ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۷۴۱.

رابطه صفات پنج عاملی شخصیتی و سرمایه روان شناختی با بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی و سرمایه روان شناختی با بهزیستی روان شناختی صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه های سلیمانیه، گرمیان و حلبچه اقلیم کردستان عراق بود. از این جامعه، تعداد 300 نفر به شیوه خوشه ای انتخاب و به مقیاس بهزیستی روانی ریف، پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و مقیاس شخصیتی پنج عاملی مک کری و کاستا پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد خودکارآمدی، خوش بینی، امیدواری و تاب آوری با بهزیستی روان شناختی رابطه مستقیم دارند. بین روان رنجورخویی با بهزیستی روان شناختی رابطه منفی و بین باوجدان بودن و توافق پذیری با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت وجود دارد. این یافته ها بیان می کند که روان رنجورخویی فرد را مستعد تحریک پذیری، اضطراب، غمگینی و بدخلقی نموده و می تواند بهزیستی روان شناختی فرد را تهدید نماید. در مقابل، توافق پذیری نشانگر صداقت، نوع دوستی و خودکنترلی در موقعیت های بین فردی بوده و به همراه باوجدان بودن آمادگی فرد را برای رویارویی با مسایل زندگی تقویت نموده و وظیفه شناسی و نظم داشتن در زندگی و تلاش برای موفقیت نیز زمینه ساز تعامل مثبت با جنبه های زندگی می گردد. ازطرفی، سرمایه روان شناختی علاوه بر تعدیل اثرات منابع استرس، زمینه را برای بهره گیری انگیزشی از فشارزاهای زندگی در جهت شکل دهی چالش های جدید، مهیا نموده و به تکاپوی مستمر فرد در جهت ایجاد اهداف جدید و بسط منابع شادکامی یاری رساند.
۱۷۴۲.

از بازآفرینی مسیر شغلی تا ادراک موفقیت شغلی: واکاوی نقش استخدام پذیری و حمایت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: با تحول الگوهای اشتغال در دنیای معاصر، درک موفقیت شغلی دیگر صرفاً بر مبنای مسیرهای شغلی خطی و سازمان محور تعریف نمی شود، بلکه نیازمند الگوهای خودراهبر و منعطف است. در این میان، بازآفرینی مسیر شغلی به عنوان فرآیندی آگاهانه برای بازطراحی اهداف، نقش ها، مهارت ها و محیط کاری، نقشی کلیدی در شکل دهی به تجربه و ادراک موفقیت شغلی دارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر بازآفرینی مسیر شغلی بر ادراک موفقیت شغلی با درنظرگرفتن نقش میانجی ادراک استخدام پذیری و نقش تعدیل گر حمایت سازمانی ادراک شده است. روش: برای تحقق هدف پژوهش از روش پیمایش و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. پرسشنامه پژوهش میان 497 نفر از کارکنان شرکت های کارگزاری بازار سرمایه ایران به صورت تصادفی توزیع شد. نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، بازآفرینی مسیر شغلی تأثیر مثبتی بر ادراک موفقیت شغلی دارد و این اثر از طریق ادراک استخدام پذیری میانجی گری می شود. به علاوه، حمایت سازمانی ادراک شده در این رابطه نقش تعدیل گر ایفا می کند. نتیجه گیری: ادراک موفقیت شغلی مفهومی است که هم از طریق عاملیت فردی و تسهیل مداخلاتی مانند بازآفرینی مسیر شغلی توسط خودِ فرد حاصل می شود و هم تابع حمایت های سازمانی است.
۱۷۴۳.

پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان براساس پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان براساس پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان مدارس دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آنها 380 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل سیاهه پیوند والدینی (PBI)، سیاهه سازگاری بل (BAI)، پرسشنامه خودآگاهی (SAQ) و مقیاس استفاده آسیب زا از اینترنت (GPIUS2) بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی در کل 44.1 درصد از واریانس نمرات رفتارهای پرخطر آنلاین را تبیین می کند. مراقبت والدین، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی به صورت منفی و حمایت افراطی به صورت مثبت قادر به پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان بودند (0.05>P). بر اساس یافته های این پژوهش و از آنجا که تغییرات سریع فناوری می تواند رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان را افزایش دهد، مشاوران و روان شناسان می توانند نتایج پژوهش حاضر را مدنظر قرار دهند.
۱۷۴۴.

مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت ارتباط بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران شاغل در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: عدم فراهم آوری سلامت روانی پرستاران منجر به بروز اختلال در انجام وظایف روزمره، کاهش انگیزه و تبعات فردی اجتماعی متعدد خواهد شد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت های ارتباط بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران اجرا شد. روش: پژوهش حاضر، یک کارآزمایی بالینی تصادفی سه گروهی، دوسوکور بود. نمونه شامل 57 پرستار بود که به صورت هدفمند از بین پرستاران شاغل در بیمارستان های خصوصی امیرالمومنین و ولی عصر تبریز در سال 1402 انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه دریافت آموزش تنظیم هیجان، مهارت های ارتباط بین فردی و کنترل با نسبت 1:1:1 تخصیص یافتند. پرسشنامه شایستگی روانی-اجتماعی فلنر و لیس (1990) برای اجرای پیش آزمون در اختیار گروه ها قرار گرفت. بعد از ارائه آموزش تنظیم هیجان در هشت جلسه 90 دقیقه ای بصورت هفتگی بر اساس پروتکل گراتز و گاندرسون (2006) و مهارت های ارتباط بین فردی در هفت جلسه 120 دقیقه ای و هفته ای دوبار بر اساس پروتکل تدوین شده توسط حجازی، باباخانی و احمدی (1397)، مجدداً همان پرسشنامه جهت اجرای پس آزمون در اختیار گروه ها قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از روش های آماری MANCOVA و MANOVA استفاده شد. یافته ها: اختلاف میانگین های تعدیل شده مولفه های مربوط به شایستگی روانی-اجتماعی شامل مهارت رفتاری (812/11-)، مهارت شناختی (170/3-)، مهارت هیجانی (451/3-) و آمایه انگیزشی (793/3-)، بین دو گروه مداخله از نظر آماری معنی دار بود (005/ 0> P ). نتیجه گیری: با توجه به تأثیر بیشتر آموزش مهارت های بین فردی نسبت به تنظیم هیجان، می توان از کارگاه های آموزشی مهارت های بین فردی در جهت بهبود شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران استفاده نمود.  
۱۷۴۵.

روایابی مقیاس آشفتگی روانی تحصیلی (APDS) و رابطه آن با باور به شایسته سالاری علمی در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف رواسازی مقیاس آشفتگی روانی تحصیلی (APDS) و بررسی رابطه آن با باور به شایسته سالاری علمی جامعه در میان دانشجویان انجام شد. روش : پژوهش از نوع توصیفی و روان سنجی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان سال تحصیلی 1403–1404 بود که از طریق فراخوان اینترنتی در رسانه های اجتماعی شرکت کردند. نمونه ای شامل 714 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. داده ها با استفاده از مقیاس آشفتگی روانی تحصیلی (APDS ؛ اسکندورا و همکاران، ۲۰۲۵)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-12؛ گلدبرگ و ویلیامز، ۱۹۷۸) و مقیاس محقق ساخته باور به شایسته سالاری علمی گردآوری شد و با نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 تحلیل شد. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی ۲۴ گویه را در ۶ عامل شامل اضطراب تحصیلی، پاسخ های جسمانی استرس تحصیلی، تنهایی تحصیلی، خودارزشمندی منفی، خستگی و بی انگیزگی تحصیلی شناسایی کرد که 63/73 ٪ واریانس کل را تبیین نمود. تحلیل عاملی تأییدی برازش مطلوب مدل را تأیید کرد. پایایی داخلی، پایایی ترکیبی و پایایی بازآزمون زیرمقیاس ها و کل مقیاس بالاتر از 70/0 برآورد شد. روایی همگرا با همبستگی مثبت با پرسشنامه سلامت عمومی )61/0 (R= و روایی واگرا با همبستگی منفی با باور به شایسته سالاری علمی )64/0- (R= تأیید شد. نتیجه گیری: مقیاس آشفتگی روانی تحصیلی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری معتبر برای پژوهش و ارزیابی بالینی آشفتگی روانی در دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد. افزون براین کاهش سطح باور به شایسته سالاری علمی در جامعه با افزایش میزان آشفتگی روانی تحصیلی در دانشجویان همراه است.
۱۷۴۶.

The Effectiveness of Computerized Cognitive Rehabilitation on Emotional Self-Regulation and Behavioral Problems in Children with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
The current study examines the efficacy of cognitive rehabilitation approaches in managing behavioral issues and emotional self-regulation in students with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD). Using a quasi-experimental approach with a pretest and posttest control group design, the sampling frame included all students between the ages of 9-13 years with ADHD seeking counseling at a counseling center in Yazd province in Iran in the 2023-2024 academic year. A sample of 30 students was systematically selected using convenience sampling and randomly assigned to the experimental and control groups. Both the Rutter Behavioral Problems Questionnaire (RBPQ) and the Emotional Self-Regulation Questionnaire (ESRQ) were utilized to assess the variables of interest in the pretest and posttest phases. While the experimental group underwent eight one-hour sessions using the computerized cognitive rehabilitation program in weekly sessions, the control group did not receive any intervention. Analysis of the results using analysis of covariance (ANCOVA) showed that cognitive rehabilitation had a positive impact in managing behavioral problems and boosting the emotional self-regulation abilities of students with ADHD. As a result, computerized cognitive rehabilitation interventions are an effective approach in reducing behavioral problems and improving emotional self-regulation in students with ADHD.
۱۷۴۷.

نقش میانجی استرس ادراک شده در رابطه بین شفقت به خود و ثبات زندگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی استرس ادراک شده در رابطه بین شفقت به خود و ثبات زندگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی شهر ساوه در سال 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند 370 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه استرس ادراک شده (PSS) کوهن و همکاران (1983)، شاخص ثبات زناشویی(MII) ادوارد و همکاران (1987) و فرم بلند مقیاس خودشفقت ورزی (SCS-LF) نف (2003) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم شفقت به خود بر استرس ادراک شده (004/0=P) و ثبات زندگی زناشویی (001/0=P) و همچنین اثر مستقیم استرس ادراک شده بر ثبات زندگی زناشویی (04/0=P) بود. همچنین نتایج حاکی از اثر غیرمستقیم شفقت به خود بر ثبات زندگی زناشویی با میانجی گری استرس ادراک شده بود (02/0=P). این نتایج نشان می دهد که استرس ادراک شده با توجه به نقش شفقت به خود می تواند تبیین کننده ثبات زندگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت باشد.
۱۷۴۸.

نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۶۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر خرم آباد در سال1403 -1402 بود. در این مطالعه 340 دانش آموزن دختر (143 نفر) و پسر (197 نفر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس خودتنظیمی هیجانی (هافمن و کاشدن،2010)، ، مقیاس جو عاطفی خانواده (هیل برن، 1964) و مقیاس شایستگی هیجانی- اجتماعی ژو و ای، 2012 انجام شد. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادله ساختاری،  نرم افزار آماری24-SPSS  و 24-AMOS  استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد اثرات مستقیم جوعاطفی خانواده بر شایستگی هیجانی- اجتماعی، جوعاطفی خانواده بر خودتنظیمی هیجانی و خودتنظیمی هیجانی بر شایستگی هیجانی- اجتماعی معنادار بود (۰۵/۰p<)، همچنین نتایج نشان داد که خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی نقش میانجی دارد (۰۵/۰p<). یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات کاربردی برای مداخله های آموزشی و مشاوره ای برای دانش آموزان و خانواده ها با هدف ارتقای شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان بر اساس تقویت جوعاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی است تا دانش آموزان بتوانند به شیوه کارآمد و سازگارانه با محیط اجتماعی و مدرسه سازگاری مطلوبی را کسب نمایند.
۱۷۴۹.

Modeling Marital Satisfaction and Parental Problem-Solving on Children's Mental Health with the Mediating Role of Parental Emotional Support(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۳
Objective: The present study aimed to model marital satisfaction and parental problem-solving on children's mental health with the mediating role of parental emotional support. Methods: The research method was descriptive-correlational and of the structural equation modeling type. The study population included all adolescent girls aged 15 to 18 years along with their parents residing in Tehran in 2024, from whom 258 adolescents and their parents were selected as the sample through convenience sampling. Data collection instruments included the Marital Satisfaction Questionnaire (EMSS, ENRICH, 1987) and the Problem-Solving Styles Questionnaire (PSS, Cassidy & Long, 1996) for parents, and the Emotional Atmosphere Questionnaire (FEA, Hilburn, 1964) and the General Health Questionnaire (GHQ, Goldberg, 1979) for adolescents. Parents responded to the Marital Satisfaction and Problem-Solving Styles Questionnaires, while adolescents responded to the Emotional Atmosphere and Mental Health Questionnaires. Findings: The results showed that the proposed model had a good fit. Findings also indicated that the direct path of marital satisfaction, parental problem-solving, and parental emotional support to children's mental health was significant (P < 0.05), and the indirect path of marital satisfaction and parental problem-solving to children's mental health through parental emotional support was also significant (P < 0.05). Conclusion: These findings suggest that marital satisfaction and parental problem-solving can affect children's mental health through parental emotional support.
۱۷۵۰.

