ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۸۲۱.

نقش بدکارکردی های شخصیتی و ویژگی های نابهنجار شخصیت در پیش بینی علائم اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش با هدف بررسی نقش بدکارکردی های شخصیتی و ویژگی های نابهنجار شخصیت در پیش بینی علائم اضطراب فراگیر انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری نیز تمتمی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که تعداد ۴۰۰ دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های اختلال اضطراب فراگیر، ابعاد نابهنجار شخصیت، شاخص های شدت مشکلات شخصیت و میزان بدکارکردی شخصیت پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. تحلیل داده ها نشان دهنده وجود رابطه مثبت و معنادار بین بدکارکردی های شخصیتی و ویژگی های نابهنجار شخصیت با علائم اضطراب فراگیر بود، افزون براین عاطفه منفی و روان پریش خویی ابعاد نابهنجار شخصیت؛ یکپارچگی هویت، خودکنترلی و تطابق اجتماعی از مؤلفه های شدت مشکلات شخصیت و همدلی، مراقبت از دیگران، مفید بودن و خودگردانی بدکارکردی شخصیت نقش و سهم معناداری را در پیش بینی علائم اضطراب فراگیر داشتند. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود با درک مکانیسم های اساسی که بدکارکردی های شخصیتی و اضطراب فراگیر را به هم مرتبط می کند، متخصصان سلامت روان می توانند استراتژی های مؤثرتری برای رفع نیازهای افراد دارای علائم اضطراب فراگیر ایجاد کنند.
۱۸۲۲.

اثربخشی آموزش فرزندپروری شفقت محور بر مراقبت والدین و فرسودگی والدگری مادران دانش آموزان دارای اختلال درونی سازی شده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۲
روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری کلیه مادران دانش آموزان دوره دوم ابتدائی در شهر ساری، سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر از مادران دانش آموزان دارای اختلالات درونی سازی شده به صورت هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش، برنامه آموزش فرزندپروری شفقت محور را به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار، دریافت کردند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. شرکت کنندگان هر دو گروه به پرسشنامه های ابعاد مثبت مراقبت (راف و همکاران، 2004) و فرسودگی والدگری (میکولاجک و همکاران، 2018) در سه مرحله پیش از آموزش، پس از آن و دو ماه پس از پایان مداخله پاسخ دادند. جهت تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته: یافته ها نشان داد آموزش فرزندپروری شفقت محور بر مراقبت والدین و فرسودگی والدگری مادران دانش آموز دارای اختلال درونی سازی موثر است (05/0>p). نتیجه گیری: می توان بیان کرد بسته آموزشی فرزندپروری شفقت محور بر مراقبت والدین و فرسودگی والدگری مادران دانش آموز دارای اختلال درونی سازی شده اثردارد.
۱۸۲۳.

پیش بینی شکایات روان تنی نوجوانان بر اساس سبک والدگری هلیکوپتری و احساس شرم و گناه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی شکایات روان تنی نوجوانان بر اساس سبک والدگری هلکیوپتری و احساس شرم و گناه بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان و آران و بیدگل در سال 1403-1402 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 175 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه شکایات روان تنی تاکاتا و ساکاتا (2004، PCQ)، مقیاس شرم و گناه کوهن و همکاران (2011، GASP) و مقیاس والدگری هلیکوپتری لیموین و بوچانان (2011، HPS) بود. روش تحلیل این پژوهش، همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام بود. یافته ها نشان داد که سبک والدگری هلیکوپتری و احساس شرم و گناه با شکایات روان تنی در سطح 001/0 رابطه معناداری دارند ؛ هم چنین ضرایب رگرسیون استاندارد سبک های والدگری هلیکوپتری و احساس گناه به ترتیب برابر 25/0 و 26/0 بود که هر دو در سطح 01/0 معنادار بود، اما ضریب رگرسیون استاندارد احساس شرم بسیار ضعیف (008/0) بوده و در نتیجه معنادار نبود. بنابراین سبک والدگری هلیکوپتری و احساس گناه در مجموع حدود 17 درصد از واریانس شکایات روان تنی نوجوانان غیربالینی را تبیین می کنند، لذا توجه به سبک های والدگری و احساس گناه در نوجوانان برای پیشگیری از بروز این گونه شکایات در آن ها امری ضروری است.
۱۸۲۴.

نقش میانجی خودکنترلی در رابطه بین حمایت اجتماعی و ولع مصرف در معتادان در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکنترلی در رابطه بین حمایت اجتماعی و ولع مصرف در معتادان در حال ترک بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را معتادان در حال ترک در شهر رشت در سال 1402 تشکیل دادند که در پژوهش حاضر 370 نفر با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه ولع مصرف (DCQ، سوموزا و همکاران، 1995)، مقیاس خودکنترلی (SCS، تانجنی و همکاران، 2004) و مقیاس حمایت اجتماعی (SSS، زیمت و همکاران، 1988) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین حمایت اجتماعی اثر مستقیم، مثبت و معنادار بر خودکنترلی و اثر مستقیم، منفی و معنادار بر ولع مصرف داشت (01/۰>P). خودکنترلی در رابطه بین حمایت اجتماعی با ولع مصرف نیز نقش میانجی داشت (01/۰>P). یافته های پژوهش نشانگر نقش میانجی خودکنترلی در ارتباط بین حمایت اجتماعی با ولع مصرف بود و اهمیت حمایت اجتماعی در پیش بینی مستقیم و غیرمستقیم ولع مصرف را آشکار ساخت.
۱۸۲۵.

اثر انتظار کارآمدی و ارزش پاداش بر اعمال کنترل شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۳۶
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مؤلفه های انگیزشی (انتظار کارآمدی و ارزش پاداش) و پیش بینی های رفتاری مدل ارزش مورد انتظار کنترل (EVC) در جمعیت بهنجار ایرانی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح درون گروهی بود. گروه نمونه (۳۱ نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان در مصاحبه بالینی ساختاریافته SCID-۵-RV شرکت کردند و پرسش نامه های سلامت عمومی ۱۲ گویه ای (GHQ-۱۲) و آزمون کوررنگی ایشی هارا را تکمیل کردند. همچنین، آزمایه رایانه ای رنگ-واژه استروپ همراه با نشانه های پاداش را اجرا کردند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که اثرات اصلی و مستقیم کارآمدی و پاداش و همچنین اثر تعاملی کارآمدی× پاداش برای زمان واکنش در آزمایه رنگ- واژه استروپ با اندازه اثر بالا معنادار بود. همچنین یافته ها نشان داد که اثر مستقیم کارآمدی برای درصد پاسخ های صحیح در آزمایه رنگ-واژه استروپ با اندازه های اثر بالا معنادار بود. اما اثر اصلی پاداش و اثر تعاملی کارآمدی × پاداش برای درصد پاسخ های صحیح معنادار نبود. نتیجه گیری: به طور کلی، یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می دهد که کارآمدی و میزان پاداش به طور مجزا و مشترک می تواند تخصیص کنترل شناختی را ارتقاء دهد. این یافته ها در پرتو محدودیت ها، پژوهش های پیشین و نظریه ها مورد بحث قرار گرفته است.
۱۸۲۶.

تحول دیجیتال در آموزش: از روش های سنتی تا چشم اندازهای نوین نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیرات تحول دیجیتال بر مدل های آموزشی انجام پذیرفت. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی و از نظر ماهیت داده ها کیفی می باشد. روش گردآوری داده ها مطالعات اسنادی با ابزارِ جست وجوی الکترونیکی و فیش برداری و روش پژوهش، فراتحلیل منطبق با الگوی راث و شل است. جامعه آماری تمامی پژوهش های داخلی و خارجی درخصوص آموزش برمبنای تحول دیجیتال است که از سایت های داخلی شامل ایرانداک، مگیران، اس.آی.دی، نورمگز، انسانی دات.آی.آر و سایت های خارجی شامل گوگل اسکالر، اسکوپوس، ساینس دایرکت، نمایه شده بود. نمونه آماری شامل 22 مقاله خارجی به زبان انگلیسی و 14 مقاله داخلی، درمجموع 36 پژوهش داخلی و خارجی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، محتوای هریک از مقالات با نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020، بررسی شد و مطالب مهم هر سند، ازجمله عنوان، کلمات کلیدی و نکات مهم هر مقاله کدگذاری و تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تحول دیجیتال سبب چهار تغییر عمده شده که عبارتند از؛ تغییر در روش های یاددهی- یادگیری از روش های سنتی به الکترونیکی و ترکیبی، تغییر در روش های ارزیابی از سنتی به سمت استفاده از ابزارهای دیجیتال جهت ارزیابی و بازخورد خودکار، تغییر در ساختارهای سازمانی شامل کاهش سلسل ه مراتب عمودی و ایجاد ساختار ماتریسی و شبک ه ای و همچنین تغییر در فرهنگ آموزش و حرکت به سمت تنوع فرهنگی، فرهنگ یادگیری مادام العمر و تمرکز بر مسئولیت های اجتماعی دانشگاه ها می باشد.
۱۸۲۷.

اثربخش آموزش تاب آوری روانشناختی بر خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری دانش آموزان با عملکردتحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۸
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری دانش آموزان با عملکردتحصیلی پایین بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند که تعداد 39 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی ساده در دو گروه آموزش تاب آوری روانشناختی (19 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش تاب آوری روانشناختی را دریافت کردند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه نیازهای اساسی روانشناختی (BNSG؛ دسی و رایان، 2000)، پرسشنامه خوش بینی تحصیلی (AOQ؛ اسچنن-موران و همکاران، 2013) و پرسشنامه استاندارد عملکردتحصیلی (EPT؛ فام و تیلور، 1999) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرنی صورت گرفت. یافته ها نشان داد بین گروه ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری تفاوت معناداری وجود داشت (01/0P<) و آموزش تاب آوری روانشناختی دارای ماندگاری اثر در دوره پیگیری بود (01/0P<). نتایج به دست آمده حاکی از اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر افزایش خوش بینی آموزشی و خودتعیین گری دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بوده و درمانگران و مشاوران مدارس می توانند از این آموزش بهره گیرند.
۱۸۲۸.

بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک پرداخت. روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک در شهر سمنان در سال 1403-1402 بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری هدفمند 368 نفر تعیین شد. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس پیش بینی عود مصرف، شاخص ادراک خطر، و پرسش نامه ذهن آگاهی پنج عاملی بودند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: ادراک خطر و ذهن آگاهی ارتباط مستقیم منفی معناداری با عود مصرف مواد داشتند. به هر حال، ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد نقش میانجی معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط بین ادراک خطر و ذهن آگاهی و ارتباط مستقل ادراک خطر و ذهن آگاهی با عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک، پیشنهاد می شود که مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و بالا بردن و آموزش ادراک خطر جهت کاهش عود مصرف مواد مورد توجه قرار گیرد.
۱۸۲۹.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر ضربه بر نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در دانشجویان با تجربه ضربه ی عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
زمینه: ضربه ی عشق، می تواند ماشه چکان پریشانی روانشناختی قابل توجهی مانند افسردگی، نشانگان ضربه ی عشق و اختلال در عملکرد روزمره شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (اکت) متمرکز بر ضربه بر نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در دانشجویان با تجربه ضربه ی عشق انجام شد. روش: روش پژوهش، شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون–پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل دانشجویان دارای تجربه ضربه ی عشق دانشگاه های شهر کرمانشاه در سال 1403 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، 28 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. از پرسشنامه نشانگان ضربه ی عشق و پرسشنامه افسردگی بک (ویرایش دوم) در سه بازه زمانی (پیش آزمون، پس از مداخله و پیگیری) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه درمانی 75 دقیقه ای بر اساس پروتکل اکت متمرکز بر ضربه (هریس، 2021) دریافت کردند. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر تعامل زمان * گروه روی متغیرهای وابسته در سطح 0/001 و برای گروه در سطح 0/05 معنادار است. آزمون تعقیبی بنفرونی برای مقایسه میانگین ها، نشان داد تفاوت میانگین ها در گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون-پس آزمون و پیش آزمون-پیگیری به لحاظ آماری معنادار است(0/05 >p) اما در مرحله پس آزمون-پیگیری معنادار نیست (p>0/05). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که اکت متمرکز بر تروما می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای کاهش نشانگان ضربه ی عشق و علائم افسردگی در افراد دارای تجربه ی ضربه عشق، مورد استفاده روان درمانگران قرار گیرد.
۱۸۳۰.

اثربخشی آموزش فنون شناختی- رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون شناختی رفتاری بر سبک های دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی دانشجویان دختر انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در سال 1402 بودند. 30 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه 15 نفری (گروه آزمایش و گواه) تقسیم شدند. از پرسشنامه سبک های دلبستگی (AAI، هازن و شاور، 1987)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، گلدبرگ و هیلر، 1972) و همچنین پروتکل 10 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه آموزشی فنون شناختی رفتاری برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون دلبستگی ناایمن و سلامت عمومی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<) و آموزشی فنون شناختی رفتاری باعث کاهش نمرات افراد در دلبستگی ناایمن و بهبود نمرات در سلامت عمومی بود. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزشی فنون شناختی رفتاری نقش مهمی در سبک دلبستگی و سلامت عمومی دانشجویان دارد و می توان از این آموزش برای بهبود بهزیستی روانی دانشجویان استفاده نمود.
۱۸۳۱.

اثربخشی درمان روان نمایشگری بر ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان روان نمایشگری بر ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری دوماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 1 شهر تهران در سال 1401 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان روان نمایشگری قرار گرفت. از مقیاس ترس از صمیمیت (FIS) دسکاتنر و ثلن (1991)، مقیاس پاسخ نشخوار فکری (RRS) نولن-هوکسما و مارو (1991) و چک لیست اختلالات روانی (SCL-25) نجاریان و داوودی (1380) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان روان نمایشگری می تواند به عنوان شیوه درمانی مناسب برای کاهش ترس از صمیمیت، نشخوار فکری و علائم آسیب شناختی روانی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی در مراکز مشاوره به کار برده شوند.
۱۸۳۲.

تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمالکاری و عوامل آن در دانشجویان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
پژوهش کیفی حاضر با هدف تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمالکاری و عوامل آن (زمینه ای، تداوم بخش و آشکارساز) در دانشجویان انجام گرفت. این مطالعه با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابتدا از جامعه دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی 1403-1402 در زمینه اهمالکاری شیوع شناسی شد و دانشجویانی که نمرات آنها دو انحراف معیار بالاتر از میانگین بود، به عنوان اهمالکار شناسایی شدند. سپس با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته اطلاعات لازم از 22 نفر دانشجوی اهمالکار، جمع آوری گردید. یافته ها در ادراک و نگرش اهمالکاری، دو مقوله اصلی (منفی و مثبت) و هفت مفهوم اولیه (تاخیر در انجام وظایف، ویژگی های شخصیتی، فرسودگی، عاطفه منفی، خودسرزنشی، نگرش مثبت موقتی، دارا بودن افکار مقابله ای) را نشان دادند. عوامل اهمالکاری از سه مقوله اصلی (عوامل زمینه ای، تداوم بخش و آشکار ساز) و دوازده مفهوم اولیه (ویژگی های شخصیتی، خانواده، شیوه فرزندپروری، اعتماد بنفس پایین، فضای مجازی، فرسودگی، سبگ زندگی، دوران کرونا، زمینه تحصیلی، ارتباط با دیگران، دوران نوجوانی و زمینه شغلی) تشکیل شدند. الگوهای پایدار شخصیتی، خانوادگی و انگیزشی طبقه مرکزی یافته های حاضر را شکل دادند. این یافته ها تلویحات کاربردی مهمی در فهم نیمرخ شخصیتی، خانوادگی و انگیزشی افراد اهمالکار دارند.
۱۸۳۳.

Impact of a Peer-Family Connection Program on Social Belonging and Risk Behavior Reduction in Adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a peer-family connection program in enhancing social belonging and reducing risk behaviors among adolescents. Methods: A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 13–16 from Hungary, who were randomly assigned to either an intervention group (n = 15) or a control group (n = 15). The intervention group participated in a seven-session, school-based Peer-Family Connection Program designed to improve interpersonal communication, emotional regulation, and relational bonding with peers and caregivers. Sessions were conducted weekly, lasting 45–60 minutes each. Social belonging and risk behavior were measured using validated standardized tools at pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27. Findings: Repeated measures ANOVA revealed a significant interaction effect between time and group for both social belonging (F(2, 56) = 17.08, p < .001, η² = .39) and risk behavior (F(2, 56) = 14.57, p < .001, η² = .34), indicating that the intervention group improved significantly over time compared to the control group. Bonferroni post-hoc analysis showed significant improvements in social belonging from pre-test to post-test (p < .001) and from pre-test to follow-up (p < .001), with no significant decline between post-test and follow-up. Similarly, risk behavior significantly decreased from pre-test to post-test (p < .001) and remained reduced at follow-up (p < .001), with no significant difference between post-test and follow-up. Conclusion: The Peer-Family Connection Program demonstrated sustained effectiveness in increasing adolescents’ social belonging and reducing their engagement in risk behaviors. These findings support the integration of relational interventions involving both peers and caregivers as a means to promote healthy adolescent development.
۱۸۳۴.

پیش بینی احساس انسجام روانی بر اساس تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
مقدمه: اختلال اضطراب فراگیر، به دلیل شیوع بالا و تأثیرات منفی آن بر سلامت عمومی و روانی، اهمیت زیادی دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس انسجام روانی بر اساس تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۹۵ نفر از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره آرامش و شمیم در ارومیه طی سه ماهه چهارم سال ۱۴۰۱ بود. نمونه شامل ۷۶ نفر بود که به روش در دسترس و با استفاده از جدول کرجسی–مورگان انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه حس انسجام آنتونوسکی، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج، تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر، و دلسوزی به خود نف. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ و به کمک آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که احساس انسجام روانی با تنظیم هیجان مثبت، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود رابطه مثبت معنادار، و با تنظیم هیجان منفی رابطه منفی دارد (05/0>p). همچنین، تنظیم هیجان مثبت، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود توان پیش بینی معنادار احساس انسجام روانی را در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دارند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت نقش پیش بینی کنندگی تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در ارتقاء احساس انسجام روانی تأکید دارد. بر این اساس، توصیه می شود این مؤلفه ها در طراحی مداخلات روان شناختی برای بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مدنظر قرار گیرند.
۱۸۳۵.

Identifying Factors Shaping Parental Responses to Children’s Negative Emotions(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
Objective: This study aimed to explore the individual, relational, and contextual factors that shape how parents respond to their children’s negative emotions. Methods and Materials: A qualitative design was employed to capture the lived experiences of parents in managing children’s emotional challenges. Twenty-two parents from Chile participated in semi-structured interviews, focusing on their perceptions, attitudes, and practices when responding to children’s negative emotions such as sadness, anger, and frustration. Participants were recruited through community centers and parenting networks, ensuring diversity in socio-demographic backgrounds. Interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed using thematic analysis with the support of NVivo 14 software. Data collection continued until theoretical saturation was reached. Trustworthiness was ensured through peer debriefing, reflexive memos, and constant comparison during coding. Findings: Analysis revealed four overarching themes. (1) Emotional awareness and regulation in parents highlighted recognition of children’s emotions, self-regulation strategies, empathy, cultural norms in emotional expression, and awareness of emotional contagion. (2) Parenting beliefs and attitudes encompassed views on discipline, developmental understanding, attitudes toward emotional expression, emotion-coaching roles, intergenerational patterns, and moral or religious values. (3) Contextual and social influences included family environment, societal expectations, work–life balance, socioeconomic challenges, peer and social networks, and media exposure. (4) Coping strategies in responding to children’s negative emotions featured immediate reactions, long-term approaches, distraction and redirection, seeking external support, and communication techniques. Illustrative quotations underscored the variability and complexity of parental practices. Conclusion: The findings suggest that parents’ responses to children’s negative emotions are multifaceted, shaped not only by individual self-regulation and beliefs but also by cultural expectations, social contexts, and available coping resources. These insights underscore the need for interventions that support parental emotional awareness, resilience, and communication skills, while addressing contextual stressors to promote more adaptive emotion socialization.
۱۸۳۶.

ویژگی های روان سنجی نسخه کوتاه پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
زمینه و هدف: با توجه به تحولات اجتماعی اخیر در ایران که به تدریج نقش پدران را از تأمین کنندگان مالی صرف به والدین فعال در تربیت فرزندان تغییر داده است، نیاز به ابزارهای روان سنجی دقیق برای ارزیابی میزان مشارکت پدران در خانواده های ایرانی احساس می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی پدران ایرانی که دارای حداقل یک فرزند زیر ۱۲ سال بودند و در بازه زمانی آذر تا تا دی۱۴۰۳ به پلتفرم های آنلاین دسترسی داشتند. نمونه مورد مطالعه شامل ۲۸۰ پدر از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس شیوه داوطلبانه و با رعایت شرایط ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل نسخه کوتاه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری (هاوکینز و همکاران، 2002) و پرسش نامه ابعاد و رفتارهای والدگری (رید و همکاران، 2015) بود. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای اعتبار از ضرایب آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد، و اعتبار ترکیبی استفاده شد. روایی همگرا و واگرا از طریق همبستگی و شاخص روایی یگانه-دوگانه بررسی شد. تحلیل ها با نرم افزارهایSPSS-26 و AMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل نه عاملی پرسش نامه برازش مطلوبی دارد (مقدار خی دو=234.08، درجه های آزادی=263، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد=062/0، شاخص برازندگی تطبیقی=91/0، شاخص تاکر-لویس=90/0). ضرایب اعتبار برای همه خرده مقیاس ها در دامنه ۰.۷۱۶ تا ۰.۸۹۰ قرار گرفت. همچنین همبستگی معنادار بین نمره کل دو پرسش نامه (60/0=r،001/0>p) و همبستگی بین خرده مقیاس های مرتبط (دامنه 45/0 تا 50/0، 05/0>p) روایی همگرای ابزار را تأیید کرد. روایی واگرا نیز با مقادیر شاخص روایی یگانه-دوگانه در محدوده 276/0 تا 841/0 (کمتر از حد آستانه 85/0) برای همه ابعاد مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری از ویژگی های روان سنجی مطلوب برخوردار است. تأیید ساختار نه عاملی در نمونه ایرانی، همسویی با تحولات اجتماعی اخیر در تغییر نقش پدران از تأمین کننده مالی به والد مشارکت کننده را نشان می دهد. این ابزار می تواند در مطالعات آینده برای تعیین اثربخشی مشارکت پدری بر سلامت روان و تحول شناختی-اجتماعی کودکان، و در مراکز مشاوره خانواده برای ارزیابی و طراحی مداخلات والدگری مبتنی بر شواهد به کار رود.
۱۸۳۷.

اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی در دانش آموزان اهمال کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه در سال تحصیلی 1399- 1398 شهرستان شبستر بودند. تعداد 30 نفر دانش آموز اهمال کار با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه، مهارت های هوش اخلاقی را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی (فردریگز، بلومنفیلد و پاریس، 2004)، فرسودگی تحصیلی (برسو، 1997) و خودتنظیمی تحصیلی (بوفارد، وزیو و لاروشه، 1995) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. ضریب اعتبار بدست آمده برای پرسشنامه اشتیاق تحصیلی 0/73 و برای پرسشنامه فرسودگی تحصیلی 0/78 و برای پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی 0/75 محاسبه شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر کاهش فرسودگی تحصیلی  با اندازه اثر 0/24 (0/05>p) ، بر افزایش اشتیاق تحصیلی با اندازه اثر 0/17 (0/05>p) و برخودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اندازه اثر 0/19 (0/05>p) اثر بخش بود. فرسودگی، اشتیاق و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با بکارگیری مداخلات آموزشی به ویژه توانمندسازی مهارت های اخلاقی قابل تغییر بوده و این مداخلات در عرصه های تحصیلی می تواند زمینه ساز بهزیستی روانشناختی دانش آموزان باشد.
۱۸۳۸.

Comparison of the Effectiveness of Parent-Child Relationship-Based Play Therapy and Attachment-Based Play Therapy on Internalizing and Externalizing Behavioral Disorders in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۰
Objective: The study aimed to compare the effectiveness of attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy on internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities. Methods: This quasi-experimental study employed a pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. A total of 45 children with learning disabilities were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: attachment-based play therapy, parent-child relationship-based play therapy, and a control group. The study used the Achenbach and Rescorla (2001) Behavioral Disorders Questionnaire to measure internalizing and externalizing behaviors at each stage. Both experimental groups received nine 60-minute therapy sessions. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and ANCOVA to compare the effectiveness of the interventions. Findings: The findings indicated that both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy significantly reduced internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities, with large effect sizes (η² = 0.864 and η² = 0.773, respectively). Repeated measures ANOVA and ANCOVA confirmed the interventions' effectiveness (p < 0.001), and Bonferroni post-hoc tests revealed significant differences between the experimental groups and the control group, but no significant differences between the two experimental groups. The positive effects were sustained over time, demonstrating the long-term efficacy of both therapeutic approaches. Conclusion: Both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy effectively reduce internalizing and externalizing disorders in children with learning disabilities, with lasting effects over time.
۱۸۳۹.

Family Economic Hardship and Adolescent Risk-Taking: The Mediating Role of Family Cohesion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
Objective: This study aimed to examine the mediating role of family cohesion in the relationship between family economic hardship and adolescent risk-taking. Methods and Materials: A descriptive correlational research design was employed with a sample of 520 adolescents recruited from secondary schools in India, determined through Morgan and Krejcie’s sample size table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Adolescent Risk-Taking Questionnaire (ARQ), the Economic Hardship Questionnaire (EHQ), and the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales (FACES IV). Statistical analyses were conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation coefficients were calculated to determine associations among variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was performed to test the hypothesized mediation model. Model fit was evaluated using Chi-square, χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA indices. Findings: Results indicated that family economic hardship was positively correlated with adolescent risk-taking (r = .42, p = .001) and negatively correlated with family cohesion (r = −.40, p = .001). Family cohesion was inversely related to adolescent risk-taking (r = −.36, p = .002). The SEM analysis demonstrated adequate model fit (χ²/df = 2.17, GFI = .93, AGFI = .90, CFI = .95, TLI = .94, RMSEA = .048). Direct paths showed that family economic hardship significantly predicted adolescent risk-taking (β = .38, p = .001) and negatively predicted family cohesion (β = −.41, p = .001). Family cohesion negatively predicted adolescent risk-taking (β = −.29, p = .002). The indirect effect of economic hardship on risk-taking via cohesion was significant (β = .12, p = .006), supporting the mediation hypothesis. Conclusion: Findings highlight that family cohesion partially mediates the link between economic hardship and adolescent risk-taking. Strengthening family cohesion may buffer adolescents from the adverse effects of financial strain and serve as a practical target for interventions aimed at reducing risk behaviors.
۱۸۴۰.

Influence of Corrupt Practices on Students’ Moral and Spiritual Development in Taraba State Institutions of Higher Learning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
  Objective: Corruption in higher education institutions poses a significant threat to students' ethical standards and spiritual well-being. In Taraba State, Nigeria, concerns have been raised about increasing incidences of unethical behaviors among academic staff and students. The study aimed to examine the influence of corrupt practices on the moral and spiritual development of students in tertiary institutions in Taraba State. Methods: A descriptive survey research design was employed. The study population consisted of approximately 17,000 students. Using purposeful sampling, 200 students were selected based on their accessibility, willingness to participate, and relevance to the study’s focus. Data were collected using a structured instrument titled Corrupt Practices, Students’ Moral and Spiritual Development Questionnaire (CPSMDQ) , which demonstrated a reliability coefficient of 0.69 based on the Cronbach alpha method. Descriptive statistics (mean and standard deviation) were used to address the research questions, and the Chi-square test was applied to test the hypothesis at the 0.05 level of significance. Results: Findings indicated a high prevalence of corrupt practices such as examination malpractice and sexual harassment. These behaviors significantly compromised students’ moral and spiritual development, contributing to the erosion of traditional values, reduced appreciation for diligence and creativity, and increased involvement in prostitution and sexual exploitation. Conclusion: Corruption has a detrimental impact on the moral and spiritual growth of students in higher institutions. The study recommends that SERVICOM and institutional anti-corruption units be empowered and supported to investigate, monitor, and sanction corrupt practices within academic environments

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان