ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۷۶۱.

بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی – رفتاری بر علائم اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله، با نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات در بین مشکلات رفتاری کودکان است که منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی، سازگاری اجتماعی، زندگی خانوادگی و روابط با همسالان می شود. علی رغم مطالعات متعدد در مورد بررسی اثربخشی درمانی شناختی- رفتاری براضطراب جدایی کودکان، در مورد تقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی در این اثربخشی، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله با توجه به نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی انجام شد. روش: روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 11 تا 12 ساله با اضطراب جدایی بود که در سال تحصیلی 1403-1402 به کیلینیک های تخصصی کودک و نوجوان در غرب شهر تهران (گیشا)، مراجعه کرده بودند که از بین آن ها 110 نفراز طریق مصاحبه بالینی با مادر با استفاده از علائم تشخیصی DSM-5 و پرسشنامه اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. در نهایت، 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی بالا و 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی پایین انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) استفاده شد. برای آموزش گروه آزمایش از پروتکل درمان شناختی-رفتاری اضطراب برای کودکان (کندال و هدکی، 2006) در طی 12 جلسه 45 دقیقه ای استفاده شد. هم چنین برای تحلیل داده ها از تحیل کواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحیل کواریانس تک متغیره، حاکی از تأثیر معنادار متغیر انعطاف پذیری در اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود نشانه های بالینی اضطراب جدایی کودکان بود (05/0 P<). هم چنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی در مرحله پیگیری نیز نشان داد، اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی-رفتاری با انعطاف بالا به طور چشمگیری بالاتر از اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی- رفتاری با انعطاف پایین بود، بنابراین، نقش تعدیل کنندگی انعطاف پذیری شناختی تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بازی درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علائم اضطراب جدایی کودکان تأثیرگذار است، اما میزان اثربخشی آن به سطح انعطاف پذیری شناختی در کودکان بستگی دارد. ازاین رو، لازم است در درمان کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی، بازی هایی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی لحاظ شود.
۱۷۶۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۱۷۶۳.

تدوین برنامه آموزشی سه سطحی (دانش آموز، خانواده، معلم) و بررسی اثربخشی آن بر پردازش دیداری فضایی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه با تأکید بر اختلال ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه: مشکلات مربوط به پردازش دیداری-فضایی از چالش های شناختی شایع در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه است که عملکرد تحصیلی آن ها را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. با این حال، کمتر پژوهشی به طراحی یک مداخله یکپارچه پرداخته است که همزمان سه ضلع اصلی مثلث آموزشی یعنی دانش آموز، خانواده و معلم را توانمند سازد. عدم هماهنگی بین این سه ضلع، اثربخشی مداخلات را محدود می سازد. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزشی سه سطحی (دانش آموز، خانواده، معلم) و بررسی اثربخشی آن بر پردازش دیداری فضایی در دانش-آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کابردی از نظر روش آمیخته و اکتشافی بود که اولویت با مطالعه کیفی است و مقوله ها از بخش کیفی استخراج سپس برنامه مداخله بر اساس آن تدوین شد. در بخش کیفی، که با هدف استخراج مؤلفه های برنامه مداخله انجام شد، از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه پژوهش شامل اساتید روانشناسی دانشگاه، متخصصین و درمانگران حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود که از میان آن ها ۱۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند بود. در بخش کمی، از طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه (با تاکید بر اختلال ریاضی) در گروه سنی ۸ تا ۱۰ سال شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از این جامعه، ۳۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مراحل سه گانه، آزمون هوش تهران-استانفورد-بینه بود. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آنالیز واریانس بااندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج بخش کیفی که از طریق تحلیل مضمون مصاحبه ها به دست آمد، منجر به شناسایی چهار مضمون اصلی برای ساختار برنامه آموزشی سه سطحی گردید. این مضامین عبارت بودند از: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال، تقویت استدلال کمی، و تقویت پردازش دیداری-فضایی. در بخش کمی، نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر این مضامین، تأثیر معنادار و مثبتی بر بهبود نمرات پردازش دیداری-فضایی دانش آموزان در گروه آزمایش داشته است (05/0 >P). این بهبود در مرحله پس آزمون و پیگیری در مقایسه با پیش آزمون مشهود بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که یک برنامه آموزشی سه سطحی، که بر اساس مؤلفه های شناختی کلیدی (توجه، حافظه فعال، استدلال کمی و پردازش دیداری-فضایی) طراحی شده، رویکردی مؤثر و کاربردی برای بهبود پردازش دیداری-فضایی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه است. این یافته بر لزوم فراتر رفتن از مداخلات تک بعدی و متمرکز بر دانش آموز تأکید دارد. بنابراین، به درمانگران، مشاوران مدارس و طراحان برنامه های آموزشی پیشنهاد می شود تا با درگیر کردن همزمان خانواده و معلمان در فرآیند درمان، به پایداری و تعمیم پذیری اثربخشی مداخلات کمک کنند.
۱۷۶۴.

تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی یر سلامت روان دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
رشد پرشتاب فناوریهای دیجیتال در دهههای اخیر بهویژه شبکههای اجتماعی، الگوهای ارتباطی، آموزشی و تفریحی نوجوانان را بهشکل بنیادینی دگرگون ساخته است. این پژوهش با تمرکز بر دانشآموزان مقطع متوسطه، به بررسی تأثیر استفاده گسترده از پلتفرمهایی چون اینستاگرام، تیکتاک، تلگرام و واتساپ بر سلامت روان آنان میپردازد. یافتههای جهانی و بومی حاکی از آن است که استفاده مفرط از شبکههای اجتماعی با افزایش علائم اضطراب، افسردگی، احساس انزوا، افت تحصیلی، اختلالات خواب و کاهش عزتنفس در نوجوانان ارتباط معناداری دارد. با توجه به ویژگیهای حساس دوره نوجوانی در شکلگیری هویت و رشد مهارتهای بینفردی، رصد و مدیریت مصرف شبکههای اجتماعی اهمیت ویژهای مییابد. این مطالعه با بهرهگیری از ادبیات پژوهشی نوین و شواهد میدانی، ضمن تحلیل پیامدهای روانی–اجتماعی استفاده از شبکههای اجتماعی، پیشنهادهایی کاربردی برای مداخلات پیشگیرانه و حمایتی در سطح خانواده و مدرسه ارائه میدهد.
۱۷۶۵.

پیش بینی تعهد زناشویی زوجین بر اساس سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تعهد زناشویی زوجین بر اساس سبک های دلبستگی و طرح واره های ناسازگار اولیه انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 7 کرج در سال 1403 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 384 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تعهد زناشویی (DCI، آدامز و جونز، 1997)، مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال (RAAS، کولینز و رید، 1990) و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF، یانگ، 1998) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین کلیه های حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با تعهد زناشویی رابطه منفی معنادار و بین سبک دلبستگی ایمن با تعهد زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 50 درصد از تغییرات تعهد زناشویی زوجین را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی تبیین کننده تعهد زناشویی زوجین هستند و بر اهمیت توجه به این عوامل در بهبود تعهد زناشویی تأکید می کند و لزوم تقویت این عوامل را در برنامه های زندگی زناشویی نشان می دهد.
۱۷۶۶.

بررسی مقایسه ای میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه وعمومی بیمارستان توحید سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
مقدمه: پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ی حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار دارند واین موارد به چالشی برای این حرفه تبدیل شده است. هدف : این مطالعه با هدف مقایسه میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران در بخشهای ویژه و عمومی بیمارستان توحید سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع توصیفی بود که در سال 1396 و از ماه فروردین تا خرداد بر روی پرستاران کل بخش های بیمارستان توحید سنندج انجام شد. حجم نمونه 214 پرستاربود که به صورت نمونه گیری سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1986) و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1987) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که مقدار F=17.831 در متغیر استرس شغلی و همچنین مقدار F=17.831 در متغیر فرسودگی شغلی درر سطح a=0/05 معنادار است.به عبارتی، بین میانگین نمرات پرستاران در بخش های مختلف تفاوت آماری معناداری وجود دارد. بطوری که در متغیر استرس شغلی به ترتیب بخش های ویژه مانند اورژانس، سی سی یو و آی سی یو دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. همچنین در متغیر فرسودگی شغلی بخش های انکولوژی، اورژانس ،سوختگی و دیالیز دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از وجود استرس شغلی و فرسودگی شغلی نسبتا بالا در بین پرستاران خصوصا در بخشهای ویژه بیمارستان بود. فرسودگی شغلی در بخش هائی نظیر انکولوژی ،سوختگی ،اورژانس و دیالیزبیشتر دیده شد ،بدین ترتیب استرس و فرسودگی در بخش های جنرال به تفکیک بخش ها به مدت زمان حضور پرستار در شیفت ،تعداد شیفت ،تجربه و تعداد بیماران وابسته بود .
۱۷۶۷.

اثربخشی ذهن آگاهی نوجوان محور برهم نشخواری و افسردگی دختران نوجوان دارای علائم افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۷
هدف : دوره نوجوانی، دوره ای حساس از رشد است که می تواند بر احتمال، شدت و سیر مشکلات سلامت روان تأثیر بگذارد. نوجوانان هم نشخواری و علائم افسردگی را تجربه می کنند و مداخلات درمانی در این زمینه لازم است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی ذهن آگاهی نوجوان محور بر هم نشخواری و افسردگی دختران نوجوان دارای علائم افسردگی بود.   روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی (طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دختران نوجوان دارای علائم افسردگی در شهرستان بروجرد بودند. ازمیان آنان 26 نفر به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای گروه آزمایش درمان ذهن آگاهی نوجوان محور اجرا شد و گروه کنترل در زمان اجرای پژوهش هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از مقیاس های هم نشخواری و افسردگی بک (13 سؤالی) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد.   یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان ذهن آگاهی نوجوان محور بر هم نشخواری (19/0=اندازه اثر؛ 67/5=F؛ 03/0>p) و افسردگی (42/0=اندازه اثر؛ 57/17=F؛ 001/0>p) نوجوانان دختر دارای علائم افسردگی اثربخش بوده است و این اثربخشی نیز در دوره پیگیری ماندگار بوده است (05/0>p).   نتیجه گیری: براساس نتایج، درمان ذهن آگاهی نوجوان محور بر کاهش هم نشخواری و افسردگی دختران نوجوان دارای علائم افسردگی اثربخش بود. بنابراین، استفاده از درمان ذهن آگاهی نوجوان محور برای کاهش هم نشخواری و افسردگی نوجوانان دختر دارای علائم افسردگی پیشنهاد می شود.
۱۷۶۸.

ااثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ناشی از انتظارات تحصیلی و خودناتوان سازی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۶۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ناشی از انتظارات تحصیلی و خودناتوان سازی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و در آن از طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر چاراویماق در استان آذربایجان شرقی در سالتحصیلی1402-1401  به تعداد تقریبی 2000 نفر تشکیل داده اند. پس از اجرای مقیاس استرس ناشی از انتظارات تحصیلی (AESI) آنگ و هوان (2006) و خودناتوان سازی(SHS) جونز (1979) از بین دانش آموزانی که استرس و خودناتوان سازی شدیدی داشتند،30 نفر انتخاب و با استفاده از گمارش تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. اعضای گروه آزمایش، طی 8 جلسه 5/1 ساعته آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی که توسط کابات زین در سال 2002 طراحی شده را به صورت گروهی دریافت کردند. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس و SPSS نسخه 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی موحب کاهش استرس ناشی از انتظارات تحصیلی و خودناتوان سازی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر چاراویماق شده است (سطح معنی داری 001/0). بر اساس یافته های پژوهش می توان کارگاههای آموزشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را برای کاهش استرس ناشی از انتظارات تحصیلی و خودناتوان سازی دانش آموزان برگزار کرد. همچنین جلساتی با هدف آگاهی بخشی برای والدین و معلمان در جهت کاهش انتظارات تحصیلی از دانش آموزان، می توان ترتیب داد. 
۱۷۶۹.

پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری تحمل پریشانی و حسادت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
رضایت زناشویی از عوامل مهم اثرگذار بر استحکام زندگی مشترک زوجین و در نتیجه سلامت خانواده ها می باشد. به همین جهت بررسی عوامل مرتبط با رضایت زناشویی حائز اهمیت می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری تحمل پریشانی و حسادت زناشویی است. این پژوهش، کمی و با هدفی بنیادی است و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی با روش مدل معادلات ساختاری می باشد. طبق نظر کلاین (2023) حداقل حجم مناسب نمونه برای مدل معادلات ساختاری 200 نفر است، همچنین مطابق با پیشینه پژوهشی مطالعه حاضر، حجم نمونه حدود 200 نفر در نظر گرفته شده بود؛ به همین منظور 205 نفر از افراد متاهل در شهر تهران در بازه سنی 22-55 سال که حداقل دو سال از ازدواجشان گذشته بود به شیوه نمونه گیری در دسترس، به صورت آنلاین پرسشنامه های سبک های دلسبتگی هازان و شیور (1987،AAI)، فرم کوتاه شده رضایت زناشویی انریچ (1989،ENRICH)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و پرسشنامه چندبعدی حسادت (1989، MJS) را تکمیل کردند. داد های پژوهش با استفاده از نرم افزار 26SPSS- و 24AMOS- تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و سبک های دلبستگی می توانند رضایت زناشویی را به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق تحمل پریشانی و حسادت زناشویی پیش بینی کنند (اندازه اثر برای مسیرهای دلبستگی به رضایت زناشویی شامل ایمن 28/0، اجتنابی 23/0-، اضطرابی 29/0-، برای مسیرهای دلبستگی به تحمل پریشانی شامل ایمن 50/0، اجتنابی 32/0-، اضطرابی 36/0-، برای مسیر تحمل پریشانی به رضایت زناشویی 33/0 و حسادت زناشویی به رضایت زناشویی 13/0- و در نهایت برای مسیرهای دلسبتگی به حسادت زناشویی شامل ایمن 30/0-، اجتنابی 34/0 و اضطرابی 15/0 می باشد). از نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درک سبک های دلبستگی، اهمیت تحمل پریشانی و تأثیرات آن ها بر رفتار و احساسات افراد و همچنین حسادت زناشویی به عنوان مسئله ای مهم و قابل توجه در زندگی زناشویی، می تواند به زوج ها کمک کند تا ارتباطات موثرتری برقرار کرده و کیفیت رابطه خود را افزایش دهند و در نهایت رضایت بیشتری از رابطه خود داشته باشند.
۱۷۷۰.

اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهزیستی و پریشانی روان شناختی دانش-آموزان دختر دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهزیستی و پریشانی روان شناختی دختر دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دارای اهمال کاری تحصیلی متوسطه دوره دوم شهر تبریز در سال تحصیلی 1404-1403بودند که تعداد 39 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (19 نفر) و کنترل (20 نفر) به طور تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش هشت جلسه ی 75 دقیقه ای و به صورت هفتگی تحت ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس اهمال کاری تحصیلی (PASS، سولومون و راث بلوم، 1984)، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (PWB، ریف، 1989) و مقی اس افس ردگی، اض طراب و اس ترس (DASS، لاوبیوند و لاوبیوند، 1995) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی و پریشانی روان شناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس به عنوان یک روش روان درمانی موثر برای بهزیستی و پریشانی روان شناختی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی است.
۱۷۷۱.

بررسی نقش میانجی میزان استفاده از صفحات نمایش در رابطه بین کنش بازتابی والدین و مهارت های حرکتی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین کنش بازتابی والدین و مهارت های حرکتی کودکان پیش دبستانی با در نظر گرفتن نقش میانجی میزان استفاده از صفحات نمایش انجام شد. روش این پژوهش همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل مادران کودکان ۴ تا ۶ سال استان تهران در سال ۱۴۰۲ بود که ۲۰۱ نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کنش وری بازتابی والدین(۲۰۱۷)، نسخه سوم پرسشنامه سنین و مراحل (۱۹۸۹) و پرسشنامه میزان استفاده از صفحات نمایش (۲۰۲۰) گردآوری شد و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-26 و SMART PLS-4 تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین کنش بازتابی والدین، مهارت های حرکتی کودکان و میزان استفاده از صفحات نمایش رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، میزان استفاده از صفحات نمایش در این رابطه نقش میانجی داشت؛ بدین معنا که کنش بازتابی والدین هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق تنظیم زمان استفاده از صفحات نمایش، بر رشد حرکتی کودک تأثیرگذار است. ارتقای کنش بازتابی والدین و مدیریت آگاهانه استفاده از صفحات نمایش می تواند نقش مؤثری در بهبود مهارت های حرکتی کودکان پیش دبستانی ایفا کند.
۱۷۷۲.

بررسی روابط ساختاری کمال گرایی و نشخوار فکری زنان: نقش تعدیل گر انعطاف پذیری روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل گری انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه بین کمال گرایی با نشخوار فکری در زنان انجام شد. روش مطالعه از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه الزهرا در سال 1403 تشکیل دادند. روش نمونه گیری از نوع در دسترس بود و تعداد 353 شرکت کننده در این پژوهش به پرسشنامه آنلاین پاسخ دادند. داده ها به وسیله پرسشنامه نشخوار فکری نولن-هوکسما و مارو، پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی رولفس و پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت جمع آوری شد. داده ها با روش همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کمال گرایی با نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار، انعطاف پذیری روان شناختی با نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار و انعطاف ناپذیری روان شناختی با نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین، انعطاف پذیری روان شناختی نقش تعدیل گری اندکی در رابطه بین کمال گرایی و نشخوار فکری ایفا کرد. یافته ها نشان می دهند که تقویت انعطاف پذیری روان شناختی می تواند به عنوان راهکاری مداخله ای برای کاهش اثرات منفی کمال گرایی بر نشخوار فکری در دانشجویان موردتوجه قرار گیرد. نتایج این پژوهش بر اهمیت مداخلات روان شناختی برای بهبود سلامت روان دانشجویان، به ویژه در مواجهه با فشارهای کمال گرایانه، تأکید دارد. همچنین می توان از این نتیجه در زمینه پیشرفت تحصیلی نیز بهره برد.
۱۷۷۳.

بررسی رابطه تایید طلبی، اضطراب رقابتی، و هیجان خواهی با گرایش به اعتیاد در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
پدیده چند وجهی اعتیاد به مواد مخدر یکی از معضلات جوامع مدرن در بین تمامی گروه های سنی به ویژه جوانان است. از طرف دیگر متغیرهای روانشناختی نقش برجسته ای را در توسعه این اختلال و خسارات ناشی از آن ایفا می کند. هدف اصلی انجام این پژوهش بررسی رابطه متغیرهای اضطراب رقابتی تایید طلبی و هیجان خواهی با گرایش به اعتیاد است. جامعه این پژوهش را کلیه دانشجویان ادبیات مهندسی هنر و تربیت بدنی که در سال تحصیلی ۹۵-۹۶ در دانشگاه های تهران مشغول به تحصیل بودهاند تشکیل داده است. با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای ۲۲۰ نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب گردید. پرسشنامه های اضطراب رقابتی گرایش به اعتیاد نگرشهای ناکارآمد و هیجان خواهی به صورت یک دفترچه در اختیار داوطلبان قرار داده شد. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اضطراب ،رقابتی تایید طلبی و هیجان خواهی با گرایش به اعتیاد رابطه مثبت دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب رقابتی تایید طلبی و هیجان خواهی در افراد میتواند گرایش به اعتیاد را پیش بینی کند. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که رابطه این متغیرها با گرایش به اعتیاد در دختران و پسران تفاوتی نمی کند. واژگان کلیدی گرایش به اعتیاد نگرشهای ناکارآمد تایید طلبی اضطراب رقابتی، هیجان خواهی
۱۷۷۴.

واکاوی علل ترک زودرس روان درمانی و مشاوره توسط مراجعان از دیدگاه متخصصین بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۹
اهداف امروزه، ترک زودرس روان درمانی و مشاوره یک چالش بالینی بزرگ برای درمانگران و مراجعین دریافت کننده خدمات بالینی است. هدف روان درمانی، کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. اطلاعات ما در مورد اینکه چگونه و چرا مراجعین درمان را پیش از موعد ترک می کنند کافی نیست. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران است. هدف روان درمانی کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. ترک زودرس یک تجربه رایج در میان درمانگران است. تحقیقات در زمینه ترک زودرس پیچیده است و اغلب یافته های متناقضی را به همراه دارد. تعداد زیادی از پژوهش های صورت گرفته در زمینه دلایل ترک زودرس با روش تحلیل کمی و بر مراجعان متمرکز بوده است. درمانگران می توانند از منابع اطلاعاتی ارزشمند در زمینه دلایل ترک زودرس مراجعان باشند. در پژوهش حاضر به دنبال بررسی جامع عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران هستیم. مواد و روش ها روش پژوهشی مطالعه حاضر کیفی و طرح آن تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش تمامی مشاوران و درمانگران فعال در حوزه سلامت روان بودند. محل اجرای پژوهش شهر بوشهر بود. روش نمونه گیری باتوجه به هدف پژوهشگران، غیراحتمالی و هدفمند بود و براساس قاعده اشتراوس و کوربین (1998)، نمونه گیری تا زمان اشباع نظری پیرامون عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره ادامه یافت. بنابراین، حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 31 نفر درمانگر زن و مرد بود. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. فرایند کدگذاری در پژوهش حاضر باتوجه به مسئله و اهداف پژوهش به صورت استقرایی صورت پذیرفت. یافته ها تمامی مصاحبه های ضبط شده به صورت نوشتاری تدوین و در نرم افزارMAXQDA نسخه 2020 ذخیره گردید. از تجزیه وتحلیل مصاحبه ها 439 کد باز به دست آمد که در طول مصاحبه با آزمودنی های پژوهش، 3485 بار تکرار شده بود. در گام بعدی، کدهای باز در 60 طبقه فرعی قرار گرفتند و درنهایت، 9 طبقه اصلی حاصل گردید. این طبقات عبارت اند از: 1. کنش های شناختی، انگیزشی، هیجانی و رفتاری مراجع در طول جلسات، 2. ویژگی های بیوگرافیک مراجع، 3. عوامل محیطی، 4. شاخصه های ساختاری جلسات روان درمانی و مشاوره، 5. عدم تخصص و مهارت درمانگر در روان درمانی و مشاوره، 6. الگوهای شخصیتی مراجع، 7. سبک زندگی، شاخصه های شخصیتی و هیجانی درمانگر 8. عوامل بیوگرافیک درمانگر و 9. داروهای روانپزشکی. نتیجه گیری میزان شیوع ترک زودرس نشان می دهد تعداد زیادی از افرادی که خدمات روان درمانی دریافت می کنند از مزایای کامل درمان برخوردار نمی شوند. ضروری است درمانگران نسبت به شناخت عوامل مرتبط با ترک زودرس تلاشی جدی داشته باشند. توسعه مداخلات مؤثرتر برای کاهش ترک زودرس نیازمند درک و دریافت صحیح از عوامل علی بروز این پدیده است. در پژوهش های قبلی، فقدان یک مفهوم سازی سیستماتیک از نقش عوامل مراجع و درمانگر در شناخت ترک زودرس روان درمانی و مشاوره کاملاً محرز است. در پژوهش حاضر تلاش گردید شناخت عمیقی از عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره حاصل گردد. سهم عوامل مؤثر در درمانگران و مراجعان در بروز این پدیده مشخص و تبیین شد. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه ارتقای سطح کمی و کیفی روان درمانی و کاهش ترک زودرس جلسات توسط مراجعان را فراهم کند.
۱۷۷۵.

مقایسه اثربخشی آموزش سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی برپیشرفت درس علوم دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۸۳
زمینه: در پیشرفت تحصیلی، عوامل متعددی می توانند بر موفقیت دانش آموزان تأثیر بگذارند. دو رویکرد مهم و کاربردی در این زمینه، راهبردهای فراشناختی و سبک های یادگیری VARK هستند که هر کدام به شیوه ای منحصر به فرد، تلاش می کنند یادگیری و دست یابی به درک عمیق را تسهیل کنند. مطالعات قبلی اثربخشی هر یک از این رویکردها را در بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به طور جداگانه بررسی کرده اند. با این وجود، شکاف پژوهشی مهمی در مقایسه مستقیم اثربخشی این دو رویکرد برای بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت درس علوم دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموز پسر مقطع اول متوسطه شهر تهران در سال 1400-1399 بود، که براساس آخرین آمار رسمی اداره آموزش و پرورش شهر تهران برابر با 2400 دانش آموز است. برای انتخاب نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در مجموع 69 دانش آموز انتخاب شد و به سه گروه (هر گروه 23 نفر اختصاص داده شد). گروه آزمایش اول تحت آموزش راهبردهای فراشناختی (پنتریچ، 2004) قرار گرفتند؛ گروه آزمایش دوم سبک های یادگیری وارک (فلمینگ و میلز، 1998) آموزش داده شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها آزمون پیشرفت تحصیلی علوم بود که توسط پژوهشگر ساخته شده بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر سبک های یادگیری شناختی وارک در پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان تأثیر دارد (05/0 >P). همچنین آموزش مبتنی بر راهبردهای فراشناختی در پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان تأثیر دارد (05/0 >P) همچنین یافته ها بیانگر این بود که اثر آموزش مبتنی بر سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم متفاوت نیست (05/0 P>). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می توانند به تصمیم گیران و طراحان آموزشی در انتخاب روش های مناسب برای بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کمک کنند. همچنین، یافته های پژوهش حاضر می توانند برای معلمان و مشاوران آموزشی به عنوان راهنمایی در شناسایی و به کارگیری روش های آموزشی مؤثر برای دانش آموزان با نیازهای یادگیری متفاوت مفید واقع شوند و بدین ترتیب، به بهبود کیفیت آموزشی و حمایت از یادگیری فعال و مستقل کمک نمایند.
۱۷۷۶.

مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن ها، 48 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (16 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001، CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر شفقت درمانی نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد؛ اما شفقت درمانی مؤثرتر است.
۱۷۷۷.

پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۲۱۳
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
۱۷۷۸.

بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد بود. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی از نوع روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد شهر تهران که در 3 ماهه نخست سال 1403 به مراکز گروه های خودیاری مراجعه کرده اند و طی یک مصاحبه اولیه از لحاظ برخورداری شرایط ورود به نمونه آماری مورد گزینش قرار گرفته اند. نمونه پژوهش حاضر عبارت است از 30 نفر که به روش نمونه گیری در دسترس و تقسیم آن ها به دو گروه 15 نفری بر مبنای گزینش تصادفی بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر و همکاران (1983)، افسردگی بک و پرسشنامه هم وابستگی دیر و رابرت (2000) استفاده شده است. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح اضطراب آشکار و پنهان در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 51/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). همچنین، درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 26/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). نهایتا، درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 71/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که کاربرد مصاحبه انگیزشی بر کاهش اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته دارای همسر معتاد تأثیر معناداری دارد. این مداخله می تواند به عنوان رویکردی کارآمد در بهبود سلامت روانی و ارتقای کیفیت زندگی این گروه محسوب شود و پیامدهای مفیدی داشته باشد.
۱۷۷۹.

نقش واسطه ای بخشودگی در رابطه بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی بخشودگی در رابطه ی بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران، در سال 1403 تشکیل داد که از بین آن ها به صورت دردسترس 262 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نشخوار خشم ساکودولسکی (2001، ساکودولسکی، ARS)، بخشودگی (2005، هارتلند، HFS) و ذهن آگاهی بین فردی (2018، پراتسچر و همکاران، IMS)، استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین یافته ها نشان داد مسیر ذهن آگاهی بین فردی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). مسیر ذهن آگاهی بین فردی به بخشودگی مثبت و معنی دار است (05/0>P). به همین صورت می توان مشاهده کرد مسیر مستقیم بخشودگی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). نتایج دیگر نشان داد که اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر پس فکرهای خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر افکار تلافی جویانه از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر خاطره های خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر شناختن علت ها نیز از طریق بخشودگی نیز معنی دار بود (05/0 ≥p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی بین فردی می تواند از طریق بخشودگی بر نشخوار خشم در دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران اثر بگذارد.
۱۷۸۰.

تدوین برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی و اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۰۹
زمینه: در حوزه اختلال سلوک طیف گسترده ای از مداخلات بر آموزش والدین کودک تمرکز داشته است تا به دورن نوجوانی و اگر به اختلال سلوک در دوره نوجوانی توجه نشان داده نشود، این اختلال می تواند درآینده منجر به پیامدهای نامطلوبی گردد. هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی و اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال سلوک بود. روش: روش پژوهش آمیخته (کیفی –کمی) بود. در بخش کیفی با تحلیل محتوا برنامه تدوین و اعتباریابی شد و بخش کمی شامل روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه همراه با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه بخش کیفی شامل مجموعه آثار و 30 متخصص بوده که براساس تحلیل محتوا منابع مورد نظر انتخاب شد و برای اعتبار یابی برنامه 10 متخصص با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و جامعه بخش کمی، شامل تمامی نوجوانان 12 تا 16 ساله با اختلال سلوک شهر اصفهان در سال 1402 بود، که 24 نوجوان با اختلال سلوک با روش نمونه گیری هدفمند از کانون اصلاح و تربیت انتخاب و به شیوه تصادفی در 2 گروه آزمایش (12 نفر) و گواه (12 نفر) گمارش شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) بود. برنامه آموزشی در 12 جلسه 45 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و اندازه گیری مکرر تحلیل با استفاده از نرم افزار SPSS.26 تحلیل شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که برنامه تدوین شده روایی محتوایی قابل قبولی دارد. یافته های بخش کمی نشان داد که برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی موجب بهبود خودتنظیمی هیجانی (01/0 >p) نوجوانان با اختلال سلوک شده است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود اجرای برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی در اولویت آموزشی درمانگران با اختلال سلوک قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان