فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشارکت از دیر باز با زندگی انسان پیوند داشته است. توجه به پدیده مشارکت اجتماعی از بعد امنیتی در سکونتگاه های مختلف و شیوه زندگی از اهمیت خاصی برخورداراست. ارتباط میان امنیت اجتماعی و مشارکت مردمی یک ارتباط دوسویه است. از یک طرف گسترش امنیت اجتماعی می تواند زمینه ساز توسعه مشارکت های مردمی باشد از طرف دیگر افزایش مشارکت های مردمی پشتوانه محکمی برای حاکمیت و بقای امنیت در جامعه است.
هدف پژوهش: هدف پژوهش بررسی مقایسه ای مشارکت در دو سکونتگاه انسانی جامعه شهری و عشایری می باشد.
روش شناسی تحقیق: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به روش توصیفی - تحلیلی و علی مقایسه ای است. این پژوهش روش گردآوری داده ها در این تحقیق شامل روش کتابخانه ای و روش پیمایش مقطعی است که با استفاده از منابع دیجیتال و کتاب های موجود اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز گردیده و برای بررسی فرضیه ها، اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. روش های تجزیه و تحلیل آماری در این تحقیق در دو بخش آماره های توصیفی که شامل جداول و نمودارها، شاخص های پراکندگی، فراوانی ها و ... است، بخش دوم شامل روش های تحلیل استنباطی که از آزمون هایی مانند T-test(تفاوت میانگین ها)، آزمونF ( آنالیز واریانس)، همبستگی پیرسون، و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است.
قلمروجغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچ نشینان عشایر شاهسون پارس آباد مغان مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته ها و بحث: یافته های اصلی پژوهش بیانگر آن است که 90 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 94 درصد عشایر معتقدند مردم به فکر همدیگر هستند، 68 از پاسخگویان شهر پارس آباد و 74 درصد عشایر معضلات و مشکلاتی که در سطح جاوامع آنها وجود دارند به آن ها مربوط می شود و خود را موظف به رفع این مشکلات می دانند، 54 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 56 درصد عشایر اظهار داشته اند که نسبت به این که دیگران چگونه و در چه شرایطی زندگی می کنند توجه دارند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق بیانگر آن است حاضر و جود رابطه معنادار بین امنیت اجتماعی با مشارکت اجتماعی اثبات می شود. و اینکه این مشارکت در جامعه عشایر از ضریب اهمیت بالاتری برخوردار است.
تحلیل رشد سکونتگاه های پیراشهری بخش جنوبی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر داده کاوی مکانی فراگیر و محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
179 - 210
حوزههای تخصصی:
رشد سکونتگاه ها و زیرساخت های پیرامون کلان شهرها پیامد توسعه ناموزون ملی، شهری شدن سریع و همگرایی جریان جمعیت و فعالیت به سمت این گونه شهرها است. اما در مقیاس محلی، نیروهای واگرای ناشی از تقاضای فزاینده برای زمین و فضا، زمینه تخریب چشم اندازهای طبیعی و تغییر پوشش و کاربری اراضی را فراهم می کنند. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از داده های ماهواره لندست به آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در سال های 1380 تا 1400 در حریم جنوبی تهران پرداخته شد. سپس با استخراج قوانین انجمنی به عنوان یکی از روشهای داده کاوی، قوانین مربوط به رشد فضاهای ساخته شده در دوره 1380 تا 1400 در مقیاس های فراگیر (کل منطقه) و محلی (شهرستان های منطقه) بدست آمد. در این تحلیل از معیارهای "نوع کاربری در سال 1380"، "فاصله از سکونتگاه های شهری و روستایی"، "فاصله از کاربری های صنعتی"، "فاصله از معابر" استفاده شده است. نتایج آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش، بیانگر کاهش اراضی کشاورزی و افزایش سطح فضاهای ساخته شده و نیز پیوستگی قابل توجه آن ها در سال 1400 است. قوانین انجمنی مربوط به رشد فضاهای ساخته شده نیز نشان داد اراضی مجاور فضاهایی ساخته شده و راه های اصلی در سال 1380 با میزان اطمینان بیشتری در معرض تغییر قرار گرفته اند. مقایسه قوانین استخراج شده فراگیر و محلی نشان داد میزان اشتراک قوانین فراگیر با قوانین شهرستانهای شهریار، شهر ری و رباط کریم بالای %50 و در شهرستانهای اسلامشهر، شهرقدس و بهارستان کمتر از %50 است.
مروری بر نظام های بهره برداری کشاورزی در ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
282 - 299
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی در ایران، با وجود پیشرفت ها و نقش حیاتی که در امنیت غذایی، اشتغال زایی، صادرات، صنایع غذایی و هم چنین تآمین مواد اولیه و غیره دارد، با چالش هایی مانند تکه تکه شدن اراضی، تخریب محیط زیست و ناپایداری نظام های بهره برداری مواجه است که بر تولید، توسعه روستایی، اشتغال و امنیت غذایی اثر می گذارد. نظام های بهره برداری کشاورزی، که اساس کشاورزی ایران را تشکیل می دهند، تحت تأثیر شرایط طبیعی، انسانی و تصمیمات سیاسی قرار دارند. تاریخچه نشان دهنده این می باشد که کشاورزی برای تأمین نیازهای بشر شکل گرفته و در مواجهه با چالش ها و تحولات، دچار ناهماهنگی بین واحدهای بزرگ و کوچک شده است برای بهبود نظام های بهره برداری کشاورزی، توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و هم چنین پایداری این نظام ها حائز اهمیت است.. این مقاله که به روش مروری و با استفاده از منابع کتابخانه ای و سایت های اینترنتی تهیه شده، به بررسی نظام های مختلف بهره برداری کشاورزی، به بیان ابعاد آن ها، چالش و تأثیر آن ها در بخش کشاورزی پرداخته است.
مکان یابی مناطق مستعد احداث میادین عرضه دام عشایری در استان فارس
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
530 - 545
حوزههای تخصصی:
اقتصاد جامعه عشایر به پرورش و فروش دام ها و دامپروی وابسته است در نتیجه ایجاد میادین عرضه دام به جهت خرید و فروش دام های سبک عشایری با در نظرگیری معیارهای مؤثر اکولوژیکی، اقتصادی – اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. جامعه ی عشایری در استان فارس نیز 3 ایل و 8 طایفه مستقل هستند که از طریق همین پرورش دام های سبک امرار معاش می کنند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف اصلی این پژوهش مکان یابی مناطق بهینه و مستعد به جهت ایجاد میادین عرضه دام در سطح استان فارس بود و از روش های تصمیم گیری چند معیاره تحلیل سلسله مراتبی و ترکیب خطی وزنی برای فرآیند مکان یابی (تحلیل اکولوژیکی و اقتصادی-اجتماعی) استفاده شد. با توجه به اهمیت این موضوع در ابتدا تحلیل بخش اکولوژیکی با استفاده از معیارهای اصلی و در بخش اقتصادی-اجتماعی نیز با استفاده از پرسشنامه و تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفت و در آخر نیز با توجه به شرایط استان و با درنظرگیری صرفه اقتصادی تعدادی از شهرستان ها در این بخش از فرآیند مکانیابی حذف شدند. در انتها نیز طبق نتایج مشخص شده در هر دو بخش اکولوژیکی و اقتصادی- اجتماعی شش منطقه از استان فارس به عنوان قطب شش گانه میادین عرصه دام انتخاب شدند که این شش ناحیه در شهرستان های فیروزآباد، داراب، ارسنجان، خنج، شیراز و اقلید قرار داشتند.
آینده پژوهی نقش پیشران های کلیدی گردشگری خلاق شهری در راستای توسعه ی پایدار (مورد مطالعه: کلان شهر اهواز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
627 - 646
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل کلیدی گردشگری خلاق شهری، به عنوان یک راهبرد نوین، برای توسعه پایدار کلان شهرهایی مانند اهواز ضروری است. این اقدام با هدف تنوع بخشیدن به اقتصاد، کاهش وابستگی به منابع ناپایدار و ایجاد فرصت های شغلی، به بهبود کیفیت زندگی شهری کمک می کند. تحلیل این عوامل، امکان برنامه ریزی هدفمند برای بهره برداری از پتانسیل های فرهنگی و هنری شهر و در نتیجه دستیابی به توسعه ای پایدار و فراگیر را فراهم می سازد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی نقش گردشگری خلاق شهری در راستای توسعه ی پایدار در کلان شهر اهواز است پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و ازحیث روش ترکیبی از روش های کتابخانه ای و پیمایشی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی می باشد. قلمرو پژوهش شهر اهواز بوده است.جامعه آماری این پژوهش 35 نفر از کارشناسان شهری، مدیران شهری و کارشناسان گردشگری شهری است.جهت تجزیه تحلیل دادها از روش دلفی، ماتریس اثرات متقاطع(میک مک) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که عواملی مانند آگاهی اجتماعی، مشارکت مردمی، و برندسازی نقش حیاتی در توسعه پایدار این صنعت دارند. در نهایت، با تأکید بر این پیشران ها، راهبردهایی برای برنامه ریزی و بهبود وضعیت گردشگری خلاق در این کلان شهر ارائه شده است.
سیری بر اثرپذیری معماری اسلامی در عصر صفوی از شکوفایی تشیع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی، به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های تمدن اسلامی، در طول قرون متمادی تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی متعددی قرار گرفته است. در این میان، معماری مساجد دوره صفوی که با رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران همزمان بود، جایگاه ویژه ای دارد. صفویان با اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی، نقشی کلیدی در توسعه و تغییر شکل معماری مساجد ایفا کردند. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات عمیق باورهای شیعی بر معماری مذهبی ایران در دوران صفویه است. این تأثیرات به ویژه در عناصر معماری مساجد همچون گنبد، مناره، محراب، و کتیبه ها به وضوح مشاهده می شود. با توجه به روش تحقیق در این پژوهش تلاش شده است تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و پژوهش های پیشین، نقش مذهب تشیع در توسعه معماری مذهبی مورد بررسی قرار گیرد. این مطالعه همچنین به تحلیل عناصر خاص معماری شیعی مانند گنبدهای دوپوسته، تزیینات کاشی کاری های قرآنی و حدیثی، و نقش عدد ۱۲ به عنوان نمادی از دوازده امام شیعه می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مساجد صفوی نه تنها به عنوان مراکز عبادی، بلکه به عنوان نمادهای سیاسی و مذهبی شیعه عمل کرده اند. مساجد این دوره، با تزیینات دقیق و هنرمندانه خود، بازتابی از قدرت و عظمت مذهب شیعه و دولت صفوی بوده و نقش مهمی در تثبیت هویت مذهبی و سیاسی این دوره داشته اند. این پژوهش با افزودن به دانش موجود در زمینه معماری مذهبی اسلامی، به ویژه از دیدگاه مطالعات شیعی، بر آن است تا تأثیرات مذهبی، هنری و فرهنگی تشیع را در ساختارهای معماری مساجد دوره صفوی برجسته سازد.
فرصت های بندر چابهار در راستای بهبود امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
143 - 161
حوزههای تخصصی:
بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرق کشور ایران به عنوان یک نقطه ارزشمند کلیدی در مسیرهای ترانزیتی منطقه ای، فرصتی ویژه برای جمهوری اسلامی ایران به منظور تقویت امنیت اقتصادی فراهم می آورد. این بندر به دلیل موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود در کنار دریای عمان و سواحل مکران و نزدیکی به کریدورهای جهانی، امکان دسترسی به بازارهای جهانی و اتصال به کشورهای همسایه را فراهم می کند. هدف از این مقاله تدوین استراتژی های بهره گیری از فرصت های بندر چابهار در راستای بهبود امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران است. در راستای دستیابی به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شد. یافته های تحقیق نشان داد با توجه به شرایط کنونی و تحریم های بین المللی، بهره گیری بهینه از بندر چابهار می تواند به کاهش وابستگی های اقتصادی، تقویت روابط تجاری با کشورهای آسیای میانه، هند و سایر شرکای بین المللی و ارتقای امنیت اقتصادی داخلی جمهوری اسلامی ایران کمک کند. استراتژی های پیشنهادی برای استفاده از این فرصت ها شامل توسعه زیرساخت ها و افزایش ظرفیت های بندری، تسهیل تعاملات تجاری با کشورهای هدف، تقویت بخش حمل ونقل و ترانزیت، و همچنین توجه به ایجاد مناطق آزاد تجاری و صنعتی در اطراف بندر است. علاوه بر این، استفاده از سیاست های اقتصادی هماهنگ و دیپلماسی فعال برای جذب سرمایه گذاری خارجی و ارتقای روابط دوجانبه می تواند به بهبود موقعیت اقتصادی ایران در سطح منطقه ای و بین المللی کمک کند. با اجرای این استراتژی ها، ایران قادر خواهد بود تا با بهره گیری از پتانسیل های بندر چابهار، امنیت اقتصادی خود را در برابر تهدیدات خارجی تقویت کرده و نقش مهم تری در تجارت جهانی ایفا کند.
طراحی و برازش الگوی شهر خلاق با تمرکز بر صنایع فرهنگی در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1276 - 1290
حوزههای تخصصی:
شهرهای خلاق به عنوان مراکز نوآوری، خلاقیت و تبدیل ایده به ثروت شناخته می شوند. امروزه، ایده و نوآوری اصولی برای رقابت است، بنابراین داشتن یک شهر خلاق، آرزوی هر جامعه ای است. بر این اساس هدف اصلی این تحقیق طراحی و برازش الگوی شهر خلاق با تمرکز بر صنایع فرهنگی در کلان شهر مشهد بوده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش کمی است. از پرسشنامه و مدل یابی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل به منظور ارائه الگو و آزمون اعتبار مدل استفاده گردیده است. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان، کارشناسان، مدیران و دانشگاهیان مرتبط در این بخش 850 نفر تعیین گردید که با استفاده از جدول مورگان، تعداد 265 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که این پرسشنامه به صورت محقق ساخته بوده است؛ بنابراین به منظور بررسی روایی از روش روایی سازه و در بخش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری روایی و اعتبار مدل استخراجی مورد آزمون و پذیرش قرار گرفت. بر اساس نتایج ابعاد فرهنگی شامل تنوع و زیرساخت های فرهنگی، رویدادها، آموزش و سیاست های حمایتی است که به غنای فرهنگی و توسعه فعالیت های هنری کمک می کند. ابعاد اجتماعی بر نیروی انسانی خلاق، همکاری های فرهنگی و ویژگی های مکانی خلاق تأکید دارد. در بعد فناوری، نوآوری در صنایع فرهنگی و توسعه زیرساخت های دیجیتال مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی نقش کلیدی دارند. ابعاد زیست محیطی به پایداری فرهنگی و حفاظت از محیط زیست مرتبط است. بعد اقتصادی نیز شامل تبلیغات، برندینگ و اقتصاد فرهنگی شهری است که به رشد صنایع خلاق کمک می کند. مدل ارائه شده ازنظر کارشناسان تأیید شد و پیشنهادهایی برای توسعه شهر خلاق، ازجمله تقویت زیرساخت های فرهنگی، حمایت از نیروی انسانی خلاق، برگزاری رویدادهای هنری و بهبود سیاست های حمایتی مطرح شده است.
ارزیابی تطبیقی شاخص های توسعه پایدار در قلمروهای کوهستانی و غیرکوهستانی (مطالعه موردی: استان اصفهان)
حوزههای تخصصی:
نابرابری در توسعه مناطق مختلف جغرافیایی از جمله مسائل عمده پیش روی برنامه ریزان منطقه ای و ناحیه ای است. از این رو، یکی از شاخصه های متداول در برنامه ریزی منطقه ای، سطح بندی نواحی مختلف جغرافیایی بر اساس برخورداری از نماگرهای توسعه پایدار است. در پژوهش حاضر تلاش شده با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، نماگرهای توسعه پایدار در شهرستان های قلمرو کوهستانی و غیرکوهستانی استان اصفهان بررسی شود. رویکرد پژوهش از نوع کمی تحلیلی و شاخص های بررسی شده ۵۳ مورد بوده است. نتیجه حاصل از به کارگیری تحلیل عاملی، کاهش ۵۳ شاخص پژوهش به ۶ عامل نهایی بود. با توجه به امتیازهای استخراج شده، شاخص ترکیبی هر شهرستان محاسبه شد و بر اساس آن، شهرستان های استان اصفهان در چهار سطح رتبه بندی شدند: شهرستان های اصفهان، کاشان و فلاورجان در سطح بسیار برخوردار؛ شهرستان های شاهین شهر و میمه، اردستان، شهرضا، خمینی شهر، سمیرم، نجف آباد، لنجان، فریدن، مبارکه، آران و بیدگل، فریدون شهر و چادگان در سطح برخوردار؛ شهرستان های گلپایگان، تیران و کرون و خوانسار در سطح تاحدودی برخوردار و در نهایت شهرستان های نطنز، دهاقان، برخوار، نایین و خور و بیابانک در سطح محروم قرار دارند. همچنین، تقسیم بندی شهرستان های قلمروهای کوهستانی و غیرکوهستانی از لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه پایدار نشان داد که شهرستان های کوهستانی استان اصفهان، از جمله فریدن، فریدون شهر، سمیرم و چادگان در سطح برخوردار؛ شهرستان های تیران و کرون، خوانسار و گلپایگان در سطح تاحدودی برخوردار و شهرستان دهاقان در سطح محروم قرار دارد.
الگوریتم های یکپارچه در تحلیل تعامل معماری و محیط نمونه موردی:روستاهای پلکانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۴۶۱-۴۴۴
حوزههای تخصصی:
تحلیل و سنجش بافت مسکن روستایی نیاز به شناخت طیف گسترده ای از عوامل موثر را دارد، عوامل محیطی همچون میزان بافت سبز،توپوگرافی، میزان بافت خشک، اقلیم و خرده اقلیم ها و غیره از جمله عوامل تاثیر گذار بر بافت مسکن روستایی می باشند. به منظور شناخت عوامل محیطی و بافت مسکونی یک روستا در دامنه کوهستان ها، نیاز به طی مسافت طولانی و برداشت های دقیق دستی می باشد، که این موضوع دشواری های خاص خود را به همراه می آورد. از طرف دیگر با توجه به روند روبه افزایش توسعه مسکن روستایی در دهه های اخیر و عدم هماهنگی بافت های جدید ازلحاظ تراکم با بافت های پیشین، بی تفاوتی این مسکن ها را نسبت به مسکن پیشین و بستر محیطی روستاها را نشان می دهد. امروزه ابزارهای جدید محاسباتی و عددی سازی در معماری با ورود دانش ریاضیات پیشرفته درعلم معماری باعث پدید آمدن ابعاد جدید در این عرصه شده اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، بررسی میزان تاثیر تراکم بافت سبز و بافت خشک به عنوان عوامل طبیعی، بر میزان تراکم بافت مسکونی روستاهای پلکانی ایران، دراقلیم های متفاوت می باشد. این مهم علاوه شناسایی تراکم بافت روستاها با تاکید بر مقایسه پارامترها ابعاد جدیدی را در بافت روستاهای پلکانی روشن خواهد ساخت. ابزار شبیه سازی تحلیل ها "الگوریتم تراکم سنج" بر اساس نقشه های هوایی می باشد، که توسط نگارندگان پژوهش نوشته شده است. این الگوریتم بر اساس نقشه های هوایی نگاتیو شده، توانایی شناسایی میزان تراکم بافت طبیعی، در بستر شکل گیری روستاها و بافت مسکونی را دارد. این توانایی موجب کاهش نیاز به حضور فیزیکی و بالابردن دقت خروجی ها در تحلیل بافت روستاها خواهد شد، همچنین شناسایی پارامترها، الگوی تراکمی نسل های پیشین را به نسل جدید مسکن های روستایی ارائه خواهد نمود.
برآورد میزان رطوبت نسبی استان هرمزگان با استفاده از پردازش محصولات سنجنده مودیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رطوبت نسبی یکی از پارامترهای مهم اقلیمی و پدیده های جوی محسوب می شود. هدف مطالعه حاضر ارزیابی الگوریتم های ناحیه ای در محاسبه مقدار رطوبت نسبی با استفاده از داده های سنجش ازدور در استان هرمزگان است. در این راستا از محصولات (MOD05 و MOD07) جهت برآورد مقدار آب قابل بارش، دمای هوا و فشار سطح زمین و از محصول (MOD35) جهت تست ابر استفاده شده که با انجام تست ابر حدود 2190 تصویر بدون ابر با درجه اطمینان 95 درصد برای پردازش، شناسایی شدند. برای ارزیابی نتایج از داده های رادیوسوند ایستگاه بندرعباس و ایستگاه های سینوپتیک در سطح استان استفاده شد که نتایج بیانگر دقت بالای الگوریتم ها و مدل تجربی بکار برده شده است؛ به طوری که مقدار R2 و RMSE لایه های ثبت شده از سنجنده و داده های زمینی، قابل قبول بودند و هم خوانی مناسبی با اندازه گیری های ایستگاه های زمینی دارند. نتایج این پژوهش بیانگر این است که اقلیم استان یک در حالت نیمه بیابانی قرار دارد که داری یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است. فشار سطح زمین و مقدار آب قابل بارش TPW در این استان با توپوگرافی منطقه همبستگی بالای دارند. به طوری که بیشترین آب قابل بارش و فشار سطح زمین در مناطق پست جلگه ای ساحلی و کمترین آن ها در ارتفاعات استان ثبت شده است.
بررسی اثرات نوسان اقلیم بر میزان آب مجازی برخی محصولات زراعی در استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۲۲۷-۲۱۰
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق تأثیر نوسان اقلیم بر میزان آب مجازی برخی محصولات زراعی استراتژیک در استان کرمان برای دوره های آتی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از داده های اقلیمی مدل گردش کلی HadCM3 تحت سناریوی واداشت تابشی RCP4.5 استفاده شد. جهت بررسی امکان تولید و شبیه سازی داده های هواشناسی در دوره های آتی مدل ریزمقیاس نماییLARS-WG بکار گرفته شد. برای دوره پایه (2011-1991) کالیبراسیون و صحت سنجی مدل انجام گرفت. از طریق داده های LARS-WG میزان بارش و دمای بیشینه و کمینه ایستگاه های منتخب برای دوره های 2070-2011 میلادی پیش بینی و با دوره پایه مقایسه گردید. میزان آب مجازی برای محصولات منتخب شامل یونجه، جو و گندم محاسبه شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که پدیده نوسان اقلیم به طور معنی داری بر تبخیر- تعرق، عملکرد محصولات زراعی مورد مطالعه اثر گذار بوده و از این رو بهره وری آب کشاورزی را در آینده تحت تاثیر قرار خواهد داد. در حالی که میانگین دمای فصل رشد در آینده تحت تاثیر نوسان اقلیم افزایش خواهد یافت، پارامتر بیشینه دما بیش از کمینه دما تحت تاثیر این پدیده قرار خواهد گرفت و به موازات این موضوع نیاز آبی و تبخیر- تعرق گیاه در این دوره افزایش می یابد. همچنین بررسی ها نشان از کاهش بارش در فصول گرم سال و افزایش آن در فصول سرد در تمامی ایستگاه های مطالعاتی را دارد. میزان تغییرات آب مجازی به دست آمده برای همه گیاهان مورد مطالعه افزایشی است و این افزایش برای محصولات جو و گندم به طور متوسط در دوره آینده افزایش بیشتری از خود نشان می دهد. بیشترین افزایش میزان آب مجازی نسبت به دوره پایه در ایستگاه کرمان مربوط به محصولات جو و یونجه به اندازه حداقل 30% می باشد.
تحلیل راهبردی مسیرهای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
29 - 63
حوزههای تخصصی:
مناطق روستایی شهرستان بویراحمد که دارای سابقه تاریخی، منابع توریستی و جاذبه های طبیعی قابل توجهی است، می تواند یکی از پایگاه های مهم گردشگری کشور محسوب شود. اولین گام جهت رسیدن به این هدف، شناخت توانمندی ها، موانع و چالش های پیش روی توسعه گردشگری روستایی در این منطقه است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از نوع پیمایشی و مطالعات کتابخانه ای است. قلمرو جغرافیایی تحقیق را روستا های دارای پتانسیل گردشگری شهرستان بویراحمد تشکیل داده است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان خبره و مرتبط با گردشگری در شهرستان بویراحمد به تعداد30 نفر تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. نتیجه نشان داد که معرفی جاذبه ها و پتانسیل های گردشگری فراوان در سطح منطقه ای ملی و بین المللی با وزن 316/0 به عنوان مهم ترین نقطه قوت؛ کمیت و کیفیت پایین خدمات و عدم وجود زیرساخت های مناسب به ویژه تسهیلات پذیرایی و اقامتی (هتل ها) با وزن 2020/0 مهم ترین نقطه ضعف؛ تقویت ارائه امکانات در مجاورت جاذبه های گردشگری با وزن 230/0 به عنوان مهم ترین فرصت و معرفی وجود بروکراسی اداری و عدم ارائه مجوز از سوی دولت جهت توسعه خدمات تجهیزات و تأسیسات گردشگری در منطقه با وزن 191/0 به عنوان مهم ترین تهدید شناخته شد. درمجموع نتیجه نشان می دهد که توان جذب گردشگر مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بسیار بالاست و نیازمند ارائه سیاست های مناسب از سوی سازمان های مجری است.
تشخیص تپه های شنی بیابانی منطقه ریگ جن با بهره گیری از شاخص نرمال شده تفاوت مازاد شن و ماسه (NDESI) در تصاویر سنتینل ۲ و سنجنده OLI ماهواره لندست ۸(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
152 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این تحقیق شناسایی پهنه تپه های شنی و روند تغییرات آن در نواحی بیابانی با استفاده از شاخص های طیفی در ماهواره های لندست ۸ و سنتینل ۲ است.
روش و داده: در این تحقیق با بهره گیری از چهار باند از داده های سنتینل ۲، شاخص طیفی جدیدی با نام NDESI برای شناسایی و تشخیص تپه های شنی در منطقه ریگ جن ارائه گردیده است. این شاخص، از باند آبی، قرمز یا لبه قرمز پوشش گیاهی و دو باند مادون قرمز موج کوتاه SWIR1 و SWIR2 برای تولید تصویر استفاده کرده است. برای ایجاد آستانه های منحصربه فرد برای هر تصویر از یک روش محاسبه آستانه استفاده شد.
یافته ها: بر این اساس میزان آستانه برای معادله ۱ و ۲ در ماه مارس و جولای ۲۰۲۳ ماهواره سنتینل ۲ به ترتیب ۰/۲۶۱ و ۰/۲۱۷ به دست آمد. این میزان برای ماهواره لندست ۸ در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ به ترتیب معادل ۰/۰۶۳، ۰/۰۷۳۵ و ۰/۰۷۱ بوده است. وسعت تپه های شنی در این منطقه بر اساس معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ در ماه جولای ۲۰۲۳ معادل ۲۲۶۲ کیلومتر مربع بوده و برای ماهواره لندست ۸ در همین سال به میزان ۲۶۳۸ کیلومتر مربع به دست آمد. در بحث همبستگی پیرسون نیز مشاهده شد که بیشترین همبستگی به میزان ۰/۶۳ بین شاخص NDESI و باند ۷ ماهواره لندست ۸ برقرار بوده و کمترین میزان همبستگی نیز به میزان ۰/۱۴- بین این شاخص و باند ۲ در معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ مشاهده شده است.
نتیجه گیری: در نهایت، ارزیابی دقت بر روی تصاویر حاصل از معادلات ۱ و ۲، دقت کلی ۸۷/۴ و ۸۳/۷ درصد را نشان داد. این شاخص با داده های لندست ۸ نیز سازگار بوده است.
نوآوری، کاربرد نتایج: از نتایج این تحقیق در بررسی تپه های شنی و شناسایی آن ها استفاده شده است.
بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
بررسی رضایتمندی گردشگران پزشکی داخلی و خارجی و تبیین عوامل اثرگذار بر آن در شهر تهران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
180 - 208
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدلسازی و تبیین عوامل اثرگذار برجذب گردشگران پزشکی داخلی و خارجی در مراکز درمانی شهر تهران انجام شده است. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش و ماهیت در زمره پژوهش های توصیفی - تحلیلی و پیمایشی قرار می گیرد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Powerبه تعداد 200 نفر محاسبه گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت است که در آن 47 شاخص تخصصی و 11شاخص عمومی توسط گردشگران پزشکی تکمیل گردید. روایی آن با استفاده ازنظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به میزان 793/0 مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل نتایج پرسشنامه از روش های آماری و نرم افزارهایSPSS و AMOS استفاده شد. توسعه گردشگری پزشکی در تهران تحت تأثیر 9 عامل قرار دارد که مهم ترین آن کیفیت خدمات درمانی است. یافته های مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مجموع متغیرهای تبلیغات، میزان آشنایی با مراکز درمانی، تحصیلات و نوع بیمه مورداستفاده بیماران 31% تغییرات متغیر رضایتمندی گردشگران پزشکی را تبیین می کند و متغیر سن تأثیر معکوس بر رضایتمندی دارد. بیشترین همبستگی با مقدار26/0 بین متغیرهای میزان آشنایی با سطح تبلیغات و سپس بین متغیرهای تبلیغات و تحصیلات با مقدار بار عاملی 22/0مشاهده شده است. رضایتمندی مردان و متأهلین بیش از زنان و مجردین است و همچنین سطح رضایتمندی افراد دارای بیمه درمانی از مراکز درمانی بیش از افرادی است که از بیمه درمانی برخوردار نیستند. ویژگی های فردی و اجتماعی مراجعه کنندگان دریافت خدمات پزشکی می تواند در نحوه سیاست گذاری و طراحی سیستم های خدماتی به منظور توسعه گردشگری پزشکی، در نظر گرفته شود تا بتواند رضایت اکثریت گردشگران پزشکی را در پی داشته باشد.
مدیریت حفظ یا حذف گسترش و چیرگی گیاهان چوبی در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پدیده گسترش و غالبیت گیاهان چوبی به عنوان یک تهدید جهانی برای زیست بوم های علفزار، گیاهان و حیوانات و مردم وابسته به آن ها ظهور پیدا کرده است. اثرات گسترش و غالبیت گیاهان چوبی با توجه به ویژگی ها و فرایندهای اکوسیستم به طور عمده ای تاثیرات متفاوتی دارد.
روش شناسی تحقیق: اخیرا مدیریت گیاهان چوبی مورد توجه محققان، برنامه ریزان و دست اندرکاران منابع طبیعی قرار گرفته است. این مطالعه با مرور منابع مرتبط با پدیده گسترش و چیرگی گیاهان چوبی به جمع بندی در زمینه مدیریت حفظ یا حذف آن در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی می پردازد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: حذف گیاهان چوبی در سطح جهانی برای بازگرداندن پوشش گیاهان علفی مراتع به منظور افزایش تولید آن ها برای دام استفاده می شود. با این حال، هنوز بحث های قابل توجهی در زمینه اثربخشی برنامه های مختلف حذف وجود دارد و بررسی دقیقی از اثرات حذف بر فرایندهای اکوسیستم صورت نگرفته است. این امر، امکان ارائه توصیه های مبتنی بر اصول اکولوژیک در خصوص مناسب ترین شیوه مدیریت گسترش و غالبیت گیاهان چوبی را محدود کرده است.
یافته ها: نتایج مطالعات نشان داده اند حفظ گیاهان چوبی گسترش یافته، کارکردها، کالاها و خدماتی را برای اکوسیستم های طبیعی ایجاد می کنند که جوامع بهره بردار محلی می توانند از مزایای این پدیده منتفع شوند. با این وجود، حذف گیاهان چوبی به شدت وابسته به شرایط محیطی و ویژگی های گیاهان چوبی است. حذف گیاهان چوبی وابسته به شرایط محیطی تأثیر ماندگار کمتری دارد و از نظر اکولوژیکی در درازمدت اثرات حذف آن ها مطلوب نیست.
نتیجه گیری: جمع بندی مطالعات نشان می دهد گسترش گیاهان چوبی از پدیده های نوظهور می باشد که با توجه به شرایط اقلیمی و تغییر اقلیم و سایر عوامل تاثیرگذار محلی، تغییراتی در اکوسیستم ها ایجاد می نماید. در این راستا، حفظ گیاهان چوبی و انتخاب نوع روش حذف و پاسخ اکوسیستم به آن، با توجه به نتایج احتمالی، می بایست مدنظر قرار گیرد. بطورکلی، می توان ادعا کرد با توجه به ویژگی های گونه های چوبی و شرایط محیطی اعم از نوع گونه غالب و زمینه اکولوژِیک و حتی وضعیت اجتماعی-اقتصادی روش های مختلف مدیریتی می تواند متغیر و متفاوت باشد. در این راستا، رخداد پدیده گسترش و غالبیت گیاهان چوبی در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی توجه این مولفه ها را ضروری کرده است.
مدل سازی نقش سرمایه اجتماعی در حکمروایی خوب روستایی در روستاهای پیراشهری همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمروایی خوب، یکی از ارکان توسعه پایدار در نواحی روستایی محسوب می شود اما چالش هایی همچون نابرابری، ضعف زیرساختی، فساد و فقدان مشارکت محلی، مانع تحقق آن است. سرمایه اجتماعی به عنوان عامل کلیدی می تواند در بهبود حکمروایی نقش مؤثری ایفا کند. این پژوهش باهدف مدل سازی رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب در نواحی روستایی پیراشهری همدان، از روش های آماری و توابع کاپیولا بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. داده ها از طریق روش های اسنادی، کتابخانه ای و میدانی از ۱۲روستای بخش مرکزی گردآوری شده است. از بین ۷۰۲۹ خانوار، 375 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) پردازش و شاخص های سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب پس از استانداردسازی، از طریق تحلیل همبستگی و مقدار ویژه استخراج شدند. آزمون های KMO و Bartlett مناسب بودن داده ها برای تحلیل عاملی را تأیید کردند. نتایج مدل سازی با توابع کاپیولا و شبیه سازی مونت کارلو زنجیره مارکوف نشان داد که رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب، غیرخطی و نامتقارن است؛ به گونه ا ی که در سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی، احتمال بهبود حکمروایی افزایش می یابد. از بین مدل های کاپیولا، مدل Marshall-Olkin به عنوان بهترین مدل در این تحلیل، با NSE یا بیشترین دقت (9757/0) و با RMSE یا کمترین خطا (0465/0) تطابق بهتری با داده ها را فراهم می کند. این یافته ها بر ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی، به منظور بهبود حکمروایی و دستیابی به توسعه پایدار تأکیددارند. بر این اساس، سیاست گذاران با تقویت ظرفیت های سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی، باید زمینه بهبود حکمروایی و دستیابی به توسعه پایدار را فراهم سازند.
تحلیل چالش های خلق اقتصاد نوظهور مبتنی بر هوش مصنوعی در بستر آمایش سرزمین (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1195 - 1209
حوزههای تخصصی:
اقتصاد جهان به سرعت درحال توسعه است. در پس توسعه سریع، مدیریت مناطق اقتصادی بسیار مهم است. با تعمیق توسعه اقتصادی و پیچیده تر شدن داده های اقتصادی، مدیریت اقتصادی کنونی به تدریج طیفی از مسائلی را که در فرآیند توسعه اقتصادی به وجود می آیند، آشکار کرده است و این مشکلات نیاز به حل فوری دارد. بنابراین، به منظور حل مشکل مدیریت اقتصادی در فرآیند توسعه اقتصادی، این نوشتار مسیر توسعه ای را پیشنهاد می کند که هوش مصنوعی و مدیریت اقتصادی را ادغام می کند و پشتیبانی فناوری هوشمند را برای توسعه مدیریت اقتصادی برای کمک به عملکرد روان توسعه اقتصادی فراهم می کند. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی بوده و به لحاظ قلمرو زمانی مقطعی حاضر محسوب می شود. تحقیق حاضر مبتنی بر روش مشاهده میدانی منطبق است. ابزار تحقیق مبتنی بر پرسشنامه ساختار یافته خواهد بود، از این منظر پرسشنامه ها در قلب هر تحقیق پیمایشی است و در پژوهش حاضر از تعداد 35 متخصص در دسترس و آشنا با به مسائل هوش مصنوعی استفاده جهت تبیین موضوع استفاده شده است. ابزارهای تجزیه و تحلیل در این تحقیق بر اساس اهداف پژوهش نرم افزار میک مک و سناریو ویزارد بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل نبود مراکز علمی مسئول در توسعه هوش مصنوعی، عدم وجود واحدهای دانشگاهی هوش مصنوعی متناسب در رشته های متناسب با ظرفیت سرزمینی با توجه به نوع روابط چند وضعی و تأثیرگذار و تأثیرپذیری که دارند، جزو متغیرهایی است که در تحقق رهیافت هوش مصنوعی بیشترین اثرگذاری و اثرپذیری مستقیم را دارد. فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی این ظرفیت را دارند که به ابزارهایی برای افزایش دسترسی به فرصت های برابر و یادگیری شخصی تبدیل شوند؛ در این میان جایگاه و اهمیت دانشگاه تعیین کننده خواهند بود.
طراحی الگوی مداخلات اقتصادی و اجتماعی در حوزه توسعه منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه نامتوازن مناطق در ایران، چالشی جدی است که علاوه بر دامن زدن به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، باعث شده از فرصت ها و مزیت های موجود در مناطق راهبردی کشور نیز غفلت شود. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی نوآورانه و مشارکتی در حوزه توسعه منطقه ای با تمرکز بر حوزه های اقتصادی و اجتماعی انجام گرفته است. با استفاده از روش تحلیل مضمون و مطالعه موردی، الگویی مبتنی بر مشارکت فعالانه جامعه محلی، شبکه سازی و بهره گیری از ظرفیت های نهادی مانند پارک های علم و فناوری، ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با طراحی و اجرای یک الگوی شش مرحله ای، شامل تشکیل نهاد متولی، مطالعات و اعتمادسازی، ایجاد شبکه های همکاری، طراحی برنامه های عملیاتی، تأمین منابع و اجرا و در نهایت راهبری و نظارت مستمر، می توان توسعه اقتصادی و اجتماعی را در مناطق مبتنی بر اصولی عدالت محور، دانش بنیان و مردم پایه رقم زد. نوآوری این پژوهش در طراحی یک الگوی مداخله ای بومی سازی شده است که با توجه به شرایط خاص هر منطقه قابل تطبیق بوده و به طور همزمان بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی توسعه تمرکز دارد. همچنین، این پژوهش با بهره گیری از ظرفیت های نهادی موجود، راهکاری عملی برای تسریع روند توسعه در مناطق ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک الگو برای توسعه مناطق راهبردی کشور مورد استفاده قرار گیرد و به سیاست گذاران و متولیان توسعه کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ نموده و از روش اجرای طرح ها و پروژه های توسعه ای استفاده نمایند.