ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
۹۴۱.

تحلیل متن شناسی گفتگوی امام علی(ع) با گروه خوارج بر اساس نظری کنش گفتاری «سرل»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کنش گفتاری خوارج نهج البلاغه سرل امام علی (ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۳
بنابر نقل سیدرضی امام علی(ع) در ضمن چهار خطبه 36 ،58، 122 و 127 خوارج را مورد خطاب قرار داده است. از آنجا که حضرت، خوارج را افرادی گمراه می دانست، پیوسته می کوشید اندیشه انحرافی آنان را از راه گفتگو و من اظره اص لاح کن د.پژوهش حاضر درصدد است با پرداختن به گفتگوی امام علی(ع) با خوارج وبا بهره گیری ازنظریه کنش گفتار «جان سرل»، تحلیلی ازانواع کنش های گفتاری پنجگانه؛کنش گفتاری اظهاری، اعلامی، ترغیبی، عاطفی و تعهّدی، ارائه نموده و با تحلیل داده های به دست آمده، خوانشی نو از این گفتگو-ها ارائه نماید. نویسندگان در پژوهش حاضر بر آن هستند انواع کنش های گفتاری موجود در این گفتگوها و نوع بسامد و نتایح آن ها را شناسایی نماید .یافتهپژوهش نشان می دهد در مجموع 71 پاره گفتار، کنش گفتاری اظهاری از بیش ترین و کنش گفتاری اعلامی از کم ترین بسامد برخوردار بوده است. به نظر می رسد مهم ترین عامل موثر بر فزونی کنش گفتاری اظهاری، شبهه افکنی و تشویش اذهان عمومی از سوی خوارج و لزوم پاسخ گویی به شبهات آنان بوده است.امام (ع) قصد داشت با پاسخ هاى بسیار روشن و منطقى، اشتباهات خوارج را آشکار سازد. بنابراین کنش گفتاری اظهاری با هدف و مقصود گوینده سخن در خطبه ها متناسب و همگون است.
۹۴۲.

توظيف نظرية اللغة والنوع الاجتماعيّ عند روبن لاكوف في روايتي سواقي القلوب لإنعام كجة جي والكافرة لعلي بدر على المستويين المعجميّ والنحويّ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اللغه النوع الاجتماعیّ روبن لاکوف علی بدر الکافره إنعام کجه جی سواقی القلوب السردانیه العربیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
تُعدّ اللغه والنوع الاجتماعیّ من النظریات النقدیّه المعاصره التی طرحتها روبن لاکوف، والتی تهتمّ بدراسه الفروق بین النصوص النسویّه والذکوریّه. وتؤکّد لاکوف أنّ لغه النساء أدنى مرتبه من لغه الرجال؛ لاحتوائها على مظاهر الضعف والتردّد، واهتمامها بالمواضیع الثانویّه وغیر الهامّه وردود الأفعال العاطفیّه. وقد قدّمت نظریتها فی ثلاثه مستویات: المعجمیّ، الفونولوجیّ، والنحویّ-الوظیفی. تحاول هذه الدراسه - اعتماداً على المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والإحصائیّ - تطبیق نظریه لاکوف على روایتین "سواقی القلوب" لإنعام کجه جی، وا"لکافره" لعلی بدر، على المستویین المعجمیّ والنحویّ. وقد أظهرت نتائج البحث أنّ اللغه المرتبطه بالنوع الاجتماعیّ (الأنثویّ والذکوریّ) تختلف، وأنّ النصّ یتأثّر بجنس الکاتب، وأنّ معاییر کلٍّ من اللغه النسویّه والذکوریّه - فی المستویین المعجمیّ والنحویّ - تتوافق غالباً مع نظریه لاکوف، إلّا فی بعض الحالات التی لم یتحقّق فیها هذا التوافق؛ وذلک یرجع إلى عوامل عدّه، کبیئه الکاتب، والظروف الاجتماعیّه للعصر، وطبیعه الأحداث. وقد انعکست هذه المؤثّرات فی تصرّفات الشخصیّات وأفعالها وأقوالها فی النصّ الروائیّ.
۹۴۳.

بررسی تطبیقی رابطه انسان و خدا در فلسفه ابن باجه و افلاطون و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان خدا ابن باجه افلاطون فارابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
ابن باجه در زمینه انسان شناسی از فیلسوفان یونان به طور مشخص. افلاطون و از فلاسفه اسلامی از فارابی تأثیر گرفته است. یکی از مسائل انسان شناسی فلسفی ابن باجه رابطه انسان و خدا است. در این نوشتار با روش توص.یفی تحلیلی و تطبیقی، تأثیرپذیری ابن باجه از افلاطون و فارابی در رابطه انسان و خدا را بررسی می کنیم و در پی پاسخ به این پرسش هستیم که ابن باجه در این مسئله از افلاطون و فارابی چه تأثیراتی گرفته است. همچنین، این یافته ها دست به دست آمد که ابن باجه در رساله اتصال فی عقل فعال در بحث از مراتب انسانی از افلاطون تأثیر گرفته و در مسئله اتصال به عقل فعال و فیض از فارابی تأثیر پذیرفته است. درنهایت، به این نتیجه می رسیم که ارتباط انسان و خدا در ابن باجه و فارابی ازطریق اتصال به عقل فعال و دریافت موهبت و فیض و در افلاطون ازطریق دیالکتیک است.
۹۴۴.

مؤلفه های هوش هیجانی در سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعلیم وتربیت الگوی تربیت اسلامی مکتب شهیدحاج قاسم سلیمانی هوش هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۷
تربیت در معنای اصیل خود، ایجاد بستر و زمینه برای شکوفایی استعدادهای بالقوه فرد، به منظور رشد و تکامل او در جهت نیل به اهداف مطلوب است تا با تحول بینش، نگرش و کنش ها، فرد در جهت اهداف تعیین شده، حرکت کند. تربیت اسلامی، تربیت مطلوبی است که از جزئی ترین مسائل زندگی تا مسائل عمده آن را در بر می گیرد و کل شخصیت انسان را پوشش می دهد، زیرا تربیت اسلامی به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی است. هدف این پژوهش واکاوی و شناسایی ویژگی های الگوی تربیت اسلامی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی براساس مؤلفه های هوش هیجان است. این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها و طرح تحقیق، پژوهشی کیفی با طرح تحلیل محتوا است، زیرا داده های کیفی این پژوهش از کتاب ها، سخنرانی ها، گزارش ها و مقالات مرتبط با سردار حاج قاسم سلیمانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان مؤلفه های هوش هیجانی، به ترتیب هوش میان فردی، سازگاری، درون فردی، خلق عمومی و مدیریت تنیده در زندگی سردار سلیمانی مطرح بود و در ادامه مصادیقی از هوش هیجانی در زندگی سردار حاج قاسم سلیمانی به عنوان الگوی تربیت اسلامی بیان شد.
۹۴۵.

نقش امام صادق(ع) در تحریف زدایی ازتاریخ، سیره و سنت نبوی

کلیدواژه‌ها: امام صادق (ع) سیره سیره نگاری تحریف بدعت ابهام سنت نبوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
سیره نبوی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) درقالب الگویی راهبردی برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفت و به ابزاری برای مشروعیت بخشی به دیدگاه های متعارض گروه های مختلف بدل شد. این رویکردهای متکثر در بهره گیری از سیره موجب بروز تحریفاتی در نقل وقایع، تضعیف یا برجسته سازی گزینشی شخصیت ها و جابه جایی در نقش آفرینی های تاریخی شد. ازاین رو، تحریف زدایی از اندیشه، احکام، شخصیت و حوادث مرتبط با پیامبر (ص) وظیفه ای ضروری برای عالمان صادق و آگاه شمرده می شد. با تدوین و کتابت احادیث و سیره، احتمال تثبیت تحریف ها و انتقال آنها به نسل های آتی افزایش یافت؛ امامان شیعه به ویژه امام صادق (ع) برای رویارویی با این تهدید، تلاش هایی را برای تبیین تاریخ، سیره و سنت نبوی صورت دادند. پژوهش حاضر باروش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که امام صادق (ع) باتکیه بر جایگاه علمی-معنوی و ظرفیت های اجتماعی که در اختیار داشت چه نقشی در فرآیند تحریف زدایی از تاریخ، سیره و سنت نبوی ایفا کرده است؟ یافته های پژوهش نشان داد که امام صادق(ع) اگرچه در شمار سیره نویسان اصطلاحی قرار نمی گیرد، در دو سطح مستقیم و غیرمستقیم در این حوزه نقش آفرینی کرد که عبارتند از: نخست، اصلاح باورها، رفتارها و حافظه تاریخی جامعه و تقویت نگاه انتقادی به حدیث با رعایت مصالح اجتماعی. دوم، بسترسازی برای رشد جریان سیره نگاری از رهگذر آموزش روش شناسی نقد و تربیت شاگردانی که با بازنگری در روایت های موجود، زمینه خروج سیره نگاری از انحصار جریانات خاص را فراهم نمودند.
۹۴۶.

مولفه های کمال انسانی در خطبه متقین امیرالمومنین در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کمال انسانی مولفه های نهج البلاغه خطبه متقین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۷
هدف از این نوشتار تعیین مولفه ها و شاخصه های کمال انسانی از منظر امیرمومنان در کتاب عظیم نهج البلاغه می باشد و حضرت در خطبه متقین (پارسایان) که به خطبه همام نیز معروف است، مولفه هایی همچون اطاعت از پروردگار متعال، راستگویی، صداقت، میانه روی، فروتنی، بستن چشم از حرام، وقف خود برای علم سودمند، عظمت خالق، خوف از تلاش، کم توقع بودن، زهد و عبادت، همچنین استقامت و دینداری، دور اندیشی در سختی ها، روزی حلال و انجام اعمال صالح را جزو صفات کمال انسانی وضعیت پارسایان می شمارد. در این مقاله کوشیده ایم مراحل سیر انسان به سوی کمالات انسانی را از منظر امیر مومنان در خطبه متقین بیان نماییم.
۹۴۷.

بازخوانی روش تفکر سقراطی براساس مبانی حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سقراط روش تفکر گفتگو حکمت متعالیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
برای دستابی به واقع، انتخاب روش خردورزی مناسب، همواره مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. از این رو مدل های مختلفی از خردورزی ارائه گردیده است که هر کدام برای دسترسی عقلانی به واقعیت، روشی را ارائه نموده اند. در این  میان، سقراط حکیم به عنوان پایه گذار فلسفه آکادمیک، برای خردورزی روشی که مبتنی بر گفتگو و دیالوگ، انسجام پیدا می کند را ارائه کرده است. در این نوشتار سعی می گردد تا براساسِ مبانیِ موجود در فلسفه ملاصدرا، این روشِ خردورزی و فلسفه آموزی سقراطی، بازخوانی شود. این مُهم به روش تحلیلی – اسنادی، براساس استناد به مبانیِ معرفت شناسی و هستی شناسیِ حکمت متعالیه و تحلیلِ این مبانی، ناظر به روش خردورزیِ صحیح، انجام می گیرد. با بررسی انجام شده روشن می شود که اساساً خردورزی، با کشف خلأ معرفتی شروع گشته و  پرسشگری نیز، باعث برون ریزیِ این خلأ می شود. بنابراین روش صحیح خردورزی، می بایست در قالب گفتگویی پرسش محور، صورت پذیرد. در این راستا می بایست پرسشگری مبتنی بر روش تفکر انتقادی و پاسخگویی نیز براساس روش تفکر خلّاق تحقق پیدا کند. این تحلیل به نوعی همان روشِ خردورزیِ سقراطی را تأیید می کند. بنابراین روش تفکر سقراطی نه تنها مغایرتی با مبانیِ حکمت صدرایی ندارد؛ بلکه صحیح ترین نوعِ خردورزی خواهد بود.  
۹۴۸.

بررسی انتقادی ایرادات زنوزی بر نظریه وحدت وجود ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: وحدت وجود آقا علی مدرس اسماء علت معلول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۱
«وحدت وجود» بنیادیترین و اصلیترین مسئله یی است که در عرفان اسلامی از سوی ابن عربی و شارحان مکتب وی مطرح شده است. عرفا با استفاده از ظهورات و تجلیات خداوند طبق قابلیت و استعداد اعیان ثابته، وحدت وجود را اثبات کرده اند، اما قابلیت اثبات برهانی وحدت وجود، یکی از چالشهایی است که فلاسفه و متکلمان با آن مواجه بوده اند که در نهایت، با اقامه برهان «رابط بودن معلول نسبت به علّت» توسط ملاصدرا، تبیینی برهانی از این مسئله فراهم آمد. آقا علی مدرس زنوزی یکی از بارزترین شارحان و مدرسان حکمت متعالیه پس از ملاصدراست که انتقاداتی چند نسبت بر این نظریه وارد کرده است. عمده اشکالات وی ناشی از غفلت از اثبات برهانی وحدت وجود با استفاده از برهان وجود رابط است.
۹۴۹.

نقش قوانین سه گانه تارد در حبس زدایی و وضع مجازات جایگزین حبس در حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قوانین سه گانه تارد حبس زدایی مجازات جایگزین حبس حقوق کیفری ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۲
حقوق کیفری ایران طی یک دهه اخیر تلاش های در راستای کیفرزدایی و حبس زدایی انجام داده است. بررسی مبانی این اقدامات و به عبارتی تأثیرگذاری نظریات جرم شناسی بر این سیاست گذاری از موضوعات مهم و محل بحث است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی نقش قوانین سه گانه « گابریل تارد » در حبس زدایی و وضع مجازات جایگزین حبس در حقوق کیفری ایران است. نظریه تارد بر نقش تقلید و یادگیری در ارتکاب جرم دارد. قوانین گابریل تارد در اتخاذ تدابیر رویکرد حبس زدایی و وضع مجازات جایگزین حبس تأثیرگذار بوده است. قانون کاهش مجازات های تعزیزی مصوب 1399 و پیش از آن وضع مجازات های جایگزین حبس در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 را می توان تأثیر تأثیر قوانین تارد بر حقوق کیفری ایران دانست. از دیدگاه نظریه تارد مجازات زندان به دلایلی چون جرم زابودن محیط زندان، پیامدهای منفی و روانی زندان برای زندانیان و پیامدهای غیراخلاقی و آثار زیان بار فرهنگ زندان با توجه به ماهیت تقلیدی بودن انسان، بر جرم تأثیرگذار است، لذا اتخاذ سیاست حبس زدا در کاهش جرایم ضروری است.
۹۵۰.

ارائه چارچوب خط مشی رفتاری در مبارزه با فساد اداری، مبتنی بر مضامین نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خط مشی خط مشی رفتاری فساد اداری نهج البلاغه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
یکی از مهم ترین مسائلی که زمینه ساز بروز مشکلات فراوان در کلیه کشورهای جهان شده است. فساد اداری و آلوده شدن کارگزاران و کارگزاران و کارکنان اداری سازمان های مختلف به کارهای خلاف و استفاده غیرقانونی آن ها از مقام و اختیارات اداری خویش برای منافع خویش است. هدف کلی این پژوهش شناسایی چارچوب خط مشی رفتاری در مبارزه با فساد اداری مبتنی بر مضامین نهج البلاغه می باشد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته، کیفی و کمی می باشد. همچنین از منظر هدف، اکتشافی بوده و از منظر ماهیتی، توصیفی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از نظر ماهیت و شیوه ی جمع آوری داده ها، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری و محتوای مورد استفاده در تحقیق شامل کلیه اسناد مکتوب در حوزه چارچوب خط مشی رفتاری در مقابله با فساد اداری مبتنی بر مضامین نهج البلاغه، در بازده زمانی 2000 تا 2023 خواهد بود. روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر ملاک می باشد. بخش کمی این پژوهش با استفاده از ابزار پرسش نامه و از طریق نمونه 50 تایی گردآوری شده است؛ جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارSMART – PLS3 , SPSS24 استفاده شده است. در بخش کیفی در ابتدا مصاحبه های نیمه ساختاریافته طراحی و سپس به خبرگان و مصاحبه شوندگان ارائه گردید و بعد از آن، مصاحبه ها به صورت متنی تهیه و تحلیل مضمون با نرم افزارهایی مانند نرم افزار Maxqda و استخراج شاخص های اولیه صورت گرفت. ب ا مطالعه داده ها واطلاع ات استخراج شده در نهایت، 134 کد شناسایی شدند که پس از مرور و بازبینی ، 134 مضامین پایه، 22 مضامین سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شن اس ایی شدن د که این مضامین و مفاهیم عمدتا از نهج البلاغه و از طریق بررسی اسناد و مدارک کتابخانه ای و آرشیوی بدست آمدند، این مضامین چندین بار توسط محقق ب ازبینی و اصلاح شد و مضامین مش ابه و یکس ان در یک دسته قرار گرفتن د که عبارتنداز: " عوامل سیاسی"، "عوامل اداری"، "عوامل اقتصادی"، "عوامل اجتماعی"، "هنجارها و ارزش ها" ، " رفتاری - روانشناختی" را تشکیل می دهند..
۹۵۱.

The Thematic Domain of Human Succession from God: A Comparative Study of the Views of the Qur'an and the Bible(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Human succession from God Khalīfatullāh Mustakhlafun fīh the Quran and the Bible Christianity Judaism

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۰
The succession of humans from God is generally accepted in the Abrahamic religions. The present study aims to examine the thematic domain of human succession from God from the perspectives of the Qur'an and the Bible through a comparative approach; it also aims to understand and define the mission of humans as successors of God in the world based on the teachings of the Abrahamic religions, which can assist in reconciling the views of the followers of these religions in fulfilling human responsibilities in the contemporary world. To this aim was used a library-based approach for data collection and uses a descriptive-interpretive method with a comparative focus to address the issues. The findings indicate that the Qur'an explicitly affirms the principle of human succession from God, considering humans as successors of God in both existential and legislative matters, supported by evidence such as the generality of verse 30 of Surah Al-Baqarah in appointing humans as successors and the compatibility of the successor with the one succeeded upon in attributes. However, in the Bible, the succession of humans from God is implicitly mentioned. In the Old Testament , humans are introduced as representatives of God on earth, with the responsibility of cultivating the earth and governing its inhabitants. This indicates a form of succession in legislative matters. From the New Testament , a concept similar to the Qur'anic view (succession in all matters) can be inferred, which is certainly built around the centrality of the personality and succession of Jesus Christ (peace be upon him). 
۹۵۲.

آرای اندیشمندان مسلمان معاصر عرب درباره عوامل درونی انحطاط تمدن اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تمدن اسلامی انحطاط تمدن اسلامی اندیشمندان معاصر عرب جهان اسلامی رویارویی با تمدن غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
۹۵۳.

تأثیر عده وفات و طلاق بر احداد بانوان در فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احداد زینت زوجه عده طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
«إحداد» یا «حِداد» به معنای ترک خودآرایی زنان در دوران عده است. «عده» در فقه اسلامی به مدت زمانی گفته می شود که باید زنان پس از وفات شوهر یا طلاق سپری کرده و پس از آن اجازه ازدواج مجدد را خواهند داشت؛ لذا برخی از مذاهب، احداد را از توابع عده به شمار آورده اند. فقها درباره وجوب احداد اتفاق نظر دارند، اما در مورد احداد در عده طلاق اختلاف نظر دارند. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آرای فقهی درخصوص تأثیر عده طلاق بر حداد بانوان می پردازد. با استقرای آرای فقهی مشخص می شود که جمهور فقها احداد را در دوران عده طلاق لازم نمی دانند، درحالی که فقهای حنفی احداد را در دوران عده طلاق بائن (صغری، کبری، خلع و فسخ نکاح) نیز لازم دانسته اند. بنابراین، قول جمهور، طبق ظواهر نصوص و مقاصد شریعت، راجح به نظر می رسد. حنفیه احداد را بر زنان اهل کتاب، مجنون و صغیر لازم نمی دانند، درحالی که جمهور فقها به دلیل همسانی احکام نکاح و طلاق، قائل به وجوب احداد برای همه زنان بوده و با توجه به عدم تفاوت آثار نکاح و طلاق، قول جمهور راجح به نظر می رسد.
۹۵۴.

«مَظهریت» و «مُظهریتِ» انسان در هستی شناسی عرفانی حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مظهریت قوه خیال انسان تجلی قوس نزول قوس صعود هستی شناسی ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
ملاصدرا در هستی شناسی عرفانی خود، در باب مباحث تجلی اسمایی، به دلیل خلقت خاص انسان در قوس نزول با عنوان «مَظهریت اسمائی انسان به صورت بالقوه» و در قوس صعود با عنوان «مَظهریت و مُظهریت انسان به صورت بالفعل» به نظریه پردازی روی آورده است. یافته های پژوهش حاضر بیان گر آن است که همه موجودات محدود به یک اسم یا اسامی خاص هستند و از آن تجاوز نمی کنند اما تنها انسان است که چون مظهر اسم جامع الله است استعداد به ظهور رساندن همه اسما را در وجود خود دارد و با توجه به تواناییها و قوای خاصی که خداوند به او ارزانی داشته است می تواند در عرصه هستی اثرات مطلوب و یا ویرانگر از خود برجای گذارد که از آن به «مَظهریت و مُظهریت» تعبیر شده است که البته این تعابیر با توجه به ویژگی های قوس نزول و صعود در همه افراد انسانی یکسان نیست و با عنایت به اینکه هریک از افراد انسانی خلیفه ای از خلفای الهی هستند بنا به حصه وجودی خود در هستی منشأ اثر واقع می گردند که در نهایت و در سیر روند صعودی یا آیینه تمام نمای الهی می گردند یا شیطانی. پژوهش پیش رو  به روش کیفی و تحلیلی- توصیفی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای با تأکید بر منابع دست اول صورت گرفته است که غایتش تبیین مسأله مظهریت و مظهریت انسان در هستی شناسی عرفانی ملاصدرا است که امید می رود پاسخی در خور به پرسش های این نگاشت فراهم آورد.
۹۵۵.

تطور تاریخی جایگاه زن در چهارچوب جنبش فمنیستی حقوق بشر و رویکرد اسلامی به آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جایگاه زن جاهلیت نخستین جاهلیت مدرن فمینیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۷
زمینه و هدف: زن و مسائل مربوط به آن از چنان اهمیتی برخوردار است که جزء مهمترین و اساسی ترین مسائل دنیا محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین تطور تاریخی جایگاه زن در فضای رویکرد فمنیستی حقوق بشر و رویکرد اسلامی است. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است. یافته ها: جایگاه زن همیشه در طول حیات بشر دچار افراط و تفریط بوده تا آن جا که در جاهلیت نخستین، برای زن جایگاهی قائل نبودند؛ در هنگامه انقلاب صنعتی غرب نیز در قالب آزادی زنان و در جریانات فمینیستی، نه تنها جایگاهی ارزشمند براساس ویژگی های روحی و جسمانی برای زن ایجاد نشد بلکه زن را از بسیاری از امتیازات قبلی خود همچون مادری-همسری و معلم بودن نسل خود محروم کرده است. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. نتیجه : در مابین این دو جاهلیت نخستین تاریخ و جاهلیت مدرن، اسلام، زن را با همه استعدادها، توان و ظرفیت خلقتی خود، به جایگاهی رفیع رسانیده است. اسلام نه مثل جاهلیت نخستین، زن ستیز است و نه مرد محور و نه مثل جاهلیت مدرن(فمنیسم) که زن محور است و مردستیز.
۹۵۶.

رویکرد باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باستانی پاریزی تاریخ نگاری تاریخنگری روش تاریخی پژوهش تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
محمد ابراهیم باستانی پاریزی از نویسندگان و محققین پرکار و صاحب سبک در تاریخ نگاری ایران می باشد که توانست از تلفیق تاریخ با روایت داستانی، جذابیت خاصی به علاقمندان مطالعه کتب تاریخی بدهد. سبک تاریخ نگاری باستانی پاریزی در مقایسه با نویسندگان دانشگاهی متمایز و خاص است. او با تلفیق تاریخ، ادبیات و روایت داستانی، توانست توجه افراد زیادی از طبقات مختلف جامعه را به مطالعه کتب و آثار تاریخی جلب نماید. باستانی پاریزی در پی جذاب نمودن تاریخ بود، بدون اینکه آن را تا سطح نازلی مانند رُمان تاریخی یا وقایع نگاری پایین بیاورد. لذا مسأله اصلی تحقیق این است، رویکرد باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین چگونه بوده است؟ در پژوهش حاضر سعی می شود، رویکردهای باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین که در نوشتار محققین قبلی کمتر به آن توجه شده است، با روش توصیفی و تحلیلی تبیین گردد. یافته های تحقیق، بیانگر این مسأله است که باستانی پاریزی تحلیل های عمیق و نکته های دقیقی از وقایع ساده تاریخی استخراج می کرد و آنها را در سطح کلی برای استفاده حال و آینده عموم جامعه تعمیم می داد. وی در تاریخ نگاری خود، به دنبال راه حلی برای پاسخ به پرسش های مخاطبان خود و فراهم نمودن فضای مناسب اخلاقی برای جامعه معاصرش بود. لذا منش تاریخ نگاری باستانی پاریزی، از روش خاص تاریخ نگاری او برجسته تر بوده است.
۹۵۷.

نقد و بررسی چالش های تلقیح مصنوعی در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لقاح مصنوعی محرمیت نکاح رحم جایگزین باروری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۳
تلقیح مصنوعی به عنوان یک روش نوین در باروری، راه را برای افرادی که به دلیل مشکلات باروری در مضیقه بوده اند هموار کرده است. با این وجود، دغدغه این افراد، مشروعیت این پدیده مستحدثه می باشد. ازاین حیث، نقد و بررسی چالش های فقهی تلقیح مصنوعی و به تبع آن اثبات مقبولیت و مشروعیت آن، مسئله این پژوهش است. فقهایی که مخالف تلقیح مصنوعی هستند به قاعده فقهی احتیاط و آیات و روایاتی در این زمینه استناد می کنند. همچنین استلزام مقدمات حرام، تغییر خلقت الهی و تداخل در نسب از دیگر ادله این دسته از فقهاست. عده ای دیگری از فقها، برای برون رفت از این معضل بزرگ اجتماعی با نقد ادله مشهور فقها و به استناد به اصل اباحه و برائت قائل بر جواز تلقیح مصنوعی شدند. البته در فرضی که تلقیح مصنوعی به واسطه نطفه زوج صورت گیرد، غالب فقها قائل بر جواز شدند و اختلاف نظر در سایر صورت ها از جمله تلقیح با نطفه اهدایی، کماکان باقی است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با هدف بررسی ثبوت آثار شرعی فرزندآوری به طرق تلقیح مصنوعی و نقد و بررسی چالش ها و ابهامات مطرح شده در این زمینه، نگارش شده است. یافته ها نشان داد، هیچ کدام از ادله مشهور فقها، دلالتی بر عدم جواز تلقیح مصنوعی ندارد و در تمام روش های لقاح مصنوعی به استناد اصول و قواعد مسلم فقهی از جمله اصل برائت، اباحه و قاعده اضطرار و همچنین، غایت درمانی تلقیح مصنوعی و ضرورت درمان افراد نابارور، ولو اینکه با اجازه زوج همراه نباشد، آثار شرعی مترتب می گردد.
۹۵۸.

مبادئ الاستلزام الحواري في رواية "رسالة إلى قورش" لخالد الكندي في ضوء قواعد "غرايس"(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: السردانیه العربیه التداولیه الاستلزام الحواری نظریه "بول غرایس" خالد الکندی روایه «رساله إلی قورش»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
نظریه الاستلزام الحواری هی نظریه قائمه علی الحوار والتخاطب وهی من أهم مفاهیم التداولیه شیّدها الفیلسوف البریطانی "بول غرایس" ووضع لها قواعد وأعمده تتکیء علیها نظریته. لهذه النظریه أربع قواعد وهی: قاعده "الکم" التی تشیر إلی کمّیه تقدیم المعلومات فی الحوار، وقاعده "الکیف" المرتبطه بصدق المعلومات المقدمه فی الحوار، وقاعده "المناسبه" التی تتحدث حول موضوع الحوار الذی یوافق سیاق الحدیث، وقاعده "الطریقه" التی تحرص علی عدم وجود الغموض واللبس فی الکلام. أمّا روایه "رساله إلی قورش" ل "خالد الکندی" فهی روایه تاریخیه خیالیه تروی قصص وأحداث ممالک متحاربه عاشت عصرها الذهبی فی فتره ما قبل المیلاد والشخصیه الرئیسه فی الروایه، الصبی الصغیر "قورش" ومؤدبته البابلیه "أفسار" التی تحکی له قصص فحواها المواعظ والعِبَر. جاء هذا البحث عبر المنهج الوصفی-التحلیلی یهدف إلی دراسه روایه "رساله إلی قورش" وفقاً لنظریه الاستلزام الحواری کما نکشف عن تمثّلات هذه النظریه فی الروایه وشرح الشواهد التی خرج فیها الحوار عن المعنی الحرفی إلی المعنی الضمنی، وقد توصّلنا إلی ذلک من خلال خرق المتحاورین للقواعد المذکوره وإخراج الحوار من المعنی الحرفی إلی المعنی المضمر والذی یحدّده مبدأ التعاون فی سیاق الکلام.
۹۵۹.

رمزگشایی از تناقض ظاهری نفی تکذیب پیامبر واثبات انکار آیات الهی در گفتمان تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آیه ۳۳ سوره انعام گفتمان تفسیری تناقض ظاهری نفی تکذیب جحود آیات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
آیه ۳۳ سوره انعام، به دلیل جمع میان نفی تکذیب پیامبر(ص) («فَإِنَّهُمْ لَا یُکَذِّبُونَکَ») و اثبات جحود آیات الهی از سوی مخالفان («وَلَکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیَاتِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ»)، همواره یکی از چالش های برجسته در گفتمان تفسیری بوده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی ورویکردی هرمنوتیکی به آراء مفسران، در پی رمزگشایی از این تناقض نمای معرفتی و تبیین راهبردهای تفسیری ارائه شده برای حل آن است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مفسران برای جمع میان این دو گزاره، راهکارهای تفسیری متعددی را مطرح کرده اند، از جمله: ۱) تفکیک میان باور قلبی و انکار زبانی (تصدیق باطنی صدق پیامبر به دلیل انگیزه هایی چون حسادت و حفظ منافع)؛ ۲) تمایز میان متعلق تکذیب (شخص پیامبر در برابر محتوای رسالت)؛ ۳) تفسیر نفی تکذیب به مثابه عجز مخالفان از اقامه برهان؛ ۴) بهره گیری از قرائت مخفف (لَا یَکْذِبُونَکَ) به معنای عدم توانایی در ابطال حق؛ و ۵) ارجاع تکذیب نبی به تکذیب مُرسِل (خداوند). نتیجه کلیدی پژوهش آن است که این راهکارها، به ویژه با تاکید بر تصدیق قلبی مخالفان و ارجاع تکذیب به خداوند، ضمن رمزگشایی از تناقض ظاهری، ابعاد روانی اجتماعی انکار و حکمت تسلی بخش الهی در آیه را به بهترین شکل تبیین می کنند و فهم جامع آیه در گرو نگاهی ترکیبی به این ابعاد است.
۹۶۰.

مبانی هستی شناختی معقولات از منظر استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استاد فیاضی مبانی هستی شناختی معنا معقولات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
تقسیم معقولات به اولیه و ثانویه از ابتکارات فلاسفه اسلامی است. برخلاف برخی فلاسفه اسلامی که مقسم معقولات را مفهوم و یا عارض قرار داده اند، از دیدگاه استاد فیاضی «معنا» مقسم معقولات است و از منظر ایشان، معقول اول معنایی است که شأنیت دارد مابازای خارجی داشته باشد. در مقابل دیدگاهی که معقولات اولیه را مساوی با مفاهیم ماهوی می داند، از منظر استاد فیاضی، معقولات اولیه علاوه بر معانی ماهوی، معانی فلسفی نیز دارند. از مشخصه های استحکام مکتب فلسفی استاد فیاضی، هماهنگی مسائل فلسفی، ازجمله تقسیم معقولات با مبانی هستی شناختی ایشان است. این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تلاشی است برای پاسخ به این مسئله که چگونه مبانی هستی شناختی در معقول اول و یا ثانی دانستن معانی فلسفی نقش دارند؟ این موضوع گرچه به صورت ارتکازی در بین کلمات فیلسوفان مطرح شده، ولی به صورت مجزا از آن بحثی نشده است. استاد فیاضی در مواضع متعددی به نقش و تأثیر مبانی هستی شناختی (همچون اصالت وجود، واقعیت داشتن عدم و وجود ذهنی داشتن مفاهیم غیرماهوی) اشاره کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان