ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۰۱ تا ۱٬۸۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۸۰۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناگویی هیجانی زنان مبتلا به این اختلال انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه ای ۴۵ نفره از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی آرامیس شهرری مراجعه کرده بودند، به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. برای سنجش ناگویی هیجانی از پرسشنامه تورنتو استفاده شد و داده ها با تحلیل کوواریانس بررسی گردید. نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی به طور معناداری ناگویی هیجانی را کاهش داده اند (p<0.05)، اما طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری در بهبود مؤلفه های تشخیص و توصیف احساسات و کاهش تفکر عینی نشان داد. این یافته ها مؤید نقش مؤثر هر دو رویکرد در بهبود تنظیم هیجانی در مبتلایان به اضطراب فراگیر است و بر ضرورت توجه به ابعاد هیجانی در درمان های روان شناختی تأکید دارد. توصیه می شود انتخاب رویکرد درمانی با در نظر گرفتن ویژگی های فردی مراجع صورت گیرد.
۱۸۰۲.

اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۹
زمینه: امروزه انجام مداخله باهدف افزایش رفتارهای اخلاقی و مدنی-تحصیلی و کاهش رفتارهای فریبکارانه تحصیلی مهم و ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس غیردولتی رجایی شهر کرج در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش هوش اخلاقی بوربا قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های فریب کاری تحصیلی فارنسه و همکاران (2011) و رفتارهای مدنی-تحصیلی گل پرور (1389) ابزار پژوهش حاضر بودند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی (01/31 =F) و رفتارهای مدنی-تحصیلی (86/11 =F) دختران نوجوان اثربخش بود (05/0 >P). اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان در دوره پیگیری نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود در راستای کاهش رفتارهای فریبکارانه و بهبود و گسترش رفتارهای اخلاقی در مدارس، از آموزش های مبتنی بر هوش اخلاقی توسط مشاوران مدارس استفاده گردد.
۱۸۰۳.

Investigating the effectiveness of repeated and intensified bifrontal transcranial direct current stimulation (tDCS) on the improvement of love trauma syndrome in romantic relationship breakup: A case report(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
Objective: Experiencing stress and emotional disturbances due to ending and separating from a romantic relationship is one of the most painful events for some people. We aimed to evaluate a repetitive transcranial direct current stimulation (tDCS) protocol on a girl experiencing an unmarried relationship break-up.Methods: We aimed to evaluate a tDCS protocol to the left dorsolateral prefrontal cortex (DLPFC) (10 sessions, 2 mA current intensity for 20 minutes, one session each day) on a girl experiencing an unmarried relationship break-up (In Iran, the year 2022). In order to evaluate the effect of this protocol, the assessment of love trauma (Love Trauma Inventory (LTI), depression (Beck Depression Inventory (BDI-II), anxiety Hamilton Anxiety Rating Scale (HAM-A), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) was done at different time intervals, before and after the intervention and follow-up.Results: Repetitive tDCS stimulation protocol with left anodal/right cathodal DLPFC montage may effectively reduce emotional disturbances after the experience of separating from a romantic relationship and lead to improved mood.Conclusion: In order to generalize the introduced stimulation protocol, it is necessary to investigate more in large groups of people who have experienced a romantic relationship breakup.
۱۸۰۴.

پذیرش درد و سواد سلامت به عنوان پیش بینی کننده شدت درد: یک مطالعه مقطعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۶
اهداف درد مزمن یک بیماری فراگیر است که میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد و تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت زندگی افراد دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش پذیرش درد و سواد سلامت در پیش بینی شدت درد در میان افراد مبتلا به درد مزمن و ارائه بینشی در مورد عوامل غیردارویی که ممکن است بر تجربیات درد تأثیر بگذارد، انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه مقطعی شامل 350 شرکت کننده از ریچموند هیل، انتاریو، کانادا بود. شدت درد با استفاده از مقیاس عددی درجه بندی درد و پذیرش درد و سواد سلامت به ترتیب با استفاده از پرسش نامه پذیرش درد مزمن و پرسش نامه سواد سلامت ارزیابی شدند. همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی برای بررسی روابط بین متغیرهای مطالعه انجام شد. یافته ها پذیرش درد و سواد سلامت هر دو با شدت درد رابطه منفی معنی داری داشتند (به ترتیب 0/01>r=-0/45, P و 0/01>r=-0/38, P). در مدل رگرسیون، هر دو متغیر به طور قابل توجهی شدت درد را پیش بینی کردند و ۲۶ درصد از واریانس را تشکیل دادند (0/26=R²، R² تعدیل شده=0/24، 0/001>F-19/56, P). پذیرش درد (0/001>B=-0/15, B=-0/25, t=-5/00,P) و سواد سلامت (0/001 >t=-4/00 ,0/20=B=-0/10, B, P) به عنوان پیش بینی کننده های معنی دار ظاهر شدند. نتیجه گیری یافته های مطالعه نشان می دهد که پذیرش درد و سواد سلامت در مدیریت شدت درد در افراد مبتلا به درد مزمن نقش مهمی دارد. این یافته ها نشان داد مداخلات با هدف افزایش پذیرش درد و سواد سلامت می تواند در کاهش شدت درد و بهبود کیفیت زندگی برای مبتلایان به درد مزمن مفید باشد.
۱۸۰۵.

تأثیر برنامه خواندن مبتنی بر حافظه کاری واجی بر آگاهی واج شناختی کودکان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و تعیین اثربخشی یک برنامه بهبود خواندن مبتنی بر مدل حافظه کاری (حلقه آوایی) برای افزایش آگاهی واج شناختی در کودکان مبتلا به نارساخوانی بود. روش: این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان پایه اول تا سوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری آموزش و پرورش شهرستان اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ است که پس از غربالگری و حذف آزمودنی های نامناسب، تعداد نمونه ها به 40 دانش آموز نارساخوان (پایه های اول تا سوم) کاهش یافت که به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر کدام 20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه برنامه بهبود خواندن را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل بدون مداخله ماندند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون تشخیصی اختلال خواندن (کرمی، ۱۳۹۹)، آزمون هوش ریون (1938)، و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و همکاران، ۱۳۸۴) بودند. اندازه گیری ها در هر دو گروه قبل از مداخله، بلافاصله پس از آن و شش ماه بعد (دوره پیگیری) انجام شد. یافته ها:تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که نمرات گروه آزمایش در متغیر آگاهی واج شناختی به طور معناداری افزایش یافته است (p < 0.05). در گروه کنترل چنین بهبودی مشاهده نشد. نتیجه گیری: برنامه بهبود خواندن مبتنی بر مدل حافظه کاری در بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی مؤثر
۱۸۰۶.

رابطه صفات تاریک شخصیت و قلدری سایبری با میانجیگری بی تفاوتی اخلاقی و تکانشگری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صفات تاریک شخصیت و قلدری سایبری با میانجیگری بی تفاوتی اخلاقی و تکانشگری در دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه شهر تبریز در سال 1403 بودند که از بین آنها به صورت تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 388 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تجربه قلدری سایبری (CBVEQ) آنتیادو و همکاران (2016)، مقیاس شخصیت تاریک (DDS) جانسون و وبستر (2010)، مقیاس بی تفاوتی اخلاقی (MMDS) بندورا و همکاران (1996) و مقیاس تکانشگری بارت (BIS-11) پاتون و همکاران (1995) بود. شاخص های برازش نشان داد مدل نهایی از برازش مناسبی برخوردار بود. اثر مستقیم ماکیاولیسم و جامعه ستیزی بر قلدری سایبری (01/0>P) معنادار بود. اثرمستقیم خودشیفتگی بر قلدری سایبری، ماکیاولیسم بر تکانشگری، خودشیفتگی بر تکانشگری و جامعه ستیزی بر بی تفاوتی اخلاقی معنادار نبود(05/0 >P). اثر غیرمستقیم ماکیاولیسم و خودشیفتگی به واسطه ی بی تفاوتی اخلاقی و جامعه ستیزی به واسطه ی تکانشگری بر قلدری سایبری معنادار بود (01/0>P). در نتیجه تکانشگری و بی تفاوتی اخلاقی نقشی مهم در قلدری سایبری دارد و متخصصان می توانند با تکیه بر این مدل به طراحی مداخلات درمانی لازم بپردازند.
۱۸۰۷.

مدل ساختاری اعتیاد به غذا براساس حساسیت به تنبیه و پاداش: نقش میانجی ولع به غذا و پردازش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش میانجی ولع به غذا و پردازش هیجانی در رابطه بین حساسیت به پاداش و تنبیه با اعتیاد به غذا انجام شد. روش: پژوهش حاضر بنیادی از نوع توصیفی و به روش همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد چاقی بود که در بهار و تابستان ۱۴۰۲ به مراکز و کلینیک های تغذیه تهران مراجعه کردند. ۳۵۷ نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از محاسبه شاخص توده بدنی شرکت کنندگان و مقیاس اعتیاد به غذای یل (گرهارد و همکاران، ۲۰۰۹)، پرسشنامه حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش (کانر و همکاران، ۲۰۱۸)، پرسشنامه ولع به غذا-صفت (سپدابنیتو و همکاران، ۲۰۰۰) و مقیاس پردازش هیجانی (باکر و همکاران، ۲۰۰۷) جمع آوری و با استفاد از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار Amos۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: مدل با داده های مشاهده شده برازش مطلوب داشت. ضریب مسیرمستقیم بین حساسیت به تنبیه و اعتیاد به غذا منفی و معنادار بود. اثر غیرمستقیم حساسیت به تنبیه بر اعتیاد به غذا با میانجیگری ولع به غذا منفی و با میانجیگری پردازش هیجانی مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم حساسیت به پاداش بر اعتیاد به غذا با میانجیگری ولع غذا مثبت و با میانجی گری پردازش هیجانی منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد مشکلات پردازش هیجان، ولع غذا و حساسیت به تنبیه و پاداش نقش معناداری در سبب شناسی و تداوم خوردن بیمارگون ایفا می کنند و تمرکز بر تعامل این عوامل می تواند در پیشگیری و درمان مشکلات خوردن افراد دارای اضافه وزن و چاقی سودمند باشد.
۱۸۰۸.

Mediating Role of Organizational Envy in the Relationship between Quality of Work Life, Job Burnout, and Organizational Productivity among employees at Zahedan University of Medical Sciences

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۸۱
This study aimed to investigate the mediating role of organizational envy in the relationship between quality of work life, job burnout, and organizational productivity among employees at Zahedan University of Medical Sciences. A descriptive-correlational design was employed using structural equation modeling (SEM). A total of 165 employees were selected through convenience sampling. Data were collected using validated questionnaires: the Organizational Envy Questionnaire (Valizadeh & Azarbayejani, 2009), the Job Burnout Questionnaire (Reis & Xanthopoulou, 2015), the Quality of Work Life Questionnaire (Lopez et al., 2007), and the Organizational Productivity Questionnaire (Hersey & Goldsmith, 2002). Data were analyzed using Smart PLS–4 software, incorporating Pearson correlation, reliability and validity tests (Cronbach’s alpha, composite reliability, AVE, HTMT), and bootstrapping for mediation analysis. Organizational envy showed significant negative correlations with organizational productivity ( r = -0.43, p < 0.01) and quality of work life ( r = -0.18, p < 0.05), but was not significantly related to job burnout. Quality of work life significantly predicted reduced burnout ( β = -0.417, p < 0.001), lower envy ( β = -0.252, p < 0.05), and increased productivity (β = 0.299, p = 0.001). Organizational envy significantly reduced productivity ( β = -0.384, p < 0.001), yet it did not mediate the relationship between quality of work life and either burnout or productivity. Based on the findings, enhancing the quality of work life directly contributed to reducing job burnout and increasing organizational productivity, underscoring its strategic importance in human resource development.
۱۸۰۹.

پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی با میانجی گری تاب آوری کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۳۱۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی با فرسودگی کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس به تعداد 1600 نفر در سال 1403 بود که 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI)، ارگونومی شناختی شفیعی (1401)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981،MBI ) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003، CD-RISC) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس انعطاف پذیری شناختی، ارگونومی شناختی و تاب آوری بر فرسودگی شغلی در کارکنان اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری تاب آوری در کارکنان تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال برنامه ها و مداخلاتی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی و همچنین تاب آوری می توان از فرسودگی شغلی در کارکنان کاست.
۱۸۱۰.

رابطه ی سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان: نقش میانجی سبک دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۹
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان با نقش میانجی سبک دلبستگی بود. روش تحقیق مطالعه حاضر توصیفی همبستگی (از نوع معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان در سال 1403 بود. از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده و نمونه ای به حجم 344 نفر براساس جدول مورگان انتخاب گردید. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس سیستم های مغزی/ رفتاری کارور و وایت ( BIS, BAS )، پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه ژائو و پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید ( RAAS ) است که توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. برای تحلیل داده ها ازطریق نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 25 با استفاده از آزمون های نرمالیتی، همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان دادند که سیستم بازداری رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه مثبت و سیستم فعال ساز رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه ی منفی دارد. همچنین، سبک های دلبستگی نزدیکی ( Closeness ) و اضطرابی ( Anxiety ) به ترتیب با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه منفی و مثبت داشتند. مدل ساختاری پژوهش تأیید کرد که سبک های دلبستگی به عنوان میانجی در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به گوشی های هوشمند عمل می کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیستم های مغزی رفتاری و سبک های دلبستگی نقش مهمی در اعتیاد به گوشی های هوشمند ایفا می کنند. این یافته ها می توانند به توسعه مداخلات روان شناختی برای کاهش اعتیاد به گوشی های هوشمند و بهبود سلامت روان دانشجویان کمک کنند.
۱۸۱۱.

A comparative Study of Differentiation of Self, Communication Patterns, and Conflict Resolution Tactics between Divorce Seeking and Normal Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۲
Aim: The main objective of this study was to examine the differentiation, communication patterns, and conflict resolution strategies of regular couples and couples who are seeking divorce in Tehran. Method: This research utilized a descriptive correlational approach using structural equation modeling. The first group consisted of 39,282 individuals seeking divorce in Tehran who had sought assistance from family courts in 2019 and had cohabitated for a minimum of two years. The second group included regular couples in Tehran who had cohabitated for at least two years and had similar demographic characteristics as the first group. The data collection tools used in this study included the the Self-Differentiation Questionnaire (Skoron & Friedlander, 1998), the Communication Patterns Questionnaire (CPQ) (Christensen & Salari, 1984), Conflict Resolution Styles Questionnaire (Rahim, 1983). The data was analyzed using the SPSS26 software with regression method and path analysis approach. Results: Based on the findings, there is a notable distinction in all aspects of differentiation between the two groups (P=0.01). Moreover, findings revealed significant variance in mutual constructive communication, male expectation/female withdrawal communication, female expectation/male withdrawal communication, and mutual avoidance communication between the two groups (P=0.01). The average scores for these components were higher among normal couples compared to divorce applicants, thus confirming the third hypothesis of the study regarding conflict resolution differences (P=0.01). Conclusion: The results revealed variations in differentiation between couples seeking divorce and regular couples. Additionally, conflict resolution styles and communication patterns also showed differences between couples seeking divorce and regular couples.
۱۸۱۲.

بررسی کیفی عوامل زمینه ساز اقدام به خودکشی در دختران نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: اقدام به خودکشی در دختران نوجوان به یکی از معضلات و چالش های جدی در جامعه تبدیل شده است. این مطالعه کیفی با هدف تبیین عمیق و همه جانبه ی عوامل زمینه ساز اقدام به خودکشی در دختران نوجوان انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به روش تحلیل مضمون اجرا گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با ۱۰ دختر نوجوان ۱۳ تا ۱۷ ساله دارای سابقه ی اقدام به خودکشی که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. فرآیند نمونه گیری و مصاحبه تا رسیدن به نقطه ی اشباع نظری ادامه یافت. سپس داده ها با استفاده از راهنمای تحلیلی براون و کلارک(2004) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند؛ تا مضامین اصلی استخراج شوند. یافته ها: تحلیل داده ها3مضمون فراگیر،6مضمون سازمان دهنده و24مضمون پایه را به عنوان عوامل کلیدی مؤثر بر این پدیده آشکار ساخت که مضامین سازمان دهنده عبارتند از: خودتنظیمی هیجانی ناسازگارانه، کمبود مهارت های حل مسئله، کنترل گری افراطی والدین، الگوهای ارتباطی مخرب و ناکارآمد خانوادگی، حس فراگیر یأس و ناامیدی، و در نهایت الگوبرداری منفی از رفتارهای خودکشی گرا. نتیجه گیری: در نهایت، نتایج حاکی از آن است که پدیده ی اقدام به خودکشی در این گروه سنی و جنسیتی خاص، ریشه در تعامل پیچیده و چندلایه ای از نارسایی ها و کاستی های مهارتی در سطح فرد و نیز عملکرد ناسالم و آسیب زای درون سیستمی در سطح خانواده دارد. این یافته ها به وضوح ضرورت طراحی، تدوین و اجرای برنامه های مداخله ای یکپارچه، چندوجهی و نظام مند را که به طور همزمان و مکمل، هم بر توانمندسازی فردی نوجوان و هم بر اصلاح پویایی های رابطه ای، عاطفی و حمایتی در بستر خانواده تمرکز داشته باشند، آشکار می سازد. چنین مداخلاتی می توانند در جهت پیشگیری از این رفتارهای خودکشی گرا بسیار مؤثر واقع شوند.
۱۸۱۳.

تأثیر تروماهای دوران کودکی بر اختلالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانی: مرور روایتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: تجربه تروماهای دوران کودکی به عنوان یکی از عوامل مهم خطرساز برای بروز اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان شناخته شده است. هدف این مرور روایتی، بررسی تأثیر انواع تروماهای دوران کودکی بر اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان و نقش احتمالی متغیرهای میانجی بود. روش: در این مرور روایتی، مطالعات مرتبط با تأثیر تروماهای دوران کودکی بر اختلالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان از طریق پایگاه های داده PubMed ،Scopus و Google Scholar شناسایی و بررسی شدند. داده های استخراج شده از 25 مطالعه برای شناسایی پیامدهای روانی، انواع تروماها، ابزارهای سنجش، نقش متغیرهای میانجی و ویژگی های نمونه ها مورد تحلیل و سازمان دهی قرار گرفتند تا دامنه های اصلی تأثیر تروما بر اختلالات روانی نوجوانان مشخص شود. یافته ها: یافته ها نشان داد که نوجوانانی که تجربیات نامطلوب دوران کودکی را تجربه کرده اند، در معرض خطر بالاتر اختلالات افسردگی، اضطراب قرار دارند. شدت و تراکم تروماها با شدت علائم افسردگی و اضطراب رابطه مستقیم داشت. سوءرفتار جنسی، سوءرفتار عاطفی و غفلت عاطفی بیشترین تاثیر را داشتند. نقش میانجی تاب آوری، حمایت اجتماعی ادارک شده، تنظیم هیجان، کارکردهای اجرایی، اشتیاق تحصیلی و خودپنداره در کاهش اثر تروماها بر افسردگی و اضطراب در برخی مطالعات گزارش شد که می تواند اثرات منفی تروما را تعدیل کرده و خطر ابتلا به اختلالات روانی را کاهش دهد. نتیجه گیری: تجربه تروماهای دوران کودکی، به ویژه سوءرفتار عاطفی، جنسی و غفلت، با افزایش احتمال بروز اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان مرتبط است. تقویت متغیرهای میانجی حفاظتی و تمرکز بر پیشگیری و مداخله زودهنگام می تواند اثرات منفی این تجربیات را کاهش دهد. این یافته ها اهمیت طراحی برنامه های پیشگیری و مداخلات روانشناختی هدفمند برای نوجوانان در معرض تروما را تأکید می کند.
۱۸۱۴.

اثربخشی آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان پس از تجربه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان پس از تجربه طلاق انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان مطلقه در شهرستان سبزوار در زمستان 1401 بودند که 30 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی بهزیستی روانشناختی ریف، عزت نفس کوپر اسمیت و شادکامی آکسفورد، هیلز و آرگایل بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها حاکی ازاین بود که آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان مطلقه تأثیر دارد (05/0›p)؛ لازم به ذکر است، ماندگاری اثر درمان بعد از دو ماه حفظ شده است (05/0›p). بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش یکپارچه نگر توحیدی باعث بهبود بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان مطلقه گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است.
۱۸۱۵.

A Freudian Reading of Homosexuality as a Social Crime and Its Therapy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
The paper explores the historical treatment of male homosexuality within psychoanalysis and its impact on modern talking therapies. It examines how homosexuality has been framed either as a pathological condition requiring intervention or as a legitimate identity deserving affirmation. Beginning with Freud’s psychogenesis of homosexuality, the study delves into how three American psychoanalysts reinterpreted the Oedipus complex to support the notion of homosexuality as a curable illness. This reinterpretation laid the groundwork for reparative therapy, which aimed to convert homosexual individuals to heterosexuality. A case study of reparative therapy is revisited to illustrate these methods. In contrast, the paper highlights Richard Isay’s progressive stance, which challenged the pathologization of homosexuality and advocated for its acceptance. Isay’s work paved the way for gay affirmative therapy, a model that promotes validation and support of homosexual identity. Freud’s theory that sexual orientation is shaped by the resolution of the Oedipus complex serves as a central reference point in evaluating both therapeutic approaches. The discussion addresses the broader implications of framing homosexuality as either a social transgression or a psychological disorder, emphasizing how these perspectives have influenced legal policies and therapeutic practices. The paper critically assesses the ethical and theoretical foundations of reparative versus affirmative therapy, using Freud’s ideas to trace the evolution of psychoanalytic thought on homosexuality. Ultimately, it concludes that psychoanalysis has played a pivotal role in shaping therapeutic responses to homosexuality, and that recognizing these historical shifts is essential for guiding contemporary ethical practices in mental health care.
۱۸۱۶.

اثربخشی برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر یادگیری تنفس در مؤلفه های روان شناختی نوجوانان؛ مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه و هدف: نوجوانی یکی از کشاکش برانگیزترین دوران زندگی شناخته می شود و نیاز به اجرای مداخلات مؤثر در این گروه بیش ازپیش احساس می شود. برنامه یادگیری تنفس یکی از مداخلات مدرسه محور جدید و نویدبخش برای نوجوانان است؛ اما تابه حال مروری جامع بر مطالعات کارآزمایی تصادفی کنترل شده این مداخله انجام نشده است. بدین ترتیب این مطالعه با هدف مرور نظام مند کارآزمایی های تصادفی کنترل شده در حوزه اثربخشی برنامه یادگیری تنفس بر پیامدهای روان شناختی نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ ساله از جمله افسردگی، اضطراب، تنش، هیجان، شفقت، تاب آوری، کنش های شناختی، حمایت اجتماعی، و رضایت از زندگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر، مروری نظام مند بود که با استفاده از کلمات کلیدی «Learning to BREATHE»، «mindfulness»، «adolescen*»، «randomized controlled trial»، «depression»، «anxiety»، «stress»، «emotion»، «compassion»، «resilience»، «cognitive functions»،«social support» ، و «life satisfaction» در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, PsycInfo, Google Scholar, ProQuest و Scopus انجام شد (از ژانویه 2009 تا جولای 2025). در ابتدا بر اساس معیارهای ورود، 490 پژوهش به دست آمد که پس از اعمال معیارهای خروج و ارزیابی کیفیت طبق دستورالعمل پریزما، 14 پژوهش جهت تحلیل کامل باقی ماندند. به دلیل ناهمگونی مطالعات، داده ها با استفاده از روش ترکیب روایی، تلفیق و توصیف شدند. یافته ها: مرور نظام مند بر ۱۴ کارآزمایی تصادفی کنترل شده شامل 1314 نوجوان ۱۲ تا ۱۹ ساله نشان داد که برنامه یادگیری تنفس در برخی حوزه ها اثربخشی مطلوبی دارد. برنامه یادگیری تنفس به طور معناداری (05/0 > p) در کاهش علائم افسردگی و اضطراب اثربخش بوده (با اندازه اثر 34/0- = g تا 26/1- = g) و همچنین اثربخشی مناسبی در تنش ادراک شده نشان داده است (80/0- = g). در مقابل نتایج در متغیرهایی نظیر شفقت به خود، تاب آوری، کنش های اجرایی، و حمایت اجتماعی، متناقض گزارش شد. شایان ذکر است که با وجود ماهیت مداخله، اثربخشی معناداری در متغیرهای ذهن آگاهی و پذیرش، و همچنین شاخص های عملکرد تحصیلی (نمرات و حضور در مدرسه) مشاهده نشد (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج این مرور نشان داد که برنامه آموزشی یادگیری تنفس می تواند در بهبود برخی از مؤلفه های کلیدی سلامت روان نوجوانان مانند افسردگی، اضطراب، و تنش مؤثر باشد؛ اما در ارتباط با متغیرهایی مانند ذهن آگاهی به مثابه بنیاد اصلی این مداخله، لازم است پژوهش های بیشتری انجام شود.
۱۸۱۷.

The Relationship between Optimism and Mindfulness with Cognitive Performance in Elderly Adults

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
  Objective : Aging and the onset of old age are accompanied by inevitable changes in cognitive function. Therefore, considering the aging population and the importance of cognitive functions during this sensitive period, identifying factors affecting cognitive function to enhance their cognitive abilities deserves attention. The present study aimed to investigate the relationship between optimism and mindfulness with cognitive function in the elderly. Methods : The present research employed a descriptive and correlational design. The statistical population of the study included all elderly adults residing in nursing homes in Guilan Province during the year 2020-2021. The study sample consisted of 160 elderly adults who were selected from nursing homes residents using purposive sampling. The research instruments included the Revised Life Orientation Test (LOT-R) for optimism, the Five-Factor Mindfulness Questionnaire (FFMQ) for mindfulness, and the Cognitive Performance Evaluation Questionnaire (CPEQ) for cognitive function. Data were analyzed using Pearson's correlation coefficient and multiple regression analysis (simultaneous method) at a significance level of 0.05. Results : The results showed a significant positive relationship between optimism and mindfulness with cognitive function, meaning that the more optimistic and mindful elderly adults were, the better their cognitive function. Furthermore, 34% of the variance in cognitive function was explained by optimism and mindfulness. Conclusion : Therefore, based on the findings of the present study, it can be concluded that optimism and mindfulness are important variables in predicting cognitive function (p < 0.05).
۱۸۱۸.

پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی بر اساس ابعاد پنج گانه شخصیت با نقش میانجی خودپنداره در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۵۷
زمینه: توانایی حل مسئله یکی از اهداف والا در نظام های آموزشی است. از طرفی پرورش روحیه کمک طلبی در ابعاد مختلف در اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است. با بررسی ادبیات این حوزه کمتر مطالعه ای را می توان یافت که زمینه را برای ارائه مدلی برای مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با در نظر گرفتن نقش خودپنداره فراهم ساخته باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی برای پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با میانجی گری خودپنداره بود. روش: طرح پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تهران به تعداد 98237 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود. مطابق با جدول مورگان 538 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت پایه تحصیلی دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1986)، حل مسئله (هپنر، 2012)، کمک طلبی تحصیلی (ریان و پنتریچ، 2007) و مقیاس خودپنداره (راجرز، 1975) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای Spss25، و Amos24 انجام شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که میان ابعاد پنج گانه شخصیت (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی در برابر تجربه، سازگاری و توافق، وظیفه شناسی) و مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، به طوری که ابعاد پنج گانه شخصیت به صورت همزمان 285/0 از واریانس مهارت حل مسئله دانش آموزان و 38/0 از کمک طلبی را تبیین می کنند (05/0 >P). همچنین نقش میانجی خودپنداره
۱۸۱۹.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی بر آشفتگی هیجانی و احساس تنهایی دانشجویان دارای علایم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی بر کاهش آشفتگی هیجانی و احساس تنهایی در دانشجویان دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. مواد و روش ها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون–پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1405 بود. از طریق نمونه گیری در دسترس و بر اساس تحلیل توان، 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و همکاران و احساس تنهایی راسل و همکاران بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری گروهی بر اساس پروتکل بک آموزش دیدند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها در سه مرحله گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مختلط (Mixed ANOVA) در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین گروه ها در متغیرهای آشفتگی هیجانی و احساس تنهایی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P). اثر تعاملی زمان و گروه نیز معنادار بود که بیانگر تغییرات متفاوت دو گروه در طول زمان است. اندازه اثر چندمتغیره بر اساس آزمون پیلایی 62/0 گزارش شد که نشان دهنده تأثیر بالای مداخله است. آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد در گروه درمانی بین پیش آزمون با پس آزمون و نیز پیش آزمون با پیگیری تفاوت معنادار وجود دارد (01/0>P)، در حالی که بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد که بیانگر پایداری اثر درمان در دوره سه ماهه پیگیری است. در گروه گواه در هیچ یک از مراحل تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: درمان شناختی رفتاری گروهی با تمرکز بر شناسایی و اصلاح افکار ناکارآمد، آموزش مهارت های تنظیم هیجان و مواجهه تدریجی با نگرانی ها، توانست به طور معناداری آشفتگی هیجانی و احساس تنهایی دانشجویان دارای علائم اضطراب فراگیر را کاهش دهد. پایداری نتایج در مرحله پیگیری نشان می دهد این رویکرد می تواند به عنوان مداخله ای مؤثر و قابل اجرا در مراکز مشاوره دانشگاهی برای ارتقای سلامت هیجانی و اجتماعی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۸۲۰.

اثر بخشی درمان فعالسازی رفتاری بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران دیابتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
زمینه و هدف : دیابت افزون بر پیامدهای جسمانی، با فشارهای روانشناختی و الگوهای شناختی ناسازگاران های مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکر ی همراه است. پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری بیماران مبتلا به دیابت انجام شد. مواد و روش ها : این پژوهش کاربردی و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به دیابت مراجع هکننده به انجمن دیابت شهر ارومیه در پاییز 14۰4 بود. از میان افراد واجد شرایط، 3۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 1۰ جلسه درمان فعا لسازی رفتاری را دریافت کرد و گروه گواه در فهرست انتظار قرار گرفت. داده ها با استفاده از مقیاس اجتناب شناختی و مقیاس پاسخ های نشخواری گردآوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیری در نر مافزار SPSS نسخه 2۷ تحل یل شدند . یافته ها : پس از کنترل اثر پیش آزمون، بین دو گروه در ترکیب متغیرهای وابسته تفاوت معناداری مشاهده شد. همچنین، میانگین نمرات اجتناب شناختی و نشخوار فکری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری: درمان فعا لسازی رفتاری با کاهش الگوهای اجتنابی، افزایش مشارکت در فعالیت های ارزش محور و هدایت توجه از افکار تکراری به رفتارهای هدفمند، میتواند مداخل های مؤثر برای کاهش اجتناب شناختی و نشخوار فکری بیماران دیابتی باشد و به عنوان مکمل مراقب تهای پزشکی مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان