ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
۴۴۱.

الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی: رویکرد نظریه برپایه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی برنامه درسی آموزش عالی و ارزشیابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی برنامه های درسی طراحی و تدوین شده در نظام آموزش عالی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان درزمینهبرنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی و مهندسی کامپیوتر که تجربه تألیف و پژوهش علمی در زمینه هوش مصنوعی داشتند، بود، که با شیوه نمونه گیری هدفمند و از نوع ملاک محور، 19 نفر برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. به منظور اعتبارسنجی و تأمین روایی و پایایی یافته های پژوهشی از معیارهای چهارگانه لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست مفهوم محوری بود، که با توجه به مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین (2008) در قالب، پدیده محوری پژوهش (تحلیل داده محور مبتنی بر هوش مصنوعی در طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی)، شرایط علی (ضعف استاندارد، ارزشیابی سنتی، پیچیدگی و حجم داده ارزشیابی و لزوم بین المللی سازی طراحی و تدوین برنامه های درسی)، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها سازمان دهی شد. در انتها بر مبنای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود، با استفاده از فراهم سازی بسترسازی در ابعاد مذکور، جهت کاربرد هوش مصنوعی در فرآیندهای برنامه ریزی درسی در آموزش عالی توجه شود.
۴۴۲.

بدفهمی های حوزه احتمال: عاملی مهم در عملکرد دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در موقعیت های احتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احتمال بدفهمی آموزش ابتدایی دانشجومعلم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع زمینه یابی انجام شده، بررسی درک و فهم و بدفهمی های دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در مبحث احتمال است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در سه استان تهران، مرکزی و خراسان شمالی بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 تحصیل می کردند. نمونه مورد مطالعه 122 نفر از افراد جامعه بودند که به عنوان نمونه در در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، ابتدا بدفهمی های شناسایی شده در حوزه احتمال مطالعه و طبقه بندی شد. سپس، با توجه به هدف پژوهش و بر اساس نظر تعدادی از معلمان با تجربه، 6 بدفهمی رایج تر انتخاب و بر اساس آن ها به طراحی یا اقتباس سؤالات آزمون برای گروه نمونه اقدام شد. بنابراین، ابزار اندازه گیری در این پژوهش، آزمونی محقق ساخته شامل 10 سؤال از مبحث احتمال بود. روایی این آزمون توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و معلمان ریاضی مجرب تأیید شد. پایایی این آزمون با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب 7/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که هر شش بدفهمی مورد مطالعه در این پژوهش، در بین دانشجومعلمان گروه نمونه وجود داشته است. این موارد به ترتیب میزان شیوع بیشتر به کمتر، در میان دانشجومعلمان، عبارتند از: 1. عدم توانایی نوشتن تمام حالات ممکن و مطلوب، 2. معرف بودن، 3. عدم درک مفهوم جزء به جزء و جزء به کل، 4. رویکرد نتیجه، 5. عدم درک نسبت و تناسب و 6. استفاده از شهود (اثر بصری) در مقایسه احتمال.
۴۴۳.

Hope and Emotion Regulation as Predictors of Perceived Discrimination in Individuals with Physical Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Perceived discrimination Hope Emotion regulation cognitive reappraisal expressive suppression Physical Disabilities psychological resilience

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
This study aimed to examine the predictive role of hope and emotion regulation in perceived discrimination among adults with physical disabilities. The study employed a correlational descriptive design with a sample of 390 adults with physical disabilities, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed validated measures assessing perceived discrimination, hope, and emotion regulation, including the Perceived Discrimination Scale, the Adult Hope Scale, and the Emotion Regulation Questionnaire. Data analysis was conducted using Pearson correlation to examine associations between variables and multiple linear regression to determine the predictive effect of hope and emotion regulation on perceived discrimination. Statistical analyses were performed using SPSS-27, with significance set at p < 0.01. The results indicated a significant negative correlation between hope and perceived discrimination (r = -0.45, p < 0.01) and between cognitive reappraisal and perceived discrimination (r = -0.38, p < 0.01), while expressive suppression was positively correlated with perceived discrimination (r = 0.41, p < 0.01). The regression model was statistically significant (F(2, 387) = 53.04, p < 0.01) with an R² value of 0.27, indicating that hope and emotion regulation explained 27% of the variance in perceived discrimination. Hope (B = -0.39, p < 0.01) and cognitive reappraisal (B = -0.28, p < 0.01) negatively predicted perceived discrimination, whereas expressive suppression (B = 0.31, p < 0.01) was a positive predictor. The findings suggest that hope and adaptive emotion regulation strategies, particularly cognitive reappraisal, serve as protective factors against perceived discrimination, whereas expressive suppression exacerbates discriminatory perceptions. These results highlight the importance of psychological interventions aimed at fostering hope and teaching adaptive emotion regulation strategies to mitigate the impact of discrimination in individuals with physical disabilities.
۴۴۴.

Effectiveness of Exposure Therapy on Life Satisfaction and Cognitive Flexibility in Adults with ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ADHD exposure therapy life satisfaction cognitive flexibility randomized controlled trial psychological Intervention

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۹۴
This study aimed to examine the effectiveness of exposure therapy in enhancing life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD. This study employed a randomized controlled trial design, with 30 adults diagnosed with ADHD randomly assigned to an experimental group (n = 15) receiving eight sessions of exposure therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Life satisfaction and cognitive flexibility were assessed at baseline, post-treatment, and five-month follow-up using the Satisfaction with Life Scale (SWLS) and the Cognitive Flexibility Inventory (CFI), respectively. Data analysis was conducted using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) to examine within- and between-group differences over time, with post-hoc pairwise comparisons performed using the Bonferroni adjustment. The results indicated a significant main effect of time and group, as well as a significant interaction effect between time and group for both life satisfaction and cognitive flexibility (p < 0.01). Post-hoc analyses showed that the experimental group demonstrated significant improvements in both variables from baseline to post-treatment (p < 0.001), with these gains maintained at follow-up. In contrast, the control group showed no significant changes over time. The findings suggest that exposure therapy effectively enhances life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD, with long-term benefits observed at follow-up. Exposure therapy appears to be a promising intervention for improving life satisfaction and cognitive flexibility in adults with ADHD. By reducing avoidance behaviors and promoting adaptive cognitive responses, this approach may help individuals with ADHD develop greater emotional and cognitive adaptability. The sustained benefits observed at follow-up suggest that exposure therapy may provide long-lasting improvements in quality of life for this population.
۴۴۵.

اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی روانشناختی خودپنداره ی تحصیلی عملکرد تحصیلی پایین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین انجام گرفت. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر با عملکرد تحصیلی پایین دوره ی متوسطه ی دوّم در سال تحصیلی 1403-1404 شهر اردبیل بودند. بدین منظور تعداد 30 دانش آموز دختر با عملکرد تحصیلی پایین بر حسب ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پس ازاجرای پیش آزمون به وسیله ی پرسشنامه ی خودپنداره ی تحصیلی لیو و وانگ (2005)، گروه آزمایشی 8 جلسه (هر هفته 2 جلسه) 60 دقیقه ای برنامه توانمندسازی روانشناختی توماس و ولتهوس (1990) را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین میانگین خودپنداره ی تحصیلی (05/0>P، 84/4F=، 152/0ηp2=) دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای توانمندسازی روانشناختی، میانگین نمرات خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین در گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته بود. نتیجه گیری: درنتیجه با توانمندسازی روانشناختی در دانش آموزان می توان میزان خودپنداره ی تحصیلی را در آنان افزایش داد. دانش آموزان به کمک راهبردهای توانمندسازی روانشناختی می توانند شکست های متعدد خود را دوباره مورد بررسی و بازبینی قرار دهند و در نهایت عملکرد تحصیلی در آنها بهبود می یابد.
۴۴۶.

تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: بازی وارسازی طراحی آموزشی خودپنداره تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۹۳
پژوهش حاضر در تلاش است تا با یک طراحی آموزشی مناسب، تأثیر بازی وارسازی را بر خودپنداره تحصیلی در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی بررسی کند. این پژوهش به شیوه شبه آزمایش و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهرستان ساری در سال 1402-1403 بودکه بر اساس نمونه گیری در دسترس،63 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و د ر دو گروه آزمایش( 31 نفر) و کنترل( 32 نفر) به طور تصادفی قرار گرفتند و طراحی فرآیند یادگیری و آموزش در پلت فرم اجوچال برای گروه آزمایش اجراء شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه خودپنداره تحصیلی یسن چن (2004) بر اساس پژوهش های معتبر است که روایی صوری و محتوایی آن، مورد تأیید گزارش شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (محاسبه میانگین و انحراف استاندارد) و روش های آمار استنباطی، استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس یک متغیره و تحلیل کواریانس چند متغیره در سطح معناداری 05/0=α، انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت نمرات بین پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل، معنادار است و طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد.
۴۴۷.

جایگاه «گفت وشنود میان -فرهنگی» در اندیشه های پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گفت وشنود میان- فرهنگی فریره دلالتهای تربیتی نظام آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف از این پژوهش، بررسی جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی در اندیشه های انتقادی پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن برای بهبود و توسعه نظام آموزشی کشور است. روش به کار رفته در این پژوهش روش تحلیلی - استنتاجی است و برای گردآوری داده های پیرامون مقوله گفت وشنود میان- فرهنگی از همه نظرات و اندیشه های فریره استفاده شده است. تحلیل و بررسیهایی که از مبانی فلسفی (انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی) فریره درباره جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی به دست آمده حاکی از آن است که دلالتهای تربیتی فریره بر گفت وشنود یا دیالوگ تأکید دارند. با تأکید بر مبانی انسان شناختی در این پژوهش، اصول تربیتی اعم از خودآگاهی انتقادی، دیگری، آزادی اندیشه، تعامل متواضعانه و درک متقابل فرهنگی استنتاج شده است. فریره با در نظر گرفتن گفت وشنود میان- فرهنگی به مثابه عامل شکست سکوت فرهنگهای حاشیه ای و ستمدیده در اهداف آموزشی، تأکید کرده روی تربیت انسانی فعال و شهروندی آزاد و آینده نگر که مایل به تغییر وضعیت موجود خویش از راه گفت وشنود با دیگر فرهنگهاست. وی با پیشنهاد بهره گیری از روش تدریس بحث و گفت وشنود میان فرهنگهای متفاوت و نیز توصیه به برقراری روابط افقی و ارتباط متقابل مربی با متربیان، محتوا و برنامه درسی را عامل مهم بهبود و پاسخگوی روابط میان- فرهنگی می داند که حل مسئله و گفت وشنود در آن نقشی مهم دارند.
۴۴۸.

ویژگی های روان سنجی ابزار طرح سنجش اولیه کودکان برای ورود به دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان سنجی ابزارسنجش کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش با هدف تبیین ویژگی های روان سنجی مقیاس سنجش اولیه کودکان بدو ورود به دبستان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش نو آموزان بدو ورود به دبستان در سطح شهر شیراز می باشد. در راستای انجام این تحقیق 200 دانش آموز اول دبستانی دختر و پسر از چهار ناحیه شیراز که سنجش بدو ورود به دبستان را طی نموده اند به صورت تصادفی(خوشه ای) انتخاب و در دو مرحله به فاصله زمانی سه ماه با آزمون هوشی وکسلر ارزیابی گردیده اند. ابزار گرداوری اطلاعات آزمون هوش وکسلر برای کودکان (WISC-R)و مقیاس سنجش اولیه کودکان بوده است. روش تحقیق پیمایشی و مطالعه شاخص های مختلف اعتبار و روایی است. ضریب همبستگی پیرسون برای مطالعه روایی همگرا ، واگرا و بازآزمایی، آزمون همبستگی پیرسون برای مطالعه قدرت تفکیک ابزارهای سنجش اولیه ، تحلیل افتراقی برای بررسی قدرت تمیز ابزارهای سنج ش اولی ه از شی وه های تحلیل اطلاعات این پژوهش است که با نرم افزار spss نسخه 23 انجام گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از رابطه به شدت قوی و معنادار بین ابزار سنجش و آزمون هوشی وکسلر ( 98/0 r=) می باشد، همچنین تحلیل نتایج نشان داد این ابزار از اعتبار کافی، قدرت روایی همگرا و واگرای لازم و قدرت روایی تفکیکی بالایی نیز برخوردار است، که نشان از کفایت بالای ابزار سنجش در غربالگری میزان آمادگی تحصیلی کودکان بدو ورود به دبستان دارد.
۴۴۹.

اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پسا انسان گرائی مبانی برنامه درسی اصول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۷
هدف پژوهش بررسی اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی بود. رویکرد پژوهش فلسفی و روش پژوهش استدلال استنتاجی بود. بر اساس این روش محقق از یک نظریه کلی استفاده می کند و سعی می کند با استفاده از بینش به دست آمده از کلیات به جزئیات و سؤالات پاسخ دهد. در این روش  شناخت و  نتایج  محصول و برخاسته از بحث های قیاسی است. نتایج نشان داد  پساانسان گرائی، به عنوان دیدگاهی انتقادی، انسان محوری را به چالش می کشد و بر مرزهای فزاینده بین انسان ها و غیرانسان ها تأکید می کند. مهم ترین تمرکز در پسا انسان گرائی، تغییر تأکید از انسان ها به عنوان مرکز جهان و کاهش عاملیت مطلق آنهاست. این دیدگاه، رویکرد سلسه مراتبی را به چالش می کشد. هم چنین ، نتایج نشان داد از منظر پسا انسان گرائی  در برنامه درسی اصولی چون  اصل عاملیت مشترک در برنامه درسی ، به رسمیت شناختن بازیگران غیر انسانی در برنامه درسی، برنامه درسی به عنوان یک گفتگوی پیچیده، اصل عدم قطعیت در برنامه درسی، اصل یادگیری چند حسی و  محیط یادگیری چند وجهی، اصل توجه به زندگی روزمره، اصل برنامه درسی مبتنی بر فناوری دیجیتال و منابع آموزشی هویت آفرین باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند.
۴۵۰.

مقایسه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشکلات بینایی شنوایی جسمی-حرکتی پنج عامل بزرگ شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۳
هدف و زمینه: هدف پژوهش حاضر مقایسه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت در سال 1403 بود. روش پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف از جمله تحقیقات کاربردی است که به لحاظ شیوه کنترل متغیرها یک پژوهش آزمایشی است که به شیوه پس رویدادی (علی مقایسه ای) انجام شد. جامعه آماری کلیه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی به صورت نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس روی 32 فرد مبتلا به مشکلات بینایی، 25 فرد مبتلا به مشکلات شنوایی، 32 فرد مبتلا به مشکلات جسمی-حرکتی و 31 فرد گواه سالم انجام گرفت. گروه گواه سالم از نظر سن و جنسیت با سایر گروه ها همتا انتخاب شده بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. در این پژوهش سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در همه عامل ها به طور کلی گروه ها تفاوت معناداری با هم داشتند. میزان تفاوت های کلی گروهی در عامل ها از بیشترین به کمترین شامل توافق پذیری، تجربه پذیری، وجدان گرایی، روان رنجورخویی و برونگرایی بودند. در مقایسه های زوجی مشخص شد که عموماً گروه مبتلا به مشکلات بینایی بیشترین تفاوت ها را با سایر گروه ها داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بنابراین این طور نتیجه گیری می شود که بین افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت تفاوت وجود دارد.
۴۵۱.

شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس به منظور ارائه الگوی مناسب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدیریت تنوع فرهنگی محیط های آموزشی فراگیر عدالت آموزشی تعارض های بین فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، هم زمان با افزایش پدیده های مهاجرت و جهانی شدن، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط های آموزشی به یکی از چالش ها و اولویت های اصلی نظام های آموزشی تبدیل شده است. این امر به ویژه در راستای تحقق اهداف عدالت آموزشی و ایجاد محیط های یادگیری فراگیر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مدارس به عنوان نهادهای اجتماعی کلیدی، نقش محوری در پذیرش، بازتابش و مدیریت تنوع فرهنگی ایفا می کنند تا بتوانند به نیازهای آموزشی و اجتماعی دانش آموزان از پیشینه های مختلف پاسخ دهند. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس و ارائه الگویی مناسب، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11 مدیر مدرسه دارای تجربه در محیط های آموزشی چندفرهنگی جمع آوری شدند. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و فرآیند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری نظری (شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته ها: مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس شامل پنج بعد اصلی است: مشارکت خانواده ها، سیاست های چندفرهنگی، محتواها و روش های آموزشی، ایجاد محیط های فراگیر و کاهش تعارضات فرهنگی. بحث و نتیجه گیری: مشارکت خانواده ها در فرآیند یادگیری، طراحی سیاست های چندفرهنگی که تنوع قومی و مذهبی را در برنامه های درسی بگنجانند، و استفاده از روش های آموزشی متنوع، از جمله عوامل کلیدی در ایجاد محیط های آموزشی فراگیر و عادلانه شناسایی شدند. همچنین، ایجاد فضای صمیمی و احترام به تفاوت های فرهنگی، به تقویت همدلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان کمک می کند.
۴۵۲.

مولفه های مدیریت سبز در مدارس

کلیدواژه‌ها: مدیریت سبز سازمان سبز مدارس مدارس سبز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه و هدف : نقش مدارس در ساخت آینده جامعه بسیار حیاتی و ارزشمند است و در این راستا مدیریت سبز و سیاست گذاری و برنامه ریزی دوستدار محیط زیست بر اساس رویکرد کاهش اثرات نامطلوب استفاده از انرژی های تجدید ناپذیر و نقش مدیریت منابع انسانی و نظارت برعملکرد آنان در سازمان های آموزشی به دلیل تراکم بالای دانش آموزی راهی در جهت آگاهی بخشی و تعامل اثر بخش و مقابله با تغییرات اقلیمی می باشد ، لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های مدیریت سبز در مدارس بر اساس مبانی نظری مربوطه می باشد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش در این تحقیق از نوع مروری می باشد.که به مرور پیشینه موجود در موضوع مدیریت سبز و جمع بندی و ارزیابی پرداخته شد..در قدم اول در تمامی پایگاه های نمایه مقالات علمی ، جستجو شد . و سپس خلاصه سازی و ارائه درک روشنی از موضوع علمی ایجاد شد . در گام بعدی ترسیم مدل مفهومی از موضوع موردنظر؛ ترسیم شکاف دانشی؛ ضرورت و چرایی انجام پژوهش ، و در گام آخر تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری انجام گردید یافته ها: نتایج پژوهش بر اساس مرور مبانی نظری و ادبیات پژوهش نشان داد که مدیریت سبز در مدارس دارا ی مولفه های سیاست گذاری و برنامه ریزی مبتنی بر حفظ منابع ، سازماندهی ساختار و فرآیندهای سبز ، رهبری متعهد به فرهنگ سازمانی سبز. ارزیابی عملکرد سبز سازمان و مدیریت منابع انسانی سبز می باشد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که مولفه های مدیریت سبز در مدارس می تواند در جهت آگاهی بخشی تعامل سازنده در مدارس و ایجاد ساختار دوستدار محیط زیست با طراحی و الگوی مناسب یه کاهش اثرات استفاده از انرژی های تجدید ناپذیر کمک کند.
۴۵۳.

تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اندازه گیری استادان تحلیل ساختاری تفسیری تدریس کووید-19 هویت حرفه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
۴۵۴.

اعتباریابی و بررسی تغییرناپذیری جنسیتی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایایی تغییرناپذیری دانشجویان رضایت از زندگی روایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
در طی بیش از سه دهه، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985) مورد استفاده قرار گرفته است. اما در این مدت تغییراتی در تفسیر رضایت از زندگی ایجاد شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) در میان دانشجویان بود. در یک طرح اعتباریابی، 210 نفر از دانشجویان مؤسسات غیردولتی شهر مشهد، به صورت در دسترس انتخاب شدند و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS; Margolis et al., 1985)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985)، فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی (Reif, 1989) و مقیاس فشار روانی کسلر (Kessler et al., 2002) را تکمیل کردند. روایی محتوایی، تغییرناپذیری جنسیتی تأییدی، همگرا و واگرا و همچنین همسانی درونی و پایایی مورد بررسی قرار گرفت. شاخص CVR برای کل مقیاس برابر با 87/0 و شاخص CVI برابر با 97/0 به دست آمد. آلفای کرونباخ نیز 88/0 و ضریب دو نیمه کردن اسپیرمن براون برابر با 88/0 بود. روایی عاملی تأییدی در کل نمونه، زنان و مردان، مطلوب بود. ساختار عاملی مقیاس بر حسب جنسیت تغییرناپذیر بود. روایی همگرا و واگرا نیز مطلوب بود (01/0>P). تفاوت سنی معنادار بود و افراد جوان تر رضایت از زندگی بیشتری داشتند. اما بر اساس جنسیت، تاهل، تحصیلات و اشتغال تفاوت معناداری به دست نیامد. به نظر می رسد مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) از روایی و پایایی مطلوبی در دانشجویان برخوردار بوده و مقیاس مناسبی برای مطالعات آتی است.
۴۵۵.

شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های خود رهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودرهبری مؤلفه های خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. این پژوهش کاربردی است و از روش پژوهشی کیفی با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مصاحبه با صاحب نظران انجام شده است. جامعه آماری شامل دو بخش است که در بخش اول، با خبرگان آشنا به این حوزه مصاحبه شده و در بخش دوم اسناد و مدارک علمی بررسی شده اند. این نمونه در بخش کتاب ها و پایان نامه های مرتبط در زمینه خودرهبری (15 مورد)، مقاله های داخلی (29 مورد)، مقاله های خارجی (21 مورد) را بررسی کرده است. در بخش دوم با 16 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی، روان شناسی تربیتی و مدیران ستادی وزارت آموزش و پرورش مصاحبه شده است. برای انتخاب هر دو بخش از روش نمونه گیری هدفمند به منظور رسیدن به اشباع نظری در زمینه مضامین خودرهبری استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شد. با توجه به نتایج، 63 مضمون پایه (مؤلفه ها) و 14 مضمون فراگیر (ابعاد) برای ساخت الگوی مفهومی شناسایی شدند. همچنین نتایج نشان داد که مهم ترین ابعاد خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه عبارت اند از: خودمدیریتی، خودتوسعه ای، خودهدایتی، خودآگاهی، خودتنظیمی، خوداصلاحی، خودکارآمدی، خودانگیزشی، خودنفوذی، خودباوری، خودیادگیری و مسئولیت پذیری. شناسایی این مولفه ها به مدیران، سیاست گذاران و مجریان نظام آموزش و پرورش کمک می کند آموزش خودرهبری به طور مؤثرتری برای دانش آموزان پیاده سازی و فرهنگ خودرهبری در آن ها نهادینه شود.
۴۵۶.

واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای نوآوری «طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی» در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوآوری بازیگران درونی و بیرونی تعاملات نهادها زیرساخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و هدف : هدف این تحقیق واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی در شهر اهواز است. روش شناسی پژوهش : به منظور دستیابی به هدف مطالعه، پژوهش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی با 10 مصاحبه ی عمیق با مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1402 به روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفت و از یک فرایند مصاحبه نیمه ساختارمند براساس پروتکل مشخص، استفاده شد. یافته ها : عناصر ساختاری این طرح نوآورانه در چهار عامل نقش و تعامل بازیگران درونی و بیرونی، عوامل نهادی و زیرساختی استخراج شدند. بر اساس یافته های به دست آمده از مصاحبه ها، نقش و تعامل بازیگران درونی، در سه طبقه «تعامل اثربخش مدیر مدرسه، معاونان و معلمان»، «تأکید بر تقویت روحیه کارگروهی» و «تعامل اثربخش مدرسه با اولیا دانش آموزان» استخراج شد. نقش و تعامل بازیگران بیرونی، در شش طبقه «مراکز مشاوره و اختلالات»، «برنامه درسی پنهان» و «تعامل مدیران مدارس با آموزش عالی و سایر مراکز علمی استان»، «جلسات قطب های آموزشی»، «ارتباط مؤثر مدیر مدرسه با بخش تکنولوژی، سرگروه های آموزشی و معاونت آموزشی استان» و «ارتباط با حوزه علمیه» استخراج شد. عوامل زیرساختی در پنج طبقه «کمبود بودجه و زمان»، «توانمندی مدیر»، «تخصصی و حرفه ای بودن آموزش دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری »، «ناآگاهی از اهداف طرح ها» و «اعتدال در مستندسازی» استخراج شد. در نهایت عوامل نهادی مؤثر بر اجرای این طرح در سه طبقه «فرهنگ سازی»، «ناکارآمدی طرح رتبه بندی معلمان» و «انعطاف پذیری و پاسخگویی کمتر مدارس غیرانتفاعی و عملکرد نوآورانه» استخراج شدند. بحث و نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که اجرای اثربخش نوآوری آموزشی مورد مطالعه، صرفاً یک امر فنی نیست بلکه پدیده ای پیچیده، چندبعدی و وابسته به بافت است که در گرو تعامل پویای چهار عامل ساختاری به هم پیوسته است: عامل نظام مند بازیگران درونی و بیرونی، تقویت عوامل نهادی، و توسعه زیرساخت های ضروری. غفلت از هر یک از این عوامل، می تواند اجرای طرح را با چالش مواجه سازد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزی خود را بر پایه تقویت این چهار حوزه متمرکز کنند.
۴۵۷.

کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی گروه آموزشی علوم تربیتی و راه کارهای ارتقای کیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزیابی درونی کیفیت سنجی گروه آموزشی علوم تربیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.
۴۵۸.

واکاوی تجارب زیسته معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرایند تدریس در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی تجربه زیسته پدیدارشناسی چالش ها فرصت ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۱
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های حرفه ای معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرآیند تدریس در مدارس ابتدایی انجام شد روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه پژوهش، معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی شاغل در مدارس ابتدایی استان آذربایجان غربی بودند که از میان آنان، 15 معلم از شهرستان های پیرانشهر، اشنویه، نقده و مهاباد به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری و تثبیت مضامین ادامه یافت. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته صورت گرفت. برای سنجش دقت و صحت یافته ها، از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل اعتبار درونی، قابلیت اعتماد، تأیید و انتقال پذیری استفاده شد. بازبینی مشارکت کنندگان و هم سنجی داده ها با همتایان به تقویت اعتبار درونی کمک کرد. همچنین با ثبت مراحل تحقیق و استفاده از نقل قول های مستقیم، قابلیت تأیید و انتقال پذیری نتایج افزایش یافت. به منظور سنجش پایایی داده ها، دو مصاحبه با فاصله دو هفته ای بازآزمون شد و انسجام پاسخ ها تأیید گردید. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد کلایزی نشان داد که این معلمان با پنج چالش اساسی شامل «موانع فیزیکی محیط کار»، «نگرش منفی مدیران و والدین»، «فشار برای اثبات توانمندی»، «کمبود منابع آموزشی» و «کلیشه های اجتماعی» مواجه هستند. با این حال، تجربه زیسته آنان بیانگر وجود پنج فرصت مهم در حرفه معلمی بود: «فرصت های ارتباطی و روانی»، «ارتقای نگرش و انگیزه در محیط کاری» و «رشد حرفه ای»، «تقویت فرهنگ پذیرش و عدالت آموزشی» و «بهره گیری از فناوری و راهبردهای نوین تدریس». نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد نظام آموزشی کشور نیازمند بازنگری در سیاست های زیرساخت های فیزیکی، آموزش مدیران و کارکنان و حمایت های حرفه ای از معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی است. بر اساس تجارب زیسته مشارکت کنندگان، اتخاذ رویکردهایی برای کاهش فشارهای روانی، مقابله با کلیشه های اجتماعی و تقویت فرصت های حرفه ای می تواند گامی مؤثر در تحقق عدالت آموزشی باشد.
۴۵۹.

بررسی نقش ضعف صلاحیت های حرفه ای اساتید دانشگاه فرهنگیان در شکل گیری برنامه های درسی زائد به عنوان یکی از انواع برنامه های درسی نال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صلاحیت حرفه ای استاد دانشگاه فرهنگیان برنامه درسی زائد دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان آموزش ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از این پژوهش بررسی تجارب دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان پیرامون ضعف در آن دسته از صلاحیت های حرفه ای اساتیدشان است که منجر به شکل گیری برنامه های درسی زائد، به عنوان یکی از انواع برنامه های درسی نال، برای آن ها شده بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل نومعلمان دانش آموخته رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی(1526 نفر)بودند که 33 نفر از آن ها با روش هدفمند از نوع تغییرات بیشینه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از کدگذاری داده ها به شکل مضامین اصلی و فرعی(ریان و برنارد) استفاده شد. یافته ها بیانگر آن بود که ضعف در سه دسته از صلاحیت های تخصصی(با 11 مضمون فرعی)، صلاحیت های فردی(با 2 مضمون فرعی) و صلاحیت های تجربی(با 6 مضمون فرعی) منجر به شکل گیری برنامه های درسی زائد برای دانشجو معلمان می شود. دیدگاه دانش آموختگان ازنظر میزان اهمیت ضعف در صلاحیت های حرفه ای اساتید بر شکل گیری برنامه های زائد، با هم متفاوت بود؛ به نحوی که اولین دانش آموختگان(1395) بر ضعف در صلاحیت های تجربی و دانش آموختگان (1400) بر ضعف در صلاحیت های تخصصی اساتید تأکید بیشتری داشتند. نتایج نشان داد که ضعف در هریک از صلاحیت های اساتید دانشگاه فرهنگیان، می تواند محملی برای ایجاد برنامه های درسی زائد باشد. همچنین مشارکت کنندگان برحسب زمان دانش آموختگی خود، جایگاه متفاوتی برای نقش ضعف صلاحیت های اساتید در شکل گیری برنامه های درسی زائد قائل بودند.
۴۶۰.

رابطه پیوند والدینی و رفتارهای آسیب زای تحصیلی با میانجی گری ایمنی هیجانی و خودتنظیمی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایمنی هیجانی پیوند والدینی خودتنظیمی تحصیلی رفتارهای آسیب زای تحصیلی روش همبستگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر تبیین رفتارهای آسیب زای تحصیلی بر اساس پیوند والدینی با میانجی گری ایمنی هیجانی و خودتنظیمی تحصیلی در دانش آموزان بود. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 503 نفر (272 دختر و 231 پسر) از دانش آموزان دوره ی متوسطه ی اول شهر بوشهر بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل ابزار پیوند والدینی (پارکر و همکاران، 1979)، مقیاس ایمنی هیجانی (فورمن و دیویس، 2005)، پرسشنامه ی خودتنظیمی تحصیلی (بوفارد، 1995) و مقیاس رفتارهای آسیب زای تحصیلی (کشکولی و همکاران، 1400) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-21 و Amos-21 تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که متغیرهای پیوند والدینی، ایمنی هیجانی و خودتنظیمی تحصیلی بر رفتارهای آسیب زای تحصیلی دارای اثری مستقیم بودند و همچنین پیوند والدینی توانست با میانجی گری ایمنی هیجانی و خودتنظیمی تحصیلی بر رفتارهای آسیب زای تحصیلی اثری غیرمستقیم داشته باشد. علاوه براین، ایمنی هیجانی بر خودتنظیمی تحصیلی هم دارای اثر مستقیم بود. بنابراین، نتیجه گیری می شود که پیوند والدینی هم با میانجی گری و هم بدون میانجی گری ایمنی هیجانی و خودتنظیمی تحصیلی، رفتار های آسیب زای تحصیلی را پیش بینی و تبیین می نمایند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که در برنامه های آموزشی، پرورشی، سلامت روان و فعالیت های پژوهشی به نقش پیوند والدینی، ایمنی هیجانی و خودتنظیمی تحصیلی در رفتارهای آسیب زای تحصیلی به طور ویژه توجه گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان