آن را به عنوان یک "تجربه زمینه ای" بسط یافته، "منشور اتیک اجتماعی" و سامان فرهنگی یک جامعه دانست. از اینرو خوانش "مسئله میراث ناملموس جدید"، برای "نظم اجتماعی جدید" در شهرها، مسئله ای حیاتی به شمار می آید.
ارتقاء الگوی سنجش کیفیت زندگی برپایه ظرفیت های رودخانه شهری (نمونه موردی: رودخانه زاینده رود و شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
1 - 27
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه توسعه پایدار، انگاشت کیفیت زندگی رابطه مستقیمی با پایداری شهری دارد و در قرن اخیر با توجه به رشد سریع شهرها، این انگاشت تحت تأثیر ابعاد مختلفی قرار دارد به گونه ای که برنامه ریزی مناسب و مدیریت مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی شهری ضروری است و ازآنجایی که کارکرد اصلی شهرها فراهم کردن مکان هایی برای افراد برای تجارت، تولید، ارتباط و زندگی است، سنجش کیفیت زندگی از دیدگاه ساکنان در برنامه ریزی شهرها برای پایداری شهر حائز اهمیت است. رودخانه های شهری به عنوان یکی از عناصر طبیعی محیط شهری هستند که نقش مهمی در شکل گیری تحولات ساختاری و عملکردی شهرها دارند و مستقیم و غیرمستقیم زندگی ساکنان پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می دهند. رودخانه زاینده رود شهر اصفهان به عنوان یکی از رودخانه های طبیعی و میراثی شهر در چند قرن گذشته تا حال تأثیر بسزایی بر تحولات شهر و سطح کیفیت زندگی ساکنان پیرامون خود داشته و امروزه با مشکل خشکسالی مواجه است و این مسئله باعث کاستی در سطح کیفیت زندگی ساکنان پیرامون آن داشته و نیازمند توجه سطح کیفیت زندگی ساکنان به عنوان یک سیستم گزارش دهی در برنامه ریزی شهری زاینده رود است؛ بنابراین هدف این مقاله شناسایی و سنجش ابعاد کیفیت زندگی ساکنان پیرامون رودخانه زاینده رود است. این پژوهش کاربردی و شیوه ترکیبی است و گردآوری داده ها بر اساس مطالعات اسنادی و میدانی و پیمایش و از ابزارهای مشاهده و پرسشنامه ساختاریافته و نیز تحلیل داده ها از تحلیل متون و تحلیل تاریخی در کنار تحلیل های کمّی چون تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته است. نتایج نشان داد که رودخانه زاینده رود به واسطه عملکرد و ویژگی های آن بر ابعاد کیفیت زندگی ساکنان پیرامونش تأثیر مستقیم دارد که ابعاد کیفیت زندگی ساکنان پیرامون زاینده رود شامل شش بعد "سیاسی و مدیریتی"، "اقتصادی"، "تاریخی"، "اجتماعی"، "کالبدی" و زیست محیطی" هستند که هر یک شامل چند مؤلفه و نشانگر است. "بعد اجتماعی" بر تغییرات دیگر ابعاد کیفیت زندگی ساکنان تعیین کننده است؛ بنابراین می توان اهداف برنامه شهری رودخانه زاینده رود را همسو با توقعات و انتظارات و سطح کیفیت زندگی ساکنان پیرامونش قرار داد تا از طریق راهبردهای این برنامه به ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان کمک شایانی کرد.
ارائه چارچوب مفهومی شکل گیری الگوی گردشگری پزشکی و توسعه اقتصادی-اجتماعی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
121 - 149
حوزههای تخصصی:
گردشگری پزشکی یکی از شاخه های نوظهور و در حال رشد صنعت گردشگری است که در دهه های اخیر به طور قابل توجهی رونق یافته است. این بخش از گردشگری نه تنها به افزایش درآمد کشورها کمک کرده، بلکه به ایجاد فرصت های شغلی و تقویت اقتصاد محلی نیز نقش بسزایی ایفا کرده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی شکل گیری الگوی گردشگری پزشکی و توسعه اقتصادی-اجتماعی شهر رشت و طراحی ارتباطات این عوامل می باشد. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. به منظور شناسایی عوامل برای ارائه چارچوب مفهومی، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در بخش مدل سازی ساختاری تفسیری، از نظرات خبره دانشگاهی صاحب نظر در حوزه گردشگری و مراکز پژوهشی از طریق روش دلفی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه و پرسش نامه دوبه دویی می باشد و برای سنجش و ارزیابی روایی پرسش نامه از ملاک روایی صوری استفاده شده است. چارچوب مفهومی شکل گیری الگوی گردشگری پزشکی و توسعه اقتصادی-اجتماعی شهر رشت با استفاده از یک متدولوژی تحلیلی نوین تحت عنوان مدل سازی ساختاری تفسیریISM) ) تعیین و به صورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد می باشد که عوامل تبلیغات و بازاریابی بین المللی و برنامه های توسعه دولت و شهرداری با میزان قدرت نفوذ 10 بیشترین تأثیر و عامل های توسعه فناوری های نوین پزشکی و پتانسیل گردشگری طبیعی و تاریخی مشترکاً با میزان قدرت نفوذ 7 کمترین تأثیر را دارد.
بررسی سیاست خارجی ترکیه در قفقاز جنوبی؛ تعامل و تقابل با روسیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
73 - 94
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی سیاست خارجی ترکیه در قفقاز جنوبی و تعامل و تقابل آن با روسیه می پردازد. در این پژوهش، از نظریه رئالیسم تهاجمی به عنوان چارچوب نظری استفاده شد که طبق آن، کشورها به دنبال افزایش قدرت و نفوذ خود در عرصه بین المللی هستند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی متون و مصاحبه با 20 نفر از خبرگان حوزه علوم سیاسی که به روش هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند، انجام شد. این رویکرد به پژوهشگران این امکان را می دهد که به درک عمیق تری از دیدگاه ها و تجربیات متخصصان در این حوزه دست یابند. یافته ها نشان می دهد که کشورهای قفقاز جنوبی بدون اراده خود در طیف بندی های استراتژیک منطقه ای و جهانی وارد شده اند. این امر به ویژه در شرایطی که دو کشور روسیه و ترکیه با تاریخ و تمدن کهن و متفاوت خود، پتانسیل های زیادی برای همکاری در زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارند، قابل مشاهده است. با این حال، رقابت شدید عقیدتی، سیاسی و نظامی میان این دو کشور در قفقاز جنوبی، مانع از بهره برداری از این ظرفیت ها شده است. روسیه به عنوان یک قدرت تاریخی در این منطقه، به دنبال حفظ هژمونی خود و کنترل بر تحولات سیاسی و امنیتی است. این کشور با استفاده از ابزارهایی از جمله دیپلماسی و نظامی، سعی در تقویت نفوذ خود در قفقاز جنوبی دارد. از سوی دیگر، ترکیه با استفاده از ایده نئوعثمانی گری و تلاش برای گسترش نفوذ خود، به دنبال ایجاد موقعیت های جدید در قفقاز جنوبی است. این تحقیق همچنین به بررسی تأثیرات مناقشات منطقه ای و نقش روسیه و ترکیه در این مناقشات می پردازد. درنهایت، این پژوهش به درک بهتر از دینامیک های سیاسی و امنیتی قفقاز جنوبی و نقش کلیدی روسیه و ترکیه در این منطقه می انجامد و می تواند به سیاست گذاران و تحلیلگران در تدوین استراتژی های مناسب برای مدیریت روابط بین المللی کمک کند.
شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1322 - 1335
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی با توجه به کاهش ارتباط مستقیم شهروندان با طبیعت، یکی از رویکردهای توسعه ی منظر شهری، تأکید بر طبیعت محوری است. در این بین، الگوهای مختلفی برای توسعه ی منظر شهری طبیعت محور مطرح گردیده که یکی از مهمترین آن ها کشاورزی شهری می باشد و پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری در کلان شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمی و کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی است که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls و رویکرد کیفی تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین اثرگذاری بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری در کلان شهر تبریز به ترتیب مربوط به مؤلفه های مدیریتی، قوانین و مقررات، اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و طراحی می باشد. در بین مؤلفه های فرعی نیز بیشترین اثرگذاری مربوط به مؤلفه های تدوین برنامه ی راهبردی توسعه ی کشاورزی شهری، شکل گیری مشارکت و هماهنگی بین سازمان های درگیر در اداره ی شهر و کشاورزی شهری (شهرداری، سازمان زیباسازی شهر، جهاد کشاورزی و ...)، تدوین قوانین و مقررات الزام آور در راستای جلوگیری از تخریب اراضی باغی و زراعی شهر، بازنگری و اصلاح قوانین بخش کشاورزی و منابع طبیعی با رویکرد حمایت از کشاورزی شهری و استفاده از تجهیزات پیشرفته و نوین کشاورزی می باشد که ارزش مدل ساختاری برای آنها به ترتیب 903/0، 875/0، 822/0، 814/0 و 793/0 محاسبه شده است. همچنین نتایج نشان می دهد تأکید بر چهار شاخص اصلی منظرسازی یعنی زیبایی شناختی، کارکردی، حس مکان و محیط زیستی بایستی در برنامه ریزی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری مدنظر قرار گیرد.
تبیین پارامترهای پایداری اجتماعی- محیطی در طراحی پارک های کوهستانی شهری (نمونه موردی: پارک فردوسی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1420 - 1432
حوزههای تخصصی:
رشد بی رویه جمعیت ، افزایش آلودگی های زیست محیطی و کمبود فضاهای سبز از بزرگترین چالش ها در کلان شهر تهران محسوب می شود. از این رو ایجاد فضاهای سبز مانند پارک می تواند به منزله مکانی برای تفرج و تعاملات اجتماعی شهروندان در بهبود شرایط محیطی موثر واقع شود. همچنین طراحی فضای سبز بر پایه اصول پایداری اجتماعی و محیطی به عنوان مولفه های اصلی توسعه پایدار می تواند گامی در جهت دستیابی به اهداف آن باشد. موقعیت جغرافیایی تهران در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز می تواند بستری مناسب برای ایجاد پارک ها و تفرج گاههای کوهستانی بر پایه ملاحظات اجتماعی و زیست محیطی فراهم آورد. این پژوهش با هدفی کاربردی به منظور دستیابی به ضوابط پایداری اجتماعی و محیطی در طراحی پارک های کوهستانی، به بررسی این ضوابط در پارک فردوسی به عنوان نمونه ای موفق از یک پارک کوهستانیدر کلان شهر تهران می پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بر اساس تحلیل محتوا می باشد که ضمن آگاهی از معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی، ویژگی های آنها با پارک فردوسی مورد مقایسه تطبیقی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهند طراحی این پارک بر اساس معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی با تأکید بر تعاملات اجتماعی، مشارکت شهروندان، ارتباط با طبیعت و هماهنگی با بستر کوهستانی، استفاده از مصالح والگوهای معماری بومی، کاشت گیاهان بومی و کم آب و جلوگیری از اتلاف آب می باشد. شناخت ویژگی های مذکور در پارک فردوسی می تواند به مثابه راهبردی در طراحی فضاهای سبز کوهستانی به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدارباشد.
پیشران های کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی مناطق کلان شهری (مورد مطالعه: شهرستان شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر نظام فضایی از جمله سکونتگاه های روستایی، پیوسته از درون و از بیرون تحت تأثیر نیروهای متعدد (محیطی، اقتصادی-اجتماعی، تاریخی و سیاسی) در حال تغییر و دگرگونی است. در این بین سکونتگاه های روستایی مستقر در پیرامون مراکز شهری (با تأکید بر کلان شهرها) در معرض تغییرات بیشتری قرار دارند. در برنامه ریزی سنتی نیروهای سازنده آینده عمدتاً نیروهای سازنده گذشته در نظر گرفته می شوند و تغییرات و رویدادهای آتی چندان لحاظ نمی گردند. حال آنکه نیروهای پیشران که آینده را می سازند گاهی همراه با عدم قطعیت اند و می توانند آینده موضوع مورد بررسی را تحت تأثیر قرار دهند. در این باره پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی به عنوان یکی از رویکردهای جدید برنامه ریزی، مهم ترین هدف خود را شناسایی پیشران های مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی مناطق کلان شهری قرار داده است. مطالعه پیش رو به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی-اکتشافی است. روش شناسی پژوهش به منظور دستیابی به هدف و پاسخ گویی به سؤال آن، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته (به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیت ها) و در بخش کمی از پرسشنامه های دلفی (به منظور اولویت بندی و امتیازدهی پیشران ها) استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل به وسیله نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی شهرستان شهریار شناسایی و تحلیل شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده مهم ترین پیشران های کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی شهرستان شهریار به ترتیب اهمیت: پایین بودن ظرفیت نهادی، رانت قدرت در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی، توسعه اقتصاد صنعتی، رشد سوداگری زمین، پس زدگی جمعیتی کلان شهر تهران و مجاورت فضایی با کلان شهر است.
اقتصادسنجی اثرات گردشگری بر تاب آوری کالبدی روستاهای هدف گردشگری (مطالعه موردی: شهرستان ماهنشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
بدین جهت در این مطالعه هدف تحلیل اثرات گردشگری بر تاب آوری سکونتگاه های روستایی است چراکه رونق و توسعه گردشگری در این مناطق روستایی باعث تغییرات کالبدی در سطح روستا گردشگرپذیر می شود؛ و این پژوهش با روش علی - معلولی به دنبال تهیه مدلی برای تبیین تأثیر گردشگری بر بهبود تاب آوری سکونتگاه های روستاهای منتخب شهرستان ماهنشان است که در پژوهش حاضر تاب آوری به عنوان متغیر وابسته و گردشگری به عنوان متغیر مستقل است؛ همچنین گردشگری شامل تعداد متغیرهایی از جمله سهم نسبی اشتغال مستقیم گردشگری از کل اشتغال، نرخ بازدید مجدد، نسبت نفوذ گردشگران، کسب وکارهای گردشگری متعلق به افراد بومی، نسبت خانوار ساکن به خانه های دوم، درصد اعتبارات گردشگری است. از سویی داده های گردآوری شده از مراکز رسمی در بازه زمانی 1375 تا 1399 هستند که با استفاده از روش رگرسیون داده های تابلویی (پانل) به وسیله نرم افزار آماری ایویوز ورژن 13 به تجزیه وتحلیل روستاهای موردنظر پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد گردشگری دایره گسترده ای فرصت ها را در تمام ابعاد ایجاد می کند. تأثیر گردشگری از بین جنبه های مورد بررسی بر تاب آوری کالبدی با ضریب (69/0) است همچنین از بین هفت متغیر کلیدی و تأثیرگذار در افزایش تاب آوری کالبدی پنج متغیر (سهم نسبی اشتغال مستقیم گردشگری از کل اشتغال، نرخ بازدید مجدد، نسبت نفوذ گردشگران، کسب وکار گردشگری متعلق به افراد بومی، درصد اعتبارات گردشگری) تآثیر معنی داری بر تاب آوری کالبدی داشتند. در نتیجه باتوجه به نتایج، تقویت گردشگری سبب افزایش تاب آوری کالبدی مناطق گردشگری می شود و می تواند کلید توسعه روستایی باشد که با افزایش مداوم جریان حضور گردشگران سبب بهبود ظرفیت انعطاف پذیری و استحکام بیشتر جامعه روستایی می شود.
پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده ازتصاویر چند زمانه و مدل CA-MARKOV (مطالعه موردی: شهر گرگان)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به موازات افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین، میزان ساخت و ساز در فضای شهر توسعه یافته است. توسعه ساخت و ساز در فضای افقی و بدون توجه به محدودیت های موجود منجر به بروز مشکلات محیطی، اقتصادی و حقوقی برای شهروندان شده است. دستیابی به میزان، شدت و جهت توسعه ساخت وساز از گذشته تاکنون و پیش بینی وضعیت ساخت و ساز در آینده، نخستین گام در جهت مدیریت علمی و عملی توسعه فیزیکی ساخت و ساز شهری، و برنامه ریزی و ارائه راهکارهای مناسب به منظور ایجاد تناسب مابین تخصیص مکانی ساخت و ساز و انواع ملاحظات حقوقی، اقتصادی و محیطی می باشد. هدف این پژوهش مدل سازی و پیش بینی رشد شهری با استفاده ازتصاویر ماهواره ای و مدلCA-Markov می باشد. روش شناسی: : در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از تصاویر چندزمانه لندست مربوط به سال های 1355، 1380 و 1400 تغییرات کاربری اراضی مورد بررسی قرار گرفت و سپس گسترش فضایی شهر گرگان در سال های (2021 م) و (2050 م) با استفاده از مدل CA-Markov پیش بینی شد. بر اساس نتایج این پژوهش، تغییرات کاربری ها و سطح کاربری های منطقه محاسبه و مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته اند. قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر گرگان می باشد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیشترین افزایش کاربری ها مربوط به کاربری های شهری (کاربری های ساخته شده) است که از رقم 79/6005 در سال 1400 به رقم 66/7141 هکتار در سال 2050 رسیده است. بر اساس نتایج این پژوهش، رشد شهر گرگان طی سال های آینده به سمت زمین های زراعی در پیرامون شمال، شمال غربی و شمال شرقی خواهد رفت.
آینده پژوهی در سیر تحولات مدل سازی سیستم های اکولوژیک شهری (مفاهیم، رویکردها، روندها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر درک مفهومی برنامه ریزان اکوسیستم های شهری از کاربرد مدل واهمیت آینده، تبیین جایگاه آینده پژوهی در سیر تحولات مدل سازی اکوسیستم های شهری به عنوان هدف اصلی پژوهش دنبال می گردد. نوآوری این تحقیق شامل تلاش برای پیوند مباحث سه گانه آینده پژوهی، مدل سازی و سیستم های اکولوژیکی شهری به منظور تدوین راهکارهای تحقق رویکرد آینده پژوهی در مدیریت و برنامه ریزی اکوسیستم های شهری و منطقه ای امروز است . این مطالعه از لحاظ ماهیت بنیادی و از لحاظ روش توصیفی –تحلیلی می باشد . ابزار گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای است . با استفاده از روش های تاریخی و تحلیل محتوا، سیر تحول کاربرد مدل و مدل سازی و ورود رویکرد آینده پژوهی به برنامه ریزی، مدیریت و مدل سازی سیستم های شهری از گذشته تا حال بررسی گردید. همچنین بعد از ارائه مفاهیم کلیدی بحث، رویکردهای برنامه ریزی به صورت نظریه های اصلی و تکیه ای مدل سازی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان دادند که با بررسی تاریخی سیر تحولات مدل سازی اکوسیستم های شهری می توان دو دوره کلاسیک و مدرن (معاصر) را با سه گفتمان یا فرهنگ از شهرها تشخیص داد. در دوره معاصر از مدل سازی یا گفتمان سوم، پیچیدگی، عدم قطعیت، خودسامانی و نامعلومی تغییرات سبب توجه بیش تر به آینده پژوهی در مدل سازی شد. همچنین از لحاظ نظری، مهم ترین ویژگی ها و مؤلفه های ساخت یک مدل آینده پژوهی خوب و کارآمد در برنامه ریزی و مدیریت شهری و از لحاظ عملی بسط و توسعه رویکرد آینده پژوهی در نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری کشور به بحث گذاشته شد.
تأثیر سیاست گذاری های شهری بر اسکان غیررسمی با رویکرد ساختارگرایانه، مورد مطالعاتی: منطقه 5 شهرداری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
117 - 128
حوزههای تخصصی:
اسکان غیررسمی پدیده ناهنجاری است که معضل بیش تر شهرهای بزرگ و کلان شهرها بوده و آسیب های اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی عدیده ای در پی دارد. بر همین اساس مقابله با آن و ساماندهی آن نیازمند صرف هزینه های سنگین در ابعاد گوناگون است. هدف از پژوهش حاضر تأثیر سیاست گذاری های شهری بر اسکان غیررسمی با رویکرد ساختارگرایانه در منطقه 5 شهرداری شهر تهران پرداخته شد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر روش شناسی یک مطالعه همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش منطقه پنج شهرداری واقع در شمال غرب شهر تهران بوده و از بین نواحی هفت گانه آن ناحیه سه شامل 8 محله و از بین محله های آن سه محله های حصارک و مرادآباد و کوهسار (فرحزاد) که با توجه به وجود بافت اسکان غیررسمی در آن به عنوان محدوده مورد بررسی قرار گرفتند. به این منظور نمونه ای شامل ۱۲۰ نفر از سیاست گذاران، مسئوولین و کارشناسان مرتبط با موضوع در منطقه مورد مطالعه به صورت تمام شمار به عنوان حجم نمونه تعیین گردید و پرسشنامه محقق ساخته شامل ۲۶ سؤال ۵ گزینه ای تهیه و پس از اطمینان از اعتبار و روایی آن بین آن ها توزیع گردید. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق آزمون های ضریب همبستگی پیرسون (r) و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که: بین عوامل قوانین زمین شهری موجود، ایجاد شهرک های جدید و سیاست های مسکن و طرح های شهری و اسکان غیررسمی در منطقه 5 شهرداری شهر تهران رابطه معنادار و مثبت در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. به عبارت دیگر این عوامل موجب افزایش اسکان غیررسمی در این منطقه از شهر تهران گردیده و در مجموع می توان 62 درصد از واریانس وجود پدیده اسکان غیررسمی را به وسیله عوامل سه گانه قوانین زمین شهری، ایجاد شهرک های جدید و سیاست های مسکن و طرح های شهری تبیین کرد.
کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در ارزیابی سرمایه اجتماعی با تأکید بر حکمرانی مشارکتی منابع آب، مطالعه موردی: شهرستان بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
39 - 57
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مشارکتی به عنوان یک رویکرد نوین، بر مشارکت فعال ذی نفعان در فرآیند مدیریت منابع تأکید دارد. موفقیت این رویکرد در جوامع محلی به شناخت دقیق ویژگی های اجتماعی و سرمایه اجتماعی آن ها وابسته است. استان لرستان، با وجود اقلیم نیمه مرطوب و منابع آبی قابل توجه، همچنان با چالش های مدیریتی در بهره برداری از منابع آب مواجه است. این پژوهش با هدف تحلیل شبکه اجتماعی سرمایه اجتماعی ذی نفعان آب کشاورزی شهرستان بروجرد و ارائه راهبردهایی برای تقویت حکمرانی مشارکتی انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل شبکه اجتماعی است و شاخص های کلان و خرد شبکه اجتماعی برای ارزیابی سرمایه اجتماعی در روستاهای این شهرستان موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شاخص های کلان مانند تراکم و فاصله ژئودزیک در بین روستاها تفاوت های قابل توجهی دارند. این تفاوت ها نشان دهنده وضعیت متغیر انسجام اجتماعی و آمادگی برای مشارکت در برنامه های حکمرانی مشارکتی است. همچنین، شاخص های خرد نشان دادند که سطح سرمایه اجتماعی در میان افراد به صورت نابرابر توزیع شده و برخی کنشگران نقش کلیدی در تسهیل ارتباطات و تقویت اعتماد دارند. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود پیش از اجرای برنامه های حکمرانی مشارکتی، شاخص های کلان و خرد برای ارزیابی سرمایه اجتماعی، تحلیل شده و ظرفیت جوامع محلی به دقت سنجیده شود. اقدامات توانمندسازی، تشکیل انجمن ها و تعاونی ها، و بهره گیری از افراد کلیدی با امتیاز بالا در شاخص های مرکزیت می توانند به تقویت سرمایه اجتماعی و موفقیت و کارآمدی برنامه های حکمرانی مشارکتی منابع آب کمک کنند تا درنهایت، پایداری منابع آب و تخصیص عادلانه در بخش کشاورزی صورت پذیرد.
بررسی عوامل موثر بر امنیت غذایی در ایران با تاکید بر رد پای محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
37 - 52
حوزههای تخصصی:
امنیت غذایی از نیازهای اساسی همه جوامع بشری است که به عنوان یکی از محورهای توسعه در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. محیط زیست نیز زیستگاه انسان ها و بستر همه فعالیت های بشر است. با توجه به نقش و اهمیت محیط زیست در تامین غذا و امنیت غذایی، در این مطالعه با استفاده از سیستم معادلات همزمان – رگرسیون های به ظاهر نامرتبط به بررسی تاثیر رد پای محیط زیست، متغیرهای اقتصادی و کشاورزی بر امنیت غذایی ایران در دوره 1400-1369 پرداخته شده است. نتایج نشان داد که متغیرهای رد پای محیط زیست، ارزش افزوده بخش کشاورزی، درآمد سرانه، عملکرد غلات و مصرف انرژی به ترتیب با ضرایب 0.605، 0.122، 0.012، 0.373 و 0.202 دارای تاثیر مثبت و معنی دار بر امنیت غذایی در ایران بودند. همچنین متغیرهای ردپای محیط زیست، ارزش افزوده بخش کشاورزی، مصرف انرژی و تورم به ترتیب با ضرایب 0.457، 0.176، 0.310 و 0.027 تاثیر منفی بر مخارج نهایی مصرفی خانوارها داشتند اما درآمد سرانه با ضریب 0.115 سبب افزایش مخارج نهایی مصرفی خانوارها شده است. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع امنیت غذایی پیشنهاد می شود به منظور حفظ و بهبود امنیت غذایی، سیاست های حمایتی بخش کشاورزی، افزایش سرمایه گذاری در تولید غذا و سیاست های افزایش قدرت خرید افراد بیشتر مورد توجه قرار گیرند. از آن جایی که محیط زیست زمینه ساز و بستر همه فعالیت های انسانی از جمله تولید غذا است، در بلندمدت توجه به پایداری محیط زیست و بهبود کیفیت آن، از طریق به کارگیری فناوری های کمتر آلاینده در تولید محصولات کشاورزی و غذایی می تواند بر افزایش امنیت غذایی موثر باشد.
ارزیابی عملکرد حرارتی بام سبز، مطالعه موردی: شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
101 - 117
حوزههای تخصصی:
با افزایش سریع جمعیت در شهرهای درحال توسعه و توسعه یافته، مدیریت و تأمین نیازهای ساکنان شهری به یکی از چالش های اساسی تبدیل شده است. بام های سبز به عنوان یک راهکار مؤثر برای توسعه پایدار شهری، مزایای قابل توجهی در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی ارائه می دهند. این پژوهش که در سال ۱۳۹۹ در شهر تبریز (اقلیم سرد و خشک) انجام شده است و به بررسی تأثیر بام های سبز در بهبود کیفیت هوای شهری و صرفه جویی انرژی در ساختمان های مسکونی پرداخته است. برای بررسی این تأثیرات، با استفاده از نرم افزار شبیه ساز انرژی DesignBuilder دو سناریو طراحی شده است: یکی با پوشش گیاهی در بام ها و دیگری بدون پوشش گیاهی. این پژوهش با تحلیل داده های به دست آمده از شبیه سازی این سناریوها و تأثیرات آن ها بر مصرف انرژی گرمایش و سرمایش، تولید CO2 و کیفیت هوای شهری را در طول یک سال با توجه به شرایط جوی موجود ارزیابی کرده است. نتایج نشان می دهد که در بام معمولی شبیه سازی شده در ماه مرداد (گرم ترین ماه سال در تبریز)، مصرف انرژی تقریباً 2000 kWh است، درحالی که این رقم در ساختمان های دارای بام سبز حدود 1200 kWh بوده است. این تفاوت ها نشان می دهد که ساختمان شبیه سازی شده فاقد بام سبز و دارای سقف معمولی به طورکلی انرژی بیشتری نسبت به ساختمان شبیه سازی دارای بام سبز مصرف می کند. نتایج این مطالعه می تواند به عنوان نقطه عطف و نقشه راه برای طراحی و ساخت ساختمان ها در شهرهای درحال توسعه و توسعه یافته بوده و گامی مؤثر به سوی هوشمند سازی ساختمان های موجود و در حال احداث باشد.