فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
779 - 796
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تزیینات و آرایه های معماری خانه های قاجاری تبریز پرداخته است تا مفاهیم و الگوهایی برای استفاده در طراحی خانه های مسکونی معاصر استخراج کند. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل و شناسایی تزیینات به کار رفته در خانه های قاجاری تبریز و کاربرد آن ها در آموزش طراحی خانه های امروزی است. روش تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا بوده است. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز استفاده شده است که از طریق آن مفاهیم و مقوله های کلیدی شناسایی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان جمع آوری شد و سه خانه قاجاری تبریز (خانه های مشروطه، حریری، علی مسیو) به عنوان نمونه های موردی مورد بررسی قرار گرفتند تحلیل ها با نرم افزار Maxqda انجام گرفت. در این تحقیق، پس از پیاده سازی و تحلیل داده ها، ۳ مولفه اصلی شامل زیبایی شناسی، عملکردی و حس مکان شناسایی شدند که هرکدام شامل ۱۳ شاخص و ۲۹ زیرشاخص بودند. یافته های تحقیق نشان می دهند که تزیینات و آرایه های به کار رفته در این خانه ها، مانند گچ بری، آینه کاری، کاشی کاری و منبت کاری، تأثیر زیادی در شکل دهی به هویت معماری و تقویت حس مکان دارند. این تزیینات علاوه بر زیبایی شناسی، در بهبود عملکرد فضاها و ایجاد ارتباط معنوی با محیط تأثیرگذار هستند و می توانند در طراحی خانه های معاصر نیز مورد استفاده قرار گیرند. در نهایت نتایج تحقیق نشان داد که تزیینات و آرایه های خانه های قاجاری تبریز نه تنها از منظر زیبایی شناسی بلکه از لحاظ عملکردی نیز در طراحی فضاها اهمیت دارند و می توانند به عنوان الگوهایی برای طراحی خانه های معاصر در جهت حفظ هویت تاریخی و فرهنگی استفاده شوند.
شناسایی پیشران های مؤثر بر بازآفرینی مسکن مبنا در بافت های فرسوده (مورد مطالعه: شهر دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
49 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی شهری مسکن مبنا در بافت فرسوده شهر دامغان است. این پژوهش با تأکید بر ضرورت مداخله در بافت های ناکارآمد و فرسوده این شهر، سعی دارد تا با تمرکز بر کیفیت مسکن و مؤلفه های مرتبط با آن، محرک های اساسی را جهت تحقق موفقیت آمیز فرآیند بازآفرینی مسکن مبنا شناسایی و تحلیل کند. از آنجا که مسکن، نقشی محوری در بازتولید فضاهای شهری دارد، بررسی دقیق عوامل اثرگذار بر آن، می تواند به سیاست گذاری های مؤثر در زمینه بازآفرینی منجر شود. روش و داده: از نظر روش شناسی، این مطالعه مبتنی بر رویکردی آمیخته و اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش را ۱۵ نفر از کارشناسان، متخصصان و مدیران حوزه های مرتبط با بازآفرینی شهری تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه های ساختاریافته و نیمه ساخت یافته انجام شده و سپس با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع در بستر نرم افزار MicMac، به تجزیه و تحلیل روابط علّی و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها پرداخته شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تحقق موفقیت آمیز بازآفرینی مسکن مبنا در بافت فرسوده شهر دامغان، مشروط به توجه هم زمان به سه عامل کلیدی «قیمت زمین و مسکن»، «توزیع عادلانه منابع و خدمات» و «حمل ونقل انسان محور» است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که بازآفرینی موفق مسکن مبنا در شهر دامغان مستلزم نگرشی جامع، فراگیر و سیستمی است. این فرایند تنها در صورتی به نتایج مطلوب خواهد رسید که برنامه ریزی ها فراتر از مداخلات کالبدی صرف، به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی نیز توجه نمایند. همچنین، همکاری بین سازمانی، مشارکت مردمی و تقویت ظرفیت های نهادی در سطح محلی، از پیش نیازهای اساسی در اجرای موفق بازآفرینی به شمار می روند. نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر در اتخاذ رویکردی جامع و نظام مند برای تحلیل پیشران های مؤثر بر بازآفرینی مسکن مبنا است. این رویکرد، برخلاف مطالعات گذشته، با ادغام ابعاد اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، کالبدی – فضایی و زیست محیطی در قالب یک چارچوب منسجم، درک دقیق تری از پویایی های بازآفرینی مسکن مبنا ارائه می دهد.
شناسایی عوامل کلیدی توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
199 - 212
حوزههای تخصصی:
گردشگری پزشکی، به عنوان شاخه ای از گردشگری سلامت، رشد سریع تری از شاخه های دیگر داشته است و بسیاری از جوامع برنامه های مدونی برای توسعه و بهره برداری از آن دارند. شهر اردبیل نیز، به علت داشتن ظرفیت های زمینه ای، مستعد پیشرفت در این زمینه است. در همین خصوص، هدف بر این است که عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری پزشکی آن شناسایی و معرفی شود. روش این پژوهش از نظر ماهیت، اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پرسش نامه تأثیرات متقابل، از نظرهای کارشناسی که به روش گلوله برفی انتخاب شده (ده کارشناس) و روش مدل یابی ساختاری تفسیری استفاده شده است. بنابر نتایج به دست آمده، از بین 35 عامل شناسایی شده اولیه، 18 عامل به عنوان عوامل نهایی توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل مطرح شده است. از بین عوامل نهایی، بیشترین قدرت نفوذ به عامل نهادهای متولی و کمترین آن هم به کمّیت مراکز درمانی مربوط است. عوامل رفع محدودیت های بین المللی، نیروی انسانی متخصص، آگاهی مسئولان از مزایای گردشگری پزشکی و نیازسنجی درمانی عوامل کلیدی توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل به شمار می روند؛ عواملی که برای تغییر و تحول اساسی در توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل،باید در اولویت برنامه ها قرار گیرند.
نقش خط مشی های اجتماعی در راستای مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت های به دست آمده در دهه های اخیر در خصوص اجرای خط مشی اجتماعی و مسئولیت اجتماعی ، تا حدودی اهمیت آن برای تحلیل گران خط مشی روشن شده است. ولی هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در خط مشی گذاری به دست آورد و در بسیاری از کشورها ، به خصوص کشورهای جهان سوم به عنوان «حلقه مفقوده» از آن یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خط مشی های اجتماعی در راستای مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی (تحلیل مضمون)، مصاحبه با 16 نفر از مدیران و خبرگان حوزه خط مشی گذاری اجتماعی و مسئولیت اجتماعی و مدیران شرکت مس ایران انجام شده است، برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های خط مشی های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی مصاحبه های عمیق با متخصصان و مدیران شرکت مس ایران، انجام شده است. با توجه به بررسی مصاحبه ها، در نهایت مفاهیم استخراج شده شامل 85 کد باز، 21 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان دهنده می باشد که تشکیل دهنده مدل خط مشی های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی مس ایران هستند.
بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رشدگردشگری از طریق نقش میانجی نوآوری باز (مورد مطالعه: شهرداری شهرستان خمام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
273 - 295
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی در رشد گردشگری ازطریق نقش میانجی نوآوری باز در شهرداری شهرستان خمام پرداخته شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها، پیمایشی است. همچنین از لحاظ روش آزمون فرضیات از نوع هم بستگی است؛ ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسش نامه بوده که ازطریق طیف لیکرت نمره دهی شده است و پایایی آن ازطریق آلفای کرونباخ سنجش شده است. برای سنجش متغیر رشد گردشگری از چهار سؤال، متغیر نوآوری باز از پنج سؤال، متغیر سرمایه اجتماعی با سه مؤلفه (سرمایه انسانی ساختاری رابطه ای) از هفده سؤال استفاده شده است. روش پژوهش حاضر، تحلیل توصیفی و استنباطی است که با استفاده از معادلات ساختاری و ازطریق نرم افزار اس .پی .اس. اس و پی. ال. اس، سنجش شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که سرمایه اجتماعی در رشد گردشگری ازطریق نقش میانجی نوآوری باز در شهرداری شهرستان خمام تأثیر دارد و متغیر نوآوری باز در رابطه سرمایه اجتماعی با رشد گردشگری نقش میانجی جزئی دارد. همچنین مشخص شد که مقدار t غیرمستقیم حاصل از آزمون سوبل 3/655 است که این مقدار از 1/96 بیشتر بوده و نشان دهنده تأثیر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی در رشد گردشگری با میانجی گری نوآوری باز است. ازآنجاکه میزان ضریب مسیر غیرمستقیم بین دو متغیر سرمایه اجتماعی و رشد گردشگری ازطریق متغیر میانجی نوآوری باز برابر با 0/327 است، تأکید می کند که نوآوری باز نقش میانجی جزئی دارد.
ارزیابی مقطعیِ میزان پایداری نظام جابجایی در دوران همه گیری کرونا (مورد: بهره گیران از خط 7 سامانه اتوبوس رانی تندرو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
64 - 76
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: با شیوع همه گیری کرونا دگرگونی بزرگی در حیات و زیست شهری به وجود آمد که نظام جابجایی یکی از اصلی ترین کانون های آن بود. پایداری نظام جابجایی به دلیل حجم استفاده کنندگان از آن، یکی از پایه ای ترین چالش های مدیریت شهری بخصوص در کلان شهرها به شمار می رود که تبعات آن می تواند طیف گسترده ای از مخاطرات زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و ... را دربرگیرد. در واقع، همه گیری کرونا پارادایم استفاده از حمل ونقل عمومی را تغییر داده و شهرها را به سمت برنامه ریزی جدید متناسب با شرایط بحران سوق داد. به نظر می رسد در طول تاریخ نیز این مسئله تکرار شده است بدین معنا که نظام جابجای بشر در دوران بیماری های عمومی با محدودیت های غیرقابل باوری روبرو بوده است. حال با شیوع ویروس کرونا در قرن بیست ویکم نظام مدیریت شهری بخصوص در کلان شهرهای کشورهای کمتر توسعه یافته با چالش های بیشتری روبرو هستند و ضرورت بررسی ابعاد این موضوع حیاتی است. روش ها: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی (از نوع علی-موردی) و ماهیت آن کاربردی است. تحقیقات توصیفی-تحلیلی انواع و اقسام گوناگونی دارند که این پژوهش از یک سو تحقیق علی یا پس رویدادی محسوب می شود و از سوی دیگر یک نوع تحقیق موردی است. داده ها و اطلاعات به دو شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی از طرح ها، مقالات، کتب، آمارنامه ها و داده های رسمی استفاده شده و در بخش میدانی نیز از ابزار پرسشنامه بهره گیری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کاربران خط 7 سیستم اتوبوس رانی تندرو تهران است که در بازه زمانی 1 تا 15 مهرماه 1401 تعداد 400 پرسشنامه میان آنان توزیع شده است. با توجه به آنکه حجم جامعه آماری نامحدود و نامشخص است تلاش شد بیشترین تعداد پرسشنامه توزیع گردد تا اشباع داده ها حاصل گردد. روش نمونه گیری غیرتصادفی-دردسترس است بدین صورت که در توزیع پرسشنامه اصل فراگیری و دربرگیرندگی حفظ شد و همه گروه های سنی، جنسی، تحصیلاتی و ... میان اعضای نمونه تقریباً به نسبت یکسان توزیع گردید. داده های حاصل از پرسشنامه (بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت) با آزمون t-test تک نمونه ای مستقل مورد سنجش قرار گرفته است و میزان پایداری حمل ونقل در سری های زمانی به دست آمده است. یافته ها: ارزیابی گویه های مرتبط با پایداری در نظام جابجایی شهروندان در سه مقطع زمانی نشان می دهد که پیش از همه گیری، ناپایداری مشهود است و میانگین آماری آن کمتر از حد متوسط 3 یعنی 2.82 است درحالی که در حین همه گیری به سمت پایداری سوق پیدا می کند و میانگین آن به 3.93 ارتقا می یابد که نشان دهنده پایداری کاملاً قابل قبولی است. پس از شیوع همه گیری میانگین پایداری اندکی تقلیل می یابد اما همچنان در سطح نسبتاً قابل قبول ارزیابی می شود. نتایج در هر سه مقطع زمانی گویای آن است که زیرشاخص «تقاضای سفر» بالاترین میانگین ها (با میانگین 3.65) را در میان سایر زیرشاخص ها به دست آورده است و از پایداری بیشتری برخوردار است و زیرشاخص «رفتار سفر» یا میانگین کل 3.33 کمترین امتیاز را کسب نموده است. نکته قابل توجه در میانگین های به دست آمده این است که در همه زیرشاخص ها؛ میانگین های به دست آمده در حین همه گیری نسبت به پیش از همه گیری ارتقا یافته است اما پس از همه گیری با کاهش روبرو بوده است. نتیجه گیری: در مطالعات پیشین، پایداری نظام حمل ونقلی غالباً با برنامه های مدیریت شهری در تخصیص گزینه های مختلف حمل ونقلی سنجیده می شود اما در این پژوهش؛ رفتار سفر، مدیریت سفر، الگوی سفر و تقاضای سفر استفاده کنندگان از سیستم حمل ونقل مورد کندوکاو قرار گرفت که گویای پایداری در رفتار بهره وران است. بر همین اساس می توان بیان داشت که بروز همه گیری آموزه بزرگی برای نظام برنامه ریزی شهری داشت و شهروندان را به استفاده بهینه تر از حمل ونقل تشویق کرد. آنچه اهمیت وافری دارد حفظ و ارتقای این پایداری و جلوگیری از سقوط آن به دوران قبل از همه گیری است که می بایست متناسب با نیاز رفتاری و مصرفی کاربران؛ انعطاف و بازنگری در سیاست های سیستم حمل ونقل شهری به وجود آید.
سنجش چند مرکزیتی مورفولوژیک در مقیاس فرامنطقه ای (استان های تهران، البرز و قزوین) با استفاده از کلان داده لنداسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
89 - 120
حوزههای تخصصی:
چندمرکزیتی به عنوان یک مفهوم «مورفولوژیک»، به توزیع متوازن جمعیت و اشتغال در فضا اشاره دارد، به گونه ای که هیچ یک از مراکز بر سایرین تسلط نداشته باشد. با وجود این، تعیین محدوده و تعریف و عملیاتی سازی مفهوم «مرکز» همچنان به عنوان یک چالش مهم روش شناختی در اندازه-گیری چندمرکزیتی باقی مانده است. روش های پایین به بالا و مبتنی بر کلان داده ها می تواند با جلوگیری از سوگیری در تعریف محدوده مطالعه براساس واحدهای آماری اداری، از انتخاب اجباری مراکز فرعی در چنین محدوده هایی اجتناب نماید. بر اساس این، مطالعه حاضر در پی آن است تا با استفاده از داده های لنداسکن به عنوان یک پایگاه کلان داده منبع باز و با تحلیل اکتشافی داده های فضایی ESDA))، تحلیل محلی موران، تحلیل نقاط داغ، شاخص آنتروپی و استفاده از شاخص چندمرکزیتیت نسبی، به سنجش چندمرکزیتی مورفولوژیک ابر منطقه تهران- کرج – قزوین در یک بازه 13 ساله بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد اگرچه نقش غالب شهر تهران در منطقه ادامه دارد، اما ظهور و تقویت تدریجی مراکز ثانویه در نقاط پیراشهری مانند اسلامشهر، ری و پاکدشت، تسلط آن را به چالش کشیده است. به علاوه، تداوم حضور شهرهایی مانند ملارد، ورامین و رباط کریم در فهرست مراکز بالقوه بیان گر شکل گیری الگوی چند مرکزیتی در نواحی پیراشهری دو منطقه کلان شهری تهران و البرز است. بررسی توزیع تراکم های جمعیت و اشتغال در دوران همه گیری کرونا و پیش و پس از آن، مشخص می کند که چندمرکزیتی عملکردی منطقه بیش از چندمرکزیتی مورفولوژیک آن است.
سنجش تغییرکاربری پذیرفته شده در پایداری و بازنده سازی بنای با ارزش تاریخی-فرهنگی خانه اردوبادی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1170 - 1182
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، بسیاری از سازه هایی که دیگر امکان ایفای نقش اولیه خود را ندارند، به یکی از چالش های مهم برای جوامع مختلف تبدیل شده اند. یکی از راه حل های پیشنهادی برای نگهداری از این بناهای بلااستفاده، بازآفرینی و بهره برداری مجدد از آن هاست؛ رویکردی که با هدف استفاده بهینه از منابع، دستیابی به توسعه پایدار، صرفه جویی اقتصادی و صیانت از ارزش های فرهنگی دنبال می شود. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی گردآوری شده اند. در مرحله نخست، اصول و شاخص های مرتبط با موضوع مورد بررسی قرار گرفت. سپس به منظور تحلیل این شاخص ها در نمونه موردی خانه اردوبادی تبریز، از روش مشاهده میدانی و انجام مصاحبه با ۲۰ نفر از کارشناسان و متخصصان مرتبط استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که هر شش بُعد مورد بررسی در ارتباط با عملکرد تغییر کاربری، تأثیری در سطح متوسط تا مطلوب بر پایداری و باززنده سازی این بنای تاریخی داشته اند. از منظر رتبه بندی، شاخص زیست محیطی با میانگین نمره ۳٫۶۶ بالاترین میزان اثرگذاری و شاخص مدیریتی با امتیاز ۲ کمترین تأثیر را بر پایداری در فرآیند باززنده سازی خانه اردوبادی داشته اند. در نهایت، می توان نتیجه گرفت که شاخص هایی نظیر تغییر کاربری سازگار با رعایت اصول مشخص، توجه به ارزش های اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی، نقش مؤثری در تحقق توسعه پایدار در خانه های تاریخی ایفا می کنند.
گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توسعه پایدار نقشی کلیدی در ارتقای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مناطق روستایی ایفا می کند. استان خوزستان، با دارا بودن توانمندی های متنوع سرزمینی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری روستایی دارد. با این حال، بهره برداری بهینه از این توانمندی ها مستلزم شناخت و اولویت بندی مناسب آن هاست. از این رو، مطالعه حاضر به گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. به اقتضای هدف پژوهش، یک مجموعه ۳۵ نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به سؤالات پرسشنامه مد نظر قرار گرفت. به منظور شناخت اقسام توانمندی های سرزمینی مناسب برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان، نتایج ضرایب نهایی شاخص ها حاصل از میانگین امتیازات روش های وزن دهی تصمیم گیری چندشاخصه نشان داد که شاخص های توانمندی های طبیعی و کشاورزی و صنایع دستی با دریافت امتیازات بین 26/0 تا 24/0 بیشترین ضرایب را به دست آوردند. همچنین، برای تعیین سطح شهرستان های استان بر مبنای توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی نتایج تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه و روش تجمیع نشان داد که شهرستان های دزفول و اهواز و اندیمشک با دریافت امتیازات بین ۰۰/۰ تا ۰۰/۲ بهترین رتبه ها را کسب کردند. افزون بر این، تحلیل نتایج حاصل از نقشه نهایی توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی در استان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی نشان می دهد سهم طبقات زیاد و متوسط و کم از کل استان به ترتیب ۳/۳۳ درصد یا 10 شهرستان، ۳/۲۳ درصد یا 7 شهرستان، و ۳/۴۳ درصد یا 13 شهرستان است. این بدان معناست که نزدیک به نیمی از استان در وضعیت نامطلوب به لحاظ برخورداری از این نوع توانمندی ها قرار دارد.
واکاوی تفسیرگرایانه و طراحی مدل آموزش اکوتوریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
177 - 202
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : با توجه به نقش روزافزون اکوتوریسم در توسعه پایدار، این پژوهش با هدف طراحی مدل بومی آموزش اکوتوریسم پایدار در ایران انجام شده است تا زمینه ساز ارتقاء کیفیت آموزش و توانمندسازی فعالان این حوزه باشد. روش شناسی : این تحقیق با رویکرد کیفی و در پارادایم تفسیری انجام و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اکوتوریسم گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون و کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. اعتبار و پایایی داده ها با استفاده از تکنیک هایی چون بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی همکار و ثبت دقیق مراحل پژوهش تضمین گردیده است. یافته ها : در مرحله نخست تحلیل کیفی، ۱۷۶ شاخص در قالب ۷ بُعد و ۴۳ مؤلفه شناسایی شد. ابعاد شامل هوشمندی بوم شناختی، رهبری بوم محور، هم افزایی پایدار، وجدان طبیعت مدار، نوآوری سبز، داستان سرایی بومی و فرهنگ طبیعت گرا بودند. در مرحله دلفی، ۳۸ شاخص به دلیل پیچیدگی اجرایی، نیاز به فناوری پیشرفته، هزینه بالا یا عدم اولویت در آموزش عمومی حذف شدند. همچنین، ۲۴ شاخص به دلیل هم پوشانی مفهومی، ادغام و به شاخص های جامع تر تبدیل شدند. درنهایت، ۱۳۲ شاخص که با اهداف اکوتوریسم (آموزش، حفاظت و مشارکت محلی) و با شرایط بومی ایران (تنوع زیستی، فرهنگی و محدودیت های زیرساختی) هم خوانی داشتند، در مدل نهایی حفظ شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس نتایج آموزش اکوتوریسم نیازمند رویکردی چندبعدی است که تعامل بین دولت، جوامع محلی، مراکز آموزش عالی و ذی نفعان صنعت گردشگری را تقویت کند. مدل ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان و مراکز آموزشی در طراحی برنامه های آموزش اکوتوریسم در ایران مورد استفاده قرار گیرد. نوآوری و اصالت : نوآوری این پژوهش در ارائه الگویی بومی برای آموزش اکوتوریسم در ایران است که می تواند مبنای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر در سطوح مختلف قرار گیرد و در سیاست گذاری آموزشی، تدوین سرفصل های دانشگاهی، توانمندسازی جوامع محلی و ارتقاء کیفیت گردشگری پایدار کاربرد داشته باشد.
تغییرات فضایی-زمانی دمای میانگین در سراسر ایران : مقایسه تطبیقی گذشته دور و نزدیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم به عنوان یکی از چالش های اساسی جهان، به دگرگونی های پایدار در الگوهای آب وهوایی اشاره دارد که تأثیرات عمیقی بر محیط زیست، اقتصاد و جوامع انسانی برجای می گذارد. هدف از مطالعه حاضر، تحلیل و مقایسه میانگین دمای ایران در دو دوره زمانی متمایز، یعنی گذشته دور (1965 تا 1994) و گذشته نزدیک (1995 تا 2024) و همچنین تحلیل روند این تغییرات به صورت ماه به ماه و سالانه در سراسر ایران می باشد. در این تحقیق از داده های شبکه بندی بازکاوی ERA5-Land استفاده گردید. نتایج نشان داد، در گذشته نزدیک نسبت به گذشته دور، میانگین دما در ایران افزایش یافته و این افزایش در ماه های مختلف بین 5/0 تا ۱ درجه سلسیوس متغیر بوده است. در گذشته دور (1965-1994)، دمای برخی ماه ها مانند فوریه، مارس، مه و اکتبر روندی ثابت یا کاهشی داشته، اما در گذشته نزدیک، تمام ماه های سال، عمدتاً افزایش دما را نشان می دهند. یافته ها نشان داد که تقریبا از سال ۲۰۰۰ به بعد، ناهنجاری دمایی ماهانه و سالانه به طور پیوسته روندی مثبت و افزایشی داشته است که ماه های گرم سال به ویژه جولای و آگوست، بیشترین مقدار ناهنجاری مثبت را نشان می دهند اما در سال های پیش از آن، ناهنجاری ها نوسانی و شامل مقادیر مثبت و منفی بوده است. روند تغییرات سالانه دما نیز از حدود صفر درجه سلسیوس در دوره گذشته دور، به 35/0 درجه سلسیوس در هر دهه در دوره اخیر رسیده است که نشان دهنده گرمایش چشمگیر و پایدار است. این روند رو به رشد، اهمیت اتخاذ سیاست های موثر برای کاهش اثرات منفی گرمایش جهانی و برنامه ریزی های دقیق در بخش های زیست محیطی و اقتصادی کشور را دوچندان می کند.
نقش هوش مصنوعی و حقوق بین الملل در مقابله با تغییرات آب وهوایی: چالش های جهانی تا سال ۲۰۳۰میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از 152 سال تلاش های سازمان یافته بین المللی غیردولتی و دولتی و نیز اقدامات چند جانبه دولت ها تا کنون با بیش از 1000 معاهده ب ین الملل ی، منطق ه ای، دوجانب ه و چن د جانب ه مح یط زیستی؛ چشم انداز روشنی از افق 2030 میلادی پیش روی جامعه بین المللی برای حفظ محیط زیست و کاهش گازهای گلخانه ای نیست و اگر دولت ها در ایفای تعهدات بین المللی خود مسئولانه و هماهنگ اقدام ننمایند؛ در این صورت هدف ۵/۱ درجه سانتی گراد توافق پاریس در عرض چند سال از بین خواهد رفت و جهان را در مسیر افزایش دما در طول این قرن قرار خواهد داد که اثرات منفی بر امنیت جهانی خواهد داشت. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی بهره گیری از سیستم های هوش مصنوعی برای مقابله جهانی هدفمند با تغییرات آب و هوایی در چارچوب حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی است. سوالات اصلی عبارتند از اینکه چگونه این سیستم ها می توانند نقش های متنوع خود را برای مقابله مؤثر با تغییرات آب و هوایی ایفا کنند؟ و چه چالش هایی در این نقش آفرینی ها و بطور خاص در ادغام با حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی متصور است؟ روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و بر تحلیل تقاطع حقوق بین الملل، هوش مصنوعی و تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علی رغم نقش آفرینی متنوع هوش مصنوعی در مقابله با تغییرات آب و هوایی، دچار چالش های فنی و زیست محیطی است و نیز دیدگاه ها و سیاست های مختلف قدرت های جهانی منجر به افزایش اختلافات گردیده است که می بایست برای آن یک راهکار سیاسی و حقوقی یافت.
تبیین عوامل تاثیرگذار طراحی معماری بر مولفه های رضایت مندی کالبدی معماری، نمونه موردی: مجتمع های مسکونی دولتی در شهر صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمین سکونت گاه های معماری و توجه به افزایش رضایت مندی ساکنین از اهمیت بالایی برخوردار است از این رو رضایت از کالبد مجتمع های مسکونی که ساکنین پاسخ نیازهای خود را از آن مجتمع دریافت کنند حائز اهمیت می باشد. در این راستا به تبیین عوامل تاثیرگذار طراحی معماری بر مولفه های رضایت مندی کالبدی معماری در مجتمع های مسکونی دولتی در شهر صدرا پرداخته شده است. هدف این تحقیق، تبین عوامل طراحی معماری مجتمع های مسکونی در راستای افزایش رضایت مندی ازکالبد معماری در مجتمع مسکونی شهر صدرا می باشد. روش نمونه گیری به صورت ساده تصادفی است. و بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه آماری 368 نفر با سطح خطای 5 درصد بدست آمده است نوع تحقیق در پژوهش پیمایشی و روش تحقیق تبیین و تحلیل عوامل و مولفه های متغیرها می باشد. با استفاده از روایی و پایایی پرسشنامه محقق ساخته تایید گردید است. و به صورت خود پرسشگر و نمونه گیری غیر احتمالی داده ها بدست آمده است. نتایج در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار می گیرد. و بر اساس داده های مستخرج از پرسشنامه در نرم افزار اس پی اس نتایج بیانگر تایید عوامل طراحی معماری شامل؛ برنامه فیزیکی طرح، عوامل جغرافیایی و محیطی، شرایط اقلیمی و زیست محیطی، تجزیه تحلیل زمین، مصالح، فن آوری و سازه های ساختمان می باشد و جنبه های کالبدی معماری موثر بر رضایت مندی شامل؛ ابعاد واحد مسکونی، تفکیک حریم ها، دید، فرم ساختمان، نور طبیعی، فضای جمعی و دسترسی تبیین و تایید گردیده است.
توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
ارائه مدل توسعه تعاونی ها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف طراحی یک مدل بومی برای توسعه تعاونی ها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش دارای رویکرد کیفی بوده و از روش نظریه زمینه ای برای استخراج مدل استفاده شده است. جامعه هدف در این پژوهش شامل مدیران و کارشناسان اداره کل کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه، اساتید دانشگاه رازی و کارآفرینان بخش تعاون روستایی در استان کرمانشاه بودند و از روش نمونه گیری نظری استفاده شد. اشباع نظری بعد از 12 مصاحبه عمیق حاصل شد. فرایند تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته ها: بر اساس سه مرحله کدگذاری، بنیان کارآفرینی در روستاها، انسجام کارآفرینانه در تعاونی های روستایی و ویژگی های فردی کارآفرینان روستایی حوزه تعاون به عنوان شرایط علّی شناسایی شدند. شرایط زمینه ای در این پژوهش شامل تنوع فرصت های کارآفرینی روستایی در حوزه تعاونی، دسترسی به عوامل تولید، موقعیت راهبردی استان، حمایت علمی متخصصان و صاحبنظران، بنیان کارآفرینی جمعی (در قالب تعاونی روستایی)، موانع فرهنگی و ضعف نظام آموزشی است. شرایط مداخله گر هم شامل تغییرات اقلیمی، عوامل اقتصادی، آشفتگی و عدم نظم محیطی، عوامل سازمانی، عوامل ارتباطی– اطلاع رسانی، حمایت واقعی دولت از تعاونی ها و عوامل زیرساختی می باشد. راهبردهای شناسایی شده نیز شامل راهبرد تنوع گرایی در کسب و کار، تجدید نظر در برنامه های آمایش سرزمین، توانمند سازی شرکت های تعاونی، بهره گیری از فرصت های تجارت بین المللی، ترویج و فرهنگ سازی و راهبردهای اصلاحی- حمایتی هستند. در نهایت، پیامدهای شناسایی شده شامل ارتقا کیفیت زندگی روستاییان، توسعه پایدار روستایی و وجود تعاونی های کارآفرین روستایی است. نتیجه گیری: برای توسعه تعاونی ها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه باید با در نظر گرفتن همه عواملی که فرایند توسعه تعاونی ها را تسریع می بخشند؛ نسبت به فراهم کردن پیش نیازهای خاص این حوزه به همراه برنامه ریزی های جامع اقدام شود. نتایج این پژوهش ضمن تقویت ادبیات کارآفرینی روستایی و تعاون روستایی، دستاوردهای شایسته ای را برای کمک به مدیران و برنامه ریزان روستایی در راستای توسعه کارآفرینی روستایی تعاون - محور به همراه دارد که در نهایت به فرآیند توسعه روستایی کمک خواهد کرد.
پیش بینی و پهنه بندی حساسیت سیل با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی در استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
116 - 138
حوزههای تخصصی:
امروزه مخاطرات طیبعی از جمله سیل در کشور خسارات مال و جانی زیادی را به بار می آورد. تحلیل ریسک مانند ارزیابی حساسیت سیل یکی از رویکردهای حیاتی برای کاهش اثرات سیل است .روش های آماری و یادگیری ماشین راه سریع تری برای تولید نقشه های دقیق پیش بینی سیل بدون ورودی داده های متعدد و الزامات محاسباتی ازقبیل مدل های هیدرولوژیکی مبتنی بر فیزیکی ارائه کرده اند. به غیر از این روش ها، در سال های اخیر، محققان از Maxent در ارزیابی خطر سیل استفاده کرده اند. استان ایلام که به دلیل توپوگرافی چالش برانگیز با تهدید دائمی سیل که منجر به خسارات اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی در سال می شود، مواجه است. بنابراین، در محدوده مطالعاتی استان ایلام، با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی (Maxent) نقشه حساسیت سیل تهیه شد. در این مطالعه ترکیبی از 14 لایه محیطی و 148 سیل های ثبت شده برای پیاده سازی مدل Maxent و تهیه نقشه پهنه بندی حساسیت سیل به کار گرفته است. نقاط رخداد سیل به دو مجموعه تقسیم شدند که 70% برای ساخت مدل و30 % باقی مانده برای اعتبارسنجی مدل اختصاص داده شد. نتایج مطالعه نشان داد سه متغیر اصلی کاربری اراضی، ارتفاع و شیب، به ترتیب 61، 8/12. و 4/10 درصد بیشترین تأثیر را در وقوع سیل داشتند. حدود 2.06% منطقه در حساسیت بالا به سیل و 4.01 % در منطقه متوسط و 93.93% در منطقه کم خطر یا بدون خطر قرار گرفت. اهمیت عوامل موثر در وقوع سیل را نیز می توان رتبه بندی کرد. ارزیابی مدل با 969/0 AUC= نشان دهنده ی عملکرد بسیار خوب و پیش بینی های دقیق مدل است. رویکردهای مورد استفاده در این مطالعه می تواند بینش ها و استراتژی های ارزشمندی برای کاهش خطرات بلایای طبیعی ارائه دهد.
تحلیل و ارزیابی چالش های تطبیق عملیات مدیریت کیفیت با صنعت 0/4 (مطالعه موردی: صنعت هدف منطقه شمال غرب)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تطبیق با عملیات کیفیت در صنعت 0/4 به یکی از مهم ترین چالش های اخیر صنایع تبدیل شده است؛ چرا که صنایع به منظور رقابت و بقا در بازارهای منطبق با فناوری های پیشرفته انقلاب صنعتی چهارم، ناگزیر به بکارگیری سیستم های باکیفیت، نوآورانه و هوشمندانه این انقلاب می باشد. هدف اصلی از این مطالعه، تحلیل و ارزیابی چالش های تطبیق عملیات مدیریت کیفیت صنعت لاستیک منطقه شمال غرب با صنعت 0/4 می باشد. روش بررسی: روش تحقیق بر مبنای هدف و چگونگی جمع آوری داده ها از نوع کاربردی- توصیفی و از لحاظ تحلیل، تحقیقی کیفی (دلفی) و کمی (آزمون آماری و تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه) است. جامعه آماری این مطالعه، کارشناسان و متخصصان شرکت های فعال در حوزه صنعت لاستیک منطقه شمال غرب و با دانش کافی در رابطه با سیستم مدیریت کیفیت به ویژه ابعاد و چالش های صنعت 0/4 است که تعداد آن ها به دلیل نامعلوم بودن، نامحدود فرض شده است. به منظور دسترسی به نمونه کافی، پرسشنامه ها به صورت آنلاین، طراحی و در اختیار آزمودنی ها قرار گرفت. تعداد نمونه لازم برای آزمون فرضیه اصلی پژوهش: ("بین وضعیت موجود و مطلوب مدیریت کیفیت 4 در صنعت، شکاف نامناسبی وجود دارد") و ارزیابی مناسب چالش ها از طریق جدول نمونه گیری مورگان و کرجسی به تعداد 384 است که نهایتاً پس از پیگیری های مستمر محقق، پرسشنامه های تکمیلی 395 نفر از کارشناسان به صورت آنلاین در نرم افزار اکسل فراهم شدند. به منظور شناسایی چالش های کلیدی در صنعت از روش دلفی بهره گرفته شد و پانزده شاخص تأیید شدند. جهت بررسی وضعیت موجود و مطلوب از آزمون مقایسه زوجی و آماره t استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری: نتیجه نشان داد که صنعت در هفت چالش در وضعیت مطلوبی قرار داشته و در هشت چالش تا حدی از وضعیت مطلوب فاصله دارد که نیازمند توجه و برنامه ریزی جدی مدیران است؛ اما در کل، وضعیت صنعت از نظر کل چالش ها، تا حدی مساعد است. در نهایت به منظور رتبه بندی چالش ها از نظر اهمیت جهت مقابله، از تکنیک سوارا استفاده گردید. خروجی نشان داد که چالش کلیدی چهارم (کمبود مهارت ها) با بالاترین وزن در رتبه اول جای گرفته است و چالش های سیزدهم (امنیت سایبری و حفاظت از داده ها) و اول (کمبود حمایت مدیریت) در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین چالش پانزدهم (سرعت اینترنت) با کمترین اهمیت در رتبه آخر قرار گرفت. در پایان، پیشنهادهای کاربردی به صنعت ارائه شد.
تبیین جایگاه تعاملات اجتماعی در مراکز تجمع و بافت روستایی خوزستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بازشناسی بافت روستا از حیث مفاهیم پایدار و موثر در حیات آن، موضوعی است که در فرآیند تصمیم گیری، طراحی و عملیات اجرایی نقش موثری خواهد داشت. طی سالیان اخیر، رویکردهای نوین بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و پرداختن به بافت با ارزش روستایی، مقوله ی مشارکت جمعی ساکنین در فعالیتهای اجرایی را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر بر مبنای مشاهدات میدانی نگارنده و مطالعات کتابخانه ای و به عنوان بخشی از هسته اولیه شکل گیری رویکردهای نوین در حوزه معاونت عمران روستایی خوزستان به مقوله آیین های جمعی و تعاملات اجتماعی روستاهای خوزستان پرداخته و با اشاره به مغفول ماندن آیین های جمعی، بارزه های آن را در چهار عنوان "مشابهت سازی با عناصر شهری"، "نگرش سرمایه ای در مقابل نگرش معیشتی"، "عدم تعلق خاطر به بافت" و "وابستگی فعالیتهای جمعی به شهر" مطرح نموده است. مقاله با مطالعه روستاهای خوزستان، بافت روستاها را در مواجهه با تعاملات اجتماعی در چهار سطح دسته بندی می نماید و این نکته را مطرح می سازد که این تعاملات در کلیه ی سطوح بافت تاثیرگذار بوده و اگر چه هر یک دارای حوزه ی نفوذ هستند اما گستره و دامنه ی تکرار تعاملات، بر اهمیت و تاثیرگذاری هر سطح موثر خواهد بود.
آینده پژوهی منازعات آبی بین ترکیه و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
81 - 108
حوزههای تخصصی:
یکی از حوضه هایی آبی کﻪ در وﺿﻌیﺖ کﺎﻣﻼً ﺑﺤﺮاﻧی ﻗﺮار دارد، ﺣﻮﺿه رودﻫﺎی ﻓﺮات و دﺟﻠﻪ اﺳﺖ. در حال حاضر منازعه بر سر بهره برداری از منابع آبی دجله و فرات، به یکی از مهم ترین منازعات بین ترکیه و عراق تبدیل شده است. بر همین اساس، مقاله حاضر سعی دارد به سه سؤال اساسی در این زمینه پاسخ دهد: مهم ترین پیشران های کلیدی منازعه بر سر این منابع آبی بین ترکیه و عراق کدام اند؟ سناریوهای محتمل منازعه بر سر منابع مشترک بین ترکیه و عراق کدام اند؟ و استراتژی های بهینه مدیریت این منازعه کدام اند؟ این مقاله از نوع تحقیقات کاربردی است و ماهیت و روش آن، آینده پژوهی است که با تکیه بر تکنیک های تحلیل اثرات متقاطع و سناریونویسی صورت گرفته است. برای پاسخ به سؤالات تحقیق، ابتدا پیشران های منازعات آبی با مراجعه به متخصصان این حوزه شناسایی شده و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار میک مک مورد تحلیل قرار گرفته است و سپس، سناریوهای قوی با استفاده از نرم افزار سناریوویزارد مشخص شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد، از میان 189 وضعیت موجود در صفحه سناریو، 28 مورد بیانگر وضعیت بحرانی، 93 مورد ایستا و 68 مورد مطلوب هستند. با این شرایط، بخش مهمی از صفحه سناریو به وضعیت های ایستا و بحرانی اختصاص دارد. درنهایت با توجه به محتمل ترین سناریوهای مربوط به منازعات آبی بین عراق و ترکیه، راهبردهایی برای رفع علل این منازعه ارائه شده است.
بررسی و ارزیابی تغییرالگوی کاربری اراضی شهری با رویکرد جای پای بوم شناختی (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
40 - 21
حوزههای تخصصی:
طی سه دهه اخیر، بهره برداری بی رویه و غیراصولی از اراضی و تغییرکاربری ها باعث عکس العملهای متفاوت اکوسیستم ها شده است.کلانشهر تبریز، مرکز استان آذربایجان شرقی می باشدکه در طول چند دهه اخیر رشد نامتوازن و پراکنده ای داشته، به گونه ای که گسترش بی رویه شهر موجب تخریب فضاهای پیرامون و خارج شدن شهر از شکل متقارن و استاندارد خود شده است. امروزه رشد ناموزون و گسترش بی رویه شهر از مسایل و معضلات کلانشهر تبریز محسوب می شود. روش پژوهش حاضر، کاربردی- تحلیلی بوده تا با گردآوری اطلاعات در طی دوره زمانی 25 ساله یعنی دهه 1375-1400 به صورت اسنادی-کتابخانه ای، پیمایش میدانی به صورت مراجعه به سازمان ها و ادارات مربوطه و استفاده از روش محاسباتی جای پای بوم شناختی، به سؤال اصلی تحقیق یعنی؛ «تغییرات کاربری اراضی کلانشهر تبریز طی دوره زمانی 25 ساله چه اثراتی بر روی محیط زیست و ظرفیت بوم شناختی تبریز گذاشته است؟» پاسخ دهد و راهکارهایی را برای بهبود وضعیت تغییرات اراضی و توان بوم شناختی شهر و توزیع متناسب جمعیت در کلانشهر تبریز ارائه نماید. از جمله نتایج به دست آمده در تحقیق حاضر این است که افزایش نرخ رشد جمعیت و به تبع آن گسترش و توسعه بی رویه کالبدی- فیزیکی شهر، طی این سال ها موجب افزایش تغییرات کاربری اراضی به ویژه تبدیل کاربری های زراعی و باغی به شهرک ها و مناطق مسکونی شده است. که این میزان تغییرات از توان اکولوژیکی کلانشهر تبریز خارج بوده و نیازمند مدیریت دقیق و منضبط می باشد. که در غیر این صورت با تدام یافتن این نوع چالش، کلانشهر تبریز طی سال های آتی دچار بحران و مشکلات قابل ملاحظه و تجدید ناپذیری خواهد شد.