فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۸
123 - 150
حوزههای تخصصی:
دیوان خاقانی به خودی خود از اشارات و عبارات غریب مملو است که ذهن هر خواننده ای را برای گشودن رموز آن به کندوکاو وا می دارد؛ امّا همین اثر، خالی از اشتباهات چاپی تأثیرگذار نیست. علاوه بر اشتباهات چاپی، گاهی مصحح (سجادی) ضبط بیتی را بر خلاف ضبط چهار نسخه اصلی خود برگزیده است. اگر این اختلافات ناشی از اشتباهات چاپی نباشد، می توانیم بگوییم ناشی از سهو مصحح است و ضبطی نیست که ایشان تصحیح قیاسی کرده باشند. یکی از روشن ترین دلایلِ ما برای اثبات این ادعا عدم یادکردِ اختلاف نسخه ها در حاشیه دیوان است. در این جُستار با در نظر گرفتن برخی از مهمترین قصاید (قصاید بلند) دیوان خاقانی به سراغ این قبیل اشتباهات رفته ایم تا پس از بررسی مهمترین تصحیح موجود تصحیح سجادی- و مقابله آن با نسخ خطّی مورد استفاده مصحح، تعدادی از اشتباهات تأثیرگذار موجود را به خاقانی پژوهان و جامعه ادبی گوشزد کنیم.
شگردهای زیبایی شناسانه زبان در غزل های سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
79 - 112
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل شگردهای زیبایی شناسانه و ویژگی های زبانی غزل های سعدی انجام شده است. غزل سعدی به عنوان زبان عشق، بیانگر پیوندی ناگسستنی میان عاشق و معشوق است و کلمات در آن هم نقش توصیفی و هم نقش نمادین و عاطفی دارند. زبان سعدی با بهره گیری از ظرفیت های استعاری، تمثیلی، ایهام و اشاره، امکان انتقال مفاهیم انتزاعی و عاطفی به مخاطب را فراهم می کند. در پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر نظریه های نشانه شناسی، تحلیل زبان سعدی را بر اساس چهار محور اصلی: زبان اشارت و تمثیلی، زبان حس و دل، زبان ایهام و دلالت های چندگانه، و گزاره های حذف زبانی بررسی شده است. نتایج نشان داد که سعدی با استفاده از تمثیل و استعاره، مفاهیم عقلانی و عاطفی را به زبان محسوس نزدیک می کند و با بهره گیری از حصر و قصر، تأکید و برجستگی در سخن ایجاد می نماید. ایهام و دلالت های چندگانه، هم امکان کشف معانی متنوع و هم تعامل فعال ذهن مخاطب با متن را فراهم می آورد. زبان حس و زبان دل، جلوه های محسوس و باطنی تجربه انسانی را در غزل ها تجسم می بخشد و حذف لفظ و معنا نیز نقش زیبایی شناسانه و هنری دارد. این تحلیل نشان می دهد که سعدی با ترکیب سنت توصیفی و نوآوری خلاقانه، شبکه ای پیچیده از نشانه ها و روابط معنایی را به وجود می آورد که درک آن نیازمند توجه دقیق به زبان و بافت فرهنگی اثر است. به این ترتیب، غزل های سعدی نه تنها انعکاس احساس و تفکر انسانی اند، بلکه نمونه ای برجسته از توانمندی هنری و زبان شناسانه شاعر در ایجاد معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب هستند.
تحلیل انتقادی گفتمان در اشعار میرزاده عشقی با تأکید بر موسیقی درونی و سبک خطابی
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
45 - 68
حوزههای تخصصی:
شعر مشروطه را باید عرصه ای برای ظهور گفتمان های اعتراضی، ضد هژمونیک و بیداری اجتماعی دانست که در آن، زبان، نه صرفاً ابزار بیان، بلکه کنشی اجتماعی و ایدئولوژیک تلقی می شود. در این میان، میرزاده عشقی یکی از برجسته ترین شاعرانی است که با بهره گیری از شگردهای زبانی، آوایی و بلاغی، گفتمان سیاسی عصر مشروطه را در قالب شعر متعهد بازنمایی کرده است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف و به کارگیری الگوی سه سطحی او (تحلیل متن، کنش گفتمانی، کنش اجتماعی)، به بررسی کارکردهای موسیقی درونی و لحن خطابی در اشعار میرزاده عشقی می پردازد. در سطح نخست، از طریق تحلیل زبانی ابیات منتخب، نشان داده می شود که چگونه تکرار، واج آرایی، ترصیع و جناس در خدمت تقویت لحن اعتراضی و اقناع مخاطب عمل می کنند. در سطح دوم، با تحلیل سبک خطابی و بینامتنیت اشعار، به نقش شعر در تولید و مصرف گفتمان سیاسی پرداخته می شود؛ و در سطح سوم، کنش اجتماعی شعر در بستر روابط قدرت، به ویژه در مقابله با استبداد سیاسی و گفتمان های سلطه بررسی می شود. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که موسیقی درونی و سبک خطابی در اشعار عشقی، تنها عناصر زیبایی شناختی نیستند، بلکه به مثابه ابزارهای گفتمان ساز، در ایجاد لحن اعتراضی، بازنمایی هویت جمعی و سازمان دهی کنش اجتماعی نقشی بنیادین ایفا می کنند.
نمودهای «دیگری» در شعر خردسال و کودک با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی (مطالعه ی موردی دفتر شعرهای طیّبه شامانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه ی میان فرهنگی در جست وجوی راهکاری برای نهادینه کردن فرهنگ گفت وگو و پذیرش «دیگری» با هدف پایان دادن به وضعیت نزاع فرهنگ های متکثر در عصر جهانی شدن است. عنصر اصلی و اساسی در پژوهش های مرتبط با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی، موضوع فهم و درک «دیگری»، «غیر» یا «بیگانه»، میزان اهمیت و نوع نگاه به آن و نمونه های مرتبط با این گونه مفاهیم است. شیوه های معرفی «دیگری» به نسل نوپای هر فرهنگ با کمک شعر کودک و خردسال که بیشتر ماهیتی آموزشی دارد، نقشی تعیین کننده در شکل گیری باور او به «دیگری» در آینده خواهد داشت. شعر به عنوان معتمدترین اثر کلامی به ویژه برای خردسالان و کودکان نقش مهمی در هویت یابی و تعیین مجرای ورود آنان به زندگی اجتماعی و نوع برخورد با جهان های فرهنگی گوناگون دارد. در این پژوهش که از نوع بنیادی و به روش تحلیل کیفی است، کوشش شده است تا انواع «دیگری-بیگانه» های معرفی شده به خردسال و کودک، از ابتدای زمانِ ایجادِ مرز میان «خود» و «دیگری» واکاوی شود و با عنایت به آراء اندیشمندانِ رویکرد هرمنوتیکیِ میان فرهنگی چون رام ادهر مال، فرانتس مارتین ویمر و هاینتس کیمرله، شاخص ترین نمودهای آن شناسایی گردد. یافته ها نشان می دهد که در شعر خردسال و کودکِ بررسی شده در این پژوهش، باتوجه به اصالت رئالیسم ایدئولوژیک، انواع دیگری عموماً شامل دیگریِ نزدیک و هم فرهنگ (خود-دیگری)، دیگری دور از نوع (بیگانگی نرمال) و (بیگانگی رادیکال) است و نشانه هایی از دیگریِ دگرفرهنگ (بیگانگی محض) در این اشعار دیده نمی شود. همچنین یافته ها نمایانگر آن است که از این «دیگری »ها به عنوان بستری برای دستیابی به فهمِ خود، شکل گیری فرایندِ فهمیدن و آموزشِ نوع تعامل با دیگری های حاضر در زندگی روزمره ی کودک و خردسال استفاده می شود. روش معرفی این «دیگری» ها به کودک نیز تا حدود زیادی متناسب با مؤلفه های رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی است.
حس آمیزی در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۲)
1 - 26
حوزههای تخصصی:
حس آمیزی یکی از آرایه های ادبی و شگردهای تصویرسازی در آثار ادبی است که در زبان و ادبیات فارسی اهمیت ویژه ای دارد. در این آرایه، امور مربوط به یکی از حواس با امور و وابسته های حس دیگری در هم می آمیزد و منجر به خلق نوعی هنجارگریزی می شود. صائب تبریزی به عنوان برجسته ترین شاعر سبک هندی، با کاربست حس آمیزی پُربسامد در شعر خویش موجبات ترویج آرایه زیبای بدیعی را در سبک هندی و توسعات و تأثّرات زبانی، معنایی و زیبایی شناسی در شعر فارسی فراهم آورده است. در این پژوهش تلاش شده است با روشِ توصیفی تحلیلی، انواع حس آمیزی، نحوه و میزان استفاده از این آرایه در غزلیات صائب تبریزی توجه شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حس آمیزی های صائب تبریزی چه ازنظر ترکیب حواس و چه ازنظر مفاهیم، نمونه بارزی از حس آمیزی های سبک هندی به شمار می آید و همراهی این آرایه با آرایه هایی چون مراعات النظیر، استعاره و به ویژه اسلوب معادله، هم بر تخیّل تصاویر شعری صائب افزوده است و هم بر انسجام و زیبایی سخن وی.
بررسی رباعیات سنایی غزنوی بر مبنای نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
89 - 108
حوزههای تخصصی:
نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن (Roman Jakobson) که در آن به کارکردها و نقش های اصلی (فرستنده، پیام و گیرنده) و فرعی (موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی) زبان توجه شده، از نظریه های بسیار منسجم در حوزه زبان شناسی و نقد ادبی به شمار می آید. بر مبنای این نظریه، جهت گیری پیام به سوی هریک از این نقش ها موجب پدید آمدن کارکردهای خاصی، از قبیل عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، فرازبانی و نیز همدلی می شود. در بررسی و مطالعه رباعیات سنایی غزنوی، با توجه به کارکردهای شش گانه زبان مشخص شد که علاوه بر نقش ادبی که تمام رباعیات به دلیل بهره گیری از عناصر شعری از آن برخوردارند، نقش عاطفی نیز بیشترین کارکرد را دارد. در نقش عاطفی که در آن، جهت گیری پیام به سوی گوینده است، شاعر با زبانی ساده و صمیمی به بیان عواطف و احساسات خویش درباره مسائلی، از قبیل معشوق، ممدوح و مخالفان خویش پرداخته است؛ ازاین رو هدف و محوریت کلام در این رباعیات با فرستنده (شاعر) است و نوع ادبی این رباعیات از نوع ادب غنایی است که در آن، سازه توصیف، مهم ترین سازه به حساب می آید و شاعر در آن به توصیف مقوله هایی، همچون عشق، معشوق، مدح، انسان، جهان و نیز خدا پرداخته است.
بالندگی کیمیای اسلامی - ایرانی حسن بن زاهد در فضای مساعد علمی و فرهنگی هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
231 - 246
حوزههای تخصصی:
حسن بن زاهد کرمانی، کیمیاگر، در سال 723 هجری، هم زمان با فرمانروایی ابوسعید بهادر ایلخانی در ایران، به هند مهاجرت کرد و در سایه حمایت سلطان محمد بن تغلق، آثار کیمیایی ارزشمندی را پدید آورد. در این مقاله، به منظور ارزیابی چندوچون تأثیر فضای علمی و فرهنگی هند بر اندیشه و آثار کرمانی، نخست به روش توصیفی-تحلیلی، به مقایسه کیمیاگری هندی و محتوای آثار حسن بن زاهد پرداخته شده و نشان داده می شود که وی از کیمیای هند تأثیر نپذیرفته است. ملاحظه فهرست منابع مورد استفاده وی که در قالب یک تذکره موجود است نیز همین نتیجه را تأیید می کند. در ادامه، شواهدی از متن آثار حسن بن زاهد ارائه خواهد شد که نشان می دهد او صرفاً از فضای مساعد فرهنگی و اجتماعی هند و به طور خاص، حمایت سلطان محمد بن تغلق بهره مند شده؛ درحالی که معلومات کیمیاگری خود را، پیش تر در ایران آموخته بوده است. به این ترتیب، حسن بن زاهد و آثار کیمیاگری او را می توان ثمره مراودات فرهنگی ایران و هند در ادوار گذشته به شمار آورد؛ حال آنکه محتوای علمی آثار او بی تأثیر از علم هندی بوده است.
بازگشت به ریشه ها: نقش بازی های محلی در توسعه گردشگری و حفظ فرهنگ بومی (مورد مطالعه: استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
65 - 104
حوزههای تخصصی:
بازی های محلی به عنوان بخشی از میراث ناملموس فرهنگی، نقش مهمی در حفظ هویت بومی و تقویت ارتباط نسل ها با سنت های محلی دارند. احیای بازی های محلی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در توسعه گردشگری فرهنگی عمل کند و به ایجاد فرصت های اقتصادی پایدار و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر شود. بازی های محلی یزد، با ریشه داشتن در تاریخ و فرهنگ بومی این منطقه، نه تنها جنبه ای سرگرم کننده دارند، بلکه بازتاب دهنده ارزش ها، شیوه زندگی و هم بستگی اجتماعی مردم هستند. با پیشرفت تکنولوژی و تغییر در سبک زندگی مدرن، محبوبیت بازی های سنتی کاهش چشمگیری پیدا کرده است. بنابراین هدف از این پژوهش معرفی و تحلیل برخی از بازی های محلی و نقش آن ها در توسعه گردشگری و حفظ فرهنگ بومی استان یزد است. در این پژوهش ضمن بررسی ابعاد آموزشی و تربیتی، تأثیرات روان شناختی و اجتماعی و سیر تحول بازی های بومی و سنتی، به تحلیل تطبیقی بازی های بومی و سنتی با سایر فرهنگ ها و جغرافیاها و اثرات این بازی ها بر هویت فرهنگی و میراث معنوی پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که بازی های محلی نه تنها جذابیت های فرهنگی منحصربه فردی برای گردشگران فراهم می کنند، بلکه فرصتی برای انتقال دانش بومی به نسل های آینده و تقویت هویت اجتماعی هستند. همچنین، احیای این بازی ها در قالب رویدادهای گردشگری می تواند به ایجاد فرصت های اقتصادی و افزایش تعاملات فرهنگی منجر شود. این پژوهش بر اهمیت برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب برای ترویج بازی های محلی در قالب جشنواره ها و رویدادهای فرهنگی تأکید می کند.
معناشناسی معناهای ضمنی چند واژه عربی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
زبان شعر حافظ بسیار ظریف، هنرمندانه و همچنین اثرگذار و شاعرانه است. واژگانی که حافظ برمی گزیند و به شعر می آورد از ظرفیت معنایی بسیاری برخوردارند. او، واژگان را در چنان بافتی قرار می دهد که کلمه در آن شکوفا می شود و معناهای سایه وار متکثری را تداعی می کند. واژه های عربی غزل های او نیز به تمامی این ویژگی ها را دارایند. این واژگان از طرفی، به خاطر اینکه در زبان دیگری ریشه دارند، قابلیت خلق آشنایی زدایی را در شعر فارسی دارند. از طرف دیگر، بسیاری از این واژگان از متون و فرهنگ اسلام، وارد زبان شعر حافظ شده اند. ازاین رو، آن ها ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در سیاق شعر حافظ، به زیباترین شکل ممکن متبلور می شود. واژگان عربی در شعر او، به شکلی در بافت نشسته اند که هاله معناهای بسیاری از آن ها به ذهن می آید. در این اثر سعی شده معناهای سایه وار و ضمنی این واژگان کشف شود و در ضمن آن، زبان شعر حافظ، زیبایی ها و ژرفای آن نمایانده شود. واژگان عربی حافظ، در قیاس با مترادف های فارسی و دیگر هم معناهای عربی شان، بار معنایی عاطفی بیشتری دارند. برخی از آن ها، از جمله واژگان اضدادند. برخی دیگر، واژگان قرآن اند و به طور هم زمان هم معنای مرکزی واژه و هم معنای واژه در بافت قرآن را به ذهن تداعی می کنند. برخی از واژگان عربی، معناهای هاله واری را به ذهن می آورند. این معناها برخاسته از هم نشینی حروف و اصوات کلمه است که عمدتاً معنای مرکزی واژه را تأکید می کنند.
نقد دو رساله «تأدیب النسوان» و «معایب الرجال» با رویکرد زبانی لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
171 - 205
حوزههای تخصصی:
بسیاری از زبان شناسان اجتماعی با بررسی رابطه زبان و جنسیت، بر این باورند زنان به دلیل جایگاه اجتماعی فروتری که نسبت به مردان دارند، اقتدارپذیرند و از زبانی با ویژگی های مخصوص استفاده می کنند که متناسب با جایگاه فرودست آن ها در جامعه است. دو رساله تأدیب النسوان و معایب الرجال نمونه ای از نخستین تقابل مردان و زنان در عصر قاجار هستند و این پژوهش در پی آن است تا براساس نظریه های زبان شناسی اجتماعی به ویژه آرای زبانی لیکاف و به شیوه استقرایی، با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، زبان و میزان تأثیر جنسیت نویسندگان بر زبان را در این دو رساله («تأدیب النسوان» به عنوان نوشتاری مردانه و «معایب الرجال» به عنوان نوشتاری زنانه) بررسی مقایسه ای کند. برای دست یابی به این هدف، مؤلفه های واژگانی چون رنگ واژه ها، دش واژه ها، سوگند واژه ها و شاخص هایی در سطح جمله، مانند جمله های آمرانه، تعدیل کننده ها و تشدیدکننده ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد نویسنده مرد، با به کارگیری کلیشه های زبانی مردانه، در پی تثبیت جایگاه فرادستانه خود بر زنان بوده است. در مقابل، نویسنده زن، عمدتاً از متغیرهای زبانی زنانه استفاده کرده که این امر می تواند نشان دهنده پذیرش نقش های جنسیتی سنتی باشد. با این حال، در برخی موارد، نویسنده زن تلاش کرده با استفاده از زبان مردانه، توجه مخاطبان مرد را برانگیزد و قدرت نمایی کند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسنده زن در تلاش برای شکستن مرزهای زبانی و دستیابی به صدایی مستقل، با چالش ها و موانعی مواجه بوده و گاهی ناگزیر به استفاده از زبان مردانه شده است.
بازشناسی دو الگوی روایی از متون زردشتی در بیتی از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
44 - 21
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا از بیت «به رشک اندر اهریمن بدسگال / همی رای زد تا بیاگند یال» از داستان کیومرث در شاهنامه تفسیری تازه ارائه دهد. ازاین رو با ذکر بیت مذکور و نگاه انتقادی به تفاسیر ارائه شده آغاز می شود. سپس با تکیه بر دو کلیدواژه «رایزنی» و «قوی شدن»، به منابع زردشتی رجوع می کند و شواهدی را از حضور دو الگوی روایی در این متون موردبررسی قرار می دهد. جمع آوری، بررسی، تحلیل و مقایسه ساختاری شواهد مذکور با رویکردی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد الگوی نخست از سه مرحله 1-انجمن شدن، 2-رایزنی 3- اقدام و الگوی دوم از پنج مرحله 1-اطلاع از سرنوشت، 2-بیهوشی/بی حرکتی، 3-برانگیختن، 4-هوشیاری/حرکت 5-اقدام تشکیل شده است. سپس در نتیجه تحلیل و تفسیر مفهوم بیت مذکور بر اساس الگوهای فوق، آشکار می شود که این الگوها با پشت سر گذاشتن تحوّلاتی به بیت مذکور راه یافته اند. مفهوم این بیت درواقع اهریمن را توصیف می کند که برای آشفتن روزگار کیومرث، فرزندش سیامک و مردم، به رایزنی و مشورت با دیوان می نشیند. او به واسطه این رایزنی و طرح پیشنهادهایی با هدف آشوب، کشتار و ویرانی از جانب دیوان، قدرت می گیرد و سپس با تصویب نقشه حمله، فرزندش خزوران را با سپاهی از دیوان برای عملی کردن این نقشه راهی می کند. هم چنین در توجیه ادغام دو الگوی مذکور در این بیت می توان گفت احتمالاً این الگوها به سبب هم پوشانی برخی عناصر در هم ادغام شده و در این بیت به صورت الگوی نهایی چهار مرحله ای 1-اطلاع، 2-انجمن شدن، 3-رایزنی و 4-اقدام درآمده اند.
آیرونی در شعر پسامدرن گفتگویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی آیرونی در شعر پسامدرن گفتگویی می پردازد. آیرونی، شیوه ای بلاغی و یک سبک گفتگوست که نوع خاصی از بیان متناقض و گاه طنزآمیز در آن دیده می شود. گفتگو به شیوه های مختلف؛ ازقبیل دوگویی، چندگویی، خوداندیشی و بیان آزادانه اندیشه از ویژگی های شعر پسامدرن است؛ ازاین رو آیرونی هم به عنوان یک سبک گفتگو در شعر پسامدرن قابل بررسی است؛ بنابراین نگارندگان با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن اشعار پسامدرن می کوشند با پاسخ به این پرسش که شگرد آیرونی در شعرپسامدرن برای تبیین چه مضامینی به کاررفته و کدام شیوه های آیرونی در این اشعار کاربرد دارد و بسامد بیشتری دارد؟، تبیین کنند آیرونی در شعر پسامدرن برای بیان مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، دینی، عاشقانه و بیان احساسات فردی به کارگرفته شده و شاعران پسامدرن از گونه های آیرونی های کلامی، موقعیت، نمایشی و سقراطی استفاده کرده اند که از این میان شگرد آیرونی موقعیت که با بیانی غیرمنتظره و اغلب غافل گیرکننده، فضایی آیرونیایی را در شعرگفتگویی معاصر آفریده است، بیشترین بسامد را دارد.
Cognitive Analysis of Conceptual Metaphors in Contemporary Persian and English Poetry(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
599 - 634
حوزههای تخصصی:
This essay undertakes a comparative study of metaphorical imagination in the poetry of Walt Whitman and Sohrab Sepehri, not to flatten their poetics into a single cognitive frame but to ask how differently embodied minds, inflected by culture, geography, and cosmology, render abstraction sensuous. Refusing the tidy predictability often associated with conceptual metaphor theory, the study reworks its premises through the friction of image schema theory, affective cognition, and the irreducibility of cultural embodiment. Metaphors here are not ornaments or mere vehicles of thought: they are perceptual infrastructures, felt vectors, spiritual gestures. In Whitman, metaphor dilates space and amplifies energy, crafting a porous, vibrating body politic immersed in the democratic weather of the cosmos. In Sepehri, the metaphoric pulse slows, roots downward, dissolves into vegetal time and translucent perception, a mysticism attuned not to ascension but to erosion, to the grain of sand and the drop of water. Each poet’s figurative lexicon stages a different negotiation between self and world, body and spirit, opacity and clarity. Reading across these metaphorical archives, the study advances no universal theory but a comparative poetics of situated cognition, one attentive to how language thinks through the body, feels through the environment, and believes through its figures.
بررسی تطبیقی روند بومی سازی در اقتباس های سینمایی از رمان بوف کور بوف کور رائول روییز و بزرگراه گمشده دیوید لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
339 - 368
حوزههای تخصصی:
در مطالعات اقتباس، بومی سازی به مجموعه راهکارهایی اطلاق می شود که اقتباس کننده برای همخوان سازی یک اثر با فرهنگ مقصد به کارمی گیرد. در این فرآیند، انطباق اثر با هنجارهای فرهنگی مقصد، قصد و استراتژی اقتباس کننده و دریافت مخاطب بیش از وفاداری به متن اصلی اهمیت دارد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریات اقتباس، بویژه مفهوم بومی سازی نزد هاچن، و با در نظر گرفتن خوانش های مختلف از بوف کور صادق هدایت، به بررسی تطبیقی و کیفی روند و شگردهای بومی سازی در اقتباس سینمایی از رمان بوف کور ، توسط دو فیلم ساز از دو بافت جغرافیایی متفاوت می بپردازد یکی رائول روییز فیلمساز شیلیایی و دیگری دیوید لینچ فیلمساز آمریکایی. بنابر یافته های پژوهش هر دو فیلمساز با شیوه هایی متفاوت، اثر هدایت را با جغرافیا، فرهنگ، زیست، دغدغه ها و سبک خود سازگار کرده اند که به تغییر معنای اثر و خلق آثاری جدید منجر شده است. اقتباس روییز همخوان با تجربه زیسته فیلمساز، با تأکید بر تجربه مهاجرت، بیگانگی و تصادم فرهنگی، به بازتابی از هویت پسااستعماری بدل شده است؛ درحالی که لینچ با تلفیق درون مایه های روان شناختی و مؤلفه های ژانر نوآر، بوف کور را، در بستری مدرن و آمریکایی بازتفسیر کرده است. این مقاله نشان می دهد که اقتباس های میان فرهنگی نه بازتولید، بلکه بازآفرینی هایی هستند که معنای تازه و همخوان با فرهنگ خود، در بستر جدید خلق می کنند.
بررسی و مقایسه سیمای قلندر در غزلیات سنایی، عطار، عراقی و مغربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر قلندری یکی از شاخه های مهم ادبیات عرفانی است که بن مایه های آن با شعر سنایی به شعر عرفانی راه یافته است. پس از سنایی، عطار و عراقی با قلندر خواندن خود، اصول قلندری را در شعر خویش بیان کرده اند. مغربی، شاعر عارف سد ه های هشتم و اوایل نهم هجری نیز با بزرگداشت نام این سه شاعر عارف در دیوان اشعارش، بر تأثیرپذیری خود از آنان، به ویژه عراقی، صحه می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سیمای قلندر در شعر این چهار شاعر، با روش توصیفی تحلیلی و پژوهش متنی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلندر و آیین قلندری در نگاه این شاعران، گاه چشم اندازی مشابه و گاه سیمایی متفاوت دارد. یافته ها نشان می دهد که قلندریات در نگاه سنایی و عطار از یک سو، و عراقی و مغربی ازسوی دیگر، در اصولی همچون «توبه شکنی سریع و مکرر» و «گریز از مظاهر صلاح به فساد» مشترک است و در مؤلفه هایی نظیر «منفور یا مقبول دیدن چهره قلندری»، «طول مسیر میان مسجد و میخانه» (به منزله پایگاه صلاح و فساد) و... با هم تفاوت دارد.
اهمیت سفرنامه های اردوزبان در بازنگاری تاریخ معاصر ایران؛ مطالعه موردی: بازشناسی و خوانش سفرنامه «سیر ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفرنامهنویسی، در ادبیات زبان اردو، از قالبهای نثر موفق بوده است که ارزشمندی آن محدود به حوزه ادبی نیست؛ درزمینههای مختلفِ تاریخی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی دادههای مفیدی را در بر دارد. تعداد سفرنامههای نگاشته شده به زبان اردو، درباره ایران، چشمگیر است که متأسفانه تاکنون برای ایرانیان ناشناخته ماندهاست. سیر ایران اولین نگارش در این مقوله است. محمدحسین آزاد، نویسنده و شاعر برجسته اردوزبان، در سال1302ق/ 1885م، با هدف جمعآوری منابع مورد نیاز برای پژوهش بر زبان فارسی، به ایران سفر میکند. وی از آغاز سفر دریاییاش تا فرود در بوشهر و گذرش از شهرهای مختلف ایران، مانند شیراز، اصفهان، قم، تهران و مشهد را یادداشتبرداری میکند. سیر ایران تدوینشده این یادداشتها و سخنرانیهای چاپ شده آزاد پیرامون این سفر است که اطلاعاتی از شخصیتهای علمی، فرهنگی و مذهبی، فرهنگ و رسوم ایرانیان و شرایط اقلیمی آن برهه تاریخی ایران را در بر دارد.
چگونگی کاربرد نشانه های بینامتنی از دیدگاه ژنت در داستان گفت و گوی جادوگر بزرگ با ملکه ی جزیره ی رنگ ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان، آغاز یک گفت وگو است و شاید ادامه ی گفت وگوهایی که سال ها و گاه قرن ها پیش آغاز شده اند. تردیدی در حضور آگاهانه و ناخودآگاه متون در یکدیگر نیست. بینامتنیت، عنصر جدایی ناپذیر دنیای داستان است. در داستان بررسی شده در این پژوهش، با انبوهی از عناصر بینامتنی رو به رو هستیم که در ساختار داستان با رویکردی ویژه جای گرفته اند. این پژوهش در پی آن است که به این پرسش ها پاسخ دهد که باتوجه به فرم گراییِ خانیان و شگردهای او در کارکرد نشانه های بینامتنی، این ویژگی در این داستان چگونه به کار گرفته شده و در ساختار آنچه جایگاهی دارد؟ و آیا می توان بینامتنیت را در گستره ی گفتمان های درون این داستان، بررسی کرد و به نگاهی ویژه در کارکرد بینامتنیت رسید؟ براساس یافته های این پژوهش که به شیوه ی استقرایی انجام شده است، عناصر بینامتنی در ساختار اصلی این داستان حضور دارند و بدون آن ها طرح اصلی داستان، ناتمام می ماند. نویسنده، عناصر بینامتنی را از زاویه ی دید خود و با هویتی تازه، تاحدی که به نوعی بازآفرینی نزدیک می شود، وارد دنیای برساخته ی داستان کرده است. نشانه های بینامتنی در این رمان، وجهه ی دراماتیک و کنش گر دارند. شخصیت ها، داستان ها، نقاشی ها و هرآنچه دنیای بینامتنی این اثر را می سازند، به هستی و گاه هویتی تازه در کنار شخصیت های درون متن رسیده اند.
خوانش نمادها و بینش ها در بخش اساطیری شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
93 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف تطبیق نمادها و گونه بینش ها در بخش اساطیری دو اثر کلاسیک (شاهنامه و ایلیاد و ادیسه) است که در پژوهش های ادبی کلاسیک جایگاهی خاص دارند. این تحقیق از نظر هدف، بنیادی و بر اساس ماهیت تحقیق گردآوری داده ها، کیفی و مبتنی بر روش تطبیقی توصیفی است. با توجه به هدف پژوهش، بیت ها به عنوان واحد تحلیل و برگرفته ها از متن کامل شاهنامه فردوسی تصحیح هشت جلدی جلال خالقی مطلق و کتاب ایلیاد و ادیسه هومر با تر جمه سعید نفیسی است. چارچوب نظری این رویکرد شامل نمادها، بینش ها، با مقوله ها و استعاره های فرهنگی مبنای مطالعه است. یافته های تحقیق نشان داد نمادها و نگرش ها درارتباط اجتماعی مبتنی بر فلسفه فکری خردگرایانه در نگاه فردوسی و هومر مشتمل بر مولفه های همزیستی مسالمت آمیز با دیگران، همچون: گفت و گوی سازنده میان افراد، نگرش مبتنی رشدگرایی و تعادل بخشی و قابل فهم بودن ارزش ها، اهمیت دلیری و پایایی در بیان رای و کردار درست و آگاهی اجتماعی است. در نتیجه، به سبب ابعاد گسترده و جامعیت نمادها، در فرهنگ ملل بر ضرورت ساخت ابزارهای معتبر و بسته های آموزش مهارت که در این مطالعه شناسایی شد، توجه شود. سوال اصلی این است که نمادهای اخلاق در فلسفه حاکم بر گونه بینش ها در جامعه اساطیری ایران و یونان باستان از حیث وجوه افتراق و اشتراک اندیشه فردوسی و نگاه هومر در بخش اساطیری و حماسی کدامند؟
بررسی گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه فردوسی بر اساس نظریه فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
169 - 192
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی، داستان بلند پهلوانی های قهرمانان است که ظاهراً در آن، قدرت طلبی برخاسته از «حرص» و «آز»، ریشه بسیاری از جنگ ها دانسته شده است؛ اما بررسی علل جنگ طلبی ها در شاهنامه، نشان از آن دارد که بسیاری از جنگ ها، می تواند ریشه در عللی به جز حرص و طمع داشته باشد. در این پژوهش که با هدف شناخت هرچه بهتر نقش قدرت طلبی در جنگ های خاندان های پهلوانی شاهنامه انجام شده است، به شیوه توصیفی-تحلیلی و براساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به بررسی گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه پرداخته شده و تلاش شده است تا بدین پرسش اساسی پاسخ داده شود که مهم ترین مؤلفه گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه، کدام است؟ بدین منظور، گفتمان های موجود در قدرت طلبی بین تعدادی از خاندان های پهلوانی شاهنامه شامل گرشاسپیان و تورانیان، گرشاسپیان و کیانیان، گودرزیان و نوذریان، ساسانیان و اشکانیان، و کشوادگان و ویسگان، مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این پژوهش، نشان از آن دارد که قدرت طلبی در خاندان های پهلوانی شاهنامه را به ترتیب اهمیت، می توان در سه گفتمان اصلی ستیز تجدد و سنّت، طبقه اجتماعی و کین خواهی، و همچنین در بیست ودو خُرده گفتمان قرار داد که خرده گفتمان کین کشی، پراهمیت ترین آن ها است.
کارکردهای زیبایی شناسانه جملات معترضه در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
105 - 123
حوزههای تخصصی:
زمینه: عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا، تنها درپی روایت تاریخ نیست و اغلب بیان کوتاه، ساده و مستقیمی را که در گزارش های تاریخی رایج است، فرونهاده و از ترفندها و آرایه های ادبی که از زبان آشنایی زدایی می کنند، بهره می جوید تا علاوه بر لذّت آفرینی، به القای غیرمستقیم برخی از حقایق بپردازد. یکی از ابزارهای مهم او در این امر، استفاده از جملات معترضه است که به عنوان شگردی زبانی در ساخت نثر تاریخ جهانگشا و انتقال بهتر مفاهیم و برخی از ظرایف زیبایی شناختی متن، نقشی ویژه دارد و البتّه نویسندگان نثر فنّی، جملات معترضه را برای ابراز هنر در فنّ نویسندگی و به منظور تبیین مفاهیم، بیان دیدگاه ها و تزیین عبارات به کارگرفته اند.
روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین کارکردهای زیبایی شناسانه این جملات در بلاغت و صنعت پردازی، تقویت موسیقی کلام و حمایت از معنا در تاریخ جهانگشا و همچنین شناخت مناسبات این کارکردها با موضوعات متنی پرداخته است.
یافته ها: یافته های پژوهش، حاکی از آن است که جملات معترضه از منظر زیبایی شناسی در آفرینش و تقویت تصاویر و عملکرد آن ها در متن، ایجاد موسیقی کلام و انتقال بهتر احساس و عاطفه، نقش مهمّی دارند و بستر مناسبی را برای توصیفات مؤلّف و آمیختگی و آراستگی متن با آیات، روایات، عبارات عربی و دیگر ترفند های بیانی و بدیعی فراهم کرده اند . به علاوه بیشتر واژگان موجود در این جملات نیز به منظور شکل گیری تناسب و تجانس لفظی و معنوی با سایر عبارات جهانگشا انتخاب شده اند.