مصطفی طالشی

مصطفی طالشی

مدرک تحصیلی: دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۷ مورد.
۱.

تبیین تحولات کالبدی- فضایی روستاهای ناحیه پیراشهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۲۵۸
ناحیه پیراشهری اردبیل به دنبال پذیرش نقش مرکزیت استانی شهر اردبیل و متأثر از جریانات بیرونی اثرگذار این شهر، با پدیده خزش شهری شتابان، گسترده، ناموزون و کنترل نشده ای مواجه شده است. شهراردبیل با دستیازی به عرصه های پیرامون، روستاهای پیراشهری خود را در ابعاد مختلف با تحولات و چالش های عدیده ای روبرو نموده است. پارادایم شناخت علمی حاکم بر پژوهش باهدف تبیین تحولات کالبدی- فضایی رُخ داده در ناحیه پیراشهری اردبیل، از نوع «تفسیری» و روش شناسی به صورت «کیفی» بوده و از جنبه زمانی، تحقیقی از نوع مقطعی (پس از شکل گیری استان در سال1372) است. تحقیق به شیوه «مصاحبه نیمه ساختارمند» صورت گرفته و مشارکت کنندگان تحقیق شامل 28 نفر از مدیران محلی روستاها، کارشناسان و مدیران برنامه ریزی توسعه روستاهای ناحیه پیراشهری در 20 روستای واقع در حریم شهراردبیل (قلمرو مکانی پژوهش) بودند.یافته های پژوهش، بر تحولات گسترده و گوناگون روستاهای پیراشهری در ابعاد مختلف محیطی- اکولوژیک، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و چالش های مدیریتی دلالت دارد که در این میان به ترتیب «محدودیت منابع آب، واگرایی فرهنگی و عدم امنیت، تضعیف منابع تولید، ساخت و سازهای غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی، عدم مدیریت یکپارچه شهر و روستا و ضعف مدیریت شهری در گستره حریم»، به عنوان اهمّ این چالش ها قابل ذکر است. ازآنجاکه چالش های یادشده متأثر از عوامل مختلف اثرگذار بیرونی چون «اجرای طرح های عمرانی منابع آب، شهرگرایی، مدیریت بخشی و انتزاعی شهر و روستا و تداخل وظایف شهرداری و جهاد کشاورزی در مدیریت حریم و ...» می باشند، برون رفت از چالش موجود، نیازمند بازاندیشی فکری و محتوایی در مبانی نظری و اندیشه ای در راهبردها، سیاست ها و برنامه ها و تجدیدنظر در شیوه مداخلات و اقدامات اجرایی در چارچوب برنامه ریزی کالبدی- فضایی است؛ زیرا با بهره گیری از روش های برنامه ریزی و شیوه مداخله کالبدی در نواحی پیراشهری، مبتنی بر رویکرد فضایی و یکپارچه نگری، پیوند فضایی- عملکردی سکونتگاه های ناحیه پیراشهری قابل دستیابی خواهد بود. 
۲.

شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در توسعه محلات شهری بر اساس مدل MABAC(مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۴
محله ها از عناصر مهم و مؤثر تشکیل دهنده حیات اجتماعی شهرها به شمار می روند و مشارکت فعال و اثرگذار شهروندان در محلات شهری زمینه های شکوفایی استعدادها و توانمندی های شهروندان در طرح های توسعه شهری را فراهم می سازد، اما در نظام برنامه ریزی شهری ایران، مشارکت شهروندان با محدودیت هایی مواجه است، این پژوهش بر آن است تا به شناسایی، تدوین و تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در توسعه محلات شهر بجنورد بپردازد. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت روش از نوع توصیفی- تحلیلی و اکتشافی است، در گردآوری داده ها از روش، اسنادی و میدانی به شکل پرسشنامه و مصاحبه (روش دلفی) استفاده شده است. جهت شفاف سازی وضع موجود و تشریح و تبیین دلایل چرایی و ابعاد مسئله پژوهش، ابتدا به بررسی وضعیت موجود توسعه در محلات 41گانه شهر بجنورد (با استفاده از مدل ماباک) مبادرت گردیده است و پس از شناسایی محلات برخوردار و کم برخوردار، اقدام به بررسی و مقایسه مشارکت اجتماعی در محلات موردنظر شده است، تا با شناخت نارسایی ها و نقاط قوت، زمینه ارتقاء برنامه ریزی مشارکتی در محلات شهر بجنورد فراهم شود، یافته های پژوهش نشان داد، که محله ویلاشهر با کمترین میزان توسعه و محله نادر با بیشترین میزان توسعه به عنوان نمونه موردبررسی انتخاب شدند، بر مبنای نتایج به دست آمده محله کم برخوردار ویلاشهر از میزان مشارکت کمتری نسبت به محله برخوردار نادر بهره مند بوده است. ازجمله مهم ترین دلایل این موضوع پایین بودن سطح شاخص هایی است که شالوده آن رضایتمندی، تأمین نیازهای پایه ی محله ای، و خدمات رسانی مطلوب و غیره برای شهروندان است.
۳.

ارزیابی حکمروایی روستاهای پیرامون زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
توسعه سریع و شتابان شهرگرایی در ایران و به ویژه در مناطق پیرامونی شهرهای بزرگ نظیر زاهدان، منجر به بروز چالش هایی در خصوص پایداری سکونتگاه های روستایی و افزایش مشکلات مدیریتی و اجتماعی در این مناطق شده است. یکی از راه های مقابله با این مشکلات، توجه به اصول حکمروایی خوب در این سکونتگاه ها است که می تواند بهبود کیفیت زندگی، پایداری اقتصادی و اجتماعی را در پی داشته باشد. این پژوهش باهدف ارزیابی حکمروایی خوب در روستاهای پیرامون شهر زاهدان و شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار در این امر، انجام شده است. روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است و از دو مدل تصمیم گیری چندمعیاره TOPSIS و AHP برای سنجش و اولویت بندی معیارها استفاده شده است. در این راستا، داده ها از طریق مقایسات زوجی و تحلیل وزن های مختلف معیارهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و حکمرانی خوب در روستاها جمع آوری شدند. نتایج نشان داد که "حکمروایی خوب" با وزن نسبی 426/0 بیشترین اهمیت را در ارزیابی پایداری توسعه روستایی داشته و زیرمعیار "شفافیت" با وزن 416/0، مهم ترین عامل در این زمینه محسوب می شود. سایر معیارها شامل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به ترتیب با وزن های 250/0، 178/0 و 146/0 در رتبه های بعدی قرار گرفتند. براساس نتایج تحلیل، روستای گاوداران با امتیاز 85/0 به دلیل مشارکت بالای مردمی و شفافیت در مدیریت، بهترین عملکرد را در میان روستاها داشت. در مقابل، روستای رسول آباد با امتیاز 42/0 در پایین ترین رتبه قرار گرفت و نشان دهنده ضعف در مؤلفه های حکمرانی خوب به ویژه شفافیت و مشارکت اجتماعی بود. این پژوهش بر اهمیت تقویت شفافیت مدیریتی و افزایش مشارکت اجتماعی در روستاها تأکید می کند و بیان می کند که این فرآیند می تواند به طور مستقیم به توسعه پایدار در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در نواحی پیراشهری منجر شود. این یافته ها می توانند به عنوان مبنای تصمیم گیری برای سیاست گذاران و مدیران محلی در تخصیص منابع و برنامه ریزی های توسعه ای در مناطق روستایی مورد استفاده قرار گیرند و بهبود کیفیت زندگی در این نواحی را تسهیل کنند.
۴.

سناریوپردازی آینده نظام کاربری زمین و پوشش اراضی، مطالعه موردی: زیرحوضه آبریز کوهپایه- سگزی در ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
هدف: هدف اصلی این پژوهش تبیین سناریوهای پیش رو و ارائه سناریو مطلوب نظام کاربری زمین و پوشش اراضی در راستای پایداری سکونتگاه های روستایی زیر حوضه کوهپایه- سگزی در افق 1425 است. روش و داده: این پژوهش از لحاظ روش از نوع روش توصیفی- تحلیلی و با توجه به هدف از نوع پژوهش های کاربردی و اکتشافی است و با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری و با ترکیب روش های کمی و کیفی انجام پذیرفته است. داده های موردنیاز با مطالعات کتابخانه ای، بررسی منابع و اجرای پرسشگری از گروه خبرگان گردآوری شده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و گردآوری اطلاعات از نرم افزار میک مک و سناریوویزارد بهره گیری شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که از بین 54 حالت پیش رو، ۶۶/۷ درصد در شرایط نامطلوب و بحرانی پیش می رود و در 11 درصد حالت مطلوب را پیش رو دارد. همچنین در کمتر از ۲۲/۳ درصد ادامه روند کنونی است و بر این اساس نظام کاربری زمین و پوشش اراضی در افق 1425 به سمت آینده نامطلوب حرکت می کند. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که اتخاذ تدابیر فوری در این زمینه و در این قلمرومکانی باتوجه به پیشران های کلیدی و سناریوهای پیش رو الزامی و ضروری است. سناریوهای پیش رو نظام کاربری زمین و پوشش اراضی در این زیرحوضه، بروز شرایط بحرانی در افق پیش رو را نشان می دهد و به عبارتی در این دوره زمانی ناپایداری، شرایط نامطلوب و بحرانی در سکونتگاه های روستایی این قلمرو مکانی دور از انتظار نخواهد بود و سناریو اول را می توان تنها سناریو مطلوب و ایده آل در راستای دستیابی به پایداری در سکونتگاه های روستایی بیان نمود. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به بهره گیری و ترکیب روش های آینده پژوهی و کاربرد آن در برنامه ریزی فضایی و نظام کاربری زمین و پوشش اراضی اشاره نمود. همچنین پژوهش پیش رو با توجه به رویکرد مکانی-زمانی، روش و نتایج دارای نوآوری بوده است.
۵.

تحلیل فضایی کیفیت محیط زندگی شهری در مناطق کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
شهرها با سرعت بیسابقهای در حال رشد هستند. این موضوع چالشهای بزرگی را برای مدیران و سیاستگذران ملی و محلی از لحاظ کیفیت محیط زندگی شهری ایجاد میکند. این چالشها به ویژه برای سیاست گذاران و برنامهریزان شهری بسیار اهمیت دارد. این تحقیق با طرح این سوال که کیفیت محیط زندگی شهری در مناطق کلانشهر مشهد چه وضعیتی دارد با روش توصیفی – تحلیلی در ترکیب با روش پیمایش میدانی و نظرسنجی از خبرگان، مؤلفههای کلیدی کیفیت زندگی شهری در مناطق )سه منطقه منتخب و سه محله در هر منطقه( را اولویتبندی کرده است. در نهایت، با پیمایشی بر روی شهروندان مشهدی، کیفیت زندگی شهری سنجش شده است. شاخصهای کیفیت محیط شهری مناطق و محلههای متخب شهر مشهد در شش حوزه  کالبدی، اقتصادی، حملونقل، اجتماعی، نهادی و زیست محیطی )بر اساس مدل مفهومی تحقیق( نشان میدهد که مناطق و محلههای مختلف کلانشهر مشهد وضعیت یکسان ندارند .این نابرابریها در دسترسی به خدمات اساسی مانند مسکن، آموزش، مراقبتهای بهداشتی، حمل و نقل و فرصتهای شغلی خود را نشان میدهد و کیفیت زندگی ساکنان، به ویژه در مناطق کمبرخوردار )منطقه 5( به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار میگیرد. منطقه 1 به طور کلی، کیفیت محیط زیست مطلوبتری را نسبت به دو منطقه دیگر) 5 و 11( نشان میدهد. این وضعیت در محلههای منتخب در هر منطقه هم قابل مشاهده است.
۶.

ادراک اجتماع محلی ناحیه شرقی استان گلستان از روستای خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۵
روستای « خوب» سکونتگاهی است که با توجه به نگرش ها، آرمان ها، هنجارها، معیارها، نیازها، خواسته های مشترک و دلخواه بیشتر ساکنان آن با صفت «خوب» شناخته می شود. بنابراین، مفهوم کیفی «خوب بودن» در بستر تجربه ها و آگاهی های اجتماع محلی شکل می گیرد که در محیط روستا زندگی می کنند و در تعامل تنگاتنگ با فضای اجتماعی- جغرافیایی این گونه نواحی قرار دارند. بر این مبنا، این پژوهش با هدف بازشناسی خصایص (در قالب اصول توسعه) یک سکونتگاه روستایی خوب، در روستاهای شرق استان گلستان( شهرستان های کلاله، مینودشت و گالیکش ) است. پژوهش انجام گرفته از جنبه معرفتی؛ ذهنیت گرا، از جنبه روش شناسی؛ تفسیرگرا و از جنبه روش تحقیق؛ کیفی است. مشارکت کنندگان، روستاییان ساکن در روستا ها ی قلمرو جغرافیایی مورد مطالعه هستند. بر اساس نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیارهایی چون توپوگرافی، دما، ارتفاع،کاربری زمین ، فاصله تا مراکز شهری، نحوه دسترسی (امکانات ارتباطی و شبکه های ارتباطی)، داشتن طرح هادی روستایی و با مشورت خبرگان محلی و کارشناسان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ، 15 روستا انتخاب شدند. در این روستاها، با نمونه گیری هدفمند و نظری با 87 نفر اشباع نظری اتفاق افتاد. در کنار روش  کتابخانه ای، مبتنی بر روش میدانی، فن مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار چک لیست مصاحبه (که حاوی پرسش های محوری بود) نگرش اجتماع محلی از روستای خوب تفهم شد. در چارچوب رویکرد گراندد تئوری ( GTM ) بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. بر اساس تحلیل انجام گرفته، 349 مفهوم،81 مقوله فرعی، 29مقوله  اصلی و 13 مقوله گزینشی استخراج شد. مبتنی بر تفهم انجام گرفته؛ از دیدگاه اجتماع محلی ناحیه شرق گلستان، روستای خوب، روستایی با محیط زیست پایدار، سرمایه اجتماعی بالا، ظرفیت های توسعه اشتغال و نظام فعالیت اقتصادی پررونق، امکانات رفاهی- زیربنایی مناسب، مدیریت محلی توانمند، کنش پیوسته با مدیریت دولتی، چشم انداز کالبدی با هویت، فناوری اطلاعات، روحیه مطالبه گر، روحیه جمع گرا و همگرا، پیوند قوی روستایی-شهری، روحیه مشارکت جو و تعلق مکانی است.
۷.

بررسی تطبیقی کارکرد شهرهای کوچک نوپا با تاکید بر موقعیت مکانی-فضایی (مطالعه موردی: استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقدمه: سیاست گذاران شهری دریافته اند؛ برای اینکه توسعه در محدوده سکونتگاه های انسانی صورت گیرد، شهرهای کوچک به عنوان حلقه اتصال بین روستاهای پیرامون و شهرهای بزرگتر باید در توسعه محلی، منطقه ای و ملی دیده شوند. چون این شهرها می توانند شکاف بین مناطق شهری و روستایی را برای ارتقاء موثر کیفیت شهرنشینی پرکنند.   هدف: این مقاله با هدف تبیین و تحلیل، کارکرد شهرهای کوچک نوپا با تاکید بر موقعیت مکانی-فضایی این شهرها در استان گلستان انجام گرفت. روش شناسی: روش انجام پژوهش از لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. داده ها به روش پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری شد. جامعه آماری شامل: تمام خانوار شهرهای کوچک نوپا و جامعه نمونه شامل 379 شهروند می باشند. قلمرو جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی پژوهش، شامل تمام 14شهر کوچک نوپا هستند که بعد از انتزاع استان گلستان از مازندران در سال 1376 در سه ناحیه(دشت شمالی، جلگه میانی و کوهستانی جنوب) به وجود آمدند. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش از منظر آزمون فریدمن نشان می دهد، شهرهای کوچک نوپا در ناحیه دشت شمالی از نظر کارکرد(فرهنگی-مذهبی، ادارای- انتظامی، آموزشی) به ترتیب با میانگین رتبه ای (79/5، 36/5، 25/3) و ناحیه جلگه میانی از نظرکارکرد(بهداشتی-درمانی و مالی-تجاری) به ترتیب با میانگین(85/4، 31/3) بالاترین تغییرات کارکردی را تجربه کردند. نتیجه گیری: نتیجه نهایی اینکه؛ هر چند در بین شهرهای کوچک نوپا، شهر مراوه در ناحیه دشت شمالی و شهر فاضل آباد در ناحیه جلگه میانی از نظر شاخص های کارکرد شهری، یک رابطه جدید و پایدار، در بین سکونتگاه های ناحیه خود به وجود آوردند؛ ولی برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب و مناسب باید تمامی شهرهای کوچک نوپا بتوانند از تراوش توسعه کارکردی بهره مند شوند.
۸.

تبیین پیشران های تحولات نظام کاربری زمین و پوشش اراضی (مورد مطالعه: زیرحوضه آبریز کوهپایه– سگزی در ایران مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۰
با بروز تحولات اجتماعی و اقتصادی در جوامع انسانی و بهره برداری نامتعارف از منابع، شرایط ناپایداری زمین تشدید می یابد. امروزه واکاری آینده نظام کاربری زمین و پوشش اراضی (LULC) به طور فزاینده ای برای ابزارهای برنامه ریزی فضایی ضروری است و به واسطه مدل های ارائه شده از نتایج این مطالعات و اینکه چه زمانی، چرا و چه تغییراتی ممکن است در آینده رخ بدهد، تصمیم گیرندگان می توانند برنامه ریزی کاربری اراضی را کارآمدتر و اقداماتی را برای جلوگیری از آینده نامطلوب، به ویژه در رویدادهای شدید و بحرانی توسعه دهند. در این راستا از پیش نیازهای اساسی، تبیین پیشران هاست. هدف این پژوهش تبیین پیشران های تحولات نظام LULC در زیرحوضه مطالعاتی کوهپایه-سگزی با رویکرد آینده نگاری است. در این پژوهش به واسطه ترکیب روش دلفی فازی و تحلیل تاثیر متقابل و اجرای پرسشگری به استفاده از پرسشنامه باز و بسته و نیز بهره گیری از نرم افزار میک مک به اهداف مطالعه دست یافته ایم. از میان ۵۶ پیشران شناسایی شده، ۳4 پیشران بااهمیت مشخص شد که از میان آن ها پیشران های «ضعف در برنامه ریزی و مدیریت روستایی، ضعف در سیاست گذاری و مدیریت یکپارچه منابع آب و زمین، فساد اداری و باندبازی سازمان ها و مدیران اجرایی و ذیربط، ناهماهنگی میان سازمان های مرتبط، خزش شهری، بازدارنده نبودن قوانین تغییر کاربری، و انتزاعی بودن قوانین و عدم تناسب و کارایی با توجه به زمان و مکان» به عنوان پیشران های کلیدی مطرح اند. بنابراین به منظور پایداری منابع محیطی، با در نظر داشتن پیشران ها سناریوپردازی آینده الزامی و ضمن آن اصلاح سیاست گذاری ها، بازنگری در قوانین مربوطه، تدوین چارچوب ساختارمند در سازمان های متولی، برنامه ریزی اصولی مبتنی بر نیازسنجی ها و اعمال مدیریت مطلوب ضروری است.
۹.

پایش تحولات نظام کاربری و پوشش زمین با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای (مورد مطالعه: زیرحوضه آبریز کوهپایه-سگزی در ایران مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمین بستر تمامی فعالیت های انسان و یکی از نهاد های اثربخش در نظام های تولید و دستیابی به پایداری توسعه به شمار می رود. از سوی دیگر با بروز تحولات اجتماعی و اقتصادی در جوامع انسانی و بهره برداری نامتعارف از منابع، شرایط ناپایداری زمین تشدید می یابد. سنجش تحولات بهره برداری از زمین با موضوعاتی همچون نظام کاربری زمین و پوشش اراضی و الگوهای پایش همراه است. الگوهای کاربری زمین و پوشش اراضی، با فراهم سازی پایش و شناخت روند تحولات نظام بهره برداری از طریق بکارگیری فنون سنجش از دور، امکان اصلاح و تغییر سیاست گذاری، مدیریت مطلوب و آینده نگاری منابع محیطی را تسهیل می نماید. هدف این پژوهش، پایش تحولات نظام LULC در زیرحوضه آبریز کوهپایه-سگزی با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای در دوره زمانی 2000 الی 2023 میلادی (1379-1402 خورشیدی) و به روزرسانی اطلاعات مکانی است. نتایج ارزیابی نقشه های نظام کاربری و پوشش اراضی با بهره گیری از الگوریتم درخت تصمیم گیری نشانگر افزایش وسعت بیش از 97 درصد اراضی ساخته شده، 173 درصد اراضی مرتع، 230 درصد عرصه های آبی، 72 درصد اراضی کشاورزی و کاهش وسعت بیش از 14 درصد از اراضی بایر است. البته 913 هکتار از اراضی بایر، 244 هکتار از اراضی مرتع، 44 هکتار از اراضی کشاورزی و 155/0 هکتار از عرصه های آبی به اراضی ساخته شده تغییر یافته است. پایداری منابع محیطی به ویژه کاهش روند تغییر کاربری و پوشش اراضی و تثبیت نظام بهره برداری مستلزم اعمال مدیریت مطلوب از منابع با بکارگیری الگوهای حفاظت از زمین با مشارکت و توانمند سازی جوامع محلی روستایی است.
۱۰.

کاربرد رویکرد شهر دوستدار سالمند در برنامه ریزی حمل و نقل شهری (مورد مطالعه: کلان شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
در سال های اخیر با توجه به رشد نرخ جمعیت سالمند ، مفهوم شهر دوستدار سالمند به یکی از پایه ای ترین مفاهیم در برنامه ریزی شهری مبدل شده و ابزارها و راهکارهای متعددی برای سنجش و بهینه سازی ساختارهای شهری و اجتماعی در سال های اخیر به ویژه توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است . این سازمان یک مجموعه شاخص هشت گانه برای سنجش وضعیت شهر دوستدار سالمند در کلان شهر ها ارائه داده است . تحقیقات زیادی در شهرهای مختلف دنیا بر حسب این شاخص ها انجام شده و در این پژوهش شاخص حمل ونقل از شاخص های هشت گانه شهر دوستدار سالمند با ده مؤلفه اصلی در کلان شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفته است . روش تحقیق توصیفی تحلیل و با تکنیک پیماشی است . جامعه آماری در بعد اول سالمندان کلان شهر مشهد هستند که نمونه با روش تصادفی از دو منطقه یک (پربخوردار) و سه (کم برخوردار) شهری انتخاب شده اند . داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سازمان بهداشت جهانی گردآوری و نتایج تحقیق نشان می دهد ، مؤلفه های فراوانی وسایل حمل ونقل عمومی ، کیفیت وسایل نقلیه عمومی ، شرایط رانندگی ، ایمنی و اطلاع رسانی در حمل ونقل عمومی تفاوت معناداری با معیار میانگین دارند . از سوی دیگر مؤلفه های مورد بررسی از حیث اهمیت برای شهروندان سالمند رتبه بندی شده است . در بعد دوم تحقیق وضعیت اعمال مؤلفه های شاخص حمل ونقل در شهر دوستدار سالمند در پروژه های شهری مورد بررسی قرار گرفته است . در این بعد تحقیق جامعه هدف مدیران شهری دخیل در برنامه ریزی شهری در پنج سال گذشته انتخاب شد که با نمونه گیری تصادفی ، داده ها از نمونه 40 نفری از مدیران با پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و تحلیل شد . نتایج این تحلیل حاکی از آن است که در پروژه های شهری اخیر توجهی به مؤلفه های ده گانه شاخص حمل ونقل شهر دوستدار سالمند نشده است . 
۱۱.

شناسایی و تدقیق نواحی فرهنگی آرامستان ها در راستای گردشگری مذهبی (مورد مطالعه: آرامستان های ناحیه شهری مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
آرامستان ها یکی از عناصر اثربخش در چیدمان ساختار فضایی سکونتگاه انسانی و به ویژه شهرهای ایرانی است. رویکرد توسعه فرهنگی- اجتماعی آرامستان ها با افزایش میزان تعاملات اجتماعی و حضورپذیری شهروندی موجب سرزندگی شهری فضاهای شهری می شود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با توجه به ماهیت کارکردی آن از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. در پژوهش حاضر، شیوه جمع آوری اطلاعات اسنادی و نیز پیمایشی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از نرم افزار ArcGIS و مدل هایی نظیر تحلیل خوشه ای (Group Analysis) و درون یابی (IDW) استفاده شده است. به منظور شناخت و تدقیق نواحی فرهنگی آرامستان ها در کلان شهر مشهد از شاخص هایی دسترسی همچون حرم مطهر امام رضا، جاذبه ها ومناطق نمونه گردشگری، آثار تاریخی، مراکز اقامتی و سایر امکانات و خدمات شهروندی استفاد شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که مجموعه های حرم مطهر رضوی، گنبد خشتی، گنبد سبز و خواجه ربیع به عنوان ناحیه فرهنگی یک، یاسر و ناصر به عنوان ناحیه فرهنگی دو، خواجه مراد و خواجه اباصلت به عنوان ناحیه فرهنگی سه و میامی به عنوان ناحیه فرهنگی چهار قابل شناسایی است. به منظور افزایش نقش آفرینی نواحی فرهنگی آرامستان ها در سرزندگی شهری کلان شهر مشهد، الگوی بومی باغ مزار برای ارتقای هویت ایرانی در آرامستان های تاریخی و طرح ریزی تأسیسات و تجهیزات گردشگری از طریق پیوند فضایی-عملکردی نواحی آرامستان های تاریخی ناحیه شهری مشهد با حرم مطهر رضوی در توسعه اجتماعی-فرهنگی آرامستان های شهری مؤثر است.
۱۲.

پایدارسازی اجتماعی - کالبدی پیراشهر مشهد با رویکرد توانمندسازی اجتماعات محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۱۵
رشد فزاینده شهرنشینی همراه با گسترش فضای پیراشهری در کلان شهرهای ایران از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان و مدیریت های رسمی شهر و مدیران ملی است. از سوی دیگر ساماندهی ساکنین بافت های ناکارآمد در فضاهای پیراشهری با محوریت مشارکت همه جانبه آنان مبتنی بر توانمندسازی اجتماعات محلی، یکی از روش های برون رفت از ناپایداری اجتماعی-کالبدی فضای پیراشهری در کلان شهرها بشمار می رود. هدف این پژوهش سنجش میزان تأثیرگذاری توانمندسازی اجتماعات محلی و ساکنین بافت های ناکارآمد کلان شهر مشهد در پایداری اجتماعی-کالبدی شهرک شهید باهنر از منظر مشارکت پذیری مردمی می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی و ابزار گردآوری داده ها علاوه بر پرسشنامه، مشاهدات عینی و کشفیات حقیقی پژوهشگر می باشد. داده های پژوهش نیز با استفاده از آزمون t تک متغیره، ANOVA و همبستگی پیرسون آزمون شدند. جامعه آماری پژوهش شامل 33937 نفر ساکنین شهرک شهید باهنر است. به منظور گردآوری داده ها، از روش نمونه گیری تصادفی، از 379 نفر از ساکنین نظرسنجی به عمل آمده است. نتایج وجود رابطه معنادار بین متغیرها را ثابت نموده و تأثیر متغیر توانمندسازی و پایداری را تائید می نماید. همچنین با توجه به بتای استاندارد به دست آمده سهم و نقش اعتماد اجتماعی در تبیین متغیرهای پایداری بسیار بیشتر از سایر متغیرهای توانمندسازی می باشد. درنتیجه یکی از ابزارهای مدیریت شهری برای ایجاد پایداری اجتماعی و کالبدی فضاهای پیراشهری، توانمندسازی ساکنین این فضاها می باشد.
۱۳.

تحلیل ساختار کالبدی _فضایی شهرهای کوچک نوپا در انتظام شبکه شهری مورد مطالعه: شبکه شهری استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
 عملکرد شهرهای کوچک در پیوند نظام سکونتگاهی به منظور انتظام شبکه شهری مستلزم کارایی و مطلوبیت در ساختار کالبدی_ فضایی این شهرها است. البته به دلیل برخی سیاست گذاری های نامتوازن شهری _منطقه ای در گذر زمان، شاهد دگرگونی در ساختار کالبدی این شهرها بوده ایم که موجبات ناکارآمدی عملکردی شهرهای کوچک را در پی داشته است. این تغییرات ساختاری به جهت موقعیت مکانی–فضایی در بین شهرهای کوچک نوپا استان گلستان متفاوت است. این مقاله با هدف تبیین و تحلیل ساختار کالبدی- فضایی شهرهای کوچک نوپا در انتظام شبکه شهری استان گلستان انجام گرفت. روش انجام پژوهش ازلحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی است. دادها به روش های اسنادی و پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری شد.  جامعه آماری شامل: مدیران شهری، شهروندان و دهیاران و جامعه نمونه شامل تمام 14شهردار و 28 نفر اعضای شورای شهر، 379 شهروند و 74 دهیار می باشند. یافته-های پژوهش نشان می دهد، ناحیه دشت شمالی هم از نظر شهروندان با ضریب کندال (588/0) و میانگین رتبه ای کروسکال والیس (95/193) و هم از نظر دهیاران با ضریب کندال (585/0) و میانگین رتبه ای کروسکال والیس (87/39) و ناحیه کوهستانی جنوب از نظر مدیران شهری با ضریب کندال (702/0) و میانگین رتبه ای کروسکال والیس (50/24) درزمینهٔ کالبدی-فضایی دارای بیشترین تغییرات بوده است؛ اما ناحیه جلگه میانی روند متوسطی را در این تغییرات داشته است. نتیجه اینکه نواحی سه گانه علی رغم اینکه در یک منطقه جغرافیایی قرار دارند اما با توجه به مقتضیات محلی و ناحیه ای، ساختارهای کالبدی-فضایی متفاوتی را در انتظام شبکه شهری تجربه کردند.
۱۴.

شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر مشارکت شهروندان در توسعه شهر بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۷۳
امروزه مشارکت عمومی به یکی از ابزارهای اصلی و عنصر کلیدی در فرایند تصمیم گیری در حوزه های مختلف شهری با هدف ارتقای زندگی شهروندان بدل گردیده است، از این رو هدف مقاله حاضر، تبیین و شناسایی پیشران های موثر بر مشارکت شهروندان در توسعه شهر بجنورد می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از دیدگاه ماهیت، تحلیلی - اکتشافی می باشد و از روش ترکیبی اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. در این راستا پس از برگزاری جلسات مصاحبه با 20 نفر از متخصصان حوزه شهری بجنورد به عنوان جامعه آماری تحقیق، 17 عامل پیشران با استفاده از تکنیک دلفی، تدوین و وزن دهی شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی ساختاری – تفسیری (ISM) و در نهایت از روش تحلیل میک مک ( به منظور اثرگذاری و اثرپذیری) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که، معیار بسترسازی جلب اعتماد شهروندان توسط مدیران، تاثیرگذارترین سطح و ایجاد احساس هویت نسبت به شهر و همچنین مهارت و دانش مقام های رسمی، جزوء تاثیرپذیرترین عوامل موثر در مشارکت شهروندان در توسعه شهر می باشند. همچنین نتایج روش میک مک نشان داد که، مؤلفه های موجود در ناحیه 1 شامل مهارت و دانش و تجربه مقام های رسمی و برنامه ریزان نظیر مهارت های ارتباطی جزو متغیرهای استراتژیک بشمار می روند، زیرا هم قابلیت کنترل توسط سیستم مدیریتی و هم دارای سیستم تأثیرگذاری قابل قبولی می باشند. مؤلفه های موجود در ناحیه 2 شامل تمرکززدایی و توزیع قدرت در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و محلی بسیار تأثیرگذار و دارای قابلیت کنترل بسیار کمی می باشند، درنتیجه برنامه ریزان به ندرت قادر به تغییر این متغیرها هستند و در نهایت مؤلفه های موجود در ناحیه 4 شامل اعتقاد به مشارکت و بهره گیری از طریق جوامع محلی و.... (غیره) نتیجه سایر متغیرها می باشند.
۱۵.

طرح ریزی الگوی مدیریت یکپارچه فضایی سکونتگاه های روستایی در حریم کلان شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۳۴
در بازاندیشی به الگوها و رویکردهای برنامه ریزی توسعه سرزمینی در دهه های اخیر دیدگاه غالب همواره توجه به پارادایم فضایی و به تبع آن توازن و پایداری نظام سکونتگاهی است .درحالی که ردیابی تجارب برنامه ریزی توسعه فضایی در بسیاری از کشورهای جنوب و به ویژه برنامه های توسعه در ایران همواره تمرکز بر سیاست های غالب توسعه ملّی - منطقه ای شهرگرایی شتابان بوده است. این چنین روند توسعه شهرنشینی و ناپایداری سکونتگاه های روستایی در پیرامون شهرها یکی دیگر از جلوه های اجتماعی_ اقتصادی و کالبدی _ فضایی متمایز است. این جلوه نامتوازن نظام سکونتگاهی از طریق شکل گیری پدیده هایی همچون الحاق روستاها به شهرها، خزش شهری و به ویژه اسکان غیر رسمی در پیرامون شهرها همراه شده است. این پژوهش با روش اسنادی و تحلیل محتوی در ادبیات نظری و تجربیات برنامه ریزی فضایی و توسعه منطقه ای درپی دستییابی به الگوی نظری مطلوب درنظام مدیریت شهری_روستایی درحریم کلان شهرها است. با تعمیق درنظام مدیریت روستایی سه رویکرد غالب قابل تحلیل و ارزیابی است.دررویکرد تمایز فضایی_ عملکردی شهری_روستایی همواره انتزاع پذیری دو زیر نظام سکونتگاهی درپیرامون کلان شهرها برای دستیابی به الگوی مدیریت توسعه کالبدی و اجتماعی_اقتصادی مورد توجه است.رویکرد دوم نظام مدیریت فضایی شهر و پیرامون کلان شهرها بر اساس برنامه ریزی ساختاری_راهبردی مبتنی بر حاکمیت اعمال مدیریت شهری متمرکز است. درحالی که رویکرد سوم بدنبال مدیریت یکپارچه شهری_روستایی است.این الکو با دسترسی به ادبیات برنامه ریزی توسعه فضایی پایدار درچارچوب پارادایم فضایی بدنبال پیوند ساختاری_عملکردی با تعادل و توازن کالبدی_فضایی و اجتماعی_اقتصادی نظام سکونتگاههای شهری و روستایی در پیرامون کلان شهرها است. نتایج این پژوهش حاکی از پذیرش و چگونگی مدل مفهومی برای تحقق پذیری رویکرد سوم برای پایداری و مدیریت شهر و سکونتگاههای روستایی پیرامون کلان شهری است.
۱۶.

تحلیل شاخص های زیرساخت های شهر دوستدار سالمند در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۳۰۳
در سال های اخیر با توجه به رشد صعودی نرخ جمعیت سالمند در دنیا این موضوع به یکی از کانون های مورد توجه محققان مبدل شده است. موضوع بهینه سازی ساختارهای شهری اجتماعی پایه ای ترین موضوع در مطالعات مربوط به سالمندان در حوزه شهرسازی است. در این پژوهش به بررسی شاخص های سنجش زیرساخت های شهر دوستدار سالمند در کلان شهر مشهد پرداخته شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده که با استفاده از روش پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری تحقیق با توجه به ساختار پرسشنامه ها متشکل از متخصصان حوزه شهری، خدمات سلامت و بهداشت، خدمات روان شناختی و حمل ونقل و فناوری اطلاعات در شهر مشهد بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 100 نفر تعیین گردید. نمونه های پژوهش با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه استاندارد سازمان بهداشت جهانی جمع آوری گردید. طبق نتایج تحقیق، شهر مشهد در شاخص های مسکن، فضاهای بیرونی و ساختمان ها، حمایت جامعه و خدمات بهداشتی، مشارکت مدنی و اشتغال در وضعیت مناسبی برای سالمندان قرار ندارد. همچنین طبق آزمون فریدمن، میانگین رتبه شاخص فضای باز و ساختمان ها در شهر دوستدار سالمند بالاترین اولویت و شاخص ارتباطات و اطلاعات پایین ترین اولویت را در بین شاخص ها دارا است. دستاورد این پژوهش شناخت دقیق کاستی های کلان شهر مشهد در مقایسه با مقیاس های استاندارد شهر دوستدار سالمند است. راهکارهای پربازده و زودبازده نو که تاکنون در این کلان شهر به کار برده نشده است، برای بالا بردن سطح استاندارد شاخص های مسکن، فضاهای بیرونی و مشارکت و اشتغال ارائه شده است.
۱۷.

واکاوی عوامل پیش برنده و اثرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی (مورد مطالعه: شهر الشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۷۵
امروزه نواحی روستایی به دلیل شرایط خاص اکولوژیکی و اقتصادی - اجتماعی با مسائل و مشکلات متعدد و متنوعی مواجه هستند که فقر و محرومیت از مهمترین آنهاست. در این راستا،کارآفرینی با خلق فرصتهای جدید اشتغال و کسب درآمد،می تواند نقش مؤثری در بهبود وضع اقتصادی و معیشتی روستاها داشته باشد؛ بنابراین، سنجش وضعیت کارآفرینی روستاییان و تلاش برای توسعه و تقویت آن در فرایند توسعه روستایی از طریق شناسایی عوامل پیش برنده آن، اهمیت ویژ ه ای دارد.پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های موثر بر وضعیت آینده توسعه کارآفرینی روستایی در شهرستان الشتر و چگونگی تأثیرگذاری این پیشران ها بر یکدیگر انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت، بر اساس روش علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی و بر اساس هدف کاربردی است که در دو مرحله تعیین شاخص های کلیدی از طریق روش دلفی و شناسایی پیشران ها بر اساس نظرخواهی از نخبگان اجرایی و دانشگاهی متخصص در حوزه کارآفرینی با استفاده از نرم افزار MicMac و بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع انجام شده است. یافته ها بر اساس وضعیت صفحه پراکندگی عوامل نشان داد، سیستم ناپایدار است و بیشتر عوامل در اطراف محور قطری صفحه پراکنده هستند. همچنین نتایج نشان داد که از بین 24 عامل در نظر گرفته شده، در نهایت با توجه به امتیاز بالای تأثیرگذار و تأثیرپذیری مستقیم 14 عامل به عنوان خروجی میک مک ، در آینده توسعه کارآفرینی روستایی شهرستان نیر تأثیرگذار هستند. نتایج نشان داد که از بین 14 عامل پیشران، عوامل دسترسی به بازار مناسب برای عرضه تولیدات محلی و بومی به مصرف کنندگان، ایجاد و توسعه نهادها و سازمان های محلی مرتبط با کارآفرینی، سرمایه گذاری در خدمات آموزشی، ترویجی و اطلاع رسانی، دسترسی به اعتبارات بانکی و تسهیلات دولتی، تأثیرگذاری بالاتری بوده و از اهمیت بیشتری برخوردار بودند. در نهایت با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که توجه کافی به عوامل کلیدی و تاثیرگذار، اولویت بندی و مدنظر قرار دادن روابط آن ها با یکدیگر می تواند زمینه ساز تحقق و توسعه و تکامل مطلوب و الگومدار توسعه کارآفرینی روستایی در شهرستان الشتر باشد.
۱۸.

تحلیل نقش سرمایه گذاری دولت در توانمندسازی روستاییان (مورد مطالعه: ناحیه کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۹۱
در این پژوهش با توجه به نقش دولت در توانمندسازی و توسعه روستاها، اقداماتی که دولت در قالب نظام برنامه های توسعه به ویژه بعد از انقلاب اسلامی ایران انجام داده است، نخست با شناخت و تحلیل سرمایه گذاری های دولتی به روستاها و سپس نقش توانمندسازی مردم و چگونگی اثرگذاری آن در روستاهای ناحیه کاشان مورد بازشناسی قرار می گیرد. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری کلیه 15255 خانوار روستایی ناحیه کاشان و حجم نمونه 316 خانوار می باشد. دراین تحقیق با بهره گیری از روش طبقه بندی و بکارگیری ماتریس سه بعدی از شاخص های همچون میزان سرمایه گذاری دولتی(شاخص اثرگذار)، موقعیت جغرافیایی روستا و میزان جمعیت به عنوان شاخص های اثربخش تعیین روستاهای نمونه استفاده و در مجموع 12 روستا انتخاب شد. برای تبیین رابطه میان متغیر مستقل و وابسته با توجه به ماهیت فرضیات از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیونی و ضریب تعیین( R2 ) درنرم افزار SPSS استفاده شد. یافته های حاصل از مطالعات میدانی ازوجود رابطه قوی، مثبت و مستقیم بین دو متغیر سرمایه گذاری و توانمندسازی روستاییان(000/0 P = ) حکایت دارد. با توجه به تحلیل رگرسیون چند متغیره، متغیر سرمایه گذاری کالبدی – فضایی (301/0 BETA = )، سرمایه گذاری اجتماعی (256/0 BETA = ) و سرمایه گذاری اکولوژیکی (228/0 BETA = )، بیشترین تاثیر را بر متغیر وابسته(توانمندسازی) داشته اند. در نهایت باید در فرایند سرمایه گذاری دولت، توانمندسازی و ظرفیت سازی به عنوان هدف تعقیب شوند و دربرنامه های توسعه پایدارروستایی به برنامه ریزی مشارکت مدار و تسهیلگر، پایین به بالا و غیرمتمرکز توجه و رویکرد حاکم بر فرایند توسعه روستایی در ایران و ناحیه از طریق انتخاب سیاست های اجتماعی، اقتصادی، اکولوژیکی و کالبدی- فضایی مناسب اصلاح گردد.
۱۹.

ظرفیت های بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری با رویکرد برنامه ریزی مشارکتی (موردمطالعه: شهرک شهید باهنر کلان شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۳۷
بافت های  فرسوده و ناکارآمد شهری یکی از تنگناها و مسائل پیچیده ناپایداری توسعه شهری هستند و برای ارتقای کیفیت زندگی، بازآفرینی این بافت ها ضرورت دارد؛ ازاین رو، رویکرد بازآفرینی شهری با بهره گیری از ادبیات برنامه ریزی مشارکتی در پی دستیابی به جوامع پایدار شهری است. تحقیق حاضر به شناسایی ظرفیت های مشارکت شهروندی برای برنامه ریزی مشارکتی در شهرک شهید باهنر واقع در منطقه 6 کلان شهر مشهد با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی می پردازد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی بود و جامعه آماری پژوهش، 33.937 نفر شهروند ساکن در شهرک شهید باهنر بود. تعداد نمونه براساس فرمول کوکران 379 نمونه تعیین شد و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد، ظرفیت های مشارکت شهروندی در بافت ناکارآمد شهرک شهید باهنر شامل ابعاد نهادی، کالبدی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی است و ارتباط معناداری بین آن هاست. همچنین شدت رابطه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی از همه بیشتر و برابر با 752/0 است. با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای نیز ظرفیت مشارکت شهروندی در بازآفرینی بافت ناکارآمد شهرک شهید باهنر در ابعاد نهادی، کالبدی، اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی در وضعیت مطلوب قرار دارد. ازآنجاکه میانگین زیست محیطی برابر با 866/2 و از حد متوسط عدد 3 کمتر است، ظرفیت های مشارکت شهروندی در بازآفرینی بافت ناکارآمد شهرک شهید باهنر در بخش زیست محیطی در وضعیت پایین قرار دارد. با توجه به نتایج این پژوهش و مشخص شدن میزان ظرفیت مشارکت ساکنان شهرک شهید باهنر، شیوه اجرایی برنامه ریزی مشارکتی به منظور بازآفرینی مطلوب در بافت های  ناکارآمد شهری، از طریق فعالیت های منسجم و برنامه ریزی شده دفاتر تسهیلگری محقق می شود.  
۲۰.

عوامل مؤثر بر بازآرایی الگوی مدیریت خدمات روستایی با تاکید بر مؤلفه های اقتصادی، مورد: استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۳۹۶
مدیریت روستایی در ایران پس از طی نمودن فراز و فرودهای بسیار، با تصویب قانون شوراها و شکل گیری شوراهای اسلامی در آبادی های بالای 20 خانوار و در ادامه با تصویب قانون تاسیس دهیاری های خودکفا در روستاهای کشور (14 تیرماه 1377) و استقرار نهاد دهیاری به عنوان بازوی اجرایی شورای اسلامی، تجربه جدیدی را آغاز نمود. اکنون که حدود دو دهه از آغاز فعالیت مدیریت روستایی کشور در الگوی نوین خود می گذرد، در راستای تحقق مدیریت روستایی مطلوب و توسعه پایدار روستایی، بازبینی فرآیندها، اصلاح رویه های جاری و ارتقای مطلوبیت عملکرد این نهاد بسیار حایز اهمیت است. تحقیق حاضر که با هدف ارزیابی و تحلیل عوامل موثر بر بازآرایی الگوی مدیریت خدمات روستایی انجام شده است، از لحاظ ماهیّت توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. داده ها به دو روش میدانی و کتابخانه¬ای جمع آوری شده اند. جامعه آماری آن مشتمل برتمامی شهرستان های استان قزوین می باشد. در ادامه به صورت خوشه ای بخش ها، دهستان ها و روستاهای هدف انتخاب شده اند. در مجموع تعداد 427 پرسشنامه از اهالی 40 روستای منتخب استان قزوین تکمیل شده است. براساس نتایج تحقیق در بعد محیطی- کالبدی، مولفه هایی همچون؛ اتخاذ رویکرد پهنه ای به جای نقطه ای، پیوند فضایی و ویژگی های جغرافیایی منطقه و پوشش حداکثری خدمات، در بعد ساختاری-نهادی مولفه های؛ اصلاح قوانین و مقررات، ایجاد سازمان های عمرانی و خدماتی مشترک، افزایش ساعات فعالیت دهیار و امکان ارایه خدمت به روستاهای همجوار، در بعد اجتماعی- فرهنگی مولفه های؛ توزیع عادلانه خدمات، پاسخگویی، شفافیت عملکرد، افزایش تعاملات و توجه به اقشارآسیب پذیر، در بعد اقتصادی نیز مولفه های؛ رعایت صرفه و صلاح اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش بهره وری، منابع درآمدی پایدار، خدمات اشتراکی و نهایتا در بعد انسانی نیز مولفه هایی همچون؛ مشارکت مردم، بخش خصوصی و تعاونی، اصلاح فرآیند انتخاب دهیار و آموزش شهروندی، از نظر پاسخگویان بیشترین نقش را در فرآیند بازآرایی الگوی مدیریت خدمات روستایی داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان