ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
۱۳۰۱.

ادراک – انتظار و عدالت درمانی در مقیاس فرامحلی: تعهد سازمانی مهرانه در بازتعریف شهر دوستدار بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حق بر سلامت کنش حمایتی شهر دوستدار بیمار سروکوال عدالت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
پیشینه و هدف: سرطان یکی از مهم ترین و بحرانی ترین چالش های سلامت عمومی در جوامع شهری به شمار می رود؛ به ویژه آنکه شیوع روزافزون آن، فشار زیادی بر نظام های درمانی و زیرساخت های حمایتی اجتماعی وارد کرده است. این بیماری تنها یک بحران فردی نیست، بلکه چالشی اجتماعی و محیط زیستی نیز محسوب می شود که لزوم توجه به عدالت درمانی در فضاهای شهری را بیش ازپیش برجسته می سازد. بیماران مبتلا به سرطان به دلیل پیچیدگی نیازهای درمانی و روان اجتماعی خود، اغلب با لایه های متعددی از آسیب پذیری مواجه هستند. در این راستا، مفهوم «شهر دوستدار بیمار سرطانی» به عنوان رویکردی نوین و جامع مطرح می شود که هدف آن کاهش نابرابری ها در دسترسی به مراقبت های درمانی و خدمات حمایتی است. سازمان هایی مانند «مهرانه» که در ایران به صورت تخصصی به حمایت از بیماران سرطانی می پردازند، نقش کلیدی در تحقق این رویکرد ایفا می کنند. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی میزان اثربخشی خدمات مهرانه در ارتقای دسترسی بیماران به خدمات سلامت، بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت کلی آن ها در شهر زنجان است. روش ها: این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کمی و مبتنی بر پیمایش به بررسی تأثیر فعالیت های حمایتی مهرانه بر دسترسی بیماران سرطانی به خدمات بهداشتی و ادراک آن ها از کیفیت این خدمات می پردازد. هدف اصلی، درک انتظارات و برداشت های بیماران نسبت به خدمات درمانی و پشتیبانی روان اجتماعی دریافتی است، با تأکید بر شناسایی مؤلفه هایی از کیفیت خدمات که بیشترین نقش را در رضایت بیماران دارند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساختاریافته بر پایه مدل سروکوال (SERVQUAL) است که پنج بُعد کلیدی کیفیت خدمات را می سنجد: ملموس بودن (tangibility)، قابلیت اعتماد (reliability)، پاسخگویی (responsiveness)، اطمینان بخشی (assurance) و همدلی (empathy). این پرسشنامه به گونه ای طراحی شده بود که هم سطح مورد انتظار خدمات و هم عملکرد ادراک شده واقعی را ارزیابی کند؛ به این ترتیب، امکان تحلیل شکاف بین انتظارات و واقعیت خدمات فراهم شد. جامعه آماری، شامل بیماران سرطانی تحت پوشش مهرانه در سال 2024 بود که به صورت تصادفی تعداد 40 نفر از آنان برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. داده های گردآوری شده به روش آماری تحلیل گردید تا روابط بین ابعاد مختلف کیفیت خدمات و میزان رضایت بیماران آشکار شود. این رویکرد، به حفظ عینیت پژوهش و تعمیم پذیری نسبی یافته ها در زمینه حمایت های درمانی توسط سازمان های غیردولتی کمک می کند. یافته ها: یافته های آماری نشان داد که در میان پنج بُعد کیفیت خدمات، دو مؤلفه اطمینان بخشی و قابلیت اعتماد بیشترین تأثیر مستقیم، قوی و معنادار را بر برداشت ها و انتظارات بیماران داشته اند. شرکت کنندگان در پژوهش بارها به نقش حیاتی این دو بُعد در ایجاد اعتماد و اطمینان نسبت به خدمات مهرانه اشاره کرده اند. بعد اطمینان بخشی که به دانش، تخصص، رفتار حرفه ای و احترام کارکنان اشاره دارد، نقش مهمی در القای حس امنیت و ارزشمندی به بیماران ایفا کرده است. همچنین، بعد قابلیت اعتماد که به تعهد سازمان در ارائه خدمات وعده داده شده با دقت و ثبات اشاره دارد، عاملی اساسی در شکل گیری احساس ثبات و اتکاپذیری در ذهن بیماران بوده است. این نتایج نشان می دهد که سازوکارهای اعتمادساز مبتنی بر این دو بُعد، برای دستیابی به رضایت بیماران کاملاً حیاتی هستند. افزون بر این، همسویی بین عملکرد واقعی خدمات و انتظارات بیماران، در کاهش شکاف های درک شده اهمیت راهبردی دارد. برای سازمان های غیردولتی و نهادهای محلی ارائه دهنده خدمات درمانی، تمرکز بر «اطمینان بخشی» و «قابلیت اعتماد» می تواند راهکاری مؤثر برای افزایش رضایت و نیز دستیابی به اهداف اجتماعی گسترده تر مانند عدالت درمانی و دسترسی برابر به خدمات باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ارتقای سطح اعتماد و رضایت بیماران سرطانی نقش بنیادینی در بهبود کیفیت کلی خدمات درمانی و نیز تحقق آرمان عدالت درمانی در فضاهای شهری دارد. برای نهادهایی مانند مهرانه که مأموریت حمایت از گروه های آسیب پذیر را بر عهده دارند، توجه راهبردی به ابعاد «اطمینان بخشی» و «قابلیت اعتماد» می تواند منجر به دستاوردهای ماندگار شود؛ از جمله ارتقای تجربه بیمار، افزایش تبعیت از روند درمان و در نهایت بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان. یافته های این مطالعه می تواند مسیر روشنی پیش روی سیاست گذاران حوزه سلامت و نهادهای حمایتی در جهت طراحی نظام های سلامت فراگیر و بیمارمحور قرار دهد.
۱۳۰۲.

تحلیل اثرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق، مطالعه موردی: شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر خلاق مشارکت مشارکت نخبگان برنامه ریزی شهر خلاق شهر قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: با ظهور برنامه ریزی مشارکتی در دهه ۱۹۷۰، توجه به گروه های ذی نفع و تأثیرگذار، از جمله مشارکت نخبگان، به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد؛ اما امروزه، به دلیل تخصصی شدن برنامه ریزی، کمبود منابع و انتظارات گسترده، مشارکت عمومی کاهش یافته است. این مسئله باعث شده برنامه های شهری تنها به نیازهای ظاهری افراد بپردازند و نیازهای بنیادی آن ها را نادیده بگیرند که در نتیجه منجر به تخریب و ناکارآمدی مناطق شهری شده است. عدم توجه به مشارکت نخبگان در بحث های شهری، تأثیرات قابل توجهی بر پروژه ها و برنامه های شهری داشته و منجر به چالش هایی نظیر عدم تعهد، مشکلات ارتباطی، فقدان شفافیت، سیاست های نادرست و بی نظمی شده است. در بافت ایران، مشارکت نخبگان شهری در سیاست گذاری شهری همچنان مبهم باقی مانده است. شهر قم با چالش ها و مسائلی مرتبط با مشارکت نخبگان شهری مواجه است که شامل فقدان فضاهای مناسب برای مشارکت و تبادل اطلاعات، کارگاه ها، نشست ها و جلسات مشارکتی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق انجام شده و به طور خاص بر شهر قم متمرکز است. روش شناسی: مطالعه حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی نقش مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق استفاده کرده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و هدف آن کشف روابط بین متغیرها و پدیده ها و پرداختن به مسائل و چالش های مربوط به خلاقیت شهری، نظیر تخصص و تجربه، مشارکت در تصمیم گیری، ارتباط با جامعه شهری، شفافیت و شناخت و ارزیابی جامعه شهری از منظر مشارکت نخبگان است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کارشناسان و متخصصان رشته های جامعه شناسی، جغرافیا، شهرسازی و معماری در این حوزه است و از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شده است. با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس و نخبه، پرسشنامه ای تهیه شد و پس از تأیید اعتبار آن، پرسشنامه نهایی گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفا محاسبه گردید. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شد. این روش، روشی برای تصمیم گیری بر اساس مقایسات زوجی است که با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی بین معیارها و شاخص های این مطالعه و اعمال مقیاس امتیازدهی خاص، تحلیل انجام شد. تکنیک دیمتل روشی تحلیلی است که برای بررسی روابط علّی بین عوامل یا معیارهای مختلف در یک سیستم استفاده شده و قادر است نقشه روابط شبکه ای ایجاد کرده و روابط متقابل بین عوامل را مدل سازی نماید. این روش قابلیت ساختاردهی به نقشه روابط با ارتباطات شفاف بین زیرمعیارها برای هر معیار را داشته و برای ایجاد نمودارهای علّی که روابط علت و معلولی بین زیرسیستم ها را تجسم بخشد، استفاده شده است. یافته ها و بحث: نتایج دیمتل نشان داد که در بردار D+R، شاخص های ارزیابی جامعه شهری، شفافیت در تصمیم گیری، مشارکت اجتماعی، توانایی مدیریت پروژه و تعامل با شهروندان و مدیران از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در برنامه ریزی شهر خلاق هستند. در بردار D-R، شاخص هایی نظیر درک زیرساخت های شهری، شفافیت اجرای پروژه، مشارکت افراد ماهر، تجربه کاری و تعامل با شهروندان و مدیران به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. در مقابل، شاخص هایی نظیر اطلاع رسانی به جامعه شهری، مهارت های ارتباطی و تعامل با نهادهای مرتبط به عنوان عوامل تأثیرپذیر شناخته شدند. مهارت های ارتباطی به عنوان تأثیرپذیرترین متغیر ظاهر شد، در حالی که توانایی مدیریت پروژه به عنوان تأثیرگذارترین متغیر شناسایی شد. به طور کلی، تعامل با جامعه شهری و شفافیت در تصمیم گیری نقش محوری در تقویت برنامه ریزی شهر خلاق ایفا نمودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی جامعه شهری، شفافیت، مشارکت در تصمیم گیری، تخصص و تجربه و تعامل با جامعه شهری در رتبه های بالای اهمیت قرار دارند. فقدان مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهری منجر به مشکلات هماهنگی در اجرای پروژه های خلاقانه و فرهنگی، کاهش جذابیت شهری و کاهش تعامل نخبگان شده است. تسهیل مشارکت نخبگان اعتماد شهروندان را تقویت نموده و مشارکت فعال آن ها در توسعه شهری را تشویق نماید. مطالعه تأکید نمود که مشارکت فعال نخبگان سنگ بنای برنامه ریزی موفق شهر خلاق است که نه تنها مشکلات هماهنگی را برطرف ساخته، بلکه جذابیت و پویایی فرهنگی مناطق شهری را نیز افزایش داده است.
۱۳۰۳.

چالش ها و مسائل برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر نگرش کارشناسان و مدیران محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چالش ها و مسائل روستایی برنامه ریزی توسعه روستایی کنشگران اجرایی مدیران محلی سکونتگاه های روستایی حریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
سکونتگاه های روستایی حریم مناطق کلان شهری، عرصه فضایی بین شهرها و روستاها هستند. این عرصه ها در روند توسعه شان با مسائل، تنگناها و چالش های متفاوتی روبرو هستند که کمتر از منظر برنامه ریزان موردتوجه قرارگرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تفهم و کشف چالش های برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران در بستر رهیافت تفسیری و روش شناسی کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش مدیران محلی و کارشناسان توسعه روستایی از 17 روستا حریم، 5 دستگاه اجرایی و 3 دانشگاه بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (برای انتخاب روستاها) و نمونه گیری هدفمند (برای انتخاب دستگاه ها و افراد) انتخاب شدند. تعداد مشارکت کنندگان در 17 روستا و 8 دستگاه اجرایی و دانشگاه با اشباع نظری به ترتیب به 34 و 15 نفر رسید. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. برای تحلیل نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. اعتبارپذیری یافته ها با استفاده از روش ضریب هولستی انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شد که؛ ضعف ساختارهای نهادی، یکسان نگری، ضعف توجه به کنش راهبردی، ضعف توجه به توسعه یکپارچه شهری-روستایی، عدم توجه به اجتماع محوری، ضعف نظام پایش و ارزشیابی، گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی مهم ترین مسائل روستاهای حریم هستند. ضعف ساختارهای نهادی و یکسان نگری که ماهیت رویه ای دارند، از اهمیت و میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار هستند. به طوری که ضمن اثرگذاری بر سایر چالش ها و مسائل رویه ای در یک رابطه دیالکتیکی زمینه ساز چالش های محتوایی مانند گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی در روستاهای حریم کلان شهر تهران شده اند.
۱۳۰۴.

نقش سرمایه فرهنگی در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر دره شهر

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: احساس امنیت اجتماعی سرمایه فرهنگی عینیت یافته تجسم یافته نهادی زنان دره ش‍ه‍ر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: امنیت اجتماعی مفهومی چند بعدی و پیچیده است که به طور مستقیم بر روند توسعه و تعالی هر جامعه تأثیر می گذارد. بی تردید، هیچ عاملی در پیشبرد فرآیند پیشرفت، توسعه و تکامل جوامع و نیز در شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی، مهم تر از ایجاد و تقویت احساس امنیت و تأمین آرامش در بستر اجتماعی نیست. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در میان زنان ساکن شهر دره شهر است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای بود که بر روی نمونه ای ۳۶۵ نفری از زنان ۱۹ سال به بالا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای اجرا شد. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS وSmart PLS  انجام گرفت. یافته ها و نتایج: یافته ها نشان داد که میانگین احساس امنیت اجتماعی در میان زنان متوسط رو به پایین است. همچنین، سرمایه فرهنگی و ابعاد آن (تجسم یافته، عینیت یافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار و مثبتی دارند. بر اساس یافته ها، احساس امنیت اجتماعی با وضعیت تأهل، اشتغال و میزان تحصیلات تفاوت معناداری دارد، اما با متغیر سن رابطه ای معناداری مشاهده نشد. سرانجام، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مستقل توانسته اند ۲۴ درصد از تغییرات احساس امنیت اجتماعی زنان را تبیین کنند. توصیه می شود سیاست گذاران و مدیران محلی با تقویت سرمایه فرهنگی زنان، از طریق توسعه فرصت های آموزشی، فرهنگی و مشارکت اجتماعی، زمینه ارتقای احساس امنیت آنان را فراهم کنند.
۱۳۰۵.

واکاوی سیر تحولی پیوند مفهومی میان فضای موسیقی و معماری از دوره قاجار تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای معماری فضای موسیقی پیوند مفهومی دوره قاجار دوره معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
هنرها در رابطه با یکدیگر به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تاثیرپذیر و تاثیرگذارند. این تاثیرپذیرى و تاثیرگذارى دوسویه فارغ از شرایط زمانى و مکانى در میان همه هنرها و از جمله معمارى و موسیقى وجود دارد، گرچه معماری و موسیقی در دو عرصه به ظاهر متفاوت هستند و هرکدام بعد خاصی از ادراک انسانی را مورد توجه قرار می دهند اما دارای پیوند و اشتراکاتی نیز هستند. توجه به این پیوندها و استخراج اصول و مفاهیمی از آنها هدف اصلی این پژوهش است. یک اثر معماری یا موسیقیایی به هنگام خلق شدن، از عناصری الهام می گیرند که این عناصر برخاسته از فصل مشترک آنها یعنی فضاست. بااین حال نگرش به رابطه بین موسیقی و معماری بسیار متفاوت نیست و وجود یک رابطه بسیار عمیق میان موسیقی و معماری سرآغاز این پژوهش است. برای درک رابطه بین موسیقی و معماری، باید زبان هر دو را فهمید و روابط متقابلشان را درک کرد. به عنوان مثال باید در نظر داشت که موسیقی، همواره تک بعدیست؛ زیرا فقط زمان با آن مرتبط است. ولی بنای معماری سه بعدی می باشد و این بدین معنا نیست که با هم ارتباط ندارند. در واقع پژوهش پیش رو در پی کشف و یافتن جلوه های پنهانی از موسیقی است که در بطن معماری نمود پیدا می کنند و با هدف شناخت این جلوه ها و تجزیه و تحلیل آنها و تاثیرشان در مطلوبیتهای مکانی و بصری است. نتایج بیانگر این است که بین فضای معماری و موسیقی پیوند مفهومی عمیقی وجود دارد و در دوره های مختلف تاریخی تاثیرات متقابلی بر یکدیگر داشته اند.
۱۳۰۶.

شناسایی مؤلفه های سرزندگی در پیاده راه های فضاهای شهری (مورد پژوهی: پیاده راه فردوسی شهر سنندج)

کلیدواژه‌ها: سرزندگی فضای شهری پیاده راه فردوسی شهر سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه و هدف: فضاهای عمومی مهم ترین بخش از ساختار شهرها هستند و نقش مهمی در سلامت و کیفیت زندگی شهروندان دارند. در این میان، پیاده راه های شهری از مهم ترین عرصه های عمومی یک شهر شناخته می شوند و تأثیر بسزایی در بهبود شاخص های سرزندگی شهری، میان شهروندان در یک فضا و حتی در کل شهر دارند. سرزندگی و پویایی عنصری مهم در ارزیابی کیفی فضاهای عمومی است. سرزندگی خود بازتاب فعالیت هایی است که در فضا صورت می پذیرد و پیاده مدار ساختن شهرها طریقی است بر تسهیل و ترغیب فعالیت هایی که می توانند به ارتقاء سرزندگی در شهرها کمک کنند. در این راستا هدف پژوهش حاصر پاسخگویی به سؤالات زیر اساس کار هست. 1- عوامل مؤثر در سرزندگی پیاده راه فردوسی کدام است؟ 2- ترتیب اولویت شهروندان از عوامل سرزندگی این پیاده راه چگونه است؟ 3- وضعیت سرزندگی این پیاده راه فردوسی از نظر شهروندان چگونه است؟ روش بررسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر سرزندگی پیاده راه فردوسی در شهر سنندج انجام شد. این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. متغیرهای سرزندگی پیاده راه شناسایی و از بررسی متون، مطالعات مرتبط در قالب پرسشنامه به صورت مقیاس لیکرت (پنج گزینه ای) طراحی و توسط 100 نفر از کاربران پیاده راه فردوسی شهر سنندج تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنین شهر سنندج بوده که در بازه زمانی شهریورماه لغایت مهرماه سال 1403 در پیادهراه فردوسی رفت و آمد داشتهاند. بهعلت متمرکز نبودن جامعه آماری مذکور در یک مکان مشخص از نمونه گیری در دسترس استفاده و حجم نمونه تعداد 100 نفر از عابرین مذکور بوده که انتخاب شد. یافتهها: مؤلفه های مؤثر فضای سرزندگی پیاده راه ها در قالب 12 مؤلفه معرفی شدند که بارهای عاملی و ضریب آلفای کرونباخ عوامل سرزندگی پیاده راه فردوسی بیشترین بار عاملی برابر با 81/0 مربوط به مولفه برگزاری مراسمات اجتماعی طی سال و کمترین بار عاملی برابر با 59/0 مربوط به مولفه فعالیت های شبانگاهی می باشد. بحث و نتیجهگیری: 12 مؤلفه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند که باید به طور قابل توجهی در طراحی بهینه پیاده راه ها در اولویت قرار گیرند تا منجر به افزایش سرزندگی شوند. در بررسی های انجام شده، عوامل مؤثر در سرزندگی پیاده راه فردوسی به ترتیب عامل «دسترسی- مکانی» با ضریب همبستگی 94/0 ، «عملکردی- محیطی» با ضریب همبستگی 92/ 0، «اجتماعی- فرهنگی» با ضریب همبستگی 88/ 0 بیشترین تأثیر را در سرزندگی پیاده راه دارند. در بررسی میزان رضایت شهروندان از عوامل سرزندگی پیاده راه بیشترین میزان رضایت از عامل «دسترسی- مکانی» با میانگین 85/3 بوده و کمترین میزان رضایت از عامل «اجتماعی- فرهنگی» با میانگین 61/3 می باشد. میانگین رضایت از سرزندگی پیاده راه فردوسی برابر با 70/3 میباشد که در حد متوسط می باشد.
۱۳۰۷.

پهنه بندی کشت کلزا در استان فارس با استفاده از عناصر اقلیمی و زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استان فارس کشت کلزا پهنه بندی اقلیمی روشAHP

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
ﻳﻜﻰ ﺍﺯ راه های ﺑﺮﺍی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ فعالیت‌های ﺯﺭﺍﻋﻰ ﻭ ﺑﺎﻏﻰ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ، ﺍﺳـﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﻴﻨـﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺿﻰ می باشد. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪ دانه‌های ﺭﻭﻏﻨﻰ ﻛﻠﺰﺍ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ پتانسیل‌های ﺧﻮﺏ ﻛﺸﻮﺭ درزمینه فعالیت‌های ﺯﺭﺍﻋـﻰ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﺑﺴﻴﺎﺭی ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ازنظر ﻏﺬﺍﻳﻰ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ هست اﻳﻦ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﻴﺎﻫﺎﻥ ﺗﻨﺎﻭﺑﻰ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻡ می‌باشد ﻭ ﺑﺮﺍی ﭘﺎﻳﺪﺍﺭی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﺎﻳﺪ حتماً˝ ﻫﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ یک‌بار ﻛﻠﺰﺍ ﺩﺭ ﺗﻨﺎﻭﺏ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻡ ﻛﺸﺖ ﺷﻮﺩ. بنابراین ﺑﺎﻳﺪ ٥٢ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺭﺍﺿﻰ ﺯﻳﺮ ﻛﺸﺖ ﮔﻨﺪﻡ ﺩﺭ ﺍﻟﮕﻮی ﻛﺸﺖ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﻛﻠﺰﺍ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ یابد. طبق آمار 1401 استان فارس پنجمین استان در برداشت از کلزا در واحد سطح و میزان آن می باشد .پژوهش ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﻗﻠﻴﻤﻰ و ﺯﻣﻴﻨﻰ ﻣﺆﺛﺮ درکشت ﻛﻠﺰﺍ ﻭ پهنه‌بندی ﻧـﻮﺍﺣﻰ ﻣﺴـﺘﻌﺪ ﻛﺸـﺖ ﺍﻳـﻦ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻓﺎﺭﺱ، انجام‌شده ﺍﺳـﺖ. ﺟﻬﺖ پهنه‌بندی نقشه‌های ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎی ﺍﻗﻠﻴﻤﻰ ﻣﺆﺛﺮ ﺟﻬـﺖ ﺭﺷـﺪ ﻭ ﻧﻤـﻮ ﻛﻠـﺰﺍ ابتدا با ﺭﻭﺵ AHP در expert choice به وزن لایه‌ها پرداخته‌شده سپس با سیستم اطلاعات جغرافیایی نسبت به پهنه‌بندی اقدام شده است.ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻧﻘﺸﻪ تهیه‌شده 33524 کیلومترمربع ﺍﺯ ﻣﺴـﺎﺣﺖ ﺍﺳـﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺳـﺘﻌﺪﺍﺩ ﺯﻳـﺎﺩ،48226 کیلومترمربع ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ، 30062 کیلومترمربع ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺁﻥ بااستعداد ﺿﻌﻴﻒ ﻭ 10783 کیلومترمربع ﺁﻥ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺟﻬﺖ ﻛﺸﺖ ﻛﻠﺰﺍ می‌باشد. مناطق با استعداد زیاد شامل بخش ﺯﻳﺎﺩی ﺍﺯ قسمت‌های ﻏﺮﺑﻰ ﺍﺳـﺘﺎﻥ می‌شودکهعبارت‌اند ﺍﺯ ﻓﻴﺮﻭﺯﺁﺑـﺎﺩ،ﺷﻴﺮﺍﺯ، ﺯﺭﻗﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺯﺟﺎﻥ می‌باشد. بااستعداد ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺎﻣﻞ قسمت‌های ﺟﻨﻮﺑﻰ، ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ به‌صورت ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ قسمت‌های از شمال ﻭ ﻏﺮﺏ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ برگرفته است و ﻻﺭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻓﺴﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ واقع‌شده‌اند.مناطق با استعدا ضعیف استان به‌صورت ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺩﺭ قسمت‌های ﺟﻨﻮﺑﻰ، ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﺷـﻤﺎﻟﻰ واقع‌شده ﺍﺳـﺖ . مناطق فاقد استعداد ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺗﺤﺖ ﭘﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ می‌باشد. ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺷﻤﺎﻟﻰ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻗـﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﻗﻠﻴﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻭﺍﻗﻊ شده اند.
۱۳۰۸.

توسعه گردشگری غذا و نقش آن در توانمندسازی زنان ، مطالعه موردی: شهرستان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری غذا توانمندسازی زنان مریوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
امروزه گردشگری غذا یکی از انواع جدید گردشگری است که در مسیر رشدقرار گرفته است. زنان در گردشگری غذا نیز مانند سایر بخش های گردشگری نقش دارند. یکی از شروط رشد مدوام گردشگری، بهروری مناسب از منابع انسانی است و زنان به عنوانی نیمی از جامعه انسانی قابل چشم پوشی نیستند. هدف این پژوهش، بررسی نقش توسعه و رشد گردشگری غذا در توانمند سازی زنان شهرستان مریوان است. جامعه آماری جهت انجام این پژوهش از میان زنان شاغل در گردشگری غذا و زنانی که به صورت مستقیم با این زنان در ارتباط بودند، مورد بررسی قرار گرفته اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و شناسایی اثر متغیرهای پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی به وسیله ی نرم افزار اسمارت پی ال اس، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گردشگری غذا در شهرستان مریوان در چند سال اخیر رشد داشته و رشد این بخش از صنعت گردشگری به نوبه خود توانسته روی توانمندسازی زنان به عنوان بخشی حائز اهمیت در جامعه هم از لحاظ اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و هم از لحاظ روانشناختی موثر باشد و زنان در طول سال های اخیر از لحاظ هرکدام از این شاخص ها توانسته اند جایگاه خود را تغییر داده و نسبت به قبل رشدکرده اند. با توجه به نرخ بالای بیکاری در این شهرستان و وابسته بودن به بازارچه مرزی، رشد و توسعه گردشگری بخصوص گردشگری غذا با وجود تنوع بالای غذاهای محلی، می تواند سبب افزایش رفاه اقتصادی و افزایش توانایی مالی و تغییر شرایط زندگی این منطقه گردد. بررسی ها نشان داد که فعالیت های انجام شده و مقدار رشدی که در چند سال اخیر ایجاد شده توسط فعالیت های مردمی با دو هدف افزایش اشتغال و حفظ تنوع غذایی منطقه انجام گشته است.
۱۳۰۹.

توان سنجی پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان پارس آباد در جهت توسعه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پارس آباد پاولووا توسعه اقتصادی پتانسیل های ژئوتوریستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف از پژوهش حاضر توان سنجی پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان پارس آباد در جهت توسعه اقتصادی می باشد. ماهیت این پژوهش توصیفی-تحلیلی-کاربردی بوده و برای ارزیابی منطقه موردمطالعه از مدل های دینامیکی که به ارزیابی توان گردشگری با استفاده از زیرشاخص های ارزش علمی و ارزش مازاد می پردازد؛ مدل پاولووا که به ارزیابی توان رقابت پذیری مناطق موردمطالعه می پردازد و مبتنی بر تشکیل فاکتورهای مثبت و منفی و محاسبات مرتبط با آن ها می باشد؛ و هم چنین مدل رینارد که مبتنی بر ارزیابی مناطق بر اساس زیرشاخص های علمی، مازاد و ترکیبی است؛ استفاده شده است. نتایج به دست آمده از مدل دینامیکی شهرستان پارس آباد در بخش زیرشاخص های علمی طبق نظر کارشناسان و بازدیدکنندگان، میانگین امتیاز 84/2 و 52/0 را کسب کرده است و هم چنین در زیر شاخص ارزش های مازاد به ترتیب دارای میانگین امتیازات 15/3 و 50/0 ازنظر کارشناسان و بازدیدکنندگان بوده است. نتایج به دست آمده از مدل پاولووا و عوامل مثبت رقابت پذیری در این منطقه نشانگر اهمیت بالای آن در گویه های آثار تاریخی و فرهنگی، ثروت طبیعی و مناطق حفاظت شده است. و اما از نظر عوامل منفی رقابت پذیری در این منطقه در بخش های عدم وجود متخصصین ماهر و کسری بودجه برای توسعه منطقه دارای رقابت پذیری پایینی بوده است؛ بنابراین منطقه ژئوتوریستی پارس آباد با کسب مقدار امتیاز وزنی 5/1 در طبقه رقابت پذیری خوب قرار می گیرد. هم چنین طبق نتایج به دست آمده از مدل رینارد منطقه موردمطالعه در زیر شاخص ارزش افزوده بیش ترین امتیاز را با مقدار 21/2 دریافت کرده است زیرا در زیرشاخص های مکان های حفاظت شده و آثار تاریخی بیش ترین امتیاز را کسب کرده است. بنابراین نتیجه گیری می شود، این منطقه در بخش هایی نظیر وجود مناطق تاریخی و فرهنگی و مکان های حفاظت شده دارای اهمیت و ارزش بالایی است و در مقابل به دلیل کسری بودجه در منطقه و کمبود زیرساخت های رفاهی برای گردشگران و هم چنین عدم مدیریت مناسب تا حدودی در جذب گردشگر به منطقه از شرایط مطلوبی برخوردار نمی باشد
۱۳۱۰.

Explaining the Criteria for Sustainable Development of University Campuses with an Emphasis on Environmental Values: A Case Study of the Central Campus of Shahrood University of Technology(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: university campuses Sustainable Development Environmental Sustainability

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۹
Nowadays, due to increasing global environmental problems and challenges, the implementation of sustainable development concepts in various aspects related to university campuses has become critically important. In addition to their role in education and awareness, university campuses are considered small-scale cities that have significant direct and indirect effects on the environment due to their large size, multiple buildings, high population density, and complex activities. Moreover, the university, as a major educational institution, bears significant responsibility for planning and adopting effective strategies in implementing environmentally friendly programs, using renewable and sustainable resources, supporting clean energy, and preserving the environment. As awareness grows regarding the environmental impact of universities, they are expected to promote a development model that aligns with environmental safety, biodiversity, ecological balance, and intergenerational equity. The purpose of this research is to enhance the sustainability level of university campuses with an emphasis on environmental values. This study is both qualitative and quantitative, with the Central Campus of Shahrood University of Technology selected as the case study. It is a descriptive-survey in terms of nature and methodology and applied in terms of purpose. Data collection was carried out through both documentary (library) and case study methods. The theoretical framework and background information were gathered via a documentary approach, using scientific and research articles, books, and other credible domestic and international sources. In the case study phase, data were collected through questionnaires, interviews, and observations. The collected data were analyzed using SPSS 28 and AMOS 24 software. The results showed that most indicators of environmental sustainability on the central campus—including energy conservation, sustainable materials, waste separation and recycling, rainwater collection and storage, smart energy and water equipment, building greenness, bicycle use, water features, utilization of natural energy, waste reuse, and clean fuels—are currently in an unfavorable condition. Improving these indicators, based on the data analysis, can significantly enhance the environmental sustainability of the university campus. Accordingly, several solutions are proposed to develop sustainability in university campuses grounded in environmental values.      
۱۳۱۱.

خلاقیت کودکانه در فضا؛ مقایسه تجربه فضای باز و بسته در سن پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضا خلاقیت کودک طراحی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
در دنیای امروز که کودکان بیشتر در فضاهای بسته و محیط های شهری رشد می کنند، طراحی هوشمندانه فضاهای بازی و آموزشی که زمینه تجربه های حسی، کشف و تعامل با محیط را فراهم کنند، نقش کلیدی در شکوفایی خلاقیت و توسعه شناختی کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نحوه تجربه فضا و تعامل کودک با محیط در دو حالت طبیعی/باز و ساخته شده/بسته و شناسایی ویژگی های فضایی مؤثر در بروز و رشد خلاقیت کودکانه است. این پژوهش از نوع کاربردی و از لحاظ روش اجرا، دارای طرح توصیفی–مقایسه ای به دنبال شناسایی نقش محیط در بروز خلاقیت کودکان پیش دبستانی و فراهم کردن اصول طراحی فضاهای مناسب برای این گروه سنی است. در این مطالعه، پنج مؤلفه تفکر خلاق شامل «سیالی»، «ابتکار»، «انعطاف پذیری»، «بسط» و «خلاقیت کل» با استفاده از آزمون استاندارد تورنس (TTCT) ارزیابی شده اند. جامعه آماری این پژوهش را کودکان دوره پیش دبستانی ساکن منطقه ۲ شهرستان مراغه تشکیل می دادند. از میان این جامعه، دو گروه نمونه انتخاب شدند که به ترتیب در محیط های باز و بسته فعالیت داشتند. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص (مانند سن، مقطع تحصیلی و نوع محیط فعالیت) انجام گرفت تا امکان مقایسه مؤثر بین دو گروه فراهم شود. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تعامل مستقیم با محیط طبیعی نقش به سزایی در تقویت و شکوفایی خلاقیت کودکان دارد؛ به طوری که کودکانی که در فضای باز و طبیعی فعالیت داشتند، نسبت به گروهی که در محیط سنتی مهدکودک فعالیت می کردند، افزایش معناداری در مؤلفه های تفکر خلاق (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری، بسط و خلاقیت کل) نشان دادند. در این پژوهش، تأثیر نوع فضا بر مؤلفه های خلاقیت به صورت تفکیکی بررسی شد؛ نتایج نشان داد که مؤلفه «ابتکار» در فضای باز و مؤلفه «انعطاف پذیری» در فضای بسته بیشترین رشد را داشته اند که بیانگر اثر متفاوت محیط ها بر ابعاد گوناگون تفکر خلاق است.
۱۳۱۲.

بررسی مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی؛ مطالعه موردی: روستای قلعه بالا شاهرود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری بومی معماری سرزمینی مؤلفه های معماری بومی سکونتگاه های روستایی روستای قلعه بالا شاهرود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: بخش عظیمی از ذخایر کالبد تاریخی و سرمایه های فرهنگی در روستاها قرار دارد و زندگی روستایی با معماری بومی عجین شده است. معماری بومی در سکونتگاه های روستایی، گواهی بر پیشینه معماری و فرهنگ ارزشمند آن سرزمین است، اما در تحولات امروزی ساختار روستاها، به معماری بومی کمتر توجه شده است. لذا شناخت معماری بومی، می تواند زمینه ای را برای مرتفع ساختن نیازهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و توسعه هرچه بیشتر این سکونتگاه های باارزش فراهم نماید و در انتقال فنون معماری و تجارب فرهنگی به دیگر مناطق نیز مؤثر باشد. ازاین رو هدف این پژوهش، بررسی ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی و نمود آن ها در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود است. روش پژوهش: این پژوهش ازلحاظ روش توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی است. برای این منظور ابتدا با مطالعه اسناد کتابخانه ای، ابعاد معماری بومی و مؤلفه های آن مشخص گردیده و پس از تحلیل محتوا، چهارچوب نظری بیان شده است. در ادامه با مطالعه میدانی و با شیوه تحلیلی، نمود آن در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که ابعاد اقتصادی-معیشتی، اجتماعی-فرهنگی، اقلیمی-محیطی در شکل گیری معماری بومی در سکونتگاه های روستایی مؤثر هستند. در بعد اقتصادی-معیشتی، مؤلفه نوع کارایی و کارکرد، نوع معیشت و وضعیت درآمد و نوع مصالح ساخت و در بعد اجتماعی-فرهنگی، مؤلفه امنیت و آرامش، روابط و تعاملات اجتماعی، حس تعلق خاطر، ارزش و هنجار فرهنگی و در بعد محیطی-کالبدی، مؤلفه ساختار فضایی و کالبدی، آسایش محیطی و هماهنگی اقلیمی، انعطاف پذیری فضایی و عملکردی تأثیرگذار است. نتیجه گیری: ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی در عین واحد بودن، روی یکدیگر تأثیر می گذارند و از هم تأثیر می پذیرند. همچنین بافت و مسکن روستای قلعه بالا شاهرود از تمامی این مؤلفه ها و شاخص های آن تأثیر پذیرفته و معماری روستای قلعه بالا شاهرود نمونه ای از معماری بومی منطبق با اقلیم، فرهنگ و زندگی روستایی است.
۱۳۱۳.

برازش آموزش عالی گردشگری با اهداف توسعه گردشگری کشور (مورد مطالعه: برنامه درسی رشته گردشگری در مقطع کارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی گردشگری توسعه گردشگری برنامه درسی مقطع کارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۱
هم راستایی آموزش عالی گردشگری با اهداف توسعه گردشگری کشور، یکی از ارکان پرورش نیروی انسانی آن است؛ اما مطالعه این رابطه، از نظر محققان مغفول مانده است. هدف مقاله حاضر، بررسی برازش برنامه درسی رشته گردشگری در مقطع کارشناسی با اهداف توسعه این حوزه است. با اتخاذ رویکردی کیفی، وضع مطلوب و موجود آموزش عالی گردشگری کشور مقایسه شده است. وضع مطلوب در قالب دانش و مهارت لازم برای تحقق اهداف توسعه گردشگری در اسناد بالادستی ترسیم شده است. در این راستا، اهداف توسعه گردشگری در سیزده سند احصاء و با بررسی ادبیات، دانش و مهارت لازم برای تحقق آن ها شناسایی شده است. برای وضع موجود، برنامه درسی رشته گردشگری مصوب وزارت عتف (1395) بررسی و دانش و مهارت های هدف در آن شناسایی شده است. با مقایسه برنامه درسی موجود با نمونه های بین المللی، جامعیت و به روز بودن دروس نیز بررسی شده است. با تحقق اشباع داده، پانزده برنامه درسی گردشگری در دانشگاه های برتر دنیا انتخاب شده است. تحلیل محتوای کیفی نمایشگر سه شکاف اصلی در برنامه درسی موجود است: دانش و مهارت های تصمیم گیری و مدیریت راهبردی، آگاهی های زیست محیطی و مدیریت منابع انسانی. همچنین عدم جامعیت و به روز نبودن محتوای دروس موجود در زمینه هایی مانند بازاریابی، فروش و کارآفرینی نمایشگر ارائه دانش و مهارت های سنتی است؛ بنابراین به رغم ارائه طیفی از دانش نظری و مهارت لازم، برنامه موجود از ظرفیت کافی برای تربیت نیروی انسانی برای تحقق اهداف توسعه گردشگری کشور برخوردار نبوده و بازنگری این برنامه درسی را به یکی از اولویت های اصلی در بهبود آموزش عالی گردشگری تبدیل کرده است.
۱۳۱۴.

بهبود الگوی ارتباطات سازمانی با رویکرد ژئوپلیتیک فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری اطلاعات و ارتباطات کارکرد سازمانی مدیریت شبکه ای خدمت رسانی پست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۵
فناوری اطلاعات و ارتباطات، به یکی از مولفه های تردیدناپذیر در ارتباطات فردی، جمعی و سازمانی تبدیل شده است. ظرفیت ها و برآیندهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح سازمانی مدیریت و خدمات رسانی را با تحولات شگرفی مواجه ساخته است که هرگونه غفلت از آن، موجب نارسایی سازمانی و افزایش عدم رضایت مصرف کنندگان می گردد. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در تقویت کارآمدی سازمان ها، تحقیق حاضر به سنجش وضعیت فناروی ارتباطات در شرکت ملی پست ایران پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی-پیمایشی است و تعداد نمونه، 160 نفر از کارکنان این سازمان در شهر تهران می باشد. براساس نتایجی به-دست آمده در این تحقیق، ارتباطات سازمانی در شرکت ملی پست ایران در سطح متوسط قرار دارد و از سوی سازمان ها مورد توجه نیست و پرورش و رشد آن نادیده قرار می گیرد. همچنین میانگین سطح بعد مسئولیت شخصی نسبت به دیگر ابعاد پائین تر است. علاوه بر این، میانگین سطح ابعاد اینترنت و کاربران نیز نسبت به دیگر در ابعاد پائین تری قرار دارد. از این رو، به نظر می رسد که فناوری اطلاعات در توسعه مهارت حرفه ای، کمک به نهادینه شدن تغییر و نوآوری، تقویت مهارت ادراکی، تقویت مهارت تصمیم-گیری، به وجود آوردن روحیه پژوهشی در کارکنان و کمک به شکل گیری تفکر استاندارد، نقش مؤثری دارد و می تواند موجب ایجاد توسعه انسانی متوازن و چندجانبه گردد. با توجه به شتاب سریع تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات به ویژه در حوزه هوش مصنویع از یک سو و آهنگ سریع تحولات محیطی از سوی دیگر، تأخیر بیش از حد در این زمینه می تواند به غافلگیری راهبردی و انباشت ناکارآمدی منجر شود.
۱۳۱۵.

تحلیل مکانیسم های گفتمانی برای حل کردن مسئله خشکسالی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیستان خشکسالی رویکرد امنیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۳
در چند دهه ی گذشته، ایران با بحران شدید آب مواجه بوده است. حوضه ی رودخانه ی هیرمند که از جنوب غربی افغانستان تا شرق ایران امتداد دارد، نزدیک به یک قرن است که محل مناقشات پی درپی بین دو کشور بوده است، اما این تنش ها در سال های اخیر و به دنبال گسترش بحران آب در ایران و ساخت بند در بالادست افغانستان برجسته تر شده است. در حالی که ادبیات پژوهش ما حاکی از آن است که منابع آب فرامرزی در حوضه ی رودخانه ی هیرمند از سوی ایران سیاسی و حتی امنیتی شده است، هیچ مطالعه ای بررسی نکرده است که چگونه مقامات دولتی ایران آب را به عنوان یک موضوع سیاسی و امنیتی در نظر گرفته اند. این پژوهش با تحلیل مقالات خبری فارسی زبان از سال 2001 تا 2019 که حاوی اظهارات مقامات ایرانی مرتبط با حوضه ی رودخانه ی هیرمند است، به این شکاف پاسخ می دهد و مضامین و سازوکارهای گفتمانی در پس سیاسی شدن و امنیتی شدن این موضوع را شناسایی می کند. بر اساس تئوری امنیتی سازی، بخش قابل توجهی از این مقالات حاوی یک حرکت امنیتی سازی بوده اند که اکثریت درصد آن توسط مقامات محلی و نمایندگان مجلس انجام شده است. این موضوع نشان می دهد که امنیتی سازی تا حد زیادی یک پدیده ی محلی بوده است و منعکس کننده ی تنش های داخلی گسترده تر بر سر چارچوب بندی روابط آبی با افغانستان در میان مقامات ایرانی است. یکی دیگر از موضوعات کلیدی در طول فرآیند تحلیل گفتمان، پیوند بین سیستم های انسانی و محیطی بوده است که با اهمیت منابع آب فرامرزی از طریق ارتباط آنها با جامعه ایجاد می شود.
۱۳۱۶.

آسیب شناسی و ارزیابی توزیع زیرساخت های اولیه و ثانویه گردشگری در شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی توزیع فضایی زیرساخت های اولیه زیرساخت های ثانویه ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
زمینه و هدف: امروزه توسعه گردشگری به عنوان فعالیتی سودآور در اولویت برنامه ریزی بسیاری از کشورها قرار گرفته است. در این میان توسعه گردشگری نیاز به توسعه زیرساخت ها دارد. زیرساخت ها به عنوان موتور محرکه صنعت گردشگری باعث جذب سرمایه گذار و ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاری در این بخش می شوند. مطالعه حاضر با تمرکز بر «ارزیابی توزیع فضایی زیرساخت های اولیه و ثانویه گردشگری در شهر ارومیه و ارائه راهبردهای بهبود»، به تحلیل و دسته بندی این زیرساخت ها می پردازد. روش شناسی: پژوهش حاضر از یک رویکرد ترکیبی بهره می گیرد که شامل روش های قیاسی و کمی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایش میدانی با ابزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تکنیک Index Overlay و پرسش نامه های توزیع شده در میان متخصصان شهری، شامل اساتید دانشگاهی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی و همچنین متخصصان حوزه عمل شامل کارکنان سازمان های مربوطه (میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، آژانس های هوایی و ...) و متخصصان نظام مهندسی انجام شده و مدلی مفهومی ارائه گردید. یافته ها: در این پژوهش، 11 نوع زیرساخت گردشگری شناسایی شد که به دو دسته زیرساخت های اولیه (دسترسی به ایستگاه های حمل ونقل برون شهری، دسترسی به ایستگاه های حمل و نقل درون شهری، فاصله از مراکز اقامتی، فاصله از مراکز درمانی، فاصله از پمپ بنزین و گاز) و زیرساخت های ثانویه (فاصله از مراکز پذیرایی، فاصله از مراکز مذهبی، فاصله از مراکز خرید، فاصله از مراکز و دفاتر خدمات مسافرتی، فاصله از مراکز کاربری اداری-انتظامی، فاصله از فضاهای عمومی، سبز و باز شهری) تقسیم می شوند. نتیجه گیری و پیشنهادات: با توجه به بررسی های انجام شده می توان به وضعیت کاملاً نامطلوب زیرساخت های اولیه در شهر ارومیه اشاره کرد که حاکی از بی توجهی و فرسودگی این زیرساخت ها در بستر زمان است. از سویی دیگر توزیع نامتوازن زیرساخت های گردشگری، فقدان اتصال فضایی، تمرکزگرایی شدید در توزیع کاربری های مرتبط ازجمله مشکلات شهر ارومیه در حوزه گردشگری است که نیازمند توجه ویژه و بازنگری در سیاست های کلان و خرد در موضوع گردشگری است. راهکارهای عملی شامل طراحی مسیرهای پیاده روی گردشگری، ایجاد اقامت گاه های اقتصادی و استفاده از فضای مجازی برای تبلیغات است. این پیشنهادات نه تنها برای بهبود زیرساخت های ارومیه، بلکه به عنوان الگویی برای شهرهای مشابه با پتانسیل گردشگری قابل استفاده اند. کاربرد نتایج در ارائه راه حل های عملی برای توسعه پایدار گردشگری و امکان تعمیم مدل به سایر شهرها خلاصه می شود. نوآوری و اصالت: این پژوهش با ارائه تمایز روش مند بین زیرساخت های اولیه و ثانویه، درک عمیق تری از نقش هر دسته در توسعه گردشگری فراهم کرده است. مدل مفهومی توسعه یافته، چارچوبی نوین برای تحلیل فضایی ارائه می دهد که در مطالعات داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مدل امکان شناسایی نابرابری های فضایی و تدوین راهبردهای هدفمند را فراهم می کند. در سطح عملی، پیشنهادات این پژوهش (مانند مسیرهای پیاده روی و تبلیغات دیجیتال) می توانند مستقیماً در ارومیه اجرا شوند و تجربه گردشگران را بهبود بخشند. در سطح نظری، مدل مفهومی ارائه شده به عنوان الگویی برای شهرهای دیگر با ویژگی های مشابه قابل استفاده است. این مدل می تواند به برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران کمک کند تا زیرساخت های گردشگری را به صورت کارآمدتر ارزیابی و توسعه دهند. ارزش افزوده این مطالعه در ارائه رویکردی نوین برای تحلیل فضایی و ارائه الگویی قابل تکرار برای تحقیقات آینده است.
۱۳۱۷.

تحلیل مکانی - فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی (مورد مطالعه: شهرستان نطنز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل مکانی - فضایی توسعه روستایی شهرستان نطنز مهاجرت معکوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: هدف این پژوهش تحلیل مکانی– فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی مورد مطالعه شهرستان نطنز است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه آماری ۳۸۱ نفر بر اساس فرمول کوکران در ۲۴ روستا از شهرستان نطنز به صورت نمونه گیری مطبق شناسایی شد. داده های تحقیق از طریق مطالعات، مشاهده، مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه و میان یابی کریجینگ در نرم افزار ArcGis بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد در بُعد سرمایه گذاری، میزان سرمایه گذاری در نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی به ویژه روستاهای اوره و گودرزن با میانگین 3/75 بوده است. در بُعد توسعه زیرساخت، یافته ها نشان می دهد در مرکز و نیمه جنوبی با میانگین 4/8 و پهنه مهم دوم در شمال شهرستان با میانگین ۴ قرار دارد. در بُعد توسعه تقاضای خدمات، بالاترین امتیاز مربوط به روستاهای نیمه شمالی و تا حدودی نیمه جنوبی با میانگین ۴ است؛ اما در نواحی غربی و شرقی شهرستان کمترین میزان توسعه تقاضا با میانگین 2/47 مشاهده می شود. در بُعد درآمدزایی، شاخص ها در روستاهای نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی با میانگین 3/5 است. نتیجه گیری: با توجه به جذابیت روستاهای شهرستان نطنز به ویژه روستاهایی که دارای مزایایی چون آسانی دسترسی به شهر، مجاورت با شهر، استقرار در نزدیکی کانون های گردشگری، ارتفاع مناسب، و دمای مناسب، ظهور موجی بزرگ از مهاجرت به این مناطق دور از انتظار نخواهد بود.
۱۳۱۸.

امکان سنجی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند حکمروایی هوشمند عامل انسانی فناوری مهاباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
شهر هوشمند به عنوان محور تحول و توسعه هزاره مطرح شده و به معنای گشایش مفاهیمی نو در برنامه ریزی شهری است که قابلیتهای جهان واقعی و مجازی را برای حل مشکلات شهری با هم ترکیب میکند. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و جامعه آماری کلیه ساکنین شهر مهاباد (پرسشنامه خانوار ) و کارشناسان خبره و آشنا به محدوده مورد مطالعه شهر مهاباد با زمینه تخصصی در زمینه شهر هوشمند ( پرسشنامه متخصصین) می باشد. هدف از این مطالعه بررسی و تحلیل ضرورتهای شهر مهاباد برای هوشمند شدن وضعیت شهر مهاباد از منظر شاخص های شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی و ارائه اقدامات و راهبردهای مقتضی برای هوشمند شدن شهر مهاباد و تبیین نتایج و دستاوردهای احتمالی ناشی از تحقق حکمروایی هوشمند و ارائه الگو در شهر مهاباد است. نتایج بررسی در زمینه شاخصهای شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی در شهر مهاباد نشان میدهد که دو بعد اساسی حکمروایی مشارکت شراکت و همکاری و نظام تصمیم گیری پایین تر از حد متوسط می باشند که حکایت از نقش و جایگاه ضعیف شهروندان در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری دارد برای تحقق شهر هوشمند در مهاباد قانون گذاری تدوین سیاستهای یکپارچه و داشتن چشم انداز بلند مدت ضروری است. در صورت تحقق حکمروایی هوشمند میتوان شاهد بهبود ،شهر تغییر شرایط دولت در مقابل سایر بازیگران و تغییر سازمان یافته دولت بود.
۱۳۱۹.

عوامل مؤثر بر بکارگیری عملیات کشاورزی پایدار در میان کشاورزان شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عملیات مناسب کشاورزی توسعه پایدار کشاورزی پایدار محیط کشاورزی شهرستان خرم آباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
استفاده بی رویه از نهاده های شیمیایی، نگرانی های فزاینده ای را در بخش کشاورزی، محیط زیست و حفاظت از منابع، صادرات محصولات کشاورزی به وجود آورده است. امروزه بحث حفظ محیط زیست، یکی از چالش های مهم بشر می باشد و تولید محصولات کشاورزی سالم همراه با رعایت استانداردهای جهانی همگام با حفظ محیط زیست در دستیابی به پایداری و کشاورزی پایدار مورد توجه قرار گرفته است. در راستای این مهم پژوهش حاضر با هدف کلی شناسایی عوامل تاثیرگذار بر بکارگیری عملیات کشاورزی پایدار در میان کشاورزان شهرستان خرم آباد انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کشاورزان شهرستان خرم آباد بود (N= 40000). حجم نمونه با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان 380 نفر از کشاورزان با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. تجزیه و  تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS انجام شد. در بخش توصیفی از آماره های میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات استفاده شد و در بخش استنباطی از مقایسه میانگین ها، ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که کشاورزان مورد مطالعه عملیات کشاورزی پایدار را به خوبی بکار نمی گیرند و رفتارهای «عدم آتش زدن بقایای گیاهان زراعی» و «استفاده از کودهای زیستی و بیولوژیک» بیش از سایر عملیات کشاورزی پایدار بکار گرفته اند. علاوه بر این نتایج رگرسیون نشان داد که پنج متغیر سرمایه اجتماعی، خودکارآمدی، هنجار اخلاقی، نگرش و کانال های ارتباطی قادرند 9/41 درصد از واریانس عملیات کشاورزی پایدار را تبیین نمایند. بنابراین، به طور کلی می توان گفت عوامل اقتصادی همیشه تعیین کننده رفتار مناسب در بخش کشاورزی نیست و محدودیت و مشوق ها نمی تواند رفتار پایداری را در محیط ایجاد کند بلکه عوامل اجتماعی و روانشناختی می تواند به مراتب اهمیت بیشتری داشته باشد.
۱۳۲۰.

تحلیل رابطه مؤلفه های هوش تجاری بر ارزش طول عمر مشتری در صنعت هتل داری(مطالعه موردی: هتل های شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش تجاری صنعت هتلداری ارزش طول عمر مشتری اتخاذ تصمیمات کارا ایجاد مزیت رقابتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۰
ارزش طول عمر مشتری (CLV) یکی از شاخص های کلیدی در مدیریت و بازاریابی است که برای ارزیابی سود آوری مشتریان در طول دوره تعامل آن ها با سازمان استفاده می شود. با این حال، فرمول های رایج CLV قادر به محاسبه دقیق میزان طول عمر مشتریان در تمامی سازمان ها نیستند و صنعت هتل داری نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، شناسایی شاخص هایی که بتوان ارتباط آن ها را با CLV برقرار کرد، اهمیت ویژه ای دارد. در همین راستا، مفهوم هوش تجاری (BI) به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی صنعت هتل داری مطرح است، چرا که نقشی اساسی در تصمیم گیری های دقیق تر و تحلیل داده های مشتریان ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی نو آورانه، به بررسی رابطه بین CLV و BI پرداخته است. هوش تجاری شامل مؤلفه هایی نظیر تصمیم گیری کارآمد، ایجاد مزایای رقابتی، افزایش بهره وری و کاهش اتلاف زمان بوده و مفهوم یکپارچه CLV نیز با رویکرد مؤلفه های پایه، رشد، یادگیری و شبکه مورد تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی در نظر گرفته شده است. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی و رگرسیون بهره گرفته شده و ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته برای هوش تجاری و پرسشنامه استاندارد برای ارزش طول عمر مشتری بوده اند. اعتبار پرسشنامه ها توسط خبرگان تایید شده و پایایی آن ها بر اساس آلفای کرونباخ (به ترتیب 0.94 و 0.95) ارزیابی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 80 نفر از کارکنان چهار هتل شهر همدان بوده است. نتایج رگرسیون چند گانه نشان می دهد که مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" بیشترین اثر را بر افزایش CLV دارد. این یافته ها تایید می کنند که هوش تجاری نقشی کلیدی در پیش بینی و افزایش CLV ایفا می کند. هتل هایی که از هوش تجاری برای ارائه خدمات متمایز و بهینه سازی فرآیند های خود بهره می- برند، موفقیت بیشتری در حفظ مشتریان دارند. بنابراین، مدیران هتل ها باید تمرکز ویژه ای بر مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" داشته باشند تا وفاداری مشتریان را تقویت کرده و درآمد بلند مدت سازمان خود را بهبود بخشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان