آمایش سرزمین

آمایش سرزمین

آمایش سرزمین دوره 17 بهار و تابستان 1404 شماره 1 (پیاپی 32) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی ارتباط گسترش افقی شهری و تشدید جزایر گرمایی با رویکرد مدیریت پایدار شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوریتم جنگل تصادفی جزایر گرمایی شهری خزش شهری دمای سطح زمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
خزش شهری، به عنوان یکی از الگوهای نامنظم رشد و توسعه شهرها شناخته می شود. این پدیده، پیامدهای مخربی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به همراه دارد. تحقیق حاضر به بررسی ارتباط رشد مناطق ساخت و ساز شده و افزایش جزایر گرمایی به عنوان یکی از پیامدهای پدیده خزش شهری می پردازد. به این منظور، با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست، نقشه های دما سطح زمین در هیوستون واقع در ایالات متحده، طی بازه زمانی 2017 تا 2023 تهیه می گردند. همچنین، نقشه های پوشش اراضی محدوده مطالعاتی با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین و با دقت %31/94 ایجاد می شوند. مقادیر آنتروپی شانون نرمال شده 0.9271 برای سال 2017 و 0.9314 برای سال 2023 نشان دهنده پراکندگی بالا مناطق ساخته شده و افزایش خزش شهری طی این دوره زمانی است. مقایسه نقشه های پوشش اراضی و دما سطح زمین، افزایش 3.84 درجه سلسیوسی دما در مناطق ساخته شده طی بازه زمانی مورد نظر را نشان می دهد. اختلاف دما 41/4 درجه سلسیوس مناطق ساخته شده و ساخته نشده مجاور، شدت جزایر گرمایی ایجاد شده بر اثر رشد ساخت و ساز را نمایان می سازد. افزایش چشمگیر دما در اثر رشد ساخت و ساز و تاثیر مناطق ساخته شده بر ایجاد جزایر گرمایی شهری، اهمیت مدیریت و برنامه ریزی صحیح در راستای مقابله با چالش های خزش شهری و توسعه پایدار را نشان می دهد.
۲.

طراحی الگوی مداخلات اقتصادی و اجتماعی در حوزه توسعه منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه منطقه ای توسعه اقتصادی حکمرانی مشارکتی نوآوری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
توسعه نامتوازن مناطق در ایران، چالشی جدی است که علاوه بر دامن زدن به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، باعث شده از فرصت ها و مزیت های موجود در مناطق راهبردی کشور نیز غفلت شود. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی نوآورانه و مشارکتی در حوزه توسعه منطقه ای با تمرکز بر حوزه های اقتصادی و اجتماعی انجام گرفته است. با استفاده از روش تحلیل مضمون و مطالعه موردی، الگویی مبتنی بر مشارکت فعالانه جامعه محلی، شبکه سازی و بهره گیری از ظرفیت های نهادی مانند پارک های علم و فناوری، ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با طراحی و اجرای یک الگوی شش مرحله ای، شامل تشکیل نهاد متولی، مطالعات و اعتمادسازی، ایجاد شبکه های همکاری، طراحی برنامه های عملیاتی، تأمین منابع و اجرا و در نهایت راهبری و نظارت مستمر، می توان توسعه اقتصادی و اجتماعی را در مناطق مبتنی بر اصولی عدالت محور، دانش بنیان و مردم پایه رقم زد. نوآوری این پژوهش در طراحی یک الگوی مداخله ای بومی سازی شده است که با توجه به شرایط خاص هر منطقه قابل تطبیق بوده و به طور همزمان بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی توسعه تمرکز دارد. همچنین، این پژوهش با بهره گیری از ظرفیت های نهادی موجود، راهکاری عملی برای تسریع روند توسعه در مناطق ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک الگو برای توسعه مناطق راهبردی کشور مورد استفاده قرار گیرد و به سیاست گذاران و متولیان توسعه کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ نموده و از روش اجرای طرح ها و پروژه های توسعه ای استفاده نمایند.
۳.

طراحی الگوی استراتژیک رهبری بها برای تولید مسکن انبوه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی استراتژیک رهبری بها تولید مسکن انبوه کشور ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۸
مطالعه حاضر یک پژوهش کاربردی  توسعه ای است که با هدف طراحی الگوی استراتژیک رهبری بها برای تولید مسکن انبوه در ایران انجام شد. برای انجام دادن این پژوهش از یک طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده شد. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش مدیران صنعت ساختمان سازی کشور به تعداد 12 نفر بودند. در بخش کیفی برای گردآوری داده ها از پیشینه پژوهش و مقاله های مرتبط استفاده شد و در بخش کمّی نیز از پرسشنامه استفاده شد. تحلیل داده ها در بخش کیفی با تحلیل کیفی فراترکیب انجام شد و در بخش کمّی نیز از رویکردهای ترکیبی تصمیم گیری چندشاخصه و به  صورت مشخص رویکرد ترکیبی سوارا  واسپاس استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تناسب قیمت مسکن با وضعیت اقتصادی اقشار مختلف جامعه، تأمین رفاه اجتماعی در زمینه مسکن، کاهش بها ی ساخت، و ساخت خانه های کوچک و ارزان قیمت مهم ترین شاخص های رهبری بها برای تولید مسکن انبوه در ایران هستند. همچنین استراتژی توانمندسازی با وزن 928/0، استراتژی ساخت مسکن با وزن 787/0، استراتژی مبتنی بر تأمین مالی مسکن با وزن 708/0، و استراتژی تأمین زمین و خدمات با وزن 651/0 به  ترتیب مهم ترین استراتژی های تولید مسکن انبوه در ایران بر اساس شاخص های رهبری بها هستند.
۴.

ارزیابی و رتبه بندی شاخص های پایداری محیطی فضاهای آموزش عالی (مطالعه موردی: واحدهای دانشگاه فرهنگیان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمایش سرزمین دانشگاه پایدار پایداری محیطی دانشگاه فرهنگیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
تلفیق پایداری و آمایش در آموزش عالی هنوز در گام های ابتدایی خود مانده و با چالش های بسیاری روبه روست و بهبود سنجش و ارزیابی مداوم شاخص ها و مؤلفه های پایداری دانشگاهی می تواند باعث ایجاد تحول و ثبات در نظام آموزش عالی و کاهش نگرانی های روزافزون پایداری محیطی مؤسسات آموزش عالی شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبه بندی شاخص های آمایشی پایداری محیطی واحدهای دانشگاه فرهنگیان تهران بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه استادان و خبرگان آشنا با واحدهای دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران 52 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن با استفاده از روش محتوایی و روایی سازه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج نشان داد آماره تی (612/0) مؤلفه مواد و مصالح پایداری محیطی معنی دار نیست و در حد متوسط است. اما آماره تی (549/24-) سیستم حمل ونقل، آماره تی (768/11-) بهره گیری از آب، آماره تی (435/10-) مدیریت زیست محیطی، و آماره تی (537/12-) انرژی و اتمسفر در سطح 001/0 منفی و معنی دار است. بنابراین میانگین این متغیرها به طور معنادار پایین تر از میانگین فرضی یعنی 3 است و در سطح نامطلوبی هستند. همچنین نتایج نشان داد وضعیت هیچ یک از شاخص های مربوط به مؤلفه های پایداری محیطی (مدیریت محیط زیست، سیستم حمل ونقل، مواد و مصالح، بهره گیری از آب و انرژی و اتمسفر) در وضعیت مطلوب و مساعدی قرار ندارد. بهبود وضعیت پایداری دانشگاه فرهنگیان مستلزم بازنگری اسناد بالادستی، سند چشم انداز دانشگاه فرهنگیان، و اهتمام ورزیدن به شاخص های آمایش سرزمین در برنامه ریزی است.
۵.

گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصمیم گیری چندشاخصه توانمندی های سرزمینی توسعه گردشگری خوزستان مناطق روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
گردشگری روستایی به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توسعه پایدار نقشی کلیدی در ارتقای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مناطق روستایی ایفا می کند. استان خوزستان، با دارا بودن توانمندی های متنوع سرزمینی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری روستایی دارد. با این حال، بهره برداری بهینه از این توانمندی ها مستلزم شناخت و اولویت بندی مناسب آن هاست. از این رو، مطالعه حاضر به گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. به اقتضای هدف پژوهش، یک مجموعه ۳۵ نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به سؤالات پرسشنامه مد نظر قرار گرفت. به منظور شناخت اقسام توانمندی های سرزمینی مناسب برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان، نتایج ضرایب نهایی شاخص ها حاصل از میانگین امتیازات روش های وزن دهی تصمیم گیری چندشاخصه نشان داد که شاخص های توانمندی های طبیعی و کشاورزی و صنایع دستی با دریافت امتیازات بین 26/0 تا 24/0 بیشترین ضرایب را به دست آوردند. همچنین، برای تعیین سطح شهرستان های استان بر مبنای توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی نتایج تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه و روش تجمیع نشان داد که شهرستان های دزفول و اهواز و اندیمشک با دریافت امتیازات بین ۰۰/۰ تا ۰۰/۲ بهترین رتبه ها را کسب کردند. افزون بر این، تحلیل نتایج حاصل از نقشه نهایی توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی در استان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی نشان می دهد سهم طبقات زیاد و متوسط و کم از کل استان به ترتیب ۳/۳۳ درصد یا 10 شهرستان، ۳/۲۳ درصد یا 7 شهرستان، و ۳/۴۳ درصد یا 13 شهرستان است. این بدان معناست که نزدیک به نیمی از استان در وضعیت نامطلوب به لحاظ برخورداری از این نوع توانمندی ها قرار دارد.
۶.

توان سنجی و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ها در جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزیابی توان اکولوژیک توسعه پایدار جزیره قشم کلان کاربری ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین در بسیاری از نقاط دنیا منجر به نابودی پتانسیل های طبیعی و منابع موجود شده است. ارزیابی توان بالقوه و تخصیص کاربری های متناسب با توان سرزمین روشی است که می تواند میان توان طبیعی محیط، توسعه کاربری ها، و همچنین فعالیت های انسان در فضا یک رابطه منطقی و سازگاری پایدار برقرار کند. در این زمینه، در مطالعه حاضر به ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ، از جمله توسعه شهری و روستایی و توسعه صنعتی و توسعه کشاورزی آبی، در جزیره قشم مبتنی بر معیارهای اکولوژیک و شاخص های فضایی بر اساس سوابق مطالعاتی موجود پرداخته شد. سپس، ضمن تدوین مدل حرفی برای کاربری ها، شاخص های مکانی در قالب مدل های ریاضی با منطق جبر بولین تلفیق و لایه های هر شاخص در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) نقشه سازی و تلفیق شد. مطابق نتایج 49/17473 هکتار از سطح جزیره دارای توان اکولوژیک برای توسعه شهری، 25/34736 هکتار دارای توان برای توسعه روستایی، 93/30089 هکتار دارای توان برای توسعه صنعتی، و 56/957 هکتار دارای توان برای توسعه کشاورزی آبی است. از نظر تعادل سنجی نیز منطقه دارای 49/17473 هکتار توسعه ممکن شهری، 64/650 هکتار و 51/34709 هکتار توسعه متعادل و توسعه ممکن روستایی، 55/2251 هکتار و 2389 هکتار توسعه متعادل و ممکن صنعتی، و 56/957 هکتار توسعه متعادل کشاورزی آبی است. نتایج ارزیابی توان اکولوژیک در جزیره قشم می تواند به عنوان بستری برای توسعه متعادل کاربری ها و ابزاری برای شناسایی بی تعادلی های موجود به سنجش ظرفیت ها و محدودیت های اکولوژیک منطقه برای توسعه کلان کاربری ها، امکان بهره برداری چندگانه از ظرفیت های قابل برنامه ریزی، شناسایی ملاحظات مخاطرات طبیعی و حساسیت محیط در توسعه کاربری ها در محدوده مورد مطالعه کمک کند.
۷.

تحلیل و ارزیابی فضای سبز شهری از منظر عدالت اجتماعی با استفاده از تصاویر ماهواره ای (مطالعه موردی: مناطق پنجگانه شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توزیع فضای سبز زاهدان سرانه فضای سبز عدالت اجتماعی گوگل ارث انجین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
رشد سریع شهرنشینی در شهرهایی مانند زاهدان موجب نابرابری فضایی در توزیع خدمات شهری، به ویژه فضای سبز، شده است. فضای سبز نه تنها عنصری زیباشناختی بلکه عاملی مؤثر در ارتقای سلامت، تعاملات اجتماعی، و کیفیت زندگی شهری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و توزیع فضای سبز شهری در پنج منطقه زاهدان و سنجش آن از منظر عدالت اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی  تحلیلی و مبتنی بر تحلیل تصاویر ماهواره ای لندست  9 و سنتینل  2 از طریق شاخص NDVI در بستر google earth engine است. داده های جمعیتی و تحلیل های مکانی نیز با استفاده از نرم افزار ArcGIS انجام شد. یافته ها نشان داد میانگین سرانه فضای سبز در زاهدان بسیار پایین تر از استاندارد جهانی است (حدود ۱/۵۶ متر مربع در برابر ۹ متر مربع جهانی) و این میزان در مناطق کم برخوردار، مانند منطقه ۳، به کمتر از ۰/۲۸ متر مربع می رسد. درحالی که منطقه ۵ به دلیل استقرار نهادهای مهم وضعیت بهتری دارد. بسیاری از پارک های شهری فاقد پوشش گیاهی واقعی هستند و بخش زیادی از زمین های شهری بدون بهره برداری سبز باقی مانده اند. در نتیجه، زاهدان با بحران عدالت محیطی روبه روست. برای حل این مشکل، پیشنهاد می شود مدیریت شهری با استفاده از داده های مکانی، رویکردهای مشارکتی، و الگوبرداری از شهرهای مشابه اقدام به بازتوزیع منابع، توسعه فضاهای سبز محلی، بهره گیری از گیاهان بومی، و احیای اراضی بایر کند. توسعه متوازن فضای سبز می تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت، کاهش نابرابری، و افزایش سرزندگی اجتماعی ایفا کند.
۸.

تأثیر کاهش سطح دریاچه ارومیه بر منابع آب زیرزمینی: پیامدهای محیطی و الزامات آمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آبخوان آمایش سرزمین آب زیرزمینی تراز آب دریاچه دریاچه ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش به بررسی ارتباط بین تغییرات سطح آب های زیرزمینی و خشک شدن دریاچه ارومیه طی سال های 1380 تا 1394 پرداخته است. نتایج نشان می دهد تراز دریاچه ارومیه با شیب 0.25 متر در سال کاهش یافته و آبخوان های صوفیان  شبستر، کهریز، و میاندوآب بیشترین تغییرات (ضریب تغییرات 24-79%) را تجربه کرده اند. تحلیل داده های 721 چاه پیزومتری با روش های درون یابی وزنی معکوس (IDW) در GIS نشان داد جهت جریان آب در آبخوان های سلماس، تسوج، و صوفیان شبستر معکوس شده و به سمت دریاچه تغییر کرده است. ارزیابی آسیب پذیری با مدل MOVE نشان داد آبخوان میاندوآب با وزن 0.63 بیشترین و آبخوان های تبریز و ارومیه با وزن 0.45 کمترین آسیب پذیری را دارند. مهم ترین عوامل مؤثر شامل برداشت بی رویه از چاه های عمیق، تغییر کاربری اراضی به باغات، و وابستگی اقتصادی به کشاورزی بوده اند. درحالی که توسعه صنعتی و گردشگری نقش مثبتی در کاهش آسیب پذیری داشته اند. این مطالعه تأکید می کند مدیریت منابع آب در حوضه دریاچه ارومیه باید مبتنی بر ویژگی های هیدرولوژیکی و اجتماعی اقتصادی هر آبخوان باشد و کنترل برداشت از آبخوان های پرخطر مانند سلماس و صوفیان شبستر در اولویت قرار گیرد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاری های احیای دریاچه ارومیه و مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کمک شایانی کند.
۹.

ارزیابی و تحلیل توزیع فضایی خدمات بهداشتی و درمانی در سطح شهرستان های استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توزیع فضایی نابرابر خدمات بهداشتی درمانی شهرستان های استان قزوین مدل تصیم گیری Mabac

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
از آنجا که خدمات و امکانات درمانی نیاز ضروری جامعه برای رسیدن به سطح بالای سلامت است توزیع نابرابر آن در سطح شهر یا شهرستان منجر به عقب ماندگی درمانی، تهدید بهداشت و سلامت جامعه، و همچنین فوت تعدادی زیادی از شهروندان می شود. بنابراین دسترسی و توزیع عادلانه این خدمات دارای اهمیت است. پژوهش حاضر به بررسی توزیع خدمات بهداشتی و درمانی در سطح شهرستان های استان قزوین و علت یابی تفاوت آن ها می پردازد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای (کتب، مقالات، اینترنت، و...) و اسنادی (سالنامه آماری استان قزوین 1398) گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق مدل های تصمیم گیری آنتروپی شانون و MABAC (ماباک) جهت وزن دهی به شاخص ها و رتبه بندی شهرستان های استان قزوین انجام شد و همچنین برای نمایش نتایج مدل ماباک از نمودار عنکبوتی و نقشه های توزیع فضایی (هات اسپات، کریجینگ، تحلیل خوشه ای) استفاده شد و در ادامه علت تفاوت بین شهرستان های استان قزوین در زمینه خدمات بهداشتی و درمانی بیان شد. نتایج حاصل از مدل تصمیم گیری ماباک حاکی از آن است که از نظر خدمات بهداشتی و درمانی شهرستان قزوین با مقدار 92/3- در رتبه اول، آبیک با 07/4- در رتبه دوم، تاکستان با 08/4- در رتبه سوم، بوئین زهرا با 10/4- در رتبه چهارم، آوج با مقدار 11/4- در رتبه پنجم، و نهایتاً شهرستان البرز با مقدار 16/4- در رتبه آخر قرار گرفته است؛ یعنی شهرستان قزوین دارای بهترین وضعیت و البرز دارای بدترین وضعیت است. نتایج تحلیل خوشه ای حاکی از آن است که شهرستان های استان قزوین از نظر برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی با شاخص موران 539/-، اسکولار 166/1-، و ارزش 243/- در وضعیت تصادفی است که این خدمات به صورت تصادفی و غیر خوشه ای در سطح شهرستان های استان قزوین توزیع شده اند. در زمینه علت تفاوت بین شهرستان های استان قزوین می توان به مهاجرت و افزایش جمعیت  کمبود زیرساخت ها، فرسودگی زیرساخت ها  کمبود نیروی متخصص و کمبود بودجه و اعتبارات اشاره کرد. بنابراین نیاز به نگاه مسئولان و برنامه ریزی های اقتصادی و زیرساختی جهت بهبود اوضاع این شهرستان ها احساس می شود. زیرا بی توجهی به تهدید سلامت مردم می انجامد.
۱۰.

بررسی و تبیین مؤلفه های معماری حکمرانی مبتنی بر جایگاه ذی نفعان در مناطق آزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی مشارکت الزامات مناطق آزاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
هدف و زمینه: هدف از این مقاله بررسی و تبیین مؤلفه های معماری حکمرانی مبتنی بر جایگاه ذی نفعان در مناطق آزاد است. روش تحقیق: با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل ۴۰ مقاله علمی بین المللی و داخلی منتشرشده بین سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، مؤلفه های کلیدی حکمرانی در مناطق آزاد شناسایی و تحلیل شدند. هدف اصلی این مطالعه ارائه چارچوبی جامع برای ارتقای حکمرانی مشارکتی و پایدار در این مناطق بود. روش تحقیق این مطالعه فراترکیب است که با تحلیل کیفی نظام مندِ منابع علمی معتبر به استخراج و ترکیب مفاهیم کلیدی پرداخته شد. در این زمینه، ۴۰ مقاله مرتبط با موضوع حکمرانی مناطق آزاد و مشارکت ذی نفعان مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد حکمرانی مؤثر در مناطق آزاد مستلزم وجود مؤلفه هایی در سطوح نهادی، مدیریتی، فناورانه، و اجتماعی است. نخست، انسجام سیاستی و هماهنگی نهادی به عنوان پایه ای ترین مؤلفه بر هم سویی سیاست ها و همکاری بین نهادها برای اجرای مؤثر برنامه ها تأکید دارد. در ادامه، زیرساخت های فناورانه و دیجیتال به عنوان موتور محرک حکمرانی نوین زمینه ساز بهبود کارایی و شفافیت و تعاملات سیستمی معرفی می شوند. همچنین، شایستگی منابع انسانی و توانمندی مدیریتی برای طراحی و اجرای سیاست ها حیاتی است و بدون آن سایر مؤلفه ها به درستی فعال نخواهند شد. نتیجه: تحلیل فراترکیب نشان داد برای تحقق حکمرانی مؤثر در مناطق آزاد باید به مؤلفه های فوق توجه ویژه ای شود. این مؤلفه ها به  صورت یکپارچه و هماهنگ می توانند زمینه ساز توسعه پایدار و مشارکت فعال ذی نفعان در فرایندهای حکمرانی باشند. توصیه می شود سیاستگذاران و مدیران مناطق آزاد با بهره گیری از این چارچوب به بهبود ساختارهای حکمرانی و ارتقای عملکرد مناطق آزاد بپردازند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۲