فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
152 - 169
حوزههای تخصصی:
خشکسالی های فراگیر و پرتکرار طی دهه های اخیر در استان خوزستان تبدیل به یکی از مهم ترین چالش های این استان شده است. هدف اساسی این تحقیق ارائه شاخص سنجش ازدوری برای پایش زمانی مکانی خشکسالی در سطح استان خوزستان و اعتبارسنجی آن با استفاده از شاخص های خشکسالی هواشناسی ایستگاهی است. ابتدا با استفاده از محصولات پوشش گیاهی (MOD13C2) و دمای سطح زمین (MOD11C3) سنجنده MODIS، اقدام به تولید شاخص خشکسالی مبتنی بر پوشش گیاهی به نام شاخص سلامت گیاهی VHI گردید. برای ارزیابی و اعتبارسنجی این شاخص از شاخص خشکسالی هواشناسی SPI که مبتنی بر داده های بارش ایستگاهی طی دوره آماری 2000-2020، بود استفاده شد. مقایسه شاخص خشکسالی VHI، با مقادیر شاخص خشکسالی هواشناسی SPI سه ماهه بیانگر وجود همبستگی معنی داری بین 0.68 تا 0.75 بود. با شناسایی 4 سال با حاکمیت خشکسالی فراگیر و نسبتاً شدید در سطح استان خوزستان (براساس هر دو شاخص VHI و SPI)، که شامل سال های 2000، 2005، 2012، 2015، بود، الگوی توزیع فضایی خشکسالی هواشناسی و خشکسالی گیاهی VHI به طورکلی بیانگر آن بود که عموماً بخش های شمالی استان درگیر خشکسالی های خفیف تا متوسط و بخش های جنوبی عموماً درگیر خشکسالی های متوسط تا شدید بوده اند. ماتریس همبستگی فضایی مبتنی بر تعداد 2500 پیکسل با ابعاد 5*5 کیلومتری که شامل مقادیر VHI و SPI سال های منتخب خشکسالی بودند، بیانگر وجود همبستگی فضایی معنی داری بین دو شاخص مذکور بودند. در خشکسالی فراگیر سال 2000، در سطح استان خوزستان، دو شاخص خشکسالی VHI و SPI، همبستگی برابر 0.47، و در سال 2005، برابر 0.35 و در سال 2012، برابر 0.42 و در سال 2015، برابر 0.40 نشان دادند این مقادیر همبستگی در سطح اطمینان 0.95 (P_value=0.05)، معنی دار بوده است. براین اساس شاخص خشکسالی مبتنی بر محصولات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین سنجنده MODIS می تواند به صورت قابل قبولی هم از لحاظ سری زمانی و هم از لحاظ توزیع فضایی شدت و الگوی توزیع خشکسالی را آشکار کند.
بررسی زیرساخت ها و طرح های توسعه گردشگری در شهرستان های استان بوشهر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زیرساخت های گردشگری نقش حیاتی در شکل گیری تجربه بازدیدکنندگان و ارتقاء رشد اقتصادی در مناطق مختلف جهان ایفا می کنند. استان بوشهر، واقع در جنوب ایران و در کنار سواحل خلیج فارس، با ترکیب منحصربه فردی از زیبایی های طبیعی و میراث فرهنگی، پتانسیل زیادی برای جذب گردشگران دارد. بااین حال، موفقیت هر مقصد گردشگری به توانایی آن در ارائه امکانات مناسب اقامتی، حمل ونقل و تفریحی برای پاسخ به نیازهای مسافران بستگی دارد. روش پژوهش حاضر به طور توصیفی و تحلیلی طراحی شده و از نظر هدف و ماهیت، کاربردی است. این پژوهش به بررسی وضعیت کنونی زیرساخت های گردشگری در استان بوشهر و پروژه های در حال اجرای آن برای افزایش جذابیت منطقه برای بازدیدکنندگان می پردازد و همچنین به بررسی دارایی های طبیعی و فرهنگی استان، تحلیل امکانات موجود، و ابتکارات دولتی برای بهبودبخش گردشگری و در نهایت بررسی تأثیرات اجتماعی اقتصادی رشد گردشگری بر جوامع محلی و استراتژی های ترویج توسعه پایدار گردشگری در این منطقه ساحلی زیبا را مورد ارزیابی قرار می دهد.
کاربرد تحلیل هزینه-فایده در برنامه ریزی کشاورزی مناطق تهران: مطالعه موردی تولید گل های شاخه بریده در فضای باز و گلخانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف واکاوی هزینه – فایده گل های شاخه بریده در دو منطقه ی استان تهران با اقلیم کوهستانی و اقلیم دشت-های نسبتاً گرم می باشد. جامعه آماری شامل1070 پرورش دهنده گل و 15 صادرکننده گل در سال 1400 بود که توسط فرمول کوکران از بین آنها تعداد 298 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و 253 پرسش نامه ی کامل توسط آنها تکمیل گردید. همچنین برای تکمیل اطلاعات از مصاحبه و اسناد بکاربرده شده است. و نیز از چهار روش دوره بازگشت سرمایه، ارزش خالص فعلی، نرخ بازده داخلی، و شاخص سودآوری که در ارزیابی طرح های اقتصادی به روش تنزیلی بیشتر مطرح هستند، بکاربرده شده است. یافته ها با استفاده از چهار شاخص عمده تحلیل هزینه- فایده(شاخص سوددهی، بازپرداخت تنزیل شده، نرخ بازده داخلی، ارزش خالص فعلی)، نشان داد که گل شاخه بریده گلایول گلخانه ای توجیه اقتصادی ندارد. گل های لیلیوم، داودی، رز، میخک و مریم گلخانه ای در دو اقلیم استان تهران دارای توجیه اقتصادی هستند. گل های رز، داودی در دشت های نسبتاً گرم با نرخ بهره بازاری توجیه اقتصادی ندارند اما با نرخ بهره بانکی توجیه اقتصادی دارند. گل های مریم و میخک در مناطق کوهستانی، خارج از گلخانه و فضای باز، توانایی پرورش را ندارند.
