ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۷۴۱.

The Effectiveness of Premarital Education Using the Interpersonal Awareness and Choice Method on Marital Stability and Emotional Expressiveness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method in enhancing marital stability and emotional expressiveness among engaged couples. Methods and Materials: A randomized controlled trial design was used involving 30 participants recruited from premarital counseling centers in Tehran. Participants were randomly assigned to an experimental group (n = 15), which received a ten-session premarital education program, and a control group (n = 15), which received no intervention during the study period. The intervention was delivered in weekly 60-minute group sessions focusing on interpersonal awareness, emotional literacy, and decision-making in romantic relationships. Standardized instruments were used to measure marital stability and emotional expressiveness at three time points: pretest, posttest, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to assess within-group and between-group differences over time. Findings: Results indicated a significant interaction effect between time and group for marital stability (F(2, 56) = 14.72, p < 0.001, η² = 0.34), with the experimental group showing greater improvements compared to the control group. Similarly, emotional expressiveness demonstrated a significant group-by-time interaction (F(2, 56) = 17.59, p < 0.001, η² = 0.38), with post-hoc comparisons revealing that the experimental group had significantly higher scores at both posttest and follow-up phases. All assumptions for repeated measures ANOVA were confirmed prior to analysis. Conclusion: The findings suggest that premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method is an effective intervention for promoting emotional expressiveness and marital stability among engaged individuals. These results highlight the value of incorporating structured emotional and interpersonal training into premarital counseling services to support relationship resilience and long-term satisfaction. Keywords: Premarital education, interpersonal awareness, emotional expressiveness, marital stability.
۱۷۴۲.

مدل یابی اشتیاق تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی با میانجی گری ارزش ذاتی تکلیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف پژوهش حاضر تبیین اشتیاق تحصیلی براساس نیازهای روان شناختی و ارزش ذاتی تکلیف در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع روش تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 245 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های نیازهای بنیادی روان شناختی لاگاردیا و همکاران (2000)، ارزش تکلیف پینتریچ و همکاران (1991) و اشتیاق تحصیلی گونیوس و کوزو (2015) بودند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. جهت اعتبار پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج حاکی از اعتبار مطلوب ابزارها بود. نتایج تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مناسب داشت و تأثیر نیازهای بنیادین روان شناختی بر ارزش ذاتی تکلیف (01/0P) و اشتیاق تحصیلی (01/0P) و همچنین تأثیر ارزش ذاتی تکلیف بر اشتیاق تحصیلی (01/0P) مثبت و معنادار بود. همچنین نقش واسطه گری ارزش ذاتی تکلیف نیز معنادار (01/0P) بود. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که نیازهای بنیادین روان شناختی و ارزش ذاتی تکلیف از پیشایندهای مهم اشتیاق تحصیلی هستند.
۱۷۴۳.

پیش بینی نگرش به عشق ورزی همسران بر اساس ناگویی هیجانی و سبک های دلبستگی: نقش میانجی امنیت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش با هدف پیش بینی نگرش به عشق همسران بر اساس ناگویی هیجانی و سبک های دلبستگی با نقش میانجی امنیت روانی انجام شد. روش پژوهش حاضر، توصیفی_ همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی همسران شهرستان گناباد در سال 1403 بود که نمونه ای به حجم 202نفر (101زوج) به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های نگرش به عشق هندریک، ناگویی هیجانی تورنتو، سبک های دلبستگی کولینز و رید و امنیت روانی مازلو بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیش بینی نگرش به عشق همسران بر اساس ناگویی هیجانی و سبک های دلبستگی با نقش میانجی امنیت روانی، برازش مناسبی داشت. در مجموع نتایج نشان داد ناگویی هیجانی و سبک های دلبستگی همسران از اهمیت بسزایی برخوردار بود و این موضوع بر نگرش به عشق همسران تأثیر مستقیمی داشت. همچنین امنیت روانی همسران در ناگویی هیجانی و سبک های دلبستگی آنها مؤثر بود و بر نگرش به عشق آنها اثرگذار خواهد بود. بنابراین به متخصصان سلامت روان توصیه می شود که از آموزش و مداخلات شناختی رفتاری برای شناخت احساسات استفاده کنند.
۱۷۴۴.

پیش بینی کارآفرینی مدیران مدارس بر اساس ویژگی های شخصیتی و سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه و هدف : کارآفرینی در آموزش و پرورش فرایندی منظم و مستمر است که از یک سو به شناسایی و بهره برداری مؤثر از کلیه منابع درونی و بیرونی نظام آموزشی منجر می شود و از سوی دیگر موجب ایجاد فرصت های جدید یاددهی یادگیری می گردد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی و سرمایه روان شناختی با گرایش به کارآفرینی مدیران مدارس متوسطه انجام شده است. روش شناسی پژوهش : این مطالعه از لحاظ هدف،کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس متوسطه شهرستان قاینات می باشد که روش نمونه گیری شمارش کامل است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد ویژگی های شخصیتی گلدبرگ (1999)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) و گرایش به کارآفرینی استوارت (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و Amos تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : ویژگی های شخصیتی برون گرایی ، وجدانی بودن و گشودگی به تجربه بر سرمایه روان شناختی اثر مستقیم و معنادار دارند. همچنین بین ویژگی شخصیتی روان رنجوری و سرمایه روان شناختی رابطه کاهشی و معنادار است. بین ویژگی شخصیتی توافق پذیری و سرمایه روان شناختی رابطه معنادار وجود ندارد. همچنین نتایج نشان دهنده اثر افزایشی (مستقیم) و معنادار ویژگی شخصیتی برون گرایی ، وجدانی بودن و گشودگی به تجربه بر گرایش به کار آفرینی است. ویژگی های شخصیتی روان رنجوری با گرایش به کار آفرینی رابطه کاهشی (معکوس) و معنادار دارد. سرمایه روان شناختی با گرایش به کارآفرینی رابطه مستقیم و معنادار دارد. بر اساس مقدار ضریب تعیین (R 2 )، 10 درصد از تغییرات گرایش به کارآفرینی در میان مدیران مدارس متوسطه توسط سرمایه روان شناختی تبیین می گردد. همچنین اثر میانجی گری متغیر سرمایه روان شناختی بر رابطه میان ویژگی های شخصیتی و گرایش به کار آفرینی تأیید گردید. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاضر ضمن تأیید ساختار یافته نقش صفات شخصیتی بر ضرورت ادغام مداخلات فردی و سازمانی برای ارتقای گرایش به کارآفرینی در میان مدیران مدارس متوسطه تأکید دارد، پیشنهادی که در پژوهش های نوظهور نیز به عنوان یک راهبرد عملی توصیه شده است. به طور کلی تقویت منابع درونی روان شناختی مدیران می تواند هم زمان توانمندساز صفات شخصیتی سازنده و کاهش دهنده تأثیر صفات بازدارنده باشد.
۱۷۴۵.

The Effectiveness of a Unified Transdiagnostic Cognitive and Emotional Self-Regulation Program on Reducing Externalizing Problems in Preschool Children with Behavioral Disorders(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
Externalizing behavior problems in preschool children may represent part of normal developmental behaviors; however, if they persist, they can lead to serious psychological and social difficulties in the future. Deficits in emotional self-regulation are key factors in the development of such problems. The present study aimed to investigate the effectiveness of a unified program based on transdiagnostic treatment, focusing on teaching cognitive and emotional self-regulation skills, in reducing externalizing behavior problems among preschool children with behavioral disorders. An experimental single-subject design was employed and conducted in a preschool center in Shahrekord. The statistical population consisted of all preschool children aged 5 to 6 years with behavioral disorders who were enrolled in preschools in Shahrekord during the 2024-2025 academic year. Sampling was performed through purposive sampling based on specific criteria. The research instruments included the Achenbach Child Behavior Checklist (1991) and the Shields and Cicchetti Emotion Regulation Checklist (1997), completed by mothers during the three phases of baseline, intervention, and follow-up. The intervention program was conducted in ten sessions and consisted of two separate sections for children and parents. The parent sessions lasted 45 to 60 minutes, and the child sessions lasted 20 to 30 minutes. The findings indicated that after implementing this program, the children’s behavioral symptoms showed considerable improvement across multiple dimensions, particularly in the externalizing behavior and emotional regulation subscales. The results demonstrated the effectiveness of the unified cognitive and emotional self-regulation program in reducing externalizing behavior problems and improving emotion regulation skills in preschool children.
۱۷۴۶.

بررسی دیدگاه های معلمان ابتدایی درباره آموزش به دانش آموزان دو زبانه: یک مطالعه کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
پیشینه و اهداف: در بافت های چندزبانه، ناهماهنگی میان زبان مادری دانش آموزان و زبان رسمی آموزش، می تواند از همان سال های نخست تحصیل به شکل گیری نابرابری های آموزشی منجر شود. در این میان، تجربه و تفسیر معلمان از این وضعیت، نقشی تعیین کننده در کیفیت یاددهی-یادگیری دارد. هدف این پژوهش، واکاوی تجربه زیسته معلمان ابتدایی از آموزش به دانش آموزان دوزبانه است. روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۲ معلم ابتدایی استان گلستان با حداقل سه سال سابقه تدریس در مناطق دارای تنوع زبانی بودند که به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. یافته ها: مصاحبه ها به صورت کلمه به کلمه کدگذاری شده و مضامین اصلی و فرعی استخراج شد. در نهایت، تحلیل داده ها منجر به استخراج شبکه ای از 7 مضمون اصلی و 24 مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی شامل زیست زبانی میان دو جهان، سرمایه های پنهان دوزبانگی، چندگانگی ابزاری برای توانمندسازی ارتباطی، پداگوژی انعطاف پذیر در بافت دوزبانه، پیوند های تربیتی در شبکه اجتماعی یادگیری، آموزش در مرز نابرابری، باز آفرینی اجتماع یادگیرنده در بستر چند فرهنگی می باشد. نتیجه گیری: در پایان بر اساس نتایج و یافته های به دست آمده، رهنمودهایی جهت آموزش موثر دانش آموزان دوزبانه ارائه شده است.
۱۷۴۷.

نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۵۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر خرم آباد در سال1403 -1402 بود. در این مطالعه 340 دانش آموزن دختر (143 نفر) و پسر (197 نفر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس خودتنظیمی هیجانی (هافمن و کاشدن،2010)، ، مقیاس جو عاطفی خانواده (هیل برن، 1964) و مقیاس شایستگی هیجانی- اجتماعی ژو و ای، 2012 انجام شد. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادله ساختاری،  نرم افزار آماری24-SPSS  و 24-AMOS  استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد اثرات مستقیم جوعاطفی خانواده بر شایستگی هیجانی- اجتماعی، جوعاطفی خانواده بر خودتنظیمی هیجانی و خودتنظیمی هیجانی بر شایستگی هیجانی- اجتماعی معنادار بود (۰۵/۰p<)، همچنین نتایج نشان داد که خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی نقش میانجی دارد (۰۵/۰p<). یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات کاربردی برای مداخله های آموزشی و مشاوره ای برای دانش آموزان و خانواده ها با هدف ارتقای شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان بر اساس تقویت جوعاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی است تا دانش آموزان بتوانند به شیوه کارآمد و سازگارانه با محیط اجتماعی و مدرسه سازگاری مطلوبی را کسب نمایند.
۱۷۴۸.

ارائه مدل پیش بینی افسردگی بر اساس ترومای کودکی و احساس تنهایی با نقش میانجی کندی زمان شناختی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری پیش بینی افسردگی بر اساس ترومای دوره کودکی و احساس تنهایی با نقش میانجی کندی زمان شناختی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر ایلام انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری است، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ایلام در سال تحصیلی 1403-1402(4812نفر) بودند. نمونه پژوهش357 نفر از این دانش آموزان است که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه افسردگی بک (1966)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)، پرسشنامه احساس تنهایی آشر و ویلر (1985) و پرسشنامه کندی زمان شناختی بارکلی (2011) بود. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای AMOS و SPSS استفاده شد.   یافته ها: مدل ساختاری پیش بینی افسردگی بر اساس ترومای دوره کودکی و احساس تنهایی با نقش میانجی کندی زمان شناختی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر ایلام دارای برازش مطلوب است.   نتیجه گیری: نتیجه گیری می شود اگر ترومای دوره کودکی و احساس تنهایی دانش آموزان با کندی زمان شناختی در آن ها همراه شود به تبع آن افسردگی بالا می رود، به عبارتی زمانی که کندی زمان شناختی در دانش آموزان دارای تجربه ترومای دوره کودکی و دارای احساس تنهایی بالا باشد می تواند افسردگی را در آن ها پیش بینی کند.
۱۷۴۹.

پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 200 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT، یانگ، 1998)، انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و همکاران، 2010) و وسواس جبری مادزلی (MOCI، هاجسون و همکاران، 1977) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ایجاد جایگزین، کنترل، ادراک جایگزین، وارسی، شستشو، کندی/ تکرار و شک و تردید توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت را دارند (05/0>p) و این متغیرها در مجموع 8/26 درصد واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی با اعتیاد به اینترنت درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی و وسواس فکری عملی در راستای کاهش اعتیاد به اینترنت دانش آموزان حرکت کنند.
۱۷۵۰.

اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی خلقی، اضطراب امتحان و سازگاری با دانشگاه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمینه و هدف: دوران دانشجویی همواره با چالش های مختلفی از جمله افزایش ناگویی خلقی و اضطراب امتحان و کاهش سازگاری با دانشگاه همواره است. در نتیجه، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی خلقی، اضطراب امتحان و سازگاری با دانشگاه در دانشجویان بود. روش و مواد: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه این مطالعه تعداد 30 دانشجو بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی با کمک قرعه کشی در دو گروه مساوی گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 120 دقیقه ای با پروتکل آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی ندید. داده های پژوهش حاضر با مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994)، پرسشنامه اضطراب امتحان (ساراسون، 1957) و پرسشنامه سازگاری با دانشگاه (بکر و سیریک، 1984) گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان که بین گروه ها از نظر هر سه متغیر ناگویی خلقی، اضطراب امتحان و سازگاری با دانشگاه تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش ناگویی خلقی و اضطراب امتحان و افزایش سازگاری با دانشگاه در دانشجویان شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مشاوران و روانشناسان دانشگاه می توانند از روش آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی برای کاهش ناگویی خلقی و اضطراب و امتحان و افزایش سازگاری با دانشگاه در دانشجویان استفاده کنند.
۱۷۵۱.

Ethnic-Racial Socialization in Mixed Heritage Families: A Grounded Theory Study(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۶
Objective: This study aimed to explore how parents in mixed heritage families in Malaysia engage in ethnic-racial socialization and transmit cultural identity to their children within the context of a multicultural society. Methods: Using a qualitative grounded theory approach, data were collected through semi-structured interviews with 25 parents from diverse mixed heritage backgrounds residing in Malaysia. Participants were selected through purposive sampling and theoretical saturation guided the endpoint of data collection. Interviews focused on participants’ practices, challenges, and perspectives regarding cultural identity transmission in the home. Verbatim transcripts were analyzed using NVivo software, employing open, axial, and selective coding to generate a conceptual framework grounded in participants’ narratives. Findings: Five main categories emerged: Cultural Identity Transmission, Language and Communication, Navigating Racial Bias, Family Dynamics, and Community and Social Engagement. Parents engaged in intentional practices such as storytelling, celebration of traditions, and bilingual upbringing to reinforce cultural heritage. They also described emotional and strategic responses to racial bias, as well as negotiation between co-parenting and intergenerational influences. Language was both a bridge and a barrier, shaping identity and familial cohesion. Parents sought external support through cultural events and digital communities to validate and enrich their children’s mixed identities. These findings highlight the emotional labor and adaptive strategies involved in raising bicultural children in socially stratified environments. Conclusion: Ethnic-racial socialization in mixed heritage families is a complex, multifaceted process involving intentional practices, emotional negotiations, and contextual adaptations. Parents act as cultural mediators, balancing heritage preservation with societal integration.
۱۷۵۲.

The Impact of Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS) on Memory Function in Older Adults with Mild Cognitive Impairment: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۸
Mild Cognitive Impairment (MCI) represents a transitional phase between normal aging and dementia, primarily affecting memory. It affects nearly one-fifth of adults over 50 worldwide, highlighting its growing clinical importance. Pharmacological treatments have shown limited efficacy, prompting interest in non-invasive interventions such as transcranial direct current stimulation (tDCS), which modulates cortical excitability through weak electrical currents. This systematic review aimed to evaluate the effects of tDCS on memory performance in older adults with MCI and to identify protocol-specific predictors of improvement. A systematic search was conducted in PubMed, Scopus, and Web of Science (up to April 2025) following PRISMA guidelines. Eligible studies included randomized and non-randomized trials examining tDCS alone or combined with cognitive training in adults aged 60 years and older with MCI. Ten studies (N = 428) met inclusion criteria. Due to heterogeneity, findings were synthesized narratively. Overall, tDCS significantly improved verbal and recognition memory, as well as spatial and episodic memory performance. Neurophysiological findings indicated enhanced neural activity and connectivity. Stimulation targeting the left dorsolateral prefrontal cortex produced the most consistent benefits, especially when applied for ten or more sessions at an intensity of 2 mA. Mild side effects, such as redness and tingling, occurred in approximately 20–30% of participants, with no serious adverse events reported. Preliminary evidence supports the effectiveness and safety of tDCS in improving memory among individuals with MCI. However, variability in protocols and small sample sizes underscore the need for standardized, biomarker-guided, and longitudinal research.
۱۷۵۳.

تعامل کارکردهای عصب شناختی و هیجانی معلمان: ارتباط انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی با تبعیض در محیط کار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۹
مقدمه: ادراک تبعیض از سوی معلمان ممکن است کنترل موثر متغیرهای هیجانی و شناختی (مانند ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی) را تحت الشعاع قرار دهد. هدف: پژوهش حاضر از طریق بررسی همزمان مولفه های شناختی (انعطاف پذیری شناختی) و هیجانی (ناگویی خلقی)، به امکان پیش بینی ادراک تبعیض در میان زنان معلم می پردازد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل معلمین زن شهر مشهد در سال 1402 بود که از میان شرکت کنندگان در فراخوان، 120 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، ناگویی خلقی تورنتو (1994) و تبعیض در محیط کار پاسکوئه و ریچمن (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار 26-SPSS، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تبعیض در محیط کار با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی معنی دار و با ناگویی خلقی رابطه مثبت معنی دار داشت (001/0>P). همچنین، انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی 57 درصد از کل واریانس تبعیض در محیط کار را تبیین کردند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، ارائه آموزش ها و خدمات روان شناختی به معلمین، جهت مقابله موثر با تبعیض های محیط شغلی و ارتقای توانمندی های آنان در ارتباط با مولفه هایی نظیر ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی ضروری است. پیشنهاد می شود تدوین دوره های آموزشی نحوه برخورد با تبعیض و ارائه مداخلات ارتقای کارکردهای روان شناختی همچون انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی در اولویت برنامه های نهاد آموزش و پرورش قرار گیرد.
۱۷۵۴.

The Relationship between Personality Traits and Public Speaking Anxiety among Mizan-Aman Health Science College Students, South West Ethiopia

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
Objective : This study aimed to assess the relationship between the Big Five personality traits and public speaking anxiety among students at Mizan-Aman Health Science College, South West Ethiopia. Methods : An institutional-based cross-sectional survey design was employed. A stratified random sampling technique was used to select respondents from each stratum, resulting in a total of 320 participants (154 males and 166 females). Data were collected using the Personal Report of Public Speaking Anxiety (PRPSA) scale and the Big Five Inventory (BFI). Percentages, independent sample t-tests, one-way ANOVA, Pearson correlation, and multiple linear regression analyses were conducted to address the study's specific objectives. Results : The analysis revealed that the prevalence of public speaking anxiety was 28.1%. The mean public speaking anxiety scores for female students (M = 54.15, SD = 10.99) were significantly higher than those of male respondents (M = 47.90, SD = 11.04), t(318) = -5.07, p = 0.01. Significant mean differences was reported among students with different year level. A moderate to low negative correlation was observed between the Big Five personality traits and public speaking anxiety, except for agreeableness, which showed a positive correlation. Multiple linear regression analysis indicated that 20.5% of the variance in public speaking anxiety could be explained by personality traits. Conclusion : The findings suggest that the Big Five personality traits significantly correlate with public speaking anxiety. Gender differences were also reported in this study. Thus, special consideration should be given to female students in speaking classes.
۱۷۵۵.

تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی: مطالعه مروری نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه: دانش آموزانی که به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند، در یادگیری مفاهیم چهار عمل اصلی ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) و همچنین در طبقه بندی مسائل دچار مشکل می شوند. با این حال، مداخلات آموزشی می تواند به طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد تحصیلی آن ها، به ویژه در یادگیری این مفاهیم ریاضی شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تاثیر مداخلات آموزشی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مروری نظام مند بود. یافته ها به طور جامع از سال های 1380 تا 1403 در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه های اطلاعاتی خارجی با توجه به کلیدواژه های تخصصی مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل مگ ایران، علم نت و نورمگز بود و پایگاه های اطلاعاتی خارجی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت، اسپرینگر، پاب مد، اسکوپوس، و سیج بود. در پایان براساس فهرست وارسی پریزما 21 مقاله با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از تاثیر توانبخشی شناختی (7 مطالعه)، بازی های آموزشی (6 مطالعه)، برنامه آموزشی مبتنی بر رویکرد پاسخ به مداخله (3 مطالعه)، برنامه آموزش فراشناخت (3 مطالعه)، آموزش مهارت های حرکتی (3 مطالعه) و برنامه آموزش مستقیم (2 مطالعه) بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی است. نتیجه گیری: مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی موثر بوده اند و بر این اساس پیشنهاد می شود درمانگران با اختلال یادگیری ریاضی به منظور ارتقای یادگیری مفاهیم ریاضی در این دانش آزموزان از این مداخلات بهره گیرند.
۱۷۵۶.

مدل یابی سازگاری تحصیلی براساس خودتفسیری با نقش میانجی هیجانات پیشرفت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: این پژوهش با هدف مدل یابی سازگاری تحصیلی براساس خودتفسیری با نقش میانجی هیجانات پیشرفت در دانشجویان انجام شد. روش شناسی: جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 734 نفر که براساس جدول مورگان تعداد 256 نفر دانشجو (179 نفر دختر و 77 نفر پسر) به صورت طبقه ای برحسب جنسیت انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک(1984)، پرسشنامه هیجانات پیشرفت پکران و همکاران(2002) و پرسشنامه خودتفسیری هاردین و همکاران(2004) بود. برای تحلیل آماری داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل میسر که از نرم افزارSPSS-27  و نرم افزار Lisrel-10 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین خودتفسیری و سازگاری تحصیلی و هیجانات پیشرفت در دانشجویان رابطه مستقیم و معناداری وجود داشت. همچنین بین هیجانات پیشرفت و سازگاری تحصیلی دانشجویان رابطه مستقیم و معناداری مشاهده شد. نتایج نیز بیانگر این بود که بین خودتفسیری و سازگاری تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی هیجانات پیشرفت رابطه غیرمستقیم و معناداری وجود دارد (01/0P < ). نتیجه گیری: بنابراین خودتفسیری یا نوع نگرش فرد به خود و رابطه اش با دیگران، کیفیت هیجاناتی را که در موقعیت های تحصیلی تجربه می کند، شکل می دهد و این هیجانات هستند که در نهایت سطح سازگاری تحصیلی وی را تعیین می کنند.
۱۷۵۷.

Body Image in the Mirror of Psychodrama: A Group Therapy Report(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۲
Introduction and Objective: Negative body image is one of the most common problems among women and is associated with various psychological disorders such as obsessive-compulsive disorder, anxiety, anorexia nervosa, bulimia nervosa, and depression. This issue appears to be a psycho-social problem; therefore, group psychotherapies may serve as effective treatment methods. Despite its potential suitability, psychodrama has rarely been used in studies addressing negative body image. The present study aimed to investigate the effectiveness of group psychodrama on the modulation of negative body image in a group of girls. Research Methodology: Fifteen girls with negative body image, aged 18 to 22 years, participated in this randomized controlled trial. Participants were randomly assigned to an intervention group (n = 8) and a control group (n = 7). The intervention group attended 12 sessions of group psychodrama, while the control group was placed on a waiting list. The effectiveness of the intervention was evaluated using the Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire (MBSRQ). Findings: The findings showed that group psychodrama was significantly effective in modifying the negative body image of the participants. Conclusion: Group psychodrama is effective in moderating negative body image and demonstrates feasibility as a therapeutic method for addressing similar problems.
۱۷۵۸.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۱۷۵۹.

پیش بینی تفکر انتقادی بر اساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تفکر انتقادی براساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از این بین 382 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند، اما درنهایت داده های 350 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا: فرم ب فاسیون و فاسیون (1990، CCTST:FB)، سیاهه ساختار شخصیت کاستا و نئومک کری (1985، NEO-FFI) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی نجاتی (1392،EFQ ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های ساختار شخصیت و کارکردهای اجرایی با تفکر انتقادی در دانشجویان رابطه معناداری وجود داشت (05/0>P) و درمجموع 3/56 درصد از واریانس متغیر تفکر انتقادی را تبیین می کنند (05/0>P). به طورکلی می توان بیان داشت که برای ارتقای تفکر انتقادی باید به نقش ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان توجه ویژه داشت.
۱۷۶۰.

Exploring the Role of Narrative Reframing in Families Experiencing Trauma(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۲۵
Objective: This study aimed to explore how narrative reframing functions as a coping and meaning-making mechanism among Taiwanese families experiencing trauma. Methods and Materials: A qualitative research design was adopted using purposive sampling to recruit 26 participants from Taiwan who had directly experienced family trauma, including bereavement, illness, or sudden life disruptions. Semi-structured interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Each interview lasted 60–90 minutes, was audio-recorded, and transcribed verbatim. Data were analyzed using thematic analysis facilitated by NVivo 14 software. An inductive coding approach was applied to identify open codes, subcategories, and overarching themes, with constant comparison used to refine findings. Research rigor was ensured through reflexive memo-writing, triangulation of coding among team members, and maintaining an audit trail. Findings: Analysis yielded three overarching themes: (1) Emotional reconstruction through narrative reframing, where participants processed trauma-related emotions, reduced guilt and shame, regulated distress, and cultivated hope; (2) Relational transformation within the family system, including improved communication, redefined roles, conflict resolution, trust rebuilding, and strengthened intergenerational understanding; and (3) Identity and future orientation, where families reframed themselves as survivors, emphasized personal growth, redefined goals and values, and expressed aspirations to transmit resilience across generations. Participants highlighted that narrative reframing enabled them to transform suffering into continuity, strengthen bonds, and situate trauma within cultural and spiritual frameworks that emphasized endurance and meaning. Conclusion: The findings demonstrate that narrative reframing is a powerful coping process in families experiencing trauma, allowing for emotional healing, relational adaptation, and the construction of resilient family identities. This study underscores the importance of integrating narrative approaches into therapeutic interventions to support families in navigating trauma, rebuilding trust, and envisioning hopeful futures.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان