مطالب مرتبط با کلیدواژه

هدی حمد


۱.

نقد فمینیستی رمان «الّتی تعدّ السّلالم» براساس نظریه الین شوالتر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الین شوالتر مردسالاری نقد فمینیستی هدی حمد هویت زنانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
در نقد فمینیستی، مسئله زن و جایگاه او در جامعه مطرح می شود. رمان «التی تعد السلالم»، اثر هدی حمد نویسنده زن عمانی، رویکردی نقادانه نسبت به جایگاه زنان در جامعه دارد و دربردارنده مفاهیمی چون اختلاف طبقاتی میان زنان، چالش های فرهنگی آنان و سیطره نظام مردسالارانه است. پژوهش پیش رو با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی رمان یادشده را در تطابق با رویکردهای چهارگانه نقد فمینیستی «الین شوالتر» شامل رویکردهای زیست شناختی، روان شناختی، زبان شناختی و فرهنگی بررسی می کند و در پی پاسخ به این پرسش است که نویسنده چگونه مؤلفه های زنانه را در اثر خود بازتاب داده است. حمد در بعد زیست شناسی زنان به مسائلی چون زایمان، ختنه زنان و بارداری اشاره کرده و در بعد روانی، مسائلی مانند وسواس فکری و عملی، خواب و دوگانگی رفتاری را مورد توجه قرار داده است. کاربرد ویژگی های برجسته زبانی توسط نویسنده همچون واژگان و لهجه عامیانه عربی در انعکاس مسائل زنانه و مشکلات فرهنگی چون قاچاق زنان و آزار جسمی آن ها، موجب خلق اثری تأثیرگذار و آگاهی بخش شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد حمد با تکیه بر شگردهای زبان زنانه خود با توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان در هویت بخشی به زنان موفق عمل کرده و بسامد بالای مؤلفه های الگوی شوالتر، زنانهبودن اثر وی را اثبات می کند. نویسنده با زبان زنانه خود، دغدغه های مهم و عمیق درباره زنان را در قالب مسائل زیستی، روانی و فرهنگی مطرح کرده است.
۲.

بررسی تطبیقی رمان های سندریلات مسقط و طعم گس خرمالو براساس مؤلفه های فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد فمنیستی هدی حمد زویا پیرزاد مردسالاری خشونت عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
جریان های فمینیستی، رویکرد  برابری زن و مرد در جامعه است. نقد فمنیستی، به دنبال جلب توجه خوانندگان خود به وجود نابرابری های جنسیتی در جامعه و فراخواندن آنان به سمت خوانشی متفاوت و اقدام در این خصوص است. محور اصلی رمان های سندریلات مسقط اثر هدی حمد نویسنده عمانی و طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد را زنان و دغدغه های آنان تشکیل می دهند. با توجه به ریشه دار بودن باورها و رفتارهای مردسالارانه در جامعه عربی و ایرانی، هر دو نویسنده تحت تاثیر حقوق تضییع شده زنان در جوامع خود قرار گرفته اند و سعی در انعکاس این باورها داشته اند. این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتب تطبیقی آمریکایی، درپی بررسی مفاهیم مشترک فمنیستی در میان این دو اثر و تحلیل و بررسی آن است. با بررسی هر دو رمان مشخص گردید که مفاهیم مردسالارانه، خشونت عاطفی، زن علیه زن و تلاش برای جلب رضایت مردان در آثار هر دو نویسنده انعکاس پیدا کرده است و هر دو نویسنده علی رغم تفاوت در ملیت و زبان، دغدغه زنانه داشته اند و از جامعه مردسالارانه انتقاد کرده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد زنانِ روایت پیرزاد، زنانی فعال هستند و شرایط زندگی خود را تغییر می دهند اما، زنان روایت حمد، زنانی منفعل اما آگاه از اوضاع خود هستند. حمد و پیرزاد در آگاهی بخشی برای مبارزه با «جنس دوم» واقع شدن زن، به شکل تقریبا مشابهی عمل کرده اند و هر دو، مبارزه با سیطره تفکر مردسالارانه را دنبال می کنند.
۳.

تحلیل الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدی حمد وفقا لنظریه ساره میلز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الروایه العربیه الحدیثه الخطاب الجندری نظریه ساره میلز هدی حمد روایه "التی تُعدُّ السلالم"

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
الخطاب الجندری یلعب دوراً حیویاً فی تشکیل الهویه الجندریه عبر اللغه والسیاق الثقافی، حیث تتشکل مفاهیم الذکوره والأنوثه داخل الإطار الخطابی الذی یعکس توزیع السلطه بین الجنسین. یبرز هذا الخطاب الاختلافات الاجتماعیه والهیمنه والتمرد من خلال أنماط لغویه وسردیه تعکس العلاقات الجندریه. تساهم نظریه ساره میلز فی فهم هذه الظاهره من خلال تأکیدها أن الخطاب لیس مجرد أداه تواصل، بل وسیله لإعاده إنتاج التراتبیات الاجتماعیه والهیمنه الجندریه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل مظاهر الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدى حمد وفق آراء ساره میلز. وقد اتبع هذا البحث المنهج الوصفی – التحلیلی. أظهرت النتائج أن الخطاب الجندری یتجلى على المستوى المعجمی من خلال استخدام تعبیرات تُظهر الصراع بین سلطه ذکوریه مهیمنه وصوت نسائی متردد ظاهریاً لکنه یحمل مقاومه ضمنیه. أما فی المستوی النحوی للجمل، فهناک تباین واضح بین لغه المرأه التی تتسم بالحسم والاختزال، ولغه الرجل التی تعکس سلطه ووصماً اجتماعیاً. کما یعکس الخطاب الکلی کیفیه إعاده إنتاج التراتبیات الأبویه من خلال تقدیم الذکور کرموز للسلطه، مقابل تهمیش مستمر لصوت المرأه، وهو ما یتماشى مع تحلیل ساره میلز لآلیات الکبت والصمت فی الخطاب النسائی.