مقالات
حوزههای تخصصی:
پیمان شکنی زناشویی به عنوان یکی از آسیب زاترین وقایع رابطه ای، همواره با پیامدهای روان شناختی بی ثبات کننده ای از جمله نشخوار ذهنی مزمن و تنهایی عاطفی عمیق همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و بازسازی شناختی در کاهش این دو پیامد شناختی–هیجانی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی طراحی و اجرا گردید. در این راستا، تعداد ۷۵ شرکت کننده به صورت تصادفی در یکی از سه گروه طرحواره درمانی، بازسازی شناختی، یا گروه کنترل در لیست انتظار تخصیص یافتند. داده ها در قالب طرح پیش آزمون–پس آزمون، با استفاده از دو مقیاس خودگزارشی معتبر برای نشخوار ذهنی (α = 0.86) و تنهایی عاطفی (α = 0.76) جمع آوری شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس مختلط به وضوح نشان داد که تعامل گروه × زمان برای هر دو متغیر معنادار بوده است: برای نشخوار ذهنی (F(2,144) = 17.37, p < 0.001) و برای تنهایی عاطفی (F(2,144) = 3.82 p = 0.024). تحلیل های پس آزمون نیز مؤید آن بود که طرحواره درمانی در مقایسه با هر دو گروه دیگر (بازسازی شناختی و کنترل) کاهش معنادار بیشتری در هر دو پیامد ایجاد کرده است. علاوه بر این، تحلیل واریانس چندمتغیره نیز این نتایج را در سطح چندمتغیره تأیید نمود (Wilks’ Λ = 0.350, p < 0.001). یافته های به دست آمده حاکی از آن است که طرحواره درمانی دارای ظرفیت منحصربه فردی در بازسازی الگوهای شناختی–هیجانی مزمن ناشی از تروماهای خیانت صمیمی است.
طراحی کسب و کار سازگار با محیط در مسیر رشد همه جانبه و پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی سبز را می توان به عنوان عملیاتی کردن نوآوری های مربوط به فن آوری های جایگزین و پایدار با هدف اولیه ی ترویج و کمک به اقتصاد سبز در نظر گرفت. از سوی دیگر شهرک های صنعتی همواره در هر جامعه ای به عنوان یکی از مهم ترین ارکان بافت اقتصادی آن جامعه به شمار می آیند. اشتغالزایی اما با رویکرد کمترین آسیب به محیط زیست است. بر این اساس هدف از پژوهشحاضر طراحی الگوی طراحی کسب و کار سازگار با محیط در مسیر رشد همه جانبه و پایدار می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی می باشد. جامعه آماری از شرکت های کوچک و متوسط فعال با ظرفیت کامل در شهرک های صنعتی استان تهران تشکیل شده است که تعداد آن ها حدود 3000 واحد فعال می باشد. ابتدا با مصاحبه با 10 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد صنایع مختلف حاضر در شهرک های صنعتی و به روش گرندد تئوری و با استفاده از نرم افزار MaxQDA مدلسازی صورت گرفت. این پژوهش بر اساس رویکرد نظام مند نظریه ای استراوس و کوربین در سه گام اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی می باشد. مبحث مهم و مفهوم جدیدی که از کارآفرینی تحت عنوان پیشگیری از آلودگی امروزه مطرح شده است نوعی از کارآفرینی سبز است که در نتیجه آن ضمن واکنش به فرصت بازار آثار منفی بر محیط طبیعی در حالت کمینه خود قرار دارد. اساس این نوع کارآفرینی، توجه خاص به مسائل اساسی در پایداری محیط زیستی از طریق شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که کارآفرینی و محیط زیست را به هم پیوند می دهد. نتایج نشان داد شرایط علّی شامل تلاطم بازار و شوک های مالی، شرایط زمینه ای شامل نوآوری سبز، فرهنگ سازمانی، شرایط مداخله گر شامل مزیت رقابتی، مقرررات دولتی، مسئولیت اجتماعی، راهکار تعاملی شامل عملکرد سازمان و پیامدها شامل توسعه پایدار می باشد.
تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران (مورد پژوهی: آموزش معماری بعد از انقلاب فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه های درسی آموزش عالی و به تبع آن آموزش معماری در دانشکده های معماری ایران محصول فعالیت عمده نهاد شورای عالی برنامه ریزی است. آموزش معماری و روش های طراحی، کمتر دارای روندی همه جانبه و بازخوردهای عملکردی بوده است. در ایران آموزش کلیه رشته ها به ویژه معماری بیشتر جنبه آموزشی دارد تا پژوهشی و از این رو درک و استنباط مفاهیم عملکردی و ابداع روش هایی منطبق با ارزش های فرهنگی جایگاه مناسبی ندارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی صورت گرفته است. در این پژوهش از روش آمیخته ترکیبی از روش کیفی و کمی، استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، ابتدا از طریق مصاحبه عمیق با 20 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی، استخراج گردیده و طی سه مرحله به روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی) با نرم افزار مکس کیودا(2018) تحلیل شد و نهایتاً طبق مصاحبه ها، تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران استخراج و پرسشنامه محقق ساخته طراحی و سپس بر اساس فرآیند مصاحبه، کدگذاری و آزمون های انجام شد و مدل نهایی تحقیق ارائه گردید. در بخش کمی، این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی مهندسی معماری در کلاس طراحی معماری، در دانشگاه های آزاد اسلامی واحد بندرعباس و یزد می باشد. در این پژوهش میزان ارتباط بین مولفه ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس(Smart pls) مشخص شد. یافته های حاکی از آن است که ضریب مسیر متغیر بین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی و آموزش معماری که به مقدار 0.920 و همچنین آماره t به مقدار 16.848 می باشد و لذا بهبود ارزیابی آموزش طراحی معماری باعث افزایش میزان هماهنگی اهداف آموزشی با راهبردهای آموزشی ارائه شده است، همچنین ارتقاء میزان توانایی حرفه ای و بازده در موفقیت های کسب شده در عرصه آموزشی می شود.
بررسی و تبیین نظامند برنامه ریزی حمل و نقل انسان محور با تأکید بر ساختار فضایی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی، رویکرد حمل ونقل انسان محور به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی، کاهش آلودگی و ارتقای کارایی فضاهای شهری مطرح شده است. هرچند الگوی خودرومحوری همچنان بر ساختار فضایی شهرهای ایران غالب است، اما حمل ونقل انسان محور می تواند با بازتعریف اولویت های برنامه ریزی شهری جایگاهی شایسته در این ساختار بیابد. توسعه سه محور کلیدی شامل حمل ونقل عمومی کارآمد، پیاده راه های امن و جذاب و مسیرهای ایمن دوچرخه سواری، از مهم ترین راهکارها برای تحقق اهداف این رویکرد به شمار می روند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تبیین نظام مند برنامه ریزی حمل ونقل انسان محور در بستر ساختار فضایی شهرهای ایران می باشد. این تحقیق، از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی و بنیادی است. گردآوری داده ها بر اساس رویکرد کتابخانه ای و اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و در قالب مرور نظام مند طراحی شده است. حجم نمونه شامل 18 مقاله علمی-پژوهشی (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)، 5 مقاله علمی-تخصصی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و ۹ عنوان پایان نامه و رساله مرتبط تا سال ۱۴۰۳ است ،که با بهره گیری از مدل فراترکیبی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته اند. در این تحقیق مشخص شد که در اکثر مطالعات، چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی-کالبدی بیشترین تمرکز را به خود اختصاص داده اند. در این میان، بُعد اجتماعی با دارا بودن ۹ مؤلفه بیشترین فراوانی را در میان مطالعات موردبررسی داشته است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۳۲ منبع بررسی شده، ۲۵ مورد (۷۸٫۱۳٪) به طور مشخص به ارزیابی پایایی ابزارهای گردآوری داده ها پرداخته اند. این موضوع بیانگر آن است که در بیشتر این مطالعات از ابزارهای سنجش معتبر و قابل اعتماد استفاده شده است. همچنین، ۷۵٪ از منابع دارای فرضیه، ۶۲٫۵٪ دارای مدل مفهومی و تمامی آن ها (۱۰۰٪) در حوزه مطالعات کاربردی قرارگرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که اغلب مطالعات با رویکردی کاربردی و توصیفی-تحلیلی انجام شده اند، اما به ابعاد نظری و فرآیند نظریه پردازی توجه کمتری شده است. ازاین رو، بهره گیری از نظریه های مرتبط با حمل ونقل انسان محور و تلاش برای کاربردی سازی آن، می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت نظام حمل ونقل شهری و کاهش چالش های ترافیکی کشور ایفا کند.
مقایسه تطبیقی شاخص های زیست پذیری محلات ناکارآمد راه ری و آخوند شهر قزوین بر اساس روش F’ANP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محله های قدیمی و فرسوده یکی از مهمترین مشکلات شهرنشینی امروزی به شمار می روند، بطوریکه در دهه های اخیر پدیده تنزل کیفیت محیط زیست آنها، پایداری شهرها را به خطر انداخته است. این بافت ها هسته های قدیمی شهرها هستند و به مرور زمان فرسوده و ناکارآمد شده اند و یا در دوران معاصر بدون رعایت ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی شکل گرفته اند و با مشکلات جسمی، اجتماعی و اقتصادی زیادی روبرو هستند. تنزل شاخص های کیفی در فضاهای شهری این محلات یکی از معضلات متعددی است که این مناطق شهری با آن دست و پنجه نرم می کنند و از آنجاکه فضاهای شهری، اوج تجلی فضایی زندگی شهری و حضور شهروندان را نشان می دهد، تاثیر متقابل کاهش کیفیت فضاهای شهری بر تنزل زیست پذیری شهری، عمق و ابعاد این معضل در محلات قدیمی و فرسوده را روشن تر میسازد. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی تطبیقی و مقایسه شاخص های زیست پذیری در محلات ناکارآمد راه ری و آخوند بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر فرایندی، توصیفی-تحلیلی و ازنظر داده کمی وکیفی (ترکیبی) می باشد. برای بررسی تطبیقی دو محله با هم (ذی صلاح) از آزمون F'ANP استفاده شد. نتایج حاکی از کیفیت نازل عوامل اتصال پذیری و یکپارچگی بافت شهری بوده که این عدم دید و دسترسی به برخی از فضا های شهری باعث ایجاد فضا های بی دفاع و مشکلات متعدد شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بعد اقتصادی در محله آخوند (55/0) و در محله راه ری (45/0)، بعد اجتماعی در محله آخوند (966/0) و در محله راه ری (51/0)، بعد کالبدی در محله آخوند (62/0) و در محله راه ری (37/0)، بعد زیست محیطی در محله آخوند (48/0) و در محله راه ری (52/0) و در نهایت بعد مدیریتی در محله آخوند (48/0) و در محله راه ری (52/0) بدست آمد. علاوه بر این در تحلیل با دیمتل، عوامل ایمنی و امنیت (115/0)، تأسیسات و تجهیزات شهری (097/0) و اشتغال و درآمد (078/0) بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها داشتند و در نهایت پس از مطالعات تطبیقی، محله آخوند با وزن 62/0 شرایط بهتری نسبت به محله راه ری با وزن 476/0 داشت.
ارزیابی حس تعلق به مکان مهاجرین ایرانی با تاکید بر عوامل کالبدی و محیطی در فضاهای عمومی شهر ( با تمرکز بر ایرانیان ساکن تورنتو کانادا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه حل بحران روانشناختی و دو سویه عدم حس تعلق مهاجرین به جامعه مقصد در فرآیند مهاجرت؛ بعنوان پدیده ای اجتماعی ضروری می باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد کالبدی حس تعلق به فضاهای شهری و شاخص های مؤثر آن در مناطق ایرانی نشین شهر تورنتو کانادا پرداخته است. نوع تحقیق تحلیلی_ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی 100 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن مناطق ریچموند هیل، وان، مارکهام، و تورن هیل شهر تورنتو کانادا که با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که از بین عوامل کالبدی تاثیرگذار بر حس تعلق مولفه ایمنی و امنیت با 32 درصد تاثیرگذاری مهمترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محیطی و مولفه دسترسی نیز از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه مقیاس انسانی کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به فضاهای شهری را برای مهاجرین دارد.
نقش متاورس در مقابله با پیامدهای تغییرات اقلیمی در راستای افزایش تاب آوری شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از اساسی ترین چالش های جهانی در عصر حاضر، اثرات عمیقی بر روی محیط زیست و ساختار شهری دارد. این تأثیرات به دلیل افزایش جمعیت و تمرکز فعالیت های اقتصادی در شهرها دوچندان می شود. مقاله حاضر با هدف ارائه راهکارهایی برای افزایش تاب آوری شهری در مقابل پیامدهای تغییرات اقلیمی به بررسی نقش فناوری متاورس در کاهش این پیامدها می پردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به شیوه تحلیل محتوای مطالعات پیشین است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و جستجو در سایت های معتبر جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین چالش های تغییرات اقلیمی در چهار حوزه 1- بحران کم آبی و خشکسالی، 2- پیدایش جزایر حرارتی 3- وقوع سیلاب 4- وقوع طوفان گردو غبار تقسیم می گردد. متاورس، با بهره گیری از فناوری های نوینی نظیر واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR)، هوش مصنوعی (AI) و اینترنت اشیا (IOT)، ظرفیت بالایی برای ارائه راهکارهای عملیاتی در این حوزه ها دارد. از جمله این راهکارها می توان به شبیه سازی اثرات تغییرات اقلیمی مانند سیلاب و خشکسالی در محیط های دیجیتال، کاهش نیاز به سفرهای فیزیکی از طریق جایگزینی رویدادها و جلسات مجازی، آموزش تعاملی شهروندان درباره بحران های اقلیمی و مدیریت هوشمند منابع (آب، انرژی و پسماند) اشاره کرد. علاوه بر این، متاورس با ایجاد شهرهای دیجیتال دوقلو، امکان آزمون سناریوهای سازگاری با تغییرات اقلیمی را پیش از پیاده سازی فیزیکی فراهم می آورد. با این حال، چالش هایی نظیر مصرف انرژی بالای سرورها، شکاف دیجیتالی و وابستگی به فناوری های پیچیده، نیازمند توجه ویژه ای هستند. نتایج این پژوهش تاکید می کند که متاورس نمی تواند به طور کامل جایگزین اقدامات فیزیکی گردد اما به عنوان یک ابزار مکمل، در صورتی که با سیاست های پایدار و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر ادغام شود، می تواند به شهرها در حرکت به سوی آینده ای کربن زا و تاب آور کمک کند. این مطالعه پیشنهاد می کند که برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران با بهره برداری خلاقانه از متاورس، باید ضمن حل چالش های فنی و اجتماعی، گام های مؤثری برای مقابله با تغییرات اقلیمی بردارد.
سبزسازی سازمانی: نقش رهبری تحول آفرین و مدیریت منابع انسانی سبز در دستیابی به پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به بحران کم آبی و ضرورت مدیریت پایدار منابع در مناطق خشک، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز و رهبری تحول آفرین سبز بر عملکرد پایدار با میانجیگری رفتار سبز کارکنان در شرکت آب و فاضلاب شهر یزد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-هم بستگی است. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد با طیف لیکرت ۵ گزینه ای جمع آوری شد. نمونه آماری شامل ۱۴۴ نفر از کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر یزد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS و آزمون سوبل برای بررسی اثرات میانجی انجام گرفت. مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مستقیم و معناداری بر عملکرد پایدار نداشت، اما از طریق رفتار سبز کارکنان به صورت غیرمستقیم بر آن اثر گذاشت. رهبری تحول آفرین سبز تأثیر مثبت و مستقیمی بر عملکرد پایدار و رفتار سبز کارکنان داشت. رفتار سبز کارکنان به عنوان متغیر میانجی، رابطه بین مدیریت منابع انسانی سبز و عملکرد پایدار، و همچنین رابطه بین رهبری تحول آفرین سبز و عملکرد پایدار را تقویت کرد. یافته ها نشان داد که اگرچه مدیریت منابع انسانی سبز به تنهایی برای بهبود عملکرد پایدار کافی نیست، اما تقویت رهبری تحول آفرین سبز و ترویج رفتارهای سبز کارکنان می تواند به عنوان اهرمی کلیدی در دستیابی به اهداف پایداری سازمان های مرتبط با مدیریت منابع آب عمل کند. این نتایج برای سیاست گذاران حوزه آب و فاضلاب در مناطق خشک نظیر یزد، جهت باز طراحی استراتژی های منابع انسانی و رهبری سبز، حائز اهمیت است.
بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و پیاده محوری در ارتقای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور شهر خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و رویکرد پیاده محوری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله ماسور با جمعیتی حدود 22,833 نفر در سال 1404 و مساحت 222 هکتار می باشد. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی شامل تصادفی ساده، تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی هدفمند انجام شد و در مجموع 37 پرسشنامه باز برای جمع آوری داده ها تکمیل گردید. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و داده ها به روش ترکیبی (کیفی–کمی) جمع آوری و تحلیل شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه، مدل SWOT، تکنیک دلفی و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مشاوره با خبرگان بود. نوآوری اصلی تحقیق، بهره گیری هم زمان از رویکرد محله محوری و پیاده محوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده است که در ادبیات پژوهش کمتر به صورت تلفیقی بررسی شده است. نتایج نشان داد راهبردهای بازآفرینی در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، بازنگری (WO)، تنوع (ST) و تدافعی (WT) قابل تدوین اند و اجرای آن ها می تواند به بهبود شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی محله کمک نماید. یافته ها حاکی از آن است که بازآفرینی محله ماسور با تأکید بر پیاده محوری علاوه بر رفع مشکلات کالبدی و زیربنایی، منجر به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی ساکنان خواهد شد.
توسعه مدل هوشمند یکپارچه برای ساماندهی پایدار مجتمع های مسکونی با تأکید بر کالبد و محیط زیست (مطالعه موردی: شهر دوگنبدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان کانون اصلی فعالیت های انسانی و اقتصادی، نقشی حیاتی در تحقق توسعه پایدار ایفا می کنند، اما رشد سریع شهرنشینی، کمبود زمین، تقاضای فزاینده برای مسکن، و چالش های زیست محیطی، نیازمند بازنگری در رویکردهای برنامه ریزی شهری است. شهر دوگنبدان به عنوان قطب صنعتی و مهاجرپذیر، به دلیل محدودیت های جغرافیایی مانند محصور شدن توسط کوه ها و چاه های نفت و گسترش طولی شهر، با چالش های متعددی در تأمین مسکن پایدار مواجه است. این پژوهش با هدف توسعه مدلی هوشمند برای ساماندهی پایدار مجتمع های مسکونی، بر ابعاد کالبدی و زیست محیطی تمرکز دارد. روش تحقیق ترکیبی از مطالعات توصیفی و تحلیلی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه های محقق ساخته، مصاحبه و مطالعات اسنادی جمع آوری شده و با نرم افزارهای SPSS و PLS تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که شاخص های توسعه پایدار، ارتباط مستقیمی با ارتقای کیفیت ساخت مجتمع های مسکونی دارند و استفاده از رویکردهای هوشمند می تواند به بهینه سازی منابع، کاهش تأثیرات زیست محیطی، و افزایش کیفیت زندگی در این شهر منجر شود. این پژوهش راهکاری نوین برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مسکن پایدار ارائه می دهد.
تاثیر فضا و مبلمان شهری بر امنیت روانشناختی شهروندان شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط و مبلمان شهری سهم مهمی در به وجود آوردن آرامش و سلامت روحی و ذهنی شهروندان دارد. پژوهش بررسی نقش و تاثیر مبلمان و فضاهای شهری بر آرامش روان شهروندان شهر اردبیل می باشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش ماهیت توصیفی- پیمایشی و روش جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی و مشاهده ای می باشد. جامعه آماری شهر اردبیل می باشد که به علت گستردگی جامعه، نمونه گیری به روش روش تصادفی انجام گرفت. حجم نمونه با استفاده از روش جدول مورگان برابر با 287 نفر تعیین شد و بنابراین پرسشنامه بین این گروه توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده ها بصورت توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون Tتک نمونه انجام گرفت. یافته های مستخرج از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون T بیانگر آن است که نتایج ارائه شده برای فرضیه اول و دوم و سوم مقدار آماره آزمون حاصل به ترتیب را (91/17= ( t (919/5t = ) و(366/28t = ) می باشد و لذا سه فرضیه تاثیر مبلمان و فضاهای شهری بر مولفه آرامش روان شهروندان، بهداشت روانی و خشنودی شهروندان اردبیل مورد تایید قرار گرفت و این نشان میدهد که فضای شهری بر روان تاثیر متقابل دارد. جمع بندی کلی پژوهش بیانگر تاثیر مبلمان شهری بر روح و روان شهروندان شهر اردبیل می باشد. لذا پیشنهاد می شود که مسئولین شهری در زمینه ایجاد مبلمان شهری متناسب با شرایط روحی شهروندان فراهم آورند.
بررسی میزان تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری شهری در برابر بحران های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اهمیت بالایی دارد زیرا به شهرها کمک می کند تا در مواجهه با شوک ها و تنش ها، دوام آورده و سریع تر به حالت عادی بازگردند. این تاب آوری باعث تقویت توانایی زیرساخت ها، اقتصاد و جوامع شهری در مواجهه با چالش ها می شود. همچنین، با ارتقای انعطاف پذیری و سازگاری شهرها، فرصت هایی برای توسعه پایدار و کاهش آسیب های بلندمدت فراهم می شود. در مطالعه حاضر با هدف کاربردی- توسعه و با روش شناسی توصیفی- تحلیل سعی شده است به ارائه راهکارهایی جهت تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT پرداخته شود. برای گرداوری داده های توصیفی از روش اسنادی- کتابخانه ای و برای گرداوری داده های تحلیل به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بهره برده شد. جامعه نمونه پژوهش۱۵ نفر از کارشناسان اجرایی و ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی می باشند که با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار icmacM و orpholM استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که شهر الشتر به دلیل زیرساخت های ضعیف، کمبود سرمایه گذاری، و شرایط نامناسب اقتصادی، با سطح پایینی از تاب آوری در برابر بحران های طبیعی و انسانی مواجه است. از سوی دیگر، اثرات خارجی مانند تحریم های بین المللی و مخاطرات طبیعی نیز به عنوان عوامل با قدرت بالا اما تناسب استراتژیک پایین بر تاب آوری شهر تأثیر گذاشته اند. از مهم ترین یافته های این پژوهش، نقش مهم زیرساخت های حمل و نقل، خدمات بهداشتی، دسترسی به منابع مالی و کیفیت آموزش در تاب آوری شهر است. این متغیرها به عنوان عناصر کلیدی در پایداری و افزایش تاب آوری اقتصادی و اجتماعی شهر شناخته شده اند.
از دانشگاه تا سیاست گذاری: چالش ها و فرصت های حضور فارغ التحصیلان جغرافیا در تصمیم سازی های کلان توسعه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشته جغرافیا به عنوان دانشی میان رشته ای، ظرفیت های گسترده ای برای تحلیل فضایی، برنامه ریزی سرزمین و مدیریت محیطی دارد. با وجود این، حضور جغرافیدانان در سطوح کلان تصمیم سازی ایران کمتر از ظرفیت های واقعی آنان بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش ها و فرصت های حضور جغرافیدانان در فرآیندهای سیاست گذاری و توسعه ای ملی طراحی شده است و از رویکردها و ابزارهای ترکیبی در قالب الگوهای کمی و کیفی نظیر تحلیل های آماری، توزیع پرسش نامه و نیز پنل های نخبگانی بهره گرفته است. در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه ای استاندارد میان ۲۳۰ نفر از فارغ التحصیلان و کارشناسان حوزه جغرافیا در نهادهای اجرایی گردآوری شد. در بخش کیفی نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ صاحب نظر دانشگاهی و مدیر اجرایی انجام گرفت. یافته های کمی نشان داد که بیش از ۶۵٪ پاسخگویان میزان بهره گیری از تخصص جغرافیا در تصمیم سازی های کلان را «کم» یا «خیلی کم» ارزیابی کرده اند، در حالی که ۷۸٪ معتقد بودند جغرافیا می تواند نقشی مؤثر در آمایش سرزمین، مدیریت بحران و توسعه پایدار ایفا کند. تحلیل کیفی نیز چهار دسته چالش اصلی (ضعف جایگاه سازمانی جغرافیدانان، فقدان ارتباط دانشگاه و نهادهای تصمیم ساز، غلبه نگاه فنی اقتصادی در سیاست ها، و کمبود مهارت های بین رشته ای) و سه فرصت کلیدی (رشد فناوری های مکانی، گسترش رویکرد توسعه پایدار، و نیاز به مدیریت بحران های اقلیمی و زیست محیطی) را آشکار ساخت. این نتایج نشان می دهد که اگرچه جغرافیدانان در ایران با موانع ساختاری و نهادی مواجه اند، اما فرصت های نوظهور می تواند جایگاه آنان را در سیاست گذاری ارتقا بخشد. بنابراین، توجه به بازنگری در سیاست های آموزشی و ایجاد بستر نهادی برای مشارکت جغرافیدانان ضرورتی راهبردی است.
طراحی و بهینه سازی سقف سالن ورزشی با استفاده از الگوریتم تکاملی-تعاملی: تلفیق معیارهای سازه ای و زیبایی شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ادغام هندسه زیبایی شناسانه با الزامات عملکردی سازه در طراحی سقف های خرپایی با دهانه بلند، الگوریتمی بهینه سازی تعاملی-تکاملی را پیشنهاد می دهد. این الگوریتم با بهره گیری از فرمول های تناسباتی الهام گرفته از الگوهای طبیعی و اسلامی، به تولید فرم های بهینه می پردازد. در این فرایند بهینه سازی چندهدفه، ترکیبی از مولدهای تصادفی و بازخورد انسانی برای پاسخگویی هم زمان به معیارهای سازه ای و زیبایی شناسانه به کار گرفته می شود. الگوریتم پیشنهادی در طراحی یک سالن بسکتبال مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد که نسبت های بالاتر مانند ۲.۲۳۶ بهترین عملکرد را در اهداف چندهدفه ارائه می دهند، اما نسبت ۰.۷۵ به دلیل تعادل بصری و عملکردی، فرم نهایی را تشکیل داده و در مقایسه با فرم اولیه معمار، بهبود چشمگیری، از جمله کاهش وزن تا ۴۰ درصد و رشد بیش از ۱۰۰۰ درصدی در تحقق تناسبات را نشان داد. این رویکرد در مجموع خلاقیت طراحی را تقویت کرده و زمان را کاهش داده و چارچوبی منظم برای توسعه ی روش های طراحی مبتنی بر الگوریتم های تعاملی در معماری ارائه می دهد.
تاثیر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی (مطالعه موردی: پروژه های راه و ترابری در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، پیاده سازی هوش مصنوعی در زمینه های مختلف در حال گسترش است تا به ما در بهبود و مفیدتر کردن مشاغل مان کمک کند. هدف این مقاله بررسی عوامل موثر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. از حیث ماهیت و روش نیز یک تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و پیمانکاران پروژه های راه و ترابری که از سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه استفاده کردند، می باشد. حجم نمونه برابر با 180 نفر (نمونه دردسترس) محاسبه شده است. با بهره مندی از روش مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، مدل نظری پژوهش و فرضیه های پیشنهادی را آزمون نمودیم. تخمین و پیش بینی هزینه (به کمک هوش مصنوعی) بر مدیریت ریسک، تخصیص منابع و عملکرد پروژه و همچنین مدیریت ریسک (به کمک هوش مصنوعی)، تخصیص منابع (به کمک هوش مصنوعی) و KBES (به کمک هوش مصنوعی) بر عملکرد پروژه های راه و ترابری که از IMS بهره برده اند، تاثیر مثبت و معناداری دارد. یافته ها اشاره می کنند پیامدهای قابل توجهی برای تصمیم گیرندگان و متخصصان درگیر در مدیریت هزینه در پروژه های راه و ترابری دارد. با شناسایی عوامل موثر عملکرد پروژه با پیاده سازی سیستم مدیریت اطلاعات پروژه، آن هم بر مبنای هوش مصنوعی، سازمان ها می توانند رقابت پذیری، کارایی و پایداری خود را افزایش دهند.
تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.
تحلیل آینده نگارانه بر چالش های عدم تعادل فضایی: راهکاری برای توسعه متوازن در استان های کمتر توسعه یافته ایران (مورد: استان کهگیلویه و بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر عدم تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد و طراحی سناریوهای تعادل بخشی به عرصه های فضایی این استان با رویکرد آمایش سرزمین است. روش تحقیق پژوهش، آمیخته و ترکیبی از رویکردهای کمی و کیفی با ماهیت آینده پژوهی است. داده های موردنیاز به روش پیمایشی و مصاحبه از کارشناسان در چارچوب روش دلفی جمع آوری و برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شد. نتایج نرم افزار میک مک نشان داد تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد دارای سیستمی ناپایدار است و از میان عوامل بررسی شده، شیوه مدیریت و برنامه ریزی حاکم در استان، حاکمیت نگاه قومی و طایفه ای در مدیریت کلانِ استانی، ضعف مدیریت، مدیران ناآشنا با مبانی آمایش سرزمین، فقدان ساختار اجرایی قوی برای تعادل فضایی، نظام تک هسته ای و نظام توزیع جغرافیایی منابع مهم ترین عوامل اثرگذار در عدم تعادل فضایی در این استان هستند. همچنین با توجه به نتایج نرم افزار سناریوویزارد از بین 9 سناریوی قوی و محتمل، سناریوی اول دارای شرایط کاملاً مطلوب و پیش برنده برای بهبود وضعیت امروز و تعادل بخشی فضایی در عرصه سرزمین و رفع نابرابری ها است. این سناریو به برنامه ریزی در راستای تعادل بخشی به نظام توزیع جغرافیایی منابع از طریق بهبود ساختارهای مدیریتی خرد و کلان استانی، هماهنگی بیش تر سازمان ها و یکپارچگی دیدگاه، سیاست و عمل سازمان ها، تغییر نگاه مدیریتی به سمت نیروهای متخصص و کاهش قدرت طوایف و افراد در تصمیم گیری های شهرستانی و کلان، برای بهبود روند مدیریتی و حرکت برنامه ریزی ها به سمت نگاه کلان استانی با نگرشی آمایشی- فضایی تاکید دارد.
بررسی اثرات توام تغییر اقلیم و عوامل انسانی بر تولید آب با بهره گیری از مدلسازی خدمات اکوسیستمی در حوضه آبریز فرامرزی رودخانه هیرمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محدودیت منابع آب همواره بر برنامه ریزی های محیط زیستی تاثیرگذار بوده است. این مسئله به ویژه در مورد منابع آب فرامرزی، که برنامه ریزی و مدیریت آنها مربوط به دو یا چند کشور همسایه بوده و هر گونه تغییر و کنترل منابع آبی، بر شرایط محیط زیستی و رفاه و معیشت انسانی در کشور پائین دست تاثیر گذار است، بسیار حائز اهمیت می باشد. در پژوهش حاضر، مدل سازی تولید آب به عنوان یکی از خدمات حیاتی اکوسیستمی در حوضه آبریز فرامرزی هیرمند صورت گرفته است. بدین منظور ابتدا، اطلاعات مربوط به رودخانه هیرمند با استفاده از مرور منابع و پژوهش های صورت گرفته گردآوری و سپس مرز محدوده حوضه مطالعاتی مشخص گردید. اطلاعات مورد استفاده برای مدلسازی، تغییرات فاکتورهای اقلیمی سه دوره زمانی با فاصله 10 ساله شامل سال های 2002، 2012 و 2022 شامل دمای کمینه و بیشینه، بارندگی، تبخیر و تعرق بالقوه، ساعت آفتابی (تابش) و فاکتور های مرتبط با خاک و زمین شامل عمق محدود کننده ریشه و آب قابل دسترس گیاه در خاک و نقشه های کاربری اراضی و پوشش زمین می باشند. جهت برآورد میزان تولید آب در حوضه آبریز مورد بررسی، از مدل مربوط به تولید آب نرم افزارInVEST 3.3.2 بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تفسیر تصاویر ماهواره ای مربوط به کاربری اراضی در سه بازه زمانی مختلف بیانگر وسعت کاهش پهنه های آبی است. علاوه بر آن تحلیل های مرتبط با تولید آب، نشان می دهند که حجم کل آب تولید شده در حوضه، در سال 2002، 5.14 میلیون مترمکعب بوده، این مقدار در سال های 2012 و 2022 به ترتیب به 4.23 میلیون مترمکعب و 3.87 میلیون مترمکعب رسیده است. این روند کاهشی تولید آب در حوضه آبریز هیرمند که به میزان تقریبی 2۵ درصد بوده است، تاثیرات منفی بر شرایط اقتصادی-اجتماعی مردم منطقه و همچنین شرایط محیط زیستی، به ویژه تالاب هامون، به جای می گذارد. از جمله پیشنهادات این تحقیق، لزوم تلاش جهت تامین حقابه رودخانه هیرمند و تالاب هامون از طریق همکاری و رایزنی با کشور افغانستان می باشد.
تدوین مدل ساختاری پیش بینی رفتارهای پرخطر در محیط های آموزشی بر اساس ویژگی های شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تنظیم هیجانی و کارکردهای اجرایی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط های آموزشی به عنوان کانون اصلی شکل گیری رفتار و شخصیت نوجوانان، نقش تعیین کننده ای در پیشگیری یا گرایش به رفتارهای پرخطر دارند. با توجه به این اهمیت، پژوهش حاضر به تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی رفتارهای پرخطر نوجوانان بر اساس ویژگی های شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تنظیم هیجانی و کارکردهای اجرایی، در محیط های آموزشی پرداخته است. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت به صورت توصیفی و از نظر هدف، کاربردی میباشد. جامعه پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که نمونه مورد پژوهش از بین آنها، به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و 400 نفر از دانش آموزان در این پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رفتارهای پرخطر محمدخانی (1386)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی مک کری و کاستا در سال (1985)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و همکاران (2003)، پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی داوس ون و گ ورا (2012) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج این پژوهش برازش مدل ساختاری پیش بینی رفتارهای پر خطر در محیط های آموزشی بر اساس ویژگی های شخصیتی و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تنظیم هیجانی و کارکردهای اجرایی در نوجوانان، را نشان داد. همچنین نقش میانجی کارکردهای اجرایی بیش از تنظیم هیجانی در پیش ینی رفتارهای پرخطر در نوجوانان تاثیرگذار بود. از نتایج این پژوهش می توان در تدوین سیاست های همه جانبه و طراحی مداخلات برای جلوگیری از گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر استفاده نمود.