بررسی جرم انگاری اکوساید در حقوق کیفری بین الملل: صلاحیت دیوان کیفری بین المللی و الزامات تدوین قوانین ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکوساید، تخریب گسترده، طولانی مدت و شدید محیط زیست است که بقای اکوسیستم ها و گونه های زیستی را تهدید می کند و جرم انگاری آن به عنوان یک جرم بین المللی ضرورت تضمین عدالت زیست محیطی در سطح جهانی را بیش از پیش نمایان می سازد. از این رو،تدوین یک چارچوب حقوقی جامع برای مقابله با اکوساید در سطوح ملی و بین المللی از اهمیت بسزایی برخوردار است. این پژوهش با هدف تحلیل مبانی نظری و حقوقی جرم انگاری اکوساید در حقوق کیفری بین المللی و چالش های حقوقی و اجرایی آن و همچنین ارائه راهکارهای حقوقی برای ارتقاء حمایت کیفری از محیط زیست، به رشته تحریر درآمده است. فرضیه اصلی بر آن است که تدوین و پذیرش یک رژیم حقوقی جامع و کارآمد در سطح ملی و بین المللی، با رفع موانع موجود و تقویت همکاری های فراملی، نقش حیاتی در پیشگیری و مقابله با تخریب های زیست محیطی و تحقق عدالت زیست محیطی ایفا خواهد کرد. نتایج حاصل از این پژوهش توصیفی-تحلیلی، نشان می دهدکه علی رغم افزایش بحران های زیست محیطی نیاز مبرم به حمایت کیفری، جر م انگاری اکوساید با موانعی جدی نظیر تعارض منافع اقتصادی، مقاومت دولت ها، پیچیدگی اثبات عناصر جرم (به ویژه عنصر روانی) و فقدان اجماع جهانی مواجه است. با این حال، تلاش های ملی در کشورهایی چون روسیه، ویتنام و ارمنستان برای جرم انگاری اکوساید و همچنین مساعی بین المللی برای اصلاح اساسنامه دیوان کیفری بین المللی و تدوین کنوانسیون مستقل با تعریف دقیق و معیارهای علمی برای گستردگی و شدت تخریب، افق های جدیدی را برای مسئولیت پذیری در قبال محیط زیست خواهد گشود.
قومیت: همگرایی یا واگرایی، مطالعه موردی: (ایران و جمهوری آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
1 - 20
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، موضوع قومیت با محور همگرایی یا واگرایی بین ایران و جمهوری آذربایجان، بررسی شده است. قوم گرایی به مثابه مؤلفه ای بازدارن ده و ناسازگار در مناسبات میان ای ران و جمه وری آذربایج ان نقش داشته و باعث گردیده ک ه ای ران و آذربایج ان علیرغم پیشینه مشترک ت اریخی، س رزمینی، فرهنگ ی و مذهبی روابط دوستانه ای نداشته باشند. بنابراین، پرسش اساسی این بوده که قومیت گرایی چه تأثیری بر بر مناسبات ایران و آذربایجان داشته است؟ در پاسخ، فرضیه اساسی این بوده که به نظر می رسد که پیگیری سیاست های قومیت گرایی از سوی آذربایجان منجر به واگرایی ایران و آذربایجان شده است. روش پژوهش کتابخانه ای و با عنایت به مطالب و منابع موجود توصیفی-تحلیلی بوده است. در روش کتابخانه از مطالعه متون، مقاله ها، سایت ها و غیره استفاده شده است. شیوه تحلیل مطالب به صورت کیفی موردی است. گردآوری اطلاعات بنحو فیش برداری است. یافته های پژوهش این بوده که عوامل و بسترهای واگراساز در مناسبات ایران و آذربایجان در راستای قومیت دو کشور مباحثی همچون ژئوپلیتیک اقوام و گرایش های تجزیه-طلبانه، تقابل ناشی از هویت جغرافیایی- تاریخی کنشگران ایرانی و آذری، تقابل رویکردهای ناسیونالیستی ترکی - ایرانی، هویت قومی- ملی متضاد بین کنشگران دو کشور (پانترکیزم و تهدید تمامیت ارضی ایران)، ایجاد آذربایجان بزرگ، پیگیری سیاست های قوم گرایانه توسط جمهوری آذربایجان، سیاست الحاق گرایی مبتنی بر قومیت جمهوری آذربایجان، قوم گرایی افراطی آذری ها، بوده است. بیشتر موانع، اختلافات و مشکلات کنونی به سرشت نظام سیاسی دو کشور و همچنین رقابت آنها در راستای نظام های منطقه ای و بین المللی مربوط است. جمهوری آذربایجان عمق ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بوده و بنابراین، از ویژگی های همسویی با ایران برخوردار می باشد که این مهم، هم فرصت آفرین و و هم تهدیدآور لحاظ می شود.
ارزیابی اثرات متقابل تغییرات اقلیمی و شکل گیری فضا های شهری با مدل ENVI-MET (ناحیه گلدشت خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
29 - 49
حوزههای تخصصی:
گرمایش جهانی قرن حاضر به چالشی بزرگ تبدیل شده است که آن را می توان در تغییرات دما و الگو های بارش مشاهده نمود. رشد اقتصادی شهر ها جمعیت زیادی را به سوی خود می کشانند که تقاضای مسکن، انرژی، آب و غذا را افزایش می دهد و پیامد های فراوانی را در این رابطه ازجمله افزایش تراکم ساختمانی و جمعیتی، تخریب زمین های زراعی و طبیعی را به دنبال دارد. با افزایش کارخانه های صنعتی و آلودگی هوا، شهر خرم آباد اخیراً ناهنجاری های اقلیمی چشمگیری را تجربه کرده است. روند روبه رشد توسعه های کالبدی به ویژه در نواحی جنوبی شهر خود شاهدی بر این امر است. طبق آمار هواشناسی شهرستان، میانگین دمای هوا در 30 سال اخیر تا 5/0 درجه سانتی گراد افزایش پیدا کرده است؛ که طبق سناریو های ارائه شده از سوی هیئت بین دولتی تغییرات آب و هوایی چنانچه این روند ادامه داشته باشد دمای هوا تا 4 درجه سانتی گراد سیر صعودی خواهد داشت. در این مقاله که به دنبال ارزیابی ارتباط میان تغییرات اقلیمی و شکل گیری فضا های شهری است، شبیه سازی داده های اقلیمی و محیط شهری در مقیاس محله با استفاده از نرم افزار ENVI-MET، سه دوره ده ساله تکامل توسعه (سال های 86،91،96) با استفاده از دما، سرعت باد و میزان رطوبت مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج، فضاهای نیمه باز و تراکم متوسط و بافت نیمه فشرده بهترین نوع ساختار شهری در جهت مقابله با تغییرات اقلیمی می باشند که این نوع ساختار بر اساس اصول طراحی ارائه شده منطبق بر شرایط محیطی محدوده موردنظر و وضعیت تغییرات اقلیمی موجود است.
مدل تجربی سنجش فاکتورهای فیزیکی و غیر فیزیکی آسایش حرارتی در فضاهای واسط ساختمان های آموزش عالی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
35 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با یک مدل تجربی مرتبط با مطالعات آسایش حرارتی در فضاهای واسط بسته آموزشی، اهمیت هر یک از معیارهای آن ها را ازنظر ارجحیت و اهمیت موردبررسی قرار می دهد. روش تحقیق در گام نخست توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای است. لذا، ابتدا به وسیله توزیع پرسشنامه و با استفاده از رتبه بندی ابعاد و معیارها، از روش رفت و برگشتی دلفی، اجزای مدل تدقیق شده و یک مدل تجربی سلسله مراتبی که متشکل از سه بخش است، تنظیم شد. سپس از طریق تحلیل سلسله مراتبی، رتبه بندی ابعاد و معیارهای موجود در مدل تجربی پرداخته شده و وزن هرکدام از معیارهای این مدل در مقایسه با سایر معیارهای هم سطح خود به کمک نرم افزار اکسپرت چویس ،ارزش گذاری شد. نتایج نشان می دهد وزن عوامل فیزیکی، به طورکلی بیشتر از سایر عوامل و وزن عوامل غیر فیزیکی- روانی و فردی کمتر از سایر عوامل است. در بین عوامل فیزیکی، دمای هوا دارای بیشترین وزن و سرعت جریان هوا دارای کمترین وزن است. وزن عوامل فیزیکی نیز نشان می دهد که وزن عامل «جهت کلی ساختمان نسبت به خورشید» در ادراک آسایش حرارتی در فضاهای بسته بیشتر از بقیه و وزن «رنگ دیوارهای داخلی» و «ارتفاع فضاها» کمتر از بقیه و قابل چشم پوشی است. وزن عوامل فردی و روانی نشان می دهد که وزن همه عوامل آن مانند ویژگی های فیزیولوژیکی و سازگاری های جسمی و روانی یکسان است و وزن رفتارهای غیر واکنشی سنگین تر از بقیه است. همچنین، داده های فیزیکی با استفاده از سنجش عوامل اقلیمی به وسیله دیتالاگرها موردسنجش قرار گرفت و ارتباط این عوامل بااحساس آسایش حرارتی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. نتایج این اعتبارسنجی، مدل تجربی سلسله مراتبی را تائید نمود.
ارزیابی ریسک زیستگاه های ساحلی جزیره لارک با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: جزیره لارک به دلیل تنوع توپوگرافی و حضور تپه ماهورها و سواحل صخره ای و سایر تیپ های ساحلی، از محیط های خاصی برخوردار می باشد که منجر به ایجاد زیستگاه های حیات وحش جانوری متنوع شده است. به علاوه سواحل صخره ای و وجود خطوط ساحلی متنوع شرایط بسیار مناسبی برای حضور طیف گسترده ای از جانوران و گیاهان فراهم آورده است. با این حال در سالیان اخیر عوامل مختلفی سبب قرارگیری زیستگاه های ساحلی این جزیره در معرض تهدید گردیده است. مواد و روش: در این پژوهش، مناطق ساحلی تحت پوشش دارایی های طبیعی از جمله مرجان، مانگرو، جلبک های دریایی که به طور پیش فرض می توانند محل زندگی و زادآوری گونه های گیاهی و جانوری مختلف باشند، به عنوان "زیستگاه" و سایر مناطق تغییر یافته به واسطه دخالت های انسانی به عنوان "غیرزیستگاه" در نظر گرفته شد. در این بررسی از مدل ارزیابی ریسک زیستگاه InVEST HRA (Habitat Risk Assessment) برای بررسی اثر فعالیت های انسان در اکوسیستم های ساحلی و دریایی استفاده شد. در مطالعه حاضر و به دلیل اهمیت نقش کاربر در تعیین عوامل استرس زا و زیستگاه ها، با پایش میدانی و بر اساس نظر کارشناسی و آگاهی از منطقه مورد مطالعه، کلیه عوامل استرس زا شناسایی گردید. نتایج: ارزیابی نتایج نمودار خروجی مدل HRA Invest نشان می دهد که ساختارهای انسانی و گردشگری غیر مسئولانه به عنوان عوامل استرس زای اصلی در منطقه بین جزر و مدی و افزایش دمای سطح آب، حمل و نقل دریایی، صید ترال، استخراج دریایی، نشت مواد نفتی، آب شیرین کن، فعالیت های صیادی، صید ساحلی سنتی با درجات مختلف در منطقه زیر جزر و مدی محسوب می شوند. نتایج مربوط به خروجی نقشه ریسک تجمعی زیستگاه بین جزر و مدی جزیره لارک در شکل 3 و نقشه ریسک تجمعی در منطقه زیر جزر و مدی در شکل 4 نشان داده شده است. منطقه ساحلی (بین جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 4 و بیشترین رتبه تجمعی 13و میانگین رتبه تجمعی استرس 5/8 می باشد. در منطقه دریایی (زیر جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 0 و بیشترین رتبه تجمعی 30و میانگین رتبه تجمعی استرس 15 است. نتایج نشان می دهد که میزان ریسک تجمعی در محدوده آب های زیر جزر و مدی جزیره لارک، در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی جزیره بالا است. در این جزیره عمده زیستگاه های مهم به همراه دماهای بالای آب سطحی در گرمترین ماه سال به طور کلی در شمال و شرق جزیره متمرکز شده است، که این امر باعث اختلاف بارز بین رتبه های ریسک زیستگاه در قسمت های شمال و غرب جزیره نسبت به شرق و جنوب آن باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تدوین و اجرای برنامه های پایش، حفاظت و یا احیا و بازسازی در بخش های مختلف ساحلی جزیره لارک می بایست مبتنی بر طرح های توسعه و نیز متناسب با میزان تهدیدات در بخش های مختلف اعمال گردد. رتبه استرس در محدوده زیر جزر و مدی در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی اطراف جزیره لارک در طیف نسبتا زیاد و زیاد قرار گرفته است، براساس میانگین تهدید منطقه زیر جزر و مدی می توان اینگونه تفسیر نمود که در وضعیت موجود، رتبه استرس و تهدیدات زیاد است. از این رو زیستگاه های مرجانی و جلبکی در این منطقه تحت استرس و تهدید زیاد قرار دارند که رویکرد مداخله فشرده نظیر تعیین مناطق حفاظت شده دریایی و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این منطقه می بایست مد نظر قرار گیرد.
مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
140 - 165
حوزههای تخصصی:
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
تبیین پیشران های توسعه فضاهای پیراشهری به منظور سناریو سازی الگوی توسعه (مورد مطالعه: شهرستان اسلامشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه فضاهای پیراشهری در شهرستان اسلامشهر، به دلیل نزدیکی به کلان شهر تهران و افزایش جمعیت، اهمیت ویژه ای یافته است. برای این منظور در این پژوهش به تبیین پیشران های کلیدی توسعه فضاهای پیراشهری در این منطقه پرداخته شده است؛ به این دلیل تلاش شده است با شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه نواحی پیراشهری در اسلامشهر، سناریوهایی برای دستیابی به الگوی توسعه پایدار ارائه شود. روش پژوهش، ترکیبی از مطالعات کیفی و کمی بوده و شامل تحلیل منابع علمی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و بررسی داده های آماری مرتبط است. در مطالعات توصیفی مشخص شد که پیشران های کلیدی توسعه پیراشهری در اسلامشهر شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و زیربنایی هستند. از عوامل مهم اقتصادی می توان به قیمت مناسب زمین و مسکن در مقایسه با مناطق مرکزی تهران اشاره کرد. ضعف زیرساخت های شهری و نیاز به بهبود سیستم حمل ونقل عمومی از جمله چالش هایی است که در توسعه فضاهای پیراشهری این منطقه نقش دارند. بر اساس تحلیل های انجام شده، چندین سناریو برای آینده توسعه فضاهای پیراشهری اسلامشهر تدوین شده است که هدف آن دستیابی به الگوی توسعه ی پایدار است. سناریوی برتر افزایش ساخت وساز در اراضی کشاورزی و به دنبال آن افزایش ظرفیت های سکونتی و فعالیتی بوده است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاران و مدیران شهری جهت مدیریت بهتر توسعه پیراشهری و جلوگیری از مشکلات زیست محیطی و اجتماعی در آینده باشد.
واکاوی الگوهای همدیدی پر تکرار در ایجاد ترسالی های شدید شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به شناسایی و معرفی الگوهای همدیدی غالب در ترسالی های شدید شمال ایران پرداخته شد. در این راستا از داده های بارش روزانه ایستگاه های منتخب منطقه شمال ایران (استان های گیلان، مازندران و گلستان) در یک دوره آماری 33 ساله و منطبق با سه چرخه خورشیدی (22، 23 و 24) از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد. بر اساس میانگین سالانه ی بارش و شاخص SPI و با استفاده از نرم افزار DIP ،ترسالی های شدید، که در آنها حداقل در نیمی از ایستگاه ها درگیر ترسالی باشند، استخراج گردید. پس از شناسایی ترسالی های شدید، داده های جوی برای روزهای بارشی سنگین و ابرسنگین مشتمل بر داده های مؤلفه سرعت باد مداری و نصف النهاری، نم ویژه و امگای ترازهای 1000 تا 500 هکتوپاسکال از تارنمای NCEP/NCAR و ECMWF اخذ گردید. سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی و بررسی های مکرر چشمی، پرتکرارترین الگوها برای تحلیل همدیدی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که واچرخند مهاجر، کم فشار سودان/ واچرخند مهاجر، واچرخند افریقا، ورتکس، ورتکس/واچرخند مهاجر، واچرخند سیبری/ واچرخند مهاجر، کم فشار سودان/ چرخند مدیترانه، مونسون، مونسون/ واچرخند مهاجر و کم فشار سودان/ورتکس، الگوهای همدیدی غالب در روزهای بارشی سنگین در منطقه شمال ایران هستند؛ در بین الگوهای ذکر شده، الگوهای واچرخند مهاجر و کم فشار سودان/ واچرخند مهاجر، از مناسب ترین الگوها برای بارش های ابر سنگین در این منطقه می باشند. در بیشتر الگوهای همدیدی غالب در روزهای بارشی سنگین در منطقه شمال ایران، منبع رطوبتی در ترازهای زیرین و میانی وردسپهر، اغلب دریای خزر و در ترازهای بالاتر از منطقه همگرایی سرچشمه گرفته و از طریق جریانات جلوی ناوه به منطقه شمال ایران فرارفت شده است. همچنین موقعیت جریان های جتی جنب حاره در اغلب روزهای بارشی فوق سنگین در طول 30 تا 60 درجه شرقی و با گرایشی نصف النهاری قرار داشتند و بهترین و مناسب ترین موقعیت استقرار هسته ی مرکزی جت برای تشدید ناپایداری ها در منطقه شمال ایران، محدوده ی شمال عراق تا استان آذربایجان شرقی و اردبیل می باشند.
هم سنجی و مطالعه تطبیقی شاخص های مسکن شهرستان های منتخب استان خوزستان با بهره گیری از رهیافت شهر سالم
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
162 - 179
حوزههای تخصصی:
فقدان منابع کافی، ضعف مدیریت اقتصادی، نداشتن برنامه ریزی جامع مسکن و نارسایی هایی که در زیرساخت های اقتصادی وجود دارد از یک سو و افزایش جمعیت شهرنشین از سوی دیگر، تأمین سرپناه در کشورهای در حال توسعه را به شکلی پیچیده و چندبعدی درآورده است. از طرف دیگر، سالم بودن مسکن از ابعاد مختلف نقش مهمی در آسایش روحی و روانی ساکنان دارد. بنابراین، شناخت شاخص های مسکن سالم و تلاش در جهت تحقق سکونت گاه مطلوب، امری مهم در بحث شهر سالم و توسعه پایدار شهری می باشد. با عنایت به این مهم، هم سنجی و مطالعه تطبیقی شاخص های مسکن شهرستان های منتخب استان خوزستان با بهره گیری از رهیافت شهر سالم به عنوان هدف اصلی تحقیق در نظر گرفته می شود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، نظری-کاربردی و از نظر روش، دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد. در این مطالعه سعی گردیده 9 شاخص کمی و 2 شاخص کیفی مسکن، در سه سطح شهرستان های اهواز و آبادان، استان خوزستان و کشور ایران و در ادامه نیز با شهر سالم، به صورت تطبیقی و برمبنای مطالعات کتابخانه ای بررسی شود. تجزیه وتحلیل کمی داده ها نیز از طریق نرم افزار EXCEL صورت گرفت. تحلیل یافته ها نشان می دهد که، وضعیت شاخص های کمی و کیفی مسکن شهرستان های اهواز و آبادان نسبت به شاخص های مسکن استان خوزستان و کشور ایران، مطلوب و مثبت ارزیابی می شوند. هم چنین، شاخص های کمی و کیفی مسکن شهرستان های اهواز و آبادان، تداعی کننده معیارهای شهر سالم می باشند.
تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی در شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به طور قابل توجهی، محققان ارتباط ثابتی بین قصد راه اندازی کار و نیات آموزش کارآفرینی پیدا کرده اند. با این حال، علیرغم مزایای آموزش کارآفرینی، بسیاری از افراد فاقد دانش کارآفرینی به راه اندازی شرکت های جدید ادامه می دهند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینانه در پارک علم و فناوری شهر کرمان است. روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها نیز از نوع توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش ، 150 کارآفرین شرکت های دانش بنیان زیرمجموعه پارک علم و فناوری شهر کرمان می باشد که 102 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود که پس از جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS18 و SmartPLS4 انجام شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های مدل پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر و معنی داری رابطه بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه به ترتیب برابر با 917/0 و 780/55 بود، از این رو رابطه معنی دار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه وجود دارد. همچنین این ضرایب در رابطه بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی برابر با 521/0 و 403/7 بود، لذا رابطه معنی دار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی وجود دارد. در نهایت ضرایب رابطه بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی برابر با 483/0 و 881/6 بود، از این رو رابطه معنی دار و مثبتی بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود با تدوین استانداردهای شرکت های موفق، و بررسی عملکرد دوره ای کسب و کارهای نوپا براساس استانداردها و ارائه خدمات مشاوره برای برطرف نمودن انحرافات، احتمال موفقیت کسب و کارهای نوپا را افزایش داد.
معماری سبز در گفتمان معاصر ایران و جهان: از مفاهیم بومی تا استانداردهای جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل مفهومی موانع تحقق معماری پایدار در ایران، با تمرکز بر تلفیق ظرفیت های بومی و استانداردهای بین المللی است. این مطالعه با رویکردی کیفی، کاربردی و اکتشافی انجام شده و داده های آن از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان حوزه های معماری، شهرسازی، سیاست گذاری اقلیمی و انرژی گردآوری شده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری دنبال شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی و نرم افزار MAXQDA 2022 صورت گرفت. برای تأیید اعتبار یافته ها از روش بازبینی مشارکت کنندگان (Member Check) و برای بررسی پایایی از بازکدگذاری مستقل بهره گرفته شد.یافته ها نشان داد که از مجموع ۲۷۳ کد مفهومی استخراج شده، چهار مقوله ی اصلی به عنوان چالش های تحقق معماری پایدار شناسایی شدند: چالش های فناورانه (۲۹٫۶٪ از کل کدها)، نهادی–مدیریتی (۲۵٫۶٪)، اجتماعی–فرهنگی (۲۳٫۴٪) و اقتصادی (۲۱٫۲٪). مضامین کلیدی شامل نبود زیرساخت های فناورانه، ناهماهنگی نهادی، ضعف در فرهنگ سازی و آموزش عمومی، و هزینه های بالای فناوری های سبز بودند. این چالش ها در قالب یک مدل مفهومی چهارلایه ای سازمان دهی شدند که روابط تعاملی میان عوامل خرد و کلان را در فرآیند تحقق معماری پایدار نشان می دهد. بر این اساس، تحقق معماری پایدار در ایران نیازمند رویکردی سیستمی و میان رشته ای است که در آن، توسعه فناوری های بومی، اصلاح ساختارهای نهادی، ارتقای آگاهی عمومی و ایجاد سازوکارهای حمایتی اقتصادی به صورت هماهنگ و هم افزا عمل کنند.
نقش نظارت پذیری طبیعی در افزایش امنیت فضاهای عمومی: تحلیل آیزوویست سه بعدی کوچه سیزده پیچ ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
118 - 129
حوزههای تخصصی:
مقدمه در دهه های اخیر، امنیت فضاهای عمومی شهری به یکی از دغدغه های اصلی شهرسازان، برنامه ریزان شهری، و ساکنان تبدیل شده است. از مهم ترین رویکردهای نوین در این زمینه، مفهوم نظارت پذیری طبیعی (Natural Surveillance) است که بر اساس آن، طراحی فضایی می تواند به گونه ای باشد که فرصت های دیداری و بصری را برای نظارت غیرمستقیم شهروندان بر یکدیگر افزایش دهد و در نتیجه، از وقوع جرائم پیشگیری کند. این رویکرد که ریشه در نظریات جفری هیل (Geoffrey Hill) و جین جکوبز (Jane Jacobs) دارد، بر این اصل استوار است که فضاهای باز و قابل مشاهده، کمتر مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. با این حال، بسیاری از فضاهای شهری، به خصوص در بافت های تاریخی و فشرده، به دلیل ساختار کالبدی خود، از سطح پایینی از نظارت پذیری طبیعی برخوردارند که این امر می تواند به کاهش حس امنیت و افزایش آسیب پذیری منجر شود. پژوهش حاضر با هدف معرفی و به کارگیری رویکردی نوین در تحلیل و تقویت نظارت پذیری طبیعی در فضاهای شهری، به بررسی موردی کوچه سیزده پیچ واقع در بافت تاریخی شهر ساری به عنوان نمونه موردی می پردازد. این کوچه به دلیل ویژگی های کالبدی خاص خود، نمونه ای بارز از فضایی با پتانسیل پایین نظارت پذیری طبیعی است که نیاز به مداخله طراحی شهری را بیش از پیش نمایان می سازد. مواد و روش ها این پژوهش از یک رویکرد کمی و تحلیلی شبیه سازی بهره می برد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، مراحل زیر به ترتیب انجام شد: 1. مدل سازی سه بعدی: در گام نخست، محدوده مورد مطالعه، یعنی کوچه سیزده پیچ در بافت تاریخی ساری، با دقت بالا و جزئیات سه بعدی با استفاده از نرم افزار اتودسک رویت (Autodesk Revit) مدل سازی شد. این مدل سازی دقیق، پایه و اساس تحلیل های فضایی بعدی را فراهم آورد و امکان بررسی تعاملات بصری در یک محیط مجازی را مهیا ساخت. 2. تحلیل ایزوویست سه بعدی: پس از مدل سازی، با بهره گیری از مفاهیم پیشرفته ایزوویست سه بعدی (Isovist 3D)، تحلیل های فضایی چندلایه ای صورت گرفت. ایزوویست ها (نقشه های دید) ابزاری قدرتمند برای سنجش میزان دید از یک نقطه خاص در فضا هستند. در این پژوهش، از ابزارهای تحلیلی گرسهاپر (Grasshopper) به عنوان یک پلاگین قدرتمند در محیط نرم افزار راینو (Rhino) برای اجرای الگوریتم های ایزوویست سه بعدی استفاده شد. این ابزارها امکان محاسبه دقیق میزان دید از هر نقطه دلخواه را فراهم آوردند. 3. برنامه نویسی و تحلیل داده ها: برای افزایش دقت و انعطاف پذیری در تحلیل ها و همچنین، خودکارسازی فرایندهای پیچیده، از زبان برنامه نویسی پایتون (Python) استفاده شد. اسکریپت های پایتون برای پردازش داده های حاصل از تحلیل های ایزوویست و انجام محاسبات پیچیده تر به کار گرفته شدند. این بخش شامل تحلیل دید از سوی ناظرین ساکن (نقاط ثابت مشاهده) و همچنین، ناظران در حال حرکت (بررسی پیوستگی دید در طول مسیر) بود تا تصویری جامع از میزان نظارت پذیری طبیعی ارائه شود. 4. تصویرسازی نتایج: در نهایت، نتایج حاصل از تحلیل های فضایی و محاسبات پایتون به صورت نقشه های حرارتی (Heatmaps) گرافیکی ارائه شد. این نقشه ها، میزان دیده شدن مسیر از سوی ناظران را در نقاط گوناگون و در سطح استاندارد و طبیعی دید انسان، با استفاده از طیف های رنگی، به وضوح نمایش می دهند. این روش تصویرسازی، فهم و تفسیر نتایج را برای مخاطبان تسهیل کرد. یافته ها تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل سازی سه بعدی، ایزوویست، گرسهاپر و پایتون، ضعف ها و قوت های نظارت پذیری طبیعی در کوچه سیزده پیچ ساری را به وضوح آشکار ساخت. نقشه های حرارتی تولید شده، مناطق با دید کم و مناطق با دید بالا را به تفکیک برای ناظران ساکن و در حال حرکت نشان دادند. • کاهش چشم گیر نظارت پذیری در پیچ ها و انحناهای کوچه: نتایج به وضوح نشان داد میزان دید و در نتیجه، نظارت پذیری طبیعی در بخش های پیچ در پیچ و تنگ کوچه به شدت کاهش می یابد. این امر به دلیل محدودیت های بصری ناشی از دیوارهای بلند و زوایای تند کوچه است که فرصت دید از یک نقطه به نقطه دیگر را از بین می برد. نقشه های حرارتی این مناطق را با رنگ قرمز نمایش دادند. • پراکندگی نقاط دید باز و محدود: مشاهده شد که حتی در بخش های نسبتاً مستقیم کوچه، به دلیل وجود درها، پنجره ها، و بازشوهای محدود، نقاط دید باز به صورت پراکنده و ناپیوسته هستند. این ناپیوستگی در دید، از ایجاد یک شبکه نظارتی جامع و مؤثر جلوگیری می کند. نتیجه گیری این پژوهش با معرفی و به کارگیری رویکردی نوین در تحلیل نظارت پذیری طبیعی، توانست میزان دیده شدن و پتانسیل نظارتی در کوچه سیزده پیچ ساری (به عنوان یک نمونه موردی) را به صورت دقیق و کمی سازی شده آشکار سازد. نتایج به وضوح نشان داد طراحی کالبدی فعلی این کوچه، به سطح پایینی از نظارت پذیری طبیعی منجر شده است. با این حال، این یافته ها بستری برای ارائه راهکارهای عملی و مبتنی بر شواهد به منظور افزایش امنیت و کیفیت فضایی در این کوچه تاریخی فراهم آورد: • افزایش بازشوها و شفافیت در نماها: پیشنهاد می شود با ایجاد بازشوهای جدید (پنجره ها، نورگیرها، یا حتی مشبک های تزئینی) در نماهای ساختمان های مشرف به کوچه، و همچنین استفاده از مصالح شفاف یا نیمه شفاف در بخش هایی از جداره ها، فرصت های دیداری برای ساکنان و رهگذران افزایش یابد. • طراحی فضای سبز با دید باز: استفاده از فضای سبز مناسب که مانع دید نشود (مانند درختان با تنه بلند و شاخ و برگ در ارتفاع بالاتر یا گیاهان بوته ای کوتاه) می تواند به زیبایی بصری و در عین حال حفظ نظارت پذیری کمک کند. • افزایش روشنایی و نورپردازی مناسب: با توجه به اینکه دید در شب کاهش می یابد، بهبود سیستم روشنایی و نورپردازی کوچه می تواند نقش مهمی در افزایش نظارت پذیری و حس امنیت داشته باشد. • تشویق به حضور اجتماعی: با ایجاد فضاهایی برای نشستن، تعاملات اجتماعی، و فعالیت های کوچک محلی، می توان حضور افراد را در کوچه افزایش داد که خود به صورت طبیعی به نظارت پذیری بیشتر منجر می شود. این روش تحلیل برای ارتقای امنیت نه تنها برای کوچه سیزده پیچ ساری کاربرد دارند، بلکه قابلیت تعمیم به فضاهای مشابه در بافت های تاریخی سایر شهرهای کشور را نیز دار ند. استفاده از ابزارهای تحلیلی پیشرفته مانند ایزوویست سه بعدی و برنامه نویسی پایتون، رویکردی کارآمد برای شناسایی دقیق مشکلات فضایی و ارائه راه حل های طراحی شهری مؤثر ارائه می دهد که می تواند در آینده به ارتقای امنیت و سرزندگی فضاهای عمومی شهری کمک شایانی کند.
تحلیلی بر سطح توسعه یافتگیِ مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
155 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مفاهیمی که طی سال های اخیر به مثابه راهکاری برای چاره جویی چالش های برآمده از روند روزافزون شهرنشینی و راهی برای حصول شهرها به سمت پایداری مطرح شده، مفهوم کامیابی شهری بوده است. کامیابی شهری به مثابه رویکردی کل نگر و جامع محسوب می شود که موفقیت، سلامتی، پیشرفت و بهروزی را توصیف می کند و با ارتقای کیفیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی، زمینه لازم برای زیست پذیری و پایداری شهرها را فراهم می آورد. شهر مشهد به مثابه دومین کلان شهر پرجمعیت کشور و مناطق شهری آن در شرایطی ناهمگن و نامتعادلی از منظر پیشرفت، رفاه و کامیابی قرار دارند. بدین ترتیب، این پژوهش در راستای سنجش و تحلیل سطح توسعه یافتگی مناطق شهری مشهد از منظر مؤلفه ها و شاخص های تلفیقی کامیابی شهری انجام گرفته است. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده های موردنیاز این پژوهش از ابزار پرسشنامه گردآوری شده و نتایج حاصله از آن با استفاده از تحلیل خوشه ای و تکنیک تاپسیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری، در شرایط ناهمگن و نامتعادلی قرار دارند. طوری که منطقه ۱ در سطح نسبتاً بسیار مطلوب، مناطق ۸، ۹ و ۱۳ در سطح مطلوب، مناطق ۲، ۳، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ در سطح نسبتاً مطلوب و مناطق ۴، ۵ و ۷ در سطح نسبتاً نامطلوب از این حیث قرار گرفتند و در این بین، مناطق ۱، ۱۳ و ۹ در قیاس با سایر مناطق از کامیابی بیشتری برخوردار بوده و مناطق ۷، ۵ و ۴ از این حیث در رتبه ی آخر قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که هرچند تمامی مناطق شهری مشهد از درجه کامیابی حداقلی برخوردار بوده؛ اما با این وجود، بیشتر این مناطق از منظر کامیابی شهری در شرایط مطلوبی قرار ندارند که این مسئله نیازمند توجه مسئولان و مدیران شهری شهر مشهد است. نوآوری، کاربرد نتایج: چارچوب سنجشی این پژوهش از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و همچنین در سطح شهر مشهد نیز، مسئله کامیابی شهری مورد توجه قرار نگرفته است.
توان سنجی و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ها در جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سرزمین دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
93 - 112
حوزههای تخصصی:
استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین در بسیاری از نقاط دنیا منجر به نابودی پتانسیل های طبیعی و منابع موجود شده است. ارزیابی توان بالقوه و تخصیص کاربری های متناسب با توان سرزمین روشی است که می تواند میان توان طبیعی محیط، توسعه کاربری ها، و همچنین فعالیت های انسان در فضا یک رابطه منطقی و سازگاری پایدار برقرار کند. در این زمینه، در مطالعه حاضر به ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ، از جمله توسعه شهری و روستایی و توسعه صنعتی و توسعه کشاورزی آبی، در جزیره قشم مبتنی بر معیارهای اکولوژیک و شاخص های فضایی بر اساس سوابق مطالعاتی موجود پرداخته شد. سپس، ضمن تدوین مدل حرفی برای کاربری ها، شاخص های مکانی در قالب مدل های ریاضی با منطق جبر بولین تلفیق و لایه های هر شاخص در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) نقشه سازی و تلفیق شد. مطابق نتایج 49/17473 هکتار از سطح جزیره دارای توان اکولوژیک برای توسعه شهری، 25/34736 هکتار دارای توان برای توسعه روستایی، 93/30089 هکتار دارای توان برای توسعه صنعتی، و 56/957 هکتار دارای توان برای توسعه کشاورزی آبی است. از نظر تعادل سنجی نیز منطقه دارای 49/17473 هکتار توسعه ممکن شهری، 64/650 هکتار و 51/34709 هکتار توسعه متعادل و توسعه ممکن روستایی، 55/2251 هکتار و 2389 هکتار توسعه متعادل و ممکن صنعتی، و 56/957 هکتار توسعه متعادل کشاورزی آبی است. نتایج ارزیابی توان اکولوژیک در جزیره قشم می تواند به عنوان بستری برای توسعه متعادل کاربری ها و ابزاری برای شناسایی بی تعادلی های موجود به سنجش ظرفیت ها و محدودیت های اکولوژیک منطقه برای توسعه کلان کاربری ها، امکان بهره برداری چندگانه از ظرفیت های قابل برنامه ریزی، شناسایی ملاحظات مخاطرات طبیعی و حساسیت محیط در توسعه کاربری ها در محدوده مورد مطالعه کمک کند.
نقدی بر ساختار نظام تقسیمات کشوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقسیمات کشوری مکانیسم اداره مطلوب و بهینه فضای جغرافیایی کشورها به وسیله نظام های سیاسی است. بین ساختار سلسله مراتب اداری و سطوح فضایی پیوند تنگاتنگی وجود دارد. به عنوان یک اصل در جغرافیای سیاسی باید بین نهادهای مدیریت سیاسی فضا و سطوح و چارچوب آن ارتباط متناسب برقرار شود. ملاحظه می شود که سازمان دهی، چارچوبی منطقی برای اداره قلمرو است. ازآنجاکه در ایران سازمان سیاسی فضا با چالش هایی مواجه شده، این پژوهش ساختار نظام تقسیمات کشوری را بررسی و نقد کرده است که به دلیل ویژگی های ساختاری و مدیریتی آن، ناکارآمدی هایی را در مدیریت سیاسی و اداری کشور به همراه دارد. ساختار نظام فعلی تقسیمات کشوری شامل چهار سطح استان، شهرستان، بخش و دهستان است که طی زمان، دچار چالش هایی همچون افزایش بوروکراسی، توزیع ناعادلانه منابع، تمرکزگرایی افراطی و عدم هماهنگی میان بخش های اداری شده است. این مشکلات پیامدهایی مانند افزایش هزینه های اجرایی، ناکارآمدی در ارائه خدمات و ایجاد شکاف های توسعه ای میان مناطق مختلف کشور را در پی داشته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانه ای نظام تقسیمات کشوری را نقد می کند. یافته ها نشان می دهد که عدم وجود سطح منطقه در ساختار سلسله مراتب تقسیمات کشوری موجب ناکارآمدی نظام تقسیمات کشوری در انجام وظایف خود و اتخاذ رویکردهای بخشی در بین سایر نهادهای نظام اداری گشته که با ایجاد سطح منطقه و حذف سطح دهستان می توان به کارآمدتر شدن سازمان دهی و مدیریت سیاسی فضا و حتی کاهش حفره های دولت اقدام کرد. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در این ساختار تأکید دارد و با ارائه مدلی پیشنهادی، حذف سطح دهستان و ایجاد سطح منطقه را به عنوان راهکاری برای بهبود کارایی نظام اداری پیشنهاد می دهد. این تغییر با ایجاد یکپارچگی میان دستگاه های اجرایی و سازمان های اداری و تطابق بیشتر تقسیمات کشوری با ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی می تواند گامی مؤثر در جهت کاهش تعارضات منطقه ای، افزایش عدالت فضایی و تقویت توسعه متداوم باشد.
پهنه بندی آسیب پذیری شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایشی- دفاعی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با نگاهی بر آمایشی دفاعی صورت پذیرفته است. منطقه مورد مطالعه، به دلیل ویژگی های جغرافیایی (کوهستانی و صعب العبور) و اقتصادی خاص خود، دارای پتانسیل های قابل توجهی برای توسعه در بخش های مختلف است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای، اسناد و پرسش نامه کارشناسان جمع آوری شده و برای تحلیل داده ها از نرم افزار ArcGIS و Excel استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که در این مطالعه با استفاده از 14 شاخص در دو بخش طبیعی و انسان ساز تأثیرگذار بر عامل امنیتی دفاعی با رویکرد آمایش دفاعی به بررسی وضعیت فضایی شهرهای مرزی واقع در شهرستان های 9گانه مرزی استان آذربایجان غربی پرداخته شده است. نتایج نشان داد با رویکرد آمایش دفاعی از کل محدوده مورد مطالعه (مجموع شاخص های طبیعی و انسان ساز)، 66/5 درصد (1275 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری خیلی کم، 49/25 درصد (5736 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری کم و 67/19 درصد (4426 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری متوسط قرار گرفته است. همچنین، 06/36 درصد (8114 کیلومترمربع) از محدوده مورد بررسی در سطح آسیب پذیری زیاد قرار گرفته است که می تواند نگرانی هایی را در خصوص امنیت و نیاز به تدابیر حفاظتی ایجاد نماید و 1/13 درصد (2949 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری خیلی زیاد واقع شده است و نیازمند توجه ویژه و اقدامات فوری است. این نتایج نشان دهنده نیاز به بررسی و مدیریت بهتر منابع و زیرساخت ها در نواحی با سطح آسیب پذیری بیشتر است تا بتوان از وقوع بحران ها و تهدیدات احتمالی جلوگیری کرد. همچنین، توجه به نواحی با سطح آسیب پذیر کمتر، می تواند به تقویت زیرساخت ها و بهبود شرایط زندگی در این مناطق کمک کند.
مکان یابی محل سکوهای انتقال موقت پسماند با استفاده GIS و مدلAHP (مطالعه موردی: شهر تویسرکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
107 - 127
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های اصلی در شهرهای کشورهای در حال توسعه آن است که خدمات جامع مدیریت پسماند شهری، از پایداری مالی برخوردار باشد، همچنین با افزایش درخور توجه زباله های جامد به دلیل صنعتی شدن و شهرنشینی، آسیب های زیست محیطی نیز رو به وخامت گذاشته است و مدیریت زباله های جامد را به عنوان یک مسئله مهم در سراسر جهان تبدیل کرده است. هدف پژوهش حاضر طرح مکان یابی محل سکوهای انتقال موقت پسماند در شهر تویسرکان با استفاده از مدلAHP بوده است؛ لذا با بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS، انجام مطالعات مکان یابی برای تعیین و اولویت بندی محل سکوهای انتقال پسماند صورت گرفت. بر اساس فرایند مکان یابی محل های پیشنهادی به لحاظ استانداردهای محیط زیستی نسبتاً توجیه شده است و بر اساس جانمایی محل مناسب احداث ایستگاه انتقال موقت پسماند با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، زمینی به مساحت 15 هکتار در محدوده روستای سهام آباد انتخاب گردید.