فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
191 - 220
حوزههای تخصصی:
چرخش فرهنگی در گفتمان مطالعات شهری در سالهای اخیر، و توجه به حفظ تنوع فرهنگی در ساختار شهرها، مفهوم میراث فرهنگی ناملموس را به عنوان یک مسئله جدی در شهرهای جهان مطرح کرده است. مطابق تعریف کنوانسیون سال 2003 یونسکو، میراث فرهنگی ناملموس شامل دانش و مهارت ها، بازنمایی ها و اقداماتی که جوامع، گروه ها و افراد به عنوان بخشی از میراث فرهنگی خود می شناسند. این مسئله شامل سنت های موروثی، فعالیت ها و اعمال اجتماعی، آیین ها، دانش و اعمال کلی مربوط به طبیعت و جهان اطراف است که ارتباط تنگاتنگی با احساس هویت و تعلق، تنوع فرهنگی، حافظه، دانش فرهنگی، سبک زندگی در ساختار شهر دارد. مباحث نظری کمتری درباره مسئله میراث ناملموس شهری مطرح گردیده است. در این مقاله بحث در مورد آنچه را که میراث مشهود و ملموس می نامیم کنار می گذاریم، به منبع و منشأ آن می پردازیم، یعنی میراث ناملموس. مسئله اصلی این مقاله تلاشی نظری و مفهومی است برای رسیدن به تعریفی بسط یافته تر از ویژگی های ذاتی میراث ناملموس و توسعه آن به عنوان یک زبان فهم که به ابعاد متفاوت تری از شناخت و درک مسئله شهری اشاره دارد. علاوه بر این با تاسی از آرای گادامر درباره ابعاد فهم، که با سه مفهوم زبان و زبانمندی، زمان و سنت، و مکانمندی و محلیت مرتبط است، به ابعاد فهم میراث ناملموس در منظر شهری پرداخته شده است. با توجه به پتانسیل تطبیق پذیری و خود بازسازی میراث ناملموس، همچنین ظرفیت همراهی با جریان های معاصر و مدرن زندگی شهری، و ارتباط با فرهنگ عامه و زندگی روزمره، می توان آن را به عنوان یک "تجربه زمینه ای" بسط یافته، "منشور اتیک اجتماعی" و سامان فرهنگی یک جامعه دانست. از اینرو خوانش "مسئله میراث ناملموس جدید"، برای "نظم اجتماعی جدید" در شهرها، مسئله ای حیاتی به شمار می آید.
تحلیلی ساختاری از روندهای تولید و بازتولید بافت های فرسوده شهرستان اسلامشهر به منظور شناسایی پیشران های کلیدی بازآفرینی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طرد شدن برخی از بافت های شهری از توسعه ها، موجب سامان یافتن روندهایی می شود که به مرورزمان این گونه بافت ها را دچار فرسودگی می کند. اسلامشهر به عنوان شهرستانی که در مقیاس شهر تهران قربانی نا عدالتی در توسعه های شهری بوده است، به تدریج میزبان لکه های نوظهور فرسوده شهری گردیده است. ازاین رو در سال های اخیر طرح های بازآفرینی شهری برای مقابله با گسترش این نوع بافت ها، در پیش گرفته شده، اما در طی این دوره بازآفرینی، روند فرسودگی بافت های این شهرستان هنوز متوقف نشده و با سرعت پیشین ادامه دارد؛روش بررسی: در پژوهش حاضر سعی گردید تا با تحلیل تفسیری ساختاریِ روندهای تولید و بازتولید بافت های فرسوده، پیشران های کلیدی تکامل سیستم در جهت بازآفرینی مشخص شود. بر این مبنا، با مطالعات کتابخانه ای و پویش محیطی، 24 متغیر به عنوان بازیگران اصلی این سیستم انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دلفی، ماتریس تأثیرات متقابل توسط 25 نفر از خبرگان این حوزه تشکیل و وارد نرم افزار میک مک گردید.یافته ها و نتیجه گیری: به عنوان نتیجه گیری حاصل از پژوهش، می توان بیان نمود که «قوانین و ضوابط» در کنار متغیر تأثیرگذارِ «تأمین مالی» توسط سه رکنِ دولت، مدیریت شهری و ساکنین، نیروی محرکه سیستم را تأمین کرده و متغیرهای «انگیزه بخش خصوصی برای سرمایه گذاری»، «تعلق خاطر اهالی» و نیز «مالکیت»، متغیرهای استراتژیک جهت تکامل سیستم می باشند که می توانند با تکامل سیستم به سمت وضعیت مطلوب و توقف روندهای بازتولید فرسودگی، بازآفرینی پایدار را در کنار امنیت اجتماعی مطلوب و ابقای ساکنین بومی برای این مناطق، ایجاد نمایند.
بررسی پیامدهای امنیتی کاهش منابع آب کلانشهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
93 - 117
حوزههای تخصصی:
آب مایع حیات، زندگی بخش و پایدار نگاه دارنده فضاهای جغرافیایی در مقیاس های مختلف است. منابع آب در جهان امروز برای ساکنان فضاهای جغرافیایی با توجه به پیوند و وابستگی روزافزون به ویژه در کلانشهرها از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. هرگونه تغییر و کاهش در منابع آبی می تواند پیامدهای امنیتی متعدد و گسترده ای با خود به همراه داشته باشد. بررسی ها نشان دهنده آن است که منابع آبی کلانشهر مشهد متناسب با شرایط اقلیمی نیمه خشک، تأثیرپذیری از عوامل مختلف افزایش جمعیت، زائرپذیری، وابستگی به منابع آب فراسوی مرز (سد دوستی) روند کاهشی را نشان می دهد که پیامدهای امنیتی مختلف و گسترده ای می تواند برای کلانشهر مشهد داشته باشد، شناخت این پیامدها و آمادگی جهت مواجه با آن ها از اهمیت برجسته ای برخوردار است. بنابراین، تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه ای) با هدف شناخت مهم ترین پیامدهای امنیتی در قالب سه بُعد پیامدهای سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی ناشی از کاهش منابع آبی کلان شهر مشهد به انجام رسیده است. این پیامدها جهت ارزیابی و سنجش در اختیار صاحبنظران و اندیشمندان مرتبط قرار گرفته است. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که 31 پیامد امنیتی ناشی از کاهش منابع آب در کلان شهر مشهد مورد تأیید قرار گرفته است. البته باید توجه داشت این پیامدها با یکدیگر در ارتباط هستند و روی یکدیگر تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم می گذارند و زمینه تشدید یا کاهش یکدیگر را می توانند فراهم آورند که باید در برنامه ریزی برای کلان شهر مشهد در نظر گرفته شود.
ارزیابی الگوی دسترسی به مراکز و کاربری های اقتصادی با تأکید بر رویکرد عدالت فضایی (مطالعه موردی: کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
159 - 191
حوزههای تخصصی:
توزیع فضایی نامتعادل مراکز و کاربری های اقتصادی در سطح شهرها می تواند موجب تراکم شدید جمعیت در برخی از مناطق شهری، عدم کارایی سیستم حمل ونقل شهری، فقر شدید، مشکلات زیست محیطی و غیره گردد. این پژوهش باهدف تحلیل توزیع فضایی مراکز و کاربری های اقتصادی در سطح شهر تهران با رویکرد مدیریت بحران تهیه شده است. پژوهش حاضر براساس هدف، کاربردی و براساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای تحلیل الگوی توزیع فضایی مراکز و کاربری های اقتصادی در وهله اول از روش نزدیک ترین مجاورت (ANN) و در وهله دوم از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شد. همچنین تبیین همبستگی بین توزیع جمعیت و مراکز اقتصادی با به کارگیری روش رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی توزیع فضایی تمامی شاخص ها به جز کاربری حمل ونقل دارای الگوی خوشه ای است و میزان Z-Score کمتر از 2.65- محاسبه شده است. از سویی دیگر در مناطق مرکزی و شمالی شهر تهران همبستگی بالایی بین توزیع و پراکنش جمعیت و میزان دسترسی به مراکز اقتصادی وجود دارد و جمعیت پذیری مناطق مذکور به تبع تمرکز مراکز و کاربری های اقتصادی رخ داده است که این امر می تواند در سال های آتی منجر به بروز مشکلات و معضلات شهری در زمینه های مختلف همچون تراکم شدید جمعیت، فقر شدید، عدم تعادل های منطقه ای و بحران های اجتماعی گردد. در این راستا، اولویت بندی مناطق شهر تهران با تأکید بر نواحی جنوبی و غربی و اتخاذ رویکرد تمرکززدایی در توزیع فضایی کاربری های اقتصادی به عنوان راهبردهای کلیدی تحقق عدالت فضایی در دسترسی به فعالیت های اقتصادی کلان شهر تهران محسوب می گردد.
ارزیابی یکپارچه و ترسیم مکانی مخاطرات محیط زیستی مؤثر در وضعیت اکولوژیکی مصب ها در مقیاس حوضه آبریز (مطالعه موردی: رودخانه تجن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
149 - 170
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: مصب ها فراهم کننده زیستگاه های شاخص و نگهدارنده سلامت بوم سازگان های دریایی اند و خدمات اکولوژیک منحصربه فردی را ارائه می کنند. ازسوی دیگر، می توان مصب ها را در شمار یکی از درمعرض تهدیدترین بوم سازگان هایی برشمرد که ازطرف مخاطرات محیط زیستی ناشی از فعالیت های انسانی، تغییر اقلیم و همچنین گونه های مهاجم و غیربومی در فشار قرار گرفته اند. در اغلب پژوهش های انجام شده در کشور با موضوع ارزیابی وضعیت اکولوژیک، یا صرفاً بر انواع آلودگی ها تمرکز شده و یا فشارها به صورت پراکنده و در مقیاس های نامناسبی بررسی شده اند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی فشارهای گوناگون انسانی بر مصب رودخانه تجن، در مقیاس و ابعاد مختلف، به صورت یکپارچه است. بر این اساس، ضمن بررسی وضعیت پارامترهای کیفی آب، انواع فشارهای انسانی در بوم سازگان آبی رودخانه تجن و مصب آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. مواد و روش ها: در این پژوهش، پس از بررسی اطلاعات درباره دیگر مطالعاتی که تا کنون در این زمینه انجام شده است، بازدیدهای میدانی با هدف شناسایی مخاطرات محیط زیستی، ترسیم مکانی و آنالیزهای مرتبط با نوع مخاطرات، در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و همچنین پردازش های لازم انجام شد. به علاوه، نمونه برداری های گوناگون فیزیکی و شیمیایی، شامل سنجش پارامترهای دما، سختی کل، فسفات، نیترات، اکسیژن مورد نیاز بیولوژیک، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی، اسیدیته، کلیفرم مدفوعی و کدورت، برای استفاده از شاخص کیفیت آب های سطحی ایران (IRWQIsc) انجام شد. سپس مخاطرات گوناگون محیط زیستی، به منظور ارزیابی یکپارچه، در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) روی یکدیگر قرار گرفتند. نتایج این پژوهش با سایر پژوهش های انجام شده در منطقه مورد مطالعه مقایسه، و سپس تحلیل های بنیادین به منظور مدیریت آن بیان شد. نتایج و بحث: نتایج این پژوهش نشان داد که مصب رودخانه تجن با مداخلات گوناگون انسانی تهدید می شود؛ برخی از این مداخلات عبارت است از کاربری کشاورزی، کاربری شهری، چرای دام، ایجاد موانع و پای پل ها، ایجاد کاربری های غیراصولی مدیریت آب، ازجمله سدسازی، ایجاد تغییرات مورفولوژیک، همچون کانال سازی، فعالیت های غیراصولی مانند برداشت شن و ماسه، شن شویی ها، وجود کارگاه های پرورش ماهی، آلاینده های صنعتی و مدیریت نکردن پسماند. این تهدیدها، ازطریق سیستم اطلاعات جغرافیایی، به صورت لایه های متفاوت در مقیاس های گوناگون نشان داده شد و درنَهایت، تأثیرات تجمعی آنها با روی هم گذاری لایه ها ترسیم شد. نتایج روی هم گذاری لایه های فشار همچنین نشان داد که تنوع و شدت فشار از بخش های بالادست به سمت پایین دست رودخانه یا مصب (به ویژه در بخش های میانی به سمت پایین دست) افزایش می یابد. ازسوی دیگر، نتایج استفاده از شاخص IRWQIsc، در این پژوهش، وضعیت کیفی نامناسب و بد آب رودخانه تجن را تأیید کرد؛ بر این اساس، با استفاده از دستورالعمل چارچوب آب (WFD)، لزوم انجام دادن فعالیت هایی درزَمینه احیا برای بخش های میان دست تا پایین دست این پیکره آبی تعیین شد. نتیجه گیری: قسمت اعظم رودخانه اصلی تجن، منتهی به مصب، تحت تأثیر فشار زیاد و مداخلات انسانی متنوعی قرار می گیرد. نتایج به دست آمده از سنجش پارامترهای فیزیکی و شیمیایی در این پژوهش همچنین نشان داد کیفیت و سلامت آب، در بخش های میان دست تا پایین دست رودخانه و مصب تجن، نامطلوب است. بنابراین، برای احیای بوم سازگان مصبی، نیاز مبرم به اقدامات راهبردی و مدیریتی است تا فشارهای یادشده کاهش یابد. بر این اساس، برای موفقیت در مدیریت و احیای یکپارچه این پیکره آبی، باید بر جنبه های گوناگون مخاطرات و در مقیاس های متفاوت، تمرکز داشت و این الگوی مطالعه می تواند درمورد سایر پیکره های آبی رودخانه ای و مصبی کشور نیز به کار رود. درپایان، باید اشاره کرد که استقرار بی ضابطه شهرها و توسعه آنها در حاشیه مصب ها، بدون انجام دادن مطالعات EIA، باعث شده است در بسیاری از نقاط دنیا این بوم سازگان های ارزشمند در فشار شدیدی قرار بگیرند؛ این فشار در اغلب بوم سازگان های مصبی، به صورت آلودگی های صنعتی و شهری، تخریب زیستگاه، کاهش میزان تنوع زیستی، یکنواخت شدن و تکه تکه شدن زیستگاه، از دست رفتن ارزش های زیبایی شناختی و درنَهایت، ازبین رفتن خدمات اکولوژیک جلوه می یابد. مدیران بخش محیط زیست کشور می توانند این پژوهش را به منزله اطلاعات پایه ای شایان توجهی، به منظور جلوگیری از روبه رو شدن با چالش های محیط زیستی بزرگ تر، به کار ببرند.
تحلیل سرمایه اجتماعی و شناسایی کنشگران کلیدی در راستای مدیریت مشارکتی روستاهای پیرامون شهر شلمزار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های روستایی پیرامون شهری به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و تأثیرپذیری از شهرهای مجاور، با چالش هایی چون دگرگونی ساختارهای اجتماعی، کاهش مشارکت محلی و تضعیف سرمایه اجتماعی مواجه هستند. هدف از این پژوهش، تحلیل ساختار سرمایه اجتماعی و شناسایی کنشگران کلیدی در راستای بهبود مدیریت مشارکتی در سه روستای ده کهنه، گل سفید و سورک در مجاورت شهر شلمزار، مرکز شهرستان کیار استان چهارمحال و بختیاری است که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی قرار دارند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل شبکه اجتماعی با تمرکز بر دو بُعد اعتماد و مشارکت بوده و داده ها با استفاده از پرسش نامه و تحلیل در نرم افزار UCINET 6 بررسی شده اند. جامعه آماری شامل ۶۵ نفر از اعضای کانون های توسعه روستایی بود که به روش تمام شماری انتخاب شدند. نتایج نشان داد که روستاهای ده کهنه و سورک به دلیل تراکم و دوسویگی بالای روابط اجتماعی، از ساختاری منسجم تر برای توسعه مشارکتی برخوردارند؛ در حالی که روستای گل سفید با سطح پایین تری از شاخص های شبکه، ظرفیت محدودتری دارد. همچنین، کنشگران با مرکزیت بینابینی بالا به عنوان گره های کلیدی ارتباطی در تسهیل جریان اطلاعات و هماهنگی شبکه نقش مؤثری ایفا می کنند. این یافته ها بر نقش محوری سرمایه اجتماعی در تقویت مدیریت مشارکتی و توسعه پایدار مناطق روستایی پیرامون شهرها تأکیددارند.
بررسی و تحلیل تأثیر برنامه های آگاهی بخشی عمومی بر رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی در مجموعه گردشگری گاوازنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی و تحلیل تأثیر برنامه های آگاهی بخشی عمومی بر این رفتارها در مجموعه گردشگری گاوازنگ انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد تا با استفاده از روش های ترکیبی کیفی و کمی، تأثیر این برنامه ها را بر نگرش و رفتارهای زیست محیطی شهروندان ارزیابی کند. پژوهش حاضر بر مبنای نوع تحقیق، کاربردی و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است که جهت گردآوری اطلاعات و داده ها از روش های کتابخانه ای و مطالعات میدانی مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. برای تحلیل نتایج از نرم افزار Spss و Minitab استفاده شد. برای بررسی ویژگی های پاسخ گویان از آمار توصیفی (درصد، فراوانی) برای تجزیه و تحلیل نهایی یافته ها از آزمون تی تک نمونه ای (t-test) و آنوا (Anova) استفاده شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار آلفا 735/0 است. نتایج نشان می دهد که برنامه های آگاهی بخشی بر پنج شاخص رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی بازدیدکننده از گاوازنگ تأثیر مثبت داشته است: آگاهی زیست محیطی، رفتار زیست محیطی، مشارکت در برنامه های زیست محیطی، نگرش به مسائل زیست محیطی و دسترسی به منابع اطلاعاتی زیست محیطی. همچنین، نتایج آزمون واریانس یکطرفه نشان داد که شاخص های مشارکت در برنامه های زیست محیطی و دسترسی به منابع اطلاعاتی زیست محیطی بیشترین تأثیرگذاری را داشته اند.
تحلیل عوامل زیست پذیری فضاهای میانی ساختمان های بلندمرتبه به-منظور تحقق توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
63 - 90
حوزههای تخصصی:
بلندمرتبه سازی به عنوان یکی از روش های توسعه شهری و استفاده بهینه از فضاهای محدود، همواره مورد توجه بسیاری از معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری بوده است. این نوع توسعه به تدریج از کاربری های اقتصادی به کاربری های مسکونی نیز گسترش یافته و مناطق پیرامونی شهرها را تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، آنچه اغلب نادیده گرفته می شود، فضاهای میان ساختمان های بلندمرتبه است. بی توجهی به این فضاها می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی شهروندان می گردد. از آنجاییکه امروزه سیاست های شهری در راستای اهداف و اصول توسعه پایدار هستند، هدف این پژوهش تحلیل و بررسی متغیرهای زیست پذیری در فضاهای میان ساختمان های بلند مرتبه به منظور تحقق توسعه پایدار در شهرک گلستان سمنان است. روش مطالعه توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است و در آن رابطه علی و معلولی بررسی می شود. متغیرهای زیست پذیری در پنج بعد دسترسی، کالبدی و کاربری، زیست محیطی، تاسیسات و تجهیزات شهری و اجتماعی تدوین گردیده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردید که توسط 18 متخصص تکمیل شده است. جهت تحلیل پرسشنامه ها از روش ساختاری-تفسیری با کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. متغیرهای زیست پذیری در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه در پنج گروه متغیرهای دو وجهی (امنیت، روشنایی عملکردی و فضای سبز، مبلمان شهری، کاربری تفریحی و تعاملات اجتماعی)، مستقل (دسترسی به پارکینگ، دسترسی به ایستگاه حمل ونقل عمومی، فقدان آلودگی هوا، توالت عمومی و ایمنی)، تاثیرگذار (دسترسی به پارک، فقدان آلودگی هوا و بوی مطبوع)، تنظیمی (تئاتر روباز، کف سازی و فقدان آلودگی مواد جامد) و تاثیرپذیر (خوانایی) تبیین شده اند. متغیرهای امنیت، روشنایی عملکردی، دسترسی به پارک، مبلمان شهری و فضای سبز بیشترین تاثیرگذاری و متغیرهای متغیرهای خوانایی و ایمنی به ترتیب کمترین میزان اثرگذاری در تحقق زیست پذیری در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه شهرک گلستان سمنان را دارند.
پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
133 - 153
حوزههای تخصصی:
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
تحلیلی بر سطح آسیب پذیری مناطق شهری در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» با تأکید بر رویکرد مدیریت بحران (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
243 - 218
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از خطرناک ترین، مخرب ترین و غیرقابل پیشبینی ترین مخاطرات طبیعی به شمار می آید. از این رو، شناسایی مناطق آسیب پذیر شهرها به منظور افزایش ظرفیت مقابله با خطرات زلزله و مدیریت بحران این مخاطره ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سطوح آسیب پذیر کلان شهر تبریز در برابر زلزله و ارائه ی راهکارهای مدیریت بحران (قبل از بحران) برای کاهش اثرات زلزله نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و تهیه ی نقشه های رقومی از روش FAHP و نرم افزار ArcGIS و به منظور بررسی آسیب پذیری مناطق 10گانه ی شهر از روش PROMETHEE استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری تحقیق شامل مدیران و مسئولان شهری و نخبگان دانشگاهی می باشد. حجم نمونه ی مدیران و مسئولان با استفاده از روش کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، 90 نفر تعیین گردیده که نحوه ی دسترسی به آنها بر مبنای روش گلوله برفی می باشد. حجم نمونه ی نخبگان دانشگاهی نیز بر مبنای روش نمونه گیری دلفی هدفمند 14 نفر تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مناطق حاشیه ای و مرکزی شهر بیشترین پتانسیل آسیب پذیری را دارا می باشند. در این بین مناطق 10 و 1 با کسب جریان خالص 454/0- و 527/0-، جزو مناطق با آسیب پذیری خیلی زیاد در برابر زلزله محسوب می شوند. از عوامل مؤثر بر آسیب پذیری این مناطق می توان به نزدیکی به گسل، فرسودگی بافت ها، دوری از مراکز امدادونجات، تراکم زیاد و همچنین عدم کشش پذیری معابر اشاره کرد. بدین منظور نیاز به رویکرد سیستمی و یکپارچه به منظور بازگشت پذیری و توانمندسازی اجتماع لازم بوده و در این راستا توجه به مرحله ی قبل از بحران در ابعاد مقاوم سازی ابنیه، ارتقاء دسترسی ها و تهیه ی طرح های موضعی به تفکیک محلات با تأکید بر محلات آسیب پذیر ضروری می باشد.
تحلیلی بر الگوها و مولفه های تفکیک اراضی در شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
317 - 295
حوزههای تخصصی:
الگوهای تفکیک زمین یکی از ابزارهایی می باشد که به استفاده کنندگان زمین و طراحان و برنامه ریزان شهری این امکان را می دهد تا توسعه و ساخت وسازهای موجود و آتی زمین را کنترل نموده و آن را با استانداردها و معیارهای مناسب با فرم و شکل شهری نزدیک نمایند. بنابراین نحوه تفکیک و رعایت اصول و ضوابط شهرسازی و مولفه های موثر در هنگام تفکیک اراضی شهری تاثیر بسزایی بر شهرها خواهد داشت. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی الگوهای تفکیک و مولفه های موثر بر آن در مناطق حومه ای شهر اردبیل می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی میباشد. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان اجرایی در مسکن و شهرسازی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهر اردبیل تشکیل دادند که به روش گلوله برفی و به صورت هدفمند تعداد 50 نفر از آنها انتخاب و پرسشنامه تکمیل شد. داده های حاصله با استفاده از نرم-افزارهای SPSS و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و در ادامه، پس از وزن دهی به شاخص های مورد مطالعه با بهره گیری از روش آنتروپی شانون، مناطق منتخب با استفاده از مدل COPRAS رتبه بندی شدند. نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان می دهد، از نظر مولفه های موثر بر الگوهای تفکیک اراضی در محلات حومه ای شهر اردبیل شهرک سبلان، شهرک دادگستری، شهرک کارشناسان و شهرک سینا به ترتیب در رتبه-های اول تا چهارم قرار دارند. مولفه های موثر بر تفکیک زمین در شناسایی الگوی تفکیک زمین نقش تعیین کننده ای دارند. فلذا در نظر گرفتن یک الگوی ثابت برای تمام فضاهای شهری با توجه مولفه های موثر امری بیهوده است در نتیجه الگوی بهینه تفکیک زمین باید همواره با در نظر گرفتن مولفه های موثر باید مورد بازبینی و پایش قرار گیرند.
کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در ارزیابی سرمایه اجتماعی با تأکید بر حکمرانی مشارکتی منابع آب، مطالعه موردی: شهرستان بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
39 - 57
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مشارکتی به عنوان یک رویکرد نوین، بر مشارکت فعال ذی نفعان در فرآیند مدیریت منابع تأکید دارد. موفقیت این رویکرد در جوامع محلی به شناخت دقیق ویژگی های اجتماعی و سرمایه اجتماعی آن ها وابسته است. استان لرستان، با وجود اقلیم نیمه مرطوب و منابع آبی قابل توجه، همچنان با چالش های مدیریتی در بهره برداری از منابع آب مواجه است. این پژوهش با هدف تحلیل شبکه اجتماعی سرمایه اجتماعی ذی نفعان آب کشاورزی شهرستان بروجرد و ارائه راهبردهایی برای تقویت حکمرانی مشارکتی انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل شبکه اجتماعی است و شاخص های کلان و خرد شبکه اجتماعی برای ارزیابی سرمایه اجتماعی در روستاهای این شهرستان موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شاخص های کلان مانند تراکم و فاصله ژئودزیک در بین روستاها تفاوت های قابل توجهی دارند. این تفاوت ها نشان دهنده وضعیت متغیر انسجام اجتماعی و آمادگی برای مشارکت در برنامه های حکمرانی مشارکتی است. همچنین، شاخص های خرد نشان دادند که سطح سرمایه اجتماعی در میان افراد به صورت نابرابر توزیع شده و برخی کنشگران نقش کلیدی در تسهیل ارتباطات و تقویت اعتماد دارند. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود پیش از اجرای برنامه های حکمرانی مشارکتی، شاخص های کلان و خرد برای ارزیابی سرمایه اجتماعی، تحلیل شده و ظرفیت جوامع محلی به دقت سنجیده شود. اقدامات توانمندسازی، تشکیل انجمن ها و تعاونی ها، و بهره گیری از افراد کلیدی با امتیاز بالا در شاخص های مرکزیت می توانند به تقویت سرمایه اجتماعی و موفقیت و کارآمدی برنامه های حکمرانی مشارکتی منابع آب کمک کنند تا درنهایت، پایداری منابع آب و تخصیص عادلانه در بخش کشاورزی صورت پذیرد.
کاربست آینده نگاری در شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر تحقق شهر هوشمند با تأکید بر مدیریت شهری (نمونه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پروژه های موفق شهرهای هوشمند جهانی، مشارکت دولت و شهروندان در کنار هم، نقشی بی بدیل ایفا کرده است. شهر هوشمند، دارای معیارهای متعددی از جمله: زیرساخت های فیزیکی، زیرساخت اقتصاد هوشمند، زندگی هوشمند و حکمرانی هوشمند است. این تحقیق از لحاظ هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت و روش، جزء تحقیقات توصیفی-تحلیلی است. همچنین، تحقیق حاضر در پی شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر تحقق شهر هوشمند با تأکید بر مدیریت شهری با استفاده از آینده نگاری در شهر اردبیل می باشد. برای دستیابی به این هدف، در مرحله اول از پرسش نامه دلفی استفاده شده و در مرحله بعد، با استفاده از جدول ماتریس اثرات متقاطع و نظرات 30 نفر از خبرگان و کارشناسان، متغیرهای مؤثر در مدیریت هوشمند شناسایی و استخراج شده است، در مرحله آخر نیز با استفاده از نرم افزار میک مک، عوامل اصلی و پیشران های کلیدی شهر هوشمند اردبیل از میان 40 متغیر شناسایی شد که چهارده عامل به عنوان عوامل اصلی و براساس بالاترین امتیازی که کسب کرده بودند به عنوان پیشران های اصلی انتخاب شدند. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که بین متغیرها ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. همچنین نگاه تخصصی به مدیریت شهری و سرمایه گذاری و تأکید بر عوامل چهارده گانه پیشران های کلیدی، می تواند مسیر هوشمندی شهری را کوتاه نماید. توجه ویژه در به کارگیری مدیران متخصص در حوزه شهری و بهبود وضعیت متغیرهای اصلی، در کنار انجام اقدامات زیرساختی در این حوزه در سطح شهر اردبیل می تواند در طراحی برنامه های میان مدت و بلندمدت در جهت اجرایی کردن مدیریت شهر هوشمند مؤثر باشد.
الگوی تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی استان های منتخب گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
ذی نفعان صنعت گردشگری با ایجاد تاب آوری می توانند در برابر بحران ها بهبود یابند و بر اقتصاد ملی تأثیرگذار باشند. همچنین، با در نظر گرفتن ظرفیت های اجتماعی-فرهنگی، ذی نفعان می توانند بحران ها را به فرصتی برای رشد و توسعه پایدار تبدیل کنند. بنابراین، توجه به ایجاد تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری و ارتقاء آن برای توسعه پایدار ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی-فرهنگی در استان های برگزیده گردشگری ایران (تهران، یزد، اصفهان و همدان) انجام شده است. این پژوهش از نوع بنیادی است، و روش پژوهش کیفی و به روش داده بنیاد صورت پذیرفته است. داده ها با روش نمونه گیری هدفمند نظری و با استفاده از ابزار مصاحبه عمیق با خبرگان پژوهش گردآوری و با استفاده از اصول تحلیل داده ها و مبانی کدگذاری، با کمک نرم افزار (مکس کیو دی ای) انجام شده است. در نتیجه الگوی پژوهش در 6 طبقه اصلی (موجبات علی، پدیده اصلی، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها)، 6 مقوله اصلی (تعالی فرهنگی و معنوی جامعه، فرهنگ حمایت و نوآوری، چالش های صنعت گردشگری، تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری، مدیریت تاب آوری، صنعت گردشگری تاب آور و پایدار)؛ 18 مقوله فرعی (سلامت معنوی، هم بستگی و انسجام اجتماعی، سلامت معنوی، نوآوری و خلاقیت، حمایت های دولتی و غیردولتی، چالش های صنعت گردشگری، ایجاد تاب آوری و حفظ ارزش های حاکم بر صنعت گردشگری، بهره مندی از ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی، و غیره)؛ 64 کد مفهومی ارائه گردیده است. انتظار می رود به کارگیری الگوی تعیین شده در جهت تاب آوری و بهبود عملکرد صنعت گردشگری بهره برداری شود.
نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگر، مطالعه موردی: پیمایش جشنواره گل و گیاه محلات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 97
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری با ویژگی های خاص خود صنعتی پویا با آینده ای روشن تلقی می شود که باعث توسعه شهری می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگری گل و گیاه محلات می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی افرادی هستند که در سال های گذشته از جشنواره گل و گیاه شهر محلات بازدید کرده اند که بر اساس جدول کرچسی و مورگان 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش پس از تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان داده است که زیرساخت های نرم و سخت سازمانی بر کیفیت گردشگری تأثیر دارند و همچنین عجین شدن گردشگر بر تماس فرهنگی و تجربه به یادماندنی و تجربه به یادماندنی بر تمایل به بازدید دوباره و توصیه به دیگران تأثیرگذار است. جهت نیل به توسعه گردشگری می باید فعالیت های بنیادین در دو جبهه صورت گیرد. از منظر بخش دولتی و سیاست گذاران لازم است ضمن فراهم آوردن زیرساخت، همکاری و همراهی با بخش خصوصی، بسترهای اولیه و ضروری جهت ایجاد انگیزه در بخش خصوصی را فراهم نمایند. از طرف دیگر لازم است بخش خصوصی ضمن اتخاذ رویکرد نظام مند با کسب شایستگی های لازم در تدوین استراتژی های بازاریابی موردنیاز کوشا باشد. در پایان امید است با همراهی و همدلی بخش دولتی و خصوصی از ظرفیت های بالقوه کشور در صنعت گردشگری جهت توسعه ملی استفاده شود.
شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری (مطالعه موردی: شهر بندر ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه در بسیاری از جوامع گردشگری به عنوان یکی از پدیده های مهم اجتماعی و اقتصادی توجه بسیاری از مدیران و برنامه ریزان شهری را به خود جلب نموده است. یکی از موضوعات قابل توجه در گردشگری، وفاداری گردشگر به مقصد گردشگری است؛ لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری بود.
روش شناسی: از نظر هدف، کاربردی و به روش آمیخته کیفی-کمی در بین10 نفر از اساتید دانشگاهی انجام شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد این عوامل در چهار سطح می باشند که عوامل (کیفیت رفتار جامعه میزبان، کیفیت تجربه گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، رضایت گردشگر، خانواده گردشگر) در سطح اول و عوامل (حمل و نقل جاده ای مناسب، هویت مقصد، اعتماد به مقصد، شخصیت مقصد، امنیت اجتماعی) در سطح دوم و عوامل (غذاهای محلی، تنوع جاذبه های طبیعی، آداب و رسوم مقصد، گروه های مرجع) در سطح سوم و عامل طبقه اجتماعی گردشگر در سطح چهارم قرار دارند و عوامل (رضایت گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، کیفیت تجربه گردشگر، کیفیت رفتار جامعه میزبان) در خوشه وابسته، عوامل (گروه های مرجع، خانواده گردشگر، امنیت اجتماعی، شخصیت مقصد، تنوع جاذبه های طبیعی، هویت مقصد، غذاهای محلی، حمل و نقل جاده ای مناسب) در خوشه پیوندی و عوامل (طبقه اجتماعی گردشگر و آداب و رسوم مقصد) نیز در خوشه مستقل قرار دارند.
