ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۵۸۱.

Economic Development Strategies: A Comparative Analysis of Iraq and the United Arab Emirates(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
This study explores the critical relationship between economic development and human capital development, with a comparative analysis of Iraq and the United Arab Emirates (UAE). Human capital, encompassing education, skills, and health, is essential for driving sustainable economic growth. The UAE has successfully leveraged its investment in human capital to diversify its economy, foster innovation, and enhance productivity, positioning itself as a regional economic hub. In contrast, Iraq faces significant challenges in human capital development due to socio-political instability, underinvestment in education, and insufficient healthcare systems, which hinder its economic progress. A comparative legal analysis was used to comparatively analyze policy, strategies and regulations on human capital towards economic development in the two countries. The study highlights the disparities in human capital strategies between the two nations, revealing how the UAE's proactive approach has resulted in robust economic indicators, while Iraq’s reliance on oil revenues and lack of human capital investment continue to impede its development. Suggesting the necessity for Iraq to prioritize human capital development as a pathway to sustainable economic growth, learning from the UAE's successful model.
۵۸۲.

تحلیل روند سری زمانی تصاویر پوشش گیاهی (MODIS-NDVI) و ارتباط آن با تغییرات کاربری اراضی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی تأثیر مستقیم در پوشش سطح زمین دارند. تغییرات کاربری اراضی در شمال کشور از مهم ترین علل تخریب پوشش گیاهی در جنگل های هیرکانی بوده که در دهه های اخیر، به دلیل فعالیت های انسانی، به وقوع پیوسته است. تغییرات پوشش گیاهی در استان گلستان، با تنوع اقلیم و پوشش سطحی، نشان دهنده تأثیرات این فعالیت هاست. بر این اساس نظارت بر پویایی پوشش گیاهی نیازی اساسی، برای درک بهتر درباره چگونگی واکنش پوشش گیاهی به فشارهای انسانی، درجهت حفظ جنگل های هیرکانی است. مواد و روش ها: بررسی و پایش پوشش گیاهی با بررسی نمایه نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی (NDVI) انجام شد. برای تحلیل روند پوشش گیاهی در استان گلستان، از داده های سری زمانی ترکیبی شانزده روزه MODIS-NDVI به نام MOD13Q1، با قدرت تفکیک مکانی 250 متر در دوره بیست ساله استفاده شد. در این پژوهش، پیش از بررسی روند تغییرات پوشش گیاهی در منطقه، ابتدا تصاویر خام NDVI با فرمت HDF محصول از سایت ناسا دانلود و ازلحاظ آماری، بررسی و تحلیل شدند. بدین ترتیب 920 تصویر سری زمانی شانزده روزه پوشش گیاهی نمایه NDVI در نرم افزار GIS، پس از موزاییک سازی، به 460 تصویر تبدیل و با استفاده از ضرب فاکتور مقیاس تصاویر، به حالت استاندارد بین 1- تا 1+ درآمدند. برای ارزیابی روند سری در نرم افزار IDRISI TerrSet، ابتدا تصاویر با استفاده از بی هنجاری مؤلفه فصلی حذف شد. فرایند تحلیل روند تغییرات فعالیت پوشش گیاهی و معنی داری آن به روش غیرپارامتری من کندال انجام شد . نتایج: نتایج نشان داد که 20% از مساحت منطقه مورد مطالعه دارای روند کاهشی در پوشش گیاهی است؛ درحالی که 80% روند افزایشی داشته است. از این میان، 5% دارای کاهش معنادار و 50% دارای افزایش معنی دار پوشش گیاهی و مابقی بدون روند هستند. طی بیست سال گذشته، 4088 کیلومترمربع از پوشش گیاهی از دست رفته است. تحلیل تأثیر فعالیت های انسانی در این تغییرات با استفاده از نقشه های موقعیتی شهرستان ها و مسیرهای اصلی انجام شد. نتایج نشان داد که در دشت های شمالی گلستان، به دلیل دسترسی آسان تر به زمین ها برای فعالیت های انسانی، تغییر کاربری اراضی و توسعه شهرنشینی، کاهش پوشش گیاهی بیشتری رخ داده است. بیشترین افزایش معنی دار پوشش گیاهی در شهرستان هایی مانند کردکوی، بندر گز، آق قلا، گرگان، آزادشهر، رامیان و بیشترین کاهش معنی دار در شهرستان های بندر ترکمن، گنبد کاووس، مینودشت و کلاله مشاهده شده است. مسیرهای اصلی منتهی به استان گلستان شامل گرگان بجنورد، گرگان ساری، آزادشهر سمنان، جاده غربی اینچه برون و جاده شرقی اینچه برون است که همگی شاهد روند کاهشی در پوشش گیاهی در اطراف خود بوده اند. ازآنجاکه استان گلستان از تنوع اقلیمی چشمگیری برخوردار است، تغییرات پوشش سطحی در نقاط منتخب با کاهش معنی دار پوشش گیاهی نیز بررسی شد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج این تحقیق از سال 2001 تا 2020، مناطق مرتفع استان گلستان، به ویژه ارتفاعات غربی شاهد افزایش پوشش گیاهی بوده اند که احتمالاً با افزایش دما براَثر گرمایش جهانی و بهبود شرایط دمایی برای گیاهان در این ارتفاعات مرتبط است. در مقابل، پوشش گیاهی مناطق کم ارتفاع واقع در دشت ها، نوار ساحلی، ارتفاعات پایین تر و به خصوص حاشیه شهرها و جاده ها درحال از دست رفتن است. فعالیت های انسانی، مانند تغییر کاربری اراضی و توسعه شهرنشینی در دشت های شمالی گلستان به کاهش پوشش گیاهی دامن زده اند. این تغییرات نشان دهنده کاهش پوشش گیاهی انبوه و افزایش تأثیرات منفی انسانی و طبیعی اند. در ارتفاعات، به رغم روند آرام تر کاهش پوشش گیاهی درقیاس با مناطق پایین دست، نگرانی هایی بابت تخریب پوشش گیاهی در مناطق بکر جنگلی وجود دارد. تحولات یادشده نیازمند توجه و اقدامات فوری، برای مدیریت پایدار منابع طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی است.
۵۸۳.

ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی دهستان بناجوی شمالی شهرستان بناب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
از بین انواع شاخه های گردشگری، ژئوتوریسم در سال های اخیر موردتوجه زیادی قرارگرفته است و دلیل توجه به ژئوتوریسم ضمن حفاظت از ویژگی های جغرافیایی یک ناحیه از قبیل محیط و میراث فرهنگی توجه به نیاز گردشگران را تأمین می کند و سبب بهبود زندگی ساکنان محلی می شود. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی دهستان بناجوش شمالی شهرستان بناب می باشد موقعیت جغرافیایی دهستان بناجوی شمالی در عرض جغرافیایی 37 درجه 35 دقیقه تا 37 درجه 53 دقیقه و طول جغرافیایی 45 درجه 54 دقیقه تا 46 درجه 20 دقیقه در بخش مرکزی شهرستان بناب در سمت جنوب غربی آذربایجان شرقی قرار دارد حدود شمالی آن را شهرستان عجب شیر و شرق آن را شهرستان مراغه می پوشاند و از سمت غرب به دریاچه ارومیه منتهی می شود. این تحقیق از نظر روش و ماهیت توصیفی - تحلیلی بوده و از لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد. روش گردآوری داده ها و اطلاعات در این پژوهش، روش کتابخانه ای و روش میدانی است. جامعه آماری این تحقیق شامل متخصصان توریسم (متخصصین توریسم در سازمان های استان و اساتید طبیعت گردی و افراد بومی) می باشد. حجم نمونه انتخابی نیز 30 مورد می باشد. برای تجزیه وتحلیل فرضیات پژوهش از مدل فاسولاس و ترسیم نقشه از طریق ARC GIS 10.6 و تجزیه وتحلیل های آماری با استفاده از نرم افزارهای EXCEL انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل مدل فاسولاس بیانگر آن است که بر اساس ارزش علمی و گردشگری ژئو سایت ها بالاترین ارزش به میزان 88/18 مربوط به غارهای دست کند روستای صور، رتبه دوم مربوط به توران دره سی و چشمه ای آن با 26/18، رتبه سوم سد دوش با 18/14، رتبه چهارم مربوط به غار شاه عباسی با 06/14 می باشد. غار تنور قره با 07/11 در رتبه آخر ارزش های مربوط به علمی و گردشگری قرار دارد.
۵۸۴.

ارزیابی پایداری گردشگری منطقه عون بن علی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
امروزه علارغم اهمیت گردشگری در زمینه اشتغال و اقتصاد پایدار، چالش هایی نظیر تنزل اصول اخلاقی، نابودی زیستگاه های طبیعی، آلودگی آب های زیرزمینی، به خطر افتادن بهداشت و سلامتی ناشی از شبکه های ناکافی دفع زباله و فاضلاب روبروست. لذا سنجش سطح پایداری مناطق گردشگری، تبیین معیارها و شاخص های مختلف، از جمله شاخص های زیست محیطی، اقتصادی در جهت دستیابی به توسعه پایدار گردشگری مورد تأکید است. تفرجگاه عون بن علی(عینالی) بزرگ ترین تفرجگاه کوهستانی کشور به شمار می رود که به طور میانگین یک میلیون نفر در سال بازدید کننده دارد. با توجه به محدودیت های طبیعی منطقه، فشار روزافزون گردشگر منجر به تخریب ارزش های طبیعی و در نتیجه نابودی قابلیت های گردشگری می شود که لزوم توجه به پایداری گردشگری را نشان میدهد. این مطالعه باهدف ارزیابی پایداری گردشگری منطقه عون بن علی شهر تبریز انجام شد. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه با کارشناسان و گردشگران این منطقه در قالب پرسشنامه در سال 1399 جمع آوری شدند. ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به عنوان معیارهای تصمیم گیری ارزیابی پایداری و برای هر یک از این ابعاد شاخص هایی در نظر گرفته شد. ارزش وزنی ابعاد و شاخص ها به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) محاسبه شد. نتایج مطالعه نشان داد که بعد زیست محیطی با وزن 520/0بیشترین و بعد اجتماعی با وزن 220/0کمترین تأثیر را در پایداری گردشگری دارند. در بعد اقتصادی، شاخص های «میزان اشتغال ایجاد شده» و «وجود ارتباطات آنلاین در منطقه» و در بعد اجتماعی، شاخص های «رضایت گردشگر از امنیت منطقه» و «وضعیت سرویس های بهداشتی» به ترتیب دارای بیشترین اهمیت بودند. شاخص های «کیفیت آب» و «بهداشت محیط» نیز به ترتیب دارای بیشترین تأثیر روی پایداری گردشگری در بعد زیست محیطی بودند. براساس نتایج ،جهت دستیابی به سطوح بالاتر پایداری گردشگری، سیاست های لازم باید در جهت افزایش شاخص های تأثیرگذار بر پایداری اتخاذ گردد که مهم ترین آن ها تأکید بر حفظ چهره طبیعی منطقه عون بن علی و کاهش عملیات ساخت و ساز در آن منطقه می باشد.
۵۸۵.

واکاوی ظرفیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سبزوار با استفاده از مدل های ژئوتوریستی (مطالعه موردی: رودآب، ریوند، طبس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
ژئوتوریسم یکی از جدیدترین مفاهیم در حوزه گردشگری است و در درجه اول بر ارتقای ویژگی های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی در مناظر به عنوان جاذبه های گردشگری تمرکز دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی ظرفیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سبزوار با استفاده از مدل های هادزیک، کوبالیکوا و فیولت می باشد. مناطق ژئوتوریستی رودآب، ریوند و طبس به عنوان مناطق مورد مطالعه انتخاب شدند. پژوهش حاضر با تکمیل کردن 108 پرسش نامه (25 نفر گردشگر و 11 نفر کارشناس برای هر مدل) برای هر سه منطقه مورد مطالعه و محاسبه امتیازدهی آنان به پرسش نامه، به عمل آمده است. براساس نتایج حاصله از مدل هادزیک و بررسی ارزش های علمی و مازاد با نظر کارشناسان و گردشگران؛ توان ژئوتوریستی منطقه طبس با مقدار (68/91) بیش ترین امتیاز و منطقه ریوند با مقدار (41/25) کم ترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. هم چنین براساس نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا منطقه طبس با مقدار (8/76) بیش ترین امتیاز و منطقه ریوند با مقدار (6/49) کم ترین امتیاز را در مجموع ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی داراست. نتایج حاصل از ارزیابی از طریق مدل فیولت و بررسی ارزش های مدیریتی و گردشگری نیز نشان دهنده آنست که منطقه طبس با مقدار (7/86) بیش ترین امتیاز و منطقه ریوند با مقدار (6/36) کم ترین امتیاز را در مجموع ارزش های ارزیابی کسب کردند. بنابراین نتیجه گیری می گردد که منطقه طبس در شهرستان سبزوار، در بین مناطق مورد مطالعه، دارای توان ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی بیشتری است. درنهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی برای واکاوی ظرفیت های ژئوتوریستی شهرستان سبزوار از نرم افزارها و مدل های جدید و به روز استفاده شود.
۵۸۶.

ارزیابی نقش توان ژئودایورسیتی در توسعه ژئوتوریسمی مناطق(مطالعه موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: توان ژئودایورسیتی تعیین کننده توان ژئوتوریسمی مناطق است و مناطقی که دارای توان ژئوتوریسمی بالایی هستند، پتانسیل زیادی به منظور اهداف توسعه گردشگری دارند. با توجه به اینکه استان کرمانشاه از نظر عوامل طبیعی دارای تنوع زیادی است، در این پژوهش به ارزیابی توان ژئودایورسیتی و ژئوتوریسمی این استان پرداخته شده است. روش پژوهش: در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، نقشه های زمین شناسی 1:100000 و لایه رقومی اطلاعاتی و همچنین اطلاعات بدست آمده از پرسشتامه و مصاحبه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS و گوگل ارث بوده است. این تحقیق در 3 مرحله انجام شده است که در مرحله اول با استفاده از روش دیاس و همکاران به ارزیابی توان ژئودایورسیتی استان کرمانشاه پرداخته شده است. در مرحله دوم و سوم، ابتدا 120 ژئوسایت شناسایی و سپس از میان آن ها، 40 ژئوسایت مستعد انتخاب و سپس با استفاده از روش های کوبالیکوا و کامنسکو به ارزیابی آن ها پرداخته شده است. نتایج: نتایج ارزیابی با استفاده از روش های کوبالیکوا و کامنسکو نشان داده است که در بین ژئوسایت های استان کرمانشاه، ژئوسایت چشمه بل با کسب 7/87 درصد از مجموع امتیازات، با ارزش ترین ژئوسایت استان کرمانشاه است و بعد از این ژئوسایت نیز ژئوسایت های غاری قوری قلعه با 3/83 امتیاز، سراب طاق بستان با 8/82 امتیاز، دیواره بیستون و تنگه چهارزبر با 4/81 امتیاز، سد داریان و سراب روانسر با 3/81 امتیاز، دارای بالاترین امتیاز هستند. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داده است که استان کرمانشاه و خصوصا مناطق شمالی آن از نظر ژئودایورسیتی دارای توان بالایی است و همین مسئله سبب شده است تا این استان دارای ژئوسایت های مستعد و متنوع زیادی باشد.
۵۸۷.

ارزیابی عوامل موثر بر آسیب پذیری سلامت روحی و روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در محیط های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر آسیب پذیری سلامت بیماران مغز و اعصاب و روان در محیط های مسکونی شهر اردبیل می باشد.پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS وGIS و آزمون های آماری T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی جهت پاسخ به سوالات تحقیق استفاده شده است.پراکنش فضایی بیماری مغز و اعصاب و روان در بافت فرسوده شهر اردبیل نشان می دهد که در محله هایی که دارای بافت فرسوده می باشد تجمع بیماری در آن مناطق نسبت به سایر مناطق بیشتر می باشد و تاثیر کیفیت مسکن بر سلامت روحی و روانی بیماران تاثیرگذار بوده است همچنین براساس نتایج آزمون پیرسون همبستگی مثبت و معناداری بین متغیرهای کیفیت محیط مسکونی و سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان وجود دارد. همچنین براساس نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی عواملی که باعث تاثیر کیفیت مسکن بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان می باشد عبارتند از: میزان تراکم مسکن در محله، وجود فضاهای باز و سبز در محله، وجود حیاط مستقل، رضایت از تعداد اتاق در منزل مسکونی و همچنین اجزای نمای ساختمان ها بیشترین تاثیر را بر سلامت روان افراد مورد مطالعه داشته است.براساس نظرات پاسخگویان کیفیت محیط مسکونی در شهر اردبیل بر سلامت روان بیماران تاثیرگذار می باشد در نتیجه باید رابطه میان متخصصان برنامه ریزی مسکن و روانشناسان محیط تقویت گردد تا تاثیر منفی محیط مسکونی بر شاخص های سلامت روان کنترل شود.
۵۸۸.

شناسایی نواحی مستعد توسعه گردشگری مبتنی بر طبیعت در شهرستان خمینی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
در برنامه های توسعه گردشگری، شناسایی و پهنه بندی مناطق مستعد، نقش محوری در موفقیت و پایداری ایفا می کند. در این راستا، پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از روش تحلیل آمایشی داده های مکانی در سیستم اطلاعات جغرافیایی، پهنه های مناسب توسعه گردشگری مبتنی بر طبیعت در شهرستان خمینی شهر را شناسایی کند. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی، بر اساس ماهیت داده کمّی، بر اساس روش تحقیق آمایشی و تحلیلی، بر اساس زمان انجام مقطعی و بر اساس شیوه جمع آوری داده ها میدانی و مکانی است. به این منظور، داده های مکانی زیرمعیارهای فاصله از منطقه حفاظت شده قمیشلو، فاصله و تراکم شبکه راه ها، فاصله و تراکم مراکز جمعیتی، ارتفاع و شیب زمین جمع آوری و لایه های رقومی آنها در نرم افزار ArcGIS تهیه شد. سپس با مقایسه زوجی عوامل، ارجحیت آنها براساس نظرات کارشناسی استخراج شد. نهایتاً لایه های رقومی با توجه به وزن هر عامل ترکیب و نقشه قابلیت اراضی پتانسیل گردشگری مبتنی بر طبیعت ایجاد شد. نتایج نشان داد 13.11 درصد (2291 هکتار) از مساحت شهرستان خمینی شهر به عنوان پهنه بسیار مناسب، عمدتاً در شمال و شمال غرب قرار دارد. پهنه مناسب 23 درصد (4016 هکتار) از مساحت را در اطراف پهنه بسیارمناسب به خود اختصاص داد. پهنه متوسط با 30.82 درصد (5385 هکتار) از مساحت شهرستان در اکثر نواحی، به جز جنوب و مرزها، پراکندگی دارد. پهنه نامناسب با 23.67 درصد (4137 هکتار) وسعت، بیشتر در نوار مرزی و پهنه بسیار نامناسب با 9.42 درصد (1646 هکتار) وسعت در جنوب و جنوب شرق گستردگی دارند. این پهنه ها، امکان شناسایی نواحی با بیشترین پتانسیل گردشگری پایدار برای بهره برداری، سرمایه گذاری و توسعه زیرساخت ها را فراهم می آورند. همچنین به تصمیم گیران و برنامه ریزان کمک می کنند تا با اتخاذ رویکردی هدفمند، به توسعه توریسم در مناطق دارای قابلیت های طبیعی منحصربه فرد بپردازند.
۵۸۹.

بررسی تغییرات فصلی و مکانی عمق نوری آئروسل (AOD) در استان گلستان با تأکید بر پوشش زمین و نقاط داغ نوظهور (2024-2001)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
پدیده گردوغبار به عنوان یک چالش زیست محیطی در مناطق خشک و نیمه خشک، تأثیرات گسترده ای بر کیفیت هوا، سلامت عمومی، اکوسیستم ها و اقتصاد دارد. افزایش غلظت ذرات معلق به ویژه در فصول خشک، مشکلات تنفسی و قلبی عروقی را تشدید کرده و هزینه های اقتصادی قابل توجهی به نظام سلامت تحمیل می کند. این پژوهش به تحلیل الگوهای فصلی و مکانی عمق نوری آئروسل (AOD) در استان گلستان طی سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ و نقش پوشش زمین و نقاط داغ نوظهور گردوغبار پرداخته است. با استفاده از داده های روزانه سنجنده MODIS و محصول Dynamic World V1 از Sentinel-2 در پلتفرم  Google Earth Engine، آستانه AOD  0.5 برای شناسایی رویدادهای گردوغباری تأیید شد. تحلیل ها با توابع روش های طبقه بندی چارکی و تناسب پوشش سطحی از همپوشانی رستری، آزمون من-کندال و تحلیل نقاط داغ نوظهور (EHSA) در ArcGIS Pro انجام شدند. نتایج نشان داد تابستان با 51% مساحت در کلاس های بالای فراوانی (بیش از 21.471 روز) بحرانی ترین فصل برای گردوغبار است، درحالی که زمستان با 89.59% مساحت بدون رویداد، کمترین فعالیت را دارد. اراضی بایر (تا 48.85% در تابستان) منبع اصلی آئروسل ها هستند، درحالی که پوشش های گیاهی مانند جنگل ها و اراضی کشاورزی در طبقه های پایین AOD نقش کاهشی دارند. تحلیل EHSA نشان داد تابستان با ۴۷۸۵ کیلومترمربع بیشترین نقاط داغ (عمدتاً پراکنده) و زمستان با ۳۸۴ کیلومترمربع کمترین نقاط داغ را دارد. نقاط داغ جدید در پاییز (۴۲۸ کیلومترمربع) و تابستان (۳۱۵ کیلومترمربع) برجسته بودند. آزمون من-کندال ثبات نسبی AOD را نشان داد، اما روندهای افزایشی در پاییز (4.38% با اطمینان 95%) و تابستان (1.9% با اطمینان 90%) در نواحی مرکزی و حاشیه خزر مشاهده شدند.
۵۹۰.

ارزیابی مقایسه ای کارآیی عملگر های فازی پردازش شئ گرای تصاویر ماهواره ای در پایش تغییرات پوشش گیاهی حوضه آبریز کرخه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
پوشش گیاهی شاخص سلامت اکوسیستم است و نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی، تنظیم چرخه آب و تسهیل جریان ماده و انرژی دارد. پویایی پوشش گیاهی ناشی از تنش های محیطی و فعالیت های انسانی در حال تسریع است و نیاز به پایش و نظارت طولانی مدت مداوم دارد. با توسعه فناوری سنجش از دور، تصاویر سنجش از دور به طور گسترده در کار بررسی پوشش گیاهی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، ارزیابی مقایسه ای کارآیی عملگر های فازی پردازش شئ گرای تصاویر ماهواره ای در پایش تغییرات پوشش گیاهی حوضه آبریز کرخه با استفاده از سری زمانی تصاویر ماهواره لندست است. در راستای این هدف، پس از تهیه تصاویر سری زمانی سال های 1373، 1378، 1383، 1388، 1393، 1398 و 1403 از سامانه گوگل ارث انجین، با استفاده از رویکرد پردازش شئ گرای تصاویر ماهواره ای و عملگر های AND، OR، MGE، MAR، MGWE و ALP اقدام به قطعه بندی و طبقه بندی تصاویر شد. مرحله قطعه بندی، با استفاده از مقیاس، ضریب شکل و ضریب فشردگی بهینه انجام شد و پس از آن دو کلاس پوشش گیاهی و غیر پوشش گیاهی ساخته شد و نمونه های تعلیماتی نیز انتخاب شدند. در مرحله بعد طبقه بندی انجام گرفت و برای تعیین دقّت طبقه بندی، با استفاده از نقاط کنترل واقعیت زمینی انتخابی، دقّت کلی و ضریب کاپا برای نقشه های تولیدی محاسبه شدند. نتایج پژوهش نشان داد که عملگر فازی AND با دقت ۹۷/۳۸ درصد و ضریب کاپای ۰/۹۸۱۸ بهترین عملکرد را در پایش پوشش گیاهی حوضه کرخه دارد. تحلیل سری زمانی تصاویر لندست طی ۳۰ سال گذشته کاهش حدود ۱۸ درصدی پوشش گیاهی را آشکار کرد. این روند که ناشی از عوامل انسانی و طبیعی است، تهدیدی جدی برای پایداری اکولوژیکی و جوامع محلی محسوب می شود و ضرورت اتخاذ سیاست های جامع حفاظت و احیای پوشش گیاهی را برجسته می نماید.
۵۹۱.

توزیع فضایی فقر در گستره ی شهر و تحلیل اثرات آن؛ مطالعه موردی: شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
یکی از راه های پیشگیری از توسعه فقر و نیز سامان بخشی به وضعیت مکان های فقیرنشین، شناخت دقیق گستره های فقر به ویژه در سطح شهرهای بزرگ است. زیرا هر برنامه ای برای مقابله با فقر شهری در سطح شهر بدون شناخت دقیق موقعیت مکانی آن امکان پذیر نخواهد بود. عدم شناخت کافی از فقر شهری، به ویژه ابعاد و گستردگی آن در سطح شهر، می تواند مانع از سیاست گذاری صحیح برای کاهش فقر شود. این ناآگاهی ممکن است منجر به هدر رفتن منابع اقتصادی و ناکامی برنامه های کاهش فقر شود. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال آن است که به تعیین گستره های فقر در شهر کرمانشاه بپردازد. در خصوص روش پژوهش می توان اذعان نمود که با توجه به موضوع پژوهش، از نظر هدف نوع آن کاربردی و از نظر نوع داده کمّی است. محدوده پژوهش، 136 محله عرفی شهر کرمانشاه در سال 1403 بوده است. داده های مربوط به بخش مبانی نظری به صورت اسنادی و کتابخانه ای تهیه شده و داده های خام از سالنامه آماری مرکز آمار ایران مربوط به سال 1400 شهر کرمانشاه و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395 استخراج شده اند. بر این مبنا، محله های شهرکرمانشاه با چهار مؤلفه و 34 شاخص ارزیابی شدند. نتایج لکه های داغ حاکی از آن است که میزان فقر در سطح شهر کرمانشاه به صورت متعادل توزیع نشده و در بعضی مکان ها شدت فقر بسیار زیاد و در بعضی مکان ها شدت خوشه ای فقر بسیار کم است. علاوه بر این نتایج آزمون خودهمبستگی موران بیانگر آن است که الگوی فضایی فقر در شهر کرمانشاه به صورت خوشه ای است.
۵۹۲.

شناسایی پهنه های ناپایدار دامنه ای در محور ارتباطی تفین-دگاگا واقع در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
زمین لغزش یکی از مخاطرات طبیعی است که سالانه خسارات قابل توجهی به زیرساخت ها، منابع طبیعی، و جوامع انسانی وارد می کند. بسیاری از مناطق کوهستانی در کشور ایران از جمله دامنه های رشته کوه زاگرس مستعد وقوع انواع مخاطرات طبیعی و زمین لغزش هستند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مناطق مستعد وقوع زمین لغزش و ارزیابی میزان جابجایی سطح زمین با استفاده از تصاویر سنجش از دور راداری و روش تحلیل شبکه ای (ANP)در محور تفین –دگاگا واقع در استان کردستان است. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل تصاویر راداری Sentinel-1 مربوط به سال های 2021-2017 و تعداد هشت پارامتر ژئومورفولوژیکی از جمله شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه، کاربری اراضی، فاصله از گسل و نقشه زمین شناسی هستند که با استفاده از مدل تحلیل شبکه و سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش و تحلیل شده اند. بر اساس نتایج  حاصل از ارزیابی های تحلیل شبکه ای(ANP)، بیشترین کلاس آسیب پذیری خیلی زیاد به ترتیب در اراضی کشاورزی زراعی با 356.03 هکتار و سپس مسکونی با 319.75 هکتار  قرار دارد. بیشترین کلاس آسیب پذیری متوسط در کاربری کشاورزی زراعی با 5582.36 هکتار  و سپس اراضی جنگلی با 1889.64 هکتار قرار دارد. همچنین نتایج بررسی ها و مقایسه داده های جابجایی زمین در طول چندین بازه زمانی (از سال 2017 تا 2019) نشان دهنده تغییرات چشمگیر در رفتار زمین در طول جاده تفین به داگاگا است. به طوری که  میانگین جابجایی زمین در طی دوره زمانی مذکور حدود 0.05+ متر بالا آمدگی و حدود  0.08  - متر فرو افتادگی داشته است که می توان نتیجه گرفت نشست زمین یک روند مداوم و نگران کننده دارد. هرچند میانگین جابجایی در سال 2018 بهبود یافته است، اما در سال 2019 برخی نقاط دچار نشست شدیدتری شده اند. این داده ها نشان می دهند که منطقه همچنان در معرض خطرات ناشی از جابجایی زمین قرار دارد و اقدامات نظارتی و حفاظتی مستمر ضروری است.
۵۹۳.

تحلیل پتانسیل وقوع زمین لغزش با تأکید بر تأثیر زمین لرزه ها (مطالعه موردی: مسیر ارتباطی کرند تا سرپل ذهاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
یکی از مخاطراتی که بسیاری از مناطق کوهستانی را تهدید می کند، زمین لغزش است. از جمله مناطقی که به دلیل وضعیت ژئومورفولوژیکی و تکتونیکی، پتانسیل بالایی از نظر وقوع این مخاطره دارد، مسیر ارتباطی کرند تا سرپل ذهاب در استان کرمانشاه است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد وقوع زمین لغزش در این محدوده پرداخته شده است. در این تحقیق از تصاویر راداری Sentinel 1، تصاویر ماهواره MODIS، لایه رقومی نقشه زمین شناسی 1:100000 منطقه و مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، GMTSAR ، سامانه گوگل ارث انجین و ArcGIS بوده است. در این تحقیق با استفاده از روش های ضریب وزنی نسبی، منطق فازی و تداخل سنجی راداری، مناطق مستعد وقوع زمین لغزش با در نظر گرفتن تأثیرات زمین لرزه ازگله شناسایی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، محدوده مطالعاتی تحت تأثیر زمین لرزه ازگله بین 5- تا 334 میلی متر جابه جایی عمودی داشته است. با توجه به اینکه جابه جایی رخ داده می تواند نقش مهمی در ناپایداری دامنه ها و آماده حرکت کردن آن ها داشته باشد، در این پژوهش مناطقی که دارای پتانسیل بالایی از نظر وقوع زمین لغزش بوده اند و همچنین جابه جایی بیش از 100 میلی متری داشته اند شناسایی شده و به عنوان مناطق دارای بالاترین احتمال وقوع زمین لغزش معرفی شده اند. بر اساس نتایج حاصله، دامنه های میانی منطقه و مناطق نزدیک شهر سرپل ذهاب به دلیل اینکه هم از نظر پارامترهای محیطی مستعد وقوع زمین لغزش هستند و هم اینکه دارای جابه جایی عمودی بیش از 100 میلی متر بوده اند، به عنوان مناطق در معرض مخاطره زمین لغزش شناسایی شده است.
۵۹۴.

پایش و تحلیل زمانی– مکانی پوشش برف و مؤلفه های مرتبط با آن در پهنه رشته کوه البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
این تحقیق با هدف تحلیل زمانی و مکانی پوشش برف در رشته کوه البرز در ماهای سرد سال از دسامبر تا آوریل طی دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در این پژوهش از داده های ماهواره ای سنجنده MODIS و مدل  FLDASدر محیط تحت وب Google Earth Engine استفاده گردید و شاخص NDSI برای نظارت پوشش برف به کار گرفته شد. هم چنین متغیرهای عمق برف، آب معادل برف و نرخ بارش لحظه ای برف برآورد و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که حداکثر پوشش برف غالباً در ماه های ژانویه و فوریه مشاهده شد و سال ۲۰۰۸ بیش ترین پهنه پوشش برف را در همه مقیاس های زمانی (روزانه، ماهانه و سالانه) به خود اختصاص داد. از سوی دیگر، سال ۲۰۱۲ دارای حداکثر مقدار عمق برف 70.21 سانتی متر، آب معادل برف 4.96 سانتی متر و نرخ بارش لحظه ای 0.058 میلی متر بر ساعت بود. این موضوع نشان دهنده تمرکز بارش های شدید در بخش های محدودتر در این سال است. الگوهای زمانی با بهره گیری از مدل رگرسیون خطی مورد مطالعه قرار گرفت و مقادیر ضریب تعیین R² برای متغیرهای عمق برف، آب معادل برف و نرخ بارش لحظه ای به ترتیب 0.037، 0.038 و 0.007 گزارش شده اند. این مقادیر که اغلب پایین هستند، بیانگر آن می باشد که نوسانات فصلی و وضعیت جوی نقش مؤثرتری نسبت به زمان در نوسانات ذخایر برف ایفا می کنند. ارزیابی های مکانی نیز حاکی از آن بود که نواحی مرتفع غربی، مرکزی و شمالی البرز حداکثر تراکم برف را دارند، در حالی که دامنه های جنوبی به دلیل ارتفاع کم تر و دمای بالاتر، پوشش برفی پراکنده تری دارند. این پژوهش اهمیت ویژه نظارت هم زمان متغیرهای مختلف برف را در شناخت بهتر از ذخایر آبی زمستان آشکار می سازد و پیامدهای تغییر اقلیم در مناطق کوهستانی ایران را نشان می دهد.
۵۹۵.

پیش نمایی خشکسالی های کوتاه مدت در ایران: تحلیل جامع بر اساس سناریوی SSP5-8.5(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۴
خشکسالی یکی از بزرگ ترین چالش های زیست محیطی و اجتماعی جهانی است که پیامدهای جدی برای امنیت غذایی و مدیریت منابع آب دارد. این پژوهش به پیش بینی خشکسالی های کوتاه مدت در ایران با استفاده از سناریوهای اجتماعی - اقتصادی مشترک (SSP) می پردازد. داده های 95 ایستگاه سینوپتیک در دوره 1985–2014 به عنوان پایه در نظر گرفته شدند. پنج مدل گردش عمومی جو (GCM) شامل GFDL-ESM4، IPSL-CM6A-LR، MPI-ESM1-2-HR و UKESM1-0-LL برای پیش بینی بارش به کار رفتند. داده ها با روش کریجینگ همگون سازی و سپس اصلاح سوگیری شدند. برای کاهش عدم قطعیت، از رویکرد همادی چندمدلی استفاده گردید. نتایج نشان می دهد داده های همادی شده هم خوانی بالایی با مشاهدات دارند، خطاهای کمتری ارائه می دهند و ضریب همبستگی آن ها افزایش یافته است. مدل همادی عملکرد بهتری نسبت به مدل های منفرد داشت. تحلیل الگوهای بارش در دوره پایه نشان داد که بارش تحت تأثیر عوامل جغرافیایی و اقلیمی است و بیشترین مقادیر آن در ماه های سرد در زاگرس و سواحل جنوب غربی خزر رخ می دهد. پیش بینی های دوره 2021–2040 تحت سناریوی SSP5-8.5 تغییرات چشمگیری را نشان می دهند: افزایش بارش در مناطق مرتفع و سواحل خزر، هر چند افزایش دما ممکن است اثرات مثبت آن را کاهش دهد؛ در مقابل، کاهش بارش در شمال غرب و مرکز کشور، به ویژه در بهار و تابستان، پیش بینی شده است. این تغییرات چالش های جدی برای مدیریت آب و کشاورزی ایجاد می کند و لزوم برنامه ریزی پیشگیرانه را برجسته می سازد. این مطالعه با ارائه پیش بینی های دقیق تر، به سیاست گذاران در تدوین راهبردهای مؤثر برای مقابله با خشکسالی کمک می کند.
۵۹۶.

A Qualitative Meta-Analysis of Factors Influencing the Empowerment of Rural Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
Purpose- Empowering women is essential for the development of any country across economic, social, political, and other dimensions. When a woman is empowered, she gains the opportunity to better understand and advocate for her rights, thereby enhancing her economic and social standing. Accordingly, the aim of this study is to identify and examine the most significant factors influencing the empowerment of rural women and to classify these factors based on their relative importance using a qualitative meta-analysis approach. Design/methodology/approach- In this study, from a total of 73 published articles on the topic of rural women's empowerment, 48 relevant articles were selected based on their alignment with the research objectives and their use of fieldwork and literature-based methodologies. The timeframe for the domestic studies ranged from 2012 to and for international studies from 2011 to 2024. Initially, the research problem and objectives were defined, and then, among the available studies, those meeting the inclusion criteria were sampled. The data extracted from these studies were then collected, coded, and categorized based on the research aims. Ultimately, the findings were standardized to a common scale to allow for comparison. The geographical scope of the selected studies included Iran, as well as countries in Asia, Africa, the Middle East, and Latin America.  Findings- The results indicate that in the economic domain, income generation (17.1%), employment (13.8%), access to loans and banking facilities, and land ownership (9.2%) are among the most influential factors. In the socio-cultural domain, factors such as literacy and education (8.5%), cultural norms (7.6%), and knowledge and skills (6.7%) play a critical role. In the psychological domain, self-confidence (14.4%), the ability to make independent choices (9.8%), and self-esteem (8.5%) were key determinants. Politically, mobility freedom (26.1%), women's participation in managerial and governmental positions (19.1%), and restrictive governmental regulations (14.2%) were the most significant. Among these categories, political factors accounted for the largest share (12.4%), followed by economic (5.5%), psychological (3.5%), and socio-cultural (3.2%) factors in contributing to the overall empowerment of women. Originality / Value- The findings of this study can contribute to identifying the most critical factors affecting the empowerment of rural women and can inform the development of effective support policies. Such policies may include promoting gender awareness through mass media, forming rural self-help groups through governmental and non-governmental organizations to provide social and economic support and etc.
۵۹۷.

Sustainable Ecotourism Assessment in the Southern Foothills of the Alborz (Kan to Darabad River Valleys) Using the DPSIR Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
Purpose- During the 21st century, ecotourism has become a mainstream alternative for tourists. It is a critical approach to integrating economic growth with the protection of the environment, ensuring sustainable tourism while at the same time transforming modalities of tourism. The aim of the research is to evaluate the impacts of ecotourism in the southern slopes of the Alborz region by utilizing the DPSIR approach. Design/methodology/approach- The research location is the old settlements from Kan to Darabad that enjoy a large tourism potential with various attractions (natural, human, infrastructural, and physical). The sites enjoy a combination of tourism activities (ecotourism, cultural, sportive, food, and religious). The research is applied research in objective and descriptive-analytical in method. The data has been collected through library research (statistical and documentary) and field research (survey and interviews). Findings - The research population in this study included 30 experts, including experts in field of tourism, professors from universities, officials from the Cultural Heritage, Handicrafts, and Tourism Organization of Tehran, and officials from various related organizations, selected with the Delphi method. The research tried to evaluate the effects of ecotourism in the southern slopes of Alborz by utilizing the DPSIR approach, which showed that environmental effects at the five-element level -Driving Force, Pressure, State, Impact, and Response- make it possible to undertake a cause-and-effect analysis of environmental pressures from ecotourism. The results of the research identified 10 driving forces, 7 pressure elements, 9 state indicators, and 9 effects. The main response favored policy-making, strategic planning, and management in utilizing natural and human opportunities, capabilities, and resources of the southern slopes of Alborz. The goal is to achieve sustainable development of tourism and the region through nature-based integrated sustainable tourism by converting current challenges and weaknesses into strengths and windows of opportunities. Research limitations/implications - The vast geographical region that is encompassed by the research from Kan to Darabad was prone to numerous limitations, including the non-availability of official data pertaining to the volume of tourists and tourism-based attributes of the research region, non-response of certain tourists to certain questions that were asked during the survey, and time limitations for the completion of the questionnaire. Originality/value - The research employed the use of past research to promote theoretical research discussion and to seek alternative research indicators through the use of scoring with the DPSIR methodology.
۵۹۸.

Ruralization, Agricultural Production Structures and Food Security in Islamic Countries(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
Purpose- Islamic countries are generally characterized by rural lifestyles and relatively young populations. Despite the global trends of accelerated urbanization and population aging, the traditional structure of rural settlement in these countries has remained largely unchanged. The present study aims to examine the structural factors influencing food security in Islamic countries by analyzing the extent and distribution of rural populations as the key contributors to food security, as well as the demographic composition and environmental structures that shape agricultural production. Materials, Methods, and Approach- The development strategies of many countries worldwide are based on the quality, efficiency, and spatial distribution of rural populations. The proportion of the rural population in relation to employment distribution across economic sectors and its contribution to gross domestic product (GDP) are of critical importance to policymakers in both developed and developing nations. The research employs a descriptive–analytical method, utilizing reliable international data sources and global organizational statistics. The statistical population includes 51 Islamic countries , and the data are classified according to the characteristics and attributes of the study population within the research topic. Findings- First, Islamic countries generally possess rural structures and youthful populations. Second, significant disparities exist in settlement and rural habitation patterns across Islamic countries. Approximately 60% of the rural population of Islamic countries reside in just six nations -Pakistan, Indonesia, Bangladesh, Nigeria, Ethiopia, and Egypt- whereas in six others- Kuwait, Bahrain, Qatar, Djibouti, the Maldives, and Brunei Darussalam- the total rural population does not exceed one million people. Finally, the capacity for agricultural production and food security across Islamic countries is generally fragile. Twenty-six countries have less than 5% of arable land, and twenty-seven countries exhibit an average agricultural value-added of less than USD 5,000 per farmer, rendering them effectively food-insecure and dependent on imports.
۵۹۹.

Capital Market Efficiency, Financial Innovation and Industrialization in Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
Purpose- Nigeria remains heavily import-dependent and under-industrialized despite abundant natural resources and repeated industrial development programmes. This study investigated how capital market efficiency and financial innovation influence industrialization in Nigeria, with specific focus on their relevance for rural and regional economic transformation. Design/methodology/approach- The study employed an ex-post facto research design using secondary annual time-series data from 2010-2023 obtained from the Central Bank of Nigeria Statistical Bulletin. Descriptive statistics and the Autoregressive Distributed Lag (ARDL) model were applied to examine both short-run and long-run relationships among stock market depth and liquidity, stock market efficiency, fintech adoption, credit to the private sector, inflation, and industrial output. The study also emphasized the rural and regional development implications of financial sector performance. Finding- Results showed that Nigeria’s manufacturing sector contribution to GDP remains structurally low, and market depth is highly volatile. Fintech adoption exhibits the highest dispersion due to periodic surges in electronic payments, while stock market liquidity is relatively stable. ARDL estimates reveal that market liquidity and market depth exert positive and significant effects on industrialization, whereas fintech adoption and private-sector credit exert negative significant effects. Inflation is insignificant. The bounds test confirms strong long-run cointegration among the variables. The findings indicated that Nigeria’s industrialisation is largely driven by short-run financial dynamics, particularly stock market liquidity and credit allocation efficiency. High fintech activity, when weakly regulated, may facilitate capital flight and reduce productive sector investment. Strengthening capital-market institutions, stabilising monetary conditions, and improving rural credit access are essential for sustainable industrial development. Originality/value– This study contributed to the industrialization literature by integrating capital-market efficiency, financial innovation, and rural or regional development perspectives within a unified ARDL framework for Nigeria. It provided new evidence on how financial sector dynamics shape industrial growth in emerging economies.
۶۰۰.

بهینه سازی الگوی هندسی دریافت نور در عنصر شباک به منظور ارتقای میزان نور روز مطلوب، مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
امروزه راهکارهای کاهش مصرف انرژی ساختمان برای حفاظت از منابع انرژی تجدید ناپذیر ضروری است که مورد توجه بسیاری از محقیقین قرار گرفته است. ایجاد شرایط نوری مناسب در فضای اداری یکی از مهمترین عوامل در طراحی بوده که تاثیرات چشمگیری بر شرایط روحی، جسمی و کاهش مصرف انرژی دارد. یکی از عناصر مهم بکار رفته در معماری ایران نورگیر شباک بوده که تأثیر قابل توجهی بر حفاظت از خیرگی، کارایی انرژی، تأمین و کنترل نور روز در ساختمان داشته است. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی بهینه سازی شده شباک، جهت ارتقاء کیفیت و دریافت نور روز مطلوب و کاهش خیرگی می باشد. ابتدا به مرور و مطالعات اولیه پیرامون عنصر شباک پرداخته و در مرحله بعد وضعیت جزئیات معماری و مصرف انرژی ساختمان اداری انتخاب شده شهرکرمان در نرم افزار شبیه سازی مدل سازی و بررسی می شود. شبیه سازی پژوهش در چهارچوب نرم افزار راینو و پلاگین های گرس هاپر ، لیدی باگ، هانی بی و موتور ریدینس برای شبیه سازی نور روز بکارفته و ابزار گالاپاگوس که قابلیت بهینه سازی بر اساس الگوریتم ژنتیک دارد استفاده شده است. ننایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که تغییر در شاخص مقیاس روزنه ها در حالت میانی 79/156 و حداکثر 36/207 سانتی متر، موقعیت نقطه جذب در بازده 27 تا 31 و شعاع جذب 0.9 و 1.1 متر هندسه الگوی شباک در ارتقاء کیفیت و دریافت نور روز مطلوب مؤثر بوده و در نتیجه موجب افزایش حدود 54 درصد نور مفید روز (UDI) و کاهش 6/15 درصد خیرگی (sGA) به صورت سالیانه می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان