سنجش جدایی گزینی فضایی -کالبدی و زیربنایی کلان شهر تهران با تأکید بر رویکرد مدیریت بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جدایی گزینی شهری مبحث مهمی در بسیاری از شهرهای جهان است و از دهه های پیش اغلب محققان به این موضوع توجه ویژه ای داشته اند. جدایی گزینی شهری تمرکز فقر، تخصیص ناعادلانه منابع، فرصت ها و امکانات شهری را در پی دارد و درنهایت منجر به درگیری و بحران های اجتماعی در سطح یک شهر می گردد. هدف پژوهش حاضر، سنجش جدایی گزینی فضایی - کالبدی و زیرساختی کلانشهر تهران است. روش تحقیق این پژوهش کمی و رویکرد آن توصیفی – تحلیل می باشد. به همین منظور ابتدا به سنجش میزان جدایی گزینی فضایی - کالبدی و زیرساختی با استفاده از نرم افزار تحلیل گر جدایی گزینی شهر تهران پرداخته شد و در ادامه به تحلیل ساختار فضایی کلانشهر تهران بر اساس شاخص های مذکور موردبررسی قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که توزیع شاخص های کالبدی - زیرساختی شهر تهران حاکی از جدایی گزینی کم تا زیاد میان مناطق 22 گانه این شهر است. نتایج ساختار فضایی جدایی گزینی نشان داد که ساختار فضایی جدایی گزینی کالبدی و زیرساختی کلانشهر تهران روندی رو به تمرکز را دارا می باشد و در برخی از شاخص ها گرایش به سمت محور شمالی (آسایش و راحتی، دسترسی به اینترنت و دسترسی به پارک های عمومی) و محور جنوبی (قدمت بنا) شهر وجود دارد. همچنین با استفاده از رگرسیون وزنی جغرافیایی برای یافتن ارتباط بین توزیع فضایی جمعیت و شاخص های کالبدی و زیرساختی شهر تهران نتایج بدست آمده حاکی از این بود که شاخص های دسترسی به پارک های شهری، دسترسی به شبکه گاز، شاخص آسایش و راحتی و ایمنی توانسته است که بیشترین میزان تأثیر را بر توزیع فضایی جمعیت داشته است. توزیع فضایی و جدایی گزینی شاخص های کالبدی - زیرساختی کلانشهر تهران دارای روندی رو به تمرکز و پیدایش الگوی خوشه ای است که این امر می تواند در سال های آتی منجر به تمرکز شدید شاخص های مذکور در بین مناطق شهر تهران گردد.