نتیجه گیری و پیشنهادات: وفاداری گردشگران به مقاصد گردشگری از موضوعات مهمی است که می تواند موفقیت یا عدم موفقیت مقاصد در زمینه جذب گردشگر را تبیین نماید؛ لذا پیشنهاد می شود مدیران با احیای برخی مشاغل سنتی و مراسم قدیمی به عنوان آداب و رسوم بومی شهر زمینه موفقیت را در جذب گردشگر فراهم کنند.
نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر با رویکرد ساختاری- تفسیری، علاوه بر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری در شهر بندرترکمن، جریان ها و موضوعات جدید را به پژوهشگران فعال در این حوزه پژوهشی نشان می دهد.
سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در بافت مرکزی شهر اهواز(خیابان سلمان فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
1 - 22
حوزههای تخصصی:
مسیر پیاده تجلی گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیت های اجتماعی شهروندان در زندگی و حیات شهری می باشد. لذا هدف اصلی این پژوهش، سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی خیابان سلمان فارسی در بافت مرکزی شهر اهواز می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از روش اسنادی و پیماشی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در بعد کالبدی(5/58)، عرض مناسب پیاده راه با توجه به حجم زیاد عابرین، بیشترین تأثیر را در میزان رضایت شهروندان از پیاده راه شامل می شود و در بعد اجتماعی که در جایگاه دوم قرار دارد(30/22)، تمایل شهروندان به پیاده روی درخیابان سلمان فارسی بیشترین اولویت را داشته است.
ارزیابی کمربند سبز ارتفاعات جنوب شهر مشهد در جلوگیری از پراکنده روی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
45 - 64
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت و گسترش شهرها باعث ایجاد پراکنده روی شهری شده. کمربندهای سبز به عنوان راهکاری برای کنترل این پراکندگی مطرح شده اند. این پژوهش به بررسی نقش کمربند سبز ارتفاعات جنوبی مشهد در جلوگیری از پراکنده روی شهری می پردازد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده که برای جمع آوری اطلاعات میدانی از طریق تکنیک دلفی و با روش گلوله برفی نخبگان مرتبط با موضوع پژوهش مشخص در نهایت 20 نفر به عنوان نمونه آماری بدست آمدند که با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شدند، به طوریکه ابتدا روایی داده ها در محیط نرم افزار میک مک محاسبه شد که در سطح 70% تأیید شدند. نتایج بدست آمده نشان داد، سیستم کمربند سبز در مشهد ناپایدار بوده به طوریکه 5 متغیر با اثر-وابستگی بالا در محدوده متغیرهای ریسک، به عنوان پیشران های اصلی انتخاب شدند که از بین آن ها متغیر هماهنگی طرح های هادی با ضوابط کمربند سبز با امتیاز 36 در تأثیرگذاری و 33 در تأثیرپذیری دارای اهمیت بالا در هدایت سیستم کمربند سبز به سوی پایداری دارد و بر اساس نتایج نرم افزار سناریو ویزارد، تسهیل دسترسی روستاییان و توسعه گردشگری روستایی نقش مهمی در تحقق سناریوی مطلوب دارد. راهبردهای پیشنهادی برای تحقق این سناریو و کنترل پیامدهای منفی شامل اختصاص زمین های خصوصی و وقفی، سرمایه گذاری برای کاشت و نگهداری درختان، و توسعه فضای سبز به منظور مهار سیلاب است. همچنین همکاری شهرداری و فرمانداری با مدیران اجرایی برای تقویت گردشگری محور کمربند سبز و توسعه اقتصاد روستایی، در بهره برداری موفق از این طرح و جلوگیری از پراکنده روی شهری مؤثر است.
تحلیل عوامل زمینهای مؤثر برگسترش تخلفات ساختمانی با تأکید بر عملکرد و جایگاه ذینفعان اصلی شهری (مطالعه موردی: کلانشهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۷)
123 - 154
حوزههای تخصصی:
تخلفات ساختمانی به عنوان نقض قوانین و ضوابط شهری در توسعه کالبدی شهری تعریف می شود. این نوع تخلفات در کشورهای توسعه یافته به ندرت یافت می شود و بیشتر مربوط به پیشینه شهرسازی کشورهای درحال توسعه نظیر ایران است. اصفهان نیز به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران به شکل های مختلف متأثر از این تخلفات است. در همین زمینه، این سؤال مطرح است که چه عوامل و عناصر یا بازیگرانی و هر یک به چه میزانی بر بروز تخلفات ساختمانی اثرگذار است؟ زیرا شناسایی این عوامل و عناصر به عنوان گامی اولیه در راستای حذف آنها یا کمک به بهبود وضعیتشان است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل زمینه ای و بازیگران مؤثر بر بروز تخلفات ساختمانی و تحلیل نقش هر یک از عوامل و تحلیل جایگاه ذی نفعان اصلی در بروز تخلفات تدوین شده است. در این مطالعه ۱۰۰ پرسشنامه در بین متخصصان و کارشناسان حوزه های شهری توزیع و داده های به دست آمده با روش تحلیل عاملی تأییدی به کمک مدل سازی معادله های ساختاری در نرم افزار Spss و Amos Graphic تحلیل شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که عوامل مؤثر بر بروز تخلفات ساختمانی در شهر اصفهان به ترتیب شامل ضوابط و طرح های شهری، ضعف ها و مشکلات اقتصادی یا سودآور بودن تخلفات ساختمانی، اقدام ها و سیاست های مدیریت شهری، سیاست ها و برنامه های عمومی و عمرانی دولت است. مهم ترین بازیگران اثرگذار بر تخلفات ساختمانی نیز به ترتیب شامل سازمان نظام مهندسی و کنترل ساختمان، سازندگان، شهرداری و پلیس ساختمان، شهروندان و مراجع عالی نظارتی است.
بازیابی بخارآب نزدیک به سطح جَو با دقت و توان تفکیک مکانی ارتقایافته ازطریق تلفیق داده های چندسنجنده ای و مشاهدات زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بخارآب موجود در جَو پارامتری محوری در مدل سازی تعادل انرژی در سطح زمین است و در متعادل نگاه داشتن دمای جَوّ کره زمین نقش مهمی دارد. بازیابی این پارامتر، به منزله تأثیرگذارترین عامل جَوّی در رادیانس دریافتی سنجنده، از اهمیت بسزایی برخوردار است. ازآنجاکه محتوای بخارآب جَو در لایه نزدیک به سطح بیشتر و تغییرات زمانی و مکانی آن شدیدتر است، اندازه گیری ایستگاه های هواشناسی زمینی به رغم دقت بالا، به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی و اندازه گیری نقطه ای، قابلیت تعمیم پذیری ندارند. ازاین رو ارائه روش های ماهواره محور کاربردی به منظور بازیابی دقیق و مداوم آن، با توزیع مکانی مناسب ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق بیان چهار روش نوآورانه و دقیق برای برآورد نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح جَوّ استان اصفهان در سال 1399، با توان تفکیک 1 کیلومتر، ازطریق تلفیق داده های ایستگاه های هواشناسی، داده های سنجنده و درنَهایت، اعتبارسنجی و مقایسه عملکرد آنهاست. بدین منظور تصحیح خطای اریبی داده های بخارآب سنجنده طی مرحله هم مقیاس سازی و تصحیح خطای درون یابی مشاهدات ایستگاه های زمینی در دستورکار قرار گرفت.
مواد و روش ها: سنجنده های گوناگون قابلیت اندازه گیری بخارآب، با توان تفکیک های مکانی و حساسیت های متفاوت به این پارامتر را دارند. ازاین رو مطرح کردن روش هایی، مبتنی بر استفاده و تلفیق هم زمان داده های سنجنده ها و مشاهدات ایستگاه های زمینی، به منظور ارتقای هم زمان توان تفکیک مکانی (یک کیلومتر) و دقت بازیابی بخارآب نزدیک به سطح جَو ضروری است. در نخستین روش به کاررفته در این تحقیق، با استفاده از باندهای جذب و غیرجذب بخارآب سنجنده مادیس (MODIS) طی روش نسبت باندی و با استفاده از مشاهدات زمینی، بخارآب نزدیک به سطح بازیابی می شود. در روش دوم، ابتدا مشاهدات بخارآب نزدیک به سطح ایستگاه های زمینی، با روش درون یابی معکوس فاصله، به داده های بخارآب سطحی یک کیلومتری تبدیل می شود. سپس طی مراحل روش پیشنهادی و با استفاده از مقادیر نسبت اختلاط بخارآب برآوردشده با روش اول، خطای درون یابی در هر پیکسل حذف می شود. در روش سوم، با تلفیق داده های مادیس طی عملیاتی شبیه مراحل روش دوم، توان تفکیک محصول بخارآب سنجنده AIRS به یک کیلومتر ارتقا داده می شود؛ با این تفاوت که به جای مشاهدات ایستگاه های هواشناسی زمینی، از محصول سنجنده AIRS استفاده می شود. ازآنجاکه محصول نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح سنجنده AIRS دارای خطا و اریبی است، ابتدا باید با اعتبارسنجی محصولات این سنجنده، خطای اریبی محصول بخارآب نزدیک به سطح سنجنده AIRS، طی مرحله هم مقیاس سازی، حذف شود. برآورد بخارآب نزدیک به سطح جَو با استفاده از محصول بخارآب جَوّ ستونی سنجنده مادیس آخرین روش به کار رفته است. البته به دلیل تفاوت محتوایی، لازم است دو مجموعه داده هم واحد شوند و با روشی معادل سازی شوند.
نتایج و بحث: به منظور مدل سازی و اعتبارسنجی برآورد بخارآب نزدیک به سطح جَو در توان تفکیک یک کیلومتر با استفاده از چهار روش اشاره شده، 3/66% داده ها به صورت تصادفی برای آموزش و 33% مابقی برای ارزیابی دقت و اعتبارسنجی نتایج به کار رفته است. درنَهایت نیز، نتایج اجرای روش ها با یکدیگر مقایسه شد. در این تحقیق، ضریب تعیین (R2) و جذر میانگین مربعات خطاها (RMSE) ملاک ارزیابی دقت و عملکرد مدل سازی قرار گرفته اند. نتایج اعتبارسنجی نشان می دهد روش دوم که مبتنی بر استفاده از تعمیم مشاهدات دقیق بخارآب نزدیک به سطح ایستگاه های زمینی و حذف خطای درون یابی آنها، طی تلفیق با مقادیر بخارآب بازیابی شده از سنجنده مادیس ازطریق روش نسبت باندی است، بهترین عملکرد (R2=0.55، RMSE=1.05 Gr/Kr) را در تخمین بخارآب نزدیک به سطح جو را دارد.
نتیجه گیری: روش دوم، با توجه به عملکرد بهتر در بازیابی نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح جَو با دقت بالا و توان تفکیک یک کیلومتر و با هدف استفاده از قابلیت محصولات و داده های ماهواره محور، تلفیق آنها با یکدیگر و همچنین با مشاهدات زمینی، توصیه می شود.