فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
139 - 158
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی نقش مهمی در موفقیت مدیریت یکپارچه شهری ایفا می کند. این عامل نه تنها بر ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان اثر گذار است، بلکه به توسعه پایدار و همه جانبه شهر ها نیز منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف؛ تحلیل تأثیرات ابعاد فرهنگ سازمانی بر مدیریت یکپارچه شهری تهران تدوین شده است. در این راستا، از روش تحقیق کمی استفاده شده و داده های لازم از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردیده است. ابعاد مورد بررسی فرهنگ سازمانی شامل اجتماعی- آموزشی، عملکردی، نوآوری، فرهنگ سازمانی می باشد. جامعه آماری شامل مدیران و کارمندان شهرداری می باشد، روش نمونه گیری از نوع تصادفی می باشد، داده- های گردآوری شده با مدل PLS مورد تحلیل قرار گرفتند. تمامی مقادیر آلفای کرونباخ برای سازه ها بالای 7/0 هستند که نشان دهنده قابلیت اعتماد خوب و سازگاری درونی بالای ابزار های اندازه گیری است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ضریب رگرسیونی استاندارد شده برای تأثیر فرهنگ سازمانی از بعد اجتماعی-آموزشی بر مدیریت یکپارچه شهری تهران برابر با 37/4 است. این ضریب، تأثیر کلیدی فرهنگ سازمانی بر بهبود فرایند مدیریت یکپارچه شهری در کلان شهر تهران را نشان می دهد. همچنین، نوآوری در فرهنگ سازمانی با امتیاز 98/4 نه تنها به منجر به بهبود مدیریت یکپارچه می شود، بلکه نقش مؤثری در رشد و توسعه همه جانبه سازمان های مدیریت کننده سطح کلان شهر تهران دارد. به علاوه، شاخص های عملکردی فرهنگ سازمانی با امتیاز 63/2 نشان دهنده تأثیر عمیق آن بر مدیریت یکپارچه شهری است. شناسایی و تقویت عناصری مانند شاخص های اجتماعی- آموزشی، شاخص های عملکردی و شاخص های نوآوری، به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت مدیریت یکپارچه شهری تهران مورد تأکید قرار گرفته است. آموزش و توانمند سازی کارکنان، ایجاد سیستم های تشویقی و تنبیهی متناسب و توسعه ارتباطات مؤثر بین سازمانی منجر به تقویت فرهنگ سازمانی و تحقق مدیریت یکپارچه شهری خواهد شد.
تحلیل نقش و جایگاه هویت ملی در قدرت اقتصادی کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
1 - 27
حوزههای تخصصی:
ارزش ها و خصوصیات مشترک هر ملت مستقل که افرادشان نسبت به آن ها خودآگاهی و شعور یافته اند و به واسطه آن ها به یکدیگر احساس تعلق می کنند، هویت ملی آن ها را شکل می دهد. هویت ملی دارای کارکردهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی است و حکومت ها تلاش می کنند از این کارکردها در جهت تقویت علت وجودی کشور و بقای نظام سیاسی استفاده کنند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای و مطالعه میدانی به دنبال بررسی نقش و تأثیر هویت ملی بر ابعاد اقتصادی یک ملت و کشور است. در بخش مطالعه میدانی و به منظور گردآوری نظرات اندیشمندان درمورد این تأثیرات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. با عنایت به محدود بودن جامعه آماری، نیازی به نمونه گیری نبود و پرسش نامه در اختیار 200 نفر از کارشناسان و خبرگان قرار گرفت و درنهایت بعد از پیگیری های فراوان تعداد 96 پرسش نامه تکمیل شده گردآوری شد و با توجه به نرمال بودن داده ها از آزمون تی تک نمونه مستقل برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های پژوهش در بخش کتابخانه ای حاکی از آن است که تقویت هویت ملی موجب افزایش احساس تعلق سرزمینی و وطن دوستی در افراد یک ملت می شود و بر ایجاد روحیه خودباوری، نوآوری و استقلال اقتصادی یک ملت تأثیر مثبت دارد. بر این اساس، در بخش تولید، تلاش افراد یک ملت دارای هویت ملی قوی، تولید کالاها و خدماتی با کیفیت مطلوب و با استفاده از ظرفیت های داخلی و در بخش مصرف تأکید و تعصب افراد ملت بر خرید و مصرف کالاهای داخلی است. درنتیجه هویت ملی بر ساخت کالای باکیفیت داخلی، افزایش مصرف کالای داخلی، افزایش تولید، تقویت ارزش پول ملی، ایجاد اشتغال تأثیر داشته و درنهایت بر اقتصاد یک کشور تأثیر مثبتی دارد. یافته های میدانی و نتایج آمار توصیفی و آزمون آماری نیز تأییدکننده مطالعات نظری است و نشان می دهد کارشناسان نیز به تأثیرگذاری مؤلفه های هویت ملی بر تقویت ابعاد مختلف قدرت اقتصادی کشورها اعتقاد زیادی داشته اند.
تأثیر انسجام خانوادگی بر میزان گردشگری خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با اینکه گردشگری خانوادگی کارکردهای اقتصادی، فرهنگی و روانی مهمی بر جامعه، خانواده و فرد دارد، اما گزارش ها نشان می دهد که این نوع گردشگری در ایران کم است و مطالعات در مورد علل پایین بودن میزان گردشگری خانوادگی نیز کم است. علاوه بر این، در بررسی های انجام شده به عامل خانواده خصوصاً انسجام خانواده نیز توجهی نشده است. در این تحقیق تلاش می شود تا تأثیر انسجام خانواده بر میزان گردشگری خانوادگی بررسی شود. روش شناسی: نمونه آماری 382 نفر از دختران دانش آموز شهر بابل هستند که به شیوه انتخاب تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس سنجش نیز پرسش نامه محقق ساخته است که با 4 پرسش میزان گردشگری خانوادگی و با 12 گویه، انسجام اجتماعی در چهار بعد میزان گردش ساعتی خانواده، میزان مهمانی رفتن، میزان تصمیم گیری فرزندان و بدرفتاری والدین به هم را اندازه گیری می کند. برای بررسی میزان تأثیر نیز از نرم افزار پی ال اس استفاده شد. یافته ها: 10.7 درصد از خانواده ها اصلاً خانوادگی به پارک و 9.2 درصد نیز اصلاً خانوادگی به کنار دریا نرفته اند، پدران بیشتر از مادران با همسر بدرفتاری دارند. 15.7 درصد از پاسخ گویان اصلاً به گردشگری خانوادگی 1 یا 2 روزه نرفتند. میزان گردش ساعتی خانوادگی، مهمانی رفتن خانوادگی، تصمیم گیری فرزندان، بدرفتاری پدر به مادر به ترتیب 13، 5، 2 و 4 درصد از واریانس میزان گردشگری خانوادگی را تبیین می کنند. نتیجه گیری و پیشنهادات: حضور بیشتر خانواده ها در گردش های ساعتی، در پارک ها، کنار دریاها، مهمانی رفتن ها، افزایش تصمیم گیری فرزندان، انسجام خانوادگی را تقویت و به دنبال آن، میزان گردشگری خانوادگی نیز بیشتر شود. نوآوری و اصالت: به کارگیری نظریه انسجام خانواه و بررسی تأثیر انسجام خانواده در ابعاد: گردش های ساعتی خانوادگی، مهمانی های خانوادگی، نقش فرزندان در تصمیم گیری و بدرفتاری های والدین به هم بر گردشگری خانوادگی.
تحلیلی بر فرایند تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نقش مدیران و برنامه ریزان (مورد مطالعه: قلمرو کوچ نشینان زابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه سیستم برنامه ریزی متمرکز از بالا به پایین باعث تمرکزگرایی و در نهایت عدم رعایت عدالت اجتماعی در نواحی شهری و روستایی شده است.
هدف پژوهش : پژوهش حاضر با هدف تحلیلی بر فرایند تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نقش مدیران در قلمرو کوچ نشینان زابل انجام شده است
روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی و کمی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و آزمون تی تک نمونه ای (نرم افزار SPSS) استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات نیز به دو صورت مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و مصاحبه است. جامعه آماری در پژوهش حاضر نیز شامل متخصصان و نخبگان در حوزه مطالعاتی (برنامه ریزی شهری، شهرسازی و عمران) هستند، که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، نهایت تعداد (50) نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش : قلمرو مکانی قلمرو کوچ نشینان شهرستان زابل است.
یافته ها و بحث: مقولات: نبود اهرم های نظارتی و سیاستگذاری های مختلف و مسئله رقابت بر سر زمین و ایجاد انگیزه برای جذب سرمایه در سطح شهرستان به عنوان عوامل علی، و مقولات: ساختارهای ناکارآمد بخشی نگر، عدم شناخت و آگاهی لازم مدیران اجرایی در زمینه تبعات تغییرات کاربری اراضی، عدم حکمروایی مطلوب شهری و روابط نسنجیده سازمانی به عنوان عوامل زمینه ای و در نهایت مقولات: برخورد ناکارآمد مدیران اجرایی و سیاسی با کانون های جمعیتی و اقتصادی مرزی و سیاست ها، ضرورت ها و ترجیحات بعضی از مدیران برای تغییرات کاربری اراضی به عنوان عوامل مداخله گر در تغییرات کاربری اراضی از سوی مدیران شناسایی شدند. سپس، مقولات: برگزاری نشست های نخبگانی با محوریت سازمان تات، افزایش توان اقتصادی در بخش های کشاورزی و ... و کنترل و نظارت سازمان ها به عنوان راهکارها شناسایی شدند، سپس مقولات: تخریب اقتصادی و رانت بازی در زمین به عنوان پیامدهای حاصل از تغییرات کاربری اراضی استخراج شدند. همچنین نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد، میانگین به دست آمده در تمامی عوامل مطرح شده بالاتر از حد متوسط عدد (3)، است. از این رو، میزان عوامل مطرح شده از سوی مصاحبه شوندگان در گسترش تغییرات کاربری اراضی متوسط رو به زیاد است.
نتایج: با توجه به اهمیتی که زمین های کشاورزی در زابل دارد، شناسایی عوامل مطرح شده تغییرات کاربری اراضی و ارائه راهبردهای موثر در زمینه کاهش تغییرات کاربری ها، راهکاری اثربخش در کاهش پیامدهای منفی خواهد بود.
آینده نگاری شهر هوشمند تاب آور بر پایه ی برنامه ریزی سناریو (مطالعه ی موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1 - 13
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: این پژوهش با تمرکز ویژه بر همگرایی مفاهیم شهر هوشمند و تاب آوری شهری، به دنبال ارائه چارچوبی یکپارچه برای توسعه ی شهری است. در حالی که پژوهش های پیشین اغلب به بررسی جداگانه ی این مفاهیم پرداخته اند، این مطالعه از طریق به کارگیری روش آینده نگاری و برنامه ریزی سناریو، به تحلیل آینده های محتمل شهر رشت می پردازد. این رویکرد امکان شناسایی عدم قطعیت های کلیدی و تدوین سناریوهای مبتنی بر آن ها را فراهم می سازد و در تلاش است تا به ارتقای دانش موجود در زمینه ی برنامه ریزی شهری هوشمند و تاب آور کمک نماید. شهر رشت با توجه به رشد جمعیت و زیرساخت های فرسوده آن، در برابر مخاطرات طبیعی و انسانی بسیار آسیب پذیر است؛ ازاین رو تقویت تاب آوری این شهر از مسیر توسعه زیرساخت های هوشمند، امری حیاتی برای پایداری آینده ی شهری آن به شمار می رود. روش شناسی: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد برنامه ریزی مبتنی بر سناریو، به توسعه مفهوم «شهر هوشمند تاب آور» در رشت می پردازد که دو پرسش اصلی را دنبال می کند: پیشران های موثر در گذار رشت به یک شهر هوشمند تاب آور کدامند؟ و سناریوهای ممکن در آینده این گذار کدام اند؟ روش پژوهش، تحلیلی-اکتشافی است که با بررسی مفهومی تاب آوری در بستر شهر هوشمند آغاز می شود و مبنای نظری لازم برای شناسایی پیشران ها را فراهم می آورد. نیروهای محرک با استفاده از نرم افزار MicMac شناسایی و دسته بندی شدند. همچنین، برنامه ریزی سناریو با تکیه بر مدل شبکه کسب وکار جهانی به کار گرفته شد. در مراحل بعدی، روش دلفی در دو دور با مشارکت ۲۵ متخصص شهری برای جمع آوری نظرات و تعیین عدم قطعیت های کلیدی استفاده شد. تحلیل محتوای کیفی نیز با نرم افزار Maxqda انجام گرفت. یافته ها و بحث: یافته ها به اهمیت توجه هم زمان به هوشمندی و تاب آوری در فرآیند توسعه شهری اشاره دارند. شهر هوشمند با تکیه بر نوآوری های فناورانه در پی حل مسائل شهری است، درحالی که شهر تاب آور بر توانایی سازگاری با تغییرات و مقابله با شوک ها تمرکز دارد. درک سناریوهای ممکن برای یک شهر هوشمند تاب آور، به برنامه ریزان شهری کمک می کند تا سیاست ها و راهبردهای مؤثر تری طراحی کنند. چهار سناریوی آینده نگر برای رشت، مبتنی بر دو عدم قطعیت کلیدی شامل حکمروایی فناوری و توسعه پایدار شهری ترسیم شدند. سناریوی طلایی، وضعیت ایده آل و مطلوبی را نشان می دهد که در آن هر دو عدم قطعیت به درستی مدیریت شده اند. در مقابل سناریوی «عصر تاریک»، بدترین وضعیت را توصیف می کند که در آن ضعف حکمروایی و ناپایداری منجر به افول شهری می شود. این پژوهش تأکید می کند که برنامه ریزی آینده رشت باید در جهت پرهیز از سناریوهای منفی و تقویت حکمروایی فناورانه و پایداری صورت گیرد. در این مسیر، حکمرانی مؤثر و مشارکت ذی نفعان، نقش کلیدی ایفا می کنند. نتیجه گیری: این مطالعه نقش اساسی تلفیق رویکردهای شهر هوشمند با راهبردهای تاب آوری را در دستیابی به توسعه پایدار شهری در رشت برجسته می سازد. نتایج حاکی از آن است که آینده شهر به شدت تحت تأثیر دو عدم قطعیت مهم، یعنی حکمروایی فناوری و توسعه پایدار شهری قرار دارد. با بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نو و در عین حال تقویت برنامه ریزی تاب آور شهری، رشت می تواند توان تطابق با چالش ها و کاهش مخاطرات احتمالی را افزایش دهد. سناریوهای ارائه شده، مسیرهای راهبردی برای سیاست گذاران ترسیم می کند و بر لزوم حکمروایی پیش نگر، همکاری بین ذی نفعان و نوآوری فناورانه تأکید دارد. در نهایت، تحقق «سناریوی طلایی» نیازمند سرمایه گذاری راهبردی در زیرساخت های دیجیتال، ارتقای پایداری و سیاست گذاری شهری فراگیر است؛ تا آینده ای هوشمند، تاب آور و شکوفا برای رشت رقم بخورد.
تحلیل فضایی مبتلایان به کووید-19 (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
592 - 609
حوزههای تخصصی:
همه گیری ویروس کرونا زندگی روزمره مردم را در سراسر جهان مختل کرد و بنابراین لازم است به این موضوع بهداشتی پرداخته و از نظر ویژگی های جغرافیایی بررسی شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی توزیع فضایی بیماری کرونا در شهر اردبیل است. نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل نتایج، از روش های آمار فضایی در محیط نرم افزاری Arc GIS استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است، جامعه آماری تحقیق، مبتلایان به بیماری کرونا در شهر اردبیل در سال 1399 است. در تحلیل الگوی توزیع فضایی از تکنیک های، میانگین مرکزی و منحنی انحراف استاندارد، شاخص نزدیکترین همسایگی، تحلیل لکه های داغ استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش و خروجی منحنی انحراف استاندارد توزیع بیماری در جهت شمال شرقی شهر متمرکز شده است و براساس تحلیل نزدیکترین همسایگی، بیماری کرونا در شهر اردبیل به صورت خوشه ای گسترش یافته است..
بررسی تأثیر پذیری سبک زندگی در مواجه با توسعه پایداری شهری (مطالعه موردی تبریز )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1291 - 1305
حوزههای تخصصی:
اهمیت روز افزون توسعه پایدار در سطح شهرها نشان از جایگاه مهم شهرهای کنونی و لزوم توجه به پویای و تغییرات آن ها در توسعه پایدارکشور ها دارد. بنابراین امروزه در توسعه شهرها، توجه به اصل پایداری هر چه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. رفع نیاز های کنونی بدون محرومیت نسل های آینده از ضروریات این موضوع است. بنابراین نقش ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای فردی که در شکل دهی به سبک زندگی اهمیت دارند در توسعه مؤثر و در تأثیر پذیری از توسعه پایدار مورد تحلیل قرار می گیرند. مطالعه حاضر به دنبال بررسی شاخص های توسعه پایدار شهر با سبک زندگی می باشد، که روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق، شهروندان شهر تبریز بودند که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 400 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای آزمون فرضیات پژوهش، از آزمون تی، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر و مدل ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص توسعه پایدار شهری بر میزان و نوع سبک زندگی مؤثر می باشد، یعنی میزان 28/0=r می باشد. و همچنین ابعاد شاخص های توسعه پایدار شهری (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیست محیطی) با میزان سبک زندگی رابطه دارد که به ترتیب 79/0=r و 54/0 =r و 68/0 =r و 50/0 =r می باشد، یعنی با افزایش و کاهش یکی، دیگری نیز دستخوش تغییر می گرد. و همچنین تحلیل رگرسیونی متغیر شاخص های توسعه پایدار شهری بر سبک زندگی معنادار است، یعنی متغیر شاخص های توسعه پایدار شهری قابلیت پیش بینی سبک زندگی را دارد.
لجستیک شهری در مراکز تاریخی با استفاده از ارزیابی چند معیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی در شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی لجستیک به عنوان یکی از موارد مهم در برنامه ریزی حمل ونقل بار و کالا از اهمیت بالایی برخوردار است. نوآوری پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین لجستیک و فرم، بافت، منطقه بندی و کاربری زمین می باشد همچنین مسائل مربوط به سیاست ها، قوانین و مداخلات زیرساختی را جهت برنامه ریزی کاربری زمین ترویج داده شده و به بررسی لجستیک شهری در مراکز تاریخی شهر با استفاده از ارزیابی چند معیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی پرداخته شده است. این پژوهش درصدد بررسی رابطه بین حمل ونقل شهری با کاربری زمین، بافت، منطقه بندی و برنامه ریزی شهری به منظور ایجاد استراتژی های لجستیک شهری جهت کمک به برنامه ریزی کاربری زمین و سازمان دهی جریان های لجستیکی در مرکز شهر سقز است. این روش عمدتاً مبتنی بر استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است که برای تشخیص تجمع وسایل نقلیه باری در مراکز تولید سفرهای باری در منطقه مرکزی شهر سقز علاوه بر این با استفاده از ارزیابی چند معیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی برای شناسایی نقشه تناسب مرتبط با فعالیت لجستیک شهری و سازگار با کاربری زمین استفاده شده است. همچنین از مدل تصمیم گیری چند معیاره (FUZZY AHP) وزن معیارها و سپس نقشه تناسب در محیط (ARC GIS) عملیاتی شده است. بااین وجود نتایج تناسب نهایی بر اساس تجمیع سیاست های پنج گانه حاکی از تناسب بالای محور شرقی، شمالی و جنوبی به مرکز شهر است. با تهیه نقشه های تناسب بر اساس هر یک از سیاست های پنج گانه امکان شبیه سازی سیاست ها و اقدامات لجستیک شهری بر اساس این سیاست ها فراهم گردید.
تبیین تحولات کالبدی- فضایی روستاهای ناحیه پیراشهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
111 - 148
حوزههای تخصصی:
ناحیه پیراشهری اردبیل به دنبال پذیرش نقش مرکزیت استانی شهر اردبیل و متأثر از جریانات بیرونی اثرگذار این شهر، با پدیده خزش شهری شتابان، گسترده، ناموزون و کنترل نشده ای مواجه شده است. شهراردبیل با دستیازی به عرصه های پیرامون، روستاهای پیراشهری خود را در ابعاد مختلف با تحولات و چالش های عدیده ای روبرو نموده است. پارادایم شناخت علمی حاکم بر پژوهش باهدف تبیین تحولات کالبدی- فضایی رُخ داده در ناحیه پیراشهری اردبیل، از نوع «تفسیری» و روش شناسی به صورت «کیفی» بوده و از جنبه زمانی، تحقیقی از نوع مقطعی (پس از شکل گیری استان در سال1372) است. تحقیق به شیوه «مصاحبه نیمه ساختارمند» صورت گرفته و مشارکت کنندگان تحقیق شامل 28 نفر از مدیران محلی روستاها، کارشناسان و مدیران برنامه ریزی توسعه روستاهای ناحیه پیراشهری در 20 روستای واقع در حریم شهراردبیل (قلمرو مکانی پژوهش) بودند.یافته های پژوهش، بر تحولات گسترده و گوناگون روستاهای پیراشهری در ابعاد مختلف محیطی- اکولوژیک، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و چالش های مدیریتی دلالت دارد که در این میان به ترتیب «محدودیت منابع آب، واگرایی فرهنگی و عدم امنیت، تضعیف منابع تولید، ساخت و سازهای غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی، عدم مدیریت یکپارچه شهر و روستا و ضعف مدیریت شهری در گستره حریم»، به عنوان اهمّ این چالش ها قابل ذکر است. ازآنجاکه چالش های یادشده متأثر از عوامل مختلف اثرگذار بیرونی چون «اجرای طرح های عمرانی منابع آب، شهرگرایی، مدیریت بخشی و انتزاعی شهر و روستا و تداخل وظایف شهرداری و جهاد کشاورزی در مدیریت حریم و ...» می باشند، برون رفت از چالش موجود، نیازمند بازاندیشی فکری و محتوایی در مبانی نظری و اندیشه ای در راهبردها، سیاست ها و برنامه ها و تجدیدنظر در شیوه مداخلات و اقدامات اجرایی در چارچوب برنامه ریزی کالبدی- فضایی است؛ زیرا با بهره گیری از روش های برنامه ریزی و شیوه مداخله کالبدی در نواحی پیراشهری، مبتنی بر رویکرد فضایی و یکپارچه نگری، پیوند فضایی- عملکردی سکونتگاه های ناحیه پیراشهری قابل دستیابی خواهد بود.
تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
260 - 281
حوزههای تخصصی:
استفاده از تحلیل ساختاری پیشران های توسعه، به برنامه ریزی در جهت درک بیشتر وضعیت توسعه یافتگی استان ها کمک می کند و در جریان تصمیم گیری بهتر یاری می رساند تا به تعادل منطقه ای نزدیک تر شود. بدین منظور شهرستان های ده گانه استان ایلام ازلحاظ شاخص های ترکیبی توسعه در قالب 44 شاخص بررسی شدند. این پژوهش از لحاظ هدف گذاری به عنوان یک مطالعه کاربردی و از لحاظ روش شناسی به شیوه «توصیفی– تحلیلی» و براساس روش های جدید آینده پژوهی، تبیینی می باشد. داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی از روش پیمایشی تهیه شده است. در تهیه پیشران های توسعه از روش مطالعات اسنادی و پویش محیطی و داده های تجربی با تکیه بر روش پیمایشی براساس روش دلفی استخراج شده است. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MIC MAC استفاده شده است. یافته ها از نظر تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای پیشران در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشه بندی پیشران ها حاکی از تمرکز پیشران های تأثیرگذار و تنظیمی است. از میان 44 نیروی پیش برنده توسعه، پیشران های اثرگذار توسعه عبارت اند از مرزی بودن استان ایلام و نحوه تصمیمات مدیران است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توسعه در سطح استان ایلام نه تنها نامتعادل است، بلکه روند عدم تعادل در جهت نابرابری بیشتر عمل می کند و تنها با برنامه ریزی بهتر و جامع تر می توان تا حدودی نابرابری ها را کاست.
بررسی تراز و رفتار زمانی – مکانی غلظت وردسپهری NO2 با استفاده از سنجنده OMI و تأثیرش بر روی بارش (مطالعه موردی کشور ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۲۶۱-۲۴۸
حوزههای تخصصی:
نیتروژن دی اکسید یکی از عوامل کاهش کیفیت هوا در اکثر مناطق دنیا است. هدف از این تحقیق بررسی غلظت و روند تغییرات آلاینده ی نیتروژن دی اکسید در طی سال های 2018-2005 و همچنین ارتباط آن با مقدار بارش در منطقه می باشد. میانگین غلظت ستون قائم وردسپهری دی اکسید نیتروژن در بازه ی زمانی بین سال های 2005 تا 2018 توسط سنجنده ی OMI را روی ایران نشان می دهد که بیشترین غلظت نیتروژن دی اکسید روی ایران در حدود 3.07*10 +16 مولکول بر سانتی متر مربع از مقطع ستون هوای وردسپهری می باشد و در کلان شهر ها به ویژه کلان شهر تهران که بیشترین تراکم جمعیت و به دنبال آن بیشترین نقل و انتقالات جاده ای را دارا می باشد با بررسی روند تغییرات سالانه ی غلظت ستون قائم وردسپهری نیتروژن دی اکسید و متوسط سالانه ی بارش روی ایران مشاهده می کنیم که غلظت این آلاینده با افزایش جمعیت و فعالیت های انسانی از سال 2005 تا 2016 روند افزایشی و از سال2016 تا 2018 با توجه به رشد جمعیت روند کاهشی داشته است ولی در مجموع با شیب ((molecule×cm-2)×1013×year-152/3+) روند افزایشی داشته، در مقابل سری زمانی متوسط بارش سالانه روی ایران با شیب (mm×year-159/0-) روند کاهشی داشته و از مقایسه روند این دو پارامتر مشاهده می کنیم که روی یکدیگر تاثیر منفی گذاشته اند.
روندیابی و پیش بینی دمای سطح زمین شهر تبریز با استفاده از آزمون ناپارامتریک من – کندال و شبکه عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
32 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر روندیابی و پیش بینی دمای سطح زمین فصل تابستان تا سال ۲۰۳۰ در شهر تبریز است.
روش و داده: دمای سطح زمین از تصاویر روز و شب ماهواره مادیس استخراج شد. تصاویر مذکور در سامانه گوگل ارث انجین پردازش شده و برای فصل تابستان هر سال (۲۰۰۲ تا ۲۰۲۳) تهیه شد. در نهایت میانگین های حداقل، میانگین و حداکثر دمای سطح زمین در نرم افزار ArcGIS استخراج شد. جهت بررسی روند خطی در داده های دما نیز از آزمون من – کندال استفاده شد. برای پیش بینی روند تا تابستان سال ۲۰۳۰ نیز از شبکه عصبی مصنوعی خود هم بسته بهره گرفته شد.
یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل آنومالی در بازه روز مشاهده شد که بیشترین انحراف مثبت و بیشترین انحراف منفی از میانگین کل به ترتیب در سال های ۲۰۰۶ (۴/۷۴ºC) و 2023 (۴/۲۹ºC) ثبت شده است. در بازه شبانه نیز بیشترین انحراف مثبت و بیشترین انحراف منفی از میانگین کل به ترتیب در سال های ۲۰۰۶ (۲/۸ºC) و ۲۰۰۹ (۲/۷۷ºC-) ثبت شده است. بر پایه نتایج تحلیل سری زمانی حاصل از من - کندال، روند میانگین های دمای حداقل (۰/۰۳۱-)، متوسط (۰/۰۳۷-) و حداکثر (۰/۰۶۵) در بازه روز معنی دار شد. در بازه شب نیز تنها روند میانگین دمای سطح زمین حداقل (۰/۰۳۴) معنی دار گردید. همچنین، روند افزایش دمای حداکثر روزانه نسبت به دمای حداقل شبانه دارای شیب افزایش بیشتری است. بر اساس یافته های پیش بینی حاصل از شبکه عصبی، مشخص گردید که مدل عملکردی بهتری در بازه شب نسبت به روز داشته است. همچنین، حداکثر دمای سطح زمین روزانه و حداقل شبانه فصل تابستان در افق ۲۰۳۰ به ترتیب دارای اختلاف ۱/۱۲ و ۱/۲۸ درجه سانتی گرادی از میانگین کلی دوره است.
نتیجه گیری: بر پایه یافته ها مشخص گردید که روند دمای حداکثر روز و حداقل شب افزایشی بوده و تا افق ۲۰۳۰ این افزایش پایدار خواهد بود. بدین اساس با روند موجود، انتظار می رود تا آسایش حرارتی شهر تبریز در طی زمان کاهش یافته و نیاز به انرژی سرمایشی بیشتر شود.
کاربرد نتایج: پژوهش حاضر به جهت ایجاد درک و دید از روند دمای سطح زمین برای برنامه ریزان و مدیریت شهری در راستای اتخاذ تدابیر و استراتژی های سازگارانه و کاهشی با تغییرات اقلیمی مفید خواهد بود.
تحلیل تأثیر هوش معنوی بر کیفیت زندگی شهری در تبریز با رویکردی آینده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
16 - 38
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، کیفیت زندگی شهری به عنوان یکی از اصلی ترین دغدغه های برنامه ریزان شهری مطرح است. ابعاد مختلف کیفیت زندگی در شهرها تحت تأثیر عوامل متعدد قرار می گیرند که یکی از مهم ترین آن ها هوش معنوی است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر چهار شاخص هوش معنوی بر شش شاخص کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با رویکردی آینده محور است. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شد ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد هوش معنوی کینگ و دی چیکو (SISRI-24) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) بوده است. جامعه آماری شامل جمعیت بالای 18 سال تبریز است. حجم نمونه برابر 383 نفر بوده که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. داده های به دست آمده از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای بررسی رابطه بین هوش معنوی و کیفیت زندگی از ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی تأثیر متغیر مستقل (هوش معنوی) بر متغیر وابسته (کیفیت زندگی شهری) از تحلیل رگرسیونی استفاده شد. برای مقایسه میانگین های دو گروه مختلف از آزمون T مستقل استفاده گردید. یافته ها نشان می دهند که توسعه آگاهی بیشترین تأثیر را بر سلامت روانی شهروندان تبریز داشته و ضریب رگرسیون آن برابر با ۰.۷۵ است. همچنین، تفکر وجودی انتقادی با ضریب ۰.۷۲ تأثیر قابل توجهی بر سلامت جسمانی دارد. علاوه بر این، تولید معنای شخصی تأثیر معناداری بر رفاه اقتصادی داشته (ضریب ۰.۶۵) و آگاهی فراگیر نیز به طور معناداری با کیفیت محیط زیست شهری مرتبط است (ضریب ۰.۶۰). سایر یافته ها نشان می دهند که تفکر وجودی انتقادی بر روابط اجتماعی و توسعه آگاهی بر امنیت شهری تأثیر مثبت دارند. بر اساس این یافته ها، سناریوی اول بر تأثیر هوش معنوی بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی تأکید دارد و سناریوی دوم به آینده نگری و پیوند میان آگاهی معنوی و کیفیت زندگی شهری در تبریز می پردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هوش معنوی می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در بهبود کیفیت زندگی شهری در تبریز در نظر گرفته شود؛ بنابراین، تقویت فضاهای عمومی فرهنگی و معنوی، توسعه فرصت های شغلی معنادار و برنامه های آموزشی زیست محیطی در سطح شهر می تواند ضمن مدیریت چالش های آینده، به بهبود کیفیت زندگی شهروندان تبریز منجر شود.
شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
98 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت کشاورزی و اقتصاد دانش بنیان و فراهم کردن ملزومات توسعه شرکت های دانش بنیان کشاورزی، هدف از این تحقیق شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش-بنیان کشاورزی است. روش: پژوهش حاضر از بعد هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل تم انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل متخصصان و مدیران شرکت های فعال در حوزه دانش بنیان کشاورزی بودند. مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تعداد مشارکت کنندگان نهایی 15 نفر بودند. داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از روش تحلیل تم در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل گردیدند. یافته ها: یافته ها بیانگر این بود که در جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی 7 عامل اساسی نقش دارند. این عوامل شامل عوامل قوانین و مقررات حمایتی از بخش کشاورزی و فناوری، مالی-اقتصادی، ذات فناوری کشاورزی، زیرساختی، مدیریتی، بازاریابی محصولات دانش بنیان کشاورزی و حقوقی- سیاسی بودند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه برای جذب سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی، به برخی از عوامل شناسایی شده در این پژوهش کمتر توجه شده است، عوامل شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه-ریزی های مرتبط با حوزه کشاورزی و شرکت های دانش بنیان فعال در این حوزه بایستی مدنظر قرار گیرند.
ارزیابی تأثیرات برندینگ تجاری بر توسعه شهری پایدار(نمونه موردی: شهر تجاری بانه)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
462 - 482
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در دنیای امروز، توسعه پایدار به عنوان یک هدف اساسی در برنامه ریزی شهری مطرح است. در مناطق تجاری، زیرساخت ها و سیاست هایی که به بهبود کیفیت زندگی، حفاظت از محیط زیست و افزایش درآمد اقتصادی منجر شوند، اهمیت دارند. برندینگ تجاری یکی از ابزارهای مهم برای تقویت هویت و ارزش مناطق تجاری است و می تواند به ایجاد مزیت های رقابتی، وفاداری مشتریان و ارتقاء جایگاه یک شهر کمک کند. این پژوهش به بررسی نقش برندینگ تجاری شهر بانه در توسعه پایدار آن پرداخته است. روش تحقیق: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی بوده و از روش های کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری شامل خریداران و ساکنان بانه بود و حجم نمونه با فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. داده ها با پرسش نامه استاندارد جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که برندینگ تجاری بانه توانسته است ارزش ویژه ای برای این شهر ایجاد کند. شاخص هایی نظیر آگاهی از برند، وفاداری مشتریان و تداعی های مثبت برند در سطح مطلوبی قرار دارند. این موفقیت ها جایگاه بانه را به عنوان یک مرکز تجاری تثبیت کرده و تأثیر مثبتی بر توسعه زیرساخت ها، رشد اقتصادی و بهبود شاخص های اجتماعی داشته است. نتیجه گیری: برندینگ تجاری بانه به رشد اقتصادی، ارتقاء رفاه اجتماعی و حفظ محیط زیست کمک کرده و می تواند به عنوان الگویی موفق به سایر مناطق تجاری کشور معرفی شود. برای تقویت و حفظ این موفقیت ها، ادامه برنامه ریزی ها با تمرکز بر پایداری محیطی و اجتماعی توصیه می شود. این پژوهش تأکید دارد که برندینگ تجاری ابزار مؤثری برای دستیابی به توسعه پایدار در مناطق مختلف است.
سناریونگاری فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در مناطق روستایی ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
664 - 688
حوزههای تخصصی:
کاداستر اراضی کشاورزی به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت زمین، ثبت مالکیت و توسعه پایدار، با چالش هایی نظیر کمبود داده های به روز، قوانین قدیمی و تعارضات مالکیتی مواجه است که مدیریت زمین و عدالت اجتماعی را تضعیف می کند. این مطالعه با استفاده از آینده پژوهی و ابزار سناریوویزارد، خلأهای موجود در سیستم کاداستر ایران را بررسی کرده و سناریوهایی برای بهبود حدنگاری اراضی کشاورزی روستایی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که سیستم کاداستر ایران به دلیل وابستگی به روش های سنتی، فقدان فناوری های نوین مانند GIS و GPS، و ضعف حمایت حقوقی، ناکارآمد است و منجر به افزایش منازعات ملکی، هزینه های قضایی و کاهش اعتماد عمومی می شود. چهار سناریو سازگار شناسایی شده اند که بر مشکلات ساختاری مانند عدم دقت در تعیین مالکیت (ارزش سازگاری: 7)، ناکارآمدی در کاهش هزینه های قضایی (ارزش سازگاری: 3)، عدم استفاده از GIS (ارزش سازگاری: 2) و فقدان حمایت قانونی (ارزش سازگاری: 0) تأکید دارند. تنها سناریو ناسازگار مربوط به دقت سیستم های GPS (ارزش سازگاری: -2) است که با تقویت شواهد یا زیرساخت های فناوری قابل بهبود است. این سناریوها نشان دهنده نیاز به اصلاحات حقوقی، بهره گیری از فناوری های نوین مانند بلاک چین و GIS، و هماهنگی نهادی برای کاهش ناکارآمدی و زمین خواری هستند. پیشنهادات شامل توسعه سیستم های دقیق مالکیت، ارتقای زیرساخت های GPS و GIS، ایجاد نهاد واحد مدیریت زمین، و استفاده از پلتفرم های دیجیتال برای مشارکت ذی نفعان است. این اقدامات می توانند امنیت مالکیت، بهره وری کشاورزی و توسعه پایدار را تقویت کرده و از نابرابری اقتصادی جلوگیری کنند.
ارزیابی فضایی شاخص های محیطی زیست پذیری در پهنه های ساحلی با رویکرد برنامه ریزی منطقه ای (مطالعه موردی: استان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق ساحلی به علت تمرکز فعالیتی و پویایی اقتصادی، یکی از سکونت گاه های مهم کشورهای مجاور دریا بوده اند؛ به طوری که در اغلب موارد، جمعیتی زیاد با تراکمی بالا در این پهنه ها حضور داشته اند. و همواره زندگی ساکنان در این مناطق متأثر از شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی بوده است. بنابراین، هدف ما در این پژوهش، ارزیابی فضایی شاخص های محیطی زیست پذیری پهنه های ساحلی استان بوشهر با رویکرد برنامه ریزی منطقه ای می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی (از نوع توسعه ای راهبردی)، و از نظر ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی – تحلیلی و به لحاظ رویکرد پژوهش، استقرایی است. جهت یافتن پاسخ سوال پژوهش از 11 شاخص شامل: دما، شیب، فاصله از راه، میزان بارش، فصله از مسیل، کاربری اراضی، فاصله از کانون زمین لغزش، فاصله از گسل، ارتفاع، فاصله از ساحل، فاصله از شهر از منظر توسعه پایدار و روش AHP و نرم افزار Arc Gis استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بطور کلی هر چه به طرف خط ساحلی نزدیک تر می شویم از شرایط زیستی محدوده کاسته می شود که از دلایل مهم این وضعیت می توان عواملی نظیر شیب نامناسب، دما و رطوبت زیاد، بارش کم، وجود تالاب، تپه های شن، ماسه و صخره، دریاچه نمک و نمکزار و... اشاره نمود که شرایط زیست را دچار مشکل کرده است. از طرفی دیگر تمرکز پهنه های دارای وضعیت زیست پذیری مطلوب و مناسب بیشتر در جنوب شرق محدوده است که از عمده دلایل آن شرایط اقلیمی (دما و بارش) مناسب، ارتفاع و شیب بهتر، وجود پوشش گیاهی، جنگلی و شرایط مناسب برای کشاورزی می باشد.
ارزیابی و اولویت بندی راهبردهای بازسازی بافت های فرسوده با بهره گیری از فنّاوری سنجش از دور و روش BWM (مطالعه موردی: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف، بافت های فرسوده شهری یکی از جدی ترین معضلات توسعه پایدار شهری در ایران محسوب می شوند که پیامدهای آن در حوزه های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی نمود یافته است. شهر زنجان نیز به عنوان یکی از شهرهای در حال توسعه، در دهه های اخیر با گسترش فزاینده ی بافت های فرسوده مواجه شده است. این بافت ها با مشکلاتی چون کاهش کیفیت محیط زندگی، ناکارآمدی خدمات شهری، آسیب پذیری در برابر مخاطرات، ناهنجاری های اجتماعی، کاهش حس تعلق و افت سرمایه اجتماعی روبرو هستند. از سوی دیگر، مطالعات و برنامه ریزی های پیشین در قالب طرح های جامع و تفصیلی نتوانسته اند پاسخگوی نیازهای این نواحی باشند و فرآیند بازآفرینی آن ها را تسهیل نمایند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی بافت های فرسوده شهری، تحلیل وضعیت آن ها و اولویت بندی راهبردهای ساماندهی، با بهره گیری از فناوری سنجش از دور، مدل DPSIR و روش تصمیم گیری چندمعیاره BWM انجام شده است. مواد و روش ها، برای تحقق اهداف پژوهش، ابتدا داده های ماهواره ای مربوط به شهر زنجان از طریق تصاویر لندست ۸ مربوط به تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۹ استخراج گردید. جهت تحلیل فضایی داده ها از نرم افزار ENVI استفاده شد و شاخص هایی نظیر دمای سطح زمین (LST)، پوشش گیاهی (NDVI) و گسیل مندی برای شناسایی مناطق مستعد فرسودگی تحلیل گردید. مناطق شهری با دمای سطح بالا و پوشش گیاهی پایین به عنوان نواحی دارای احتمال بالای فرسودگی شناسایی شدند و با طبقه بندی نتایج، نقشه فرسودگی شهر در پنج کلاس تعریف گردید. کلاس اول به عنوان فرسوده ترین بخش، ۶/۹ درصد از مساحت شهر را شامل شد که بیشتر با نواحی مرکزی و هسته تاریخی زنجان انطباق داشت. کلاس دوم نیز با حدود ۱۰ درصد از مساحت شهر، در وضعیت در حال فرسودگی قرار دارد. نتایج و بحث در گام دوم، برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری و تشدید فرسودگی و نیز تدوین راهبردهای ساماندهی، از مدل مفهومی DPSIR استفاده شد. این مدل با تحلیل زنجیره علّی بین نیروهای محرک، فشارها، وضعیت موجود، اثرات و پاسخ های احتمالی، امکان درک جامع تری از فرایند فرسودگی شهری فراهم کرد. به منظور شناسایی و ارزیابی راهبردهای ساماندهی، از نظرات ۲۰ نفر از کارشناسان حوزه شهرسازی که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، استفاده شد. سپس برای اولویت بندی راهبردها از روش تصمیم گیری چندمعیاره "بهترین بدترین" (BWM) بهره گرفته شد که در آن بر اساس مقایسه های زوجی، میزان ارجحیت راهکارها تعیین گردید. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان داد که در میان راهبردهای ارائه شده، «مشارکت شهروندان در فرآیند ساماندهی» بالاترین اولویت را داراست. پس از آن، «بازآفرینی اقتصادی بافت های فرسوده» و «شناسایی نواحی در آستانه فرسودگی» به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. راهبردهایی چون «بهبود پاکیزگی بافت»، «افزایش تراکم جمعیتی» و «بازسازی کالبدی» از کمترین اولویت برخوردار بودند. این اولویت بندی نشان دهنده آن است که مداخلات اجتماعی و اقتصادی، نسبت به اقدامات صرفاً کالبدی، اثربخشی بیشتری در بهسازی بافت های فرسوده خواهند داشت. در نتیجه، پژوهش حاضر با بهره گیری از ترکیب روش های نوین سنجش از دور، تحلیل مفهومی و تصمیم گیری چندمعیاره، الگویی بومی و کارآمد برای شناسایی، تحلیل و برنامه ریزی در حوزه ساماندهی بافت های فرسوده شهری ارائه می دهد. این الگو می تواند به عنوان مبنایی جهت تصمیم گیری مدیران شهری، سیاست گذاران و برنامه ریزان در راستای بازآفرینی پایدار شهری در زنجان و سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه الگوی تحقق پذیری زیست پذیری در محیط های شهری (مورد مطالعه: شهر همدان)
حوزههای تخصصی:
تحقق زیست پذیری شهری به ارتقای کیفیت زیست شهروندان، کاهش آلودگی، افزایش سلامت جسمی و روانی شهروندان، تسهیل مدیریت پایدار منابع و کاهش تأثیرات تغییرات اقلیمی منجر می شود. با توجه به رشد جمعیت، گسترش شهر، تغییرات اقلیمی و مسائل مرتبط با آب، آلودگی و فرونشست زمین، توجه به زیست پذیری شهری همدان، ضرورت دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی تحقق پذیری زیست پذیری شهری در شهر همدان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش گراندد تئوری کوربین و اشتراوس استفاده نموده است. جامعه آماری متشکل از نخبگان حوزه برنامه ریزی شهری، مدیریت شهری، شهرسازی، محیط زیست و توسعه پایدار است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند و تا سطح اشباع نظری ادامه یافته است. در مجموع از نظرات 15 نفر از نخبگان استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر، 6 کد گزینشی، 34 کد محوری و 142 کد باز است. در نتیجه، تحقق پذیری زیست پذیری در شهر همدان نیازمند توجه به شرایط زمینه ای (پتانسیل و موقعیت جغرافیایی، شخصیت تاریخی و زیرساخت)، شرایط علّی (ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی) و شرایط مداخله گر است که با استفاده از اهرم های عملیاتی نظیر فضاهای باز، حمل و نقل پایدار، آموزش و سلامت و کاربری زمین موجب بهبود کیفیت زیستی و مکانی و تقویت احساس تعلق مکانی می شوند. سیاست گذاری و حکمروایی مبتنی بر نوآوری و فناوری نیز نقش مهمی در ارتقای زیرساخت ها، افزایش فضاهای باز و پاسداشت هویت تاریخی شهر همدان، هم افزایی میرات تاریخی فرهنگی و نیازهای شهری معاصر دارد. در نهایت، تحقق پذیری زیست پذیری در شهر همدان به ایجاد تعادل بین توسعه پایدار، هویت تاریخی و حکمروایی فناورانه منجر می گردد.
مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1210 - 1228
حوزههای تخصصی:
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.