فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
462 - 482
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در دنیای امروز، توسعه پایدار به عنوان یک هدف اساسی در برنامه ریزی شهری مطرح است. در مناطق تجاری، زیرساخت ها و سیاست هایی که به بهبود کیفیت زندگی، حفاظت از محیط زیست و افزایش درآمد اقتصادی منجر شوند، اهمیت دارند. برندینگ تجاری یکی از ابزارهای مهم برای تقویت هویت و ارزش مناطق تجاری است و می تواند به ایجاد مزیت های رقابتی، وفاداری مشتریان و ارتقاء جایگاه یک شهر کمک کند. این پژوهش به بررسی نقش برندینگ تجاری شهر بانه در توسعه پایدار آن پرداخته است. روش تحقیق: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی بوده و از روش های کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری شامل خریداران و ساکنان بانه بود و حجم نمونه با فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. داده ها با پرسش نامه استاندارد جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که برندینگ تجاری بانه توانسته است ارزش ویژه ای برای این شهر ایجاد کند. شاخص هایی نظیر آگاهی از برند، وفاداری مشتریان و تداعی های مثبت برند در سطح مطلوبی قرار دارند. این موفقیت ها جایگاه بانه را به عنوان یک مرکز تجاری تثبیت کرده و تأثیر مثبتی بر توسعه زیرساخت ها، رشد اقتصادی و بهبود شاخص های اجتماعی داشته است. نتیجه گیری: برندینگ تجاری بانه به رشد اقتصادی، ارتقاء رفاه اجتماعی و حفظ محیط زیست کمک کرده و می تواند به عنوان الگویی موفق به سایر مناطق تجاری کشور معرفی شود. برای تقویت و حفظ این موفقیت ها، ادامه برنامه ریزی ها با تمرکز بر پایداری محیطی و اجتماعی توصیه می شود. این پژوهش تأکید دارد که برندینگ تجاری ابزار مؤثری برای دستیابی به توسعه پایدار در مناطق مختلف است.
سناریونگاری فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در مناطق روستایی ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
664 - 688
حوزههای تخصصی:
کاداستر اراضی کشاورزی به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت زمین، ثبت مالکیت و توسعه پایدار، با چالش هایی نظیر کمبود داده های به روز، قوانین قدیمی و تعارضات مالکیتی مواجه است که مدیریت زمین و عدالت اجتماعی را تضعیف می کند. این مطالعه با استفاده از آینده پژوهی و ابزار سناریوویزارد، خلأهای موجود در سیستم کاداستر ایران را بررسی کرده و سناریوهایی برای بهبود حدنگاری اراضی کشاورزی روستایی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که سیستم کاداستر ایران به دلیل وابستگی به روش های سنتی، فقدان فناوری های نوین مانند GIS و GPS، و ضعف حمایت حقوقی، ناکارآمد است و منجر به افزایش منازعات ملکی، هزینه های قضایی و کاهش اعتماد عمومی می شود. چهار سناریو سازگار شناسایی شده اند که بر مشکلات ساختاری مانند عدم دقت در تعیین مالکیت (ارزش سازگاری: 7)، ناکارآمدی در کاهش هزینه های قضایی (ارزش سازگاری: 3)، عدم استفاده از GIS (ارزش سازگاری: 2) و فقدان حمایت قانونی (ارزش سازگاری: 0) تأکید دارند. تنها سناریو ناسازگار مربوط به دقت سیستم های GPS (ارزش سازگاری: -2) است که با تقویت شواهد یا زیرساخت های فناوری قابل بهبود است. این سناریوها نشان دهنده نیاز به اصلاحات حقوقی، بهره گیری از فناوری های نوین مانند بلاک چین و GIS، و هماهنگی نهادی برای کاهش ناکارآمدی و زمین خواری هستند. پیشنهادات شامل توسعه سیستم های دقیق مالکیت، ارتقای زیرساخت های GPS و GIS، ایجاد نهاد واحد مدیریت زمین، و استفاده از پلتفرم های دیجیتال برای مشارکت ذی نفعان است. این اقدامات می توانند امنیت مالکیت، بهره وری کشاورزی و توسعه پایدار را تقویت کرده و از نابرابری اقتصادی جلوگیری کنند.
ارزیابی فضایی شاخص های محیطی زیست پذیری در پهنه های ساحلی با رویکرد برنامه ریزی منطقه ای (مطالعه موردی: استان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق ساحلی به علت تمرکز فعالیتی و پویایی اقتصادی، یکی از سکونت گاه های مهم کشورهای مجاور دریا بوده اند؛ به طوری که در اغلب موارد، جمعیتی زیاد با تراکمی بالا در این پهنه ها حضور داشته اند. و همواره زندگی ساکنان در این مناطق متأثر از شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی بوده است. بنابراین، هدف ما در این پژوهش، ارزیابی فضایی شاخص های محیطی زیست پذیری پهنه های ساحلی استان بوشهر با رویکرد برنامه ریزی منطقه ای می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی (از نوع توسعه ای راهبردی)، و از نظر ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی – تحلیلی و به لحاظ رویکرد پژوهش، استقرایی است. جهت یافتن پاسخ سوال پژوهش از 11 شاخص شامل: دما، شیب، فاصله از راه، میزان بارش، فصله از مسیل، کاربری اراضی، فاصله از کانون زمین لغزش، فاصله از گسل، ارتفاع، فاصله از ساحل، فاصله از شهر از منظر توسعه پایدار و روش AHP و نرم افزار Arc Gis استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بطور کلی هر چه به طرف خط ساحلی نزدیک تر می شویم از شرایط زیستی محدوده کاسته می شود که از دلایل مهم این وضعیت می توان عواملی نظیر شیب نامناسب، دما و رطوبت زیاد، بارش کم، وجود تالاب، تپه های شن، ماسه و صخره، دریاچه نمک و نمکزار و... اشاره نمود که شرایط زیست را دچار مشکل کرده است. از طرفی دیگر تمرکز پهنه های دارای وضعیت زیست پذیری مطلوب و مناسب بیشتر در جنوب شرق محدوده است که از عمده دلایل آن شرایط اقلیمی (دما و بارش) مناسب، ارتفاع و شیب بهتر، وجود پوشش گیاهی، جنگلی و شرایط مناسب برای کشاورزی می باشد.
ارزیابی و اولویت بندی راهبردهای بازسازی بافت های فرسوده با بهره گیری از فنّاوری سنجش از دور و روش BWM (مطالعه موردی: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف، بافت های فرسوده شهری یکی از جدی ترین معضلات توسعه پایدار شهری در ایران محسوب می شوند که پیامدهای آن در حوزه های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی نمود یافته است. شهر زنجان نیز به عنوان یکی از شهرهای در حال توسعه، در دهه های اخیر با گسترش فزاینده ی بافت های فرسوده مواجه شده است. این بافت ها با مشکلاتی چون کاهش کیفیت محیط زندگی، ناکارآمدی خدمات شهری، آسیب پذیری در برابر مخاطرات، ناهنجاری های اجتماعی، کاهش حس تعلق و افت سرمایه اجتماعی روبرو هستند. از سوی دیگر، مطالعات و برنامه ریزی های پیشین در قالب طرح های جامع و تفصیلی نتوانسته اند پاسخگوی نیازهای این نواحی باشند و فرآیند بازآفرینی آن ها را تسهیل نمایند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی بافت های فرسوده شهری، تحلیل وضعیت آن ها و اولویت بندی راهبردهای ساماندهی، با بهره گیری از فناوری سنجش از دور، مدل DPSIR و روش تصمیم گیری چندمعیاره BWM انجام شده است. مواد و روش ها، برای تحقق اهداف پژوهش، ابتدا داده های ماهواره ای مربوط به شهر زنجان از طریق تصاویر لندست ۸ مربوط به تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۹ استخراج گردید. جهت تحلیل فضایی داده ها از نرم افزار ENVI استفاده شد و شاخص هایی نظیر دمای سطح زمین (LST)، پوشش گیاهی (NDVI) و گسیل مندی برای شناسایی مناطق مستعد فرسودگی تحلیل گردید. مناطق شهری با دمای سطح بالا و پوشش گیاهی پایین به عنوان نواحی دارای احتمال بالای فرسودگی شناسایی شدند و با طبقه بندی نتایج، نقشه فرسودگی شهر در پنج کلاس تعریف گردید. کلاس اول به عنوان فرسوده ترین بخش، ۶/۹ درصد از مساحت شهر را شامل شد که بیشتر با نواحی مرکزی و هسته تاریخی زنجان انطباق داشت. کلاس دوم نیز با حدود ۱۰ درصد از مساحت شهر، در وضعیت در حال فرسودگی قرار دارد. نتایج و بحث در گام دوم، برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری و تشدید فرسودگی و نیز تدوین راهبردهای ساماندهی، از مدل مفهومی DPSIR استفاده شد. این مدل با تحلیل زنجیره علّی بین نیروهای محرک، فشارها، وضعیت موجود، اثرات و پاسخ های احتمالی، امکان درک جامع تری از فرایند فرسودگی شهری فراهم کرد. به منظور شناسایی و ارزیابی راهبردهای ساماندهی، از نظرات ۲۰ نفر از کارشناسان حوزه شهرسازی که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، استفاده شد. سپس برای اولویت بندی راهبردها از روش تصمیم گیری چندمعیاره "بهترین بدترین" (BWM) بهره گرفته شد که در آن بر اساس مقایسه های زوجی، میزان ارجحیت راهکارها تعیین گردید. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان داد که در میان راهبردهای ارائه شده، «مشارکت شهروندان در فرآیند ساماندهی» بالاترین اولویت را داراست. پس از آن، «بازآفرینی اقتصادی بافت های فرسوده» و «شناسایی نواحی در آستانه فرسودگی» به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. راهبردهایی چون «بهبود پاکیزگی بافت»، «افزایش تراکم جمعیتی» و «بازسازی کالبدی» از کمترین اولویت برخوردار بودند. این اولویت بندی نشان دهنده آن است که مداخلات اجتماعی و اقتصادی، نسبت به اقدامات صرفاً کالبدی، اثربخشی بیشتری در بهسازی بافت های فرسوده خواهند داشت. در نتیجه، پژوهش حاضر با بهره گیری از ترکیب روش های نوین سنجش از دور، تحلیل مفهومی و تصمیم گیری چندمعیاره، الگویی بومی و کارآمد برای شناسایی، تحلیل و برنامه ریزی در حوزه ساماندهی بافت های فرسوده شهری ارائه می دهد. این الگو می تواند به عنوان مبنایی جهت تصمیم گیری مدیران شهری، سیاست گذاران و برنامه ریزان در راستای بازآفرینی پایدار شهری در زنجان و سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه الگوی تحقق پذیری زیست پذیری در محیط های شهری (مورد مطالعه: شهر همدان)
حوزههای تخصصی:
تحقق زیست پذیری شهری به ارتقای کیفیت زیست شهروندان، کاهش آلودگی، افزایش سلامت جسمی و روانی شهروندان، تسهیل مدیریت پایدار منابع و کاهش تأثیرات تغییرات اقلیمی منجر می شود. با توجه به رشد جمعیت، گسترش شهر، تغییرات اقلیمی و مسائل مرتبط با آب، آلودگی و فرونشست زمین، توجه به زیست پذیری شهری همدان، ضرورت دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی تحقق پذیری زیست پذیری شهری در شهر همدان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش گراندد تئوری کوربین و اشتراوس استفاده نموده است. جامعه آماری متشکل از نخبگان حوزه برنامه ریزی شهری، مدیریت شهری، شهرسازی، محیط زیست و توسعه پایدار است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند و تا سطح اشباع نظری ادامه یافته است. در مجموع از نظرات 15 نفر از نخبگان استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر، 6 کد گزینشی، 34 کد محوری و 142 کد باز است. در نتیجه، تحقق پذیری زیست پذیری در شهر همدان نیازمند توجه به شرایط زمینه ای (پتانسیل و موقعیت جغرافیایی، شخصیت تاریخی و زیرساخت)، شرایط علّی (ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی) و شرایط مداخله گر است که با استفاده از اهرم های عملیاتی نظیر فضاهای باز، حمل و نقل پایدار، آموزش و سلامت و کاربری زمین موجب بهبود کیفیت زیستی و مکانی و تقویت احساس تعلق مکانی می شوند. سیاست گذاری و حکمروایی مبتنی بر نوآوری و فناوری نیز نقش مهمی در ارتقای زیرساخت ها، افزایش فضاهای باز و پاسداشت هویت تاریخی شهر همدان، هم افزایی میرات تاریخی فرهنگی و نیازهای شهری معاصر دارد. در نهایت، تحقق پذیری زیست پذیری در شهر همدان به ایجاد تعادل بین توسعه پایدار، هویت تاریخی و حکمروایی فناورانه منجر می گردد.
مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1210 - 1228
حوزههای تخصصی:
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.
بررسی میزان ارتباط مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1263 - 1275
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه ی میان مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران انجام شده است. اهمیت این مطالعه از آن جا ناشی می شود که خلاقیت به عنوان یکی از بنیادی ترین شایستگی های حرفه ای معمار، متأثر از طراحی برنامه ی درسی، شیوه های تدریس و ساختار محیط یادگیری است. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و با اتخاذ رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) در چهار سطح توصیفی–تحلیلی، پیمایشی، موردکاوی و آینده پژوهی اجرا گردیده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای برنامه های درسی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید و دانشجویان، مشاهده ی میدانی آتلیه های طراحی و پرسشنامه ی مبتنی بر طیف پنج درجه ای لیکرت گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل دانشجویان و مدرسان سه دانشگاه تهران، شهید بهشتی و علم و صنعت است. داده های کمی با استفاده از آمار توصیفی و آزمون t تک نمونه ای در نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که مفهوم خلاقیت در برنامه های آموزشی معماری ایران به صورت درس مستقل یا چارچوب منسجم وجود ندارد و مؤلفه های آن در دروس نظری و کارگاهی به شکل پراکنده و ضمنی مطرح می شوند. نتایج تحلیل تطبیقی بر مبنای مدل پنج مرحله ای فرآیند خلاقیت (آمادگی، بینش، توسعه، پرورش و ارزیابی) نشان داد که میان هفت مؤلفه ی اصلی برنامه ی درسی — اعتبار محتوای آموزشی، ساختار مناسب دانش، مهارت آموزی، برنامه ی درسی تلفیقی، آموزش غیرمستقیم، توجه به تفاوت های فردی و افزایش علاقه مندی — و پنج بُعد خلاقیت رابطه ای معنادار، هم افزا و غیرخطی وجود دارد. در این میان، اعتبار برنامه ی درسی بیشترین اثرگذاری را بر تمامی ابعاد خلاقیت داشته و پس از آن مهارت آموزی و ساختار مناسب دانش در تقویت بینش خلاقانه و توسعه ی توان طراحی نقش محوری ایفا می کنند. در مقابل، آموزش غیرمستقیم و افزایش علاقه مندی، اگرچه موجب ارتقای انگیزش درونی می شوند، اما تأثیر مستقل محدودی بر بروز خلاقیت دارند. همچنین نتایج نشان داد که ارزیابی خلاقیت ضعیف ترین حلقه ی فرآیند آموزشی است و عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز است، نه بر مسیر شکل گیری ایده و تفکر واگرا.
تحلیل زمینه ها و علل شکل گیری تعارض در مقصدهای گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان طرقبه و شاندیز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی علل و زمینه های شکل گیری تعارض میان ذی نفعان مقاصد گردشگری روستایی شهرستان طرقبه و شاندیز صورت گرفته است. روش شناسی : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از نظر ماهیت روش شناسی، کیفی می باشد. داده های مورد نیاز در بخش نظری از طریق روش اسنادی و در بخش میدانی با استفاده از مصاحبه باز با 81 نفر از نمایندگان 9 گروه ذی نفع شناسایی شده در 19 روستای گردشگری واقع در سه محور اصلی گردشگری شهرستان طرقبه و شاندیز، شامل: چهار روستا از دهستان ابرده در بخش شاندیز، پنج روستا از دهستان جاغرق و ده روستا از دهستان طرقبه در بخش طرقبه، در بازه زمانی سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳، جمع آوری گردید. همچنین، به منظور رتبه بندی و ارزش گذاری علل استخراج شده، از نظرات 17 نفر از خبرگان بهره گرفته شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ابزار توسعه کیفیت ( QFD ) و روش تجزیه و تحلیل اثرات و حالات خطا ( FMEA ) صورت پذیرفت و درنهایت، نمودار علت و معلول علل تعارض ترسیم گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین زمینه های تعارض میان ذی نفعان در مقاصد گردشگری روستایی طرقبه و شاندیز عبارت اند از: تفاوت در اهداف و ارزش ها، ضعف ارتباطات و همکاری بین ذی نفعان، ادراکات نادرست و ضعف اطلاعات، منابع رقابتی و مسائل ساختاری. نتیجه گیری و پیشنهادات : بر اساس این، مهم ترین علل مرتبط با این زمینه ها شامل عدم پذیرش و احترام به ارزش های سایرین، رفتارهای ناسازگار گردشگران، عدم آگاهی یا اطلاعات ناکافی، نادیده گرفتن حقوق و منافع سایرین و نارضایتی ذی نفعان از شرایط موجود و مسائل قدرت، منفعت، ساختارها، سیاست ها، قوانین و مقررات می باشد؛ لذا به منظور مدیریت تعارض در مقصدهای گردشگری روستایی، داشتن رویکردی جامع و چندجانبه به موضوعات تعارض، احترام به جوامع محلی، بهبود ارتباطات و آگاهی ذی نفعان و اجرای سیاست های عادلانه و مشارکتی در فرآیند برنامه ریزی و توسعه گردشگری روستایی، پیشنهاد می گردد. نوآوری و اصالت : نتایج این پژوهش بر اهمیت شناخت دقیق این عوامل به منظور اتخاذ راهکارهای مؤثر در مدیریت تعارضات و پیشبرد اهداف توسعه پایدار گردشگری روستایی در منطقه مورد مطالعه تأکید دارد.
تحلیل آثار پروژه های اجرا شده در کانون های عشایری از منظر معیشت پایدار (مطالعه موردی: شهرستان درمیان در استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معیشت پایدار از رویکردهای برنامه ریزی توسعه است که در سال های اخیر به منظور تحقق اهداف توسعه و کاهش فقر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از اهداف پروژه های توسعه در بین عشایر بهبود وضعیت معیشت پایدار است که در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است.
هدف پژوهش: هدف از این تحقیق بررسی و تحلیل آثار پروژه های اجرا شده در کانون های عشایری شهرستان درمیان از منظر معیشت پایدار بوده است.
روش شناسی تحقیق: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بر پایه روش پیمایشی است. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری تحقیق را 347 نفر از سرپرستان خانوارهای عشایری تشکیل دادند که با توجه به جدول مورگان انتخاب و سپس با در نظر گرفتن سهمیه متناسب در هر کانون عشایر در مرحله بعد از طریق نمونه گیری تصادفی ساده برای انجام تحقیق انتخاب شده اند. انجام محاسبات آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: شهرستان در میان بین 59 درجه و 28 دقیقه تا 60 درجه و 44 دقیقه طول شرقی و 32 درجه و 33 دقیقه تا 32 درجه و 21 دقیقه عرض شمالی واقع گردیده است. این شهرستان از شرق به کشور افغانستان، از شمال به شهرستان قائنات، از غرب به شهرستان بیرجند و از جنوب و جنوب شرقی به شهرستان سربیشه محدود می شود.
یافته ها و بحث: بررسی نشان داد در چهار بعد معیشت پایدار، سرمایه انسانی، سرمایه مالی، سرمایه طبیعی و سرمایه فیزیکی تأثیر پروژه های اجرا شده در حد متوسط ارزیابی شده، همچنین در بعد سرمایه اجتماعی تأثیرگذاری در حد زیاد بوده است.
نتایج: باتوجه به نتایج پژوهش نتیجه می گیریم که جامعه عشایر شهرستان درمیان در بعد سرمایه انسانی نیازمند خدمات آموزشی بیشتر می باشند و در بعد سرمایه اجتماعی تمایل زیادی به همکاری در طرح های عشایری دارند. در بعد سرمایه مالی با توجه به هزینه های بالای دامداری نیازمند تسهیلات بانکی و مساعدت سازمان های ذی ربط می باشند. در بعد سرمایه طبیعی نیز با توجه به پوشش گیاهی و آب که نیاز اصلی عشایر است نیازمند توجه بیشتر می باشند. و در پایان در بعد سرمایه فیزیکی نیازمند امکانات رفاهی بیشتر و ایجاد بازار محلی برای فروش محصولات خود می باشند.
شناسایی پارامترهای ژئومورفومتری مناسب برای تهیه نقشه رقومی خاک (مطالعه موردی: استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
171 - 190
حوزههای تخصصی:
سابقه و اهداف: امروزه، برای تهیه نقشه های رقومی خاک، از پارامترهای ژئومورفومتری موسوم به متغیرهای محیطی استفاده می شود و با استفاده از این داده ها، نتایج آزمون خاک به مناطق مشابه تعمیم می یابد. بدین منظور، یافتن متغیرهای محیطی مطلوب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ازآنجاکه درک تغییرات در فرایندهای سطح زمین مستلزم شناسایی همه جانبه متغیرهای محیطی آن است (Bishop et al., 2012)، این تغییرات اغلب از تغییر در مورفولوژی، ساختار، ترکیب، گذشت زمان و فعالیت های انسان ناشی می شود (Bishop et al., 2003) و با توجه به اهمیت انتخاب متغیرهای محیطی مناسب برای افزایش دقت در تهیه نقشه ای رقومی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی، این پژوهش به دنبال شناسایی و معرفی این متغیرهای محیطی مناسب براساس تحلیل داده ها و برمبنای آزمون های آماری متغیر است تا، بر این اساس، نقشه های رقومی با دقت مطلوب، در محدوده جغرافیایی استان تهران تهیه شود. علاوه براین استفاده محققان دیگر از نتایج این پژوهش و متغیرهای محیطی معرفی شده در آن موجب به کارگیری متغیرهای اولیه یکسان در تهیه نقشه های رقومی متفاوت می شود و درنتیجه، امکان مقایسه بهتری میان نقشه های رقومی متفاوت وجود خواهد داشت. اهمیت این پژوهش در مهم بودنِ بررسی این عوامل است و نتایج پژوهشی در این زمینه قبلاً در استان تهران انتشار نیافته است؛ ازاین رو برای تهیه نقشه رقومی در مطالعات آتی می توان از آنها بهره برد. مواد و روش ها: هدف این پژوهش تعیین متغیرهای محیطی مناسبی است که بتوان از آنها برای مدل سازی برای تهیه نقشه رقومی خاک در استان تهران استفاده کرد. در پژوهش حاضر، باندهای تصاویر ماهواره ای سنجنده OLI_TIRS و نقشه رقومی ارتفاع استان تهران با استفاده از نرم افزارهای جی. آی. اس. مورد پردازش اولیه قرار گرفت. 49 داده محیطی، شامل مدل رقومی ارتفاع یا DEM، شاخص آنالیز تپه، شاخص شکل زمین، شاخص بافت خاک، شاخص تجمع جریان، شاخص حفاظت، Clusters، مقطع عمودی انحنا، شاخص انحنای طولی، شاخص فاکتور LS، شاخص فاصله عمودی تا شبکه کانال، شاخص خیسی توپوگرافیک، شاخص سطح پایه شبکه کانال، شاخص عمق دره، شاخص شیب حوضه آبخیز، شاخص شیب، شاخص وضعیت شیب نسبی، شاخص حوضه های زهکش، Closed Depression، شاخص جهت شیب، شاخص همگرایی، شاخص طول کانال، Multi-resolution Valley Bottom Flatness Index، Multi-resolution index of ridge top flatness، Modified Catchment Area، Output، شاخص واریانس، شاخص زمان طلوع و غروب خورشید، شاخص طول روز، شاخص حسگر باندها، شاخص شوری خاک، شاخص گچ خاک، شاخص درخشندگی، شاخص کربنات خاک، شاخص رس خاک و شاخص نرمال شده پوشش گیاهی، تحلیل آماری شدند و مقادیر دارای بیشترین R 2 ، CV و کمترین RMSE به منزله عوارض زمین مطلوب ارزیابی شد. نتایج و بحث: براساس نتایج این پژوهش، باندهای 2، 3، 4 و 8 بهترین باندهای تصاویر ماهواره ای لندست 8، برای ارزیابی متغیرهای محیطی بودند. همچنین نقشه رقومی ارتفاع، شیب، فاصله عمودی تا شبکه کانال، سطح پایه شبکه کانال، لندفرم، بافت، طول دره، شاخص انحنا، شاخص تسطیح کف دره، شاخص تسطیح بالای پشته، شاخص خیسی توپوگرافیک، حوضه های زهکش، طول کانال و شاخص درخشندگی با عنوان چهارده داده محیطی مناسب برای استفاده در مدل سازی به منظور تهیه نقشه رقومی خاک معرفی شدند. این پژوهش، درزَمینه ضرایب همبستگی، با پژوهش های قبلی در این باره هم خوانی دارد. نتیجه گیری: در تحقیقی دیگر، باندهای 1 تا 5 و 7 سنجنده TM برای تهیه نقشه شوری خاک مناسب تشخیص داده شدند که با نتایج این پژوهش هم خوانی دارد (Zeinali et al., 2016). نتایج این پژوهش برای تحقیقات آتی درزَمینه خاک کاربرد دارد. هدف این پژوهش، تعیین متغییرهای محیطی مناسبی است که از آنها بتوان در مدلسازی برای تهیه نقشه رقومی خاک در استان تهران استفاده نمود. در پژوهش حاضر، باندهای تصاویر ماهواره ای سنجنده OLI_TIRS و نقشه رقومی ارتفاع استان تهران با استفاده از از نرم افزارهای جی آی اس مورد پردازش اولیه قرار گرفت. 49 داده محیطی شامل مدل رقومی ارتفاع (Digital Elevation Model)، Analytical Hillshading، شاخص اندفرم (Landforms)، شاخص بافت خاک (Texture)، شاخص تجمع جریان (Flow Accumulation)، اشخص حفاظت (Protection Index)، Clusters، Cross-Sectional Curvature، Longitudinal Curvature، LS Factor، شاخص فاصله عمودی تا شبکه کانال (Vertical Distance to Channel Network)، شاخص خیسی توپوگرافیک (Topographic Wetness Index)، شاخص سطح پایه شبکه کانال (Channel Network Base Level)، شاخص عمق دره (Valley Depth)، Catchment Slope، شاخص شیب (Slope)، شاخص وضعیت شیب نسبی (Relative Slope Position)، شاخص حوزه زهکش (Drainage Basins)، Closed Depression، شاخص جهت شیب (Slope Aspect)، Convergence Index، شاخص طول کانال (Channel Length)، Multi-resolution Valley Bottom Flatness Index، Multi-resolution index of ridge top flatness، Modified Catchment Area، Output، Variance، Sunset، Sunrise، Day Length، Bands Sensor، شاخص شوری خاک (Salinity Index)، شاخص گچ خاک (Gypsum) Index، شاخص درخشندگی (Brightness Index)، شاخص کربنات خاک (Carbonate Index)، شاخص رس خاک (Clay Index) و شاخص نرمال شده پوشش گیاهی (Normalized Difference Vegetation Index) بودند تجزیه و تحلیل آماری شدند و مقادیر دارای بیشترین R2، CV و کمترین RMSE به عنوان عوارض زمین مطلوب ارزیابی شدند. بر اساس نتایج این پژوهش، باندهای 2، 3، 4 و 8 به عنوان بهترین باندهای تصاویر ماهواره ای لندست 8 برای ارزیابی متغییرهای محیطی بودند. همچنین نقشه رقومی ارتفاع، شیب، فاصله عمودی تا شبکه کانال، سطح پایه شبکه کانال، لندفرم، بافت، طول دره، شاخص انحنا، شاخص تسطیح کف دره، شاخص تسطیح بالای پشته، شاخص خیسی توپوگرافیک، حوزه های زهکش، طول کانال و شاخص درخشندگی به عنوان 14 داده محیطی مناسب برای استفاده در مدلسازی برای تهیه نقشه رقومی خاک معرفی شدند. این پژوهش در خصوص ضرایب همبستگی با پژوهش های قبلی در این زمینه (زینالی و همکاران. 1395) و (دارستانی فراهانی و همکاران. 1395) همخوانی نشان داد. در تحقیقی دیگر باندهای 1 تا 5 و 7 سنجنده TM برای تهیه نقشه شوری خاک مناسب تشخیص داده شدند که با نتایج این پژوهش همخوانی نشان داد (زینالی و همکاران. 1395). نتایج این پژوهش، برای تحقیقات آتی در زمینه خاک کاربرد دارد.
تأثیر تجربه راضی از سفر بر نیت بازید مجدد: واکاوی نقش مشارکت و شادی گردشگر و هم آفرینی ارزش (مورد مطالعه: گردشگران اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
269 - 285
حوزههای تخصصی:
احیا و توسعه صنعت گردشگری و بررسی عوامل مؤثر بازدید مجدد گردشگران از مقصد در هر اقتصادی اهمیت شایانی دارد؛ بنابراین این مطالعه درصدد بررسی تأثیر تجربه راضی از سفر بر نیت بازدید مجدد گردشگران با توجه به نقش میانجی مشارکت و شادی گردشگر و با در نظر داشتن نقش تعدیلگر هم آفرینی ارزش است. جامعه این پژوهش گردشگران در اصفهان هستند که با استفاده از فرمول کوکران، ۴۰۰ نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه است که به روش در دسترس توزیع و گردآوری شد. در این پژوهش، ابتدا روایی (شامل محتوا و روایی همگرا) و پایایی (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی) سنجش و بررسی شده است که پایایی و روایی تأیید شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تجربه رضایت بخش از سفر بر مشارکت و شادی گردشگران تأثیر مثبت و معناداری دارد و هر دو عامل (شادی و مشارکت گردشگر) نیز بر تمایل آن ها برای بازدید مجدد تأثیر مثبت و معناداری می گذارند. هم آفرینی ارزش قادر است اثرگذاری تجربه گردشگر بر مشارکت گردشگر را تعدیل کند. یافته های این پژوهش به مسئولان صنعت گردشگری کمک می کند زمینه هایی را برای بازدیدمجدد از طریق فراهم کردن تجربیات راضی از سفر، افزایش مشارکت و شادی و هم آفرینی ارزش برای گردشگران فراهم کنند.
شناسایی موانع ایجاد و گسترش تعاونی های روستایی در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاونی ها در اکثر کشورهای جهان به عنوان یک ابزار مهم برای بهره مندی جوامع محلی از منافع توسعه اقتصادی جایگاه بسیار بالایی دارند. در این میان توسعه در نواحی روستایی به علت مواجه با مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی به عوامل مختلفی بستگی دارد، یکی از مهم ترین عوامل آن توسعه تعاونی هاست که می تواند همگام با سیاست های دولت در بهبود زندگی، تولید، ارائه خدمات، ارتقاء سطح درآمد و وضعیت اجتماعی مردم روستا نقش مؤثری ایفا کند. ازاین رو در تحقیق حاضر به شناسایی موانع ایجاد و توسعه تعاونی های روستایی در استان گیلان پرداخته شد. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی تلفیق روش تئوری بنیانی و روش فرا ترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی، باروسو و وویلس بوده که با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شده است. نتایج تحقیق حاضر که با انجام مصاحبه هایی با 120 نفر از ذینفعان شامل 8 نفر از متخصصین، 18 نفر از کارشناسان اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مرکز استان و سایر شهرستان ها، 64 نفر از مسئولان و اعضای تعاونی های روستایی، 30 نفر از روستاییان شهرستان های مختلف و همچنین 9 مورد از تحقیقات مرتبط با تعاونی های روستایی استان گیلان به دست آمده است نشان می دهد که به ترتیب پنج مقوله هسته ای نهادی- مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، آگاهی و قوانین به ترتیب مهم ترین موانع به شمار می روند.
شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در اثربخشی جاذبه های گردشگری در توسعه شهر ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
41 - 57
حوزههای تخصصی:
برای برنامه ریزی و اثربخشی جاذبه های گردشگری در توسعه نقاط شهری، شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در این زمینه یک ضرورت است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در اثربخشی جاذبه گردشگری اشکفت سلمان در توسعه شهر ایذه است. این جاذبه به عنوان مهم ترین منبع برنامه ریزی و توسعه گردشگری در مجاورت شهر ایذه شناخته می شود. پژوهش از نوع کیفی- کمی است. جامعه آماری را نخبگان حوزه شهری و گردشگری تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. تعداد 16 نفر از طریق اشباع نظری و 86 نفر از طریق روش گلوله برفی به عنوان حجم نمونه مصاحبه شونده و پرسشگری تعیین شد. نتایج نشان داد جاذبه گردشگری اشکفت سلمان می تواند در توسعه شهر ایذه و بخش گردشگری اثربخش باشد. از جمله مقولات علی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردی مؤثر در اثربخشی جاذبه گردشگری در توسعه شهری ایذه به ترتیب می توان به زیرساخت های ضعیف گردشگری شهر، مدیریت فیزیکی و تبلیغاتی گردشگری، جهت گیری سیاست های کلان شهری و طراحی برنامه و الگوی بومی از توسعه جاذبه اشکفت سلمان اشاره نمود. پیامد این عوامل، تحقق توسعه شهری و گردشگری در فرآیند اثربخشی جاذبه گردشگری اشکفت سلمان برای شهر ایذه است. بررسی نتایج کمی بیانگر آن است که مهم ترین عوامل تأثیرگذار به ترتیب ایجاد خدمات اقامتی و تفریحی از نوع هتل و بوم گردی با میانگین 802/4؛ کمبود سرمایه گذاری بخش خصوصی در توسعه گردشگری جاذبه با میانگین 767/4 و توسعه و معرفی سایر جاذبه های گردشگری شهر با میانگین 709/4 محسوب می شوند. در مجموع تحلیل نتایج نشان می دهد عوامل شناسایی شده در اثربخشی جاذبه اشکفت سلمان برای توسعه شهر ایذه مهم هستند.
تحلیل فضایی- زمانی رخداد زلزله در ایران (1375-1403): یک مطالعه آسیب شناسانه با نگاهی به شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
166 - 189
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از مخرب ترین مخاطرات طبیعی در جهان است که سالانه خسارات گسترده ای به جوامع انسانی وارد می کند. تحلیل فضایی و زمانی این پدیده می تواند نقش مؤثری در شناسایی نواحی پرخطر و مدیریت بحران ایفا کند. ایران به دلیل قرارگیری در کمربند فعال لرزه ای آلپ-هیمالیا، یکی از زلزله خیزترین کشورهای جهان است و طی یک قرن گذشته بیش از ۱۱۵۰ زلزله مرگبار در آن به ثبت رسیده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوهای مکانی و زمانی زمین لرزه ها در ایران طی سال های ۱۳۷۵ تا ۱۴۰۳، از داده های بیش از ۱۰,۰۰۰ زمین لرزه با بزرگای ۴ و بالاتر و ابزارهای GIS بهره گرفته است. ابزارهای تحلیلی شامل تخمین تراکم کرنل، تحلیل لکه های داغ Getis-Ord Gi* و شاخص موران محلی بوده اند. نتایج نشان داد که بیشترین تراکم و خوشه بندی زلزله ها در غرب و جنوب غربی ایران و در امتداد گسل های زاگرس و البرز متمرکز است. همچنین، ۵۹٪ از شهرهای کشور در فاصله کمتر از ۱۴ کیلومتری از کانون های زلزله قرار دارند و شهرهایی مانند زرند، خورموج و کازرون در معرض خطر بسیار بالا قرار دارند. نوآوری پژوهش در تحلیل ملی و ترکیب داده های گسترده با مدل های پیشرفته مکانی است. یافته ها می توانند در مقاوم سازی شهری، سیاست گذاری مدیریت بحران و ارتقای تاب آوری مناطق زلزله خیز به کار گرفته شوند.
ارزیابی کارایی مدل های برآورد تبخیر مبتنی بر داده های سنجش از دور و تجربی در دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبخیر یکی از عوامل اصلی هدررفت آب در دریاچه ارومیه است که نقش مهمی در بیلان آب آن دارد . با پیشرفت سنجنده های ماهواره ای، تصاویر ماهواره ای متعددی در دسترس قرار گرفته است که استفاده از آن ها در برآورد تبخیر از سطح دریاچه ارومیه نیاز به بررسی دارد؛ بنابراین، هدف این پژوهش، برآورد تبخیر روزانه از سطح دریاچه ارومیه با استفاده از ترکیب تصاویر ماهواره ای لندست 8 و 9 در سال 2022 و مقایسه عملکرد مدل های فیزیکی، تجربی و سنجش از دوری است . برای این منظور، از 21 تصویر ماهواره ای استفاده شد و مدل های FAO56-PM ، Priestley-Taylor و Hargreaves-Samani و مدل های سنجش از دوری surface energy balance algorithm for land (SEBAL) و Mapping Evapotranspiration at high Resolution and with Internalized Calibration (METRIC) در محیط Google Earth Engine پیاده سازی شدند . برای ارزیابی نتایج مدل ها، از اندازه گیری های تشت تبخیر ایستگاه هواشناسی ارومیه به عنوان داده زمینی استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل SEBAL بدون اعمال ضریب اصلاحی، بهترین عملکرد را با Root mean square error (RMSE) و Nash-Sutcliffe efficiency (NSE) به ترتیب 83/0 میلی متر در روز و 48/0 نشان داد. با اعمال ضریب اصلاحی، مدل FAO56-PM با RMSE برابر با 04/1 میلی متر در روز و NSE معادل 18/0 بهترین نتیجه را داشت. در مجموع، مدل SEBAL به دلیل استفاده از تصاویر ماهواره ای، توانایی بهتری در برآورد تبخیر داشت. علاوه بر این، ترکیب تصاویر ماهواره ای و مدل های تجربی، می تواند در مدیریت منابع آب دریاچه ارومیه مؤثر باشد .
اقلیم گردشگری استان اردبیل تحت سناریوی تغییر اقلیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
56 - 75
حوزههای تخصصی:
آب و هوا بطور مستقیم بر فعالیت های انسانی از جمله گردشگری تاثیر گذاشته و گردشگری بعنوان بخش اصلی اقتصاد جهانی از هوا و اقلیم تاثیر می گیرد. هدف از این تحقیق بررسی اقلیم و گردشگری استان اردبیل تحت سناریوهای تغیر اقلیم است. در این پژوهش با استفاده از دمای معادل فیزیولوژیک (PET) شرایط اقلیم گردشگری استان اردبیل در دوره مرجع و تحت سناریوی تغییر اقلیم بررسی شد. داده های مورد نیاز از سازمان هواشناسی کشور برای 8 ایستگاه همدید به مدت 30 سال (1991 تا 2020) دریافت گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که از 9 طبقه اقلیمی شاخص PET، فقط 5 طبقه خیلی سرد، سرد، نسبتا خنک، خنک و آسایش در این ناحیه وجود داشته و 4 طبقه نسبتا گرم، گرم، داغ و خیلی داغ در این استان وجود ندارد. در همین راستا مشخص شد که شرایط خیلی سرد بر کل مساحت این استان در 5 ماه فصل سرد سال یعنی ژانویه، فوریه، مارس، نوامبر و دسامبر حکمفرما بوده و توزیع مکانی این شرایط کاملا یکنواخت است. این مهم در فصل تابستان نسبتا ناهمگن بوده و تنوع شرایط اقلیمی این ناحیه در فصل گرم سال نیز بیشتر است. بطور کلی در ماه های ژوئن، ژولای و آگوست شرایط ایده آل در بخش هایی از این استان حاکم بوده است. علاوه بر این، شرایط شاخص PET تحت سه سناریوی RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 برای دوره 2020 تا 2050 نشان داد که این شاخص تغییرات شدیدی را از دو بعد مکانی و زمانی در ماه های مختلف سال نشان خواهد داد، بطوریکه علاوه بر پنج حالت "خیلی سرد"، "سرد"، "خنک"، "نسبتا خنک" و "آسایش" در دوره مرجع، چهار حالت "نسبتا گرم"، "گرم"، "داغ" و "خیلی داغ" در ماه های گرم سال پدیدار خواهد شد که این خود نشان از تغییر ات شدید در شرایط اقلیم گردشگری استان اردبیل در آینده دارد.
شناسایی ظرفیت ها و پیشران های موثر بر توسعه بوم گردی در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
235 - 256
حوزههای تخصصی:
توسعه بوم گردی به عنوان یکی از موضوعات مهم در توسعه گردشگری می توانند نقش مهمی در توسعه گردشگری هر منطقه ای داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این مطالعه شناسایی ظرفیت ها و عوامل موثر بر توسعه بوم گردی در استان لرستان می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات پرسش نامه و مصاحبه می باشد. جامعه آماری شامل کارشناسان مرتبط با گردشگری در استان لرستان می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری غیر احتمالی و به صورت هدفمند 70 کارشناس در رشته های مرتبط با گردشگری و مدیریت گردشگری انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها و رسیدن به پرسش های پژوهش، از آزمون های t تک نمونه ای و رگرسیون لجستیک باینری استفاده شد. نتایج تحقیق در زمینه ظرفیت ها و پتانسیل های طبیعی و انسانی توسعه بوم گردی استان لرستان نشان داد که هر دو دسته ظرفیت های طبیعی و انسانی در توسعه بوم گردی در استان لرستان تاثیرگذار هستند، با این حال در این استان نقش ظرفیت ها و پتانسیل های طبیعی در توسعه بوم گردی در استان بیشتر است. نتایج در زمینه عوامل موثر بر توسعه بوم گردی در استان لرستان نشان داد که از بین 11 عامل کلی در نظر گرفته شده در سطح معنی داری 001/0 به ترتیب عوامل محصولات گردشگری با ضریب تاثیر (288/0)، عامل زیرساختی با ضریب تاثیر (275/0)، عامل استفاده از تکنولوژی با ضریب تاثیر (218/0) بیشترین اثر را بر توسعه بوم گردی در استان لرستان داشته اند که برای توسعه بوم گردی در استان لرستان و یا سایر مناطق کشور لازم است مورد توجه قرار گیرند.
ارزیابی کشت کلزا بر اساس معیارهای محیطی در مناطق کوهستانی ( مورد مطالعه، شهرستان ایذه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی دارای نقش اساسی در حیات اقتصادی و سیاسی جوامع می باشد. با توجه به محدودیت منابع در اختیار و فزونی تقاضا ضروری است که در عرصه های جغرافیایی، برنامه ریزی دقیق و همه جانبه نگری در راستای توسعه فعالیت ها و استفاده از منابع صورت پذیرد. سیستم اطلاعات جغرافیایی نیز از جمله روش های مبتنی بر تحلیل مکانی است که به کمک آن امکان شناخت دقیق توان ها و قابلیت های محیطی هر منطقه به منظور پهنه بندی نواحی مستعد فعالیت کشاورزی و گام نهادن در راه توسعه این بخش میسر می گردد. کشت کلزا به عنوان یکی از محصولات با تنوع بالا، دارای شرایط خاصی از لحاظ محیطی است. شهرستان ایذه دارای موقعیت جغرافیایی مناسبی برای کشاورزی و کشت محصولات متنوع است. تحقیق حاضر تلاش داشته است که پهنه بندی نواحی مستعد کشت کلزا بر اساس معیارهای محیطی، با روش تصمیم گیری مکانی (AHP) و مدل وزن دهی(IO) در محیط GIS، را مشخص نماید. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و بر مبنای ماهیت توصیفی – تحلیلی می باشد که پس از جمع آوری اطلاعات و لایه های مختلف و آماده سازی آن ها، از روش های ذکر شده جهت تعیین نواحی مستعد کشت بهره گرفته شده است. نتایج نشان داد، که معیار خاک با ارزش47/0 دارای بیشترین اهمیت و معیار ارتفاع با ارزش02/0 دارای کمترین اهمیت و تاثیرگذاری در میان هفت معیار محیطی در کشت کلزا برای منطقه مورد مطالعه است. بر اساس مدل چند معیاره مکانی AHP، 55/29018 هکتار از مساحت منطقه برای کشت کلزا مناسب، 19/40461 هکتار دارای شرایط مناسب، 42/85152 هکتار دارای وضعیت متوسط و 147601 و 75/71223 هکتار از منطقه به ترتیب دارای شرایط نامناسبی برای کشت کلزا می باشند. بر اساس مدل وزن دهی(IO)نیز بیش از 40/23604 هکتار از مساحت منطقه مناسب و 36/37456 هکتار نامناسب است. مقایسه نتایج هر دو مدل نشانگر یکسان بودن نتایج و کارایی آن ها است.
تحلیلی بر تعارضات ذینفعان در برنامه های بازآفرینی شهری تهران (مطالعه تطبیقی پروژه های بازآفرینی سی تیر و شارباغ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
464 - 487
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری همواره دارای چالش های اساسی در سطح کشور و بخصوص در تهران بزرگ بوده است. یکی از مهم ترین مسائل وجود ذینفعان متعدد و بروز تعارضات مختلف در این امر می باشد؛ بنابراین ضروری است ذینفعان و تعارضات به وجود آمده بررسی و شناسایی گردد تا در نهایت منافع همه گروه های درگیر بخصوص شهروندان در امر بازآفرینی تأمین گردد. تعارضات ذینفعان و عدم مدیریت آن، یکی از مهم ترین موانع موفقیت برنامه های بازآفرینی شهری در ایران است. از این رو، پژوهش حاضر در صدد است تا با مطالعه موردی پروژه بازآفرینی خیابان سی تیر و شارباغ در شهر تهران، بخشی از چالش های برنامه های بازآفرینی شهری را از منظر تعارضات ذینفعان آسیب شناسی کند. مطالعه حاضر بر اساس یک روش کمی- کیفی مبتنی بر مصاحبه با 15 نفر از خبرگان مرتبط با پروژه های منتخب و تکمیل پرسشنامه توسط این خبرگان انجام شده است. مراحل تحلیلی شامل چهار مرحله «شناسایی ذینفعان هر پروژه»، «طبقه بندی ذینفعان برحسب میزان قدرت و منفعت آن ها»، «شناسایی تعارضات هر پروژه» و «تحلیل نحوه تعامل ذینفعان با یکدیگر در مواجهه با تعارضات» می باشد. در این راستا، از روش هایی نظیر آزمون تی تک نمونه، ماتریس قدرت- منفعت و تحلیل شبکه های اجتماعی استفاده گردید.نتایج نشان داد که بیشتر تعارضات پروژه های بازآفرینی شهری، از نوع تعارضات منافع و تعارضات رفتاری بودند و تعداد اندکی تعارض هنجاری و تعارض شناختی نیز قابل شناسایی بود. در وهله اول، تعارضات نهادی و سازمانی و سپس تعارضات بین گروهی، از مهم ترین موانع همکاری و تعامل ذینفعان در قبال یکدیگر بود. به این معنی که نهادها، تنها مایل به همکاری با نهادهای موازی یا نهادهای زیرمجموعه خود بودند؛ بنابراین ذینفعان، اغلب از الگوی اجتناب یا رها کردن تعارض برای مواجهه با تعارضات در قبال یکدیگر استفاده می کردند. عدم موفقیت برنامه های بازآفرینی شهری ایران در حل وفصل تعارضات ذینفعان، ریشه در ضعف های ساختاری عدیده ای دارد که به رویه و شیوه های تهیه و اجرای این برنامه ها مربوط می شود. لذا بایستی سازوکاری در فرایند تهیه برنامه های بازآفرینی شهری فراهم شود که در گام نخست به ماهیت پویا، چندبعدی و پیچیده تعارضات در مراحل پیش از اجرا، حین اجرا و پس از اجرای پروژه توجه شود و سپس تعارضات ذینفعان را در همان مراحل اولیه، شناسایی و کنترل نماید.
تدوین الگوی ارتباطی پایبندی به ورزش با سلامت روان دانشجویان شرکت کننده در اوقات فراغت ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی ارتباطی پایبندی به ورزش با سلامت روان دانشجویان شرکت کننده در اوقات فراغت ورزشی بود. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از حیث نوع، در دسته پژوهش های توصیفی هم بستگی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه امام رضا (ع) شهر مشهد و نمونه آماری براساس نمونه گیری پژوهش های الگوی ساختاری که نسبت حداقل سه آزمودنی به ازای هر عامل (متغیر) قابل قبول است؛ بنابراین 186 نفر انتخاب شدند (186=n). ابزار پژوهش شامل پرسش نامه استاندارد پایبندی به ورزش درخشان پور و همکاران (1396) و پرسش نامه سلامت روان گلدبرگ و هیلر (1979) بود. روایی صوری و سازه ی ابزارها پژوهش تأیید و پایایی ابزارها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد (0/85و0/90). به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون کلموگروف-اسمیرنوف، آزمون تی تک نمونه ای و پیرسون و الگوی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت متغیرهای پایبندی به ورزش و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه امام رضا(ع) مطلوب و ارتباط بین پایبندی به ورزش و سلامت روان معنادار و مثبت است (0/05≥P). همچنین بین میانگین اولویت بندی مؤلفه های سلامت روان تفاوت معناداری وجود دارد؛ پایین ترین و بالاترین رتبه شامل مؤلفه افسردگی و جسمانی است؛ بنابراین پیشنهاد می شود برای ارتقای سلامت روان در دانشجویان، برنامه های فوق برنامه ورزشی به منزله یکی از اهرم های تضمین سلامت روان در نظر گرفته شود.