تدوین بسته آموزشی تاب آوری تحصیلی با رویکرد آموزش مثبت و اثربخشی آن بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان متوسطه پژوهش تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه: طی دو دهه گذشته، پژوهش های متعددی در مورد رابطه تاب آوری و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان انجام شده است اما هنوز دانش آموزانی در مدرسه حضور دارند که با استرس های تحصیلی در کشمکش هستند. این وضعیت نشان می دهد فرایندی که آنها را به تاب آوری و خوش بینی تحصیلی هدایت می کند، همچنان یک موضوع چالش برانگیز است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی تاب آوری تحصیلی مبتنی بر رویکرد آموزش مثبت و اثربخشی آن بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شد. روش: در این پژوهش از طرح آمیخته اکتشافی مدل تدوین ابزار استفاده شد. ابتدا بسته آموزشی تاب آوری تحصیلی تدوین شد و روایی محتوایی آن تعیین گردید. سپس اثربخشی آن بر خوش بینی دانش آموزان به روش نیمه آزمایشی با ساختار تک آزمودنی ABA همراه با خط پایه چندگانه و پیگیری بررسی شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم متوسطه منطقه چهار تهران در سال تحصیلی 1402 – 1403 بودند. روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. نمونه آماری شامل 5 دانش آموز پایه یازدهم یک دبیرستان دخترانه منطقه چهار تهران بود. اندازه گیری خوش بینی تحصیلی با استفاده از پرسشنامه خوش بینی تحصیلی اسچنن – موران و همکاران (2013)، سه مرتبه پیش از اجرای آموزش (خط پایه)، چهار مرتبه در جلسات آموزش (سوم، ششم، نهم و دوازدهم) و یک مرتبه چهار هفته بعد از پایان آموزش (پیگیری) انجام گرفت. از نرم افزار Excel برای انجام تجزیه و تحلیل بصری نمودارها، تحلیل روند، ارزیابی ثبات، درصد داده های غیرهمپوش (PND)، درصد داده های همپوش (POD) و میانگین درصد بهبودی (MPI) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نمره کلی خوش بینی و تمام خرده مقیاس ه ای آن در هر پنج آزمودنی از شروع خط پایه تا مرحله مداخله و پیگیری رو به افزایش بوده است. درصد بهبودی به ترتیب در آزمودنی اول 24%، در آزمودنی دوم 31%، در آزمودنی سوم 26%، در آزمودنی چهارم 34%، و در آزمودنی پنجم 31% بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان از برنامه آموزشی تاب آوری تحصیلی به عنوان مداخله مؤثر برای بهبود خوش بینی تحصیلی دانش آموزان استفاده کرد.
۱۷۵۱.

اثربخشی آموزش شفقت به خود بر فاجعه سازی درد و تحمل پریشانی در زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۶
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی شفقت به خود بر فاجعه سازی و تحمل پریشانی در دوران بارداری بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از کلیه زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان فرهیختگان تهران در سال 1403 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه گواه و 15 نفر در گروه آزمایش) از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه فاجعه سازی درد pcs (سالیوان و همکاران، 1995) و پرسشنامه پریشانی DASS (لاویبوند و لاویبوند، 2005) بود. جهت تجزیه تحلیل داده ها از آزمون اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین فاجعه سازی درد و پریشانی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری 01/0 وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که مداخله توانسته تأثیر خود در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید. درنتیجه آموزش شفقت می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود فاجعه سازی و تحمل پریشانی مورداستفاده قرار گیرد.
۱۷۵۲.

The effectiveness of therapy based on acceptance and commitment to internalized shame, anxiety sensitivity, and ataxia in infertile women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
Objective: The purpose of this study was to determine the effectiveness of treatment based on acceptance and commitment on internalized shame, anxiety sensitivity, and alexia in infertile women. Methods:  The present research method was semi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population included all the infertile women of Ali Ibn Abi Talib Hospital in Zahedan city in 2022. The sample size was 40 infertile women who were selected through available sampling. They were randomly assigned to two experimental and control groups (20 experimental subjects and 20 control subjects). The participants in the experimental group received 8 sessions of acceptance and commitment-based treatment, each lasting 60 minutes, while the control group did not receive any intervention. To collect data from the questionnaire, Taylor and Cox's (1998) anxiety sensitivity, Rajabi and Abbasi's internalized shame questionnaire (2013), and Toronto Besharat's personality disorder questionnaire (2007) were used. The covariance analysis method was used to analyze the data. Results: The results showed that the treatment based on acceptance and commitment led to a significant decrease in internal shame, anxiety sensitivity, and dyslexia in infertile women in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Also, the results of the covariance analysis showed that it is possible to benefit from treatment based on acceptance and commitment to reduce internalized shame, anxiety sensitivity, and dyslexia in infertile women.
۱۷۵۳.

اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به پرخوری دارای افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۶
امروزه اختلال پرخوری عصبی یکی از معضلات بهداشت و سلامت و عامل خطر برای بسیاری از بیماری ها است. پرخوری عصبی نه تنها ازنظر سلامتی و تأثیرات منفی آن در بعد جسمی اهمیت دارد بلکه از لحاظ روانی، اقتصادی و اجتماعی و صرف هزینه های پزشکی نیز قابل توجه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلابه پرخوری دارای افسردگی بود. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی است که در آن از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به بخش تغذیه و رژیم درمانی کلینیک  بعثت شهر رشت، در سال 1400 بود که 20 نفر شرکت کننده بر اساس تشخیص متخصص تغذیه و مصاحبه تشخیصی مبتنی DSM-5 برای اختلالات خوردن به صورت هدفمند انتخاب شدند. شرکت کننده ها به مدت 6 جلسه درمان مصاحبه انگیزشی دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از  مقیاس رفتار خوردن داچ (ون استرین، فریجترز،  برگرز و دفارس، 1996)، افسردگی (بک، 1996)، تبعیت درمان (مدانلو، 1392) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) استفاده شد. داده های پژوهش  با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مصاحبه انگیزشی موجب افزایش مؤلفه ها می شود به طوری که بین نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در تبعیت از درمان و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت که این تغییر در مرحله پس آزمون از پیش آزمون و پیگیری بیشتر بود (0/005>p). بنابراین با توجه به تأثیر مصاحبه انگیزشی از این روش می توان به عنوان یک مداخله درمانی جایگزین و مکمل در کنار سایر روش ها استفاده کرد. یافته ها نشان دادند مصاحبه انگیزشی منجر به افزایش تبعیت از درمان و بهبود کیفیت زندگی در افراد تحت درمان خواهد شد.
۱۷۵۴.

Investigate the Effects of Water-based Games on the Reading Skills of Boy Students with Dyslexia: A Pilot Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۵
Objective: This study examined the effectiveness of water-based games in improving the reading skills of eight-year-old boys with dyslexia. Method: A quasi-experimental design with pre-test and post-test measures and a control group was used. From a population of 150 second-grade boys referred to specialized learning disability centers in Hamadan in 2022, 30 students diagnosed with dyslexia were selected via convenience sampling and randomly assigned to experimental and control groups (n=15 each). The experimental group received 15 sessions of structured water-based games (three times per week), while the control group received no intervention. Data were collected using the Dyslexia Syndrome Checklist (Teacher Form; validity and reliability reported by Pakdaman Savoji, 2009), the Wechsler Intelligence Scale for Children–Revised (WISC-R; Wechsler, 1974), and the NEMA Dyslexia Scale (Karami-Nouri & Moradi, 2008). Statistical analysis was performed using MANCOVA. Results: The results demonstrated that the experimental group achieved significantly higher overall reading performance than the control group (F = 45.09, p < 0.01; η² = 0.62). Significant improvements were also observed in reading-related skills, including word reading, rhyme, picture naming, text comprehension, and word understanding (p < 0.01). However, no significant progress was found in word strings, phoneme deletion, pseudoword reading, letter symbols, or category symbols (p > 0.05). Conclusions: Overall, the findings suggest that structured water-based games can effectively enhance reading performance in children with dyslexia, particularly in comprehension and vocabulary-related skills. However, limited improvements in phonological processing indicate that such interventions are most beneficial when combined with explicit phonological instruction.
۱۷۵۵.

Body Image in the Mirror of Psychodrama: A Group Therapy Report(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۹
Introduction and Objective: Negative body image is one of the most common problems among women and is associated with various psychological disorders such as obsessive-compulsive disorder, anxiety, anorexia nervosa, bulimia nervosa, and depression. This issue appears to be a psycho-social problem; therefore, group psychotherapies may serve as effective treatment methods. Despite its potential suitability, psychodrama has rarely been used in studies addressing negative body image. The present study aimed to investigate the effectiveness of group psychodrama on the modulation of negative body image in a group of girls. Research Methodology: Fifteen girls with negative body image, aged 18 to 22 years, participated in this randomized controlled trial. Participants were randomly assigned to an intervention group (n = 8) and a control group (n = 7). The intervention group attended 12 sessions of group psychodrama, while the control group was placed on a waiting list. The effectiveness of the intervention was evaluated using the Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire (MBSRQ). Findings: The findings showed that group psychodrama was significantly effective in modifying the negative body image of the participants. Conclusion: Group psychodrama is effective in moderating negative body image and demonstrates feasibility as a therapeutic method for addressing similar problems.
۱۷۵۶.

رابطه آسیب های دوران کودکی و محیط بی اعتبارساز با پرخوری افراطی: مدل یابی میانجیگری ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف اصلی این پژوهش آزمونِ میانجیگری ناگویی هیجانی در رابطه محیط بی اعتبار ساز و آسیب های دوران کودکی با نشانه های پرخوری افراطی بود. در این پژوهش همبستگی از جامعه آماری دانشجویان زن و مرد دانشگاه آزاد واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1403-1402 تعداد 493 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994)، پرسشنامه آسیب های دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس محیط ناارزنده سازِ کودکی (مانفورد و همکاران، 2007) و مقیاس پرخوری (گورمالی و همکاران، 1982) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل یابی معادله ساختاری در محیط نرم افزار ایموس انجام شد. یافته ها نشان داد اثر مستقیم آسیب های دوران کودکی بر پرخوری افراطی ، اثر مستقیم محیط بی اعتبارساز بر پرخوری افراطی و اثر مستقیم محیط بی اعتبار ساز بر ناگویی هیجانی معنی دار نبود . در نهایت، اثر غیرمستقیم آسیب های دوران کودکی بر پرخوری افراطی از طریق ناگویی هیجانی، معنی دار و از اثر غیرمستقیم محیط بی اعتبارساز بر پرخوری افراطی از طریق ناگویی هیجانی، غیرمعنی دار بود. در مجموع، نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودگی از طریقِ تسهیل ناتوانی در شناسایی و توصیف هیجان های فردی، احتمال استفاده از رفتارهای خوردن ناایمن را به مثابه یک پاسخ هیجانی، افزایش می دهد.
۱۷۵۷.

اثربخشی آموزش مثبت نگری بر انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۴۹
زمینه: نوجوانی با مخاطرات ویژه دوران بلوغ و بحران های اجتماعی، می تواند زمینه را برای بروز و یا تشدید مشکلات روانشناختی فراهم سازد؛ از آنجایی که این دوران مرحله ای حساس و سرنوشت ساز است، بهره گیری از رویکردهای آموزشی و درمانی در جهت افزایش سطح انعطاف پذیری و تاب آوری در برابر مشکلات اهمیتی ویژه ای دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری بر انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی از نظر روش نیمه آزمایشی از سری طرح های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه پژوهش 42 نفر از دانش آموزان دختر پایه یازدهم شهر تهران بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) و تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری جمع آوری شد. گروه آزمایشی 14 جلسه 90 دقیقه ای آموزش مثبت نگری مبتنی بر برنامه آموزشی (رشید، 2014) به گروه آزمایشی ارائه شد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مثبت نگری بر انعطاف پذیری و تاب آوری دانش آموزان مؤثر است (05/0 >P). همچنین، نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی و گواه در نمرات انعطاف پذیری و تاب آوری تفاوت وجود دارد و اثر مداخله در مرحله پیگیری حفظ شد. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان از آموزش مثبت نگری به عنوان یک مداخله مبتنی بر شواهد در جهت بهبود انعطاف پذیری و تاب آوری روانشناختی دانش آموز در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی دانش آموزان استفاده کرد.
۱۷۵۸.

چگونه توانستیم در دوران پسا کرونا، اضطراب جدایی دانش آموز پایه اول را به روش بازی درمانی برطرف نماییم؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از شایع ترین مشکلات کودکان در ابتدای ورود به حوزه تحصیلی ، اختلال اضطراب جدایی می باشد ، به طوری که ترس جدا شدن از والدین ممکن است تاثیر مخرب در زندگی و سرنوشت کودک داشته باشد. لذا با فرا رسیدن سال تحصیلی جدید نگرانی های خانواده هایی که دانش آموزان کلاس اولی دارند شروع می شود. یکی از این نگرانی ها ترس از مدرسه می باشد. البته در دوران پسا کرونا با وجود کلاس های زیادی که کودکان قبل از شروع مدرسه می روند تقریبا مشکلی ندارند. اما باز هم بسیاری از آنها در روز های آغازین با مشکل مواجه می شوند. از آنجا که مدیر و معلم نقش مهمی در جذب و آرامش کودک دارند و می توانند با روشهای درست از اضطراب کودک در محیط جدید بکاهند. از اینرو بعد از مشاهده رفتار استرس زای یکی از دانش آموزان تصمیم گرفتیم با انجام اقدام پژوهی ذیل گامی در جهت رفع مشکل وی برداریم.
۱۷۵۹.

اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان دانشجوی دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۴
ﻫﺪف از انجام ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ تعیین اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزﻣﺎیﺸی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان زن متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی در سال 1403-1404 بود. حجم نمونه آماری 30 نفر از دانشجویان زن متاهل دارای تعارضات زناشویی که به صورت نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه ١٥ نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از مقیاس تعارضات زناشویی (کانزاس، 1985)، مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد، بعد از انجام پیش آزمون گروه آزمایش تحت آموزش براساس پروتکل ایماگوتراپی در طی 10 جلسه به مدت 90 دقیقه قرارگرفتند و بعد از پایان مداخله از هر دو گروه مجددا پس آزمون اجرا گردید. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تاب آوری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 P> وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت آموزش ایماگوتراپی بر افزایش تاب آوری، صمیمیت و بهبود کیفیت روابط زناشویی در زنان دارای تعارضات زناشوی، مؤثر است.
۱۷۶۰.

Examining the Relationship Between Psychological Abnormalities and Emotional Interactions with Emotional Divorce with the Mediating Role of Religious Beliefs in Couples with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
Objective: This study aimed to investigate the relationship between psychological abnormalities and emotional interactions with emotional divorce, with the mediating role of religious beliefs in couples experiencing marital conflicts. Methods: The research method was descriptive and correlational. The statistical population of this study included all couples visiting counseling centers in the city of Neka (Neda-e-Zendegi Counseling Center, Phoenix Counseling Center, Amin Counseling Center, Imam Ali Social Work Counseling Center, and Mental Health Counseling Center) during the first six months of 2022, totaling 686 individuals (343 couples). Using the Krejcie and Morgan table, the sample size was calculated to be 246 individuals, and through a convenience sampling method, those who were interested in participating in the study were selected as the sample. They responded to questionnaires on psychological abnormalities by Najarian and Davoodi (2001), emotional interactions of couples by Brok and Bretman (1995), emotional divorce by Gottman (1995), and religious beliefs by Najafi (2006). Data analysis was performed using the Kolmogorov-Smirnov test, Pearson correlation test, and structural equation modeling with SPSS and AMOS software. Findings: The findings showed that psychological abnormalities had a positive effect on emotional divorce and a negative effect on religious beliefs. Additionally, emotional interactions had a negative effect on emotional divorce and a positive effect on religious beliefs. Furthermore, religious beliefs had a negative effect on emotional divorce in couples. On the other hand, the results indicated that religious beliefs played a mediating role in the relationship between psychological abnormalities, emotional interactions, and emotional divorce in couples. Conclusion: This study highlights the indirect effect of psychological disorders and emotional interactions on emotional divorce, with religious beliefs playing a mediating role among couples experiencing marital conflicts. The findings suggest that strengthening religious beliefs may help reduce emotional divorce, emphasizing the need for interventions that promote emotional well-being and healthy marital dynamics.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان