پژوهشنامه جغرافیای انتظامی
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال 13 بهار 1404 شماره 49 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از جلوه های فضایی فقر و نابرابری، تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی شهرها به شمار می روند. این سکونتگاه ها در واقع نخستین پیامد نابرابری و فقر شهری هستند که آثار منفی قابل توجهی بر امنیت اجتماعی شهر بر جای می گذارند.از منظر حقوقی، شهرداری ها به عنوان اصلی ترین نهادهای مدیریت شهری در کشور نقش محوری دارند. با این حال، به دلیل نبود پارادایم مدیریت یکپارچه شهری و وجود شکاف های نهادی و عملکردی، شهرداری ها از ابزارهای امنیت سخت مانند نیروی پلیس و قدرت قهریه بی بهره اند. با این وجود، نحوه طراحی و توسعه فضاهای شهری، به کارگیری عناصر افزایش دهنده امنیت مانند روشنایی، دید و منظر شهری، حضور چشم خیابان، تراکم های ساختمانی متعادل و همچنین حفظ هویت محله ها و میراث شهری، از عوامل مهم در شکل گیری هویت شهروندی در سکونتگاه های غیررسمی محسوب می شوند.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. داده ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده از ساکنان محله جمع آوری و بر اساس طیف پنج سطحی لیکرت سنجیده شده اند.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای مستقل عملکرد شهرداری شامل تراکم ساختمانی، روشنایی معابر و سایر عوامل محیطی بر متغیر وابسته تحقیق یعنی امنیت اجتماعی-شهروندی تأثیر معناداری دارند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اعمال «تبعیض مثبت» توسط شهرداری به نفع ساکنان مناطق حاشیه ای نه تنها برای این گروه، بلکه برای امنیت و منافع کل شهر سودمند خواهد بود. این رویکرد که در دولت های رفاه و لیبرال نیز مرسوم است، می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در مدیریت سکونتگاه های غیررسمی مورد توجه قرار گیرد
تحلیل تأثیر مؤلفه های تاب آوری اجتماعی در افزایش احساس امنیت در محلات بافت تاریخی، مطالعه موردی: محله درب نو شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با افزایش جمعیت شهرنشین، مسئله ی امنیت شهروندان به یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری اجتماعی تبدیل شده است. بررسی های اولیه درباره ی امنیت شهروندی را می توان با رشد جرایم شهری از دهه ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ مرتبط دانست؛ دوره ای که با افزایش محسوس ناامنی در شهرها همراه بود. امنیت یکی از نیازهای بنیادین انسان است و کاهش آن موجب سلب آرامش روانی و اختلال در زندگی اجتماعی می شود. از دیدگاه مازلو، امنیت بلافاصله پس از نیازهای اولیه در سلسله مراتب نیازهای انسانی قرار دارد و پیش شرط شکل گیری توسعه و ثبات اجتماعی محسوب می شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل ۳۸۶۰ نفر از ساکنان محله ی درب نو است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۵۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد مؤلفه های تاب آوری اجتماعی شامل هنجارهای اجتماعی، تسهیلات اجتماعی و دانش و توانمندی اجتماعی، تأثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت شهروندان دارند. در میان این عوامل، مؤلفه ی «دانش و توانمندی اجتماعی» با ضریب مسیر 0.47 بیشترین اثر را بر احساس امنیت شهروندان داشته است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که احساس امنیت شهروندان تحت تأثیر ابعاد مختلف تاب آوری اجتماعی قرار دارد. بنابراین، برنامه ریزان شهری و مدیران محلی باید در راستای ارتقای امنیت اجتماعی، بر تقویت مؤلفه های تاب آوری اجتماعی و به ویژه افزایش آگاهی، مهارت و توانمندسازی شهروندان تمرکز ویژه ای داشته باشند
زمینه ها و بسترهای ارتکاب جرم سرقت در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرقت از جمله جرائم مهم و شایع در جوامع امروزی است که آثار و پیامدهای گسترده ای بر امنیت اجتماعی و احساس آرامش شهروندان دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی زمینه ها و بسترهای ارتکاب سرقت در شهر تهران انجام شده و در پی پاسخ به این پرسش است که چه عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بروز این جرم مؤثرند.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه سارقان دستگیرشده توسط پلیس آگاهی تهران و تعدادی از کارآگاهان پایگاه های آگاهی فاتب است. نمونه تحقیق ۲۲ نفر از سارقان و ۱۰ نفر از کارآگاهان را دربر می گیرد که از طریق روش نمونه گیری نظری و در دسترس انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری و تحلیل شده اند.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد مهم ترین عوامل اقتصادی مؤثر بر سرقت شامل فقر، بیکاری، افزایش هزینه های زندگی و تمایل به درآمد آسان است. عوامل اجتماعی چون طلاق والدین، دوستی های ناباب، اعتیاد، نابرابری اجتماعی، تحصیلات پایین و گسست خانوادگی نیز در این زمینه تأثیرگذارند. علاوه بر این، ضعف باورهای فرهنگی، تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی از عوامل فرهنگی تقویت کننده سرقت محسوب می شوند. همچنین، در میان قومیت های مختلف، الگوهای خاصی از سرقت شناسایی شد که بیانگر تأثیر تفاوت های فرهنگی است.
نتیجه گیری: افزایش سرقت در تهران طی سال های اخیر ارتباط مستقیمی با شرایط اقتصادی نامناسب و آثار تحریم ها دارد. با وجود اهمیت عوامل اقتصادی، این پدیده در تعامل تنگاتنگ با عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد. بنابراین، کاهش مؤثر میزان سرقت نیازمند سیاست گذاری های جامع اقتصادی همراه با تقویت بنیان های فرهنگی و اجتماعی جامعه است
ارزیابی تأثیر خدمات شهری، سرمایه اجتماعی و سرمایه محیطی بر میزان جرم خیزی، مطالعه موردی: شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل روابط میان خدمات شهری، سرمایه محیطی، سرمایه اجتماعی و میزان بروز جرم در مناطق چهارگانه شهر ساری انجام شده است. هدف اصلی مطالعه، شناسایی میزان تأثیرگذاری هر یک از این عوامل بر الگوهای جرم خیزی شهری و ارائه مبنایی علمی برای سیاست گذاری در جهت ارتقای امنیت و پیشگیری از بزهکاری شهری است.
روش پژوهش: این تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی و از نوع کاربردی–توسعه ای است. داده های مورد نیاز از طریق پیمایش (پرسشنامه) و منابع اسنادی گردآوری شد. برای تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون به منظور سنجش ارتباط میان متغیرها و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت شاخص ها استفاده گردید.
یافته ها: یافته های تحلیل ها نشان داد میان سطح دسترسی به خدمات شهری و میزان بروز جرم، رابطه ای معکوس و نسبتاً قوی وجود دارد؛ به گونه ای که ارتقای کیفیت و کمیت خدمات شهری با کاهش معنادار جرائم همراه است. سرمایه محیطی (شامل فضای سبز، نظافت و کیفیت محیطی) رابطه ای مثبت اما ضعیف با وقوع جرم نشان داد و نقش محدودی در کاهش آن دارد. همچنین سرمایه اجتماعی رابطه ای معکوس ولی نسبتاً ضعیف با بروز جرم دارد که بیانگر اثر تقویتی انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی در کنترل رفتارهای مجرمانه است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدل AHP، خدمات شهری مهم ترین عامل در کاهش جرم شهری شناسایی شد. در کنار آن، سرمایه اجتماعی و سرمایه محیطی نیز با ایفای نقش مکمل، در ارتقای امنیت و کاهش ناهنجاری های اجتماعی مؤثرند. این یافته ها می تواند مبنای برنامه ریزی شهری عدالت محور و سیاست گذاری علمی در زمینه پیشگیری از جرم قرار گیرد
تحلیل و شناسایی عوامل جغرافیایی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش پدیده قاچاق مواد مخدر در جنوب استان کرمان با تأکید بر ابعاد امنیتی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قاچاق مواد مخدر یکی از مهم ترین چالش های امنیتی و اجتماعی جنوب استان کرمان است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و هم جواری با استان های مرزی سیستان و بلوچستان و هرمزگان، به عنوان کریدور اصلی انتقال مواد مخدر شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی و شناسایی عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش قاچاق مواد مخدر در این منطقه با رویکردی امنیتی و اجتماعی است.
روش پژوهش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. داده ها با پرسش نامه محقق ساخته از ۳۰۰ نفر از افراد بومی شهرستان های جنوبی استان کرمان جمع آوری شد. تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه و ضریب همبستگی پیرسون انجام گردید.
یافته ها: موقعیت جغرافیایی منطقه از جمله وسعت استان، مسیرهای ترانزیت، وجود دشت های هموار و مجاورت با استان های مرزی نقش بسیار مهمی در گسترش قاچاق داشته است (۷۰٪ تأیید تأثیر زیاد). همچنین، عوامل اقتصادی و اجتماعی چون فقر، بیکاری، ضعف زیرساخت های امنیتی و فرهنگی، و همگرایی های زبانی، مذهبی و فرهنگی با استان های هم جوار به طور معناداری در افزایش قاچاق مؤثر بودند. برای نمونه، افزایش اعتیاد با ۸۹.۶۷٪، کمبود تجهیزات امنیتی با ۸۷٪ و مشکلات اقتصادی به عنوان عوامل کلیدی مطرح شدند. شاخص های آماری نشان دهنده برازش مناسب مدل مفهومی تحقیق بود.
نتیجه گیری: قاچاق مواد مخدر در جنوب کرمان به دلیل ویژگی های جغرافیایی و ساختاری این منطقه اهمیت ویژه ای دارد و آن را از سایر مناطق مرزی متمایز می کند. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند رویکردی چندبعدی است که علاوه بر تقویت نظارت مرزی، به توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی منطقه توجه ویژه ای داشته باشد
طراحی چارچوب مفهومی یکپارچه برای شهر امن هوشمند: ترکیب ابعاد فناورانه، اجتماعی و حکمرانی در بستر شهر آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهر امن هوشمند، شهری است که با بهره گیری از فناوری های پیشرفته و داده های بلادرنگ، امنیت شهروندان را در برابر تهدیدات مختلف ارتقا می دهد و زیرساخت های امنیتی را به طور هوشمندانه مدیریت می کند. شهر امن هوشمند به عنوان بستری ضروری برای شهر آینده، امنیت شهروندان را با استفاده از فناوری های پیشرفته و مدیریت هوشمندانه داده ها تضمین می نماید.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از لحاظ ماهیت، از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی می باشد. از روش فراترکیب برای ارائه چارچوب مفهومی شهر امن استفاده شده است. جامعه آماری شامل مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های منتشرشده از سال های 2010 تا 2024 است که به صورت نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج روش پریزما انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی با استفاده از مرور نظام مند ادبیات می باشد.
یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که 4 کد گزینشی (فناورانه، اجتماعی، حکمرانی، تعاملی و هم فزا)، 22 کد محوری و 57 کدباز برای شهر امن هوشمند وجود دارد. بر اساس ضریب کاپا به مقدار 752/0 و ضریب معناداری (000/0)، کدهای استخراج شده، مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه گیری: چارچوب مفهومی شهر امن هوشمند شامل ابعاد فناورانه، اجتماعی و حکمرانی با تعاملات متقابل است. در رابطه بین ابعاد فناورانه و اجتماعی، فناوری ها به شهروندان امکان مشارکت فعال می دهند و آگاهی آن ها را افزایش می دهند. در رابطه بین اجتماعی و حکمرانی، مشارکت شهروندی و فرهنگ امنیت به سیاست های امنیتی و مدیریتی کمک می کند. در رابطه بین حکمرانی و فناورانه، سیاست ها و مدیریت داده ها به توسعه و استفاده از فناوری ها کمک می کنند